اصلاح الگوی مصرف 2009-2010




























 سال 1388 از سوی مقام معظم رهبری به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف اعلام گردید. این نام گذاری برای محققان اقتصادی نویدبخش بحث های جدی در حوزه چگونگی رفتار فعالین اقتصادی است. بیان اصلاح الگوی مصرف ، تنها ایجاد دگرگونی در توابع مصرفی خانوارها نیست، بلکه ایجاد نگاهی نو در معرفت شناسی علم اقتصاد در موضوعاتی همانند اسراف در اندیشه اقتصادی است. شناسایی ابعاد مسئله اسراف در نظام اقتصادی جامعه مستلزم دانستن تمام فعالیت های اقتصادی همانند زنجیر متصل به هم است که هرگونه تغییر و تحول در یک حلقه آن دیگر حلقه ها را نیز در بر خواهد داشت. به بیان دیگر اصلاح الگوی مصرفی مصرف کنندگان زمانی موفقیت آمیز خواهد بود که تولیدکنندگان کالا و خدمات و دولت در ابعاد مختلف در جهت اصلاح ساختار تابع تولید جامعه قدم های موثری برداشته باشند.

ادبیات موضوع
از نظر تئوری علم اقتصاد میزان مطلوبیت حاصل از مصرف و یا داشتن کالا و خدمات هر مصرف کننده را هدایت می کند که با توجه به توان مالی خویش تصمیم بگیرد که چگونه و به چه میزان کالا و خدمتی را تقاضا و مصرف کند. این نگرش پیشینه سازی تابع مطلوبیت با لحاظ کردن محدودیت های بودجه ای نامیده می شود. حال اگر در بازار جامعه ای تعادل برقرار شده میان عرضه و تقاضای کل برای کالا و خدمات موجب عدم رضایت کارشناسان از شاخص های اقتصاد ملی مانند پایین بودن نرخ رشد اقتصادی، بالا بودن سطح عمومی قیمت ها و ... گردد، بی تردید باید در تحلیل وضعیت اقتصادی به هزینه های فرصتی تحمیل شده از سوی الگوی مصرف به اقتصاد ملی توجه خاص مبذول داشت. اصلاح الگوی مصرف به تنهایی نه از طریق مداخله در تابع مطلوبیت مصرف کنندگان حاصل می شود و نه با تغییر در محدودیت های بودجه از طریق اصلاح قیمت بدست خواهد آمد. بلکه طیف بزرگی از متغیرهای اقتصادی که همزمان بتوانند نقش هدایتی در ساختار بازار داشته باشند این مهم را محقق خواهند کرد. به عنوان نمونه با تعیین قیمت های واقعی برای حامل های انرژی ، مردم خود عهده دار مدیریت تخصیص منابع انرژی خواهند بود. تحقیقاً آنها سعی می کنند در حد محدودیت بودجه خود انرژی مصرف کنند و از هدر دادن منابع مالی خویش جلوگیری نمایند و سیاست گذاری های خاص دولت برای صرفه جویی در مصرف انرژی اگر فقط شامل تعیین قیمت های واقعی انرژی شود، تغییرات بوجود آمده در سطح عمومی قیمت ها آزاردهنده اقتصاد جامعه خواهد شد. لذا انجام کارهای فرهنگی لازم برای نشان دادن منافع بلند مدت جامعه با لحاظ کردن محدودیت های منابع انرژی و اثرات زیست محیطی و همراهی صاحبان بنگاه های اقتصادی برای بهره گیری از دانش جدید برای ارتقای کیفیت تولید و مصرف انرژی تضمین کننده موفقیت الگوی مصرف در بخش انرژی خواهد شد.

