جمعه 16 بهمن 1388  ساعت 8:30 AM

اسراف تصرف در ثروت عمومي است

انسان حق دارد استفاده مشروع از ثروت ببرد، يعني‏ استفاده‏اي كه با هدفهاي طبيعت و فطرت هماهنگي دارد، اما حق ندارد كه‏ آن را معدوم كند و از بين ببرد و يا آن را به مصرف نامشروعي برساند، چون در عين حال اين مال به جامعه تعلق دارد. از اين رو اسراف و تبذير و هرگونه استفاده نامشروع از مال ممنوع است، نه تنها از آن جهت كه نوع‏ عملي كه روي آن مال صورت مي‏گيرد حرام است بلكه «و از آن جهت كه تصرف در ثروت عمومي است بدون مجوز. آري، اگر به فرض محال، انسان قادر بود تنها با نيروي كار، بدون‏ دخالت طبيعت محصولي را توليد كند جاي اين بود كه گفته شود صاحب آن‏ محصول كه تنها خالق و آفريننده آن محصول است از نظر تصرف در مال، فعال‏ ما يشاء است، اما اينچنين نيست، او نه تنها خالق و آفريننده آن محصول‏ نيست بلكه اگر تنها خالق و آفريننده محصول نيز مي‏بود مي‏توان گفت حق‏ تضييع و اسراف نداشت، زيرا او واجب الوجود بالذات نيست، قائم به‏ ذات نيست، خودش هم خودش را به وجود نياورده است، او مخلوقي است‏ اجتماعي، اجتماع در نيروي علمي و دماغي و بدني او كه آن محصول را به‏ وجود آورده است سهيم است، او در قواي جسمي و روحي خود مديون اجتماع‏ است، آن قوا و نيروها تنها مال خود او نيست، اجتماع در خود آنها ذيحق‏ است، عليهذا اجتماع در محصول اين نيروها نيز ذيحق است. پس به فرض‏ محال اگر شخصي مي‏توانست محصولي را بدون دخالت طبيعت به وجود آورد باز هم حق تضييع و اسراف آن را نداشت، تا چه رسد كه چنين چيزي محال است.

به همين دليل است كه انتحار و خودكشي نيز جنبه حقوقي دارد، يعني از جنبه حقوق اجتماعي نيز جايز نيست. هيچكس نمي‏تواند از جنبه حقوقي ادعا كند كه اختيار خودم را دارم، مي‏خواهم خودم را معدوم كنم، اجتماع به او مي‏گويد من در اين ساختمان مجهز سهيم و شريكم، سرمايه‏هاي مادي و معنوي‏ صرف كرده‏ام تا اين ساختمان كامل و مجهز را به وجود آورده‏ام، اكنون وقت‏ آن است كه دين خود را استرداد كنم و از تو خدمت بخواهم، تو حق نداري‏ پيش از آنكه دين اجتماع خود را بپردازي خود را معدوم كني، اما بعد از آنكه حق اجتماع را به قدر كافي پرداختي از اين نظر منعي نيست. (مسئله ربا، ص20 ،55،56)


حق مالكيت نامحدود نيست

مال از نظر اسلام همان طوري كه به فرد تعلق دارد به اجتماع نيز تعلق‏ دارد. حق مالكيت نامحدود نيست، شامل اسراف و تبذير نيست، لهذا اسلام اجازه نمي‏دهد كه انسان براي بعد از مردن خود به هر چه دلش مي‏خواهد وصيت كند. در آمريكا يك ثروتمند احيانا وصيت مي‏كند كه همه يا نيمي از ثروتش مال سگ عزيزش (سي سي مثلا) باشد. اين كار، احمقانه است و اسلام چنين حقي براي مالك قائل نيست.(همان)

مردم بر اموال خود تسلط دارند، ولي اين‏ تسلط به معني اين است كه در چهار چوبي كه اسلام اجازه داده آزادي تصرف‏ دارند و نه بيشتر. تضييع مال به هر شكل و به هر صورت، به صورت دور ريختن، به صورت بيش از حد نياز مصرف كردن، به صورت صرف در اشياء لوكس و تجملهاي فاسد كننده كه در زبان اسلام از آنها به «اسراف» و «تبذير» تعبير شده حرام و ممنوع است. توسعه در زندگي يعني گسترش دادن به زندگي براي رفاه عائله (همسر و فرزندان) مادام كه به تضييع حقي و يا به اسراف و تبذير و يا به ترك‏ يك تكليف و وظيفه منتهي نشود، مجاز بلكه ممدوح و مورد ترغيب است.(وحی و نبوت، ص120)



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


جمعه 16 بهمن 1388  ساعت 8:28 AM
مصرف نفت

ياوه‌گوها و ياوه‌بافها بيخود سعى نكنند اين‌طور بپراكنند كه چه لزومى دارد اين كار و چرا دنبالش مى‌كنند؛ نه، اين نياز ملت ايران است. امروز كشورهاى پيشرفته‌ى دنيا بيشترين يا سهم مهمى از انرژى برق خودشان را از نيروگاههاى هسته‌يى توليد مى‌كنند، نه از نفت كه هم سرمايه‌ى دودزاست، و هم تمام شدنى و هم قابل تبديل به چيزهاى بسيار ارزشمندتر از سوخت. آنها كه مى‌خواهند ملتهاى داراى نفت را از اين موهبت محروم كنند، مى‌گويند شما كه نفت داريد، ديگر به انرژى هسته‌يى چه نيازى داريد؟ مگر بايد نفت را تمام كنيم، بعد دست به طرف شما حتما دراز كنيم! سرنوشت ملتها نياز به شماست؟ آنها مى‌گويند نفت را مصرف كنيد، بعد دستتان كه خالى شد، محتاج ما شويد؛ بياييد در خانه‌ى ما. ملت ما نمى‌خواهد اين را قبول كند و ما بايد به سمت انرژى هسته‌يى براى توليد برق برويم؛ اين نياز كشور ماست؛ بايد به اين راه برويم، والا عقب‌ماندگيهاى يكى دو قرن گذشته باز هم مضاعف خواهد شد و آن وقت يك قرن ديگر اين ملت را عقب مى‌اندازند. بنابراين رفتن دنبال اين كار وظيفه‌ى ملى است. وقتى كه دنبال اين كار مى‌رويم، بايستى قضيه را بومى كنيم و اگر بومى نكنيم، باز همان وابستگى و باز همان نياز است. وقتى مى‌خواهيم وابسته نباشيم و كار بومى باشد، البته فشار هست. بايد در مقابل فشارها مقاومت كرد. آنهايى كه نفهميده عليه اين فكر حرف مى‌زنند، نمى‌فهمند و ملتفت نيستند كه دارند به اين ملت خيانت مى‌كنند و همان چيزى را كه امريكا مى‌خواهد، بيان مى‌كنند و بر زبان مى‌آورند: چه لزومى دارد؟ چه احتياجى داريم؟ ولش كنيم! بله، معلوم است كه آنها دلشان مى‌خواهد ما هيچ چيز توليد نكنيم و غذاى حاضرمان را هم از آنها بگيريم؛ به شرطى كه پول داشته باشيم. وقتى هم نداشتيم، اگر ملت از گرسنگى بميرند، آنها كه ابايى ندارند؛ چون هزارهزار مى‌كشند و از مردن هزارهزار و ميليون ميليون هم هيچ باكى ندارند. وظيفه‌ى ملى ما امروز اين است كه دنبال اين فناورى و فناورى‌هاى مشابه، هر چه كه ما را به اوج قله‌ى علم نزديك كند، برويم و امروز دنبال كردن آن براى ملت ما واجب است و براى كسانى كه مى‌توانند، وظيفه‌ى آنهاست تا بتوانند ملت را به عزت برسانند و از وابستگى رها كنند


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


جمعه 16 بهمن 1388  ساعت 8:22 AM
مصادیق غلط مصرف نفت

البته نفت ما كه مى‌گويم، منظور نفت كل اين منطقه و ديگر مناطق نفت خيز دنياست. اين منطقه بخش عمده‌اى از نفت جهان را داراست. يعنى همان دولتهايى كه دستشان با دزدان غارتگر بين‌المللى يكى است، متأسفانه بخش عمده‌اى از نفت را صاحبند. امروز جنس به اين ارزشمندى به منزله‌ى ابزارى در دست مصرف كنندگانى است كه شديدا به آن احتياج دارند. آنها چنين سياستى را از دهها سال پيش تا به امروز، طراحى و اجرا كرده‌اند و متأسفانه همواره عده‌اى از سياستمداران خائن كشورهاى وابسته نيز، با آنها همكارى مى‌كنند. در چنين وضعيتى اگر ملت ايران - اعم از كارگر ايرانى، جوان ايرانى، توليد كننده‌ى ايرانى و معلم ايرانى - با همه‌ى تلاش و غيرت خود وارد عمل شود و اين كشور را به گونه‌اى بسازد كه به خاطر صادرات و واردات و نيازهاى مصرفى، محتاج فروش نفت خود، آن هم با اين قيمت پايين نباشد، ببينيد چه خدمت بزرگى به امروز و آينده‌ى اين كشور خواهد بود


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



Powered By Rasekhoon.net