شنبه 17 بهمن 1388  ساعت 7:38 AM

ساده زيستي چيز بسيار باارزشي است. ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگري و اسراف و زياده روي را ـ كه واقعا بلاي بزرگي است ـ از جامعه مان ريشه كن كنيم با حرف و گفتن نمي شود... عمل ما بايستي مويد و دليل و شاهد بر حرفهاي ما باشد(1)

ما ملت ايران بايد اين جامه ي ناساز بي اندام زشت را از تنمان بيرون بياوريم ما خيلي مصرف زده هستيم بايد اين را حلش كنيم. همه بايد دست به دست هم بدهند و اين قضيه را حل كنند. البته صدا و سيما هم بلاشك نقش دارد. (2)

ما بايد به صرفه جويي عادت كنيم. صرفه جويي يعني آن چيزي را كه قابل استفاده است و مي توانيم از آن استفاده كنيم دور نريزيم. نسبت به امكانات با هوس رفتار نكنيم. دائما چيزهاي ماندگار را نو كردن و چيزهاي ضايع نشدني را دور ريختن روش درستي نيست. به نظر من بايد مسئولان كشور راه صرفه جويي و مقابله با اسراف را به مردم بياموزند.

مصرف گرايي براي جامعه بلاي بزرگي است. اسراف روزبه روز شكاف هاي طبقاتي و شكاف بين فقير و غني را بيشتر و عميقتر مي كند. يكي از چيزيهايي كه لازم است مردم براي خود وظيفه بدانند اجتناب از اسراف است. دستگاه هاي مسئول بخش هاي مختلف دولتي بخصوص دستگاه هاي تبليغاتي و فرهنگي ـ به ويژه صدا و سيما ـ بايد وظيفه ي خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف گرايي و تجمل گرايي سوق ندهند بلكه در جهت عكس مردم را به سمت قناعت اكتفا و به اندازه ي لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده روي و اسراف دعوت كنند و سوق دهند. مصرف گرايي جامعه را از پاي در ميآورد. جامعه اي كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد در ميدان هاي مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زيادي ها بزنيم. (3)

صرفه جويي صحيح ـ همان كه در اسلام به آن قناعت مي گويند ـ به معناي نخوردن نيست. به معناي زياده روي نكردن مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهي را ضايع نكردن است. (4) موضوع قناعت را جدي بگيريد. منظورم از قناعت اين نيست كه دست به نعمت هاي الهي نزنيد و از آنها بهره مند نشويد. مقصود اين است كه حد و اندازه نگه داريد زياده روي و اسراف نكنيد نعمت هاي الهي را ضايع ننماييد (5) من آنها را به قناعت به صرفه جويي و به اسراف نكردن دعوت مي كنم. اسراف حرام است. همه بايد سعي كنند كه اسراف را از زندگي شخصي و از زندگي كاري خودشان دور كنند. (6) من ميدانم عده كثيري از مردم بخصوص طبقات متوسط رعايت مي كنند. بعضي هم رعايت نمي كنند. افرادي كه تهديست يا متوسطند به نظر مي رسد كه كمتر اسراف مي كنند اگر چه در بين آنها هم بعضا اسراف هست. (7) خطاب اول ما به كساني است كه متمكنند و امكاناتي دارند و مي توانند خرج كنند. به آنها عرض مي كنيم كه كمتر خرج كنيد ملاحظه كنيد و اسراف نكنيد. (8)

اسراف بد است و از نظر شرعي گناه و حرام محسوب مي شود. از نظر منطق عقلاني و اداره ي كشور هم يك كار ممنوع و زشت است. همه موظفند اسراف نكنند ـ هم مسئولان و كارگزاران و كساني كه مامور انجام كارهايي در دولت هستند و هم آحاد مردم اگر بخواهيم بااسراف مبارزه كنيم بايد براي اين كار برنامه ريزي انجام گيرد و آن را مسئولان دولتي انجام دهند. (9)

اسراف فعل حرام است گناه است خلاف شرع است (10) اسراف يك لجنزار است. ريخت و پاش مالي يك وسوسه ي شيطاني است. (11) مصرف بايد به اندازه باشد نه به حد اسراف و زياده روي. (12) مصرف بايد در حد لازم باشد نه در حد اسراف. (13)

من اين را از آحاد ملت و مسئولين كشور و مامورين دولت امسال تقاضا دارم. انضباط اقتصادي و مالي يعني مقابله با ريخت و پاش زياده روي و اسراف. ريخت و پاش مالي و زياده روي در خرج كردن و زياده روي در مصرف به هيچ وجه صفت خوبي نيست. (14)

اگر ما اسراف نكنيم مي توانيم نياز كشور را برآورده كنيم. يكي از چيزهايي كه ما در اين كشور نتوانستيم بر خودمان فائق بياييم و اصلاح كنيم مسئله ي اسراف است و يكي از موارد اسراف اسراف در آب است.

ملت عزيز جدا از اسراف و زياده روي پرهيز كنند. ما حق نداريم به عنوان يك ملت مصالح بزرگ و ملي و دورنگر ـ بلكه مصالح نقد مهم و كنوني ـ خود را به خاطر خواسته هاي شخصي خودمان ـ كه ما را به اسراف و بي بندوباري در مصرف مي كشاند ـ فدا كنيم و آنها را نديده بگيريم. همه بايد مساله ي صرف جويي را جدي بگيرند.

بايد به قدر نياز و حاجت خرج و مصرف كرد. بايد روحيه ي اسرافي كه در بعضي از مردم به صورت روز افزون پيدا مي شود مهار گردد. (15)

خدا نعمت را برنمي گرداند ما هستيم كه بارفتار خودمان با عقبگرد خودمان با سو تدبير خودمان در باره ي امور خويش نعمت را برمي گردانيم. (16) عامه ي مردم هم نبايد اسراف و تجمل گرايي بكنند. (17)

واقعا صرفه جويي را جدي بگيريد. در جاهايي هرز رفتن ثروت ملي را داريم واقعا صرفه جويي بايد يك اصل در دولت به حساب آيد(18) بايد از مصرف و خرج كردن بيت المال در غير مصارف عمومي و مردمي خودداري كنند. (19) اسراف مسئولان دولتي از اسراف مردم عادي مضرتر است زيرا كه اين اسراف در بيت المال است. (20)

بايستي فهرستي از انواع صرفه جوييهايي را كه مردم مي توانند بكنند....و راههاي صرفه جويي در آنها را به مردم تعليم و نشان دهند مردم هم جدا سعي كنند كه صرفه جويي نمايند. (21)

امسال همه سعي كنند اسراف را كنار بگذارند. متاسفانه در زندگي هاي ما اسراف وجود دارد. اسراف يعني تضييع نعمت الهي يعني نشناختن قدر نعمت الهي.

منكراتي كه در سطح جامعه وجود دارد و مي شود از آنها نهي كرد و بايد نهي كرد از جمله اينهاست: اتلاف منابع عمومي اتلاف منابع حياتي اتلاف برق اتلاف وسايل سوخت اتلاف مواد غذايي اسراف در آب و اسراف در نان. (22)

اسراف در آب اسراف در نان اسراف در مواد غذايي اسراف در وسايل زندگي زياده روي زياد خريدن زياد مصرف كردن دور ريختن چيزهايي كه قابل استفاده است اينها تضييع نعمت خداست (23) با همين آب موجود مي توانيم نياز كشور را برآورده كنيم. (24)

بايد روي بازيافت صرفه جويي و توليد كاغذ داخلي كار شود (25)

اسراف مضر و مذموم و شرعا حرام است (26)

تجمل و اسراف در همه جا بد است (27)

اگر مي خواهيم نسلي به وجود بيايد كه اعتماد به نفس و انضباط اجتماعي داشته باشد يك نسل مسئوليت پذير و با عرضه و با كفايت براي كارهاي بزرگ يك نسل داراي ابتكار يك نسل مهربان و بدون احساس انتقام گيري در درون خانواده ي بزرگ جامعه يك نسل فداكار يك نسل پركار يك نسل كم اسراف و دور از اسراف اگر مي خواهيم فرهنگ عمومي جامعه به اين سمت حركت كند راه و كليدش آموزش و پرورش است. براي تربيت چنين نسلي آموزش و پرورش بايد مهيا و مناسب باشد. (28)

من از مسئولين امور مي خواهم جدا در زمينه ي مصرف اموال عمومي در جاهايي كه اولويت نداردـ ولو ممكن است مورد نياز هم باشد. اما نياز درجه ي يك نيست ـ خودداري كنند. آن جايي كه امر داير است بين نياز با اولويت و نياز بي اولويت خودداري كنيد. آن جايي كه نياز نيست و حاجت نيست حتما مصرف نشود. آن جايي كه حاجت هست اما حاجت بالاتري نيز هست آن جا هم مصرف نشود و اين امكان مالي در حاجت برتر و بالاتر مصرف گردد. (29) بايد اسراف نشود. هزينه كردن اعتبارات و پول هاي كشور در جاهاي غير لازم و تشريفاتي و زيادي حرام است. (30)

بايد از تجهيزات و جنگنده ها و ديگر وسايل موجود ـ حتي يك تفنگ معمولي ـ نگهداري كنيم. تفريط و اسراف در سرمايه هاي ارتش ممنوع و حرام شرعي است. هيچ كس حق ندارد اين تفريط را بكند همچنان كه تفريط نيروهاي انساني نيز همين گونه است. شما حق نداريد عناصر كار آمد را معطل بگذاريد. كار شايسته و خوب بايد از انسان هاي كارآمد دريافت شود. بايد اين گردونه به طور دائم حركت كند. (31)

گردآوري و تنظيم سيد عليرضا قاسمي


مآخذ:

1 ـ ديدار رئيس جمهوري و اعضاي هيئت دولت 1387 6 2

2 ـ بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاه هاي شيراز 1387 2 14

3 ـ بيانات در خطبه هاي نماز عيد فطر 1381 9 15

4 ـ بيانات در اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خميني (ره) مشهد مقدس رضوي 1376 1 1

5 ـ بيانات در خطبه هاي نماز عيد سعيد فطر 1372 1 4

6 ـ بيانات در صحن مطهر حضرت ثامن الحجج امام رضا (ع) 1377 1 1

7 ـ پيام به مناسبت آغاز سال جديد 1376



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 17 بهمن 1388  ساعت 7:31 AM

ازجمله مفاهيمي كه در قرآن موردتأكيد بسيار قرار گرفته موضوع اسراف است.


در نگرش قرآني، مي توان به ناهنجاري بودن آن بي هيچ ترديد و گماني حكم كرد. اما از آن جايي كه ابعاد آن چنان كه بايد و شايد روشن و تبيين نشده و همه جوانب آن با رويكرد تحليلي مورد بررسي قرار نگرفته در اين نوشتار تلاش شده است تا به اين موضوع در ابعاد مختلف آن پرداخته شود كه البته به جهت مهم بودن مسايل اجتماعي و شناسايي اصول و موارد هنجاري از ضدهنجاري به جنبه اجتماعي آن بيشتر پرداخته شده است.


 


گستره مفهومي اسراف


كاربرد عرفي اين واژه در معناي اقتصادي آن موجب شده است كه به ابعاد و جوانب ديگر مسئله اسراف كم تر پرداخته شده و يا به طوركلي ناديده گرفته شود. درحالي كه در نگاه قرآني و نيز كاربردهاي واژه نشان مي دهد كه دامنه مفهومي آن نه تنها ابعاد اقتصادي و هنجاري و اخلاقي بلكه حوزه اعتقادات را نيز شامل مي شود. بنابراين در حوزه هاي كلامي و اعتقادي و جامعه شناسي و روان شناسي و اصول اخلاقي و تربيتي و اقتصادي مي توان از اسراف سخن گفت و به بررسي موارد و نيز علل و عوامل آن پرداخت.


واژه اسراف كه بيش از 23بار در آيات متعدد قرآن در اشكال مختلف به كار گرفته، به معناي هرگونه كوتاهي و زياده روي و تجاوز از حد اعتدال و گرايش به سوي افراط و حتي تفريط است. (لسان العرب؛ ابن منظور؛ ج6 ص 243 و نيز مجمع البيان؛ طبرسي؛ ج5 ص192 والتحقيق؛ ج5 ص110) از اين رو تنها به معناي افراط و تفريط نيست و اختصاصي به كوتاهي و يا زياده روي ندارد. هرچند بيش تر در معناي زياده روي و افراط به كار مي رود ولي اين موجب نمي شود كه از اطلاق آن دست برداريم و تنها به معني خروج از اعتدال به سمت و سوي زياده روي بگيريم درحالي كه اين واژه دربردارنده هرگونه خروجي به سوي كم يا زياده است. كمينه و يا بيشينه در هر امري را مي توان اسراف دانست.


در كاربردهاي قرآن اسراف اختصاص به امري خاص مانند امور اقتصادي ندارد بلكه چنان كه گفته شد اين واژه در آيات قرآني به معناي هرگونه خروج از اعتدال و ميانه روي در مسائل بينشي، منشي و كنشي به كار رفته است.


از اين جهت گاه با مسئله قوام (حد وسط و اعتدال) هم معنا مي گردد و خروج و تجاوز از حد وسط و ميانه، اسراف ناميده مي شود. (فرقان آيه 67) و گاه با مسئله فساد ارتباط مستقيمي پيدا مي كند (شعراء آيه 151 و 152)؛ زيرا هرگونه امري كه برهم زننده تعادل در امور باشد به معناي اسراف خواهد بود و فساد نيز يكي از اين حالات خروج و برهم زننده است.


به نظر مي رسد كه در كاربردهاي قرآني واژه اسراف ارتباط تنگاتنگ با مفاهيمي چون كفر و ظلم و فسق و مانند آن دارد.


ارتباط اسراف و تبذير


چنان كه تبذير با اسراف از اين جهت نوعي ارتباط مفهومي پيدا مي كند؛ زيرا تبذير به معناي ريخت و پاش دانه وبذر در شرايط نامناسب و به روشي نادرست است كه اين خود نوعي خروج از ميانه و اعتدال و عدالت است. (التحقيق ج1ص 238)


به هرحال در كاربردهاي قرآني اسراف مفهومي فراگير است كه دربردارنده هرگونه خروج از اعتدال است. در اين راستا انحراف و خروج از حق و عدالت در امور اعتقادي و اخلاقي و اجتماعي و اقتصادي و مانند آن مي تواند به عنوان امري اسرافي مورد سرزنش قرار گيرد و از آن بازداشته شود.


به نظر مي رسد كه تفاوتي در اين معنا نيست كه تجاوز و خروج از اعتدال در كارهاي مباح باشد يا كارهاي غيرمباح؛ به اين معنا كه حتي اگر كسي در امور مباح مانند خوردن و آشاميدن از حد و اندازه بگذرد به عنوان مسرف شناخته مي شود و مي بايست از انجام آن خودداري ورزد و خود را به ميانه و اعتدال نزديك سازد.


انواع اسراف


چنان كه بيان شد از كاربرد واژه اسراف در آيات قرآن مي توان به اين نتيجه رسيد كه اين واژه در حوزه مسايل مختلفي به كار رفته و هدف از آن در همه موارد بيان خروج ازاعتدال و حد ميانه در مسايل و امور بوده است. دراين جا به برخي از موارداشاره شده در آيات قرآن درباره اسراف مي پردازيم.


اسراف اعتقادي


شرك به خدا و بت پرستي و يا كفر به خدا و عدم اعتقاد و باور به توحيد به عنوان مصاديقي از اسراف مورد اشاره و سرزنش قرار گرفته است. (طه آيه 124 و 127) ازنظر قرآن، اين گونه نگرش به هستي و جهان بيني، امري نادرست و به دور ا ز اعتدال و حقانيت است. پيامد چنين نگاهي در دنيا و آخرت گرفتاري هاي متعدد و نابينايي و عدم درك درست مسايل ديگر است. كسي كه ناتوان از درك هستي و نقش خداوندگاري است، در مسايل روزانه خويش نيز نمي تواند تحليل درستي از مسايل داشته باشد و در نتيجه آن رفتار و كنش ها و واكنش هايش وي را از رسيدن به مقصد دور مي سازد و همواره با دست خويش خود را گرفتار اموري مي كند. كه جز بدبختي حاصلي نخواهد داشت. به عنوان نمونه كسي كه خدا و نقش او را در مديريت و اداره دنيا و به درستي در نيابد با پديد آمدن كوچك ترين مشكلي، به اندوه دچار مي شود و يا هرگاه مالي را از دست دهد اندوهگين مي شود. اين گونه است كه عدم درك و تحليل درست از هستي و بينش نادرست نسبت به خدا و جايگاه او موجب مي شود كه در امور دنيوي و گرفتاري هاي آن خود را ببازد و بر مشكلات خويش بيافزايد. افزون بر آن كه در آخرت نيز مي بايست پاسخگوي رفتارو اعمال و عقيده خويش باشد و به عذاب هاي دردناك گرفتار شود.


اسراف اخلاقي


اسراف اخلاقي به معناي گرايش به ماديات و قطع علاقه از خداوند است. آيات قرآن بسياري از صفات انساني را كه موجب مي شود او به گناه دست زند، به عنوان امري اسرافي مورد بررسي و تحليل قرار داده و از آن بازداشته است.


اسراف در حوزه اخلاق فردي و اجتماعي به اين معناست كه شخص صفاتي را در خود پديد آورد كه وي را از حالت اعتدال و ميانه روي بيرون برد. برخي از صفات مانند تكبر و بخل و مانند آن را مي توان از مصاديق بارز اسراف در حوزه اخلاق معرفي كرد.


در حوزه عمل اجتماعي نيز وقتي سخن از اسراف به ميان مي آيد مراد از آن رفتارهاي ناشايستي است كه ازفرد سر مي زند. به عنوان نمونه استكبارورزي كه در نابهنجاريهاي زشت اجتماعي و بازتاب صفت زشت اخلاقي تكبر است از جمله نمونه هاي خروج از اعتدال و تجاوز از حد و حدود است.


انحراف جنسي (اعراف آيه 80 و 81 و ذاريات آيه 32 و 34) و انجام اعمال زشت خودكامگي، استكبار، استثمار و خون ريزي و ستم و هرگونه فساد وتباهي اجتماعي از مصاديق بارز اسراف به شمار مي رود. (تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازي و مفسران؛ ج 15 ص 307)


اسراف قضايي


اسراف در حوزه قضاوت و داوري نيز در همين هنجارشناسي اجتماعي قرار مي گيرد كه قرآن از آن بازداشته و آن را امري نادرست بر مي شمارد.(غافر آيه 28)


قرآن تاكيد مي كند كه مجازات مجرمان مي بايست عادلانه باشد و بايد از هرگونه اسراف و تجاوز از حدود در اين حوزه خودداري شود. (اسراء آيه 17)


تجاوز به حقوق ديگران در حوزه حقوق خصوصي و عمومي از مصاديق ديگر اسراف در حوزه عمل اجتماعي است كه مي تواند ناظر به مباحث اقتصادي و غيراقتصادي باشد. (اسراء آيه 26 و 27 و نساء آيه 6) به اين معنا كه تصرف در اموال يتيم و يا ناديده گرفتن حقوق ديگر اجتماعي (ازدواج و مانند آن) مي تواند به عنوان مصداقي از اسراف در حوزه عمل اجتماعي مورد تاكيد قرار گيرد.


قرآن با اشاره به اين نگرش از مردمان مي خواهد كه از اسراف در اين مساله خودداري ورزيده و به اعتدال و ميانه روي در مساله حقوق يتيمان در همه حوزه ها توجه كنند. (نساء آيه 6)


تاكيد بر ميانه روي در همه امور


از آن جايي كه آثار اجتماعي اسراف در حوزه هنجاري بسيار زياد و تاثيرگذار است، خداوند ازمومنان مي خواهد كه همواره اعتدال و ميانه روي در امور را سرلوحه خويش قرار دهند و با اسراف خويش موجبات تباهي و فساد در جامعه و زمين را فراهم نياورند. (شعراء آيه 152)


بي گمان اسراف در همه حوزه ها آثار زيان باري به جاي خواهد گذاشت كه از جمله آنها مي توان به دوري از محبت خدا (اعراف آيه 31 و انعام آيه 141) و نيز سستي و ضعف در رسيدن به موفقيت در حوزه هاي مختلف زندگي اشاره كرد. (آل عمران آيه 147) چنان كه اسراف در حوزه اقتصادي موجب اتلاف منابع ثروت مي شود و رفاه فردي و عمومي جامعه را با خطر مواجه مي سازد.


به هر حال قرآن، اسراف را به عنوان يك رويكرد ضد هنجاري شناسايي و مورد تحليل قرار مي دهد و با اشاره به ابعاد مختلف و مصاديق و موارد گوناگون و آثار زيان بار آن در دنيا و آخرت، از مومنان مي خواهد كه خود را از آن رهايي بخشند و با دوري از شهوت پرستي (اعراف آيه 81) و پرهيز از روحيه ناسپاسي وكفران نعمت (اسراء آيه 26) تكبر و خودكامگي و استعمار و سيطره جويي (يونس آيه 31 ودخان آيه 44 و نمل آيه 34) و عجب و خودبيني (يونس آيه 12) خود را از آن برهاند.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 17 بهمن 1388  ساعت 7:31 AM
دنیای امروز، از یک‏سو به سبب افزایش جمعیت و به تبع آن افزایش نیازهای گوناگون انسان‏ها، و از سوی دیگر به دلیل محدودیت منابع طبیعی و استفاده از الگوهای ناصحیح مصرف، با معضلات بسیاری دست به گریبان است. فقر، کاهش میزان آموزش و پرورش، سوء تغذیه، طلاق، فحشا و ایجاد شکاف عمیق بین اقشار غنی و فقیر، از جمله این معضلات هستند.
سال 1388 از سوي مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه‌اي ـ مد ظله ـ به عنوان \"سال حرکت به سوی اصلاح الگوي مصرف\" نام گرفت. امري كه اگر نخبگان و توده جامعه بر اهميت و ضرورت آن واقف شوند می‏توان بر معضلاتی که بدانها اشاره شد ـ حداقل در داخل کشور ـ فائق آییم.

الگوهای نادرست مصرف
یکی از راه‏های اصلاح کردن الگوی مصرف، آگاهی از الگوهای ناصحیح مصرف است.
از شیوه‏های نادرست مصرف که در اسلام به آنها پرداخته شده است می‏توان به \"اسراف و تبذیر\" و \"بخل و تنگ‏نظری\" اشاره نمود.

1. اسراف و تبذیر
مقام معظم رهبری در زمینه اسراف فرمودند: \"ما در زمينه مصرف و در زمينه هزينه كردن منابع مالي كشور، دچار نوعي بي‌توجهي هستيم كه بايستي آن را تبديل كنيم به يك توجه و اهتمام خاص. ما دچار اسراف هستيم، ما دچار ولنگاري و ولخرجي مصرف هستيم... جامعه ما بايد اين مطلب را به عنوان يك شعار هميشگي در مقابل داشته باشد. چون وضع جامعه ما از لحاظ مصرف وضع خوبي نيست. ما بايد اعتراف كنيم که عادت‌ها و سنت‌هاي ما، روش‌هاي غلطي است كه از اين و آن ياد گرفته‌ايم. این فرهنگ ما را به زياده‌روي در مصرف ـ به نحو اسراف ـ سوق داده است\". (1)
به نظر ایشان، جلوگیری از اسراف فقط وظیفه مردم نیست؛ بلکه مسؤولین هم در این زمینه وظیفه‏ای سنگین دارند: «مسؤولان موظفند. اسراف فقط در زمينه‏ فردى نيست؛ در سطح ملى هم اسراف مي‏شود... بخش مهمى از اين اسراف در اختيار مردم نيست؛ در اختيار مسؤولين كشور است... برق هدر مي‌رود... آب هدر مي‏رود. اينها اسراف‌هاى ملى است؛ در سطح ملى است... اسراف در سطح سازمان هم اتفاق مى‏افتد. رؤساى سازمان‌هاى گوناگون مصرف شخصى نمي‌كنند، اما مصرف بى‏رويه در مورد سازمان خودشان اتفاق مى‏افتد؛ تجملات اداره، اتاق كار، تزئيناتش، سفرهاى بيهوده، مبلمان‏هاى گوناگون؛ بايد با مراقبت و نظارت از اين كارها جلوگيرى كرد. هم در سطح دولت، هم در سطح آحاد مردم، هم در سطح سازمان‌ها بايستى نگاه عيب‏جويانه‏ به اسراف وجود داشته باشد». (2)
«راغب اصفهانی» درباره واژه اسراف می‏نویسد: «سرف، گذشتن از حد است اگرچه در انفاق باشد... اسراف، گاهی در مقدار است و گاهی در کیفیت؛ مانند آنچه در راه غیر خدا انفاق شود که اسراف است هرچند بسیار کم باشد». (3)
او واژه تبذیر را نیز چنین توضیح می‏دهد: «تبذیر به معنای پاشیدن بذر و تفریق است، و بعداً به طور استعاره به آنکه مال خویش را می‏پاشد و متفرق می‎کند مبذر می‏گویند، یعنی کسی که اسراف می‏کند و مال خویش را ضایع نموده و در غیر موردش به صورت غیر منطقی و فساد مصرف می‎کند». (4)
خداوند متعال در آیه‏های 26 و 27 سوره اسراء می‏فرماید: «و َآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا، إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا ــ و حق خويشاوند را به او بده و مستمند و در راه‏مانده را [دستگيرى كن] و ولخرجى و اسراف مكن، چرا كه اسرافكاران برادران شيطانهايند و شيطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است».
«علامه طباطبایی» در تفسیر این آیه‏ها می‏نویسد: «به مصرف کردن، در هر جا که منظور اصلاح باشد، تبذیر گفته نمی‏شود، اما در جایی كه منظور فساد باشد تبذیر است. خداوند جمله \"ان المبذرین... \" را تعلیلی برای نهی از تبذیر آورده است و معنایش این است که اسراف مکن زیرا اگر اسراف کنی، از برادران شیطان خواهی بود و همانگونه که شیطان نعمت‏های خدا را کفران نموده، و آنچه از استعداد قدرت که از جانب خدا به او داده شده، همه را در راه فریب بندگان مصرف نموده، تو نیز نعمت‏های خدا را در نافرمانی و کفران مصرف خواهی کرد». (5)
بر همین اساس، ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ به اصل دوری از اسراف تأکید فراوان نموده‏اند. از نگاه آنان، اسراف نه فقط مثلاً دور ریختن سیب نیم‏خورده و میوه‏ای است که به طور کامل مصرف نشده؛ بلکه كارهاي بظاهر ناچيز مثل دور انداختن هسته خرما و زمین ریختن مقدار اندکی آب نیز اسراف به شمار می‏رود.
به هر حال اسراف از دیدگاه اسلام معنای وسیعی دارد و زیاده‏روی در هر امری یک نوع اسراف است. مثلا فرموده‏اند: «فی الوضوء اسراف و فی کل شی‏ء اسراف» یعنی در وضوء و در هر چیزی، اسراف وجود دارد. (6)
همچنین هرگونه اتلاف و چیزی که به بدن ضرر داشته باشد یک نوع اسراف است. چنانچه امام صادق(ع) فرمودند: «إنما الإسراف فیما أتلف المال و أضرّ بالبدن» یعنی همانا اسراف در چیزی است که موجب نابودی ثروت و زیان‏رسانی به بدن گردد. (7) بنابراین مصرف سیگار و هرگونه مواد و اموری که موجب نابودی مال و ضرر‏رسانی به بدن شود، از مصادیق اسرافکاری بوده، عامل آن مسرف و مبذّر است.
برای تکمیل این بحث، به فرازی از زندگی یک امام معصوم توجه كنيد:
شخصی به نام عباس نزد امام رضا (ع) رفت و درباره خرج کردن در خانه نسبت به همسر و فرزندان پرسید. امام فرمود: «به‏گونه‎ای باشد که بین دو مکروه (سخت‏گیری و اسراف) قرار گیرد». عرض کرد: «منظورتان از این سخن چیست؟» فرمود: «آیا سخن خدا در قرآن را نشنیده‏ای که اسراف و سخت‏گیری را ناپسند می‏شمرد و می‏فرماید: \"وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا ــ و كسانى‏اند كه چون انفاق كنند نه ولخرجى مى‏كنند و نه تنگ مى‏گيرند و ميان اين دو [روش] حد وسط و اعتدال را برمى‏گزينند\" (8)”.
علاوه بر تبذیری که ذکر شد، تبذیر دیگری نیز وجود دارد و آن \"تبذیر در حلال\" است. امام صادق(ع) می‏فرماید: «احدي از رسول خدا چیزی از مال دنیا نمی‏خواست مگر آنکه به او می‏داد. زن فقیری فرزند خود را نزد آن حضرت فرستاد و به او سپرد که اگر رسول خدا گفت چیزی ندارم بگو پیراهنت را بده که ما در خانه چیزی نداریم! حضرت هم چنین کرد و پیراهنش را بخشید. خداوند نیز آن حضرت را با آیه 29 سوره إسراء تأدیب نمود که: وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَهًْ إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا محْسُورًا ــ و دستت را به گردنت زنجير مكن و بسيار [هم] گشاده‏دستى منما تا ملامت‏شده و حسرت‏زده [و تهی‏دست] بر جاى مانى». (9)

2. بخل
مقام معظم رهبري در سخنان خود بدرستي به اين نكته اشاره نمودند كه صرفه‌جويي به معناي مصرف نكردن نيست. صرفه‌جويي به معناي درست مصرف كردن، بجا مصرف كردن، ثمربخش مصرف كردن و ضايع نكردن اموال است. این نوع مصرف، مخالف نگرشی است که صرفه‏جویی را \"بخل\" و \"خساست\" تعریف می‏کند.
راغب در کتاب مفردات درباره بخل چنین می‏گوید: «بخل، امساک کردن (نگاه داشتن) موجودی است از محلی که نباید امساک شود». (10)
اعمال مذموم تبذیر و بخل در قرآن و روایات بسیار نکوهش شده است. پروردگار و معصومین(ع) انسان‏ها را از آفات و زیانهای این دو عمل مذموم آگاه کرده و برحذر داشته است.
خداوند در آیه 180 سوره‏ی آل عمران می‏فرماید: «وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ هُوَ خَيْرًا لَّهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَّهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُواْ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَهًْ وَلِلّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ــ و كسانى كه به آنچه خدا از فضل خود به آنان عطا كرده بخل مى‏ورزند هرگز تصور نكنند كه آن [بخل] براى آنان خوب است بلكه برايشان بد است به زودى آنچه كه به آن بخل ورزيده‏اند روز قيامت طوق گردنشان مى‏شود. ميراث آسمان‌ها و زمين از آن خداست و خدا به آنچه مى‏كنيد آگاه است».
علامه طباطبایی می‏فرماید: «در این آیه خداوند بخیل را ملامت و مذمت نموده و بیان می‏کند این طایفه آنقدر فرومایه‏اند که مال را با اینکه صاحبش خداست، در راه خدا انفاق نمی‏کنند و با عبارت سیطوقون... شر بودن بخل را تعلیل می‏کند». همچنین با عطف کردن این کلام به کلامی که در 2 آیه قبل درباره کفار فرموده است خاطر نشان می‏کند: «بخل نیز همانند املاء برای کفار، درد بی‏درمان فرد بخیل است» (11)
همچنین در آیه 37 سوره نساء می‏فرماید: «الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا ــ همان كسانى كه بخل مى‏ورزند و مردم را به بخل وامى‏دارند و آنچه را خداوند از فضل خويش بدانها ارزانى داشته پوشيده مى‏دارند و براى كافران عذابى خواركننده آماده كرده‏ايم».
علامه در تفسیر این آیه نیز می‏نویسد: «منظور در این جمله این نیست که بخیلان تنها با زبان، مردم را به بخل ورزیدن فرا می‏خوانند بلکه با روش عملی خود، مردم را به بخل وادار می‏سازند. زیرا این طایفه همواره دارای ثروت و اموالند و مردم با دیدن زرق و برق زندگی آنها دلداده‏ی کاخ و زندگی آنها شده و طمعکار می‏شوند. پس عمل افراد بخیل خود دعوت کننده‏ی مردم به بخل و منع کنند از انفاق است». (12)
در احادیث نیز بخل با تعابیری گوناگون نکوهش شده است؛ مانند:
ــ بخل، ردای بینوایی است. (13)
ــ زیرا در بر دارنده‏ی هر بدی و عیبی است و افساری است که بخیل به وسیله‏ی آن به هر سوی و به هر بدی کشیده می‏شود. (14)
ــ فرد بخیل از پرداخت زکات و بخشش به قوم و خویشان دریغ می‎ورزد و جز در این موارد تبذیر می‏کند. (15)
ــ او نسبت به معبود خویش بد‏گمان است. (16)
ــ بخيل در دنیا مانند تهیدستان به سر می‏برد و در آخرت همچون توانگران از او حسابرسی می‏شود. (17)
ــ بخیل خزا‏نه‏دار وارثان خود است. (18)
ــ بخیل هیچ دوستی ندارد. (19)
ــ بخیل از خدا و مردم دور است و به آتش نزدیک. (20)
ــ بخیل بودن مایه دشنام بسیاری می‏شود. (21)
ــ بخیل بودن آبرو را بر باد می‏دهد. (22)
لذا پیامبر اکرم و امامان شیعه ـ علیهم صلوات الله ـ علاوه بر گفتار خود، در متن زندگی و رفتار خود به سخاوت و بذل و بخشش در راه حق، اهمیت بسیاری می‏دادند. به عنوان نمونه:
روزی امام سجاد(ع) عازم سفر مکه برای انجام مراسم حج بود. از مدینه حرکت کرد تا به سرزمین حره (در دو کیلومتری مدینه) رسید. در آنجا پیام‏رسان خواهرش حضرت سکینه، به او رسید و هزار درهم پول به امام داد و عرض کرد این مبلغ را برای شما فرستاده که در سفر حج به مصرف برسانید. امام سجاد(ع) آن پول را گرفت. هنوز چندان از مدینه فاصله نگرفته بود که همه‏ی آن پول را بین مستمندان تقسیم نمود. (23)
همچنین: شخصی به نام «محفن بن ابی‏محفن» نزد معاویه رفت و برای خوش‏رقصی و جایزه، علی(ع) را تحقیر کرد و اینطور گفت: «از نزد بخیل‏ترین عرب نزد تو آمده‏ام!» معاویه با اینکه دشمن سرسخت علی(ع) بود، نتوانست این تهمت ناجوانمردانه را تحمل کند به او گفت: «چگونه علی بخیل‏ترین عرب است؟ سوگند به خدا اگر علی دارای دو اتاق باشد و یکی از آن اتاق‏ها پر از کاه باشد و دیگری پر از طلا، اتاق طلای او قبل از اتاق کاه، خالی می‏گردد». (24)

نتیجه
با توجه به رو به کاهش بودن منابع طبیعی و رشد جمعیت و نیاز انسان‏ها، می‌توان با اصلاح الگوي مصرف و دوری از اسراف و تبذیر، دارای حيات و سرزمیني دور از فقر و محرومیت شد. از سوی دیگر، با دوری کردن از بخل و بهره‏جستن از اصل سخاوت که از اصول اساسی ادیان آسمانی است می‏توان با بخشیدن امکانات مادی و معنوی به همه اقشار، آنها را از رفاه مالی و به تبع آن علم و کمالات برخوردار کرد.
بنا بر آنچه بیان شد، دریافتیم که صحیح‏ترین الگوی مصرف، \"اعتدال و میانه‏روی\" است.

پی‏نوشت‏ها:
1. پیام نوروزی مقام معظم رهبری ـ 1388.
2. سخنرانی مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی ـ 1/1/1388.
3. الراغب الاصفهانی؛ معجم مفردات الفاظ القرآن؛ قم: مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، بی‏تا؛ ص 236.
4. همان، ص 37.
5. علامه محمدحسین طباطبائی؛ تفسیر المیزان؛ ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی؛ قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1366؛ ج 13، ص 112.
6. کنز العمال، حدیث 26248.
7. بحارالانوار، ج 75، ص 303.
8. سوره مبارکه فرقان، آیه 67.
9. علامه طباطبائی؛ همان؛ ج 13، ص 114.
10. الراغب؛ ص 35.
11. علامه طباطبائی؛ همان؛ ج 4، ص 125.
12. همان؛ ج 4، ص 563.
13. بحارالانوار؛ ج 72، ص 199.
14. سید رضی؛ نهج البلاغهًْ؛


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :156
  •    
  •   
  • 90  
  • 91  
  • 92  
  • 93  
  • 94  
  • 95  
  • 96  
  • 97  
  • 98  
  • 99  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net