اصلاح الگوی مصرف 2009-2010




























در لابه لاي روايات در اين زمينه، به دو فايده براي اعتدال در انفاق برمي خوريم كه مي توان آن را به عنوان فلسفه اين حكم تلقّي كرد.
الف) باقي ماندن تمكّن مالي براي انفاق هاي ديگر.
در روايتي حضرت علي بن موسي الرّضا(علیه السّلام)فرمودند:.
پدرم مي فرمود: از اسراف وقت چيدن محصول اين است كه شخص با دو دست انفاق كند و هر دو كفّش را پر نمايد. و پدرم اگر مي ديد يكي از خدمتگزاران با دو كفّ پر، صدقه مي دهد بر او بانگ مي زد كه با يك دست عطا كن و قبضه اي بعدِ قبضه بده.(7).
در اين جا ممكن است مقصود حضرت از اين كه (قبضه اي بعد قبضه بده) اين باشد كه تمام آنچه مي خواهي انفاق كنى، به يك نفر مده؛ بلكه به اندازه رفع ضرورت بدو عطا كن تا بتواني به ديگران نيز كمك كرده، از آنان هم رفع نياز نمايى.
باز حضرت صادق(علیه السّلام)در حديثي فرمودند:.
خداوند چگونه انفاق كردن را به پيامبرش(صلّی الله علیه و آله و سلّم) آموخت؛ زيرا شبي مقداري طلا در نزد رسول گرامي اش موجود بود و آن حضرت دوست نداشت آن مقدار طلا تا صبح در دست او بماند و همان شب تمامي آن را صدقه داد و وقت صبح چيزي در نزد او نمانده بود، در همين حال نيازمندي رسيد و از او تقاضاي كمك مالي كرد و آن حضرت چيزي نداشت تا بدو بدهد، آن سائل حضرت را سرزنش كرد و رسول گرامي از اين كه نتوانسته بدان درخواست كننده چيزي بدهد، غمگين و ناراحت شدند؛ زيرا حضرت در مقابل مؤمنين داراي قلبي رؤوف و مهربان بود. پس از آن، خداوند روش انفاق را با اين آيه به نبىّ گرامي اش تعليم فرمود:.
و قرار نده دستت را بسته به گردنت و بازنكن آن را به تمامي كه در نتيجه بنشينى؛ در حالي كه منقطع از مال بماني و مورد ملامت قرار بگيرى. خداوند با اين آيه به پيامبرش مي گويد: مردم از تو درخواست كمك مي كنند و عذر تو را نمي پذيرند. وقتي تمام مال خود را انفاق كني دست خويش را از مال و سرمايه ات كوتاه كرده اى.(8).
از اين دو حديث شريف استفاده مي شود كه از مهم ترين فوايد و ثمرات رعايت ميانه روي و اعتدال در انفاق، باقي ماندن توانايي مالي جهت كمك به نيازمندان ديگر و امكان دستگيري از آنهاست و بديهي است اگر انسان بتواند با مقدار مالي كه در اختيار او هست، تعداد بيشتري از محرومين را از سختي نجات دهد، بهتر است اين گونه عمل كند تا اين كه تمامي آن را به يك نفر بدهد و چه بسا اين عمل در شرايطي كه منجر به صدمه و يا تلف نيازمند ديگري بشود، حرام نيز باشد.
ب) وجود تمكّن مالي براي تأمين نيازمندي هاي شخصي و خانوادگي كه در اسلام امري واجب شمرده شده است.حضرت امام باقر(علیه السّلام)فرمودند:.
فلان شخص از انصار - كه حضرت او را نام برد - داراي مزرعه اي بود. هرگاه محصول آن را جمع مي نمود، تمام آن را صدقه مي داد و خود و عيالش تهيدست مي ماندند. سپس خداوند اين عمل را اسراف قرار داد.(9).
باز يكي از اصحاب حضرت صادق(علیه السّلام)مي گويد:.
من در خدمت آن حضرت بودم كه نيازمندي رسيد و درخواست كمك كرد. حضرت او را مورد لطف و عطاي خويش قرار داد. بعد از او سائل ديگري رسيد بدو هم كمك فرمود، پس از او باز ديگري به حضور آن حضرت رسيد، بدو نيز مساعدت فرمود. سپس شخص چهارمي آمد و درخواست كمك كرد كه حضرت به او فرمود: خدا روزي تو را وسيع گرداند. بعد فرمود: اگر شخصي داراي سي يا چهل هزار درهم مال باشد و بخواهد چيزي از آن براي خود باقي نگذارد و همه آن را در راه خير به مصرف برساند و اين كار را انجام دهد و تهيدست بماند، از آن سه كسي خواهد بود كه دعايشان مستجاب نمي شود من به حضرت عرض كردم آنها چه كساني هستد فرمود: يكي از آنها شخصي است كه داراي مال و ثروتي باشد و همه آن را در راه صحيحي انفاق كند، بعد بگويد: پروردگارا به من روزي عنايت فرما، كه در جواب گفته مي شود: آيا قرار ندادم براي تو راهي به طلب روزى‏(10).
قسمت پاياني حديث شريف اشاره به مفاد بسياري از رواياتي است كه در آنها به ذكر چندين دسته - كه دعاي آنان مردود و بي اعتبار است - پرداخته شده است. در بعضي از آنها سه گروه و در برخي چهار و در ديگري بيشتر از آن نامبرده شده و با تعبيرات گوناگون به ما رسيده و تقريباً در تمامي آنها گروه مسرفان ذكر شده است. همان ها كه همه ثروت خود را - چه در راه صحيح و يا غير آن - انفاق مي كنند و پس از آن كه به فقر و پريشاني دچار مي شوند از خداوند طلب روزي مي نمايند كه جواب خدا بدان ها اين است كه:.
مگر به تو روزي ندادم، چرا اسراف كردي و ميانه روي در پيش نگرفتي تا به فقر و پريشان حالي گرفتار آمدى‏(11).
يك نكته.
در اين جا نكته اي لازم به توضيح است كه در اين روايات جهت صرف مال مختلف بيان شده است؛ مثلاً در يك حديث (فَأَنْفَقهُ فى وَجْهِهِ)(12) آمده كه به معناي انفاق مال در راه صحيح و خير است و در بعضي ديگر نيز به همين مضمون است؛ مثل اين كه در روايت ديگر: (فَأَنْفَقَهُ فى الْبِرِّ وَالتَّقْوى)(13) ذكر شده است؛ ولي در تعداد ديگري از احاديث، (فَأَفْسَدَهُ)(14) و يا (فَأَنْفَقَهُ فى غَيْرِ حَقِّهِ)(15) يا (فَأَنْفَقَهُ فى غَيْرِ وَجْهِهِ)(16) آمده است كه معناي آن انفاق مال در مسيرنادرست و نابه جا است و اين اختلاف در تعبير ممكن است بدين جهت باشد كه براي تحقق اسراف در انفاق لازم نيست مورد انفاق از راههاي باطل باشد؛ بلكه ممكن است با بذل مال در راه خير و حق نيز اسراف پيش بيايد. از اين رو درمباحثه هاي حضرت صادق(علیه السّلام)با صوفيّه‏(17)، آن حضرت با استناد به يكي از همين احاديث از نبىّ اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) روش آنان مبني بر انفاق تمامي مال را محكوم مي فرمايند و در آن جا جمله (فَأنْفَقَهُ) را بدون قيد و متعلق ذكر مي نمايند كه هم شامل انفاق در مسير باطل است و هم انفاق در راه صحيح و حق.
و نيز ممكن است براي حلّ اين اختلاف در تعبير بگوييم: انفاق تمامي مال به افراد مستمند و يا كارهاي خيريّه دو جنبه دارد: از يك طرف انفاق به جا و درست است و از طرفي ناحقّ و بي مورد؛ زيرا انفاق همه مال از اين جهت كه نجات محرومان و مستمندان از فقر و پريشاني است كاري پسنديده و در خور تحسين است، ولي از آن جهت كه بخشيدن تمام مال به مستمندان و يا كارهاي خيريّه پيامدها و ره آوردهاي ناگوار براي خود انسان و عيال او دارد، عملي نا به جا و نادرست است ولذا احتمال مي رود اختلاف در تعبير به جهت تفاوت اين دو جهت باشد


 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 16 اسفند 1388  ساعت 12:05 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



برخي با استفاده از مناظره حضرت صادق(علیه السّلام)با عدّه اي از صوفيّه فرموده اند كه آيه شريفه (ايثار) به آيات نهي از (اسراف) نسخ شده و زمان مشروعيت آن گذشته است.(26) امام صادق(علیه السّلام)در قسمتي از آن مناظره فرمودند:.
امّا آنچه شما از تاريخ ايثارگران و تمجيد خداوند از آنان گفتيد صحيح است، ولي بايد بدانيد آن كار در آن زمان بر مسلمانان حلال و جايز بود و خداوند آنها را از آن عمل نهي نفرموده بود و در برابر آن اجر و ثواب نيز بدانان خواهد داد؛ ولي بعد از اين، برخلاف آن روش دستور داده است و با اين فرمان، در واقع مشروعيّت (ايثار) را نسخ فرموده است و اين نهي به جهت رحمت و محبّتي است كه به مؤمنين دارد، تا آنان خود و افراد تحت كفالت خويش را در زحمت و ضرر قرار ندهند.(27).
ولي حقيقت اين است كه استفاده (نسخ) از اين سخنان حضرت، بدين معنا كه آيه كريمه ايثار به كلّي منسوخ و غيرقابل عمل باشد و عمل ايثار در هر صورت كاري ناپسند و مورد نهي باشد، خالي از اشكال نيست؛ چرا كه خود آن حضرت در بيانات ديگر خود، براي تشويق و ترغيب مردم به مواسات و ايثار، در موارد مختلف به همين آيه شريفه استناد مي فرمايند(28) و بديهي است استدلال براي اثبات پسنديده بودن و استحباب عملي به آيه اي كه محتواي آن نسخ شده است صحيح نيست. لذا احتمال مي رود مقصود حضرت صادق(علیه السّلام)از (نسخ) آيه شريفه، چيزي غير از نسخ اصطلاحي باشد. و نظير اين، مطلبى، است كه امام(علیه السّلام)بعد از اين، در همين مناظره مي فرمايد:.
آيا نمي دانيد خداي بزرگ در اوّلين بار بر مسلمانان واجب فرموده بود تا يك فرد از آنان با ده نفر از مشركين مقابله كرده و به جهاد بپردازد. سپس به دليل رحمت بر آنها اين تكليف را برداشته و آنان را به مقابله يك نفر با دو تن از آنها مكلّف ساخت و اين به جهت تخفيف بر حال مؤمنين بود و با اين فرمان حكم اوّل منسوخ گشت.(29).
روشن است كه نسخ در اين فرمايش حضرت، به اين معناست كه با توجّه به تحوّل در روحيّه ها و پديد آمدن ضعف و سستي در بين مسلمين، آن تكليف سنگين برداشته شد و همراه با پديد آمدن شرايط جديد، حكمي سبك تر به جاي آن آمده است و هرگز بدين معنا نيست كه اگر همان شرايط صدور حكم اول، يعني همان استقامت ها و ايمان هاي قوي و نيز قلّت نيروي مؤمنين و كثرت افراد و تجهيزات مشركين در نبرد حقّ و باطل در زمان هاي بعد پيش آيد، اين لزوم برابري و وجوب مقابله با ده نفر و يا حتّي بيشتر از آن در بين نباشد؛ چرا كه به عنوان نمونه، در نهضت كربلا كه براي اصحاب حضرت سيد الشّهدا(علیه السّلام)همان شرايط مؤمنين صدر اسلام فراهم آمده بود بر آنان لازم و واجب بود تا از حريم اسلام و امامت - گرچه به برابري يك تن بر صد نفر نيز باشد - دفاع نمايند.
در اين مورد نيز، امام(علیه السّلام)در بحث با صوفي ها كه اين زياده روي در انفاق و به تعبير ديگر (ايثار) را به خيال خود - هر چند اين عمل منجر به زيان برخود و يا افراد تحت كفالت ايثار كننده بشود - واجب مي انگاشتند و بر آن به آيه شريفه ايثار استدلال مي نمودند فرمودند:.
آن عمل در وقت خود از مسلمانان نخستين اسلام پسنديده بود؛ ولي از آن جا كه اين روش چه بسا موجب ضرر بر اهل و عيال شود و اگر انسان همه مال خود را كه بايد به وسيله آن، كودكان ضعيف و پير زن و پير مرد سالخورده تحت كفالت خود را از تلف شدن محافظت كند به ديگري بدهد، آنها را به هلاكت كشانده است. خداوند متعال به جهت رحمت و عطوفت به بندگان خود، آنان را از اين عمل نهي فرمود. و اين نهي در واقع نسخ آن رويّه به حساب آمد.(30).
ولي اين بدان معنا نيست كه اگر ايثاري موجب زيان نشد و يا اين كه اهل و عيال خود به اين عمل راضى، بلكه شايق بودند و حاضر شدند براي رضاي خدا تحمّل فشار و گرسنگي را بنمايند، باز هم عمل نكوهيده و قبيحي به شمار آيد؛ بلكه بنا به فرموده هاي خود حضرت صادق(علیه السّلام)در احاديث گوناگون‏(31) با استناد به همين آيه شريفه ايثار، اين كار، خود از بالاترين ارزش ها به حساب آمده و بهترين مرتبه اخلاص و عالي ترين درجه گذشت و خداجويي انسان را به نمايش مي گذارد.
بر اين اساس، ايثار اهل بيت عصمت و طهارت و داستان اطعام به يتيم و اسير و مسكين در همين راستاست؛ زيرا كه آنان خود با كمال رضايت و عشق به خدا و بندگان محروم او - بدون اين كه اميرالمؤمنين(علیه السّلام)اين عمل را بدان ها تحميل كند و يا حتّي دستوري در اين جهت بدانان صادر فرمايد - نان خويش را به نيازمند بخشيدند؛ تنها آن حضرت سهم نان خود را بخشيد و سپس ديگران از روي اشتياق و ميل قلبي بدان حضرت اقتدا نمودند.(32).
بنابر اين نظريّه (نسخ آيه) به معناي اصطلاحي آن، كه نتوان به آيه عمل كرد، قابل قبول نيست.
ما پاسخ خود را به اين پرسش تحت دو عنوان مطرح مي كنيم؛ زيرا ايثار گاهي در مورد افراد تحت كفالت ايثاركننده است كه در اين صورت ديگران را بر عيال خود مقدّم مي دارد و زماني هم اين عمل در مورد خود او انجام مي گيرد. موارد هر كدام از ايثار مستحب و اسراف حرام در هر دوصورت مذكور را به طور جداگانه بررسي خواهيم كرد


