اصلاح الگوی مصرف 2009-2010




























بدون تردید، جوانان، از مهم‌ترین سرمایه‌های بشری در هر جامعه‌ای هستند و آثار مادی و معنوی فراوانی بر جای گذاشته‌اند. همواره انقلاب‌های مهم جهان با پشتوانه جوانان به وقوع پیوسته است و نقش برجسته و ماندگاری دارند.
جوانان، بازوی قدرتمند سازندگی هر جامعه هستند. قدرت‌طلبان داخلی و خارجی برای رسیدن به اهداف جاه‌طلبانه خود می‌كوشند نیروی بزرگ جوانان را تسخیر كنند. امروز برخی تلاش می‌كنند ذهن جوانان را به امور واهی و پوچ مشغول سازند تا به فكر سازندگی و آبادانی كشور خود نباشند. در همین راستاست كه بسیاری از افراد، كشور را با دام مصرف و خرید لباس‌ها و كالاهای لوكس فریفته‌اند. جوان ایرانی اگر بخواهد، می‌تواند در این دام نیفتد و سرمایه كشور را به بیگانگان تقدیم نكند، اما راه‌كارهای این امر:

الف) تقويت ايمان و روح پرهيزكارى

به اعتراف بسیاری از روان‌شناسان، در آغاز دوران جوانى، میل به پرستش به شدت فعال می‌شود و رشد می یابد. توجه به سخنان پيشوايان دينى، به روشنی این واقعیت را بیان می‌كند كه جوانان هرگاه در فقر دینی قرار گرفته‌اند، به‌طور وسیعی به دین گرویده‌اند؛ مانند ایمان‌آورندگان به حضرت موسی(علیه السّلام) و عیسی(علیه السّلام) و پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم). افزون بر این، فطرت و سرشت انسان براساس دین‌خواهی و خداجویی است و این فطرت همراه دیگر نیروهای بشری در دوره جوانی رشد می‌كند و قدرت می‌یابد.
بر اساس آموزه‌هاي دينى، انسان از دوران نوزادی با زمینه فطری خداشناسی به دنیا می‌آید و ممكن است تحت تأثیر محیط در مراحل بعد گمراه شود. پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می‌فرماید:
هر مولودی براساس فطرت خداشناسی به دنیا می‌آید، تا اینكه والدینش او را به دین یهودی یا نصرانی (تحریف شده) در می‌آورند.[58]
تمایل فطری جوانان به مذهب آن‌قدر شدید است كه همه روان‌شناسان می‌گویند: بين بحران تكليف و جهش‌هاي مذهبى، ارتباط انكارناپذیری وجود دارد.[59]
اگر ایمان و باور مذهبی در دل و جان جوان ریشه كند، آثار مفیدی بر جای می‌گذارد. چنین فردی به ارزش‌های اخلاقی گرایش خواهد یافت. كسی كه ایمان مذهبی دارد و باورمند است كه انسان اشرف مخلوقات است و اعتقاد دارد كه انجام كارهای ارزشمند اخلاقی گرچه گاهی با محرومیت مادی همراه است نزد خداوند پاداش دارد.
چنین فردی در خود شادی و نورانیت احساس می‌كند و جهان را هدف‌دار می‌داند و از لذت‌های عالی بهره‌مند می‌شود. جوان مسلمان نعمتی را كه خداوند در اختیار او قرار داده است، به هر شكل و شیوه‌ای كه خواست مصرف نمی‌كند، بلكه می‌داند كه یا باید آن را در راه خدا یا در راه تحصیل رضای الهی مصرف كند. خداوند فرمان داده كه از مال و ثروتی كه در اختیار دارید، به اندازه نیاز معیشت، آسایش و رفاه خود و خانواده مصرف كنید. پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نیز می‌فرماید:
از ما نیست كسی كه به او توسعه مالی داده شده است، ولی او بر خانواده‌اش تنگ می‌گیرد.[60]
در روایتی نقل شده است فردی پیش از آنكه از دنیا برود، تمام اموالش را در راه خدا انفاق كرد. پس از مرگ او به رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) خبر دادند كه او چنین كرده است. حضرت فرمود: پس به فرزندان او چه رسیده است؟ آیا چیزی باقی گذاشته است؟ عرض كردند: خیر یا رسول‌الله! حضرت فرمود: اگر پیش‌تر به من خبر داده بودید، اجازه نمی‌دادم او را در قبرستان مسلمانان دفن كنید.[61]
بنابراین، جوان مسلمان نباید تصور كند هرچه را به دست می‌آورد، فقط باید به دیگران بدهد و خودش را از حاصل زحمتش محروم كند. امیر مؤمنان علی(علیه السّلام) می‌فرماید:
نافع‌ترین مال آن است كه واجبات زندگی انسان به وسیله آن فراهم آید.[62]
انسان نباید تصور كند كه تمام مال متعلق به اوست و می‌تواند آن را در راه هوس‌ها و امیال خود صرف كند. امیرمؤمنان علی(علیه السّلام) می‌فرماید:
بدترین مال آن است كه انسان در راه خدا هیچ چیزی از آن را مصرف نكند و زكات مالش را نپردازد.[63]
بدترین مال، مالی است كه حق خداوند از آن مال ادا نشده باشد.[64]
قرآن كریم از مالی كه در اختیار انسان قرار می‌گیرد به «مال‌الله» تعبیر می‌كند و می‌فرماید:
«آتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِی آتَاكُمْ». (نور: 33)
حال كه اموال، همه مال خداست، باید آن‌گونه كه او فرمان داده و مورد رضایت اوست، مصرف شود.

ب) پرداخت صدقه

زمانی كه انسان به توصیه‌های اخلاقی درباره رسیدگی به نیازمندان می‌نگرد، به این باور می‌رسد كه اگر به این قوانین و توصیه‌ها ترتیب عمل داده شود، هیچ نیازمند و فقیری در جامعه اسلامی یافت نخواهد شد. امام صادق(علیه السّلام) در این‌باره می‌فرماید:
اگر مردم زكات مال خود را ادا می‌كردند، هرگز در جامعه اسلامی فقیری یافت نمی‌شد.[65]
همچنین دقت در این دستورها روشن می‌كند كه فایده رسیدگی به حال نیازمندان، بیشتر و پیش‌تر از آنكه به فرد نیازمند برسد، به بخشنده خواهد رسید؛ زیرا او با این عمل خود به خداوند نزدیك‌تر می‌شود. پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می‌فرماید:
صدقه پیش از آنكه به دست نیازمند برسد، به دست خداوند می‌رسد.[66]
این سخن به آیه 104 سوره توبه اشاره دارد كه خداوند می‌فرماید:
آیا نمی‌دانستند كه فقط خداوند توبه را از بندگانش می‌پذیرد و صدقات را می‌گیرد؟ و خداوند توبه‌پذیر و مهربان است.
با وجود این، افرادی هستند كه بدون داشتن نیاز، به درخواست و تكدّی می‌پردازند و در جامعه سوءظن ایجاد می‌كنند. كم‌ترین اثر این رفتار این است كه فرد بخشنده در برابر محتاجان دچار تردید شود و از كمك به آنها امتناع كند.
كسی كه چنین عملی را مرتكب شود، از ناحیه پیشوایان طرد شده است؛ زیرا از رأفت و رحمت دین اسلام سوءاستفاده كرده و عزت و آبروی خود را به مال دنیا فروخته است. از همین روست كه در روایت می‌خوانیم:
دست نیاز به سمت این و آن دراز كردن، طوق ذلت و بردگی است كه مسائل به گردن خود می‌افكند. بنابراین، با این كار انسان عزیز، عزت خود را سلب كرده است و انسان شریف، شرافت خود را.[67]
از سوی دیگر، خداوند به توانمندان توصیه می‌كند كه حق نیازمندان بر آنان این است كه هرگز آنان را از خود نرانند. خداوند در قرآن به پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می‌فرماید: «آیا تو را یتیم نیافت و پناه داد؟ و تو را گم‌شده یافت و هدایت كرد».[68]
در مقابل از او می‌خواهد: «و درخواست‌كننده را از خود مران».[69]
در حدیث قدسی آمده است كه خداوند به موسی(علیه السّلام) فرمان داد: ‌«هرچند كم و ناچیز، بايد به سائل كمك كني و او را دست خالي برنگرداني و اگر هم نمي‌توانى، با لطافت و سخن نيكو او را جواب گويى.»[70] حتی در روایتی از پیامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل شده است كه: «نیازمند را رد نكنید، هرچند با دادن نیمی از خرما».[71]
در هر صورت، انسان بخشنده از چنان جایگاهی برخوردار است كه دست عطاكننده در كنار «یدالله» ذكر شده است. رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود:
دست‌ها سه نوعند: دست خد كه فوق همه دست‌هاست؛ دست عطاكننده كه در كنار «یدالله» است و دست نیازمند كه در مرتبه پایین‌تر قرار دارد.[72]
ای جوان مسلمانی كه می‌دانی صدقه تو، وديعه و امانت در پيشگاه پروردگار است و آن را در جايگاه مطمئني ذخيره مي‌كنى، بهتر است این كار را به صورت پنهانی انجام دهی و كسی از این راز آگاه نشود. امام صادق(علیه السّلام) می‌فرماید:
فضيلت و كمال صدقه پنهانى، بیشتر از صدقه آشكار و علنی است.[73]
اسحاق بن عمار از یاران امام صادق(علیه السّلام) می‌گوید: روزی امام به من فرمود: برای پرداخت زكات مال، چگونه عمل مي‌كنى؟ عرض كردم: فقرا را خبر می‌كنم، به خانه می‌آیند و حقشان را می‌دهم. امام فرمود:
تو با این كار موجبات ذلت و خواري مؤمنان را فراهم مي‌كنى. اسحاق مراقب باش و از این كار بپرهیز. خداوند متعال می‌فرماید: كسی كه ولیّ‌ای از اولیای مرا ذلیل كند، در حقیقت به جنگ من آمده است.[74]
افزون بر این، خداوند در آیه 264 سوره مباركه بقره می‌فرماید كه صدقات خود را با منت‌گذاری باطل نكنید. در حدیث آمده است:
كسی كه صدقه می‌دهد و اعتقاد دارد كه كاری برای خودش انجام داده، معنا ندارد كه از دیگری توقع اجر و پاداش داشته باشد. نبايد انتظار داشته باشي كه ديگران به خاطر كاري كه به نفع خود انجام داده‌اى، از تو شكرگزاری كنند.[75]

ج) پرداخت زكات

عنوان صدقه در شرع مقدس اسلام، هم بر حقوق واجب مالي مانند زكات اطلاق مي‌شود و هم بر انفاق‌ها و اعانه‌هاي مستحبى. در بحث گذشته درباره صدقه و انفاق مستحبی سخن گفتیم و اكنون درباره زكات كه یكی از حقوق واجب مالی است، سخن خواهیم گفت.
اسلام بر پنج چیز بنیان نهاده شده است: نماز، زكات، حج، روزه و ولایت اهل‌بیت(علیه السّلام).[76] در آیات قرآن و در روایات، هر جا سخنی از نماز به میان آمده، از زكات نیز یاد شده است: «أَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ». (بقره: 43، 83 و 110)
امام باقر(علیه السّلام) می‌فرماید:
خدا زكات و نماز را قرین هم قرار داده و كسی كه نماز بخواند و زكات مالش را ندهد، درست مانند این است كه نماز هم نخوانده است.[77]
در برخی از روایات نیز تصریح شده است فردی كه زكات مالش را نمی‌پردازد، اصلاً‌مسلمان نیست:
كسی كه یك قیراط از زكات را نپردازد، نه شیعه است و نه مسلمان.[78]
پرداخت زكات، موجب رونق، بركت و رحمت الهی می‌شود. امام موسی‌كاظم(علیه السّلام) می‌فرماید:
اموال خود را به‌وسیله زكات از نابود شدن حفظ كنید.[79]
در سخنی از امام صادق(علیه السّلام) آمده است:
به یقین، شایسته است خداوند رحمتش را از كسانی كه حقوق واجب مالی خود را ادا نمی‌كنند، دریغ كند. قسم به خدایی كه همه آفریده‌ها را خلق كرد و روزی آنها را تقسیم فرمود، هیچ مالی در خشكی و دریا از بین نمی‌رود، مگر اینكه در كنارش زكات تعطیل شده باشد.[80]
نپرداختن زكات، اثر وضعی بر روی شخصی كه آن را پرداخت نمی‌كند، می‌گذارد. از امام صادق(علیه السّلام) نقل شده است:
كسی كه یك درهم از حقوق واجب الهی را نپردازد، او دو برابر آن را در غیر حق مصرف می‌كند. اگر كسی یك درهم از حقوق الهی را نپردازد، خداوند در قیامت طوقی از آتش به گردن او می‌اندازد.[81]
اگر افراد حقوق واجب خود را پرداخت نكنند، زمین هم بركاتش را از بندگان برمی‌دارد و فقر عمومی به صورت بلای الهی نمایان می‌شود؛ در حالی‌كه اگر زكات پرداخت شود، همه انسان‌ها در خیر و سعادت زندگی می‌كنند.

د) الگوگيرى از سخنان و رفتار پيشوايان ديني و بزرگان

جایگاه فرهنگ مصرف در مكتب اهل‌بیت، از مناجات امام زین‌العابدین(علیه السّلام) با خداوند به‌خوبی نمایان است. آن حضرت در یكی از دعاهای خود می‌فرماید:
پروردگارا! بر محمد و آل او درود فرست و پرده‌اي بين من و اسراف و افزون‌طلبي حايل كن و با در پيش گرفتن انفاق و ميانه‌روى، به زندگی من قوام بخش و راه‌های صحیح مصرف و اندازه‌گیری در معیشت را به من تعلیم فرما و به لطف خود مرا از ارتكاب تبذیر بركنار دار.
پيامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و معصومان(علیه السّلام) كه بالاترين نمونه‌هاي عيني الگوی مصرف در اسلام هستند، همواره كناره‌گیری راهبانه از لذت‌های مشروع را محكوم می‌كردند و خود نیز هیچ‌گاه به رهبانیّت روی نیاوردند. از دیگر سو، آنان در بالاترین مرتبه قناعت و مناعت نفس قرار داشتند و درباره رعایت اعتدال و پرهیز از اسراف و تبذیر در زندگی حساسیت فراوانی داشتند. در ادامه به چند نمونه مختصر از رفتارهای بزرگان درباره مصرف می‌پردازیم:
عثمان بن حنیف از طرف امیر مؤمنان علی(علیه السّلام) فرماندار بصره بود. روزی ثروتمند اسراف‌كاری او را به ناهار دعوت كرد. او این دعوت را پذیرفت و به خانه او رفت و در كنار سفره بسیار رنگین او نشست. امام علی(علیه السّلام) از این ماجرا آگاه شد و نامه تندی به عثمان بن حنیف نوشت و او را به شدت سرزنش كرد. در قسمتی از این نامه آمده است:
من گمان نمی‌كردم تو دعوت جمعیتی را بپذیری كه نیازمندانشان ممنوع و ثروتمندانشان دعوت شوند. به آنچه می‌خوری بنگر كه آیا حلال است یا حرام؟ آنگاه آنچه حلال بودنش برای تو مشتبه بود، از دهان بينداز و آنچه را به حلال بودنش يقين دارى، بخور. ...هیهات! كه هوا و هوس بر من غلبه كند تا غذاهای لذیذ را برگزینم، در حالی‌كه ممكن است در سرزمین حجاز یا یمامه كسی باشد كه حتی از دسترسی به یك قرص نان عاجز باشد! آیا من با شكمی سیر بخوابم، در حالی‌كه در اطرافم شكم‌های گرسنه و جگرهای سوزانی باشند؟[82]
بشر بن مروان می‌گوید: با گروهی به محضر امام صادق(علیه السّلام) رفتم. حضرت خرما طلبید و با هم به خوردن آن مشغول شدیم. دراین‌میان، یكی از ما هسته خرما را به دور افكند. در این حال، امام دست از خوردن كشید و به او فرمود:
چنین نكن! همانا این كار از تبذیر و اسراف به شما می‌رود و خداوند تباهی را دوست ندارد.[83]
مردی از انصار رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) درختی داشت كه شاخه‌های آن در خانه مرد مستمندی بود. گاهی كه آن مرد بالای درخت می‌رفت، دانه‌های خرما در خانه آن مستمند می‌افتاد. او از روی درخت پایین می‌آمد و دانه‌های خرما را از دست اطفال آن مرد مستمند می‌گرفت. آن مرد نزد رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) رفت و ماجرای خود و صاحب درخت را بیان كرد. حضرت به دنبال صاحب درخت فرستاد و فرمود: ای مرد! درخت خرمای خود را بفروش، من در عوض ضامن می‌شوم كه در بهشت خداوند درخت خرمایی به تو عنایت كند.
مرد راضی نشد. حضرت فرمود: به من بفروش، در عوض ضامن می‌شوم كه خداوند باغی در بهشت به تو عنایت كند. مرد باز هم امتناع كرد و بهانه آورد كه این درخت خرمایش اعلاست و من آن را نمی‌فروشم.
ابوالدحداح كه مردی انفاق‌كننده و بخشنده بود، عرض كرد: یا رسول‌الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) اگر این درخت را من از آن مرد خریداری كنم در اختیار شما بگذارم، آیا آن باغ را كه در بهشت وعده فرمودید، برای من ضامن می‌شوید؟ حضرت فرمود: آرى.
ابوالدحداح نزد آن مرد رفت و آن درخت را به چهل درخت خریداری كرد و به رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بخشید. آن حضرت نیز آن درخت را به آن مرد مستمند و كودكانش انفاق كرد.[84]
فقیه بزرگوار، مرحوم آيت‌الله اسماعيل صالحي مازندرانى، در استفاده از نان بسیار دقت می‌كرد تا اسراف نشود. به همین دلیل، هیچ‌گاه در خانه، نان خشكی جمع نمی‌شد و اگر گاهی نان، بیات می‌ماند، می‌فرمود: امروز، آبگوشت درست كنید تا این نان‌ها استفاده شود. ایشان بسیاری از اوقات، نان‌هایی را كه خشك می‌شد، با نم آب، نرم می‌كرد و استفاده می‌نمود.[85]
مشهور است كه رئیس‌جمهور شهید، محمدعلي رجايى، برای یادداشت‌های كوچك، برگه‌های سفید را از كاغذهای باطله جدا می‌كرد تا در جای خود و به تناسب موقعیت از آنها استفاده كند. همچنین در ایامی كه نخست‌وزیر بود، تعویض موكت فرسوده دفتر نخست‌وزیری را نپذیرفت و گفت: من چگونه نخست‌وزیری باشم كه روی موكت با كفش راه بروم، اما باشند مردمی كه چیزی نداشته باشند روی آن بخوابند؟[86]
علامه ميرزا محمدعلي مدرس تبريزى، نویسنده كتاب ریحانة الادب، از شخصيت‌هاي درخشنده علم و ادب معاصر است كه يكي از آثار گران‌بهاي خود را درباره مترادفات زبان فارسى، هنگام صرف صبحانه نوشت.[87]
یكی از اعضای دفتر استفتائات مرحوم امام خمینی می‌گوید: من دو مرتبه وضو گرفتن امام عزیز را دیدم. درست مثل وضوی رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) كه در روایات آمده بود. ایشان فقط برای هر یك از صورت و دست‌ها به یك مشت آب بسنده می‌كرد و با یك مرتبه شستن، وضو می‌گرفت.[88]
یكی از فرزندان آیت‌الله میرزا جواد آقا تهرانی می‌گوید: ایشان هنگام وضو گرفتن، با آب يك قوري معمولى، دو و گاهي سه بار وضو می‌گرفت و از اسراف جداً پرهيز داشت. باقي‌مانده آب وضويش هم در ظرفي جمع مي‌شد و می‌فرمود آن را در باغچه خانه بريزيد.[89]

پى نوشت ها :

[58]. بحارالانوار، ج 3، ص 279.
[59]. محمدتقي فلسفى، جوان از نظر عقل و احساسات، تهران، نشر فرهنگ، ج 1، ص 343.
[60]. محدث نورى، مستدرك الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت(علیه السّلام)، 1407 ه .ق، ج 15، ص 256.
[61]. وسائل الشیعه، ج 9، ص 432.
[62]. عبدالواحد محمد تميمي آمدى، تصنیف غررالحكم و دررالكلم، قم، دفتر تبليغات اسلامى، ص 367.
[63]. همان، ص 369.
[64]. همان.
[65]. وسائل الشیعه، ج 9، ص 12.
[66]. محمد بن علي بن ابراهيم احسايى، عوالي اللئالى، قم، انتشارات سیدالشهداء، 1403 ه.ق، ج 2، ص 70.
[67]. تصنیف غررالحكم و دررالكلم، ص 361.
[68]. ضحى: 6 و 7.
[69]. ضحى: 9.
[70]. كافى، ج 1، ص 45.
[71]. محمد بن محمد شعيرى، جامع الأخبار، قم، آل البیت(علیه السّلام)، 1414 ه.ق، ص 385.
[72]. شیخ صدوق، الخصال، قم، نشر جامعه مدرسین، 1403 ه .ق، ج 1، ص 133.
[73]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1390 ه .ق، ج 2، ص 38.
[74]. شیخ مفید، امالى، قم، نشر جامعه مدرسین، 1403 ه .ق، ص 177.
[75]. كافى، ج 4، ص 28؛ وسائل الشیعه، ج 16، ص 305.
[76]. كافى، ج 2، ص 18.
[77]. كافى، ج 3، ص 506؛ وسائل الشیعه، ج 9، ص 22.
[78]. كافى، ج 3، ص 503؛ وسائل الشیعه، ج 9، ص 32.
[79]. كافى، ج 4، ص 61؛ وسائل الشیعه، ج 7، ص 40.
[80]. عوالي اللئالى، ج 1، ص 370.
[81]. كافى، ج 3، ص 504.
[82]. نهج‌البلاغه، نامه 45.
[83]. بحارالانوار، ج 75، ص 303.
[84]. عوالي اللئالى، ص 251.
[85]. نك: محمدعلي صالح مازندرانى، فقیه صالح، قم، اشارات صالحان.
[86]. نك: حسن عسكری‌راد، رمز جاودانگى، قم، بوستان كتاب.
[87]. رضا باقی‌زاده، رمز موفقیت بزرگان، قم، گاه سحر، ص 178.
[88]. حسين ديلمى، هزار و یك نكته درباره نماز، قم، حرم، 1381، چ 7، ص 72.
[89]. همان، ص 59.

برگرفته از : ماهنامه گلبرگ - شماره 111
منبع : http://www.hawzah.net




 نگاشته شده توسط سعید باقری در شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 2:48 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



1.‌علل و عوامل مصرف‌گرایی در جوانان

الف) علل بيرونى

تهاجم فرهنگى
مجرد زيستن برخی جوانان
دين‌گريزي برخی جوانان
سنت‌گريزي برخی جوانان
شكاف نسل‌ها
عادت‌های نامناسب (تنبلی‌ها، كسالت‌ها، عدم اعتمادبه‌نفس و...)
تجمل‌گرایی برخی مسئولان

ب) علل دروني و روانى

چشم‌و هم‌چشمى
حسادت
تنوع‌طلبى
قدرت‌طلبى

2. پی‌آمدهای مصرف‌گرایی در جوانان

روی آوردن به محرّمات اقتصادی اسلامی (ربا، رشوه و اختلاس و...)
از بين رفتن اهداف مفيد در زندگي فردى، خانوادگي و اجتماعى
تنوع‌طلبى و نوجويي افراطي و بدون منطق (ارضاي خواسته‌ها به هر قيمت)
بزهكاري و لاابالي‌گرى
هرج‌ومرج مصرفى
فرار مغزها
رها كردن كشاورزي از سوي جوانان روستايى
روی آوردن جوانان روستایی به شهرها

3. آمار مصرفی مورد علاقه جوانان

- مقایسه شاخص‌های مصرفی جوانان در قبل و بعد از انقلاب (مدرسه، كتابخانه، حوزه، دانشگاه، اماكن مذهبى، فرهنگى، تفریحی و...)
مقایسه حجم آمار مصرف در بین گروه‌های مختلف جوانان (مرفه، متوسط و ضعیف)
مقايسه حجم سرمايه‌هاي نقدى، غیرنقدی و پس‌انداز در بین جوانان
آمار مصرف قرص‌های روان‌گردان در بین جوانان
آمار راه‌اندازی و استفاده از سایت‌های مخرب
آمار استفاده لوازم پوشاكى، بهداشتي و آرايشى
آمار استفاده از مواد سرگرم‌كننده خوراكي و تفريحى
و...

4. راهكارها (اصلاح الگوی مصرف و جوان)

جوان و اصلاح الگوی مصرف از منظر آموزه‌هاي اسلامي (اقتدا به الگوهاي شايسته مذهبي)
شاخص‌های الگویی جوان متعادل در مصرف براساس دیدگاه‌های اسلامی (باهوش، قانع، زحمت‌كش و صبور بودن به همراه داشتن انگیزه والا)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و ديدگاه امام و رهبري
جوان، اصلاح الگوی مصرف و نظر علما، بزرگان و دانشمندان
جوان، اصلاح الگوی مصرف و دولت (مشاركت اقتصادي، فرهنگى و سياسي)
بررسی نقش جوانان در تولید، توزیع و مصرف در حوزه‌های گوناگون
بررسي نقش جوانان در ارائه الگوي صحيح مصرف در جامعه اسلامى
بررسي نقش جوانان در فعاليت‌هاي مذهبى، هنری و...
جوان، اصلاح الگوی مصرف، الگوي شايسته اقتصادي و فرهنگى
جوان، اصلاح الگوی مصرف و مدهاي سالم و مناسب (لزوم تغيير مد مصرفي جوانان)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و جنبش علمي و نرم‌افزاري در علم اقتصاد
جوان، اصلاح الگوی مصرف و شناخت بحران اقتصادي در غرب
جوان، اصلاح الگوی مصرف و اشتغال
الف) روی آوردن به مشاغل مفید و مناسب
ب) پرهیز از مشاغل كاذب و ناقص
ج) جلوگیری از بی‌كاری سرسام‌آور جوانان و ایجاد فرصت‌های شغلی و...
جوان، اصلاح الگوی مصرف و ازدواج (انتخاب همسري مناسب، مراسم خواستگارى، مهریه و شیربها، جهزیه، مراسم ازدواج، برنامه‌ریزی اقتصادی درست در خانواده و...)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و مسكن مناسب
الف) ایجاد تسهیلات مناسبت مسكن برای همه جوانان
ب) یاری خانواده‌ها برای در اختیار گذاردن مسكن مناسب
ج) اعطای وام‌های بلندمدت و كوتاه‌مدت و...
جوان، اصلاح الگوی مصرف و سنت‌هاي پسنديده اسلامي
وقف
نذورات
قرض‌الحسنه
هدیه و هبه
خیرات و مبرّات
زكات
انفاق
خمس
جوان، اصلاح الگوی مصرف و تفاوت‌هاي فردي (سليقه‌ها، سبك‌های گوناگون زندگی و...)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و روابط (با خود، خدا، خانواده و دوستان و همكاران، جامعه و طبیعت)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و فن‌آوري‌هاي ارتباطي (رسانه‌هاي جمعي)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و سلامت جسم و جان (براساس آموزه‌هاي اسلامي)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و فرهنگ عامّه (روي آوردن به باورها و سنت‌هاي درست و پرهيز از سنت‌ها، عادت‌ها و باورهای نامناسب)
جوان، اصلاح الگوی مصرف و مديريت
فكر و اندیشه (جهان‌بینی توحیدی)
زمان و مكان (چه كاری در چه زمان و مكانی انجام شود؟)
داشته‌ها و خواسته‌ها (نیازهای واقعی و كاذب)
نقاط قوت و ضعف
هیجان‌های سالم و ناسالم
اوقات فراغت و ورزش و...
برگرفته از : ماهنامه گلبرگ - شماره 111


 نگاشته شده توسط سعید باقری در شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 2:47 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



قناعت، تحفه‌ای است الهی برای مردمان و گنجی است برای اهل ایمان كه گذران از جهان شتابان، به عالم جاویدان را تسهیل میزند. آنچه در پی می‌آید، پندي است از عارف نامى، عطار نیشابوری در باب قناعت كه به گوش جان می‌نیوشیم:
ای پسر! اگرچه از فقر تلخ‌تر چیزی وجود ندارد، قناعت كن و به آنچه داری بساز. سحرگاهان از خدایت طلب بخشش كن و لحظه‌های باقی‌مانده عمر را غنیمت دان.
هم‌نشین خود را غیبت مكن و شیطان را لعنت فرست. هر آن كس كه از خداوند نهراسد، پروردگار هراسی در دل او ایجاد می‌كند تا از هر چیزی بترسد. نیاز نیازمندان را برآورده كن تا خداوند نیازت را برآورده كند. آگاه باش كه هر آنچه نزد توست، همه، عاریتی است و آنها را از كف خواهی داد:
هست مالت، جمله در كف، عاریت
گر بماند از تو، باشد زاریت
عاریت را باز می‌باید سپرد
هیچ‌كس دیدی كه زر با خود ببرد؟
ای عزیز! سرانجام دنیا، جز كفن و قطعه‌ای گور نخواهد بود. آنچه جاودان برای تو باقی خواهد ماند، كارهايي است كه در راهِ حق انجام مي‌دهي و آنچه از مال دنيا جمع كنى، جز رنج و عذاب، حاصلی ندارد. دنیا همانند مرداری بی‌ارزش است، اگر مرد راهی از آن درگذر:
هست دنیا بر مثال قطره‌ای
بگذر از وي زان كه داري بهره‌اى
ای پسر! انسان عاقل خانه آخرتش را با اعمال نيك خود در این دنيا محكم خواهد ساخت و چنين انساني، هرگز، لذات جاودانه آخرت را به خوشی‌های زودگذر دنیایی از دست نخواهد داد؛ همچنان كه انسان عاقل بر سر پل خانه نمی‌سازد؛ زیرا یقین دارد كه چنین خانه‌ای دیری نمی‌پاید و سیل آن را ویران خواهد كرد.
ای انسان! آگاه باش كه مال و اولاد، اگرچه برایت عزیز و دوست‌داشتنی‌اند، دشمن تو هستند. آن كه در راه خداوند گام می‌نهد و سالك راه حق است، هیچ‌گاه برای از دست دادن آنچه دارد در هراس نیست؛ زیرا وابستگی‌های دنیا را گذرا و نابودشده می‌داند و جاودانگی را فقط در وجود حق می‌بیند:
آن‌كه در بندِ زیادت می‌شود
دور از اهلِ سعادت می‌شود
آنان‌كه در راه خداوند جان خود را از دست داده‌اند، اسب اندیشه خود را تا آسمان‌ها رانده‌اند و به كمال مقصود رسیده‌اند:
تا بتازی در ره حق آن‌چه هست
آنچه می‌باید كجا آید به دست؟ (1)

پي نوشت :

1- پند پیر نیشابور: بازنويسي و تخليص پندنامه عطار نيشابورى، به كوشش: جعفر شجاع كيهانى، تهران، اهل قلم، 1381، صص 111 و 112.

برگرفته از : ماهنامه گلبرگ - شماره 111
منبع:http://www.hawzah.net



 نگاشته شده توسط سعید باقری در شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 2:47 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



سیدشهیدان اهل قلم، شهید سيد مرتضي آويني در ميان نوشته‌هاي فراوان خود، اثر ارزشمندي به يادگار گذاشته است به نام "توسعه و مباني تمدن غرب".
البته وجه اشتراک مجموعه نوشته‌هاي آويني اين است که همه در راستاي تبيين مباني انقلاب اسلامي در حوزه‌هاي مختلف است، (البته تا جايي که مجال پيدا کرد)اما توسعه و مباني تمدن غرب از آن جهت براي اين مقاله برگزيده شد،که به طور مفصل در آن به بررسي و ريشه يابي پديده مصرف گرايي و تب تند مدرنيزه شدن در جوامع عصر حاضر پرداخته است.
آويني کتابش را در سال‌هايي مي‌نويسد، که تازه شعارهاي توسعه اقتصادي و مدرنيزه شدن در فضاي عمومي جامعه مطرح شده است.او با بينشي عميق از وضعيت جوامع عصر خود و به ويژه شناخت دقيق از دين اسلام و آداب و رسوم مردم کشورش ناهمخواني و عدم تطابق ملزومات توسعه غربي را با دين و فرهنگ مردم خود تشخيص داده بود.اينگونه بود که احساس خطر مي‌کرد و اين احساس را با ضميمه عقل و منطق به رشته تحرير در مي‌آورد،تا گرچه به مذاق برخي خوش نمي‌آيد،اما شايد تلنگري باشد.
قسمت‌هاي کوتاهي از مقاله "تمدن اسراف و تبذير" کتاب توسعه و مباني غرب او در ادامه مي‌آيد:
«آرمان توسعه‌يافتگي از اصالت دادن به رشد اقتصادي و غلبه‌ي اقتصاد بر ساير وجوه حيات بشر زاييده شده و آنچه باعث شده تا بشر براي اقتصاد اينچنين مقام و اهميتي قايل باشد ماده‌گرايي و نسيان حق است.
نگرشي که انسان امروز نسبت به خود و جهان يافته است اينچنين اقتضا دارد که او خود و نيازهاي ماديش را اصل بينگارد و همه‌ي عزم و همت خويش را در جهت برآورده ساختن اين نيازها متمرکز کند، و از آنجا که بشر، مادام که در محدوده‌ي حيواني وجود خويشتن توقف دارد و بر عادات خود غلبه نکرده است، تنها حوايج مادي است که او را به جانب خود مي‌کشد، اين توهم رخ نموده که نيازهاي مادي بشر داراي اصالت است، حال آنکه اينچنين نيست.
مهم‌ترين علتي که جامعه‌ي غرب را به اتراف و اسراف و تبذير کشانده است همين است که اراده‌ي او را در جهت ارضاي شهوات و تبعيت از غرايز و اهواي خويش هيچ چيز جز قراردادهاي اجتماع محدود نمي‌کند.
چه علتي باعث شده است تا بشر غربي اعمالي اينچنين را براي خود مجاز بشمارد؟ وقتي اراده‌ي بشر را در جهت ارضاي شهوات و اهواي خويش هيچ چيز محدود نکند، انسان در مسير تمتع از لذايذ دنيايي به آنچنان زياده‌طلبي و تکاثري دچار مي‌شود که از آن بايد به خدا پناه برد. بشر غربي از آنجا که براي وجود انسان قايل به حقيقتي غايي نيست و به حيوانيت بشر اصالت مي‌دهد، براي اهوا و تمايلات حيواني خود نيز هيچ محدوديتي جز قراردادهاي اجتماعي نمي‌شناسد و قراردادهاي اجتماعي را نيز صرفا به منافع فردي باز مي‌گرداند.
در تمدن غرب قراردادهاي اجتماعي ـ و به تعبير خودشان قانون ـ جانشين اخلاق شده است و سعي بشر غربي در اين است که با اصالت دادن به قوانين مدني و مقررات اجتماعي از اخلاق مذهبي و شريعت بي‌نياز شود؛ يعني به عبارت بهتر، جامعه‌اي بسازد که در آن هيچ کس نيازي به خوب‌بودن نداشته باشد، و در عين حال که هيچ کس التزام اخلاقي در برابر وجدان خويش ندارد، همه بتوانند بدون تجاوز به حقوق يکديگر از حداکثر آزادي و ولنگاري براي ارضاي شهوات حيواني و تمتع از لذايذ مادي برخوردار باشند ـ و الحق بهترين نظام سياسي که مي‌تواند اهداف مذکور را تأمين کند، سيستم دموکراسي است.»
راهش پر رهرو باد .
منبع: سايت برنا


 نگاشته شده توسط سعید باقری در شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 2:46 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



استفاده از نعمت‌هاي الهي با حدود شرايط و ضوابط آن، نبود اسراف و تبذير و اداي حقوق ديگران از نظر شريعت پسنديده و لازم است خداوند در آيات قرآني نعمت‌هاي خويش را بر مي‌شمرد و انسان‌ها را به بهره‌مندي از آن تشويق مي‌كند. ذيلا نمونه‌اي بيان مي‌گردد: “كلوا من رزق ربكم و اشكروا له، بلده طيبه و رب غفور؛ از روزي پروردگارتان بخوريد و براي او شكر كنيد، شهر خوب و خداي بخشنده‌اي داريد(6)“
به كارگيري نعمت‌هاي الهي با عمل در نزد خداوند محبوب و پسنديده است و روحيه انباشتن و احتكار و مخفي نگه داشتن و ظاهر خويش را فقير و بيچاره جلوه دادن به شدت از ديدگاه ديني مورد نكوهش است. در عين حال اسلام، استفاده از همه چيزهايي كه از جانب شرع حرام نيست، مجاز مي‌شمرد و نسبت به مصرف بعضي از كالاها مانند استعمال عطر و بوي خويش توجه شده است.
در دين امر انفاق و نيازمندان و پرداخت زكات و خمس و پذيرش هداياي دوستانه نيز تأكيد شده كه تاريخ اسلام پر از اطعام‌ها و اكرام‌ها و پذيرايي‌هايي است كه دوستان مومن نسبت به يكديگر انجام مي‌دادند كه همگي ناشي از ارشادهاي و راهنمايي‌هاي رهبران ديني بوده است. 


 نگاشته شده توسط سعید باقری در شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 2:45 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



در جهان پيشرفته امروز، وجود قوانين و تصميم‌هاي صحيح اقتصادي، مي‌تواند سرنوشت و آينده يك جامعه را تحت تأثير قرار دهد تا جايي كه گسترش تكامل معنوي يك جامعه و فراهم نمودن زمينه‌هاي انديشه توحيدي و دفاع از كيان جامعه اسلامي و مبارزه با مفاسد اخلاقي و تأمين بهداشت همگاني منوط به اقتصاد سالم است
از سوي ديگر سردم داران نظام‌هاي شرقي و غربي، زندگي و حيات اقتصادي را هدف قرار داده‌اند و تمام تلاش خود را صرف ايجاد اقتصاد برتر مي‌كنند، زيرا رمز سعادت، موفقيت دولت و نظام سياسي و اقتصادي خود را در رسيدن به اهداف اقتصادي خلاصه مي‌كنند و موفقيت يا شكست خود را در حل مسايل و مشكلات اقتصادي رمز اساسي پايداري حكومت مي‌دانند.
از مهم‌ترين مسائل جامعه اسلامي و از پايه‌هاي رشد و تعالي آن، داشتن برنامه درست در امور معيشتي و اقتصادي است كه براي اجرا و تحقق آن نيازمند عزم الهي محكم در برابر مشكلات و برنامه‌ريزي مدون و همكاري مردم و مسئولان از يك سو و هماهنگي سرمايه‌هاي فرهنگي و مذهبي و ملي يعني حوزه‌هاي علميه و دانشگاه‌ها از سوي ديگر؛ بالا بردن سطح فرهنگي جامعه در زمينه‌هاي اقتصادي، مبارزه با فرهنگ مصارف‌گرايي در ميان مردم، حذف يارانه‌ها از كالاهاي خارجي، حمايت از توليدكنندگان داخلي، مبارزه با قاچاق كالا و سرمايه، توجه به فرهنگ ديني و ملي، ايجاد بازارهاي رقابتي سالم در درون جامعه، ترويج فرهنگ ساده‌زيستي و قناعت در قشرهاي مختلف جامعه، مبارزه با مدگرايي و تجمل‌پرستي، استفاده از نيروهاي خلاق و ژرف‌انديش جامعه است.


 نگاشته شده توسط سعید باقری در شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 2:45 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



رفاه‌زده به كسی می‌گویند كه از نعمت بسیار برخوردار است، ولی هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد و هیچ منعی را نمی‌پذیرد. بنابراین، رفاه‌زدگى، نوعی تصرف و مصرف كردن ناهنجار و ضد اخلاقی در نعمت‌های الهی است.
صاحبان ثروت، مصرف به شیوه غربی را نشان تمدن و رهایی از عقب‌ماندگی می‌دانند. آنان كه لذت‌طلبی بدون حد و مرزی دارند، بیش از نیازهای واقعی خود مصرف می‌كنند و مصرف كردن را ارزش می‌دانند
آنها می‌كوشند كالاهای لوكس و تجملی را وارد كشور كنند و از این راه، درآمدهای ارزی كشور را صرف واردات این‌گونه كالاها می‌كنند. این گروه با وارد كردن كالاهاي مصرفي لوكس مانند لوازم آرايشى، لباس‌های بدن‌نما،‌خودروهای سواری پر زرق و برق، تجمل‌گرایی و مصرف‌زدگی را تبلیغ می‌كنند.
به طور كلی نمی‌توان گفت ثروت و رفاه فراوان فسادانگیز است. با این حال، از آنجا كه طبع اولیه انسان، راحتی و عیش و نوش را دوست دارد و ثروت هم مقدمات این راحت‌طلبی را فراهم می‌آورد، می‌گوییم رفاه زیاد، سبب بالا رفتن فرهنگ مصرفی در جامعه می‌شود.
رفاه‌زدگی و افتادن در دام دنیا همواره نابودی جامعه‌ها را در پی داشته است. در كتاب الحیاة آمده است: تكاثر و اتراف، باعث نابودی و شقاوت انسان است و ثروتمندان مترف كسانی هستند كه هم خود نابود می‌شوند و هم دیگران را نابود می‌كنند. آنان كسانی‌اند كه نسل‌ها را تباه می‌سازند و جامعه را به حضیض بردگی اقتصادی و بی‌حالی و مستی و عقب‌ماندگی می‌كشانند. برای اینكه بر این واقعیت اجتماعی اشراف و اطلاع كامل یابیم، به مسائلی اشاره می‌كنیم كه از آثار جدایی‌ناپذیر زندگی تكاثری و اترافی است:
اول: تكاثر و اتراف، جو و حالتی را در نفس انسان پدید می‌آورند كه نتیجه‌اش نابودی و تباهی عقل و قلب و دین است.
دوم: تكاثر در داشتن ثروت و زیاده‌روی در مصرف، عواطف انسانی را می‌میراند و پایه‌های فضیلت و اخلاق را منهدم می‌سازد.
این دو، پایه‌های همیاری اجتماعی و تعاون را متزلزل می‌سازد و به این وسیله، اساس توازن و تبادل را نابود و توده مردم را ضایع و هلاك می‌كند
ابن خلدون نیز در كتاب خود، در فصلی با عنوان «فراخی معیشت و تجمل و فرورفتن در ناز و نعمت، ‌از موانع پادشاهی و كشورداری است» ثروت، رفاه‌زدگى و تن‌پروري را از عوامل مهم سقوط و نابودي اجتماعي مي‌شمارد.


 نگاشته شده توسط سعید باقری در شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 2:44 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :20
  •    
  •   
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  
  • 16  
  • 17  
  • 18  
  • 19  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET