یک شنبه 18 بهمن 1388 ساعت 4:56 AM
تفاوت صرفه جويي و كم مصرف كردن
همان طور كه مصرف بي رويه و بي جا امري غير عقلايي است عدم مصرف و يا كم مصرف كردن در عين نياز هم صحيح به نظر نمي رسد. در واقع آنچه در ارتباط با مصرف صحيح مطرح مي گردد كم مصرف كردن نيست. بلكه مراد از اصلاح الگوي مصرف و به تبع آن صرفه جويي بهره مندي مناسب از نعمات خداوندي و استفاده حداكثري از تمامي قابليت هاي هر چيزي است. همان امري كه در اقتصاد از آن به عنوان بهره وري ياد مي شود. عده اي صرفه جويي را به كم مصرف كردن معنا كرده اند ولي به نظر مي رسد اين معنا نمي تواند اقتصادي باشد؛ زيرا هدف از توليد يك شي اقتصادي، مصرف آن است و مصرف چيزي زماني انجام مي پذيرد كه انسان به آن نياز داشته باشد و با مصرف آن چيز نيازي از نيازهاي وي را برآورده نمايد. بنابراين شخص لازم است تا در حد برآورده كردن كامل نياز خود، چيزي را مصرف نمايد و كم مصرف كردن نمي تواند نياز وي را برآورده سازد، مگر آن كه در مسأله نياز به نيازهاي اساسي و نيازهاي غير اساسي و يا نيازهاي لازم و غير لازم توجه داده شود. در اين صورت مي توان گفت كه مصرف چيزي مي بايست در حد برآورد نيازهاي اساسي و لازم باشد. البته اين امر به چيزهايي برمي گردد كه ارزش مالي داشته و براي توليد و تهيه آن نيازمند كار و پرداخت هزينه هستيم. بنابراين با آن كه هوا و اكسيژن براي آدمي داراي ارزش و اهميت بسيار و حياتي است ولي از آن جايي كه درحال حاضر براي آن هزينه اي پرداخته نمي شود و نياز به توليد آن نداريم و كاري براي آن انجام نمي دهيم چيزي بي ارزش بوده و سخن از صرفه جويي در آن معنا و مفهومي ندارد.
همان طور كه مصرف بي رويه و بي جا امري غير عقلايي است عدم مصرف و يا كم مصرف كردن در عين نياز هم صحيح به نظر نمي رسد. در واقع آنچه در ارتباط با مصرف صحيح مطرح مي گردد كم مصرف كردن نيست. بلكه مراد از اصلاح الگوي مصرف و به تبع آن صرفه جويي بهره مندي مناسب از نعمات خداوندي و استفاده حداكثري از تمامي قابليت هاي هر چيزي است. همان امري كه در اقتصاد از آن به عنوان بهره وري ياد مي شود. عده اي صرفه جويي را به كم مصرف كردن معنا كرده اند ولي به نظر مي رسد اين معنا نمي تواند اقتصادي باشد؛ زيرا هدف از توليد يك شي اقتصادي، مصرف آن است و مصرف چيزي زماني انجام مي پذيرد كه انسان به آن نياز داشته باشد و با مصرف آن چيز نيازي از نيازهاي وي را برآورده نمايد. بنابراين شخص لازم است تا در حد برآورده كردن كامل نياز خود، چيزي را مصرف نمايد و كم مصرف كردن نمي تواند نياز وي را برآورده سازد، مگر آن كه در مسأله نياز به نيازهاي اساسي و نيازهاي غير اساسي و يا نيازهاي لازم و غير لازم توجه داده شود. در اين صورت مي توان گفت كه مصرف چيزي مي بايست در حد برآورد نيازهاي اساسي و لازم باشد. البته اين امر به چيزهايي برمي گردد كه ارزش مالي داشته و براي توليد و تهيه آن نيازمند كار و پرداخت هزينه هستيم. بنابراين با آن كه هوا و اكسيژن براي آدمي داراي ارزش و اهميت بسيار و حياتي است ولي از آن جايي كه درحال حاضر براي آن هزينه اي پرداخته نمي شود و نياز به توليد آن نداريم و كاري براي آن انجام نمي دهيم چيزي بي ارزش بوده و سخن از صرفه جويي در آن معنا و مفهومي ندارد.