 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 16 اسفند 1388  ساعت 12:04 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



هنگامی كه پس از اعلام تحويل سال، رهبر معظم انقلاب سخنان خود را آغاز كردند، به سياق متعارف سال‌های اخير همه منتظر بودند تا ببينند ايشان چه موضوعی را برای عنوان و نام سال جديد تعيين خواهند كرد... صادقانه اعتراف می‌كنم، زمانی كه ايشان پرهيز از اسراف را مورد اشاره قرار دادند، گويی يك لحظه بر دلم گذشت: چه مسأله‌ی ساده‌ای! در چنين شرايطی كه همه‌ی اذهان به موضوعاتی چون انرژی هسته‌ای و رابطه با آمريكا درگير است، آيا موضوع اسراف اين‌قدر اهميت دارد؟
...دقايقی بعد با ديگر ايرانيان در حياط باغ سفارت برای خوردن ناهار آماده می‌شديم و من موضوع اسراف را از ياد برده بودم. پذيرايی به روال معمول مهمانی‌های رسمی و عروسی‌ها سلف‌سرويس بود؛ يعنی هركه محترم‌تر و محجوب‌تر بشقابش خالی‌تر! سفير محترم و محجوب هم با تواضع و فروتنی داشت به همكاران خود در پذيرايی از مهمانان كمك می‌كرد و همه در تكاپو بودند.
مدتی نگذشت كه اكثر مهمانان ناهار خوردند و محجوب‌ترها بی‌آن‌كه به روی كسی بياورند، مشغول جمع كردن ظرف‌ها از اطراف باغ بودند. در بسياری از بشقاب‌ها مقدار زيادی زرشك‌پلو دست‌نخورده مانده بود؛ قطعه‌های درشت مرغ در بعضی ظرف‌ها ديده می‌شد، در حالی‌كه هنوز بعضی هيچ نخورده بودند. انگار خدا می‌خواست در همين فاصله‌ی كوتاه به من نشان دهد موضوع جدی‌تر از آن است كه فكر می‌كردم.
پس از آن وقتی تصميم گرفتم در جلسات هفتگی با برخی دانش‌آموزان و دانشجويان ايرانی به اين موضوع بپردازم، به روايات شگفت‌آوری در اين موضوع برخوردم كه برای خودم تازگی داشت و گمان می‌كنم اگر با نگاهی نو مورد مطالعه قرار گيرند، حتی از خلال آن‌ها بتوان به‌خوبی سبك زندگی اسلامی و مدرن عرضه كرد. به عنوان مثال ما در آموزه‌های روايی تعبير "لباس آبروداری" و "لباس كار روزانه" داريم. چيزی مثل تعبير لباس پلوخوری خودمان! و تأكيد بر اين‌كه چند دست لباس داشتن به خودی خود عيب ندارد، بلكه گاهی خوب است و اسراف، استفاده از لباس مهمانی برای كار روزانه و آسيب رساندن به آن است. در حالی‌كه گاهی متأسفانه ما چنين توجهی را از مصاديق اشرافی‌گری و ضد ارزش و برعكس، بی‌توجهی به آن را مصداق ساده‌زيستی و ارزش می‌دانيم.
به هر حال تغيير باورها و در نتيجه رفتار يك فرد طی مسيری طولانی و پيچيده رخ می‌دهد. اگر قرار باشد اميدی به تغيير داشته باشيم، اين اميد به نسل آينده و نيازمند گذشت زمان است؛ البته در صورتی كه شرايط برای تأمين اين هدف محقق گردد.

تربيت، راه تغيير

همه‌چيز برای تغيير در آينده‌ی انسان‌ها تنها از طريق تربيت و از دو مسير قابل تصور است:
1. تربيت رسانه‌ای كه به آن "التربية الإعلامية" می‌گوييم،
2. تربيت آموزشی كه آن را "التربية التعليمية" می‌ناميم.
امروزه در تمام جهان نه تنها نظام‌های فكری و سياسی بلكه حتی مؤسسات بزرگ اقتصادی از اين دو طريق در پی تحقق برنامه‌ريزی‌های درازمدت خود هستند. يعنی نخست وضعيت موجود را با مطالعات دقيق و پژوهش‌ها و ارزيابی‌های عالمانه به‌درستی می‌سنجند و آن‌گاه برای هرگونه تغييری به چند دهه بَل چند صده‌ی آينده می‌انديشند و اقتضای اين برنامه‌ريزی را به اهتمام مراعات می‌كنند.
تغييراتی كه طی سال‌های اخير در وضعيت فرهنگی- اجتماعی كشورهای اسلامی و عربی رخ داده و به‌سرعت در همه‌ی زمينه‌ها در حال بروز و ظهور است، شاهد بسيار زنده‌ای برای مسير پيچيده‌ای است كه طی چند دهه‌ی اخير در جريان بوده و همچنان ادامه دارد.
تربيت رسانه‌ای بيشتر سبك زندگی(life style) را نشانه می‌گيرد و با برجسته‌سازی نوع زندگی چهره‌های شاخص از گروه‌های مرجع مخاطبان خود، می‌كوشد تا اهداف مورد نظر را محقق سازد؛ و تربيت آموزشی بيشتر به حوزه‌ی مهارت‌های زندگی(life skills) می‌پردازد و تلاش می‌كند تا انسان‌های آينده را چنان كه برنامه‌ريزی شده، بپرورد.
اين هر دو از خلال مشاهده‌ی عينی مخاطب و اقناع قلبی وی آن‌هم معمولاً به‌شكل غيرمستقيم صورت می‌گيرد. نخستين مشكل ما در فضای فعلی از همين‌جا شروع می‌شود؛ بگذاريد صريح و بی‌تعارف سخن بگويم؛ ما همين شيوه‌ها را برای تبليغ نياموخته‌ايم يا از سر تنبلی و بی‌حوصلگی دنبال راه كوتاه‌تر و كار بی‌زحمت‌تر هستيم.

به سخن‌رانی عادت كرده‌ايم!

ما به دليل پيشينه‌ی تاريخی و موقعيت اجتماعی و نوع شكل‌گيری ارتباطمان با فرهنگ غرب و پذيرش مدرنيته و لوازم آن، همچنان در دنيای گذشته به سر می‌بريم و با مخاطبان خود به همان شكل سخن می‌گوييم. هم در مراكز علمی آموزشی‌مان همچنان از ميان شيوه‌های گوناگون تربيتی تنها به سخن گفتن مستقيم معلم اكتفا می‌كنيم و هم در محافل دينی و مذهبی‌مان تنها همان شيوه‌ی خطابه‌ی مستقيم سنتی را به‌كار می‌بريم.
برای ما تنها صداست كه به رسميت شناخته می‌شود؛ حتی تصويرمان هم متكی به صدا و گفتار و كلام است! تقصيری هم نداريم؛ بخواهيم يا نخواهيم بر بنيانی از غلبه‌ی فرهنگ گفتاری ايستاده‌ايم؛ در حالی‌كه رهنمود پيشوای ششم آئين‌مان امام جعفر صادق عليه‌السلام چنين است:
"كونوا دعاة لنا صامتين. به خاموشی برای ما تبليغ كنيد!" حرف كمتر بزنيد، سر و صدا و فرياد لازم نيست؛ سكوت كنيد. وقتی صدا خاموش شود، كار تصوير آغاز می‌گردد و ناچار بايد جور صدا را هم، تصوير بكشد‌؛ تصويرِ كردار و عمل، نمايش حركت و فعل كه واقعی‌تر است و جدی‌تر و... دو صد گفته چون نيم‌كردار نيست!
اما ما به حرف زدن عادت كرده‌ايم؛ عادت چند صدساله را كه يك‌شبه و دو روزه و حتی ده‌ساله نمی‌توان از كسی گرفت... مشكل اما اين‌جاست كه رقيبان ما چنين عادتی ندارند و كالای فرهنگی‌شان اگر نه بهتر، سريع‌تر، جذاب‌تر و مؤثرتر از ما، لااقل همچون كالای ما در دسترس مخاطب ماست.
بايد پذيرفت كه كار آموزشی و فرهنگی، تخصص، تدبير و تجربه می‌خواهد و هركسی به مجرد چندسال حضور در دانشگاه و حوزه يا فعاليت در يك مركز آموزشی يا به صرف علاقه به كتاب و فيلم، متخصص فرهنگی آموزشی نمی‌شود.
بايد پذيرفت كه زبان نسل جديد، تفاوت كرده است و سرعت تحولات اجتماعی فاصله‌ی ما را با او روزبه‌روز بيشتر می‌كند و هرچه می‌گذرد، ميانگين سواد و اطلاعات و روزآمدی مخاطب بالاتر می‌رود.

سپيدنمايی به‌جای واقع‌نمايی

از سوی ديگر اجزا و عناصر مختلف اجتماعی با هم پيوندی ناگسسستنی دارند. بايد پذيرفت كه عملكرد عناصر گوناگون نظام اداره‌ی جامعه به ‌هم مربوط است و مستقيماً بر هم اثر می‌گذارد. در جامعه‌ای كه حاكميت دينی دارد، پيام دينيِ صادر شده از جانب اين حاكميت، در گردونه‌ای از آموزش و رسانه و قوه‌ی قضائيه تا نيروی انتظامی و دستگاه‌های اجرايی تعريف می‌شود. نمی‌توان از مخاطب انتظار داشت پيام دينی را در يك مجموعه‌ی رسمی دينی جدا از بقيه‌ی اجزای مجموعه و به شكل انتزاعی و مجرد دريافت كند و بپذيرد. به‌طور طبيعی اين‌گونه پيام‌ها در يك مجموعه‌ی همگون و يك منظومه‌ی هماهنگ اثر دارد و نتيجه می‌دهد؛ مشروعيت و روايی آن نيز در مخاطب كاملاً با تصدی حكومتی صاحبان پيام، مرتبط است.
متأسفانه با سخنان و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب به‌شكل رسمی و تعارف‌آميز برخورد می‌شود. اين سياه‌نمايی نيست بلكه يك بررسی و مطالعه‌ی ساده، ثابت می‌كند كه واقع‌نمايی است. نبايد خيلی دلخوشانه برخورد كرد. سپيدنمايی هم به اندازه‌ی سياه‌نمايی خطرناك است و آنچه اقتضای تعهد و التزام دينی است، واقع‌نمايی است.
اگر باور نداريد، در هفته‌ها و ماه‌های آينده عملكرد نهادهای مختلف در موضوع فرهنگ‌سازی برای اجتناب از اسراف را رصد كنيد و ببينيد آيا اتفاقی جز آن رخ می‌دهد كه در طول سال‌های گذشته رخ داده است؟ قرار است رهبر انقلاب به‌عنوان راهنما و پيشوای جامعه‌ی اسلامی مشكلات را شناسايی كنند و بر درد، انگشت بگذارند. اين رهبر انقلاب است كه سخن می‌گويد، هدايت می‌كند و فرمان می‌دهد؛ ديگران از مجريان آموزشی و متوليان فرهنگی و رسانه‌ای تا ساير نهادهای رسمی و دولتی، بايد كارشناسانه و هوشمندانه راهكارهای عملی برای تحقق آن رهنمود بيابند.
اتفاقی كه در عمل رخ می‌دهد اما برعكس است: بسياری از نهادها به جای اجرا و تدبير عملی، به سخن گفتن و بيانيه دادن و گفتار و شعار مشغول می‌شوند. گويی رهنمود رهبری نيازمند تأييد ديگران بوده است.
چه فايده اگر از ناپسندی اسراف سخن بگوييم اما جريان غالب در فرهنگ عمومی، اسراف را تقبيح نكند يا برعكس، پرهيز از اسراف را ضد ارزش برشمارد؟ چه سود اگر در برنامه‌های بی‌رمق و توصيه‌گونه‌ی تبليغی بر دوری از اسراف تأكيد شود اما در سريال‌های پرمخاطب تلويزيونی مصرف‌گرايی ترويج گردد؟ چه حاصل اگر آنان كه مقبوليت كمتری در ميان مخاطب دارند به زبان از قُبح اسراف بگويند اما آنان كه محبوبيت و تأثير دارند، در عمل برعكس باشند؟

فرهنگ، توصيه‌پذير نيست

تأثيرگذاری بر مخاطب، اقتضائات و لوازمی دارد و پيچيده‌تر از آن است كه با يك دعا و توصيه‌ی ساده محقق شود. همان خدايی كه ما را به تبليغ دين خود امر كرده "و أعدوا لهم ماستطعتم من قوة" فرموده و به اشاره‌ی"لاتنفذون إلا بسلطان" خردمندان را هشدار داده كه مقدمه‌ی واجب را هم واجب بدانند و بپذيرند كه هرچه كار، گران‌تر و گرامی‌تر، سخت‌تر و پرهزينه‌تر است.
به هر روی، برای تأمين هدف ارزشمندی كه رهبر انقلاب در آغاز سال از آن سخن گفته‌اند، ناچار بايد سه مرحله را طی كرد:
1. سال جديد سرآغازی برای حركت در اين راستاست، نه يك دوره‌ی زمانی انحصاری؛ چنان‌كه سال‌های پيش سرآغاز حركت به سوی بزرگداشت مقام "پيامبر أعظم" صلّی‌الله عليه و آله يا سرآغاز توجه بيشتر به اهميت "وجدان كاری" يا "انضباط اجتماعی" بوده است. در مجموع قرار است هر سال چيزی به جريان مستمر حركت‌های قبلی اضافه شود نه اين‌كه موضوعی جايگزين موضوعات پيشين گردد؛ اما در عمل می‌بينيم چنين نيست. اگر امسال نويسنده‌ای درباره‌ی اميرمؤمنان عليه‌السلام بنويسد، كارش مورد حمايت قرار نمی‌گيرد، چون امسال تنها سال "اصلاح الگوی مصرف" است! طبيعتاً اگر فيلم‌سازی سال بعد درباره‌ی مذمت اسراف فيلم بسازد، مورد حمايت قرار نمی‌گيرد، چون سال اصلاح اسراف تمام شده است! در حالی‌كه برعكس، اگر كاری بخواهد با تأمل و اتقانْ سامان يابد، به شتابی چند ماهه صورت نمی‌پذيرد؛ در نتيجه همه به سرِهم‌بندی و كارهای شتاب‌زده و شعاری عادت می‌كنيم و راضی می‌شويم. اين‌گونه افق بلند تدبير و اميد رهبر انقلاب را تنگ و تاريك می‌كنيم.
2. زمينه‌های عملی و اجرايی دوری از اسراف و اصلاح الگوی مصرف بايد در نهادهای مختلف و عرصه‌های گوناگون مطالعه و فراهم شود. تنها به يك نمونه اشاره می‌كنم: ما اكنون در زمينه‌ی نان مشكل جدی داريم و حتی اگر كسی بخواهد اسراف نكند، وضعيت فعلی عرضه‌ی نان در كشور و چرخه‌ی توليد و مصرف و بازيافت نان، خود اسراف‌زاست. در حالی‌كه تجربه‌ی نوع نان مصرفی در بسياری كشورها- همچون لبنان- برعكس است؛ يعنی اگر كسی بخواهد اسراف كند، به‌راحتی نمی‌تواند! بايد نهادهای مربوط در عرصه‌های گوناگون بدون دخالت در حوزه‌ی كار ديگری به اقدام اجرايی مشغول شوند. پژوهشگر مطالعات اجتماعی بايد با نظرسنجی و پيمايش ميدانی، نقطه‌های آسيب‌زا را شناسايی كند. مسؤولين رسانه‌ای بايد از امكانات و فرصت‌های تبليغی بهره بگيرند. مديران صنعتی و اقتصادی بايد برای روان شدن مصرفِ صحيح سياست‌گذاری كنند و خلاصه هركسی بايد كار خودش را بكند.
3. موضوعی چون دوری از اسراف، بيش از ساير موضوعات به حوزه‌ی فرهنگ عمومی تعلق دارد و اين حوزه بسيار پيچيده و دقيق است. از سويی نبايد با عجله و شتاب انتظار داشت نتيجه‌ی عملی سريع و محسوسی مشاهده شود؛ چون فرهنگْ توصيه‌پذير و سفارش‌بردار نيست و از سوی ديگر بايد كار را به كاردان سپرد. اگر به جای كارشناس صاحب‌نظر فرهنگی يا جامعه‌شناس باتجربه، فهيم و دلسوز كسی كه آشنا به رمز و راز مفاهيم فرهنگی و اجتماعی نيست كار را به‌دست بگيرد، يكی از همان چهار خواهد شد كه اميرمؤمنان عليه السلام فرمود:
"يستدل علی إدبار الدول بأربع: ...بتضييع الاصول و التمسك بالفروع و تأخير الأفاضل و تقديم الأراذل"
منبع:http://farsi.khamenei.ir




 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 16 اسفند 1388  ساعت 12:03 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



توجه به الگوى صحيح و اصلاحى مصرف در نظام اجتماعى عاملى بنيادين جهت         هدفدارى آن و ايجاد اصولى پايدار و قوانين نظام‌مند براى زندگى اجتماعى         انسان‌ها به شمار مى‌آيد. الگوى اصلاحى مصرف، به آدمى شناخت هدف صحيح         زندگى را آموخته و نشاط، شادابى و تلاشى اميدوارانه را براى وى به ارمغان         مى‌آورد. همچنين بر آگاهى آدمى از ارزش‌ها و هنجارهاى ايده‌آل اجتماعى جهت         افزايش كاركردهاى مثبت نظام خانواده و عمل بدان‌ها مى‌افزايد و به او         مى‌فهماند كه هر گونه عبث گرايى و بيهودگى در آفرينش انسان منتفى است.(1        )
به طور كلى هدفدارى نظام اجتماعى با الگوى صحيح مصرف و اصلاح اساسى آن رابطه‌اى متقابل دارد؛ زيرا        :
1 ـ انسان را مقيد به عمل پسنديده و صالح جهت سعادت دنيوى و اخروى نموده و حضور سرافرازانه وى را بدين جهت در اجتماع موجب مى‌شود        .
2
ـ انسان را از افسردگى و پوچى و احساس بى‌شخصيتى در درون فردى و نظام اجتماعى رها مى‌سازد و مصونيت مى‌بخشد        .
3
ـ         مهمترين هدف انسان را دستيابى بر كمال انسانى و رحمت والاى الهى مى‌داند و         برنامه نظام‌مند فردى و اجتماعى وى را بر اين اساس تنظيم مى‌كند        .
4
ـ         موجب مى‌گردد انسان‌ها در نظام اجتماعى و در عرصه‌هاى مختلف آن تلاش و         كوشش فراوان نموده و هيچگاه از آن دست برنداشته، بلكه تلاش‌هاى خود را در         زندگى دنيوى جهت‌دار نموده و بدان‌ها رنگ و بوى الهى و اخروى دهند        .
5
ـ انضباط و تعهد اجتماعى را به انسان‌ها هديه مى‌كند        .
6
ـ از اتلاف بيهوده‌ى عمر و اوقات زندگى انسان‌ها را رها مى‌سازد و بارقه‌ى نااميدى و پريشانى را از دل‌هاى پاك آنان دور مى‌سازد        .
7
ـ         به انسان‌ها تعليم مى‌دهد كه عبادت‌ها را به موقع انجام دهند، آنها را با         رياكارى و زهد دروغين نابود نسازند، حقوق ديگران را رعايت نموده و به گناه         و گناهكارى مبتلا نشوند        .
8
ـ هدفدارى نظام اجتماعى، سير تربيتى انسان‌ها         را در مصرف و مسير اقتصادى خانواده و اجتماع اصلاح نموده و برنامه‌هايى         اساسى، چون اداى امانت، راستگويى و حسن همجوارى را براى آنان تنظيم         مى‌نمايد و راس همه‌ى اين برنامه‌ها را تقوا و ترس از خدا مى‌داند        .
9
ـ         جامعه‌ى اسلامى را از زيان‌هاى اسراف و تبذير آگاه نموده و محيط آن را از         بى‌دينى و بى‌بند و بارى رها مى‌نمايد و آشوب‌ها و فسادهاى اجتماعى را از         سطح جامعه پاك نموده و دور مى‌كند        .

<!--[if !vml]-->  <!--[endif]-->

سيماى قرآنى فاصله گيرندگان از الگوى صحيح مصرف در جامعه اسلامى

فاصله         گيرندگان از الگوى صحيح مصرف، از ديدگاه قرآن، همان »مسرفين و مبذرين        « هستند كه به دليل عدم رعايت و اصلاح الگوى مصرف، به اين نام و صفت خوانده         مى‌شوند و تعابير سخت و جانكاهى در مورد آنان در قرآن به عنوان سيماى         ظاهرى، درونى و سرنوشت دنيوى و اخرويشان به كار رفته است        :
1
ـ مسرفان اهل هلاكت و از اصحاب دوزخند.(1) و (2        )
2
ـ جامعه اسلامى و نظام اجتماعى را به فساد مى‌كشند. آنان در زمين فساد مى‌آفرينند و در پى اصلاح نيستند. (3         )
3
ـ خدا آنها را هدايت نمى‌كند و عامل انحراف ارزش‌ها در جامعه اسلامى هستند(4        )
4
ـ اعمال آنها شيطانى است و شيطان اعمال نارواى ايشان را آراسته و زيبا مى‌نمايد(5        )
5
ـ آنان عامل گمراهى و ضلالت اعضاى جامعه اسلامى و برادران و همراهان شيطانند(6        )
6
ـ         الگوهاى عملى ايشان، ستمگران و مستبدان هستند، لذا برنامه‌ها و طرح‌هاى         عملى آنان موجب خسارت‌هاى جبران‌ناپذير براى اجتماع انسانى محسوب         مى‌گردد(7        )
7
ـ محبوب خدا نيستند و اهل تعامل و معاشرت‌هاى پايدار و صحيح اجتماعى نمى‌باشند(8        )
8
ـ فاقد اهداف عقلايى در برنامه‌هاى مصرف و كاربرد امكانات مادى و معنوى هستند و الگوى آنان افرادى چون فرعون و نظام طاغوتى اوست(9        )
9
ـ سرچشمه‌ى بسيارى از فقرها و تبعيض‌ها و شكاف‌هاى طبقاتى هستند        .
10
ـ         پايه و اساس بسيارى از ناكامى‌ها، خودنمايى‌ها و همچنين اضمحلال شخصيت‌هاى         اجتماعى انسان‌ها به شمار مى‌روند و عاقبتى بس وخيم و خطرناك دارند(10        )

پى نوشتها        :

1. سوره انبياء، آيه 9
2.
سوره شعرا، آيات 151 و 152
3.
همان
4.
سوره غافر، آيه 28
5.
سوره يونس آيه 12
6.
سوره اسرا، آيه 27
7.
سوره يونس، آيه 83
8.
سوره انعام، آيه 141
9.
سوره يونس، آيه 83
10.
سوره حجر، آيه 3

منبع        :http://isfahanziba.isfahan.ir

 



 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 16 اسفند 1388  ساعت 12:02 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



الف) مفهوم‌شناسی مصرف

مصرف در اصطلاح اقتصادی عبارت است از «ارزش پولی كالاها و خدماتی كه از سوی افراد خریداری و تهیه می‌شود.»[1] برخی دیگر در تعریف مصرف می‌گویند: ثروت، منبع درآمد است و درآمد خالص (درآمد منهای استهلاك) به دو منظور استفاده می‌شود: بخشی از آن به انباشتن ثروت و پس‌انداز اختصاص می‌یابد و بخش دیگر، صرف تحصیل لذت می‌شود. آن قسمت از درآمد كه صرف به دست آوردن لذت می‌گردد، مصرف نام دارد.[2]
در دانش اقتصاد، مصرف، دو گروه عمده خوراكی‌ها و غیرخوراكی‌‌ها را دربرمی‌گیرد. خوراكی‌ها، شامل آشامیدنی‌ها، دخانیات، انواع نان، برنج، گوشت، لبنیات، روغن، میوه و سبزی و غیر‌خوراكی‌ها، شامل گروه‌های پوشاك و كفش، مسكن، اثاثیه منزل، بهداشت و درمان، حمل‌ونقل و ارتباطات، تفریحات و سرگرمی‌ها، خدمات فرهنگی و كالاها و خدمات متفرقه است.[3]
به عبارت ساده، مصرف، يعني بهره‌گيري از چيزي براي برآوردن يك يا چند نياز ذاتى. بنابراین، شناخت شيوه‌هاي درست مصرف و رعايت آن و آشنايي با راه‌هاي درست استفاده از سرمايه و ابزار كار و لوازم زندگى، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

ب) الگوی مصرف در اسلام و غرب

دنیای غرب می‌كوشد الگوهایی در مصرف به جوامع ارائه دهد كه رهاوردی جز فرسایش ثروت و امكانات زندگی آنها ندارد. این تلاش غربی‌ها در محورهای زیر خلاصه می‌شود:
ایجاد احساس نیاز و ضرورت به مصرف كالاهای تجملی و كم‌فایده؛
گسترش روحيه مصرف‌گرايى؛
انحراف ذهن‌ها از توجه به واقعيت‌هاي زندگى؛
اعلام پايان روزگار قناعت و فرارسيدن دوران مسابقه و رقابت در مصرف و زندگي لوكس و تشريفاتى.
غرب سعي مي‌كند این اهداف را با شيوه‌هاي گوناگوني مانند تبليغ و اشاعه مدگرايى، تنوع‌‌طلبی در مصرف و بزرگ نشان دادن اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی پی‌گیرد و در این راه، از دولت‌ها، رادیو، تلویزیون، مجلات، روزنامه‌ها، سینما، تئاتر و وسایل ارتباطی دیگر بهره می‌برد.
بنابراین، پایه‌های الگوی مصرف در غرب عبارتند از:
1. تمتع و بهره‌وری هرچه بیشتر؛
2.‌رقابت و مسابقه در مصرف؛
3.‌تجمل‌گرایی و تشریفات زاید.[4]
آمار و ارقام به‌دست‌آمده در زمینه مصرف انرژی در كشورهای به‌ظاهر پیشرفته نشان می‌دهد این كشورها بیشترین مصرف انرژی را در سطح جهان دارند. برای مثال، مصرف سرانه انرژی در امریكا در دهه 1970 حدود شش برابر مصرف سرانه انرژی در جهان بوده است[5] یا یك فرد فرانسوی سیصد بار بیش از یك فرد رواندایی انرژی مصرف می‌كند. نكته قابل تأمل این است كه مقدار زیادی از انرژی به مصرف‌های غیرضرور و صرفاً لوكس اختصاص دارد.
شركت‌هاي جهانى، گرچه به اصطلاح، خود را موتور توسعه و عامل اساسی توسعه در جهان می‌دانند، ولی واقعیت چیز دیگری است. آنان به چیزی جز افزایش سود خود نمی‌اندیشند. آلبرت استریدزبرگ، از متخصصان تبلیغات جهانی می‌گوید:
ما باید خود را از شرّ یك سلسله عقاید متعارفی درباره اینكه چه چیزهایی برای رفع نیازمندی‌های مادی فقر لازم است، خلاص كنیم.[6]
انسان اقتصادی در اسلام، مساوی با نیازهای مادی نیست كه مصرف او به این نوع از نیازها محدود باشد، بلكه برخی از خواسته‌های معنوی نیز انگیزه مصرف اوست؛ مثل ادای برخی از فریضه‌ها مانند انفاق.
از مجموعه آموزه‌های دینی اسلام می‌توان پایه‌های اصلی الگوی مصرف را در اسلام در موارد ذیل خلاصه كرد: بهره ‌بردن از نعمت‌هاي الهى؛ اعتدال و میانه‌روی و پرهیز از اسراف و تبذیر كه به هر كدام جداگانه می‌پردازیم.

1) بهره بردن از نعمت‌هاي الهى

در آموزه‌های اسلام، همه آنچه در آسمان‌ها و زمین وجود دارد،‌به پاسخ‌گویی به نیازهای بشری به‌عنوان اشرف مخلوقات مربوط است و از همین رو، از بندگان خود می‌خواهد از آنها به درستی بهره‌برداری كنند. قرآن كریم در موارد متعددي از نعمت‌هاي الهي با عناويني چون رزق الهى، طیّبات و زینت یاد می‌‌كند. از نظر اسلام، استفاده از نعمت‌های الهی در حدی كه انسان بتواند سلامت خود را حفظ كند و با نشاط كامل به ادای وظایف فردی و اجتماعی خود بپردازد، امری مطلوب و بلكه واجب است.
خداوند متعال در آیه 114 سوره نحل می‌فرماید:
فَكُلُوا مِمّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلالاً طَیِّبًا وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِیّاهُ تَعْبُدُونَ.
پس، از نعمت‌های حلال و پاكیزه‌‌ای كه خداوند روزی‌تان كرده است، بخورید و اگر فقط خدا را می‌پرستید، سپاسگزار نعمت‌های او باشید.
زيبايي و آراستگى، محبوب فطری انسان‌هاست. ازاین‌رو، خداوند متعال نیز كه انسان را موجودی اجتماعی آفریده، آموزه‌هایی را برای آراستن به او الهام كرده است تا از این راه، هم مورد پسند و رغبت ديگران باشد و هم با برقراري روابط اجتماعى، نیازهای روحی و مادی جامعه تأمین شود.[7]
از ديدگاه اسلامى، هر چیزی كه سبب عیب‌پوشی انسان و آراستگی او گردد، زینت است، مانند كمالات اخلاقی یا لباس‌هایی كه موجب آراستگی انسان می‌شود.
از آنچه بیان شد، به دست می‌آید كه خداوند متعال نعمت‌های خود را برای همه بندگان، به‌ویژه بندگان نیكوكارش آفریده است و این درست نیست كه بگوییم افراد باایمان از نعمت‌های دنیایی بهره نبرند. امام صادق(علیه السّلام) می‌فرماید:
زمانی كه نعمت‌ها وفور یافتند و دنیا به انسان روآورد، بندگان صالح و شایسته و افراد باایمان به استفاه از آنها سزاوارتر هستند.[8]
قرآن كریم می‌خواهد كه انسان‌ها از نظر روحی و معنوی به‌گونه‌ای تربیت شوند كه با افزایش معرفت در خصوص مقام والای خویش، انگیزه‌شان برای مصرف از حد تأمین نیازهای مادی فراتر رود و تمام مصارف و تلاش‌های ایشان معطوف به ادای وظایف فردی و اجتماعی و خدمت به بندگان خداوند شود. در این صورت، همه تلاش‌های فرد عبادت خواهد بود.
بنابراین، هرگاه اعمال انسان و حتی زندگی مادی او رنگ الهی بگیرد، او همواره در حال عبادت است. در آیه 138 سوره بقره آمده است:‌»رنگ خدايى، و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است و ما تنها او را عبادت می‌كنیم.» در تحلیل قرآن كریم، برخورداری انسان یا جامعه از نعمت‌های الهی و ثروت، به معنای عنایت الهی به شخص یا جامعه مطرح می‌شود؛[9] زیرا بر اساس آیات قرآن، سعادت و خوشبختی واقعی آدمی از راه توحید و سلامت امور اقتصادی و دستیابی به ثروت فراهم می‌شود.[10]

2) اعتدال و ميانه‌روى

هرگونه فعالیت اقتصادی شامل تولید، توزیع و مصرف باید بر اساس اعتدال و میانه‌روی صورت گیرد. در قرآن كریم نیز به مسئله اعتدال و قناعت توجه ویژه‌ای شده و به صراحت اعلام گردیده است كه در هرگونه تصرف و مصرف آشامیدنی‌ها و خوردنی‌ها باید از اسراف پرهیز شود.[11]
در نگرش اسلامى، مصرف مطلوب، مصرف در حد كفایت است؛ یعنی مصرف برای زندگی و تأمین نیازها كه به گونه معقول و منطقی و بر اساس امكانات شكل گیرد، حقوق دیگران در آن رعایت شود و به محیط زیست انسان و دیگر جانداران آسیب نرساند.
قناعت و زهد، از ویژگی‌های ستوده‌شده در دین مقدس اسلام است. این دو صفت سبب می‌شود كه فرد به رفع نیازهای خود بسنده كند و برای به دست آوردن زیادی مال به زحمت نیفتد. بنابراین، مصرف مناسب و پسندیده در عرصه‌های گوناگون، مصرف بدون اسراف و در پیش گرفتن راه اعتدال است.
از دیدگاه برخی از صاحب‌نظران، اعتدال و حدّ ‌وسط، مفهومی نسبی است كه با اختلاف انسان‌ها، زمان‌ها و مكان‌های گوناگون، تفاوت پیدا می‌كند. ازاین‌رو، ممكن است رفتاری برای فردی اعتدال داشته باشد، ولی برای شخص دیگر رفتار معتدلی نباشد.[12]
امام صادق(علیه السّلام) نیز درباره معیار اعتدال و اسراف می‌فرماید:
ميانه‌روى، كاری است كه خداوند عزوجل آن را دوست دارد و اسراف، كاری مبغوض نزد خداوند است. حتی اسرافی كه در حد دور انداختن هسته خرما باشد نیز چنین است؛ زیرا آن چیزی است كه به كار دیگری می‌آید [مانند خوراك حیوان]، و نیز حتی اگر دور ریختن زیادی آب باشد.[13]
بنابراین، اعتدال در مصرف، یعنی بهره‌گیری از امكانات زندگی به‌گونه‌ای كه مستلزم تلف كردن و هدر دادن مال و نیز مازاد بر نیاز نباشد و كمّ و كیف آن، از نگاه عرف، هماهنگ با شرایط زمانی و مكانی و متناسب با شأن و موقعیت مصرف‌كننده باشد.[14]
با آنكه در آموزه‌های دینی بر انفاق تأكید فراوانی شده است، بايد در این امر مستحبي نيز اعتدال و ميانه‌روى را رعايت كرد. انسان باید در انفاق به دیگران یا انجام دادن امور خیریه به گونه‌ای رفتار كند كه بالاتر از شأن انفاق‌كننده نباشد و خود و خانواده‌اش را به زحمت نیندازد. اگر این الگو رعایت شود، تمكن مالی برای انفاق‌های دیگر باقی می‌ماند و فرد برای تأمین نیازمندی‌های شخصی و خانوادگی قدرت خواهد داشت.[15]

3) پرهیز از اسراف و تبذیر

سطح ممنوع مصرف در اسلام، سطح اسراف و تبذیر است. برخی معتقدند اسراف، غیر از تبذیر است. اسراف، یعنی مصرف بیش از شأن (مانند اینكه شخصی با درآمد كم كه فقط نیازهای اندك او را برطرف می‌سازد، كالاهای لوكس مصرف كند) و تبذیر یعنی مصرف بیهوده كه با اتلاف مال همراه است. برخی دیگر می‌گویند اسراف و تبذیر هر دو یكی هستند.
اگر كسی در میزان یا شكل استفاده از نعمت‌های الهی زیاده‌روی كند و بیش از آنچه نیاز دارد، مصرف كند، اسراف‌كار شمرده می‌شود. قرآن كریم، اسراف را در معنای بسیار گسترده‌ای به كار برده و حتی از اسراف در اعمال و عقاید نیز سخن گفته است. برخی از موارد اسراف در آیات و روایات عبارتند از: خوردن و آشامیدن بیش از حدّ،[16] دادن مال به كسی كه شایستگی آن را ندارد،[17] مصرف بيش از شأن در جهت مصالح شخصى،[18] و اسراف در مخارج كيفى.[19]
در حدیثی از امام صادق(علیه السّلام) نقل است كه به یاران خود درباره اسراف فرمود:
كمترين حد اسراف این است كه لباسي را كه بيرون خانه براي حفظ آبرو مي‌پوشى، در داخل خانه نیز بپوشی یا باقی‌مانده آب و غذا را كه در ظرف می‌ماند، دور بريزي يا خرما را بخوري و هسته آن را دور اندازى.[20]
در برخی از روایات با صراحت، اسراف و تبذیر از گناهان كبیره معرفی شده است. در روایتی كه فضل بن شاذان از امام رضا(علیه السّلام) نقل می‌كند، حضرت در نامه‌ای به مأمون، به شمارش گناهان بزرگ می‌پردازد و یكی از آنها را اسراف و تبذیر می‌داند.[21]

ج) الگوی مصرف مطلوب در اسلام

شناسايي نيازهاي واقعى، رعایت اعتدال و صرفه‌جویی و بهره‌برداری از امكانات را الگوی صحیح مصرف بیان می‌كند. به دیگر سخن، الگوی مصرف، از یك سو راهنمای حركت درست جامعه در مسیر بخش وسیعی از منابع كمیاب، و از سوی دیگر، عامل تنظیم نیازهای واقعی جامعه است.
به نظر می‌رسد فرهنگ حاكم بر جامعه، از عوامل مؤثر در تعيين الگوی مصرف است؛ زیرا اعمال و تصمیم‌گیری افراد، آیینه تمام‌نمای عقاید، اندیشه‌ها و نوع نگرش به جهان هستی و ارزش‌های مورد پذیرش آنهاست.
معرفی الگوی صحیح در مصرف، آثار فردی و اجتماعی فراوانی در پی دارد. در سطح كلان تا زمانی كه امكانات جامعه با نیازها و خواسته‌های افراد آن متناسب نباشد،‌كسب استقلال اقتصادی و رسیدن به عزت و سرافرازی ممكن نمی‌گردد. در سطح فردی نیز بدون پرهیز از مصرف‌های غیرضرور، آرامش روحی و روانی به دست نمی‌آید.
جوان مسلمانی كه می‌كوشد برای یافتن مسیر درست در زندگی از وحی و سخنان معصومان بهره ببرد، باید در امر مصرف نیز الگویی در پی گیرد كه مطلوب اسلام باشد. يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي الگوی مصرف اسلامي این است كه داراي حدود است. از نظر عالمان اسلامى، در اسلام سه سطح مصرف وجود دارد:‌مصرف مجاز، كمتر از حداقل مصرف و بیش از حداقل مصرف تا مرز اسراف. بنابراین، حد مصرف كافی از نظر اسلام، سطحی است كه سختی و دشواری را از زندگی برطرف سازد.

1- ديگرگرايى

یكی از مهم‌ترین ویژگی‌های الگوی مطلوب مصرف این است كه جوان مسلمانی كه به دنبال سعادت در دنیا و آخرت است، نباید تنها به خود و خانواده‌اش بیندیشد، بلكه بايد افزون بر تأمين نيازهاي فردي و خانوادگى، ‌به فكر محرومان جامعه نیز باشد. با این كار، ‌روحیه ایثار و فداكاری و دیگر كمالات انسانی در او رشد خواهد كرد و به خودخواهی و كبر و غرور دچار نخواهد شد. قرآن كریم از ديگرگرايي با عنوان انفاق ياد مي‌كند و مسلمانان را به انجام آن تشويق كرده است.
قرآن گاهی در وصف خوبان، ‌انفاق را یكی از شاخصه‌های ایمان، تقوا، احسان، صداقت و فروتنی می‌داند[22] و اهمیت انفاق تا حدی است كه در برخی از آیات در كنار نماز ذكر شده است.[23] در برخی از آیات نیز تصریح گردیده كه انفاق، قرض به خداوند است[24] و خداوند، گیرنده آن است.[25] البته تمام این اجر و پاداش در صورتی است كه انفاق به دور از ریا و خودنمایی و تنها با هدف الهی صورت گیرد.
از امیر مؤمنان علی(علیه السّلام) نقل است كه «اگر كسی مالش را در راه خدا صرف كند، خدا در جایگزینی آن مال تعجیل می‌كند.»‌[26] بر این اساس، خداوند وعده داده كه به‌گونه‌ای پاداش می‌دهد كه هرچه را فرد در راه خدا صرف كرده است دوباره جایگزین شود.
كسی كه مالش را در راه خدا صرف نمی‌كند، از آن مال بهره نخواهد برد. كسی كه در مصرف مال در راه فرمان الهی و رضای خدا بخل می‌ورزد، گویی از این مال هیچ سودی نخواهد داشت:
كسانی را كه طلا و نقره را گنجینه (پنهان) می‌سازند و در راه خدا انفاق نمی‌كنند، به مجازات دردناكی بشارت ده! (توبه: 134)

2- ایثار و گذشت

دوست من! يك جوان مسلمان همراه با بهره‌برداري از نعمت‌ها و امكانات الهى، باید در حد توان به كمك محرومان جامعه، ‌فقر را در جامعه كم كند و بكوشد با رعایت این الگو به رضایت و خشنودی خداوند برسد. نقطه اوج و مرتبه عالي سخاوت و ديگرگرايى، مقام ایثار است. خداوند ایثارگران را این‌گونه ستوده است:
دیگران را بر خود مقدم می‌دارند؛ هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند. (حشر: 9)
انسان سخاوتمند كسی است كه بخشی از مال خود را به دیگری می‌دهد،‌ولی اهل ایثار كسانی هستند كه در آنچه نیاز دارند، دیگران را بر خود ترجیح می‌دهند. در روایتی از پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) آمده است:
كسی كه به چیزی نیازمند باشد و دیگری را بر خود ترجیح دهد، مشمول غفران الهی می‌شود.[27]
البته این بدان معنا نیست كه انسان آنچه خود نیاز دارد، در اختیار دیگری بگذارد و خود پیش دیگران دست دراز كند، بلكه او باید عزت نفس خود را حفظ كند. در تعبیری از امام صادق(علیه السّلام) نقل شده است:
خداوند همه اختیارات شخصی انسان را به خودش واگذاشته، مگر جایی كه رفتار او موجب ذلت وحقارتش شود.[28]
بنابراین، ایثار كردن نباید به ناتوانی شخص بینجامد و او را برای تأمین نیاز،‌محتاج دیگران كند.

پى نوشت ها :

[1]. احمد اخوى، اقتصاد كلان، تهران، شركت چاپ و نشر بازرگانى، 1380، ص 151.
[2]. باقر قدیری اصل، كلیات علم اقتصاد، تهران،‌مركز نشر سپهر، 1379، ص 274.
[3]. طهماسب محتشم دولتشاهى، نظریه‌ها و سیاست‌ها در اقتصاد كلان، تهران، ویستار، ص 145.
[4]. سيد مهدي موسوي كاشمرى، پژوهشی در اسراف، قم، بوستان كتاب، 1377، ص 121.
[5]. حسن فاطمى، گرسنگى؛ ارمغان استعمار، تهران، ‌شركت سهامی انتشار، 1362، ص 94.
[6]. ریچارد بارنت و رونالد مولر، سيطره جهانى، ترجمه: مصطفي رحيمى، تهران،‌هاشمى، 1363، ص 298.
[7]. علامه طباطبايى، تفسیر المیزان، تهران، دارالكتب الاسلامیة، 1379 ه .ق، ج 8، ص 79.
[8]. علامه مجلسى، بحارالانوار، تهران، ‌دارالكتب الاسلامیة، 1404 ه .ق، ج 47، ص 232.
[9]. سباء: 15.
[10]. نك: اعراف: 85؛ هود: 84 86.
[11]. نك: انعام: 141؛ اعراف: 31.
[12]. نك: محمدعلي انصارى، الموسوعة الفقهیة المیسره، قم، مجمع الفكر الاسلامى، 1415 ه .ق، ج 3، ص 186.
[13]. شيخ حرّ عاملى، وسائل الشیعه، قم، آل‌البیت(علیه السّلام)، 1409 ه .ق، ج 21،‌ص 551.
[14]. علي‌اكبر كلانترى، اسلام و الگوی مصرف، قم، بوستان كتاب، 1387، ص 43.
[15]. برای نمونه، از امام باقر(علیه السّلام) روایت شده است فلان شخص از انصار كه مزرعه‌ای داشت، هرگاه محصول آن را جمع می‌كرد، تمام آن را صدقه می‌داد و خود و عیالش تهی‌دست می‌ماندند. سپس خداوند این عمل را اسراف قرار داد. (وسائل الشیعه، ج 6، باب 16، ابواب زكات الغلات)
[16]. «كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنّهُ لا یُحِبّ الْمُسْرِفینَ» (اعراف: 31)
[17]. امیرمؤمنان علی(علیه السّلام): «بترسید از فساد، به درستی كه دادن مال به غیر جایگاه آن، تبذیر و اسراف است. آن‌چنان كاری كه نام صاحبش را نزد مردم بالا می‌برد، در حالی كه مقامش را نزد خداوند پایین می‌آورد». (نهج‌البلاغه: 390)
[18]. امام صادق(علیه السّلام): «لقمان به فرزندش گفت: ای پسرم! هر چیزی نشانه‌ای دارد كه با آن شناخته می‌شود و برای مصرف نیز سه نشانه است: چیزی كه در شأن او نیست، می‌خرد؛ چیزی كه در شأن او نیست، مي‌پوشد و چیزی كه در شأن او نیست، می‌خورد». (بحارالانوار، ج 12، ص 415)
[19]. امام صادق(علیه السّلام): «كسی كه بیش از آنچه برای سكونت لازم دارد، مسكن بنا كند، باید در روز قیامت آن را بر دوش خود حمل نماید». (همان، ج 4، ص 54)
[20]. میزان الحكمه، ج 4، ص 448.
[21]. وسائل الشیعه، ج 11، ص 260.
[22]. انفال: 2 4؛ سجده: 15 و 16؛ حجرات: 15؛ توبه: 88.
[23]. بقره: 3 و 110؛ انفال: 3.
[24]. بقره: 254؛ تغابن: 17.
[25]. توبه: 99 و 104.
[26]. تصنیف غررالحكم و درر الكلم، ص 379.
[27]. ملامحسن فيض كاشانى، محجة البیضاء، قم، نشر جامعه مدرسین، ج 6، ص 79.
[28]. محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1365، ج 5، ص 63.


 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 16 اسفند 1388  ساعت 12:01 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



الف) رفاه‌زدگى
رفاه‌زده به كسی می‌گویند كه از نعمت بسیار برخوردار است، ولی هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد و هیچ منعی را نمی‌پذیرد. بنابراین، رفاه‌زدگى، نوعی تصرف و مصرف كردن ناهنجار و ضد اخلاقی در نعمت‌های الهی است.
صاحبان ثروت، مصرف به شیوه غربی را نشان تمدن و رهایی از عقب‌ماندگی می‌دانند. آنان كه لذت‌طلبی بدون حد و مرزی دارند، بیش از نیازهای واقعی خود مصرف می‌كنند و مصرف كردن را ارزش می‌دانند.[29]
آنها می‌كوشند كالاهای لوكس و تجملی را وارد كشور كنند و از این راه، درآمدهای ارزی كشور را صرف واردات این‌گونه كالاها می‌كنند.[30] این گروه با وارد كردن كالاهاي مصرفي لوكس مانند لوازم آرايشى، لباس‌های بدن‌نما،‌خودروهای سواری پر زرق و برق، تجمل‌گرایی و مصرف‌زدگی را تبلیغ می‌كنند.
به طور كلی نمی‌توان گفت ثروت و رفاه فراوان فسادانگیز است. با این حال، از آنجا كه طبع اولیه انسان، راحتی و عیش و نوش را دوست دارد و ثروت هم مقدمات این راحت‌طلبی را فراهم می‌آورد، می‌گوییم رفاه زیاد، سبب بالا رفتن فرهنگ مصرفی در جامعه می‌شود.
رفاه‌زدگی و افتادن در دام دنیا همواره نابودی جامعه‌ها را در پی داشته است. در كتاب الحیاة آمده است: تكاثر و اتراف، باعث نابودی و شقاوت انسان است و ثروتمندان مترف كسانی هستند كه هم خود نابود می‌شوند و هم دیگران را نابود می‌كنند. آنان كسانی‌اند كه نسل‌ها را تباه می‌سازند و جامعه را به حضیض بردگی اقتصادی و بی‌حالی و مستی و عقب‌ماندگی می‌كشانند. برای اینكه بر این واقعیت اجتماعی اشراف و اطلاع كامل یابیم، به مسائلی اشاره می‌كنیم كه از آثار جدایی‌ناپذیر زندگی تكاثری و اترافی است:
اول: تكاثر و اتراف، جو و حالتی را در نفس انسان پدید می‌آورند كه نتیجه‌اش نابودی و تباهی عقل و قلب و دین است.
دوم: تكاثر در داشتن ثروت و زیاده‌روی در مصرف، عواطف انسانی را می‌میراند و پایه‌های فضیلت و اخلاق را منهدم می‌سازد.
این دو، پایه‌های همیاری اجتماعی و تعاون را متزلزل می‌سازد و به این وسیله، اساس توازن و تبادل را نابود و توده مردم را ضایع و هلاك می‌كند.[31]
ابن خلدون نیز در كتاب خود، در فصلی با عنوان «فراخی معیشت و تجمل و فرورفتن در ناز و نعمت، ‌از موانع پادشاهی و كشورداری است» ثروت، رفاه‌زدگى و تن‌پروري را از عوامل مهم سقوط و نابودي اجتماعي مي‌شمارد.[32]

ب) الگوگیری از رسانه‌ها

الگوگيرى،‌امری فطری است كه از دوران كودكی در انسان وجود دارد. حتماً دیده‌اید كه اگر به كودكی لبخند بزنید، او نیز مثل شما لبخند می‌زند. هر چه سن كودك بالاتر می‌رود، تقلید تا حدی حالت هدفدار به خود می‌گیرد و در عالی‌ترین و مطلوب‌ترین حالت، تقليد و تكرار عمل ديگرى، با آگاهی كافی از حُسن كار و هدفمندی است.[33] بنابراین، در تعریف الگوپذیری می‌توان گفت: ‌رضايت فرد به انطباق رفتارش با الگوهاي وسيعى، در جهت هماهنگی و انسجام رفتاری با آنها.[34]
براساس اصولی مانند اصل لذت، فردگرایی و توجه صرف به علوم تجربی بود كه مادی‌گری در غرب به اوج خود رسید.
آنها با توجه به این اصول و با مطالعه دقیق حالات جوانان، ‌مانند قهرمان‌خواهى، نیاز به محبوبیت،‌خودنمايى، حادثه‌جويى، بلندپروازى، رقابت، استقلال‌طلبی و... ، الگوهای جدید و جوان‌پسندی را مطرح می‌كنند.[35]
در این نظام، از روش الگویی بیشترین استفاده برای كسب منفعت بیشتر صورت می‌گیرد. دستگاه‌هاي تبليغاتى، اكنون حرف خود را از زبان یك قهرمان ساختگی یا یك شخصیت مزدور می‌زنند و از دیگر سو،‌مشغول پرورش و ساختن قهرمانان و آرایش چهره‌هایی هستند كه بتوانند، بهره‌گیری از آنها، جذابیت كاذب به وجود آورند و پیام خود را به طور كامل به مخاطب القا كنند.[36]
در جامعه ما،‌ پس از جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، ارزش‌های اسلامی و فرهنگی به تدریج كم‌رنگ شد و اسراف نكردن، قناعت ورزیدن، ساده‌زیستی و مانند آن به تدریج ارزش خود را از دست داد. در كنار عوامل بسیاری كه در این زمینه مؤثر بودند، نقش وسایل ارتباط جمعی بیش از دیگر عوامل بود.
دانشمندان ارتباطات برای وسایل ارتباط جمعی سه كاركرد مهم بیان می‌كنند:
خبري و آموزشى: ‌نقش وسايل ارتباطى، انتشار جریان رویدادهای اجتماعی است، ولي برخي از این وسايل به‌ويژه تلویزیون، اینترنت و ماهواره، با پخش برنامه‌ها و فیلم‌ها می‌كوشند آموزه‌هایی را با مُدهای تازه و مناسب با فرهنگ خودشان به گیرندگان برنامه ارائه كنند.
راهنمايي و رهبرى: رسانه‌ها با توجه به ارزش‌های خاص هر جامعه، باید به عنوان ابزاری در جهت خدمت به ارزش‌ها و هنجارها باشند؛ امری كه در كشور ما نادیده گرفته شد و تلاش گردید تا افكار و ایده‌هایی به مخاطب القا شود كه با هنجارهای جامعه منافات داشت.
تفریحی و سرگرمى: وسایل ارتباط جمعی می‌توانند با ارائه برنامه‌های گوناگون، اوقات فراغت خانواده‌ها را پر كنند و به طور موقت ذهن آنان را از مشكلات روزمره دور سازند.[37]

جريان الگوپذيري جوانان

در ادامه، به بررسي جريان الگوپذيري جوانان از رادیو، ‌تلویزیون، سینما، ماهواره و اینترنت می‌پردازیم.

1) رادیو، ‌تلویزیون و سینما

امروزه رسانه‌ها به‌عنوان يكي از ابزار سمعي و بصرى، به صورت مستقیم با روح و جان انسان در ارتباط است. رسانه‌ها در كنار نهادهای دیگری كه طرز تفكر جامعه را می‌سازند، نقش مهمی بر عهده دارند. بررسي‌هاي روان‌شناسي اجتماعي نشان مي‌دهد رسانه‌هاي گروهى، دارای چنان قدرتی هستند كه می‌توانند نسلی تازه در تاریخ انسان پدید آورند.
رسانه‌ها از راه ارائه هنجارهاي خاص اجتماعى، به افراد القا می‌كنند كه رفتار ارائه‌شده در رسانه‌ها، رفتار مناسب اجتماعی است. به این ترتیب، رسانه‌ها با ارائه الگوها و هنجارهای خاص، سبب ایجاد هم‌نوایی در افراد می‌گردند. شركت‌هاي بزرگ جهان با استفاده از وسايل ارتباط جمعي مانند تلویزیون و رادیو در كشورهاي مختلف، می‌كوشند فرهنگ مصرفی را در جامعه رواج دهند.[38]
رسانه‌ها از راه پخش آگهي‌هاي تجاري در تلویزیون، رادیو و سینما و پخش سريال‌هاي داستاني و مانند آن مي‌توانند بيش از نظام آموزشي بر ذهن مخاطب خود تأثير بگذارند.[39] در كتاب سیطره جهانی از پروفسور اوانجلینا گارسیا، استاد ارتباطات اجتماعي نقل مي‌كند كه آهنگ موزيك و شعارهايي كه در فاصله هر چند دقيقه از رادیو و تلویزیون پخش مي‌شود، به‌ویژه در منازلی كه ارتباط افراد با دنیای خارج كمتر است، ‌اثر مهمی را در ذهن شنونده به وجود می‌آورد كه او از آن به قالب‌های فكری تعبیر می‌كند.
او معتقد است تبليغات تجارى، نوعی اتكای روانی در افراد پدیدار می‌سازد و احترام، شخصیت و ارزش افراد براساس آنچه می‌خرند و مصرف می‌كنند، معنا می‌شود.[40]
برنامه‌های صدا و سیما، ‌فيلم‌هاي سینمايي و تئاترها و انواع آگهي‌هاي تبليغي‌ تجاري مي‌تواند مردم را به سمت الگوی مصرفي مثبت يا منفي سوق دهد. چه‌بسا افرادی كه از این راه به سمت مصرف كالاهای لوكس و تجملی هدایت می‌شوند.[41]
همان‌گونه كه بیان شد، يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي دوران جوانى، حس الگوپذیری است. جوانان برای تكوین شخصیت روحی و فكری و اجتماعی خود، همواره می‌كوشند بهترین افراد را الگوی خود قرار دهند؛ گرچه گاه اشتباه می‌كنند و افراد ناشایست را الگوی خود می‌دانند.
دنیای غرب با سوءاستفاده از این ویژگی جوانان، ‌مي‌كوشد هنرپيشه‌هاي فاسد سینما، ورزشكاران بی‌بندو‌بار و خوانندگان بی‌شخصیت را در مقام الگوی كاذب به جوان معرفی كند. امروزه، وضعیت ارتباطات رسانه‌ها در كشور به گونه‌ای است كه ایمان و هویت جوانان به تاراج می‌رود. اگر به خوبی بنگریم، می‌بینیم كه در دوره‌اى، هنرپیشه‌هایی مانند اوشین الگو بودند و اكنون یانگوم و جومونگ؛ و حتی در برخی از خانواده‌ها سبك غذای كُره‌ای جای خود را باز كرده است.
استفاده از نام‌های غربی و نامأنوس بر روی فرزندان، تابلوها و شركت‌ها، مد، تبليغ كالاهاي لوكس خارجى، تجمل‌گرایی و...، از دیگر مصداق‌های الگوپذیری از رسانه‌هاست.
رسانه‌های عمومی به دنبال عرضه كالاهایی هستند كه موردپسند مردم و برای رسانه‌ها از نظر اقتصادی سودمند است. اساس كار رسانه‌ها را محورهایی تشكیل می‌دهد كه از راه آن به پول و سرمایه بیشتری برسند و یكی از این محورها، تبلیغ آگهی‌های گوناگون تجاری و تبلیغاتی است. برخی عنوان می‌كنند كه آگهی‌های تجاری به نفع مصرف‌كننده تمام می‌شود؛ چون از این راه، فروش انبوه كالاها آسان می‌شود و فروش انبوه، تولید انبوه را به همراه دارد. اما اقتصاددانان معتقدند آگهی انبوه به جای كاهش قیمت‌ها، سبب تورم قیمت كالاها می‌شود. افزون بر این، رسانه‌ها در تبلیغ، هیچ‌گونه مسئولیت و نظارتی بر كیفیت كالاها ندارند و هركه پول بیشتری بپردازد، در اولویت قرار می‌گیرد.[42]
همچنين در بيشتر فيلم‌هاي سینمايي و سريال‌هاي ايراني، به هنرپیشه‌ها تازه‌ترین لباس‌های مُدشده را می‌پوشانند و در هر صحنه از فیلم، لباس‌ها و زیورآلات جدیدی جایگزین می‌شود. در كشور ما، بیشتر فیلم‌ها در خانه‌های بزرگ و بسیار زیبا ساخته می‌شوند. وسایل خانه مانند مبلمان، سرويس غذاخورى، آشپزخانه و وسایل آن، آخرین مُدهایی هستند كه به كار می‌روند.
تقليدهاي شگفت‌آور از انواع آرايش مو و لباس وحركات هنرپيشگان فيلم‌هاي غربى، بلافاصله پس از نمایش آن فیلم‌ها در خیابان‌های تهران، آن‌چنان به چشم می‌خورند كه می‌توان گفت یك شبه مانند قارچ پا به عرصه وجود می‌نهند. دنباله‌روي تماشاگران از قهرمانان فيلم‌ها به قدري آشكار است كه صاحبان مؤسسات و شركت‌هاي تجارى، در سال، صدها میلیون دلار به سازندگان فیلم‌ها و هنرپیشگان برای مد كردن و تبلیغ پاره‌ای از كالاهای خود می‌پردازند؛ هرچند كالاهای بی‌ارزش و نامرغوبی باشند.[43]
بيشتر فيلم‌هاي ايرانى، خانواده‌های طبقه بالا را به نمایش می‌گذارند كه تقلید طبقه متوسط و پایین را از آنان در پی دارد. به بیننده طوری القا می‌شود كه هركس ماشین، مبلمان، تلفن همراه، رایانه و مانند آن نداشته باشد، بیچاره است. حتی در برنامه‌های خانوادگی و تركیبی نیز چنین روندی را شاهد هستیم.
در برنامه آموزش آشپزی «بهونه» كه با اجرای سامان گلریز پخش می‌شود، گرچه ادعای سازندگان برنامه این است كه غذاهای ساده و كم‌خرج را آموزش می‌دهند، ولی انتخاب نوع وسایل آشپزی مانند همزن و مخلوط‌كن، تابه و دیگ كه همگی مارك‌های خارجی دارند، چیدمان آشپزخانه،‌گاز فر صفحه‌ای ومانند آن ترویج فرهنگ مصرف‌گرایی است. حتی در این برنامه، مارك ظروف آشپزخانه Dessini معرفی می‌گردد كه از شبكه‌های ماهواره‌ای نیز تبلیغ می‌شود.
در برنامه «به خانه برمی‌گردیم» كه هر روز عصر از شبكه تهران پخش می‌شود، در يكي از بخش‌هاي كارشناسى، دكوراسیون‌خانه آموزش داده می‌شود. در حالی‌كه بسیاری از خانواده‌های جوان ایرانی اجاره‌نشین هستند و در آپارتمان‌های با متراژ كم زندگی می‌كنند، خانم كارشناس درباره نحوه قرار گرفتن میز كنسول در راهروی خانه و وسایل لازم برای تزیین آن صحبت می‌كنند.
در حقیقت، رسانه ملی در سالیان اخیر، عامل اصلی ترویج مصرف‌گرایی در میان خانواده‌ها و جوانان بوده است؛ چراكه رسانه ملی كالا را تبلیغ نمی‌كند، بلكه مصرف را تبلیغ می‌كند.

2) ماهواره و اینترنت

پیشرفت روزافزون فن‌آوری و در نتیجه، به وجود آمدن شبكه‌های ارتباطی و ماهواره‌ای بر تمام زوایای پنهان و آشكار زندگی تأثیرگذار بوده است. رسانه‌هاي گروهى، فاصله میان سطوح گوناگون را از بین می‌برد و با كمك تبلیغات می‌كوشد تا با رواج مُدهای جدید، امیال جدیدی را در افراد به وجود آورد. به عبارت دیگر، تولیدكنندگان با تبلیغ و تلفیق این‌گونه نیازهای كاذب و با تغییر جایگاه نیازها و تقاضاها، سعی در فراهم آوردن شرایطی دارند تا فرد بر اساس آن، نیازهای كاذب ایجادشده، مانند لباس با طرح نو و مُد جدید را جایگزین نیازهای اساسی خود كند.
در این میان، ماهواره و اینترنت نقش مهمی در ترویج و جهانی شدن مصرف یك كالا بازی می‌كنند؛ زیرا مُد جدید، نیازمند تقاضا و بازاریابی است. بنابراین، این‌گونه وسایل، نقش بارزی در اشاعه فرهنگ مصرفی در جوامع دارند؛ زيرا بسياري از مدل‌هاي رايج آرايشى، پوششی و...، از سوی تولیدكنندگان و مصرف‌كنندگان از مدل‌های ماهواره‌ای و اینترنتی الگوبرداری می‌شود.
در برنامه‌هاي ماهواره‌اى، جدیدترین لباس‌های فَشِن از معروف‌ترین طراحان لباس جهان نمایش داده می‌شود. از زنان برای تبلیغ خمیردندان، وسایل آرایشی و ظروف آشپزخانه بهره برده می‌شود و بیشتر تبلیغات در مورد رژ لب، كرم‌پودر، قرص‌هاي لاغرى، نوشیدنی‌های انرژی‌زا و... است كه به سرعت در جامعه رواج می‌یابند.
در كشور ما دسترسی به شبكه‌های ماهواره‌ای به دلیل امكان تهیه آسان و ارزان تجهیزات دریافت برنامه‌های ماهواره، بسیار آسان است و بیشتر جوانان به دیدن برنامه‌هایی تمایل دارند كه آنها را در برنامه‌های داخل كشور نمی‌یابند و در واقع به خاطر برنامه‌های مبتذل از ماهواره استفاده می‌كنند.[44] این روند سبب شده كه بسیاری از جوانان و به‌ویژه دختران به آرایش چهره و خرید لوازم آرایشی روی آورند. به گزارش ذیل دقت كنید:
گرایش روزافزون زنان، دختران و دختران كم سن و سال به استفاده بي‌رويه از لوازم آرايشى، به مرز بحران رسيده و نگراني‌هاي عميقي را برانگيخته است و موج فزاينده استفاده از لوازم آ‌رايشى، چنان سرسام‌‌آور است كه مهار این بحران دشوار به نظر می‌رسد.
چشم‌روشن‌ها، لنز تیره می‌خواهند؛ چشم‌تیره‌ها، لنز روشن. اگر پوست دختری برق بزند، مات‌كننده چاره‌كار است؛ در این صورت ديگر برق نمي‌زند. گاهی به علت نوع پوست یا هزینه بالای جراحی با لیزر، ترمیم آسیب‌های صورت ممكن نیست. در این هنگام است كه انواع پودرها و لوازم آرایشی سفیدكننده به كار می‌رود. در بیشتر اوقات، زنان و دختران جوانی كه عارضه‌ای در صورت ندارند وشادابی و طراوت پوست آنها، در حالت معمولی است، به طور بی‌وقفه، از لوازم زیباكننده استفاده می‌كنند. این افراد، شب‌ها كه به منزل بازمی‌گردند، با شیرپاك‌كن‌های مختلف و صابون‌های رنگی متفاوت، شلوغي و آرايش چهره‌هايشان را كه در اثر استفاده بي‌رويه مواد آرايشى، حالتی زمخت و مكدّر پیدا كرده، مرتب می‌كنند.[45]
همچنین تبلیغات ماهواره‌ای سبب شده است كه بسیاری از افراد به سمت جراحی‌های زیبایی بروند. استفاده از ژل‌هاي غيردايم نيز بسيار روايج يافته است و از آن براي گونه‌گذارى، افزایش حجم لب و برطرف كردن چین و چروك پوست استفاده می‌كنند. استفاده از این ژل‌ها در كشورهای اروپایی و امریكایی برای افراد با سنین بالاست، ولی در ایران، افراد زیر هیجده سال برای این كار اقدام می‌كنند. [46]
درباره اینترنت نیز وضع همین‌گونه است. امروزه سهم رسانه‌هايي مانند تلویزیون و رادیو در پُر كردن اوقات فراغت جوانان بسيار كاهش يافته است و سهم ضبط صوت و رسانه‌هايي مانند اینترنت بيشتر شده تا بتوانند از راه فعاليت‌هاي آنلاين و غير آنلاين، مانند به اشتراك گذاشتن موسيقى، گوش دادن به موسيقى، بازی‌های رایانه‌ای و.. اوقات خود را بگذرانند. به همین نسبت، تمایل افراد برای یاد گرفتن سازهای موسیقی افزایش یافته است.

پى نوشت ها :

[29]. روزنامه اطلاعات، 25/11/1382 و 15/1/1373.
[30]. همان،‌/4/1373.
[31].محمدرضا،‌محمد و علي حكيمى، الحیاة، ج 3، صص 326 و 327.
[32]. مقدمه ابن خلدون، ترجمه محمد پروين گنابادى، ج 1، ص 267.
[33]. مصطفی عباسی‌مقدم، نقش اسوه‌ها در تبلیغ و تربیت، تهران، سازمان تبليغات اسلامى، 1381، ص 48.
[34]. همان، ص 43.
[35]. نك: علي‌قائمى، شناخت، هدایت و تربیت، تهران، امیر بهادر، 1378، ص 13.
[36]. نقش اسوه‌ها در تبلیغ و تربیت، ص 333.
[37]. نك: ‌علي اسدى، افكار عمومی و ارتباطات، تهران، سروش، 1371؛ فرامرز رفیع‌پور، وسايل ارتباط جمعي و تغيير ارزش‌هاي اجتماعى، تهران، كتاب فرا، 1378.
[38]. سيطره جهانى، ص 240.
[39]. همان، ص 289.
[40]. همان،‌ص 287.
[41]. مقاله «تهاجم فرهنگى و الگوی مصرف»، روزنامه سلام، 6/11/1372.
[42]. احمدعلی قانع، محدوديت‌هاي پيام‌رساني در قوانين ديني و بشرى، قم، بوستان كتاب، 1385، ص 40.
[43]. نزهت قائم‌مقامى، مقدمه‌اي بر جامعه‌شناسي وسايل ارتباط جمعى، ص 36.
[44]. www.nyoir.com
[45]. روزنامه خبر جوان، 22/12/1383.
[46]. www.Bornanews.ir 


 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 16 اسفند 1388  ساعت 12:00 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



بدون تردید، جوانان، از مهم‌ترین سرمایه‌های بشری در هر جامعه‌ای هستند و آثار مادی و معنوی فراوانی بر جای گذاشته‌اند. همواره انقلاب‌های مهم جهان با پشتوانه جوانان به وقوع پیوسته است و نقش برجسته و ماندگاری دارند.
جوانان، بازوی قدرتمند سازندگی هر جامعه هستند. قدرت‌طلبان داخلی و خارجی برای رسیدن به اهداف جاه‌طلبانه خود می‌كوشند نیروی بزرگ جوانان را تسخیر كنند. امروز برخی تلاش می‌كنند ذهن جوانان را به امور واهی و پوچ مشغول سازند تا به فكر سازندگی و آبادانی كشور خود نباشند. در همین راستاست كه بسیاری از افراد، كشور را با دام مصرف و خرید لباس‌ها و كالاهای لوكس فریفته‌اند. جوان ایرانی اگر بخواهد، می‌تواند در این دام نیفتد و سرمایه كشور را به بیگانگان تقدیم نكند، اما راه‌كارهای این امر:

الف) تقويت ايمان و روح پرهيزكارى

به اعتراف بسیاری از روان‌شناسان، در آغاز دوران جوانى، میل به پرستش به شدت فعال می‌شود و رشد می یابد. توجه به سخنان پيشوايان دينى، به روشنی این واقعیت را بیان می‌كند كه جوانان هرگاه در فقر دینی قرار گرفته‌اند، به‌طور وسیعی به دین گرویده‌اند؛ مانند ایمان‌آورندگان به حضرت موسی(علیه السّلام) و عیسی(علیه السّلام) و پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم). افزون بر این، فطرت و سرشت انسان براساس دین‌خواهی و خداجویی است و این فطرت همراه دیگر نیروهای بشری در دوره جوانی رشد می‌كند و قدرت می‌یابد.
بر اساس آموزه‌هاي دينى، انسان از دوران نوزادی با زمینه فطری خداشناسی به دنیا می‌آید و ممكن است تحت تأثیر محیط در مراحل بعد گمراه شود. پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می‌فرماید:
هر مولودی براساس فطرت خداشناسی به دنیا می‌آید، تا اینكه والدینش او را به دین یهودی یا نصرانی (تحریف شده) در می‌آورند.[58]
تمایل فطری جوانان به مذهب آن‌قدر شدید است كه همه روان‌شناسان می‌گویند: بين بحران تكليف و جهش‌هاي مذهبى، ارتباط انكارناپذیری وجود دارد.[59]
اگر ایمان و باور مذهبی در دل و جان جوان ریشه كند، آثار مفیدی بر جای می‌گذارد. چنین فردی به ارزش‌های اخلاقی گرایش خواهد یافت. كسی كه ایمان مذهبی دارد و باورمند است كه انسان اشرف مخلوقات است و اعتقاد دارد كه انجام كارهای ارزشمند اخلاقی گرچه گاهی با محرومیت مادی همراه است نزد خداوند پاداش دارد.
چنین فردی در خود شادی و نورانیت احساس می‌كند و جهان را هدف‌دار می‌داند و از لذت‌های عالی بهره‌مند می‌شود. جوان مسلمان نعمتی را كه خداوند در اختیار او قرار داده است، به هر شكل و شیوه‌ای كه خواست مصرف نمی‌كند، بلكه می‌داند كه یا باید آن را در راه خدا یا در راه تحصیل رضای الهی مصرف كند. خداوند فرمان داده كه از مال و ثروتی كه در اختیار دارید، به اندازه نیاز معیشت، آسایش و رفاه خود و خانواده مصرف كنید. پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نیز می‌فرماید:
از ما نیست كسی كه به او توسعه مالی داده شده است، ولی او بر خانواده‌اش تنگ می‌گیرد.[60]
در روایتی نقل شده است فردی پیش از آنكه از دنیا برود، تمام اموالش را در راه خدا انفاق كرد. پس از مرگ او به رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) خبر دادند كه او چنین كرده است. حضرت فرمود: پس به فرزندان او چه رسیده است؟ آیا چیزی باقی گذاشته است؟ عرض كردند: خیر یا رسول‌الله! حضرت فرمود: اگر پیش‌تر به من خبر داده بودید، اجازه نمی‌دادم او را در قبرستان مسلمانان دفن كنید.[61]
بنابراین، جوان مسلمان نباید تصور كند هرچه را به دست می‌آورد، فقط باید به دیگران بدهد و خودش را از حاصل زحمتش محروم كند. امیر مؤمنان علی(علیه السّلام) می‌فرماید:
نافع‌ترین مال آن است كه واجبات زندگی انسان به وسیله آن فراهم آید.[62]
انسان نباید تصور كند كه تمام مال متعلق به اوست و می‌تواند آن را در راه هوس‌ها و امیال خود صرف كند. امیرمؤمنان علی(علیه السّلام) می‌فرماید:
بدترین مال آن است كه انسان در راه خدا هیچ چیزی از آن را مصرف نكند و زكات مالش را نپردازد.[63]
بدترین مال، مالی است كه حق خداوند از آن مال ادا نشده باشد.[64]
قرآن كریم از مالی كه در اختیار انسان قرار می‌گیرد به «مال‌الله» تعبیر می‌كند و می‌فرماید:
«آتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِی آتَاكُمْ». (نور: 33)
حال كه اموال، همه مال خداست، باید آن‌گونه كه او فرمان داده و مورد رضایت اوست، مصرف شود.

ب) پرداخت صدقه

زمانی كه انسان به توصیه‌های اخلاقی درباره رسیدگی به نیازمندان می‌نگرد، به این باور می‌رسد كه اگر به این قوانین و توصیه‌ها ترتیب عمل داده شود، هیچ نیازمند و فقیری در جامعه اسلامی یافت نخواهد شد. امام صادق(علیه السّلام) در این‌باره می‌فرماید:
اگر مردم زكات مال خود را ادا می‌كردند، هرگز در جامعه اسلامی فقیری یافت نمی‌شد.[65]
همچنین دقت در این دستورها روشن می‌كند كه فایده رسیدگی به حال نیازمندان، بیشتر و پیش‌تر از آنكه به فرد نیازمند برسد، به بخشنده خواهد رسید؛ زیرا او با این عمل خود به خداوند نزدیك‌تر می‌شود. پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می‌فرماید:
صدقه پیش از آنكه به دست نیازمند برسد، به دست خداوند می‌رسد.[66]
این سخن به آیه 104 سوره توبه اشاره دارد كه خداوند می‌فرماید:
آیا نمی‌دانستند كه فقط خداوند توبه را از بندگانش می‌پذیرد و صدقات را می‌گیرد؟ و خداوند توبه‌پذیر و مهربان است.
با وجود این، افرادی هستند كه بدون داشتن نیاز، به درخواست و تكدّی می‌پردازند و در جامعه سوءظن ایجاد می‌كنند. كم‌ترین اثر این رفتار این است كه فرد بخشنده در برابر محتاجان دچار تردید شود و از كمك به آنها امتناع كند.
كسی كه چنین عملی را مرتكب شود، از ناحیه پیشوایان طرد شده است؛ زیرا از رأفت و رحمت دین اسلام سوءاستفاده كرده و عزت و آبروی خود را به مال دنیا فروخته است. از همین روست كه در روایت می‌خوانیم:
دست نیاز به سمت این و آن دراز كردن، طوق ذلت و بردگی است كه مسائل به گردن خود می‌افكند. بنابراین، با این كار انسان عزیز، عزت خود را سلب كرده است و انسان شریف، شرافت خود را.[67]
از سوی دیگر، خداوند به توانمندان توصیه می‌كند كه حق نیازمندان بر آنان این است كه هرگز آنان را از خود نرانند. خداوند در قرآن به پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می‌فرماید: «آیا تو را یتیم نیافت و پناه داد؟ و تو را گم‌شده یافت و هدایت كرد».[68]
در مقابل از او می‌خواهد: «و درخواست‌كننده را از خود مران».[69]
در حدیث قدسی آمده است كه خداوند به موسی(علیه السّلام) فرمان داد: ‌«هرچند كم و ناچیز، بايد به سائل كمك كني و او را دست خالي برنگرداني و اگر هم نمي‌توانى، با لطافت و سخن نيكو او را جواب گويى.»[70] حتی در روایتی از پیامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل شده است كه: «نیازمند را رد نكنید، هرچند با دادن نیمی از خرما».[71]
در هر صورت، انسان بخشنده از چنان جایگاهی برخوردار است كه دست عطاكننده در كنار «یدالله» ذكر شده است. رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود:
دست‌ها سه نوعند: دست خد كه فوق همه دست‌هاست؛ دست عطاكننده كه در كنار «یدالله» است و دست نیازمند كه در مرتبه پایین‌تر قرار دارد.[72]
ای جوان مسلمانی كه می‌دانی صدقه تو، وديعه و امانت در پيشگاه پروردگار است و آن را در جايگاه مطمئني ذخيره مي‌كنى، بهتر است این كار را به صورت پنهانی انجام دهی و كسی از این راز آگاه نشود. امام صادق(علیه السّلام) می‌فرماید:
فضيلت و كمال صدقه پنهانى، بیشتر از صدقه آشكار و علنی است.[73]
اسحاق بن عمار از یاران امام صادق(علیه السّلام) می‌گوید: روزی امام به من فرمود: برای پرداخت زكات مال، چگونه عمل مي‌كنى؟ عرض كردم: فقرا را خبر می‌كنم، به خانه می‌آیند و حقشان را می‌دهم. امام فرمود:
تو با این كار موجبات ذلت و خواري مؤمنان را فراهم مي‌كنى. اسحاق مراقب باش و از این كار بپرهیز. خداوند متعال می‌فرماید: كسی كه ولیّ‌ای از اولیای مرا ذلیل كند، در حقیقت به جنگ من آمده است.[74]
افزون بر این، خداوند در آیه 264 سوره مباركه بقره می‌فرماید كه صدقات خود را با منت‌گذاری باطل نكنید. در حدیث آمده است:
كسی كه صدقه می‌دهد و اعتقاد دارد كه كاری برای خودش انجام داده، معنا ندارد كه از دیگری توقع اجر و پاداش داشته باشد. نبايد انتظار داشته باشي كه ديگران به خاطر كاري كه به نفع خود انجام داده‌اى، از تو شكرگزاری كنند.[75]

ج) پرداخت زكات

عنوان صدقه در شرع مقدس اسلام، هم بر حقوق واجب مالي مانند زكات اطلاق مي‌شود و هم بر انفاق‌ها و اعانه‌هاي مستحبى. در بحث گذشته درباره صدقه و انفاق مستحبی سخن گفتیم و اكنون درباره زكات كه یكی از حقوق واجب مالی است، سخن خواهیم گفت.
اسلام بر پنج چیز بنیان نهاده شده است: نماز، زكات، حج، روزه و ولایت اهل‌بیت(علیه السّلام).[76] در آیات قرآن و در روایات، هر جا سخنی از نماز به میان آمده، از زكات نیز یاد شده است: «أَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ». (بقره: 43، 83 و 110)
امام باقر(علیه السّلام) می‌فرماید:
خدا زكات و نماز را قرین هم قرار داده و كسی كه نماز بخواند و زكات مالش را ندهد، درست مانند این است كه نماز هم نخوانده است.[77]
در برخی از روایات نیز تصریح شده است فردی كه زكات مالش را نمی‌پردازد، اصلاً‌مسلمان نیست:
كسی كه یك قیراط از زكات را نپردازد، نه شیعه است و نه مسلمان.[78]
پرداخت زكات، موجب رونق، بركت و رحمت الهی می‌شود. امام موسی‌كاظم(علیه السّلام) می‌فرماید:
اموال خود را به‌وسیله زكات از نابود شدن حفظ كنید.[79]
در سخنی از امام صادق(علیه السّلام) آمده است:
به یقین، شایسته است خداوند رحمتش را از كسانی كه حقوق واجب مالی خود را ادا نمی‌كنند، دریغ كند. قسم به خدایی كه همه آفریده‌ها را خلق كرد و روزی آنها را تقسیم فرمود، هیچ مالی در خشكی و دریا از بین نمی‌رود، مگر اینكه در كنارش زكات تعطیل شده باشد.[80]
نپرداختن زكات، اثر وضعی بر روی شخصی كه آن را پرداخت نمی‌كند، می‌گذارد. از امام صادق(علیه السّلام) نقل شده است:
كسی كه یك درهم از حقوق واجب الهی را نپردازد، او دو برابر آن را در غیر حق مصرف می‌كند. اگر كسی یك درهم از حقوق الهی را نپردازد، خداوند در قیامت طوقی از آتش به گردن او می‌اندازد.[81]
اگر افراد حقوق واجب خود را پرداخت نكنند، زمین هم بركاتش را از بندگان برمی‌دارد و فقر عمومی به صورت بلای الهی نمایان می‌شود؛ در حالی‌كه اگر زكات پرداخت شود، همه انسان‌ها در خیر و سعادت زندگی می‌كنند.

د) الگوگيرى از سخنان و رفتار پيشوايان ديني و بزرگان

جایگاه فرهنگ مصرف در مكتب اهل‌بیت، از مناجات امام زین‌العابدین(علیه السّلام) با خداوند به‌خوبی نمایان است. آن حضرت در یكی از دعاهای خود می‌فرماید:
پروردگارا! بر محمد و آل او درود فرست و پرده‌اي بين من و اسراف و افزون‌طلبي حايل كن و با در پيش گرفتن انفاق و ميانه‌روى، به زندگی من قوام بخش و راه‌های صحیح مصرف و اندازه‌گیری در معیشت را به من تعلیم فرما و به لطف خود مرا از ارتكاب تبذیر بركنار دار.
پيامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و معصومان(علیه السّلام) كه بالاترين نمونه‌هاي عيني الگوی مصرف در اسلام هستند، همواره كناره‌گیری راهبانه از لذت‌های مشروع را محكوم می‌كردند و خود نیز هیچ‌گاه به رهبانیّت روی نیاوردند. از دیگر سو، آنان در بالاترین مرتبه قناعت و مناعت نفس قرار داشتند و درباره رعایت اعتدال و پرهیز از اسراف و تبذیر در زندگی حساسیت فراوانی داشتند. در ادامه به چند نمونه مختصر از رفتارهای بزرگان درباره مصرف می‌پردازیم:
عثمان بن حنیف از طرف امیر مؤمنان علی(علیه السّلام) فرماندار بصره بود. روزی ثروتمند اسراف‌كاری او را به ناهار دعوت كرد. او این دعوت را پذیرفت و به خانه او رفت و در كنار سفره بسیار رنگین او نشست. امام علی(علیه السّلام) از این ماجرا آگاه شد و نامه تندی به عثمان بن حنیف نوشت و او را به شدت سرزنش كرد. در قسمتی از این نامه آمده است:
من گمان نمی‌كردم تو دعوت جمعیتی را بپذیری كه نیازمندانشان ممنوع و ثروتمندانشان دعوت شوند. به آنچه می‌خوری بنگر كه آیا حلال است یا حرام؟ آنگاه آنچه حلال بودنش برای تو مشتبه بود، از دهان بينداز و آنچه را به حلال بودنش يقين دارى، بخور. ...هیهات! كه هوا و هوس بر من غلبه كند تا غذاهای لذیذ را برگزینم، در حالی‌كه ممكن است در سرزمین حجاز یا یمامه كسی باشد كه حتی از دسترسی به یك قرص نان عاجز باشد! آیا من با شكمی سیر بخوابم، در حالی‌كه در اطرافم شكم‌های گرسنه و جگرهای سوزانی باشند؟[82]
بشر بن مروان می‌گوید: با گروهی به محضر امام صادق(علیه السّلام) رفتم. حضرت خرما طلبید و با هم به خوردن آن مشغول شدیم. دراین‌میان، یكی از ما هسته خرما را به دور افكند. در این حال، امام دست از خوردن كشید و به او فرمود:
چنین نكن! همانا این كار از تبذیر و اسراف به شما می‌رود و خداوند تباهی را دوست ندارد.[83]
مردی از انصار رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) درختی داشت كه شاخه‌های آن در خانه مرد مستمندی بود. گاهی كه آن مرد بالای درخت می‌رفت، دانه‌های خرما در خانه آن مستمند می‌افتاد. او از روی درخت پایین می‌آمد و دانه‌های خرما را از دست اطفال آن مرد مستمند می‌گرفت. آن مرد نزد رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) رفت و ماجرای خود و صاحب درخت را بیان كرد. حضرت به دنبال صاحب درخت فرستاد و فرمود: ای مرد! درخت خرمای خود را بفروش، من در عوض ضامن می‌شوم كه در بهشت خداوند درخت خرمایی به تو عنایت كند.
مرد راضی نشد. حضرت فرمود: به من بفروش، در عوض ضامن می‌شوم كه خداوند باغی در بهشت به تو عنایت كند. مرد باز هم امتناع كرد و بهانه آورد كه این درخت خرمایش اعلاست و من آن را نمی‌فروشم.
ابوالدحداح كه مردی انفاق‌كننده و بخشنده بود، عرض كرد: یا رسول‌الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) اگر این درخت را من از آن مرد خریداری كنم در اختیار شما بگذارم، آیا آن باغ را كه در بهشت وعده فرمودید، برای من ضامن می‌شوید؟ حضرت فرمود: آرى.
ابوالدحداح نزد آن مرد رفت و آن درخت را به چهل درخت خریداری كرد و به رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بخشید. آن حضرت نیز آن درخت را به آن مرد مستمند و كودكانش انفاق كرد.[84]
فقیه بزرگوار، مرحوم آيت‌الله اسماعيل صالحي مازندرانى، در استفاده از نان بسیار دقت می‌كرد تا اسراف نشود. به همین دلیل، هیچ‌گاه در خانه، نان خشكی جمع نمی‌شد و اگر گاهی نان، بیات می‌ماند، می‌فرمود: امروز، آبگوشت درست كنید تا این نان‌ها استفاده شود. ایشان بسیاری از اوقات، نان‌هایی را كه خشك می‌شد، با نم آب، نرم می‌كرد و استفاده می‌نمود.[85]
مشهور است كه رئیس‌جمهور شهید، محمدعلي رجايى، برای یادداشت‌های كوچك، برگه‌های سفید را از كاغذهای باطله جدا می‌كرد تا در جای خود و به تناسب موقعیت از آنها استفاده كند. همچنین در ایامی كه نخست‌وزیر بود، تعویض موكت فرسوده دفتر نخست‌وزیری را نپذیرفت و گفت: من چگونه نخست‌وزیری باشم كه روی موكت با كفش راه بروم، اما باشند مردمی كه چیزی نداشته باشند روی آن بخوابند؟[86]
علامه ميرزا محمدعلي مدرس تبريزى، نویسنده كتاب ریحانة الادب، از شخصيت‌هاي درخشنده علم و ادب معاصر است كه يكي از آثار گران‌بهاي خود را درباره مترادفات زبان فارسى، هنگام صرف صبحانه نوشت.[87]
یكی از اعضای دفتر استفتائات مرحوم امام خمینی می‌گوید: من دو مرتبه وضو گرفتن امام عزیز را دیدم. درست مثل وضوی رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) كه در روایات آمده بود. ایشان فقط برای هر یك از صورت و دست‌ها به یك مشت آب بسنده می‌كرد و با یك مرتبه شستن، وضو می‌گرفت.[88]
یكی از فرزندان آیت‌الله میرزا جواد آقا تهرانی می‌گوید: ایشان هنگام وضو گرفتن، با آب يك قوري معمولى، دو و گاهي سه بار وضو می‌گرفت و از اسراف جداً پرهيز داشت. باقي‌مانده آب وضويش هم در ظرفي جمع مي‌شد و می‌فرمود آن را در باغچه خانه بريزيد.[89]

پى نوشت ها :

[58]. بحارالانوار، ج 3، ص 279.
[59]. محمدتقي فلسفى، جوان از نظر عقل و احساسات، تهران، نشر فرهنگ، ج 1، ص 343.
[60]. محدث نورى، مستدرك الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت(علیه السّلام)، 1407 ه .ق، ج 15، ص 256.
[61]. وسائل الشیعه، ج 9، ص 432.
[62]. عبدالواحد محمد تميمي آمدى، تصنیف غررالحكم و دررالكلم، قم، دفتر تبليغات اسلامى، ص 367.
[63]. همان، ص 369.
[64]. همان.
[65]. وسائل الشیعه، ج 9، ص 12.
[66]. محمد بن علي بن ابراهيم احسايى، عوالي اللئالى، قم، انتشارات سیدالشهداء، 1403 ه.ق، ج 2، ص 70.
[67]. تصنیف غررالحكم و دررالكلم، ص 361.
[68]. ضحى: 6 و 7.
[69]. ضحى: 9.
[70]. كافى، ج 1، ص 45.
[71]. محمد بن محمد شعيرى، جامع الأخبار، قم، آل البیت(علیه السّلام)، 1414 ه.ق، ص 385.
[72]. شیخ صدوق، الخصال، قم، نشر جامعه مدرسین، 1403 ه .ق، ج 1، ص 133.
[73]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1390 ه .ق، ج 2، ص 38.
[74]. شیخ مفید، امالى، قم، نشر جامعه مدرسین، 1403 ه .ق، ص 177.
[75]. كافى، ج 4، ص 28؛ وسائل الشیعه، ج 16، ص 305.
[76]. كافى، ج 2، ص 18.
[77]. كافى، ج 3، ص 506؛ وسائل الشیعه، ج 9، ص 22.
[78]. كافى، ج 3، ص 503؛ وسائل الشیعه، ج 9، ص 32.
[79]. كافى، ج 4، ص 61؛ وسائل الشیعه، ج 7، ص 40.
[80]. عوالي اللئالى، ج 1، ص 370.
[81]. كافى، ج 3، ص 504.
[82]. نهج‌البلاغه، نامه 45.
[83]. بحارالانوار، ج 75، ص 303.
[84]. عوالي اللئالى، ص 251.
[85]. نك: محمدعلي صالح مازندرانى، فقیه صالح، قم، اشارات صالحان.
[86]. نك: حسن عسكری‌راد، رمز جاودانگى، قم، بوستان كتاب.
[87]. رضا باقی‌زاده، رمز موفقیت بزرگان، قم، گاه سحر، ص 178.
[88]. حسين ديلمى، هزار و یك نكته درباره نماز، قم، حرم، 1381، چ 7، ص 72.
[89]. همان، ص 59.

برگرفته از : ماهنامه گلبرگ - شماره 111
منبع : http://www.hawzah.net





 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 16 اسفند 1388  ساعت 11:59 AM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :20
  •    
  •   
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  
  • 16  
  • 17  
  • 18  
  • 19  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET