اصلاح الگوی مصرف 2009-2010




























براي آن كه بتوان با صرفه جويي زندگي كرد، روش‏هاي متعددي وجود دارد كه با رعايت آنها حتي مي‌توان پس انداز كرد. اگرچه تبعيت از روش‏هاي مورد نظر به ظاهر كاري شبيه به ذره ذره پول خرج كردن است، امارعايت آنها موجب مي‏شود ساليانه مبلغ قابل توجهي را پس انداز كنيد.
البته در اين مسير همواره روش‏ها و راهكارهاي متعددي وجود دارد كه عده‏اي مي‏توانند و عده‏اي نمي‏توانند آنها را به كار بگيرند.
در ذيل به شش مورد از متداول ترين موارد صرفه جويي اشاره مي‏كنيم:
1- پوشاك: در تهيه پوشاك سعي كنيد متناسب با فصل از رنگ‏هاي ساده و مدل‏هاي يقه گرد، يقه هفت و يقه اسكي استفاده كنيد كه با داشتن تعداد معدودي از آنها بتوانيد همخواني لازم را براي لباس و پوشاك تمام فصول ايجاد كنيد. در صورت امكان، لباس‏هاي بلا استفاده دوستان يا خانوده خود را بپذيريد و استفاده كنيد. تا جاي ممكن از خريد پوشاك و لباس‏هايي كه به ندرت مورد استفاده قرار مي‏گيرند، خودداري كنيد.
2- غذا: خوراك ساده‏اي را به عنوان غذا انتخاب كنيد. سعي كنيد متناسب با هر فصل، غذاي تازه مصرف كرده و تا جاي ممكن از مصرف غذاهاي فرآوري شده خودداري كنيد، زيرا مواد غذايي تازه ارزان‏تر و سالم‏تر هستند. در صورت امكان سعي كنيد بخشي از مواد غذايي مورد نياز (مانند ماست، پنير يا نان) را خودتان درست كنيد.

3- باغچه كاري: در صورت امكان از حداقل فضاي موجود استفاده كنيد و به كشت ميوه، سبزيجات يا گياهاني بپردازيد كه در سبد مصرف شما سهم چشمگيري دارند. بديهي است اگر محل سكونت شما از باغچه نسبتا بزرگتري برخوردار باشد، با پرورش گياهان و درختان علاوه بر رفع بخشي از نياز خود مي‏توانيد در تعديل درجه حرارت محيط منزل خود در تابستان و زمستان نيز موثر باشيد.
4- شراكت: سعي كنيد همسايه يا دوست خوبي باشيد. اين مسأله به خصوص در شرايط سخت اهميت زيادي دارد و امكان برقراري ارتباط با اطرافيان را بيشتر مي‏كند. اگر فكر مي‏كنيد چيزي در اختيار داريد كه مورد نياز دوست يا همسايه شما است يا آنها چيزي دارند كه به درد شما مي‏خورد، از مشاركت با هم دريغ نورزيد.
5- كار و تلاش: اگر وقت آزاد داريد، سعي كنيد شغل نيمه وقت ديگري پيدا كنيد يا چند ساعتي را طي هفته به تعليم و يادگيري فنون و مهارت‏هايي اختصاص دهيد كه در زندگي شما موثر است.
6- خريد: تا جاي ممكن خريدهاي معمولي خود را از فروشگاه‏هاي مقرون به صرفه انجام دهيد و سعي كنيد سري به حراجي‏ها، سمساري‏ها و فروشگاه‏هاي مشابه بزنيد. هنگام خريد به دوام جنس و كالاي مورد نظر فكر كنيد و اجناس مرغوب و با كيفيت بخريد. در صورت امكان به جاي تعويض اجناس خود، آنها را تعمير كنيد.



 نگاشته شده توسط سعید باقری در دوشنبه 17 اسفند 1388  ساعت 3:23 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




* کاغذی که برای چاپ اسکناس مورد استفاده قرار می گیرد از جمله محصولات وارداتی می باشد و فراموش نکنیم که کشور ما در حال تحریم است.
* خرید کیف های استاندارد مخصوص پول که اسکناس در آن بدون تا شدن جا بگیرد!
* همیشه حتی در شرایط خاص یادمان باشد که اسکناس دفترچه یادداشت نیست!
* اولین باری که به کودک خود اسکناسی جهت خرید می دهیم آموزش استفاده درست از آن و کیف مخصوص پول را هم برایش فراهم نماییم.
*
* در موقعی که دستانمان کثیف است شمردن اسکناس را به کسی دیگر محول کنیم.

* قبل از شستن لباسها حتما جیب های آن را بررسی کنیم و از نبودن اسکناس در آن مطمئن شویم.
* چطور برای جلوگیری از تا شدن عکس آن را داخل پاکت می گذاریم و نسبت به آن حساس هستیم،در باره اسکناس هک به عنوان سرمایه ملی باید برخوردی اینچنین داشته باشیم.
* با مشاهده اسکناسهای در معرض نابودی و مشاهده اولین علایم پارگی در اثر استفاده نادرست آنها را از طریق نوار چسب ترمیم کنیم.
* خود را به عنوان یک مسئول حفاظت از اسکناس به عنوان سرمایه ملی بدانیم و اطلاع رسانی در این زمینه به دوستان و سایر افراد را فراموش نکنیم.
* درحال حاضر سيستم استفاده از پول نقد در جهان تقريبا منسوخ شده است. مثلادر برخي از كشورها حتي براي پرداخت هزينه غذا در رستوران هم از كارت اعتباري استفاده مي شود.
* استفاده از كارت هاي اعتباري می تواند سهم بزرگی در استفاده کمتر در نتیجه سالمتر ماندن اسکناس داشته باشد.
* بارها مشاهده شده كه گروههاي خاصي از اسكناس براي كارهاي تبليغي و تبريك مناسبت ها استفاده مي كنند.
* قبل از برداشت پول از خود پردازها به چند نکته توجه کنید:
* به اندازه نیاز پول دریافت نمایید.
* در یافت وجه را به بعد از قطعی شدن خرید موکول نمایید.
* هیچ موقع ،حتی در زمانهای بحرانی استفاده درست از اسکناس را فراموش نکنیم و این نشود که (حالا این یک بار..........).
* یک راه خوب برای در امان نگاه داشتن اسکناس های آسیب دیده تا ترمیم مجدد جمع آوری آنها و تعویض با اسکناس هاس سالم می باشد که این کار در همه شعب بانک ها انجام می شود.
* فراموش نکنیم که اسکناس های موجود در جیب ما همانند کارت شناسایی و سایر مدارک نشان دهنده شخصیت و فرهنگ ما می باشد.
* اگر قرار است هدیه ای برای آنان که دوستشان داریم بخریم یک گزینه خوب می تواند "کیف پول" باشد. این کار می تواند توسط بانکها نیز انجام شودکما اینکه قبلا نیز انجام می شده.
* چرا از تابلو های تبلیغاتی و پیام های بازرگانی که هر روز با رنگ ولعاب جدید وعده برنده شدن جوایز بانک ها را می دهند در جهت آموزش استفاده درست از این سرمایه ملی نکنیم.
* این نکته را به خاطر داشته باشیم که یک اسکناس تا 17 روز مي تواند عامل مهم انتقال بيماري آنفلوآ نزا وسایر بیماریها باشد!پس از آن به عنوان خلال دندان یا...استفاده نکنیم.
* از جلمه نکاتی که ما می توانیم در برخورد با استفاده کنندگان نادرست از اسکناس یاد آور شویم این است که هزینه تجدید چاپ اسکناس‌های فرسوده از مالیات‌های‌ مردم تامین می‌گردد.
* در هنگام دریافت اسکناس از افراد نسبت به سالم بودن آن حساس باشیم.باشد با این کار انگیزه ای در طرف مقابل نسبت به طرح چاره ای جهت سالم ماندن اسکناس پدید آوریم.
* فراموش نکنیم که حواله کردن یک اسکناس پاره در بین اسکناس های دیگر کمکی به حل معضل نخواهد کرد بلکه ممکن است با بی توجهی که شمارنده بعدی پول خواهد داشت آن اسکناس به طور کامل از سیستم معاملاتی خارج شود.
 



 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 16 اسفند 1388  ساعت 12:16 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



1 و 2. انحراف و حسرت

از نتايج مخرّبِ خروج از زندگى متعادل، انحراف از جادّه مستقيم و در نهايت، حسرت خواهد بود، كه گاهى كار به جايى مى رسد كه ديگر دير شده و سودى نخواهد داشت. اميرالمؤمنين(ع) در ضمن وصيّت خود به فرزندش، محمّد حنفيّه، مى فرمايد:

«مَن تَركَ القصدَ جارَ؛ (13)

كسى كه ميانه روى را ترك كند از راه حقّ منحرف خواهد شد».

در روايت ديگر چنين متذكر مى شود:

«إيّاكمْ و التفريطَ، فتقعُ الحسرةُ حين لا تنفعُ الحسرةُ؛ (14)

زنهار از كوتاهى كردن، زيرا كوتاهى كردن حسرت به بارمى آورد، زمانى كه ديگر حسرت سودى ندارد».

 

3. پشيمانى

مولاى متّقيان، اميرالمؤمنين(ع) در اين خصوص مى فرمايد:

«الحِدّةُ ضربٌ من الجنونِ؛ لأنَّ صاحبَها يَنْدَمُ، فإنْ لم يَنْدَمُ فجنونُهُ مستحكَمٌ؛ (15)

تند روى بى جا نوعى از ديوانگى است؛ زيرا صاحبش پشيمان مى شود و اگر پشيمان نشود معلوم مى شود كه جنون او ريشه دار است».

 

4. ملامت

از عواقب تلخ گرفتارىِ خروج از اعتدال اين است كه انجام دهنده چنين عملى مورد نكوهش و سرزنش واقع خواهد شد. اميرالمؤمنين(ع) در اين باره مى فرمايد:

«احذروا التفريطَ فإنَّهُ يوجبُ الملامةَ؛ (16)

از كوتاهى كردن (در امورى كه بايد انجام شود مثل واجبات) بپرهيزيد، زيرا كه مورد سرزنش و عتاب قرار خواهيد گرفت».

 

5. رها شدن بنده به حال خود

براى اين كه عواقب وخيم خروج از تعادل آشكارتر بشود، نظر گرامى شما را به اين نكته معطوف مى دارم:

افرادى كه مورد غضب خداوند متعال قرار مى گيرند يكى از بزرگ ترين عذاب هايى كه پروردگار براى آنها در نظر مى گيرد اين است كه آنها را به حال خودشان وا مى گذارد، در نتيجه اين اشخاص از حدّ تعادل و ميانه روى خارج مى شوند و دچار افراط و تفريط و اسراف و تبذير خواهند شد كه همين خروج از تعادل، يكى از بزرگ ترين عذاب هاى خداوند خواهد بود؛ لذا در اين زمينه قرآن مجيد مى فرمايد:

«فَلَمّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَىْ ءٍ حَتَّى إذا فَرِحُوا بما أُتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فإذا هُمْ مُبْلِسونَ؛ (17)

پس چون همه آنچه (از نعم الهى) را كه به آنها تذكر داده شد فراموش كردند، ما هم درهاى نعمت را (براى اتمام حجّت) بر روى آنها گشوديم تا اين كه به نعمتى كه به آنها داده شد، شادمان و مغرور شدند، پس ناگهان آنها را به كيفر اعمالشان گرفتار كرديم، كه در آن هنگام خوار و نا اميد گرديدند».

رسول اللَّه(ص) نيز مى فرمايد: «إنَّ اللَّه تبارك و تعالى... إذا أراد بقوم اقتطاعاً فتحَ لهم أو فتحَ عليهم باب خيانةٍ، "حتّى إذا فرِحُوا بما أُوتوا أخذناهم بغتةً فإذا هُم مُبلسونَ"؛ (18)

خداى تبارك و تعالى... هر گاه نابودى آنها را بخواهد دَرِ خيانت كارى (از طرف خودشان يا از طرف ديگران) به رويشان مى گشايد تا از آنچه يافته بودند شادمان گشتند، پس ناگهان آنان را فرو گرفتيم و همگان نوميد گرديدند».

اميرالمؤمنين(ع) هم چنين در اين باره مى فرمايد: «و إنَّ مِن أبْغَضِ الرجالِ إلى اللَّهِ تعالى لعبداً وَكَلَهُ اللَّهُ إلى نفسه جائِراً عن قصْدِ السبيلِ، سائراً بغيرِ دليلٍ؛ (19)

بى ترديد در برابر خداوند منفورترين مردمان، بنده اى است كه خدايش او را به خود واگذاشته و رها كرده باشد و به اين علّت از خطّ تعادل بيرون افتاده است و بدون رهنما حركت مى كند».

و در حديث ديگر مى فرمايد:

«إنَّ أبْغضَ الخلائق إلى اللَّهِ رجلانِ: رجلٌ وكَلَهُ اللَّهُ إلى نفسِهِ، فهو جائرٌ عن قصدِ السبيلِ، مَشْغُوفٌ بكلام بِدعةٍ وَدُعَاءِ ضلالةٍ، فهو فتنةٌ لمَن افتَتَنَ بهِ، ضالٌّ عن هَدْي من كان قبلَهُ، مُضِلٌّ لمَن اقتَدى بهِ في حياته و بعد وفاتِهِ، حمَّالٌ خطايا غيرِه، رَهْنٌ (رهين) بخطيئتِهِ؛ (20)

به درستى كه مغضوب ترين افراد در پيشگاه خداوند دو نفرند: يكى كسى كه خداوند او را به خود واگذاشته است و او از تعادل خارج شده است و به سخنان بدعت آميز و دعوت هاى گمراه كننده با اشتياق زيادى دل بسته است و در فتنه و گمراهى فرو خواهد رفت، چه در زمان زندگى و چه بعد از مرگ، به علّت اين كه چنين شخصى، خود گمراه است و از خط اصلى خارج شده است و چنين كسى، هم بار خطاى ديگران را بر دوش خواهد كشيد و هم مرهون گناه خويش خواهد بود».

 

طرح يك اشكال و پاسخ آن

كثرت نعمتى كه افراد خطاكار از آن برخوردارند، باعث شده است كه اين توهّم و سؤال در ذهن عدّه اى قوّت بگيرد كه اگر گناه و خطا و عصيان و كفر چيز بدى است و باعث هلاكت و نابودى مى شود، پس چه گونه انسان افرادى را ملاحظه مى كند كه در كفر مطلق غوطه ور هستند، ولى با اين حال در نعمت غرق شده و از تمام امكانات زندگى برخوردارند، و اين در حالى است كه برخى افراد مقيّد و پاى بند به قوانين شرع از چنين حالتى برخوردار نيستند.

در پاسخ بايد گفت: از بزرگ ترين عذاب هاى خداوند متعال مهلت دادن و باز شدن درهاى نعمت براى بنده هاى خطاكار است كه در ظاهر نعمت است، ولى در واقع جز نقمت و عذاب چيز ديگرى نيست. اين جهت را هر كسى كه با دقّت به مسائل حول و حوش خود بنگرد، در خواهد يافت. اگر يكى از همين افرادى كه غير از خطا و گناه در زندگى چيز ديگرى ندارد و در ضمن بسيار هم متموّل و ثروتمند است، در نظر گرفته شود و زندگى شخصى و روزمرّه اش در نظر آيد، ملاحظه خواهد شد كه در بيرون به مردم آسيب مى زند و در درون، خودش را مى سوزاند. اگر اين گونه افراد با افراد ديگرى كه بسيار پاك و مقيّد و پرهيزكار هستند و احياناً وضع مادّى خوبى هم ندارند مقايسه شوند معلوم خواهد شد كه چه كسى با روحى شاد و فكرى آزاد و با اطمينان خاطر از نعمت استفاده مى كند، آيا ثروتمند آن چنانى و يا آن انسان سالم و صادق و زحمتكش و به حسب ظاهر احياناً كم درآمد؟

به طور قطع، خوردن يك لقمه نان و پنير از سر صدق و صفا مى ارزد به تمام دارايى آن چنانى كه همراه با هزار هول و هراس و قتل و غارت و دروغ و ريا و تهمت و... به دست آمده باشد؛ چرا كه همه تلاش و كوشش انسان ها براى اين است كه در نهايت به آرامش و راحتى و اطمينان خاطر برسند و آن نعمتى در واقع نعمت است كه از چنين خصوصيّتى برخوردار باشد كه اگر چنين نعمتى نصيب انسان شود زيادش هم كم است، وگرنه جز بلا و حسرت و... چيز ديگرى نخواهد بود.

 

6. موجبات بد نامى دين و مذهب

شبهه و اعتراض شده است كه علّت بدبختى و عقب ماندگى كشورهاى مسلمان، مذهب و آيينى است كه از آن تبعيّت مى كنند و اين دين و مسلك آنهاست كه دست و پاى توسعه و بالندگى آنها را مى بندد و بالطبع حول و حوش همين مطلب نيز مسائل جنجال برانگيزى مطرح شده است.

در جواب بايد گفت: پيش از هر چيزى بايد در مورد اديان و مذاهب و قوانين حاكم بر آنها تحقيق و بررسى شود تا اين كه صحّت و سقم مطلب روشن شود.

در خصوص دين مبين اسلام، قانونى كه حاكم بر آن است قرآن مجيد است و در اين قانون ادّعا شده است كه اسلام يك دين متين و مُتْقَن و دقيق است؛ مذهبى است كه تمام قوانين در آن براى رشد و تعالى انسان ها وضع شده است واز حكمت متعاليه برخوردار است و تمام ارسال رسولان و فراهم شدن همه امكانات زيستى براى انسان ها به اين جهت بوده است كه آنها به هدف نهايى خلقت برسند و خود را پرورش دهند، در واقع از خود رها شوند و به خدا و لقاء اللَّه برسند، آن گاه الگو و سرمشق ديگران شوند، همان گونه كه پروردگار همين انسان ها مى فرمايد:

«وَكَذَلِكَ جَعَلْنَكُمْ أمّة وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَآءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا... وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَنَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِيمٌ» (21) ؛ يعنى ما هم چنان شما را به آيين اسلام هدايت كرديم و به اخلاق معتدل و سيرت نيكو بياراستيم تا گواه مردم (و سرمشق درستىِ خلق و ديگر اعمال نيكو) باشيد، تا ساير ملل عالم نيكى و درستى را از شما بياموزند، چنان كه پيغمبر را گواه شما كرديم تا شما از او بياموزيد... و پروردگار اجر پايدارى شما را در راه ايمان تباه نخواهد كرد؛ زيرا كه خداوند به خلق مشفِق و مهربان است.

