دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 6:53 AM
ضرورت مهار مصرف گرایی نوین

 

 مصرف گرایی یعنی استفاده از کالاها به منظور رفع نیازها و خواسته ها. این عمل نه تنها شامل خرید کالاهای مادی، بلکه دربرگیرنده خدمات نیز هست.

در جوامع نوین، مصرف گرایی به یک فعالیت اجتماعی اصلی تبدیل شده است. برای مصرف گرایی مقدار زیادی وقت، انرژی، پول، خلاقیت و نوآوری تکنولوژیکی صرف می شود. مطالعه مصرف گرایی در جوامع جدید از اهمیت ویژه ای برخوردار است، زیرا تولید کنندگان و توزیع کنندگان کالاها و خدمات نیاز به درک خصوصیات و ویژگی های آن دارند. به همین لحاظ است که جامعه شناسان، اقتصاد دانان و روان شناسان معاصر به تحلیل های همه جانبه آن می پردازند و هر اندیشمندی از یک زاویه خاص به آن توجه دارد.

مصرف گرایی نوین به شکل بی رویه یک آسیب اجتماعی است که مستلزم شناخت علمی و سپس درمان اساسی، یا به عبارت دیگر برنامه ریزی است. مصرف گرایی بی رویه پدیده ای بین المللی است و چاره آن باید در دو بعد خرد و کلان صورت گیرد. باید مصرف گرایی در هر جامعه را در یک زمینه وسیع تر اجتماعی در نظر گرفت، زیرا امروزه تولید و توزیع از مرزهای یک کشور گذر کرده و دورافتاده ترین نقاط یک جامعه به مرکزی ترین مراکز تولید و سیستم توزیع جهانی متصل است



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 6:52 AM
اسراف و تبذیر در قرآن و سنت
منابع مقاله:

فصلنامه مشکوة، شماره 55، عطایی، محمدرضا؛
 

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد مشهد
مقدمه
دین مقدس اسلام بهره برداری مشروع از نعمتهای الهی و زیباییهای زندگی را مباح و روا و اسراف و زیاده روی را حرام و ناروا می داند و این بدان جهت است که مسلمان به تناسب امکانات و توانایی و کارآیی خود، در برابر جامعه مسؤولیت دارد. در این صورت فرد اسرافکار قهرا از اجرای مسؤولیت و تعهدات اجتماعی خود بازمی ماند و از این رهگذر بر پیکر جامعه ضربه می زند.
قرآن مجید این حقیقت را در ضمن مباحث اجتماعی در قالبهایی زیبا بیان می کند و با هشدار به پیروان خود می فرماید: (و انفقوا فی سبیل الله ولاتلقوا بایدیکم الی التهلکة) (1) یعنی در راه خدا انفاق کنید و با دستهای خود، خود را به هلاکت و نابودی نیفکنید. از این آیه شریفه چنین استفاده می شود که اگر مال در راه خدا و به سود جامعه و رفع نیازمندیهای مردم مصرف نشود سرنوشت آن جامعه و ملت به هلاکت و سقوط می انجامد.
صرف نظر از اهمیت خودداری از اسراف و تبذیر در دین از نظر موقعیت خاص کشور اسلامی که در محاصره حکومتهای سلطه گر قرار گرفته اگر ما بتوانیم تجملات زندگی را حذف کنیم و رعایت اقتصاد و میانه روی را در همه حال مدنظر و برنامه عمل قرار دهیم، به استقلال کشور کمک کرده ایم و به پیروزی نهایی نزدیکتر شده ایم. در نتیجه این شعار را در اقصی نقاط عالم و دنیای اسلام و بالاخص ایران اسلامی اعلام کرده ایم که ما از تنگناهای اقتصادی نمی هراسیم و قدرت آن را داریم که روی پای خود بایستیم و به هیچ قدرتی جز خداوند متعال متکی نیستیم.
مفهوم اسراف
راغب اصفهانی می گوید: «السرف تجاوز الحد فی کل فعل یفعله الانسان » (2) اسراف به معنی تجاوز از حد و معیار در هر کاری است که از انسان سر بزند، گرچه استعمال آن در موارد زیاده روی در انفاق مال بیشتر است و گاهی به خروج از اعتدال در مقدار خرج مال و زمانی هم به چگونگی بذل مال و مورد آن اطلاق می شود. اما بنا به مفهوم سخن راغب و روح معنی «کل فعل » و بر پایه شواهد فراوان در قرآن و حدیث، اسراف به هر گونه تجاوزکاری و زیاده روی گفته می شود و در هر حال اسراف عملی است ممنوع و محکوم، و مورد خشم و انزجار خداوند متعال است و از آن به شدت منع شده است.
خداوند در سوره اعراف می فرماید: «کلوا واشربوا ولاتسرفوا انه لایحب المسرفین » (3) بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست ندارد.
مفهوم تبذیر
تبذیر برخلاف اسراف و تنها واژه ای اقتصادی است. تبذیر از ریشه «بذر» یعنی تفریق و پخش کردن چیزی; اصلش از ریختن و پاشیدن بذر است که به طور استعاره درباره کسی که مال خود را بیهوده تلف و پخش می کند، به کار رفته است و نیز گفته شده است که تبذیر، انفاق مال در راه معصیت است.
با این توضیحات ملاحظه می کنیم که «اسراف » در برابر اقتصاد و میانه روی قرار دارد و به هرگونه تجاوز از حد، در غیر طاعة الله و به قصور از حق الله اطلاق می شود. در قرآن کریم واژه قصد و مشتقات آن در معانی; راست، متوسط و معتدل به کار رفته است. مانند «واقصد فی مشیک » (4) در راه رفتن اعتدال را رعایت کن.
فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخیرات (5) از میان آنها عده ای بر خود ستم کردند و عده ای میانه رو بودند و عده ای به اذن خدا در نیکی ها از همه «پیشی » گرفتند.
حضرت علی(ع) در مورد قصد می فرمایند: «علیک بالقصد فی الامور» (6) بر تو باد میانه روی در کارها. در خطبه همام از نشانه های متقین و پرهیزگاران می فرماید: «و ملبسهم الاقتصاد» (7) یعنی پوشاکشان میانه بود، بدین معنی افراط و تفریط در کارها و زندگیشان وجود ندارد.
از مجموع این نظریه ها این چنین برمی آید که بین واژه اسراف به معنی اقتصادی آن با واژه تبذیر فرق زیادی وجود ندارد و تنها ممکن است در جهت تمایز بین این دو واژه گفته شود که با توجه به خصوصیات تعابیر لغت شناسان در معنی تبذیر، مقصود از این واژه تلف کردن و ضایع نمودن مال است و زیاده روی در انفاقات شخصی و امور خیریه را شامل نمی شود، در حالی که اسراف فراگیرتر از آن و در برگیرنده همه موارد از به هدردادن و زیاده روی در مصارف شخصی و خانوادگی و انفاقهای مستحب می باشد. و به عبارت دیگر هر تبذیری اسراف است ولی هر اسرافی تبذیر نیست.
از امام صادق(ع) جمله کوتاهی نقل شده است که ممکن است همین نکته را از آن استفاده کرد. آن حضرت فرمود: «ان التبذیر من الاسراف » یعنی، تبذیر از اسراف است. در این حدیث شریف، برای اسراف انواع واقسامی فرض شده، که تبذیر شاخه ای از آن معرفی گردیده است.
اسراف از نظر قرآن
در قرآن کریم واژه «اسراف » و مشتقات آن مکرر به کار رفته است ولی در بیست و سه مورد لفظ «اسراف » استعمال شده که در هر مورد، مفهومی ویژه دارد. در غالب موارد، مقصود از اسراف جنبه های اخلاقی، عقیدتی و تجاوز از حدود الهی است، و تنها در چهار مورد جنبه مالی را شامل می شود که با دو آیه «تبذیر» شش آیه می شود.


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


دوشنبه 19 بهمن 1388  ساعت 6:48 AM
اعتدال، بنيادي‌ترين آموزه احكام الهي


 
  

 
 

پس از اتمام مباحث مقدماتي اسراف و بررسي تعاريف، ابعاد و ريشه‌هاي آن، با اشاره‌اي كوتاه به جايگاه اعتدال در ابعاد مختلف اعتقادي، فقهي و اخلاقي دين اسلام، به نحو مبسوط وارد مبحث مصاديق اعتدال در زندگي مي‌شويم. از طرفي به‌واسطه امتزاج و درهم‌تنيدگي مباحث اعتدال و اسراف، لاجرم در ضمن بحث اعتدال، به مصاديق اسراف در زندگي نيز خواهيم پرداخت.


هر انساني به‌طور فطري به اعتدال و ميانه‌روي گرايش دارد، مگر آنكه عوامل بيروني موجب دگرگوني در گرايش‌هاي دروني وي شده و او را از اعتدال بيرون برد. اعتدال كه اصلي عقلايي و مبتني بر فطريات انسان است، مورد تائيد تمامي شرايع الهي نيز مي‌باشد، چراكه آموزه‌هاي كتب آسماني همگي مطابق فطرت سالم انساني بنا نهاده شده‌اند.

از اساسي‌ترين احكام عقلي و مفاهيم ديني در اسلام، كه مورد تاكيد فراوان ائمه اطهار(ع) و هاديان ديني نيز قرار گرفته، حفظ و رعايت ميانه‌روي در تمامي امور و اجتناب شديد از افراط و تفريط مي‌باشد. اصولا مي‌توان از اعتدال و ميانه‌روي، به عنوان كليدي‌ترين و بنيادي‌ترين آموزه اسلام ياد نمود، چراكه با تفطن و دقت در آيات قران و احكام اسلام مي‌توان دريافت كه اولا اعتدال و ميانه‌روي يك اصل اساسي و ارزشي است و هر گونه افراط و تفريط در هر كاري ناپسند است(آل‌عمران/147)، ثانيا روح حاكم در تمامي احكام و قوانين مورد تاكيد اسلام، رعايت حد وسط و هدف اصلي آنها قرار دادن فرد مسلمان در طريق وسطي در تمامي عرصه‌ها از جمله احكام، اعتقادات و اخلاقيات است.

با توجه به گزارش‌هاي قرآن و آموزه‌هاي دستوري آن مي‌توان دريافت كه امت اسلام به معناي امت قرآني و جامعه برتر در حوزه عقيده و رفتار، امتي معتدل و ميانه‌اي هستند. اين اعتدال و ميانه‌روي را مي‌توان در بينش، نگرش و گرايش امت ديد. قوانين آن بر پايه اعتدال است و اخلاق و احكام و آداب و ديگر امور زندگي بر اعتدال بنيان نهاده شده است. از اين رو خداوند از امت اسلام به امت وسط و ميانه ياد كرده (بقره/143) و آنان را بهترين امتي مي‌داند كه در روي زمين خلق شده‌اند. نه اهل زياده‌روي در امور اقتصادي و سياسي هستند و نه اهل كوتاهي در اين مسائل. در رفتار، گفتار، اقتصاد و ساير امور ميانه‌روي را مراعات كرده و در اعمال عبادي نيز، راه افراط و تفريط نمي‌پيمايند و خود را به رنج نمي‌افكنند (طه/1 - 3.) در انفاق و بخشش در راه خدا، ميانه‌روي را اصل قرار مي‌دهند. نه اهل اسراف هستند و نه اهل خساست. همواره از خدا مي‌خواهند كه ايشان را از اسراف و زياده‌روي در هر كاري حفظ كند(آل‌عمران/147.) اعتدال در راه رفتن و ميانه‌روي در سخن گفتن و پرهيز از فرياد زدن (لقمان/19) و مانند آن از اموري است كه بيانگر اعتدال ايشان در رفتار و گفتار است.

امت اسلام به خوبي مي‌دانند كه برخورداري از بركات الهي تنها در سايه اعتدال در زندگي، ميسر است. رسول خدا(ص) در روايتي، رشد و سربلندي يك ملت را مرهون رعايت اعتدال دانسته و مي‌فرمايند: “خداوند هرگاه ماندگاري يا رشد و پيشرفت مردمي را [در تمامي عرصه‌ها] بخواهد، صرفه‌جويي و پاكدامني را روزيشان مي‌كند”(درالمنثور، ج3، ص270.) همچنين حضرت امير در اين رابطه مي‌فرمايند: “هر زماني كه خداوند اراده نيكويي را به بنده‌اش داشته باشد، ميانه‌روي و نيكويي تدبير را در دل او انداخته و او را از بدي تدبير و زياده‌روي دور مي‌سازد”(غررالحكم، حديث 4138.)

اعتدال و اسراف را در عناوين و قالب‌هاي كلي و جزئي ذيل مي‌توان مورد بررسي قرار داد:

-1 امور عبادي و اخلاقي: در اين خصوص مي‌توان به مواردي چون اعتدال در انفاق، صدقه، ايثار، امر تبليغ دين، حدود و قصاص، خواندن نماز، گرفتن روزه، رفتن به هيئات مذهبي، مهرباني و محبت، حيا، خشم و غضب، تواضع، اميد و ياس و... اشاره نمود.

-2 امور مالي و معيشتي: در اين خصوص مي‌‌توان به مواردي چون اعتدال در زهد و ساده‌زيستي، طعام، پوشاك، مسكن، لوازم خانگي، وسيله نقليه، كارگر و مستخدم خانگي، تفريحات گوناگون، ثروت‌اندوزي، معاملات و... اشاره نمود.

-3 روابط اجتماعي: در اين مورد مي‌توان به مواردي چون اعتدال در رفت و آمد فاميلي و دوستانه، گفت و شنود، شوخي، خنده و گريه، لحن گفتار، شيوه پوشش، دوستي و محبت، تعريف و تمجيد و... اشاره نمود.

-4 روابط خصوصي و امور خانوادگي: در اين مورد نيز مي‌توان به مواردي چون اعتدال در تربيت فرزند، روابط با همسر و فرزندان، استفاده از لذات نفساني و... اشاره نمود.

-5 اموال عمومي: در اين باره مي‌توان به دو مورد اسراف در منابع طبيعي چون جنگل‌ها، منابع آبي، نفت و گاز و غيره و همچنين اسراف در بيت المال اشاره نمود.

-6 اموال ديگران: در اين مورد نيز مي‌توان به عواملي چند در تضييع ثروت و اموال ديگران اشاره نمود. برخي از اين عوامل عبارتنداز: كوتاهي در حفاظت از مال اماني، افراط در بهره‌جويي از مال مجاز، بي مبالاتي و عدم اتقان و محكم كاري در امور از سوي كشاورزان، نانوايان، سازندگان مسكن، توليد كنندگان كالاهاي صنعتي، فعالين در بخش خدمات و....


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :156
  •    
  •   
  • 80  
  • 81  
  • 82  
  • 83  
  • 84  
  • 85  
  • 86  
  • 87  
  • 88  
  • 89  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net