روش های مطالعه
میزان تقاضای مصرفی، تقابل رفتار خانوارها با تولیدکنندگان کالا و خدمات در بازار است که براساس شیوه زندگی خانوار، در سبد مصرفی آنها ظاهر می گردد. خانواده ها با تخصیص بودجه لازم برای نیازهای جاری و آینده خویش به مصرف کالاها و خدمات مختلف مانند مواد غذایی و خوراکی، پوشاک ، دارو، آب ، برق ، گاز، تلفن، لوازم خانگی، تفریح و مسافرت مبادرت می کنند. آموزه های کتاب های اقتصاد خرد نشان می دهد که مصرف کننده سرور و فرمانروای مطلقی است که هیچ احدی حق ارشاد و تحمیل نظرات خود بر چگونگی مصرف آن را دارا نیست. به بیان دیگر هیچ معیار و مرجعی فراتر از تشخیص فردی برای لذت و خوشی مصرفی او مطرح نمی باشد. لذا در تئوری اقتصاددانان به جز روش های عقلایی رسیدن به بیشترین مطلوبیت، مطلب دیگری ذکر نشده است. ولی در رفتار جمعی برای رسیدن به سطح قابل قبولی از نرخ رشد مناسب توسعه اقتصادی، شاخصهایی برای الگوی مصرف و پس انداز مطرح است که در آن علاوه بر دستیابی به مراحل بالاتر رشد اقتصادی و خروج از چرخه های توسعه نیافتگی مدل هایی از الگوی مصرف و چگونگی آن ذکر می شود که موجبات افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن توان تولیدی مطرح می شوند. به بیان دیگر سیاست واقعی و حقیقی برنامه های اقتصادی : فرهنگی کشورهای توسعه یافته، ایجاد مشوق ها و محرومیت ها برای هدایت مصرف کنندگان به سمت الگوی مصرف بهینه است تا موجبات حرکت شتابان اقتصاد به سوی اشتغال کامل و قدرت گرفتن توان تولیدی جامعه فراهم گردد.
همچنین اگر اصلاح الگوی مصرف را تک بعدی ننگریسته و از نظر حداکثر کارایی و اصلاح شیوه تخصیص بهینه منابع اقتصادی مورد توجه قرار دهیم، می توانیم همه داده ها و ستانده های چرخه تولید را وارد در بحث بدانیم. طیف وسیعی از نهاده های تولید مانند حامل های انرژی در مراکز صنعتی، کشاورزی، خدماتی و سرمایه های فیزیکی در جریان تبدیل به کالا و خدمات استفاده بهینه نداشته و دارای پرت اقتصادی بیش از مقدار مجاز در شاخص های جهانی است و یا مصرف کالاهایی مانند نان و... علیرغم وجود فرهنگ غنی اسلامی در جامعه مبنی بر پرهیز از اسراف، به دلیل داشتن مشکل در پروسه تولیدشان قابل مصرف در سبد مصرفی متقاضیان خرید به صورت کامل نمی باشد. بنابراین می توان اصلاح الگوی مصرف را ایجاد نگاهی نو در روش استفاده و بهره برداری از نهاده های تولید برای تخصیص بهینه منابع اقتصادی از سوی صاحبان بنگاه های اقتصادی نیز دانست.
نتایج
پذیرش اصلاح الگوی مصرف به معنای روش صحیح استفاده از منابع اقتصادی کشور نتایج زیر را در بر خواهد داشت:
1-گسترش عدالت و ارتقای سطح زندگی جامعه از جمله کاهش فقر
2-ایجاد فرصت توزیع مناسب منابع در بخش های مختلف اقتصادی
3-ارتقای فن آوری در طراحی، ساخت و دانش فنی در تابع تولید
4-رعایت شاخص های زیست محیطی در تولید و ارائه کالاها : خدمات
5-صرفه جویی در زمینه مصرف انرژی و توجه خاص به تولید انرژی از منابع تجدید شونده و نو مانند باد، خورشید و...
6-توجه به کاهش ضایعات در تولید و مصرف
7-توجه به عملکرد مکانیزم قیمت ها و استفاده صحیح از آن برای تأثیرگذاری در بودجه خانوار و تشویق تولید کنندگان برای تولید کالای با کیفیت بالاتر

پیشنهادات
به منظور شناخت عمیق نیازهای مصرفی بخش های مختلف مردمی و دولتی در اصلاح الگوی مصرف پیشنهاد می گردد:
1-مصرف سرانه قشر آسیب پذیر (دهک های پایین درآمدی) و دارندگان سطوح دستمزدهای پایین برای حفظ سلامت نسل آینده مطابق با استانداردهای مصرفی خانوارها مورد مطالعه مجدد قرار گیرد.
2-مقررات و قوانین لازم برای حسن اجرای هدفمندسازی پرداخت یارانه ها به خانوارها وضع گردد.
3-فرهنگ سازی پایدار برای اصلاح رفتارهای مصرفی همه آحاد جامعه از طریق مطبوعات و صدا : سیما مورد توجه خاص قرار گیرد.
4-آشنایی کامل هر چه بیشتر نسل جوان کشور با آموزه های الگوی صحیح مصرف در ابعاد مختلف آن از طریق آموزش های کلاسیک درسی فراهم گردد.
5-آموزه های دینی در زمینه صرفه جویی و نحوه مصرف بهینه آب، برق، گاز، بنزین و... در حوزه مصارف خانگی، مشاغل تجارتی و خدماتی، واحدهای تولیدی، نیروگاه ها، خطوط انتقال برق، لوله های آب، پالایشگاه ها و خودروها فراموش نگردد.
6-در تعریف مفاهیم اقتصادی مانند آزادی در میزان تقاضا از کالا و خدمات اصل «اصلاح الگوی مصرف» مورد عنایت باشد.
7-در استفاده از ابزارهای دخالتی دولت در اقتصاد ملی مانند سیاست های مالی، پولی و درآمدی «اصلاح الگوی مصرف» اولویت اول ملاحظات سیاستگذاران باشد.


 نگاشته شده توسط سعید باقری در پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 11:48 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
برنامه‌ریزی برای الگوهای مصرف گرایی نوین باید در چند بعد صورت گیرد:
نخست، مصرف گرایی صحیح را باید از طریق آموزش های رسمی به کودکان، نوجوانان و جوانان آموزش داد. این امر باید از طریق مدارس صورت گیرد.
دوم، مصرف گرایی غلط و صحیح را باید به شیوه های آموزش های غیررسمی از طریق رسانه های جمعی و بویژه رادیو و تلویزیون به بزرگسالان نشان داد.
سوم تولید در سطح جامعه با یک کنترل و نظارت فرهنگ توأم شود. نباید گذاشت هر کالائی در جامعه تولید گردد.
چهارم، نظارت و کنترل فرهنگی به واردات عمده و خرد باید روا گردد
پنجم، عرضه کالا و خدمات در جامعه به گونه ای صورت گیرد که اعضای طبقات متفاوت دسترسی نسبتاً مشابه ای به آنها داشته باشند.
ششم، تبلیغات باید به گونه ای باشند که مصرف‌گرایی افراطی را اشاعه ندهند، و صرفاً به معرفی کالاها و خدمات بپردازند.
هفتم، مطالعات علمی ملی و منطقه ای پیرامون مصرف گرایی در سطح مملکت صورت گیرد و نظرسنجی از مردم شود.
هشتم، فرهنگ مصرف جمعی در زمینه های مختلف بجای فرهنگ مصرف گرایی فردی اشاعه شود.
نهم، فرهنگ بازیافت در میان مردم رواج داده شود. برای این منظور ابزار جمع آوری مازادها در سراسر جامعه نصب و بکار گرفته شود.
دهم، بازیافت بعنوان یک ارزش تلقی گردد و از جوامع دیگر چگونگی عمل بازیافت به نمایش گذارده شود.