گفته شد قانون حاكم بر جهان اسلام متين و متقَن است و هنگامى كه انسان در حدّ توان خود به بررسى و تجزيه و تحليل قوانين دين مبين اسلام مى پردازد به اَدلّه اين ادّعا آگاه خواهد شد، از باب مثال، اسلام اهميّت و ارزش زيادى براى فريضه تعليم و تعلّم قائل شده است، تعليم و تعلّمى كه خود پايه و اساس و مادر تمام پيشرفت ها و توسعه ها در جهان است. در اين باره، از يك سو، دين مبين اسلام بر تعليم و تعلّم و عمل به دانسته ها تأكيد زيادى داشته است تا آن جا كه آيات و روايات بسيارى در همين زمينه وارد شده است و از سويى ديگر، در جوامع مسلمين و در طول تاريخ اسلام، دانشمندان بسيارى با تكيه بر همين دانسته ها و عمل به همين اندوخته ها زمينه پيشرفت و عظمت مسلمين را فراهم آورده اند، به ويژه در قرونى كه مسلمانان توانستند زمام امور بسيارى از كشورها را در دست گيرند و تمدن عظيم اسلامى را پايه ريزى نمايند كه البته همه اين موارد با شواهد فراوان در لابه لاى برگ هاى زرّين تاريخ آمده است.

 

7. محروم شدن از شفاعت

از ديگر عواقبِ عدم رعايت اعتدال در زندگى، اين است كه حتّى دوستى با اهل بيت عصمت و طهارت نيز براى چنين افراد نامتعادلى اثر ندارد و نمى تواند گناهان و خطاهاى آنان را بپوشاند، چرا كه طبق قانون، كسانى به درگاه ربوبى نزديك ترند كه نسبت به احكام شرع پرهيزكارتر باشند و در امور زندگى اعتدال بيش ترى داشته باشند؛ خداوند حكيم مى فرمايد:

«يَأَيُّهَا النَّاسُ... إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ؛ (22)

اى مردم، ... همانا گرامى ترين شما نزد خداوند، پرهيزكارترين شماست، همانا كه خداوند دانا و آگاه است».

وقتى كه چنين چيزى ملاكِ ارزش گذارى و ارزيابى خداوند شد، پيامبران و مبلّغان دين چنين خدايى، ملاك و معيار ديگرى نخواهند داشت. امام صادق(ع) در اين باره مى فرمايد:

«نحنُ أصلُ كلِّ خير، و من فروعِنا كلُّ برٍّ؛ فمن البرِّ التوحيدُ و الصلاةُ و الصيامُ و كظمُ الغيظِ و العفوُ عن المسي ء و رحمةُ الفقيرِ و تعهُّدُ الجارِ و الإقرارُ بالفضلِ لأهله، و عدوُّنا أصلُ كلِّ شرٍّ، و من فروعهم كلُّ قبيحٍ و فاحشةٍ، فمنهم الكذبُ والبخلُ والنميمةُ والقطيعةُ وأكلُ الربا وأكلُ مال اليتيم بغير حقّهِ و تعدّي الحدودِ التي أمرَ اللَّهُ و ركوبُ الفواحشِ ما ظَهَرَ منها و ما بطنَ و الَزنى والسرقةُ و كلُّ ما وافق ذلك من القبيحِ، فَكَذِبَ مَنْ زعمَ أنّه مَعَنا و هو متعلّق بفروعِ غيرِنا؛ (23)

ما اساس كارهاى خير هستيم و هر نيكى و خوبى از فروع ماست، نيكى ها و خوبى هايى مانند توحيد، نماز، روزه، فرونشاندن خشم، بخشش خطاكار، مهربانى به فقير، رسيدگى به همسايه و اقرار به فضيلت براى خانواده اش. ولى دشمن ما اساس تمام امور شرّ است و هر بدى و زشتى و فحشايى از فروع اين دشمنان است؛ مانند دروغ، بخل، قطع صله رحم، رباخوارى، خوردن مال يتيم به غير حق، تجاوز به حدودى كه خداوند به آنها امر فرموده، انجام فحشاى ظاهر و باطن، زنا، دزدى و هر آنچه مثل اينها از كارهاى خلاف باشد. پس كسى كه پيرو دشمنان ماست، ولى ادّعا مى كند دوستدارماست دروغ مى گويد».

در روايتى ديگر، وقتى كه عمرو بن سعيد بن بلال و جماعتى بر امام باقر(ع) وارد شدند، امام(ع) فرمود:

«كونوا النُمرُقَةَ الوُسطى؛ يرجع إليكم الغالي و يلحَقُ بكم التالي، و اعلموا يا شيعة آل محمّد! ما بينَنا وبينَ اللَّهِ من قرابةٍ، و لا لنا على اللَّه حجّة، و لا يقرَّبُ إلى اللَّه إلّا بالطاعة؛ مَن كان مطيعاً نفعته ولايتنا، و مَن كان عاصياً لم تنفعهُ ولايتُنا.

قال: ثمّ التفتَ إلينا و قال: لا تغترُّوا و لاتفترُوا! قلتُ، و ما النُمرُقَةُ الوُسطى؟ قال: ألا ترونَ أهلاً تأتون أنْ تجعلوا للنمط الأوسط فضله؛ (24)

از فرقه نمرقه وسطى باشيد؛ چرا كه (ضرر) غلو كننده (و جلو رونده) به شما بر مى گردد و (آسيب) مقصّر (و جا مانده) به شما مى رسد و اى شيعه آل محمّد، بدانيد كه بين ما و بين خداوند خويشاوندى نيست و نه براى ما بر خداوند حجّتى است و نه تقرّب و نزديكى به خداوند، جز به وسيله طاعت امكان پذير است. ولايت و دوستى ما براى كسى سودمند است كه فرمانبردار باشد و براى كسى كه خطاكار باشد ولايت و دوستى ما سودى ندارد. (عمرو بن سعيد بن بلال) مى گويد: سپس امام(ع) رو كرد به ما و فرمود: مغرور نباشيد و سستى نكنيد. (عمرو مى گويد:) به امام عرض كردم: چيست نمرقه وسطى؟ امام فرمود: آيا نمى بينى اين كه مردم براى جايگاه مجلس كه معمولاً در وسط مجلس با قرار دادن متّكا معيّن مى شود، ارزش و فضل خاصّى قائل هستند».

