شنبه 17 بهمن 1388  ساعت 7:58 AM
آثار و عواقب اسراف
 
اسراف و ولخرجي و تبذير (ريخت و پاش) نوعي تصرف در نعمت ها و مواهب الهي بيرون از مرزها و چارچوب هاي طبيعي و اخلاقي و عقلي و عقلايي آن است. 
 
كسي كه اسراف مي كند بي توجه به ارزش ها و كاركردهاي نعمتي، آن را به گونه اي مصرف مي كند كه نه تنها خود از آن بهره اي نمي برد بلكه موجب نابودي نعمت شده و ديگران را نيز از بهره مندي آن محروم مي سازد. 
 
هر چند كه كاربردهاي قرآني اسراف شامل حوزه هاي مهم اعتقادي و رفتاري و اجتماعي مي شود ولي آن چه در اين جا مورد نظر و اهتمام است بازخواني تحليل قرآن از آثار و پيامدهاي اسراف و تبذير در حوزه اقتصادي و مصرف است كه عامل مهمي در ايجاد قحطي و گرسنگي يك ششم از جمعيت جهان شده است. 
 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 17 بهمن 1388  ساعت 7:56 AM
اشرافيت خاستگاه اسراف
 
به نظر مي رسد كه نوعي رابطه تنگاتنگ ميان اشرافيت (ملا و سرمايه داري اترافي) و اسرافكاري وجود دارد . به اين معنا كه اشرافيگري منش و خصلت اسرافكاري را پديد مي آورد و آدمي را از رفتارهاي هنجاري به سوي نابهنجاري مي كشاند بلكه چنان كه قرآن در تعريف اسراف بيان مي كند، اشرافيت، آدمي را به سوي فساد سوق داده و از اصلاحيات و اصلاح گري باز مي دارد. بر اين اساس كساني كه به خوي اشرافيت مبتلا و دچار مي شوند، انسان هاي ضد اصلاحي و مفسداني هستند كه با هرگونه كمال يابي آفريد ه هاي زميني از انسان و غير انسان مخالفت مي كنند. رفتارهاي ايشان جز فساد و تباهي براي زمين و زميني ها چيزي به ارمغان نمي آورد و خود و ديگري را به سوي نيستي و هلاكت سوق مي دهند.
 
تحليل قرآن از ايجاد بسياري از پديده هاي زيانبار در زمين اين است كه اين امور دستاوردهاي بشري است كه عامل مهم چنين رفتار و كردار زيانبار را مي بايست در خلق و خوي زشت بشر يافت كه برخاسته از كفر وشرك و نفاق است و در رفتارهاي فردي و جمعي به شكل خود برتربيني و غرور و تكبر و يا استكبار و اسراف و مانند آن ظهور و بروز مي كند.
 
اشرافيت به سبب آن كه خود عاملي مهم در ايجاد غرور و تكبر است و چنان كه قرآن بيان مي دارد آدمي هرگاه استغنا و خود را بي نياز جست طغيان مي ورزد و از حد اعتدال و مرزهاي قانوني و فطري بيرون مي رود، مي توان گفت كه اشرافيت استغنايي چيزي جز فساد و تباهي و مخالفت و در نهايت مبارزه با اصلاحات و اصلاح گري به دنبال ندارد.
 
قرآن به مومنان سفارش مي كند كه از كار و روش و فرمان مسرفان پيروي نكنند ؛ زيرا مسرفان كساني هستند كه در زمين فساد مي كنند و اصلاحاتي را انجام نمي دهند. (شعراء آيات 151 و152) هر چند كه در اين آيه ريشه اسراف و خاستگاه آن بيان نشده است ولي هرگاه به مطالعه و تحليل قرآن از زمينه هاي اسراف توجه شود، دانسته مي شود كه ريشه و خاستگاه هرگونه اسراف و تجاوز و تعدي و مانند آن را مي بايست در اموري چون رفاه دانست كه در دست اشرافيت متكبر و مغرور است.
 
خداوند در آيه 12يونس در تحليل ريشه ها و خاستگاه اسراف گري مي فرمايد: زماني كه خداوند هرگونه امور ضروري و زيانبار را از كسي بردارد و او را در رفاه و آسايش قرار دهد او رفتار اسرافي در پيش مي گيرد و خدا و رستاخيز را فراموش مي كند.
 
تحليل آيه از خاستگاه پديده اسراف كاري در انسان، اين است كه انسان در هنگام نياز و وجود ضرر و زيان به خداوند پناه مي برد و فشارها و تنگناهاي مختلف او را وادار مي سازد كه به سوي خدا رفته و دست نياز به سوي آن بي نياز دراز كند ولي هرگاه خود را از فشار و تنگناها و گرفتاري ها رها شده يافت، خدا را فراموش مي كند و از سر بي نيازي و افزايش آسايش و رفاه، دست به اسراف مي زند و اين گونه است كه اعمال اسرافي مسرفان براي ايشان به عنوان كارهاي پسنديده زينت داده مي شود و در دام استدراج مي افتند.
 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 17 بهمن 1388  ساعت 7:52 AM
مصاديق اسراف
 
بر اساس منابع اسلامى پديده اسراف را نبايد تنها در مصرف جست وجو كرد، چرا كه اين امر فقط در نوع مصرف خلاصه نمى شود. به عنوان مثال اسراف در وقت و هدر رفت وقت يكى از نمودهاى بارز اسراف است كه متأسفانه در كشور ما شكل هشداردهنده اى دارد. امروزه براى انجام كوچك ترين كار بانكى و يا يك كار كوچك ادارى ساعت ها وقت بايد صرف شود، كارمندان با كمال خونسردى تنها به فكر به پايان رساندن ساعت كارى خود هستند و شهروندان چنين پرسه اى را بخشى از زندگى روزمره خود تصور مى كنند. يكى از مواردى كه امروز در كشور ما بدون هيچ بهره اى از دسترس خارج مى شود زباله ها هستند، در عين حال مقدار توليد زباله مى تواند مقدار وابستگى يك جامعه را به مصرف و فرهنگ مصرف گرايى نشان دهد.
 
اين گفته كه «ما زباله ساز ترين مردم دنيا هستيم» جمله اى از روى اغراق نيست؛ هم زباله مى سازيم، هم از زباله استفاده نمى كنيم و هم با زباله به طبيعت آسيب مى زنيم. امروزه در جهان از زباله به عنوان «طلاى كثيف» ياد مى شود و از زباله هاى شهرهاى بزرگ انواع كودهاى گياهى و يا پلاستيك هاى بازيافت و... توليد مى شود و اين در حالى است كه در كشور ما به درستى از اين مواد استفاده نمى شود.
 
همان طور كه مى دانيم همه ساله با فرا رسيدن ايام تابستان و شروع فصل گرما اهميت آب بر همگان مشخص مى شود، به خصوص در سال هاى اخير كه وضعيت نگران كننده اى در تأمين آب شرب و آب مورد نياز بخش كشاورزى، داشته ايم. با اين حال در حال حاضر بيش از ۷۰ درصد آب در مزارع كشور به دليل عدم بهره گيرى از شيوه هاى نامناسب آبيارى به هدر مى رود.
 
افزايش سرانه مصرف آب در مصارف خانگى از ديگر مواردى است كه بر روند نگران كننده آب دامن مى زند. جالب آنكه بدانيم سرانه مصرف آب هر ايرانى چند برابر سرانه جهانى است.
 
نابودى تدريجى عرصه هاى مرتعى و جنگلى باعث شده تا ذخاير زيرزمينى آب هاى كشور دچار افت شديد شود، به طورى كه رفته رفته شاهد شوره زار شدن اراضى كشاورزى در برخى مناطق هستيم. اگر تمام مباحث را در كنار يكديگر قرار دهيم كاملاً مشخص است كه مصرف بد، مدگرايى، نبود آموزش و عدم رسيدگى به نيازها و اولويت ها از طرف مردم و مسئولان، واژه هاى اسراف و تبذير را بيش از پيش به فرهنگ ما نزديك كرده است. متأسفانه در كشور ما نوع درآمدها همانند يك كشور آسيايى است، فرهنگ مصرف مردم به شيوه كشورهاى پيشرفته اروپايى و در نهايت اقتصادى شبيه به اقتصاد يك كشور آفريقايى كه براى حل اين معضل بايد يك فعاليت فرهنگى وسيع براى اصلاح الگوى مصرف آغاز شود.

 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :156
  •    
  •   
  • 90  
  • 91  
  • 92  
  • 93  
  • 94  
  • 95  
  • 96  
  • 97  
  • 98  
  • 99  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net