نتیجه گیری
مصرف‌گرایی بعنوان یک فرآیند اجتماعی اصلی در قرن بیستم در غرب ظاهر شد. اعضای طبقه جامعه بالا آنرا بعنوان یک الگوی نشان دادن هویت بالا بکار می برند. طبقه متوسط برای نشان دادن وجهه بالای خود از مصرف گرایی استفاده می کنند. طبقه پایین بدون توجه به مسأله نیازهای واقعی و غیرواقعی خود در دام مصرف‌گرایی کاذب افتاده و هرچه بیشتر می‌گذرد، بیشتر در این دام فرو می رود.
اگر دولتمردان با همکاری علمای اجتماعی چاره ای برای این معضل اجتماعی ـ اقتصادی ـ فرهنگی نیندیشند، جامعه ایران سریعاً اسیر همان مسائل مصرف گرایی بی‌رویه غرب خواهد شد. کارهائی که باید صورت گیرد، نخست در زمینه فرهنگی است که اعمال آموزشهای جدید در این زمینه می تواند راه ساز باشد. دوم در زمینه کنترل های اقتصادی است بویژه برای بخش تولیدی که باید کنترل های شدیدی اعمال گردد. سوم، استفاده از اهرمهای سیاسی است که در توزیع کالا و خدمات باید به کار گرفته شود. در واقع برنامه ریزی در‌ سه زاویه یک مثلث باید صورت گیرد:
1- برنامه ریزی در نهادهای آموزشی 2- برنامه ریزی در بخش تولید به صورت نظارت شدید 3- برنامه ریزی در کنترل بازار و قیمت ها. بدون شک نفوذ از خارج کار برنامه ر‌یزی در این زمینه را با مشکل روبرو می کند، اما جاذبه‌های آموزشی داخلی و کنترل های منطقی تولیدی و توزیعی می تواند افراد را به الگوهای مصرفی بهینه هدایت کند.


 نگاشته شده توسط سعید باقری در پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 11:47 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

معمولاً جامعه شناسان افراد را در جامعه بر پایه سه معیار ثروت، قدرت و وجهه (پرستیژ) به سه طبقه بالا، متوسط و پایین تقسیم می کنند. این سه معیار، الگوهای متفاوتی از مصرف گرایی را برای سه طبقه به بار می آورند. هر سه طبقه، مصرف گرایی بی رویه دارند اما به شکل های متفاوت. افراد طبقه بالا با داشتن ثروت، از طریق مصرف کالاهای لوکس به دنبال پرستیژ بالا هستند. اینان خدماتی را که فکر می‌کنند قدرت و وجهه اجتماعی برایشان به ارمغان می‌آورند را هم به مقدار زیادی مصرف می‌کنند. طبقات اجتماعی بالا با پرستیژ و قدرت بالا، سعی می‌کنند با مصرف‌گرایی مفرط خود را هم طراز ثروتمندان نشان دهند. مصرف گرایی مفرط در واقع یک وسیله خود نشان دادن می شود و اعضای یک طبقه در مصرف گرایی مفرط با یکدیگر رقابت شدید دارند. این رقابت از نوع رقابتهای کاذب است.
اعضای طبقه متوسط، همیشه سعی می‌کنند خود را از طبقات بالا عقب‌ تر نبینند. اینان با درآمد کمتر به رقابت با طبقه بالا می پردازند. بازار برای تشفی کردن آنها، اجناس ظاهراً لوکس، ارزان به وفور در اختیار آنها قرار می‌دهد. پس از خرید چنین کالاهایی است که از لحاظ روانی یک رضایت مندی کاذب به آنها دست می دهد. اعضای این طبقه اجتماعی به لحاظ کمی بیشترین مصرف را در جامعه دارند. همچنین بازار به خرید آنها وابسته است زیرا تعداد افراد این طبقه در جوامع بیش از اعضای طبقات دیگر است و لذا حجم خرید بالایی دارند.
اعضای طبقه پایین با درآمدکم، با توجه به مصرف‌گرایی دیگر طبقات و با توجه به وفور کالا و خدمات در بازار، در تلاش است که بهر وسیله، سهمی از کالا و خدمات در بازار، در تلاش است که بهروسیله، سهمی از کالا و خدمات را بخود اختصاص دهد. ترس از کمبودها و عدم امنیت اقتصادی برای خانواده او را به خریدی بی رویه و انبارگونه وامی دارد. خرید اعضای این طبقه عمدتاً خرید کالاهای ضروری، مربوط به بقاء بیولوژیک است. بازار، مازاد بر مصرف طبقة ‌عمدتاً خرید کالاهای ضروری، مربوط به بقاء بیولوژیک است. بازار مازاد بر مصرف طبقه متوسط را به این طبقه انتقال می دهد. در واقع الگوی مصرف گرایی طبقات پایین، یک نوع سودسازی سرمایه دار از سرمایه بالقوه تلف شده است زیرا اگر طبقه پایین نبود، سرمایه دار مجبور به از دست دادن مازاد کالاهای مصرفی طبقات متوسط بود. چنین است که اعضای طبقه پایین به مصرف گرایی انبوه عادت می‌کنند. این عادت برای او درونی شده و بخشی از فرهنگ او را تشکیل می‌دهد.

 



 نگاشته شده توسط سعید باقری در پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 11:46 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

توسعه انواع فروشگاههای بزرگ (مواد غذایی، اسباب منزل، پوشاک، وسایل الکتریکی و...) در زیر یک سقف، مردم را به مصرف گرایی انبوه عادت داد. افراد در محیطی قرار می گرفتند که کالاهای متنوع را در یک جا جلوی چشمان خود می‌دیدند. هم زمان، مدگرایی بوجود آمد که بر اساس آن کالاها برای دوره های معینی (یا محدودی) تبلیغ و استفاده می شدند. مردم به این سمت هدایت می شدند که کالاها را در زمان محدودی استفاده کنند.
مصرف گرایی می بایستی سهل و آسان گردد. پس ابزار مصرف گرایی باید مهیا می شد. در این جوامع وسایل ارتباط جمعی به مهمترین ابزار مدگرایی و تبلیغ برای کالاها تبدیل شدند. دو نوع ابزار مصرف گرایی در جوامع رواج پیدا کرد: نخست حراج های پی در پی کالاها و دیگری اشاعه کارتهای اعتباری. در کشورهای توسعه یافته، در طول یک سال به بهانه های متعدد حراج کالاها وجود دارد. در حراج کالاها، از یک روان شناسی استفاده می شود و آن ایجاد احساس نیاز کاذب است. مشتری جنسی را که در حراج می بیند، فکر می کند که نیاز دارد، در حالی که اگر حراج نبود چنین احساسی به او دست نمی داد. از سوی دیگر، فرد در بازار باید احساس کند که همه وقت، پول برای خرید دارد. در اینجا مسئله از طریق مکانیزم کارت های اعتباری حل می شود. به عبارت دیگر هرگاه احساس نیاز کردی، حتی اگر پول نقد هم نداشته باشی، با داشتن کارت اعتباری، در واقع پول به همراه خود داری. بنابراین نیاز هست (اما از نوع کاذب) توانایی خرید هم هست (به شکل مصنوعی).
در جوامع توسعه یافته، همه کالاهای خریداری شده مصرف نمی شوند زیرا نیاز واقعی نبوده اند. در نتیجه سه راه برای کالاها باقی می ماند: نخست فروش مجدد آنها با قیمت بسیار ارزان، دوم به دو ریختن آنها، و سوم بخشیدن آنها با افراد یا مؤسسه‌های خیریه. افراد نمی توانند اینگونه کالاها را نزد خود نگهدارند زیرا تحرک جغرافیایی افراد بسیار بالاست. بنابراین، مجدداً خرید و در چرخه باطل در غلطیدن است.
می دانیم که سرمایه داری به عنوان یک بسته با محتوای حداقل، اقتصادی، فرهنگی، تکنولوژیکی، اجتماعی و روانی در یک فرایند تاریخی وارد کشورهای به اصطلاح غیر سرمایه داری شده است. هدف سرمایه داری در این کشورها نیز همان سودسازی مضاعف است. برای رسیدن به این منظور نیز باید فرهنگ مصرف گرایی را در این کشورها رواج دهد. برای رواج مصرف گرایی در این کشورها، سرمایه داری چند نوع عامل دارد. عوامل در زمینه های مختلفی فعالیت می کنند. مهمترین عوامل عبارتند از : 1- تجار بزرگ، 2- خرده فروشان، 3- صاحبان تبلیغات، 4- دست اندرکاران وسایل ارتباط جمعی 5- تولید کنندگان کالاها و خدمات، 5- بانکها و 6- بسیاری از افراد و دیگر مؤسسات.
در جوامع در حال توسعه فرهنگ مصرف‌گرایی به شکل های زیر نمایان می‌شود:
1- الگوهای مصرفی کشورهای توسعه یافته عیناً نعل به نعل به کشورهای در حال توسعه منتقل می شوند.
2- وسایل ارتباط جمعی، مسافران و دیگر عومل شدیداً به این انتقال کمک می‌کنند.
3- افراد برای نشان دادن اینکه از وجهه بالائی برخوردارند، در مصرف‌گرایی، افراطی‌تر از خارجیان عمل می‌کنند.
4- به تدریج مصرف گرایی افراطی جزئی از فرهنگ جهان سومی می شود.
معمولاً در کشورهای در حال توسعه، مصرف گرایی با عدم امنیت اقتصادی توأم می‌شود. در نتیجه، عدم امنیت اقتصادی، مصرف گرایی را تشدید می کند. نگرانی از کمبودها باعث انبار کردن اجناس می گردد. انبار کردن اجناس به مصرف گرایی بی رویه تبدیل می شود. نهایتاً همان رفع نیازهای غیرواقعی بوجود آمده است. البته یک مسئله در این کشورها به انبار کردن کالاها کمک می کند و آن تبدیل کالاهای مصرفی به کالاهای سرمایه‌ای است. همین امر باعث می گردد که افراد با زمینه های اجتماعی متفاوت به پنهان کردن برخی از کالاها بپردازند تا اینکه در آینده از طریق افزایش قیمت، منفعتی داشته باشند. به عبارت دیگر مصرف‌گرایی به نوعی فعالیت اقتصادی تبدیل می‌شود.


 


 نگاشته شده توسط سعید باقری در پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 11:45 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

مصرف گرایی نوین در اثر گسترش سرمایه داری در اروپا بوجود آمد. یک دیدگاه در مورد توسعه سرمایه داری در اروپا بر اساس نوشته های جامعه شناس بزرگ ماکس وبر بر این باور است که در اروپا در اثر اشاعه تفکرات لوتر و کالوین بر این باور است که در اروپا در اثر اشاعه تفکرات لوتر و کالوین مبنی بر سخت کارکردن، صرفه جویی، سرمایه گذاری و ایجاد مؤسسه های اقتصادی بود که روحیه سرمایه داری بوجود آمد و به تدریج به یک نظام اجتماعی تبدیل شد. از لحاظ نظری، در این جا یک تضاد بین تبیین پیدایش سرمایه داری و توسعه مصرف گرایی بوجود می‌آید. اما واقعیت امر این است که سرمایه‌داری از همان ابتدای پیدایش دارای یک هدف اصلی به نام (سودسازی) بوده است. برای چنین هدفی، تولید بیشتر، فروش بیشتر، سرمایه گذاری بیشتر و مجدداً تولید بیشتر مد نظر است. به عبارت دیگر در یک چرخه، هدف فروش کالاهای بیشتر و در نتیجه سود بیشتر است.
ابتدا فکر می کردند که طبقات بالا و اشراف خریداران اصلی کالاهای سرمایه داری باید باشند. اما به تدریج متوجه شدند که سرمایه داری با تولید انبوه نیاز به مصرف‌کنندگان انبوده دارد. از آنجا که طبقات بالا از کمیت کافی برخوردار نبودند، پس بنابراین نیاز به مصرف کنندگان انبوه به زودی نمایان شد.
در تولیدهای اولیه، نخست رفع نیازهای بیولوژیک را مدنظر داشتند. اما از آنجا که نیازهای بیولوژیک انسان محدود است، لذا باید نیازهای غیربیولوژیک در جوامع برای مصرف کالاها بوجود آید. نیاز غیربیولوژیک هم در جایی محدود می شد. اما تولید کنندگان می بایستی خصلت تولید انبوه خود را بعنوان یکی از اهداف، از دست نمی دادند. به همین منظور بود که در جوامع سرمایه داری نیازهای کاذب بوجود آمد تا کالاهای انبوه سریعاً مصرف شوند. مصرف انبوه بر پایه کالاهای بی‌دوام امکان پذیر بود.
در غرب، گسترش زندگی شهری و شهرنشینی با جنبه های روانی و اجتماعی خاص خود زمینه را برای مصرف گرایی به عنوان سبکی خاص از زندگی بوجود آمد. نخست در ابتدای قرن بیستم، این سبک خاص با الگوهای فرهنگی جدید در میان افراد طبقه بالا و متوسط شهری رواج پیدا کرد. در شهرها فروشگاههای بزرگ تأسیس شدند و فرهنگ مصرف گرایی را القاء کردند. در این فرهنگ ویژه یک شعار اصلی رواج پیدا کرد و آن اینکه تا می‌توانی بخر و هر چه بیشتر مصرف کن. بر پایه همین شعار بود که رقابت در خرید و مصرف به عنصر اصلی این فرهنگ تبدیل شد. افراد در خرید بیشتر و مصرف بیشتر از یکدیگر سبقت می گرفتند و تقریباً مصرف گرایی به نوعی وجهه اجتماعی تبدیل گردید.

 



 نگاشته شده توسط سعید باقری در پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 11:44 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
مصرف‌گرایی یعنی استفاده از کالاها به منظور رفع نیازها و امیال. این عمل نه تنها شامل خرید کالاهای مادی، بلکه در برگیرنده خدمات نیز است. در جوامع نوین مصرف گرایی به یک فعالیت اجتماعی اصلی تبدیل شده است. برای مصرف گرایی مقدار زیادی وقت، انرژی، پول، خلاقیت و نوآوری تکنولوژیکی مصرف می شود. مطالعه مصرف گرایی در جوامع جدید از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا مصرف‌گرائی نه تنها مسئله مصرف گرایان است بلکه تولید کنندگان و توزیع‌کنندگان کالاها و خدمات نیاز به درک خصوصیات و ویژگی های آن دارند. به همین لحاظ است که در علوم اجتماعی، جامعه شناسان، اقتصاد دانان و روان شناسان معاصر به تحلیل های همه جانبه آن می پردازند و هر اندیشمندی از یک زاویه خاص به آن توجه دارد.
مصرف گرایی نوین به شکل بی رویه یک آسیب اجتماعی است که مستلزم شناخت علمی و سپس درمان اساسی، یا به عبارت دیگر برنامه ریزی است. مصرف گرایی بی رویه پدیده ای بین المللی است و چارة آن باید در دو بعد خرد و کلان صورت گیرد. باید مصرف گرایی در هر جامعه را در یک زمینه وسیع تر اجتماعی در نظر گرفت زیرا امروزه تولید و توزیع از مرزهای یک کشور گذر کرده و دورافتاده ترین نقاط یک جامعه به مرکزی ترین مراکز تولید و سیستم توزیع جهانی متصل است.
هدف مقاله حاضر بررسی چهار نکته اساسی در رابطه با مصرف گرایی نوین است. نخست ظهور مصرف گرایی نوین و پیدایش فرهنگ خاص آن باید واکاوی گردد. دوم، می بایستی یک تجزیه و تحلیل از الگوهای مصرف‌گرایی نوین در قرن بیستم در جوامع توسعه یافته و چگونگی اشاعه و نفوذ آن بعنوان بخشی از فرهنگ جوامع در حال توسعه ارائه گردد. سوم، تعیین تفاوتهای مصرف گرایی در بین اقشار و گروههای اجتماعی مختلف از دیگر نکته های اصلی است. چهارم، مقاله به لزوم برنامه ریزی برای الگوهای مصرف گرایی نوین خواهد پرداخت. مقاله لزوم انجام پژوهشهای جامع در این زمینه را بحث خواهد کرد. به نظر می رسد هرچه می گذرد لزوم انجام تحقیقات در این زمینه بیشتر احساس می گردد.



 نگاشته شده توسط سعید باقری در پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 11:44 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 همان طور که از معنای کلمه بهره‌وری مشخّص است، بهره‌وری به معنای بهترین و مؤثّرترین شیوه استفاده از منابع موجود است. اوّلین استفاده علمی از کلمه بهره‌وری، در علم اقتصاد و به وسیله کویسنی (Quesenay) به میان آمد؛ امّا باید توجّه داشت که مدّت‌ها قبل از این که این واژه، در معنای اصطلاحی امروزش به کار گرفته شود، مردم، با مفهوم بهره‌وری آشنا بودند. حتّی اگر به آثار تاریخی و فرهنگی مردمان پیش از تاریخ مراجعه کنیم، درمی‌یابیم که آنها در بسیاری از فعّالیت‌های خود، خواسته یا ناخواسته، بهره‌وری را مدّ نظر داشته‌اند و چه بسا کاربرد یا عدم کاربرد بهره‌وری، موجب بقا یا زوال یک قوم می‌شد. به طور مثال، اقوامی که در فصل شکار به اندازه کافی و به طور درست و اصولی برای خود غذا ذخیره نمی‌کردند، ممکن بود در فصل زمستان، دچار مشکلات جدّی شوند، یا در زمینه منابع آبی نیز به این موضوع بر می‌خوریم که نیاکان ما، با توجّه به کم‌آبی نسبی اقلیم خود، برای این که بیشترین بهره‌ را از منابع آبی به دست آورند، اقدام به حفر قنات و چاه و ساختن استخرهای ذخیره آب (به منظور ذخیره آب مورد نیاز کشاورزی در فصول پُرباران) در مناطق کم‌آب، می‌کردند.

همچنین اگر بخواهیم مقایسه‌ای بین فرهنگ استفاده از بهره‌وری در میان روستائیان و شهرنشینان به عمل آوریم، بی‌تردید درمی‌یابیم که روستانشینان، خود را بسیار بیشتر از شهرنشینان به استفاده از بهره‌وری در فعّالیت‌های روزانه مقید می‌دانند و علّت این امر را می‌توان مرتبط با نوع فرهنگ روستایی دانست؛ چرا که بسیاری از وسایل آسایش زندگی (همچون آب ،برق، گاز و...) که به راحتی در اختیار شهرنشینان است و آنها کمتر به استفاده بهینه از این امکانات می‌اندیشند، در اختیار روستائیان قرار ندارد و به همین دلیل، در روستاها به علّت کمبود منابع و محیط سخت‌تر زندگی، بهره‌وری به یک ضرورت تبدیل می‌شود.

با مراجعه‌ای گذرا به متون تاریخی و مذهبی نیز به روایات و نقل‌ قول‌های فراوانی از بزرگان، در زمینه استفاده صحیح از منابع گوناگون بر می‌خوریم که در زمینه نکوهش اسراف یا استفاده صحیح از منابع موجود چون: آب، خوراک و موارد دیگر، سفارش بسیار کرده‌اند. این واقعیت، یعنی توجّه همیشگی بشر به فرهنگ بهره‌وری، از آن جا نشأت می‌گیرد که عدم تناسب عرضه با تقاضا، همیشه و در همه حال، در طول تاریخ، وجود داشته است؛ امّا به طول کلّی، آغاز شکل‌گیری سازمان‌یافته دانش نوین بهره‌وری را در ایالات متّحده و رشد و توسعه اندیشه بهره‌وری را در کشور ژاپن می‌توان پی‌گیری کرد.


بهره‌وری، فرهنگ و اصلاح فرهنگی
فرهنگ، مجموعه‌ای مرکّب از نمایش‌های رفتاری افراد در زندگی جمعی است. این نمایش‌های رفتاری، در: ترتیب لباس پوشیدن، سخن گفتن، خودآرایی و محیط‌آرایی، آداب معاشرت، ترکیب غذایی و طرز غذا خوردن، نحوه یادگیری فنون و به کار بستن آنها، درجه قانون‌پذیری، محترم شمردن حقوق دیگران، پایبندی به قول و قرار، تنظیم ایین‌نامه‌ها و مراسم، تشکّل‌های اجتماعی، ترتیبات مربوط به انتخاب مدیران و نمایندگان و رهبران و... قابل تجلّی است. فرهنگ، سایه هر ملّتی است و شکل آن با گونه‌های مربوط به ملل دیگر، متفاوت است. فرهنگ را می‌توان حتّی در نوع ابزارها و جنس و شکل آنها در طول زمان، جستجو کرد.

بهره‌وری، یک نگرش و یک دیدگاه فکری برای عقلایی کردن فعّالیت‌ها، جلوگیری از کارهای کم‌ارزش و بیهوده، درست و به جا مصرف کردن، هماهنگ کردن کیفیت و کمّیت و هزینه در رقابت و همچنین مشارکت برای رسیدن به منافع مشترک است. به عبارتی دیگر، بهره‌وری، یک فرهنگ است که در آن، انسان به صورتی هوشمندانه‌تر، فعّالیت‌ها و کارایی‌اش را با ارزش‌ها و واقعیت‌های موجود، منطبق می‌سازد تا بهترین نتیجه و اثربخشی را برای دستیابی به اهداف مادی و معنوی حاصل کند.

اصلاح فرهنگی به معنای بازگشت صِرف به فرهنگ گذشته یا الگوگیری صِرف از فرهنگ‌ دولت‌های توسعه‌یافته نیست؛ بلکه به معنای شناخت نیازهای واقعی جامعه، با توجه به بافت قومی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، دینی و... و ارائه آموزش‌های همگانی، در سطوح مختلف، برای گسترش این فرهنگ است، چنان که ژاپنی‌ها در فرایند صنعتی شدن، هیچ گاه فرهنگ بومی خود را نادیده نگرفتند و همواره به یک الگوی توسعه پایدار، بر پایه فرهنگ بومی خود تأکید می‌کردند و بدین سان، در ادامه، حتّی توانستند با الهام‌ گرفتن از برخی آموزه‌های دینی و اجتماعی خود، مدل‌های بهبود بهره‌وری (مانند مدل کایزن) را ابداع کنند و به جای‌جای جهان، گسترش دهند، به طوری که می‌توان گفت فرهنگ بهره‌وری، یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای ژاپن، پس از جنگ جهانی دوم است که آن را به سایر کشورهای جهان، صادر کرده است.

زمانی که در جامعه‌ای فرهنگ بهره‌وری در سطح نازلی باشد، بهترین و مؤثّرترین راه برای تغییر این وضعیت، اصلاح فرهنگی است و برای اصلاح فرهنگی، نیازمند آموزش هستیم. آموزش، رکن بسیار مهمّی در افزایش بهره‌وری است؛ چرا که به ما می‌آموزد چگونه بتوانیم بهترین استفاده را از منابع موجود به عمل آوریم. در واقع، می‌توان چنین گفت که بهره‌وری، یک فرهنگ و نگرش به کار و زندگی است.

مرحله بعد از آموزش، ایجاد انگیزش در بین افراد جامعه است. انگیزش، به معنای تلاش و کوششی است که فرد، از روی اشتیاق، در جهت رسیدن به یک هدف دارد. با این روش، بهره‌وری به صورت یک دیدگاه فکری مطرح می‌گردد و افراد جامعه را به این باور می‌رساند که می‌توانند فعّالیت‌های خود را هر روز، بهتر از روز قبل به انجام برسانند و هر چه قدر که افراد، انگیزه بیشتری برای به‌کارگیری بهره‌وری باشند، به همان میزان، شاهد افزایش بهره‌وری در جامعه نیز خواهیم بود. در این حالت، هر کس خود را موظّف می‌داند که بنا بر زحمت مفیدی که می‌کشد، هم به نفع خود کار کند و هم نفع اجتماعی را برای جامعه خود به دنبال داشته باشد.

در ایران، هر چند که در سال‌های اخیر، به صورت بسیار گسترده‌ای به بهره‌وری و نهادینه کردن آن در بخش‌های مختلف کشور، توجّه شده است، امّا این فرهنگ، هنوز، آن گونه که باید و شاید، شکل نگرفته و جایگاه خود را پیدا نکرده است. شاید بتوان علّت این امر را در این جستجو کرد که بهره‌وری در ایران، نه به عنوان یک فرهنگ (برخاسته از عقاید دینی و سنّت‌های بومی و علوم) بلکه به عنوان یک ابزار در جامعه معرّفی شده است. از سوی دیگر، آنچه باعث شده است که بهره‌وری نتواند حتّی نقش ابزاری خود را هم به نحو احسن انجام دهد، محدود شدن آن به عنوان یک ابزار اختصاصی برای یک بخش از جامعه است ـ‌که همان صنعت و تا حدودی مدیریت است‌ـ. علّت آن هم این است که چون موضوع بهره‌وری، از خارج وارد شده است، تنها مورد استفاده همان بخش‌های واردکننده قرار گرفته و به دیگر بخش‌های جامعه، گسترش نیافته است.

به طور کلّی، در جوامع بشری، موضوعاتی که از جنس اندیشه و فرهنگ باشند، زمانی رشد و توسعه و تکامل می‌یابند که خاستگاه درونی داشته باشند و یا در صورت وارداتی بودن هم همزادی و شباهت مناسبی با جامعه واردکننده (مقصد) و فرهنگ آن داشته باشند و همچنین نیاز به آن موضوع به عنوان یک واقعیت، در جامعه مقصد، نهادینه شده باشد و افراد جامعه، آن را به عنوان یک هنجار و ارزش اجتماعی، بپذیرند و درونی کنند.


تاثیرفرهنگ در افزایش بهره‌وری
فرهنگ، نقش به‌سزایی در افزایش بهره‌وری دارد. فرهنگ هر جامعه‌ای، از مجموعه‌ای از خُرده‌فرهنگ‌ها تشکیل شده است و رفتارهای فردی، تشکیل دهنده این خرده‌فرهنگ‌ها هستند و اگر در جامعه‌ای این رفتارها به نفع فرهنگ بهره‌وری و معطوف به آن باشند، شاهد جامعه‌ای خواهیم بود که بهره‌وری، در تمام سطوح آن، ریشه دوانده است.

در حال حاضر، عامل بهره‌وری»، به عنوان مَحَکی در تمامی ارزیابی‌ها مدّ نظر قرار می‌گیرد و لازم است در تمام زمینه‌ها نهادینه گردد. برای مثال: عدم بهره‌وری در خانواده، موجب هرج و مرج در خرید و سبد مصرفی خانوار، آشفتگی در نظام مالی و مدیریت خانواده و اختلالات عاطفی خواهد گردید.

در صورتی که فرهنگ بهره‌وری، به عنوان یک ارزش در جامعه شناخته شود، شاهد جامعه‌ای خواهیم بود که بهترین استفاده از منابع و محصولات، در آن وجود دارد و بر عکس، اگر در جامعه‌ای فرهنگ بهره‌وری به سطحی سقوط کند که مصرف‌گرایی را در آن جامعه ترویج نماید، آن را باید نشانه‌ای از توسعه‌نیافتگی و زنگ خطری جدّی برای آن کشور دانست. دولت‌های استعمارگر، به خوبی می‌دانند که اگر در جامعه‌ای، فرهنگ بهره‌وری وجود داشته باشد، آنها دیگر نمی‌توانند به راحتی کالا‌های لوکس امّا غیرضروری خود را صادر نمایند. پس بدین منظور، دست به تبلیغات گسترده می‌زنند تا فرهنگ بهره‌وری، به عنوان فرهنگی عقب‌مانده و قدیمی جلوه نماید و محصولات پُرزرق و برق و غیر لازم، ضروری به نظر برسند. در این جا درمی‌یابیم که بین میزان بهره‌وری و استقلال و خودکفایی کشور نیز رابطه‌ای مستقیم وجود دارد.

خوش‌بختانه فرهنگ اصیل ایرانی‌ـ‌اسلامی، توجّه بسیار زیادی به فرهنگ بهره‌وری و صرفه‌جویی دارد؛ ولی متأسّفانه، این فرهنگِ خوب و سازنده، در جامعه امروز ایران، کم‌کم رو به فراموشی گذاشته است. برای مثال: تمیزی و ساده‌پوشی ایرانی، جای خود را به مُدهای عجیب و غریب و رنگارنگ و بسیار پُرخرج وارداتی غرب داده است که روز به روز هم در حال افزایش و تغییر و نو‌به‌نو شدن هستند. یا در زمینه ازدواج، امروزه شاهد مخارج سنگین و آداب و رسوم اشتباه و دست و پاگیری هستیم که گاه، مشکلات زیادی را برای خانواده‌های هر دو طرف (دختر و پسر) در زمینه چگونگی برگزاری مراسم، تهیه جهیزیه، شیوه اداره زندگی و مخارج سنگین شروع آن و... به وجود می‌آورد که تمام اینها با فرهنگ و آداب و رسوم اصیل ایرانی و تعلیمات و آموزه‌های دینی اسلام ‌ـ که به سادگی و پرهیز از اسراف و ریخت ‌و پاش‌های غیرضروری توصیه می‌کنندـ، مغایرت دارد.


خانواده و بهره‌وری
خانواده، کوچک‌ترین نهاد اجتماعی است؛ امّا همین نهاد کوچک، نقش بسیار مهمّی در شکل‌گیری رفتار و شخصیت افراد، بازی می‌کند .

بنجامین بلوم (روان‌شناس) می‌گوید: 50 درصد شخصیت فرد، از تولد تا 4 سالگی و 30 درصد شخصیت او از 4 سالگی تا 8 سالگی سامان می‌یابد و تنها 20 درصد باقیمانده از 7 سالگی تا 17 سالگی شکل می‌گیرد».

بی‌تردید، بین آموزش و بهره‌وری، رابطه تنگاتنگی وجود دارد و از آن جا که بیشترین دوران شخصیت‌پذیری افراد، سنینی است که در کنار پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده خود زندگی می‌کنند، بنا بر این، یکی از مهم‌ترین ارکان آموزش افراد، برای نهادینه شدن بهره‌وری، خانواده است. افراد، در محیط خانواده، رشد و نمو می‌کنند، رفتار اطرافیان را می‌بینند، از آنها الگو می‌گیرند و پس از چندی این رفتار در آنها نهادینه می‌شود و تغییر آن، با دشواری صورت خواهد گرفت. اگر محیط خانواده‌ها به گونه‌ای باشد که در آن، فرهنگ بهره‌وری جاری باشد، جامعه‌ای را شاهد خواهیم بود که در آن، بهره‌وری در بیشتر سطوح اجتماعی وجود خواهد داشت.


ارتباط رسانه ها و بهره‌وری
امروزه رسانه‌ها را به عنوان دومین عامل فرهنگ‌پذیری افراد (پس از خانواده) می‌شناسند. اگر به رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی به عنوان یک سیستم (نظام واحد) بنگریم، باید قبل از هر چیز، همسو و هم‌جهت بودن تمام اجزای آن (یعنی رادیو، تلویزیون، مطبوعات و سایر رسانه‌های گروهی و مَجازی و...)، به صورت هماهنگ، در مسیر رسیدن به یک هدف نهایی (در این جا: ارتقای فرهنگ بهره‌وری) تلاش کنند.

رسانه‌ها، چنانچه در برنامه‌هایی که ارائه می‌دهند، خط مشی‌ای را به کار گیرند که فرهنگ بهره‌وری را اشاعه دهد، مسلّماً تأثیرات آن را در جامعه شاهد خواهیم بود؛ چه بسا که اگر برای یک کودک، ساعت‌ها درباره فواید بهره‌وری صحبت کنیم، نتیجه دلخواه خود را نگیریم؛ امّا ممکن است همین کودک، با دیدن یک برنامه تلویزیونی، به فواید بهره‌وری پی ببرد و آن را سرمشق خود قرار دهد.

شاید به عنوان بهترین مثال در مورد برنامه‌های آموزش افزایش بهره‌وری از طریق رسانه‌ها، بتوان به انیمیشن‌ها و میان‌برنامه‌های آموزشی‌ای که در سال‌های اخیر از تلویزیون ایران پخش می‌شود، اشاره نمود؛ به طوری که می‌توان تأثیر بسیار مثبت و مؤثّر آنها را در اصلاح فرهنگ استفاده از آب، برق، گاز، انرژی و رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی و حتّی رعایت استانداردهای لازم در ساختمان‌سازی به منظور صرفه‌جویی و بهره‌وری در استفاده از انرژی، در بین اقشار و گروه‌های مختلف سنّی جامعه، به مشاهده نمود.


 نگاشته شده توسط سعید باقری در پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 11:42 AM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :20
  •    
  •   
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  
  • 16  
  • 17  
  • 18  
  • 19  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET