رفتارهای ناهنجار نوجوانان
حسادت
حسادت یکی از شایعترین واکنشیهایی است که از حدود دو سالگی آغاز میشود و با رشد کودک، ممکن است تا بزرگسالی ادامه یابد و بر طبق الگوهای مختلف فرهنگی، به صورتهای متفاوتی جلوهگر شود. کودکان معمولاً دوست دارند که سعادت وخوشیشان حالت انحصاری داشته باشد و هیچکس نتواند سعادت و خوشی را از آنها برباید. حسادت درکودک هنگامی ایجاد میشود که به اعتقاد وی، عاطفه یا محبتی را از دست داده باشد؛ او در این هنگام تن به حسادت میدهد و راه بدخواهی را برای آن کس که چنین نعمتی را از او ربوده است، در پیش میگیرد.

در الگوی حسادت، غالباً نوعی ...
ترس نیز وجود دارد؛ زیرا حسود احساس میکند که دیگری عاطفه شخص مورد علاقه او را نسبت به وی به خطر انداخته است و یا مقامی را که او انتظار رسیدن به آن را داشته، دیگری احراز کرده است. بنابراین، موقعیتی که حسادت را برمیانگیزد، غالباً یک موقعیت اجتماعی است. پس حسود کسی است که از داشتن نعمتی برای شخصی ناراحت است و آرزوی از بین رفتن آن را دارد. اگر حسادت بیش از حد باشد، مانند اضطراب جنبة مرضی پیدا میکند و در سازگاری کودک اختلال ایجاد مینماید.
حسادت نه تنها موجب میشود که دیگران مورد اذیت و آزار قرار گیرند؛ بلکه برای خود فرد نیز آثار نامطلوب جسمی، روحی، روانی و معنوی دارد. نمونه هایی از آن آثار عبارتند از:
الف) از دست دادن سلامت جسمی: امام علی(علیهالسّلام) میفرماید: «شگفتا که حسودان از سلامتی جسم خود غافل ماندهاند!
بدن اینگونه افراد به تدریج ضعیف شده و در مقابل انواع میکروبها و ویروسها نمیتواند مقاومت کند، لذا در معرض ابتلا به عنواع بیماریهای قرار میگیرند.از این رو حضرت(ع) همچنین میفرماید: «حسادت بدن را ذوب میکند.

ترس
برخي كودكان هيچگاه بطور جدي معناي ترس را درك نمي كنند، اما بسياري از آنها با مجموعه اي از تجربه هاي ترسناك در طول زندگي شان روبه رو مي شوند. آنها از افراد غريبه، تاريكي، حيوانات، طوفان، توالت، مكانهاي بسته، مرگ يا هر چيز جديد يا متفاوتي مي ترسند. اين گونه ترسها در برخي سنين يا دوره هايي خاص تشديد مي شوند، مثلاً ترس از زلزله كه در بعضي دوران زندگي كودك رخ مي دهد، بيشتر ناشي از اين است كه كودك احساس مي كند مبادا والدينش را از دست بدهد، يا خودش بميرد.
نگرانی
نگرانی در واقع نوعی ترس خیالی است که رابطه مستقیمی با انگیزه های موجود در محیط کودک ندارد . ریشه نگرانی های کودکان ممکن است تصور و تجسم پدیده ها و موقعیتهایی باشد که در صورت به وقوع پیوستن زیان آور و یا خطرناک باشد. علل متفاوتی می تواند سرمنشاء بوجود آمدن نگرانی های دوران کودکی باشد عواملی همچون شنیدن، خواندن داستانها و یا دیدن برنامه های تلویزیونی و تصاویر ناخوشایند و حتی مکالماتی که حاوی مطالب نگران کننده می باشد و در جمع بزرگسالان مطرح می گردد.

بدیهیست نگرانی در مراحل خردسالی وجود نداشته و تنها پس از آن که کودگ توانایی به تصویر کشیدن و تجسم پدیده ها و موقعیتها را به دست می آورد نگرانی نیز در وی مشاهده می گردد. مواردی همچون نگرانی ، استرس ، اضطراب و ....... در تمامی انسانها چه کودک و یا حتی بزرگسال طبیعی به نظر می رسد ولی در صورتیکه این موارد ادامه دار شود و زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد توجه به آن ضروری خواهد بود و مهمتر اینکه گاهی والدین ترس و نگرانی را با هم اشتباه گرفته فارغ از اینکه این دو مقوله ای جدا از هم هستند و بیشتر ترس های کودکان در واقع ترس نیستند بلکه نگرانی های آنان نسبت به وقوع حوادث و رخ دادهای زندگی شان است .
همانطور که ترس در هر سنی متفاوت است نگرانی نیز در میان کودکان در هر سنی علتهای متفاوتی دارد. پژوهشهای روانشناسان علت های شایع نگرانی کودکان را اینگونه ارزیابی کرده است :
مواردی از قبیل : مسائل خانوادگی ، تحصیلی ،که البته با افزایش سن نگرانی کودک در امور تحصیلی بیشتر
می گردد و یا بیماری افراد خانواده ، فکر تنبیه احتمالی از سوی والدین و مربیان، دیر رسیدن سر کلاس درس، گزارشات معلمان مدرسه، عقب ماندن از همکلاسی ها و یا موضوعاتی از قبیل : نگرانی از دست دادن والدین که خود ریشه در روابط نامناسب والدین داشته حتی تخیل و تصور مردن و کشته شدن که از دیدن فیلمها و تصاویر نامناسب و یا در مجاورت گروه های نامناسب قرار گرفتن نشات می گیرد بدیهیست محیط اجتماعی کودکان در نوع نگرانی های آنان تاثیر بسزایی دارد.
توجه به این مسئله ضروری است که استمرار و تشدید نگرانی برای مدت زمان طولانی سبب ایجاد اضطراب و ناراحتی های ذهنی دردناکی در کودک می گردد که از پیش بینی آسیب های احتمالی منتج می شود. البته برخی از اضطرابها نیز همانند نگرانی ها بی دلیل اند و ناشی از آشفتگی درون شخص است نه عوامل خارجی . کودکانی که بیش اندازه دچار نگرانی می شوند مستعد ابتلاء به اضطراب بوده و در نهایت سلامت ، شخصیت و تعادل روان آنان مختل میگردد. با توجه به اینکه دوران کودکی از اصلی ترین و مهم ترین برهه های شکل گیری شخصیت فرد است اختلال در این دوران به هر نحوی سبب بوجود آمدن مشکلات فراوان روانی و رفتاری در بزرگسالی فرد
می شود و جالب تر اینکه کودکان نیز همانند بزرگسالان از علت حقیقی اضطرابهای خود بی خبرند و نمی دانند که ناراحتی های درونی شان سبب ساز این اضطراب می باشد و وظیفه والدین است که با آگاهی دادن به کودکان نسبت به محیط اطراف و صحبت در خصوص نگرانی هایشان آنان را آرام نموده و از حمایت و پشتیبانی خود مطمئن سازند.
جهت پیشگیری از عواقب ناخوشایند نگرانی های کودکی روانشناسان معتقدند مد نظر قرار دادن اصول ذکر شده در ذیل کمک بسیاری به والدین جهت جلوگیری از ایجاد نگرانی و تنش در کودکان می نماید:
استفاده از فیلمها ، داستانها و منابع مناسب سن کودک
قرار گرفتن در گروه های همسالان با نظارت والدین
همراه نبردن کودکان به مکانهای که متناسب با سن آنان نمی باشد
دادن احساس امنیت به کودکان حمایت و پشتیبانی همه جانبه والدین
تفریحات سالم و پر نمودن اوقات روز کودکان با تفریحات سالم و جلوگیری از پیدا کردن ساعات تنهایی.
اضطراب
حالت مبهمی از ترس ناشی ار پیش بینی حوادث نامطلوب در آینده است . اضطراب از ترس مهمتر است و فرد مضطرب اغلب ار علت اضطراب خود آگاهی ندارد و نمی داند که آیا اضطراب ناشی از احساس ناامنی درون اوست یا از موقعیت خارجی است . تقریبا پنجدرصد از کودکان ملاکهای تشخیصی یک اختلال اضطرابی را در طول دوران کودکی خود تجربه میکنند و از شایعترین اضطرابها در کودکان میتوان به اضطراب جدایی اشاره کرد که در کودکان 8/2 درصد و در نوجوانان حدود هشتدرصد است. خانواده اولین محیط اجتماعی است که کودک تجربه میکند و در ایجاد اضطرابهای کودک سهم بسیار زیادی دارد؛

نزاع و کشمکش والدین، بیماری سخت و طولانی والدین، جداییهای موقت و طولانیمدت از والدین، جدایی و طلاق والدین، مرگ یکی از نزدیکان، سختگیری و تضادهای انضباطی والدین و تولد نوزاد جدید، اعمال فشار برای بهترین و کامل بودن در زمینههای مختلف و سبک تربیتی مستبدانه والدین که جایی برای اظهارنظر فرزندان باقی نمیگذارد، از عوامل مهم ایجاد استرس کودکان در خانواده است. زمانی که کودک رفتن به مهدکودک را آغاز میکند با اجتماع بزرگتری از انسانها وارد مناسبات اجتماعی میشود و محیط اجتماعی دیگری را تجربه میکند.
خشم
بروز خشم در بچگی بیش از ترس تکرار میشود. زیرا اولا در محیط بچهها، محرکهای خشمگین کننده بیش از محرکهای ترسآور وجود دارند. ثانیا در همان مراحل اولیه یاد میگیرند که خشم برای جلب توجه اطرافیان و ارضای تمایلات خود وسیله خوبی است. با بزرگ شدن بچه به شماره محرکهای خشم افزوده میشود. در صورتی که از شماره و تکرارش کاسته میشود. بین ترس و خشم و رابطه نزدیکی هست. گاهی میشود که کودک در یک آن ، خشمگین است و لحظه دیگر بیمزده و گاهی نیز بر اثر یک محرک و در یک زمان ، هر دو باهم میآیند. در محیطی که بچهها از محرکهای ترس بدورند، امکان دارد که شیوع خشم بیش از ترس باشد
.
بطور کلی چیزهایی که خشم را بر میانگیزند، عبارتند از: جلوگیری از حرکات آزاد طفل ، متوقف ساختن او در عین فعالیت ، موانعی که در راه آرزوها و نقشههای او پیش میآیند و یا عدهای از موانع که باهم جمع شده باشند. محرکهای خشم در طی زمان بر حسب مراحل رشد تغییر مییابند. چیزهایی که اطفال خردسال را خشمگین میسازند، عبارتند از : ناراحتی بدنی ، ممانعت از حرکات بدنی ، لباش پوشانیدن ، شستشو دادن بدن که برای ایشان ناراحت کننده است.
ترس در نوجوانی
ترس بخش طبیعی از زندگی بشر است و وجود آن به عنوان عاملی هشداردهنده در بسیاری از مواقع منجر به نجات انسان می شود.ترس نشانه مهمی برای واکنش نسبت به خطرات واقعی یا فرضی است،وجود ترس در شرایط خاص به معنای ضعف نیست بلکه حاکی از آن است که فرد آگاهانه عمل می کند و در شرایط خطر توان خویش را بیش از اندازه واقعی تخمین نمی زند،از این رو این مسئله باعث احتیاط و مانع از انجام خطاهای بیشتر می گردد.
نوجوانی، یک دوره رشدی است که با تغییرات جسمانی، شناختی، اجتماعی و هیجانی همراه است و این تغییرات در صورت هدایت نادرست باعث به وجود آمدن مشکلاتی برای نوجوان و خانواده وی میشود. یکی از مشکلات و اختلالات این سن ترس اجتماعی در نوجوانان است که سبب بروز دشواری هایی در کار تربیت و هدایت آنان می شود. این ترس معمولا با علائم جسمانی بخصوصی مانند لرزش دست ها، گرفتگی عضلات، سرخ شدن چهره، افزایش ضربان قلب، سردرد، حالت تهوع و لکنت زبان بروز می کند و این ترس معمولا زمانی رخ می دهد که نوجوان:
ـ در میان جمع ظاهر شود.
ـ با جنس مخالف صحبت کند.
ـ هنگام مشاهده دیگران صحبت کند یا کاری انجام دهد.
ـ با افراد صاحب قدرت مواجه شود.
ـ بخواهد حرف بجا و بحقی را بیان کند.
ـ میزهای وسط رستوران را برای نشستن انتخاب کند.
ـ هنگام انجام کاری زیر نظر کسی باشد.
ـ در گروه هایی مانند گروه دوستان، اردوهای مدرسه یا گروه های بازی شرکت کند.

