شنبه 17 بهمن 1388  ساعت 7:25 AM

با نامگذاري سال 1388 تحت عنوان سال اصلاح الگوي مصرف از سوي مقام معظم رهبري، گام تازه‌اي در مسير توسعه پايدار برداشته شد. آنچه كه بعد از گذشتن چند ماه از اين نامگذاري رخ مي‌نمايد، تلاش وسعي فراوان براي نهادينه نمودن اين هدف سترگ در تمامي اركان جامعه مي‌باشد. زير هدف‌گذاري صحيح سمينارها، همايش‌ها، انتشار كتاب‌ها و مقالات و اقداماتي از اين قبيل، بدون واكاوي اين‌انديشه راهبردي امري عبث و بيهوده مي‌نمايد.


اهميت اصلاح الگوي مصرف

نظر به جايگاه ممتاز جمهوري اسلامي ايران در معادلات جهاني به عنوان يگانه حكومتي كه بر پايه مردمسالاري ديني بنا شده است و نيز وجود مواردي همچون: بحران عظيم اقتصادي جهان، تداوم تحريم‌ها، سند چشم‌انداز 20 سال كشور (ايران 1404)، تصويب لايحه برنامه پنجم و تداوم نوآوري و شكوفايي و... شرايطي را حاكم نموده كه نخبگان و‌انديشمندان حوزه و دانشگاه بيانات رهبر گرانقدر انقلاب را فصل الخطاب خود قرار دهند و با ارائه راهكارهاي مستند و علمي، علاوه بر تاكيد بر اهميت اين‌ايده مهم و ارزشمند، سهم شايان توجهي را در تحقق افق‌هاي بي بديل آن بر عهده گيرند.


شناخت مولفه‌هاي اصلاح الگوي مصرف

با نگاهي به‌انديشه اصلاح الگوي مصرف، سه مولفه عمده را در آن مي‌يابيم كه از مجموع آنها، اصلاح الگوي مصرف حاصل مي‌شود. اولين مولفه، بي گمان «مصرف» مي‌باشد. كه به زعم كارشناسان، به معناي بهره برداري و استفاده از امكانات موجود به قصد برطرف كردن نيازهاست.

مولفه دوم، «الگو» است. الگو به عنوان استاندارد و نرم تعريف شده بر اساس معيارها و شاخص‌ها تبيين گرديده، اما مهمترين مولفه، «اصلاح» مي‌باشد، كه معاني‌اي از جمله: تصحيح، بازنگري، پالايش، زدودن معايب و افزودن راهكارهاي جديد را در بر مي‌گيرد.

لذا با بررسي اين مولفه‌ها، در مي‌يابيم كه مواردي همچون: عدم مصرف، كم مصرف كردن و مصرف مطابق الگوهاي ناكارآمد، هرگز در آن جايي ندارد. بلكه مصرف صحيح و مطابق الگوهاي خردمندانه بر پايه پشتوانه‌هاي ديني، علمي، عرفي و كارآمد، هدف نهايي و غايت تعريف شده اين راهبرد استراتژيك مي‌باشند.


اصلاح الگوي مصرف از منظر تعاليم دين اسلام

معارف غني اسلامي مي‌توانند به عنوان پشتوانه‌اي محكم در تبيين‌ايده‌هاي سازنده تلقي گردند. از نگاه جامع تعاليم دين اسلام، نه تنها مصرف كردن امري مذموم و ناپسند تلقي نمي‌گردد، بلكه تشويق هم مي‌گردد. منتها با رعايت اقتضائاتي همانند:


-1 شكرگزاري

يا ايها الذين امنو كلوا من طيبت ما رزقناكم و اشكروالله ان كنتم اياه تعبدون؛

«اي كساني كه‌ايمان آورده‌ايد! از روزي‌هاي پاكيزه كه به شما داده شده است بخوريد و خداوند را شكرگزار باشيد، اگر او را عبادت مي‌كنيد.»(1)


-2 اطعام مستمندان

فكلوا منها و اطعموا البائس الفقير؛

«پس بخوريد از آن و به مستمندان و فقيران طعام دهيد.»(2)


-3 عدم اسراف

... و كلوا و اشربوا و الاتسرفوا...؛

«و بخوريد و بياشاميد و اسراف مكنيد.»(3)


-4 ميانه روي

امام علي(ع) مي‌فرمايد: «هر كس در زندگي ميانه رو باشد، پيوسته بي نياز خواهد بود و ميانه‌روي كمبودهايش را جبران مي‌كند.»(4)


-5 عدم تبذير

امام حسن عسكري(ع) مي‌فرمايد: «ميانه روي‌اندازه‌اي دارد كه اگر از آن بگذرد، خسيسي و بخيلي است.»(5)

پس با عطف توجه به اقتضائات مطرح شده در دين مبين اسلام، در مي‌يابيم كه تعيين الگوي مصرفي كه در آن ميانه روي فارغ از اسراف و تبذير لحاظ شده باشد، تائيد و سفارش مي‌گردد. چنان كه يكي از اطرافيان حضرت امام خميني(ره) در اين خصوص مي‌گويد: «بارها ديدم كه ايشان از اتاقشان به طرف‌اندروني رفتند ولي چند لحظه بعد از ميان راه برگشته لامپ مهتابي را خاموش كرده و دوباره به طرف‌اندروني رفتند، با آنكه درآن موارد معمولا بيش از چند دقيقه در‌اندروني نمي‌ماندند و دوباره به همين اتاق بر مي‌گشتند.»(6)


محورهاي عمده محقق كننده اصلاح الگوي مصرف

به طور كلي پنج محور عمده محقق كننده اصلاح الگوي مصرف عبارتند از:


-1 سياسي:

در بعد سياست داخلي، دنبال كردن بحث اصلاح الگوي مصرف در قالب طرح، قانون و كميسيون ويژه، بازنگري و اصلاح قوانين، ساختارها، رفتارها و نگرش‌هاي ناكارآمد ترويج دهنده مصرف بي رويه در مجلس شوراي اسلامي، امري اجتناب ناپذير مي‌باشد. دولت هم با گنجاندن دستورالعمل جامع اصلاح الگوي مصرف در لايحه برنامه پنجم (با نگاهي به سند چشم‌انداز 20 ساله كشور ايران 1404) و اجراي اصلاح الگوي مصرف از درون خود، مي‌تواند سهم قابل توجهي را در اجرايي نمودن اين امر خطير به خود اختصاص دهد.

اما در بعد سياست خارجي، با تبيين درست و اصولي اصلاح الگوي مصرف مي‌توان مواضع خردمندانه‌تري را در قبال ساير ملل و نهادهاي بين المللي اتخاذ نمود. براي مثال؛ از سفرهاي موازي و ايجاد دفاتر ديپلماتيك در مناطقي كه توجيه استراژيك ندارند، جلوگيري نمود و با مد نظر قرار دادن روشهاي نوين در ديپلماسي خارجي و استفاده از تجربيات مفيد ساير دولت‌ها گام مهمي را در تحقق اين‌انديشه راهبردي برداشت.


-2 دفاعي:

تدوين دستور العمل جامع اصلاح الگوي مصرف خاص نيروهاي نظامي، طراحي و ساخت ادوات نظامي مدرن داراي بازده بالا و مصرف بهينه توسط نيروهاي مبتكر و خلاق داخلي، بازنگري در شيوه آموزش و اصلاح ساختار تربيت نيروهاي نظامي و امنيتي با محوريت اصلاح الگوي مصرف، پرهيز از شيوه‌ها و راهكارهاي پر مصرف در حراست از امنيت مرزهاي كشور، از جمله موارد تامين كننده اصلاح الگوي مصرف قلمداد مي‌گردند.


-3 اقتصادي:

هدفمند كردن يارانه‌ها، اصلاح قيمت حامل‌هاي انرژي، پرهيز از هدر دادن سرمايه‌ها، اسراف ننمودن در شيوه توليد، استفاده از حداكثر ظرفيت توليد، به كارگيري سيستم‌هاي كارآمد در توزيع، بالا بردن بهره وري نيروي انساني و ماشين آلات صنعتي، اصلاح الگوي مصرف در سرفصل‌هايي همچون، آب، برق، گاز، نفت و... حمايت منطقي از طرح‌هاي زودبازده اقتصادي، استفاده از‌انديشه‌ها و افكار بزرگان علم اقتصاد خصوصا جوانان، توجه هر چه بيشتر به استانداردها به عنوان راهكاري در جهت اصلاح الگوي مصرف، حمايت از مكانيزه نمودن پروژه‌هاي اقتصادي با دادن وام‌هاي بلند مدت به منظور بالا بردن ظرفيت توليد و كم كردن ضايعات، گسترش دولت الكترونيك به عنوان عاملي در جهت زدودن بوروكراسي هزينه بر اداري، تنها بخشي از موارد محقق كننده اصلاح الگوي مصرف محسوب مي‌شوند.


-4 علمي:

توليد علم بر محوريت اصلاح الگوي مصرف خصوصا در مورد انرژي‌هاي تجديد نشدني، تشكيل اتاق‌هاي فكر و بانك‌هاي اطلاعاتي پژوهشي به منظور استفاده از توان حداكثري دانشمندان و متفكران و نخبگان صاحب نظر، بهينه هزينه نمودن اعتبارات پژوهشي دانشگاه‌ها و شتاب مناسب در موارد مهمي همانند؛ برنامه هسته اي، عدم رجعت به راهكارهاي هزينه بر و فاقد بازده علمي، نهادينه نمودن جايگاه پژوهش مبتني بر پرداختن به فلسفه آن علم و دوري از تجهيزات و امكانات بعضا تجملي و پر مصرف فاقد استانداردهاي علمي، مي‌توانند خود از زمينه‌هاي استقرار الگوي مصرف تلقي گردند.



-5 فرهنگي:

توجه به فرهنگ غني اسلامي و ايراني در مصرف بهينه، استفاده از توان فرهنگي نخبگان حوزه و دانشگاه به منظور فرهنگ سازي در جهت اصلاح الگوي مصرف، غافل نشدن از توان فوق العاده رسانه‌ها خصوصا رسانه ملي در فرهنگ سازي و تبيين صحيح سطح توقعات و انتظارات و باورهاي عمومي در خصوص مصرف، نهادينه نمودن فرهنگ تشويق و تنبيه سازمان‌ها و افراد رعايت كننده و تخطي كننده از الگوي مصرف، از مهمترين محورهاي بالنده توان فرهنگي كشور در خصوص اصلاح الگوي مصرف مي‌باشند.

در انتها لازم است به دو نكته اشاره نماييم؛ نخست آنكه تحقق‌ايده اصلاح الگوي مصرف بدون ياري گرفتن از اصحاب‌انديشه كشور امري خام و فاقد بهره دهي مناسب مي‌نمايد و دوم آنكه اصلاح الگوي مصرف تنها وظيفه‌اي بر دوش دولتمردان نمي‌باشد، زيرا اگر تعامل سازنده مردم با سه قوه در پرتو عنايت به فرمايشات مقام معظم رهبري نباشد، تحقق اين راهبرد عملياتي امكان پذير نخواهد بود.


پي نوشتها:

-1 بقره، آيه 172.

-2 حج، آيه28.

-3 اعراف، آيه 31.

-4 ميزان الحكمه، ج 8، صص138 -139.

-5 همان منبع، ج 8، صص139 -



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 17 بهمن 1388  ساعت 3:58 AM

موارد اسراف


اسراف در اصطلاح قرآني برخلاف آن چه در فرهنگ ايراني معنا يافته محدود و منحصر به امور خوردني ها و نوشيدني ها نيست و به سخن ديگر منحصر در امور اقتصادي نمي باشد، بلكه از دايره گسترده اي برخودار مي باشد و همه امور زندگي بشر در حوزه هاي اعتقادي و فرهنگي و رفتارهاي اقتصادي و سياسي و نظامي و امور ديگر را در بر مي گيرد. اما چه چيزي سبب شده كه در فرهنگ ايراني اسراف تنها در حوزه اقتصادي شناخته و تعريف و محدود شود ، شايد بتوان تكرار آيه: كلوا و اشربوا و لا تسرفوا (اعراف آيه 31) باشد كه ورد زبان توده مردم است و در هر كوي و برزني به سبب ساختار زيبا و كوتاه و روان و شعرگونه اش مصطلح شده و بر زبان رانده مي شود.


با اين همه مي بايست توجه داشت كه اسراف در كاربردها و فرهنگ قرآني شامل امور بينشي و اعتقادي و اخلاقي و فرهنگي و سياسي و رفتاري و نگرشي مي شود. از اين روست كه خداوند ادعاي دروغين نبوت (غافر آيه 28)، تكذيب پيامبران (يس آيه 14 و19)، تكذيب قرآن (زخرف آيه 5)، شرك (غافر آيه 42 و 43)، خودكامگي و استبداد (يونس آيه 83 و دخان آيه 30 و 31)، زياده روي در آشاميدني ها، خوردني ها، زينت ها (اعراف 31) وقصاص (اسراء آيه 33) و حتي در انفاق و بخشش اموال در راه خدا (انعام آيه 141 و اسراء آيه 29) و رفتارهاي نابهنجار جنسي (ذاريات آيه 32 و34) را از مصاديق و موارد بارز و آشكار اسراف بر مي شمارد و از انجام آن باز مي دارد و مرتكبان اين گونه اعمال را تهديد به عذاب سخت و خواري در دنيا و آخرت مي كند.


بر اين اساس مي توان گفت كه اشرافيت رفاه زده و مترف به سبب خاستگاه و زمينه هاي اقتضايي پديداري اسراف در ايشان، كساني هستند كه به اين گونه بينش و نگرش و رفتارهاي زشت و فساد انگيز گرايش دارند ودر نهايت اشرافيت، موجبات تباهي خود و ديگران را فراهم مي آورد.


به سخن ديگر اشرافيت و رفاه زدگي اترافي موجب اسراف مي شود و آنان نه تنها نسبت به اصول عقلي و عقلايي (اخلاق ها و آداب و سنت هاي هنجاري) بي اعتنا بوده و از آن تجاوز و تعدي مي كنند بلكه انسان هايي هستند كه نسبت به آموزه هاي وحياني بي اعتنايي كرده و يا به تكذيب و حتي مبارزه و مخالفت با آن مي پردازند و در رفتارهاي عملي در زندگي فردي و اجتماعي خويش در خوراك و پوشاك و امور جنسي و مانند آن اسراف را پيشه خويش مي سازند و راه اتراف و تبذير را در زندگي خويش هموار مي كنند و حقوق فردي و اجتماعي ديگران را زير پا مي گذارند و حتي دست به قتل و كشتار كساني مي زنند كه منادي ايشان به سوي حق و حقيقت و توحيد و آموزه هاي اخلاقي و وحياني مي شوند.(غافر آيه 28)


اينان به سبب همين اشرافيت و استغناجويي و احساس خطرناك بي نيازي از خدا و ديگران، انسان هاي با منش خودپسندي و تكبر و تفاخر هستند و كارهايشان برايشان زيبا و پسنديده جلوه مي كند و حتي اطرافيان آنها رفتارهاي زشت شان را رفتاري پسنديده جلوه مي دهند و رفتارها و كردارهاي ناپسند و نابهنجار ايشان را توجيه مي كنند. (يونس آيه 12)


خود برتربيني و بي نيازي آنان را به خودكامگي و استبداد مي كشاند و در زندگي اجتماعي به ديگران ظلم و ستم روا مي دارند و خود را برهمگان برتر مي شمارند.(يونس آيه 83 و دخان آيات 30 و 31)


به هر حال اسراف كه در فرهنگ قرآني به معناي هرگونه تجاوز از حدود و مرزها و خطوط تعادلي در هر كاري است (مفردات راغب اصفهاني ذيل واژه سرف) داراي خاستگاهي چون اشرافيت و آسايش اترافي و رفاه زدگي است.


انسان هاي رفاه زده و اشراف بي نياز از خدا، در هركاري از كارهاي خويش چون امور اقتصادي و فرهنگي وسياسي و حتي بينشي و نگرشي و اعتقادي راه اسراف را مي پيمايند و به سبب غرور و بي نيازي خويش خدا را بنده نيستند و در زمين فساد مي كنند و آن را گسترش مي دهند و جلوي اصلاحات را نيز مي گيرند. (يونس آيه 12)


 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


جمعه 16 بهمن 1388  ساعت 8:48 AM
ملت‌هاي موفق، ملت‌هاي صرفه‌‌جو

وعده‌ى ديگر اين است: «من كان يريد العاجله عجلنا له فيها ما نشاء لمن نريد»(303)؛ هر كس كه خير نزديك- يعنى دنيا- را هدف گيرد و به آخرت كارى نداشته باشد، «عجلنا له»؛ ما كمك مى‌كنيم آنچه را كه او هدف گرفته است؛ يعنى او را به آن هدف مى‌رسانيم: «ما نشاء لمن نريد». البته قيد و شرطهايى هم دارد: اگر تلاش كند، اگر زحمت بكشد و اگر بكوشد به آن هدف‌ها مى‌رسد. مثل اين‌كه مى‌بينيد بعضى از ملتها تلاش كردند، كوشش كردند، زحمت كشيدند، قناعت كردند، آن جايى كه بايد صرفه‌جويى كرد، صرفه‌جويى كردند و توانستند به جاهاى بزرگى برسند. نمى‌شود وقتى درآمد كم است، كسانى كه زياد خرج مى‌كردند، مثل وقتى كه درآمد زياد است خرج كنند؛ اين را بايد بفهمند. لذا خطاب من در درجه‌ى اول متوجه كسانى است كه متمكنين به كشورند؛ دستشان به دهانشان مى‌رسد و مى‌توانند خرج كنند؛ مى‌توانند گوشت، مواد غذايى، امكانات زندگى، محصولات مدرن، انواع و اقسام وسايل برقى و ماشينهاى گرانقيمت تهيه كنند. «چو دخلت نيست، خرج آهسته‌تر كن». نگو من دخل دارم؛ اين‌جا دخل شخصى ملاك نيست؛ دخل كشور ملاك است. وقتى كه يك ملت مقدارى درآمدش كم مى‌شود، بايد ملاحظه كنند. ما هر وقت به مردم گفتيم اسراف نكنيد، اكثريت مردم - كه طبقات متوسط هستند - گوش مى‌كنند و اسراف هم نمى‌كنند؛ ليكن آن كسانى كه بايد گوش كنند - يعنى متمكنين و ثروتمندان كه بسيارى از موارد، اسراف هم در بين آنهاست - كمتر گوششان بدهكار است. من حالا خطابم به آنهاست. لازم است كه به مسأله‌ى قناعت - به معناى اسراف نكردن - اهميت دهند. اسراف نكردن در مواد غذايى؛ چقدر مواد غذايى زايد دور ريخته مى‌شود! حتى اسراف نكردن در مواد دارويى؛ چقدر مواد دارويى غير لازم خريده مى‌شود و به خانه‌ها برده مى‌شود و بدون مصرف باقى مى‌ماند! مواد اوليه و يا خود دارو را بايد از خارج بخرند و بياورند، يا در داخل بايد با زحمت درست كنند. اينها ثروت و سرمايه‌ى مملكت است و از دست مى‌رود


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :156
  •    
  •   
  • 90  
  • 91  
  • 92  
  • 93  
  • 94  
  • 95  
  • 96  
  • 97  
  • 98  
  • 99  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net