1. قرآن و الگوي مصرف صحيح
قرآن كريم ميفرمايد: «متقين كساني هستند كه در مقام انفاق و بخشش نه تند روي ميكنند و نه كند روي، راه اعتدال و ميانه را پيش ميگيرند.» در آيات زيادي از قرآن نهي ميكند از اسراف و تند روي در بذل و بخشش، همان طور كه از بخل و خست نهي ميكند، قرآن براي اين كار حد وسط و ميانه روي را تعيين كرده است، نه اينكه انسان هر چه دارد به ديگران بخشد، و خودش تهي دست بماند، آنگاه دست به دعا بردارد كه خدايا به من روزي بده. خداوند اين چنين دعايي را هرگز مستجاب نميكند.(داستان راستان، جلد اول، ص44)
2. نهي پيامبر از اسراف
پيغمبر از سه چيز نهي كرده است:
قيل و قال و حرف بيهوده، ديگر تضييع و اسراف و افساد مال، سوم كثرت سؤال.(بيست گفتار، ص273)
3. اسراف شرعاً حرام و عقلاً ممنوع است
كشور ما، كشور ثروتمندى است و مىتواند خود را بهخوبى اداره كند و بسازد. حتى مىتواند به غير از زمان حال، زمان آينده را هم پايهريزى كند و تضمين و تأمين نمايد؛ اما مشروط بر اينكه موارد ثروت، به شكل صحيحى مورد ملاحظه قرار گيرد و در آن، اسراف و زيادهروى نشود. اسراف بد است و از نظر شرعى، گناه و حرام محسوب مىشود. از نظر منطق عقلانى و ادارهى كشور هم، يك كار ممنوع و زشت است و مخصوص كسان خاصى نيست. همه موظفند اسراف نكنند- هم مسؤولان و كارگزاران و كسانى كه مأمور انجام كارهايى در دولت هستند و هم آحاد مردم- بنابراين، اگر ما توصيه مىكنيم از اسراف جلوگيرى شود و به تعبير بهتر، با اسراف مبارزه شود؛ مخاطب ما همه- هم مسؤولان و هم آحاد مردم- هستند.
اسراف در ثروت عمومى و موجوديهاى اين كشور و منابع طبيعى و نيز در آنچه كه با زحمت زياد به دست مىآيد و اسراف در نان و آب و انرژى و نيروى انسانى، همهى اينها بد است. اسراف، نقطهى مقابل آن توصيهاى است كه ما در سال گذشته و سالهاى قبل از آن عرض كرديم كه عبارت از «انضباط» است. اگر بخواهيم با اسراف مبارزه كنيم، بايد براى اين كار برنامهريزى انجام گيرد و آن را مسؤولان دولتى انجام دهند. بنابراين، توصيهى اول من، مبارزه با اسراف و زيادهروى و نابود كردن اموال عمومى و اموال شخصى است؛ چون اموال شخصى هم، به نحوى به اموال عمومى برمىگردد.(1/1/1375)
دور انداختن ثروت(اسراف) حرام است
ممكن است كسي بپندارد كه اسلام اساسا ثروت را مطرود و به عنوان يك امر پليد و دور انداختني ميشناسد، چيزي كه پليد و مطرود و دورانداختني است ديگر مقرراتي نميتواند داشته باشد، به عبارت ديگر مكتبي كه نظرش درباره يك شيء معين اين است كه آن چيز دورافكندني است آن مكتب نميتواند مقرراتي درباره آن چيز داشته باشد، همه مقرراتش اين خواهد بود كه آن چيز را به وجود نياوريد، دست به آن نزنيد، دست به دست نكنيد، مصرف نكنيد، همچنانكه درباره مشروب چنين مقرراتي آمده است: « لعن الله بايعها و مشتريها و آكل ثمنها و ساقيها و شاربها »... جواب اين است كه اشتباه بزرگي است اين اشتباه، در اسلام مال و ثروت هيچوقت تحقير نشده است، نه توليدش، نه مبادلهاش، نه مصرف كردنش، بلكه همه اينها تأكيد و توصيه شده است و براي آنها شرايط و موازين مقرر شده است و هرگز ثروت از نظر اسلام دور افكندني نيست بلكه دور افكندنش (اسراف، تبذير، تضييع مال) حرام قطعي است.(مسئله ریا، ص69-17)
اسلام كه پول پرستي را محكوم كرده است پول و ثروت را محكوم نكرده است، زيرا:
الف. توليد ثروت: كشاورزي، دامداري، صنعت و غيره توصيه شده است
ب. مبادله ثروت يعني تجارت و داد و ستد توصيه شده است.
ج. مصرف رساندن از نظر شخصي در حدود احتياجات فردي خالي از هر نوع تجمل و اسراف كه مفسد انسان است توصيه شده است.