براى توضيح بيش تر، وقتى انسان وارد مجلسى مى شود اوّلين چيزى كه به چشمش مى خورد و عظمتِ خاصّى دارد ميانه مجلس است كه در آن جا متّكا و پشتى و امثال اينها قرار داده شده و معمولاً جايگاه مهتران وبزرگان مجلس است و امام(ع) همان گونه كه مردم براى وسط مجلس ارزش خاصّى قائل هستند، كارهاى متعادل و ميانه را نيز ارزشمند مى دانند.

 

8. قبول نشدن دعا

امام صادق(ع) در اين زمينه مى فرمايد: «أربعةٌ لا يُسْتَجابُ لَهُمْ؛ أحدهم كانَ لَه مالٌ فَأَفسَدَهُ، فيقول: «يا ربّ ارزقني!»

فَيَقُولُ اللَّهُ - عَزَّوَجَلَّ-: ألَم آمُرَكَ بِالإقْتِصادِ؛ (25)

چهار كس هستند كه دعاى آنها مستجاب نمى شود: يكى از آنها كسى است كه مالى دارد و آن را از بين مى برد و در اين هنگام (كه فقير شده است) عرضه مى دارد: اى خدا، به من روزى عنايت بفرما. خداوند در جواب چنين شخصى مى فرمايد: آيا من تو را به ميانه روى و اعتدال امر نكرده ام؟».

 

9. فقر

رسول خدا(ص) مى فرمايد:

«مَنِ اقْتَصَدَ، أغْناهُ اللَّه و من بذَّر، أَفْقَرَهُ اللَّهُ؛ (26)

كسى كه ميانه روى و اعتدال را رعايت كند خداوند، او را بى نياز مى گرداند و كسى كه زياده روى كند (و از حدّ اعتدال خارج شود) خداوند او را فقير مى گرداند».

مولاى متقيان، على(ع) نيز در اين باره مى فرمايد: «الإقتصادُ يُنْمِي القليلَ؛ الإسرافُ يُغْنِي الجَزيلَ؛ (27)

ميانه روى، كم را زياد مى گرداند و زياده روى (و خارج شدن از حد اعتدال) زياد را از بين مى برد (و تبديل به فقر و ندارى مى كند)».

 

10. سبب عذاب و هلاكت

آيات و روايات زيادى در مورد عقوبت و عذاب افراد مسرف وارد شده است كه در اين جا تنها به قسمتى از آن بسيار اشاره مى شود، پروردگار متعال در مورد عاقبت مسرفين چنين مى فرمايد:

«وَكَذَلِكَ نَجْزِى مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِن بَِايَتِ رَبِّهِ وَلَعَذَابُ الْأَخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَى ؛ (28)

و بدين سان هر كس را كه زياده روى كند (ظلم و نافرمانى كند) و به آيات خدا ايمان نياورد مجازات مى كنيم و عذاب آخرت سنگين تر و پاينده تر است».

هم چنين در مورد قوم لوط(ع) مى فرمايد:

«قَالُواْ إِنَّآ أُرْسِلْنَآ إلى قَوْمٍ مُّجْرِمِينَ لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِّن طِينٍ مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ لِلْمُسْرِفِينَ؛ (29)

(فرستادگان به حضرت لوط(ع)) گفتند: ما براى (هلاك) قوم بدكارى (كه قوم لوط باشد) فرستاده شديم تا بر سر آنها بارانى از سنگ فرود آوريم، سنگ هايى كه نزد پروردگارت معين و نشان دار است براى كسانى كه اسراف كرده اند».

و اين وعده و وعيدها اين طور هم نبود كه صرف وعده بوده باشد، بلكه به آنچه كه به آن ترسانيده شده بودند جامه عمل پوشيده شد و لذاست كه ملاحظه مى شود خداوند متعال در مورد وعده اى كه به پيامبران خود داده است مى فرمايد:

«ثُمَّ صَدَقْنَهُمُ الْوَعْدَ فَأَنجَيْنَهُمْ وَمَن نَّشَآءُ وَأَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ؛ (30)

پس ما به وعده اى كه به آنها (پيامبران) داده بوديم وفا كرديم و آنان را با هر كه خواستيم از شرّ دشمنان نجات داديم و مسرفان ظالم را هلاك گردانيديم».

هم چنين در مورد كسانى كه در انجام وظايف، قصور و كوتاهى كردند چنين مى فرمايد:

«إِذَا جَآءَتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قَالُواْ يَحَسْرَتَنَا عَلَى مَا فَرَّطْنَا فِيهَا وَهُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَى ظُهُورِهِمْ أَلَا سَآءَ مَا يَزِرُونَ؛ (31)

آن گاه كه قيامت ناگهان فرا رسد گويند: واى بر ما كه در دنيا چه قدر قصور كرديم، و اين افراد بار گناهانشان را به دوش مى كشند. آرى، بد بارى را به دوش مى كشند».

اميرالمؤمنين، على(ع) در اين باره مى فرمايد:

«مَن لم يُحسِنِ الإقتصادَ أهلكَهُ الإسرافُ؛ (32)

كسى كه (در زندگى خود) ميانه روى و اعتدال را نيكو نگرداند اسراف و زياده روى او را هلاك و نابود خواهد كرد».

 

11. جهنّم

خداوند متعال در مورد عاقبت كار كسانى كه در زندگى خود دچار اسراف و زياده روى شدند، مى فرمايد:

«وَأَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَبُ النَّارِ؛ (33)

اسراف كنندگان اهل جهنم هستند».

اميرالمؤمنين(ع) نيز مى فرمايد:

«النارُ غايةُ الفَرِطِينَ؛ (34)

آتش جهنّم، فرجام افرادى است كه (در اوامر الهى) كوتاهى مى كنند».



 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 16 اسفند 1388  ساعت 12:13 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



طبيعت لذّت ، اين است كه از درد و رنج ، گريزان است. به همين جهت ، اگر لذّت‏جويى ، ركن زندگى انسان گردد، تحمّل سختى‏ها دشوار مى‏شود. سختى‏ها اجتناب‏ناپذيرند و لذا انسان لذّت‏طلب، در برابر آنها زمين‏گير مى‏شود و تنيدگى او مهارناپذير مى‏گردد. ما لذّت را براى راحتى مى‏خواهيم و همين لذّت‏گرايى ، به عاملى جهت افزايش فشارهاى روانى تبديل مى‏شود . دكتر اديت ويكوف جولسون ، استاد روان‏شناسى دانشگاه جورجيا در اين باره مى‏گويد:

فلسفه كنونى ما درباره بهداشت روان ، بر اين پايه استوار است كه مردم بايد شاد و خوش‏حال زندگى كنند و غم و اندوه ، نشانه ناسازگارى و عدم انطباق با زندگى است . اين اعتقاد و نظام ارزش‏ها بايد خود را در برابر كسانى كه درد و رنجى اجتناب‏ناپذير دارند ، مسئول بداند ؛ زيرا اين شيوه انديشه موجب مى‏شود كه افراد دردمند ، به خاطر اين‏كه شاد نيستند ، اندوهناك‏تر نيز بشوند . 1

اكنون بهتر مى‏توان فهميد كه چرا دين ، مركز ثقل آموزه‏هاى زندگى‏ساز خود را لذّت قرار نداده است ؟ لذّت محورى ـ كه ويژگى فرهنگ مادى بخصوص فرهنگ امريكايى است ـ نتيجه‏اى جز اندوه بيشتر ندارد .



 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 16 اسفند 1388  ساعت 12:12 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



در بعضي روايات، سخن از كمترين مرتبه اسراف به ميان آمده و از آن نكوهش شده كه چند مورد آن به عنوان

نمونه ذكر مي شود. در حديث معتبري كه پيش از اين هم ذكر آن گذشت حضرت صادق ژ فرمودند:.

ميانه روي را خداوند دوست دارد و اسراف را حتي در دور انداختن هسته خرما كه صلاحيت استفاده را دارد و نيز در دور ريختن زيادي آب نوشيدني دشمن مي دارد.(6).

باز در روايت ديگري همان حضرت مي فرمايند:.

خداوند فرشته اي دارد كه اسراف در وضو را به منزله دشمني با خداوند ثبت مي نمايد.(7).

همچنين در حديث معتبري (اسحاق بن عمار) مي گويد:.

از امام صادق ژ درباره پايين ترين مرحله اسراف سؤال شد، حضرت فرمودند: استفاده بي رويه از جامه اي كه وسيله حفظ آبروي توست و دور ريختن زيادي ظرف غذا و انداختن هسته خرما به اين طرف و آن طرف.(8).

و نظير اين روايت روايتي است كه قبلاً ذكر آن رفت و در آن، حضرت رضا - عليه آلاف التحية والثناء - به دور انداختن نيمخورده ميوه اي اعتراض فرمودند و از آن نكوهش كردند.(9) به اين مضمون روايات ديگري هم هست كه به كمترين درجه تضييع مال، عنوان اسراف داده است.(10) دقت در اين گونه روايات با توجه به زمان و مكان صدور آنها بيانگر نكته اي مهم در باب اسراف است كه با ذكر مقدمه اي به توضيح آن مي پردازيم و آن، اين است كه:.

در بخش (واژه اسراف) روشن شد كه اسراف و تبذير در لغت، تضييع مال است و حتّي در بعضي روايات نيز به همين معني تعبير و تفسير شده است‏(11) و مال چيزي است كه قابل معاوضه بوده و ارزش مبادله اي داشته باشد و به بيان ديگر (مال) به چيزي گفته مي شود كه مطالبه پول در برابر پرداخت آن، صحيح باشد بر خلاف (ملك) كه شيئي قابل معاوضه و مبادله باشد يا نباشد - مانند دانه اي گندم يا جو - عنوان ملك بر آن صادق است ولذا شيخ انصاري - رضوان اللّه تعالي عليه - فرموده است كه مبادله و معامله چنين چيزي صحيح نيست؛ زيرا عنوان مال بر آن صادق نيست، گرچه احكام ملكيّت را داراست و بدين جهت غصب آن، حرام و تصرف در آن بدون اذن مالكش جايز نيست.(12).

پس از اين مقدمه، دو اشكال به ذهن مي آيد:.

1. اين گونه روايات سخن از كمترين مرتبه اي كه اسراف بدان تحقق پيدا مي كند، دارد و در آنها مواردي ذكر مي شود كه نمي توان در عرفِ مبادلات به عنوان (مال) از آن ياد كرد، در اين صورت، دادن عنوان (اسراف) به اين گونه موارد بر چه معياري است.

2. بنابر مفاد اين روايات با القاي خصوصيّت از موارد مذكور در آنها و جريان اسراف در ساير موارد مشابه بايد بگوييم: حتي دور ريختن مثلاً يك هسته خربزه و يا هندوانه و نظاير آن نيز اسراف و از گناهان بزرگ است و موجب سقوط عدالت با پيامدهاي آن مي شود در صورتي كه اين گونه حكم كردن، مخالف سيره قطعي مسلمين و علماي اسلام است.

اين دو اشكال براي مدتي در ذهن نگارنده وجود داشت و با توجه به كثرت اين گونه احاديث و معتبر بودن بعضي از آنها در صدد حلّ آن بودم، تا اين كه به فضل الهي به آن موفق شدم و با اين پاسخ، نكته اي نيز در باب اتلاف هاي جزيي روشن مي شود، كه در ضمن جواب بر خوانندگان محترم معلوم خواهد گشت. و آن، اين است كه اسراف - همان گونه كه بيان شد - اتلاف و تضييع (مال) است؛ ولي صدق مال و عدم آن بر هر چيز تابع شرايط زماني و مكاني آن است. ممكن است يك شي‏ء خاص در زماني و يا در نقطه اى، ارزش مالي داشته باشد - و همان شي‏ء در زمان و يا مكان ديگري داراي آن ارزش نباشد. بر همين اساس، صدق اسراف و عدم اسراف بر اتلاف آن نيز متفاوت است. به عنوان مثال يك ليوان آب، در كنار دجله و فرات و امثال آن از هيچ ارزش مالي برخوردار نيست، در حالي كه همان مقدار در بيابان دور از آب و يا در خشكسالى، داراي ارزش است و همچنين براي هسته خرما در مثل بسياري از سرزمينهاي ايران كمترين ارزشي وجود ندارد، در صورتي كه در كشوري مانند عربستان كه هم مي توان از آن در كشت استفاده كرد و هم در ساختن نوعي آذوقه براي شتران از آن بهره برد، داراي ارزش مالي بوده و جزو مال محسوب مي شود ولذا در رواياتي هم كه در اين خصوص آمده مواردي ذكر شده است كه تمامي آنها با توجه به شرايط زماني و مكاني صدور روايات، از مصاديق (مال) بوده اند و از بين بردن و ضايع نمودن آنها اسراف به حساب مي آمده است. با اين توضيح معلوم شد كه:اوّلاً:

روايات با آنچه اهل لغت و تفسير در معناي اسراف گفته اند، منافاتي ندارد و آنچه در آنها آمده، اتلاف مال بوده است.

ثانياً: القاي خصوصيّت از موارد مذكور در روايات، به اين معناست كه معيار - چه در مورد آنچه در آنها آمده و چه در ساير موارد - صدق ماليّت است و اتلاف هر چيز جزيي در صورتي كه عنوان مال داشته باشد؛ يعني از ارزش مبادله اي برخوردار باشد، اسراف و حرام است و در غير اين صورت، عنوان (اسراف) نخواهد داشت.(13).

در اين جا تذكر اين نكته لازم است كه در ارزشيابي مثل آب، برق، گاز و نان در اين زمان، نبايد به پولي كه دولت از مصرف كننده در مقابل آن وصول مي كند توجه داشت؛ زيرا اين گونه امور خدماتي هستند كه دولت به مردم ارائه مي دهد و آنچه از آنها در قبال آن اخذ مي كند، با هزينه تمام شده براي خود او بسيار فاصله دارد، به عنوان مثال: طبق نظريه كارشناسان وزارت نيرو، روشن كردن يك لامپ صد ولتي در حدود صد دلار براي دولت هزينه در بر دارد و لذا نمي توان گفت: مثلاً يك ليوان آب نسبت به كل آب بها ارزش مالي ندارد و يا روشن بودن يك لامپ در مدّت كم، داراي هزينه اي نيست و همين طور يك قطعه نان نسبت به پولي كه در مقابل يك نان پرداخت مي شود، ماليّت ندارد؛ بلكه بايد در محاسبه اين امور، مجموع مخارجي كه استخراج، توليد و توزيع آن با همه جوانبش بر دوش بيت المال و بودجه شخصي مي گذارد، در نظر گرفت.

 


 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 16 اسفند 1388  ساعت 12:08 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



از آنجايي که حفظ و نگهداري ذخاير انرژي که ثروت ملي ما به شمار مي روند از وظايف اصلي ما بوده و با توجه به مصرف بي رويه انرژي که از دغدغه هاي امروز جامعه کنوني مي باشد و عدم استفاده درست از آن باعث بالارفتن چشمگير هزينه ها و در نتيجه فشار اقتصادي جامعه است لزوم مديريت مصرف انرژي بر همگان واضح و مبرهن بوده و آموزشهاي مبتني بر آن امري بديهي است.

راه کارهاي اجرايي کاهش مصرف انرژي در ادارات

- بهبود بهره وري در روشنايي
- استفاده از در و پنجره هاي upvc به جاي آلومينيومي و آهني
- استفاده از پوشش هاي سلولزي به جاي رنگ در ساختمان

رابطه روشنايي و بهره وري

روشنايي مصنوعي خوب، مهم است چونکه تقريبا %25 کار انجام شده در کارگاهها و کارخانه ها زير نور مصنوعي است. روشنايي از اينرو مي بايد هدفمند، اقتصادي، حافظ سلامتي و زيبا باشد. بنابراين فقط نبايد به توليد نور و روشنايي فکر کرد بلکه ضرورت دارد به اثار فيزيولوژيک نور بر بدن انسان، يعني رابطه ميان روشنايي و بينايي نيز توجه کرد، زيرا نور در حال و وضعيت انسان تاثير ميگذارد.

راه کارهاي روشنايي

استفاده هرچه بيشتر از آفتاب و روشنايي روز به دلايل مختلف از جمله حفظ سلامتي چشمها، شادابي و سازندگي و عدم افسردگي، صرفه جويي انرژي و بهبود بهره وري کار. استفاده از لامپهاي رشته اي موجود فقط و فقط در فصلهاي پاييز و زمستان، زيرا لامپ پرمصرف و گرمازاي رشته اي در واقع يک بخاري برقي کوچک است، که در بهار و بويژه تابستان، گرماي آن تحمل ناپذير است. فزون بر آن، لامپهاي رشته اي %95 انرژي الکتريکي را مستقيما به گرما و حدود %5 آن را به نور تبديل مي کنند.خلاف عقل است که به روشنايي روز با شدت 100000 لوکس بي اعتنا باشيم و اتاقهاي خود را به طور مصنوعي با لامپهاي پر مصرف و گرمازاي رشته اي پرتو افشاني کنيم.
هنگام توليد برق نزديک به %16 دي اکسيد کربن، so2 %12 و NOX %22 توليد مي شود، که با بهره گيري از روشنايي پر بازده، يعني استفاده از لامپهاي فلورسنت کم مصرف مي توان از ميزان اين آلاينده ها کم کرد.با نزديک کردن لامپ به سطح کار مي توان بهره وري روشنايي را افزايش داد، مثلا در ادارات، بهترين طرح روشنايي اين است که از چهار لامپ فلورسنت آويز به صورت اضلاع يک مربع يا مستطيل استفاده کنيدف در اين طرح با حذف حبابهاي لامپ فلورسنت و تنظيم ارتفاع لامپها مي توان به سيستم روشنايي پربازده، کم مصرف و با بهره وري زياد دست يافت.

استفاده از در و پنجره هاي upvc به جاي آهني و آلومينيومي
مزاياي درب و پنجره هاي دو جداره upvc

1) صرفه جوئي در مصرف انرژي
2) مقاوم در برابر اشعه ماوراي بنفش (uv) و حذف اثرات مخرب آن
3) کاهش آلودگي صوتي
4) کاهش آلودگي هوا
5) کاهش هزينه تاسيسات سرمايشي و گرمايشي در ساختمان
6) هوابندي کامل
پنجره هاي upvc به جز تغيير در ضريب انتقال حرارت باعث مي شوند تا نفوذ هوا به حداقل برسد يکي از مواردي که باعث افزايش تعداد دفعات هواي داخل شده و اتلاف حرارتي را به اندازه يک سوم تعداد تعويض هوا در حجم داخلي ساختمان ايجاد مي کند درزبندي نامناسب پنجره هاست. پنجره هاي upvc بدليل درزبندي کامل موجب مي شوند تا از ورود نسيم سرد در زمستان و نسيم گرم در تابستان به داخل جلوگيري شود در نتيجه شرايط آسايش حرارتي با صرف انرژي کمتري قابل حصول است اند.

رنگ آميزي ديوارها با استفاده از پوشش هاي سلولزي

پوششهاي سلولزي که از رنگهاي بسيار متنوع و زيبايي برخوردار است از الياف تشکيل شده و با خواص ويژه و مزاياي فراوان خود (که ذکر همه آنها مربوط به اين مبحث نيست) جايگزين مناسبي براي رنگهاي ساختمان مي باشد، خاصيت عايق بودن الياف سالهاست که پذيرفته شده است و بيشتر خاصيت عايق بودن مجمع الياف (از نظر حرارت) به علت اين است که همواره هواه در داخل فضاهاي موجود در داخل آن ساکن مي گردد. ديوار پوشيده از پوشش هاي سلولزي از اتلاف حرارت در فصل زمستان مي کاهد.
همه ساختمان ها از طريق ديوارها و جداره ها مقداري گرما از دست مي دهد که اين پوششها کاملا اين فضاها را پر مي کند ضمن آنکه با جلوگيري از برخورد مستقيم تابش خورشيد سرمايش تابستاني را تامين مي کند هوا گرم بين ديوار بيروني و هواي ساکن بين الياف بالا رفته و از ميان سوراخ هاي روکاري به بيرون جريان مي يابد.يکي ديگر از آلوده کنندگان محيط زيست فلزات سنگين مي باشد فلزات جز مفيد ترين مواد و اولين عناصري هستند که توسط انسان شناخته شدند و مهم ترين نقش را در توسعه ايفا مي گردد.
امروز يک فلز اورانيوم راه حلي براي حل مبرم ترين مشکل بشر يعني کمبود انرژي شناخته شده است که بسيار ارزشمند مي باشد ولي در کنار آن هرچه در صنايع ديگر امکان استفاده کمتر از اين فلزات سنگين که به طور کل V-Sn-Cu-Ni-Mg-Pd-Cn-Cb-Ba هستند باشد آلودگي زيست محيطي به حداقل خواهد رسيد با اين هدف پوشش هاي سلولزي بدون استفاده از حتي يک فلز سنگين تهيه مي شود که از اين بابت تامين کننده سلامت مصرف کنندگان مي باشد و يکي ديگر از موارد مطرح در جوامع مدرن بشري بازيافت محصولات پس از پايان دوره مصرف مي باشد که از اين جهت نيز اين محصولات به چرخه طبيعت باز مي گردد و حافط ذخاير انرژي هستند.
منبع: http://www.ebtekarnews.com
 


 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 16 اسفند 1388  ساعت 12:07 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



از موارد تضييع مال، انفاق بي جا در دادن مال به انساني است كه اهليّت آن را ندارد و اين عدم صلاحيّت يا از آن رو است كه فرد گناهكاري است و دادن مال موجب تقويت او در انجام گناه مي شود و يا به جهت اين كه آدم متمكن و ثروتمندي است و بذل و بخشش ديگري تأثيري در بهبود وضع او ندارد و از آن طرف، اين عمل براي انفاق كننده هم هيچ بهره و فايده عقلايي به همراه نداشته باشد.
ابي مخنف ازدي - كه گفته شده ازاصحاب اميرالمؤمنين(علیه السّلام)بوده - از آن حضرت اين چنين نقل مي كند:.
هر كس از شما مال و ثروتي دارد، بايد از فاسد نمودن آن بپرهيزد؛ زيرا بخشش آن به كسي كه سزاوار آن نباشد تبذير و اسراف است و اين كار موجب بلندي نام انفاق كننده در بين مردم مي شود؛ ولي مقام او را نزد خداوند پايين مي آورد و هيچ شخصي ثروت خود را به افراد غير مستحق نداد؛ مگر اين كه خداوند او را از سپاسگزاري آنان محروم نمود و دلهاي آنان را متوجّه غيراو ساخت و چنانچه در ميان آنان كسي باشد كه بخواهد به او خدمت و خير خواهي نمايد، همانا اين عمل را همراه با چاپلوسي و دروغ و حيله همراه خواهد ساخت. اگر روزي پايش بلغزد و به كمك آنها نياز پيدا كند، بدترين و پست ترين دوستانند و هيچ كس مالش را به كساني كه اهليّت آن را ندارند انفاق نكرد؛ مگر اين كه غير از ستايش ظاهري انسانهاي پست - آن هم تا وقتي از مال او بهره مند شوند - چيزي عايدش نگشت و ثناگويي انسان هاي نادان، كه فلاني شخص بخشنده اي است؛ در حالي كه او در پيشگاه پروردگارش بخيل به حساب آيد، چه نتيجه اي دارد و اين عمل چه خسران آميز و زيانبار است! وچه نصيبي از اين كمتر!.
پس اهل ثروت بايد مال خويش را در راه (صله رحم) و كمك به خويشاوندان، مهمان نوازي و پذيرايي از واردين، رهانيدن انسان هاي دربند و اسير و كمك به افراد در راه مانده بكار ببندند؛ زيرا رسيدن به اين خصلت ها كرامت دنيا و شرف آخرت است.
آنچه در اين بخش، از اقسام سه گانه تبذير آمد، مواردي است كه انديشه صحيح بر محكوميت آن قايم است و معيارهاي عقلي آن را تقبيح مي نمايد و مصداق هاي تجاوز از حدّي است كه بر اساس معيارهاي عقلي در تحقق اسراف تعيين مي شود. .



 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 16 اسفند 1388  ساعت 12:06 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :20
  •    
  •   
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  
  • 16  
  • 17  
  • 18  
  • 19  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET