شنبه 17 بهمن 1388  ساعت 7:46 AM

ضرورت احياي فرهنگ ميانه روي و قناعت

 

موضوع اسراف و زياده روي و در مقابل آن صرفه جويي به قدري گسترده و مبسوط در كتب ديني و اخلاقي اسلامي مورد بحث قرار گرفته كه هر شك و شبهه اي را از ذهن انسان برطرف مي سازد و بسياري از ما به رغم اينكه به ابعاد مختلف آن احاطه نداريم، اما بازهم به دليل همين تاكيدات فراوان لزوم صرفه جويي و به قولي اندازه گيري مقتصدانه درمصرف را به عنوان يك ارزش ديني و انساني پذيرفته ايم. اگرچه براي ما انسانهاي غافل تنها هنگامي كه به خشكسالي و محدوديت قطعي برمي خوريم، مسئله صرفه جويي جلوه پيدا مي كند، اما اسلام به عنوان مكتبي كه براي سعادت بشر برنامه دارد، درهمه حال و همه جا اسراف را امري ناپسند ذكر مي كند و مومنان را از زياده روي برحذر مي دارد. حال اگر مي خواهيم در عرصه هاي گوناگون به موفقيت دست بيابيم، بايد فرهنگ اسلامي مصرف صحيح را در جامعه ترويج كنيم.

 

به نظر مي رسد مسائلي از قبيل كم آبي و خشكسالي و غيرآن، يك محصول معنوي ارزشمند را براي ما به ارمغان آورده است و آن چيزي نيست جز احياي مجدد فرهنگ مصرف صحيح به رغم همه نواقص. درست است كه بايد به اين موضوع بيش از آنچه كه هست، پرداخته شود، لكن قطره ها هستند كه جريان ساز مي شوند و جرقه ها و شعله ها و زبانه هاي آتش را مهيا مي سازند.

 

براي مبارزه با اسراف و ترويج مصرف صحيح بايد به ريشه هايي توجه داشت كه بتواند تاثير عميق در دل و جان مردم بگذارد، زيرا در غير اين صورت ممكن است روزگاري فرا رسد كه ديگر خبري از اين ريشه ها نيز نباشد. حال كه اين ريشه ها هنوز خشك نشده بايد به آن توجه داشت و غفلت نورزيد، همانطور كه اسراف به معناي گسترده آن محصول فرهنگ بيگانه است، صرفه جويي و ميانه روي و اعتدال در امور مختلف نيز از دل فرهنگ اسلامي و بومي ملت ما بيرون آمده است، بنابراين براي آنكه بتوانيم الگويي صحيح از مصرف را ارائه دهيم، ناچار هستيم كه به احياي فرهنگي جامعه بهايي بيش از پيش دهيم و از اين فرصت ايجادشده به نحو احسن استفاده كنيم، فرصتي كه امروز به بهانه كم آبي و خشكسالي تجلي يافته است. بنابراين از منظري ديگر كم آبي و خشكسالي بركات معنوي را نيز به همراه خود داشته است و مي تواند به نقطه آغازين براي برنامه ريزي و ترويج فرهنگ اسلامي صرفه جويي نيز تبديل شود.

 

فراموش نكنيم كه فرهنگ مقوله اي مجرد و يك وجهي نيست، بلكه مسائل فرهنگي همواره تحت تاثير امور ديگري قرار مي گيرند، نمي توان از يك سو شاهد رواج فرهنگ مدگرايي در جامعه بود و ازطرفي انتظار داشت مردم به صرفه جويي درمصرف اهتمام داشته باشند.

 

به هرحال به نظر مي رسد اين اراده مردمي در زمينه صرفه جويي بايد با فرهنگ سازي و تلاش همه جانبه، استمرار يابد تا در آينده اي نزديك مشكلات ناشي از محدوديت منابع كمترين تاثير منفي را در جامعه ما داشته باشد.

 

يادمان باشد كه اسراف كاري مي تواند از پايين ترين مراتب آغاز شده و به نقطه اوج خود برسد، دراين ميان تنها فرهنگ مبتني بر آموزه هاي اخلاقي منبعث از وحي است كه مي تواند درمقابل آن بايستد، اين فرهنگ در جامعه ما ريشه دارد و بايد به اشاعه آن كمك كرد.

 

 

 

پانوشتها:

 

1و 2- گناهان كبيره، شهيد دستغيب، جلد2، ص120

 

3- همان، ص103

 

4- تحف العقول، ص300


 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 17 بهمن 1388  ساعت 7:44 AM

آفت اقتصاد و معیشت

 

جهان هستی برپایه عدل استوار است، آسمانها و زمین را میزان و ترازی است که اگر نظم و قاعده آن برهم خورد نظام هستی در هم خواهد ریخت. قرآن کریم با اشاره به این مطلب می‏فرماید: «والسماء رفعها و وضع المیزان» خداوند آسمان را برافراشت و میزان نهاد.


تفسیر این آیه کریمه که اشاره به یک راز بزرگ کیهانی دارد موضوع اصلی این مقال نیست. در برخی روایات آمده است: «بالعدل قامت السماوات و الارض» آسمان و زمین بر پایه عدل استوار است. بدین ترتیب عدل و میزان نه فقط در حیات فردی و اجتماعی انسان مطرح است بلکه در گستره خلقت از ذره تا کهکشان جاری، ملکول‏ها و اتمها نیز از این قاعده مستثنی نیستند اگر ملکول‏ها و اتمها نظم خود را از دست بدهند موجود وابسته به آنها نیز سامانه خود را از دست می‏دهد و ماهیت آن موجود تغییر می‏کند. به انسان و حیات فردی و اجتماعی او می‏نگریم. انسان نیز مشمول همین قانون است و بلکه نظم و قانون در وجود او ابعاد پیچیده‏تری دارد. هم از بُعد فیزیکی و مادی و هم از بعد معنوی و روانی. همانگونه که جسم انسان در سایه قاعده قانون و نظم و عدل ادامه حیات می‏دهد اگر هر یک از ارگانیزم بدن مثل گردش خون، ضربان قلب و سایر عوامل حیاتی دستخوش بی نظمی یا به عبارت دیگر بی عدالتی شود بدن از حال عادی خارج شده و دچار فشار خون یا افت فشار می‏گردد که هر کدام از اینها نوعی نابسامانی در بدن است و اگر از حد و مرز بگذرد موجب مرگ خواهد بود. در بعد روحی و معنوی نیز مطلب به همین قرار است اگر مغز آدمی دستخوش بی نظمی شود و تعادل آن مختل گردد به کج فهمی و جنون و نابسامانی روانی می‏انجامد که این همان خروج از عدل است. اوصاف و افعال و غرائز و فعل و انفعالات دیگر درونی انسان نیز مشمول همین قاعده است. لذا علمای اخلاق عدل را به عنوان یک عامل تنظیم کننده و حاکم بر تفکر و تعقل و شهوت و غضب دانسته و اصول چهارگانه اخلاق، حکمت، عفت، شجاعت، عدالت از اینجا نشأت می‏گیرد که شرح هر یک از اینها را باید در کتب اخلاق مخصوص فلسفه اخلاق جستجو کرد.


آنچه در این مقال موضوع سخن است عدل در معیشت و حاکمیت نظم است که از آن به اقتصاد تعبیر می‏شود. جالب این است که اقتصاد از ماده قصد است و قصد یعنی میانه روی و پرهیز از افراط و تفریط. از این رو در منابع اسلامی قصد و اقتصاد به معنی مدیریت صحیح معیشت یعنی درست بدست آوردن و درست خرج کردن آمده است و به معنی فراگیرتر میانه روی در همه امور که همان راه عدل و اعتدال که سیره برگزیدگان خدا است. امیر مؤمنان(ع) در وصف پیامبر اکرم می‏فرماید: «سیرته القصد و سنّته الرشد»(نهج البلاغه، خطبه 94) سیره پیغمبر میانه روی بود و سنّت او هدایتگری و نیز در وصف آنحضرت می‏فرماید: «و هدی الی الرشد و امر بالقصد»(همان، خطبه 195) به سوی کمال هدایت کرد و به میانه روی و اعتدال فرمان داد. در مقابل آن راه گمراهان را روی برگردانی از عدل و راه میانه و صراط مستقیم دانسته و در نامه‏ای به معاویه می‏نویسد: «و عدلت بهم عن القصد»(نامه 32) و مردم را از راه راست منحرف کرده و به گمراهی کشاندی.


موارد متعددی از این قبیل در سخن امام علی و دیگر ائمّه زیاد است بطور خلاصه واژه قصد و اقتصاد با مفهوم کلیّ همان میانه روی که در همه امور توصیه شده. در باب معیشت و مال و خرج و دخل نیز اقتصاد واژه‏ای است که در روایات به کار آمده از جمله علی علیه السلام می‏فرماید: «ما عال من اقتصد»(کلمات قصار، 140) کسی که اعتدال و میانه‏روی پیشه کند تهیدست و نیازمند نخواهد شد.


در روایت از عدل در معیشت به تعبیر «تقدیر المعیشة» تعبیر شده که به معنای اندازه‏گیری و حفظ حدود یعنی اعتدال در خرج و دخل است که یکی از اصول اولیّه در تنظیم زندگی است. اگر انسانها به قدر درآمد خود خرج کنند چه در زندگی فردی یا خانوادگی یا اجتماعی، وضع دولت و بیت المال دستخوش بی نظمی و نابسامانی نخواهد شد. بخش عمده مشکل معیشت بد خرج کردن است و گرنه خداوند برای معیشت انسان همه چیز در زمین قرار داده و از آسمان نیز فرو می‏فرستد که اگر به درستی استخراج و استحصال شود و بدرستی توزیع گردد و بنحواحسن مدیریت شود از فقر و بیچارگی در جهان اثری نخواهد ماند .


مشکل بشر همواره این بوده که عدّه‏ای زیاده طلب به ناحق روزی انسان‏ها را به تاراج برده و با حرص و ولع به جانب خود کشیده‏اند و فقر و رنج و بیماری را بر دیگران تحمیل کرده‏اند.


امیرالمؤمنین(ع) که خود تراز عدل و داد است این مطلب را به صراحت بیان نموده است. «ان اللّه سبحانه فرض فی اموال الاغنیاء اقوات الفقراء فما جاع فقیر الابما متع به غنی و اللّه تعالی سائلهم عن ذالک»(همان، قصار 328).


خداوند سبحان در ثروت اغنیاء روزی فقیران را قرار داده است پس فقیری گرسنه نمی‏ماند مگر اینکه توانگری روزی او را برده است و خداوند متعال از آنها بازخواست آن را خواهد کرد. عدالت اجتماعی اینست که همه انسان‏ها از ثروت این دنیا برخوردار شوند، از زمین و آب که سرچشمه همه خیرات است تا انفال و منابع ارضی و محصولات آن که اگر حق هر کس داده شود و زیاده طلبان در پی تضییع حق دیگران نباشند و مالداران سهم مقرر و مشروع نیازمندان را بدهند، واژه فقر از قاموس زندگی بشر برچیده خواهد شد. و در همین راستا و به منظور درک مشکل نیازمندان، خداوند حاکمان را موظف نموده از ولخرجی و زیاده روی و تجمل و رفاه بپرهیزند تا همه مشکل طبقات ضعیف جامعه را درک کنند و هم جامعه فقیر با دیدن ساده زیستی حاکمان دستخوش رنج و حسرت وبی اعتباری نگردند.


امیرالمؤمنین(ع) که شیوه حکومتش برای همه حاکمان مسلمان سند و سرمشق است در این‏باره می‏فرماید: «ان اللّه فرض علی ائمة العدل ان یقدروا انفسهم بضعفة الناس کیلا یتبیّغ بالفقیر فقره.» (همان قصار 209) خداوند بر رهبران عدالت واجب نموده که خود را با ضعفای مردم همسان سازند برای آنکه فقر و تهی دستی بر فقیران دشوار نیاید و سر به عصیان برندارند. این را امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ به کسی گفت که زندگی ساده و فقیرانه از آن حضرت را دید و آن را ملاک قرار داد که من نیز می‏خواهم چنین باشم و حضرت یادآور شدند که این برای همگان میسور و حتی لازم نیست و همینکه دیگران از اسراف کاری و حرامخوری بپرهیزند می‏توانند از رفاه در معیشت برخوردار باشند. پیام سخن امام این است که زمامداران اسلام مانند طبقات پائین جامعه باید زندگی کنند، مشکل آنها را درک کنند و برای نیازمندان عقده آفرین نباشند. باری سخن از این مقوله را به فرصتی دیگر محول می‏کنیم و بالأخره آنچه در این مقال مد نظر است. بحث از رعایت اعتدال و پرهیز از اسراف و تبذیر یا تقطیر است. تقطیر یعنی کم خرج کردن که بخل و خساست است، اسراف و تبذیر یعنی هدر دادن مال چه مال شخصی و چه اموال عمومی که هر دو مذموم است با این تفاوت که اموال عمومی دولتی مظلمه و پاسخگویی دارد و تبعات آن سنگین‏تر از هدر دادن مال شخص است. هر چند اسراف همه جا ناپسند است و قرآن کریم از آن نهی فرموده: «کلوا واشربوا و لاتسرفوا» و تبذیر و هدر دادن مال را عمل شیطانی دانسته است: «انّ المبذرین کانوا اخوان الشیاطین»(سوره اسرا، آیه 26).



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 17 بهمن 1388  ساعت 7:38 AM

 

ایران اسرافکارترین


می‏توان گفت: اسراف زیاده روی در خوردن و آشامیدن و مصارف دیگر زندگی است. و تبذیر هدر دادن مال و بی مورد خرج کردن که ایندو در اموال شخصی و عمومی مصداق دارد.تبذیر در اموال شخصی مانند دور ریختن مال با مصارف نامناسب مانند سیگار و مشابه آن و دور ریختن نان و هدر دادن آب، مواد سوختی چون بنزین و... که متأسفانه امروز بصورت یک فرهنگ درآمده است. در اموال دولتی چون هدر دادن بیت المال و بیهوده خرج کردن سرمایه‏های ملی از بودجه دولتی رائج شده است.


 


ایران اسرافکارترین کشورها


گفته می‏شود ایران اسرافکارترین کشورهای دنیا و یا یکی از اسرافکارترین آنهاست.


مثلاً: در مصرف آب و هدر دادن آن تا آنجا که آب آشامیدنی که برای وزارت نیرو به قیمت گزاف فراهم می‏شود به ارزانترین وجه هدر داده می‏شود در کار بنائی و ساخت و ساز تا شستشوی اتومبیل و حیات منزل و پیاده روهای خیابان‏ها که جا دارد برای موارد پر مصرف قیمت آب به صورت پلکانی بیش از این افزایش یابد.


در مصرف برق که معمولاً در خانه‏ها و ادارات و خیابانها یله و رها است و برخی مغازه‏های لوستر فروشی صدها لامپ روشن می‏گذارند با این حال ما از کمبود برق و وارد کردن آن از خارج صحبت می‏کنیم و زیان دهی وزارت نیرو، که باید تمهیدی اندیشیده شود مصرف برق مهار شود و نرخ آن برای موارد پرمصرف به صورت پلکانی افزایش یابد و ادارات نیز به طور جد پیگیر مصرف معقول برق در ساختمان‏های دولتی باشند و مدیران مسؤول نظارت کنند و از لامپ‏های کم مصرف استفاده کنند متأسفانه در مصارف اداری ما هیچگاه دغدغه مصرف وجود نداشته! اینجانب در کشور چین دیدم ادارات از کمترین مصرف و استفاده از لامپ استفاده می‏کنند و ایام نوروز که هوا هنوز سرد بود شوفاژ ادارات و مؤسسات دولتی را خاموش کرده‏اند، آن وقت در کشورما شوفاژها کار می‏کنند و پنجره باز گذاشته می‏شود! در یک گزارش آمده که مصرف برق در کشور ما سه برابر استاندارد جهانی است.


در مصرف نان و مواد غذائی گران قیمت در رستوران‏ها و هتل‏ها و میهمانیها و خانه‏ها آنقدر اسراف و تبذیر دیده می‏شود و نعمت خداوند دور ریخته می‏شود که مایه تعجب است. نان به قیمت تقریباً رایگان داده می‏شود و صدها میلیاردها در هر سال نان خشک و کپک زده دور ریز و به گاوداری‏ها سرازیر می‏گردد. که جا دارد قیمت نان تعدیل شود به گونه‏ای که مردم قدر نان را بدانند و از اسراف و تبذیر خودداری کنند.


در موارد دیگر مانند تلفن ثابت و سیّار نیز وضع به همین گونه است گفته می‏شود ایرانیان پانزده برابر فرانسوی‏ها از تلفن همراه استفاده می‏کنند هر کودکی یک تلفن همراه در خیابان بدست دارد و به حرف زدن مشغول است و هزینه پرداخت پول آن پدر خانواده را به عصبانیت کشانده است... و چنین است تلفن منزل‏ها و صحبت‏های دور و دراز بعضی افراد و فرزندان خانواده که داستان شنیدنی دارد.


جای آن دارد که رسانه‏ها آموزش دهند و فرهنگ سازی کنند و مردم یک قدری به خود آیند و از مصرف بی‏رویه پرهیز کنند آنگاه بر سر وجه پرداختی در خانه‏ها جنگ و نزاع به راه نیفتد و از کمبودها سخن گفته نشود... و چنین است مصرف بنزین که از خارج به قیمت 580 تومان وارد می‏شود و به قیمت ارزان داده می‏شود و مشکل مهم ترافیک .


از این موارد که بگذریم به مصرف سیگار می‏رسیم که با همه تبلیغات و مرگ و میرهای ناشی از سرطان سینه و غیره ناشی از سیگار این ماده سمّی همچنان در رگها و ریه‏های انسان‏ها بویژه جوانان و بعضاً زنان جریان دارد و اینها حتی به خود رحم نمی‏کنند و از دود و دخان فاصله بگیرند! گزارش‏ها نشان می‏دهد که هر روز بیش از سه میلیارد تومان پول را اینان بابت دود سیگار هوا می‏کنند، این رقم سالانه به ارقام نجومی می‏رسد از سیگارهای داخلی و خارجی و بیشتر آمریکایی که از کشور خود به خارج صادر می‏کنند و برای جهان سومی‏ها می‏فروشند و ما ورود آن را مجاز کرده‏ایم، آنگاه روی پاکت سیگار می‏نویسیم، سرطان زا است!! این تناقضات چه توجیهی دارد؟!


به هر حال روی موضوع الگوی مصرف اصلاً کار نشده و از یک طرف از کسر بودجه مشکل کمی حقوق حرف می‏زنیم اما برای مصرف، فرهنگ سازی نمی‏کنیم!! رسانه‏های ما به جای همه چیز همه‏اش فیلم و سریال داخلی و خارجی پخش می‏کنند اما برای مردم از این رسانه ملی درس زندگی نمی‏دهند. در این باره سخن بسیار است که به مناسبتی دیگر موکول می‏کنیم. این جمله قرآنی را بار دیگر مرور کنیم: «اسرافکاران برادران شیطان‏اند» و مراقب باشیم ما از یاران شیطان نباشیم و نعمت‏های خدا دادی را ضایع نکنیم و از اسراف و تبذیر که عملی حرام است به حکم شرع و به حکم عقل بپرهیزیم و رسانه‏های ما بویژه صدا و سیما به رسالت خود در این زمینه بیندیشند که این بخشی از وظیفه آنهاست. خداوند گوش شنوا دهد.


 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :156
  •    
  •   
  • 90  
  • 91  
  • 92  
  • 93  
  • 94  
  • 95  
  • 96  
  • 97  
  • 98  
  • 99  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net