جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 8:34 AM
پادشاهاني به نام مصرف كننده
    
 
 
 

 
 
   ● نويسنده: مهرداد - بابادى 
● منبع: روزنامه - شرق
 
 
 
 
 
دست در دست اينترنت، مصرف كننده به بالاترين جايگاه خود رسيده است و در اين رابطه جان واناماكر مى گويد: «وقتى كه مشترى وارد فروشگاه من مى شود مرا فراموش كن او پادشاه است.» كسى كه در سال ۱۸۷۶ يك ايستگاه راه آهن متروكه را در فيلادلفيا تبديل به يكى از اولين فروشگاه هاى زنجيره اى دنيا كرد. اين مفهوم انقلابى، چهره خرده فروشى را تغيير داد و منجر به توسعه و گسترش تبليغات و بازاريابى از نوعى كه ما امروزه مى شناسيم شد.
 
اما با وجود اين شعار، حقيقت آن بود كه سر خريدار كلاه گذاشته مى شد. با وجود اين كه كارايى در ساخت و توليد، تنوع محصولات را بالا برده و قيمت محصولات را كم كرده بود، تبليغات بيشترين اطلاعات را در رابطه با محصولات فراهم مى كرد. در بيشتر موارد در قرن گذشته تبليغات با شنوندگان شيفته اى كه فقط به استفاده از تعداد كمى از كانال هاى تلويزيونى و راديو محدود شده بودند صحبت مى كرد. در زمان حاضر انتخاب رسانه گسترش بسيار زيادى پيدا كرده و مصرف كنندگان آنچه را مى خواهند از بين منابع بسيار متنوعى انتخاب مى كنند به ويژه با چند كليك بر روى موس كامپيوتر. با كمك اينترنت، مصرف كننده بالاخره قدرت را به تصرف درآورده است.
 
همان گونه كه پژوهش ما در اين گزارش نشان مى دهد قدرت مصرف كننده معانى عميق و ژرفى براى شركت ها دارد، زيرا كه اين قدرت، نوع خريد مردم را در جهان تغيير داده است. بسيارى از شركت ها از قبل ادعا مى كردند كه «مشترى مدار» يا «مشترى محور» هستند. اكنون ادعاى آنها مورد آزمايش قرار گرفته است. چيزى كه قبل از اين هرگز پيش نيامده بود. تجارت كردن برپايه جهل و ناآگاهى خريدار بعد از اين ديگر ممكن نخواهد بود. مردم خواهند دانست و حتى كسانى كه دسترسى به اينترنت ندارند به ديگران خواهند گفت كه قيمت ها در شهر مجاور ارزان تر است يا فلان كالاى خاص نامرغوب تر است. اينترنت كار شگفت آورى را در زمينه  بالابردن استانداردها انجام داده است. شركت هاى راستگو و درست بايد بيشترين سود را به دست آورند.
 
اما اين امر همچنين باعث سخت تر شدن رقابت مى شود. امروزه خريد آن لاين جايگزين خريد سنتى شده است. مردم مى توانند كالاها، قيمت ها و خوشنامى ها را با هم مقايسه كنند. آنها مى توانند آنچه را كه شركت ها راجع به محصولات خود مى گويند با جزئيات كامل بخوانند و از همه مهم تر آن كه بيابند خريداران قبلى چه چيزى براى گفتن دارند. گروه هاى خبرى و وب سايت ها دائماً به بررسى كالاها و خدمات مى پردازند.
 
اين موارد ماهيت تصميمات مصرف كننده را تغيير داده است. تا پيش از اين معمولاً كسب آگاهى راجع به كالا و انتخاب آن را همزمان انجام مى دادند. مردم اغلب به تماشاى يك فروشگاه زنجيره اى يا دلالى مى رفتند تا نصيحتى از يك فروشنده بگيرند به سفارشات او گوش كنند و بعد خريد كنند اما اكنون براى عده بسيارى، هركدام اين مراحل جدا شده است. براى نمونه شركت Ford دريافته است كه هشت نفر از ۱۰ مصرف كننده كالاى او قبلاً از اينترنت استفاده كرده تا تصميم بگيرند كه كدام ماشين را بخرند و براى كدام ماشين مايلند كه پول پرداخت كنند حتى پيش از آن كه به نمايشگاه بيايند.
 
وقتى چيزهاى ديگر را خريدارى مى كنند باز هم رفتار مشابهى از خود نشان مى دهند چيزهايى مانند دوربين هاى ديجيتالى، موبايل يا لباس هاى مد. با وجود اين كه خريداران سوپرماركت در مورد هر كالايى كه در چرخ دستى خود مى گذارند تا اين حد تحقيق نمى كنند. بسيارى از عرضه كنندگان كالاهاى بسته بندى شده در سوپرماركت ها به زيركى از اين موضوع آگاه هستند كه مشتريانشان بهتر از هر وقت ديگر در مورد ارزش و سلامت كالاهايى كه مى خرند اطلاع دارند.
 
تصاحب چنين مشتريان آگاه شده اى با يك پيغام بازاريابى كار ساده اى نيست و اين امر صرفاً به خاطر اين نيست كه آنها شكاك تر شده اند. بسيارى از افراد اكنون به همان اندازه كه براى ديدن تلويزيون يا خواندن روزنامه و مجله وقت مى گذارند به استفاده از اينترنت مى پردازند. شنوندگان در رابطه با تبليغات بى تمركز هستند و جلب توجه آنها سخت تر شده است. فراى اين مسائل بسيارى از مردم خود را با تكنولوژى مجهز ساخته اند تا از پيام هاى بازاريابى اجتناب كنند. مواردى مانند POP-UP ad-blocker براى اينترنت و ويديو ركوردرها كه حذف كردن برنامه هاى تجارى تلويزيون را آسان مى سازد.
 
با وجود آن كه طغيان اطلاعات مربوط به كالاها و قيمت ناگهان در دسترس قرار گرفته بعيد به نظر مى رسد كه مصرف كنندگان كاملاً محاسبه گر و سودانگار شده باشند. سليقه ها و مد تغيير خواهند كرد برنده ها ممكن است كه معروف بمانند. اما وفادارماندن به برنده ها در حال ضعيف شدن است. يك اشتباه يا تاخير مى تواند براى شركت گران تمام شود و منفعت را در اختيار رقيب فرصت طلبش قرار دهد. اين كه چگونه شركت Apple پيشگامى در بازار وسايل موسيقى قابل حمل را از دست Sony ربود نمونه اى از اين موارد است.
 
خريد مجازى
 
بسيارى از شركت ها هنوز به نظر نمى رسد كه از مفهوم انقلابى «مصرف كنندگان به  تازگى قدرت يافته» آگاه شده باشند. تعداد بسيار زيادى از شركت ها بعد از انفجار و شيوع جوش و خروش هاى دات كام، آرام شدند و اين فرض را در پيش گرفتند كه تهديد آن لاين ناپديد شده است. اين يك اشتباه بود اين درست است كه تعداد بسيار زيادى از مردم هنوز براى خريدهاى خود به مغازه ها مى روند (با اين وجود فروش هاى آن لاين به رشد خود ادامه مى دهند) اما قبل از انجام آن اكثراً از اينترنت استفاده كرده اند. بيشتر از ۹۰ درصد افرادى كه سن آنها بين ۱۸ تا ۵۴ سال است نشان داده شده است كه اولين دليل رجوع آنها به اينترنت گرفتن اطلاعات راجع به كالاها است. تفاوت ها ميان دنياى مجازى و واقعى مشتريان را نگران كرده است. اما آنها شركت ها را نگران كرده اند.
 
بسيارى از مصرف كنندگان براى اولين بار با يك شركت از طريق وب سايت آن آشنا مى شوند و هنوز براى بسيارى از شركت ها حضور آن لاين در اولويت هاى پايين باقى مى ماند.
 
در مقابل تعدادى از كسب و كارها اينترنت را با آغوش باز و صميمانه پذيرفته اند و به خاطر آن شايسته دريافت پاداش شده اند. شركت Dell خرده فروشان را كنار گذاشته و از فروش مستقيم استفاده كرده تا تبديل به عرضه كننده پيشرو جهان در زمينه كامپيوترهاى شخصى شود. اينترنت همچنين نحوه مسافرت را تغيير داده است و اين امكان را براى خريداران فراهم كرده كه پروازها، هتل ها و اتومبيل ها را به طور مستقيم رزرو كنند و به بسيارى از كسب و كارهاى كوچك اين اجازه را داده است كه به بازار جهانى راه يابند.
 
انفجار انتخاب كه از زمان گشايش فروشگاه واناماكر تا به حال رخ داده، نمونه بسيار كوچكى از مجموعه  چيزهاى تماشايى است كه در اينترنت موجود است. اما انتخاب مصرف كننده در آستانه گسترده تر شدن قرار دارد. شركت هاى جست و جو در اينترنت مانند google، yahoo و msn در حال له كردن يكديگرند تا بتوانند خدمات دقيق ترى ارائه كنند. اينها پيام آور ايجاد كسب و كارهاى سودآور جديدى در زمينه تبليغات براى جست و جو است و به زودى اين امكان نه تنها در كامپيوترهاى شخصى در خانه يا محل كار موجود خواهد بود بلكه آن را در تلفن هاى موبايل نيز خواهيم يافت. با يك تماس مصرف كنندگان قادر خواهند بود تا يك فروشگاه محلى را بيابند و پيشنهادهاى ارائه شده را از طريق گردش  مجازى در راهروهاى فروشگاه يا صحبت با فروشنده بررسى كنند.  آن هنگام كه اين امكان رخ دهد مصرف كنندگان حقيقتاً پادشاه خواهند بود و تنها شركت هايى كه توانايى پاسخگويى به اين پادشاهان را دارند نجات خواهند يافت.
 
 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 8:34 AM
نگاهی به مصرف گرایی لجام گسیخته در جهان امروز 
 
 
ولع لجام گسیخته که رویکردخام اندیشانه به تکنولوژی آن را تشدید هم کرده است هرگز نمی تواند مجال مغتنمی برای اندیشیدن انسان در حقیقت خویش را فراهم آورد. انسان عصر جدید روز به روز – از دیروز و پریروز خود – تهی می شود و معنای برین زندگی را با جستجوی نازل برای به کف آوردن ابزارهای زیستن متعارف خلط کرده است.
 
 
   ● نويسنده: عليرضا - باونديان 
● منبع: سایت - باشگاه اندیشه - تاريخ شمسی نشر 26/06/1386
 
 
 
 
 
جستجوی ژرف در تاریخ به ما می گوید که انسان سه گمشده اساسی و عمده داشته است. او زمانی خود را در آرامش می یافته که به نوعی خود را نائل و یا دست کم مایل و نزدیک به این سه مطلوب می دیده است و آن عبارت است از: حقیقت (راستی)، خیر ( نیکی) و جمال (زیبایی). انسان برای غنودن در گستره های بی پایانی از آرامش همه جانبه درونی، خود را ملزم به جستجو برای یافتن این سه کلید اصلی خوشبختی و خوشوقتی دانست. او در مسیر پی جویی حقیقت با علم ملاقات کرد؛ و در هنگامه یافتن خیر، به زیبایی دست یافت و آن گاه که در صدد نیل به زیبایی بود با رخساره دلارای هنر روبرو شد. انسان، از سه پنجره به هنر نگریست:

گاه هنر را در معنای فضیلت به کاربرد؛ که نوعاً در گذشته چنین معنایی از هنر در سر انسان بود. یعنی همه کسانی که آراسته به صفتی انسانی و برین بودند و از عیب می گریختند دارای مقام هنر بودند. بر این اساس همه ذرات عالم از این حیث که عیبی بر ایشان – به واسطه متنعم شدن از فیوضات فیاض علی الاطلاق – متصور نیست دارای شانی از شئونات هنر هستند. نظامی گنجوی - که بحق سخنگوی ایران انسانی و خردمندانه است- چرخ هستی را موجودی ذوی الشعور و بهره مند از هنر و هنرمند می داند و می گوید:

گر سفر از خاک نبودی هنر

چرخ شب و روز نکردی سفر

این همان معنای شریف لفظ هنر است که حکیمان و خردورزان عرصه های حکمی و عرفانی ما در گذشته مطمح نظر داشته اند. بنابراین مقام هنر چنان نبوده است که هر خسی بتواند بدون ممارست و کوشش درونی به آن برسد. رسیدن به جایگاه والای هنر از آن هر کوته نظرِ پست اندیشه ای نیست و نیازمند پاک شدن از زخارف عالم دون و تهی شدن ازشهوت (مطلق ِخواستن) و شرارت است. از این زاویه باید گفت که جهان امروز فاقد هنر (به معنای فضیلتی آن) است. زیرا:

ز منجنیق فلک سنگ ِفتنه می بارد

هر گوشه جهان امروز را اگر به حقیقت واکاوی کنیم درخواهیم یافت که گویا انسان ها برای پیشی گرفتن در بهره مندی از تنعمات مادی و رایج دنیا، به آسانی مهیای قربانی کردن همه مکارم انسانی و فضیلت های اخلاقی خویشند. در واقع همه به نوعی به برخورداری هرچه افزونتر و طولانی تر می اندیشند. این ولع لجام گسیخته که رویکردخام اندیشانه به تکنولوژی آن را تشدید هم کرده است هرگز نمی تواند مجال مغتنمی برای اندیشیدن انسان در حقیقت خویش را فراهم آورد. انسان عصر جدید روز به روز – از دیروز و پریروز خود – تهی می شود و معنای برین زندگی را با جستجوی نازل برای به کف آوردن ابزارهای زیستن متعارف خلط کرده است.

پرسش از هنر به معنای فضیلتی آن پرسشی بی معناست؛ زیرا در جهان امروز هنری (فضیلتی) وجود ندارد. آنچه با عنوان هنر مشاهده می شود همان مهارت های متنوع و گونه گون برای تولید فرم های قشنگ و مفتون کننده است. فرم هایی که به اراده اربابان قدرت و برای اغفال جامعه جهانی از حقیقت پیوسته و بی امان به وجود می آید. جالب آن که برخلاف آن قاعده قدیمی و قطعی هنر در گذشته، که هنرمندان به دنبال پرده برداشتن از رخساره حقیقت و رساندن انسان ها به افق های جدیدی از فهم ِباطن ِتوحیدی و پویای هستی بودند، هنرمندان امروز به دنبال کتمان حقیقت هستند: رسانه های عصر جدید از ظرفیت های عاطفی و زیباشناسانه هنر سوء استفاده می کنند تا حقیقت را مقلوب و مطابق با خواست گردانندگان خود جلوه دهند. به بیانی دیگر:

در طینت او بی هنری، شاه هنر هاست

جهان امروز به بی هنری و بی فضیلتی مبتلا شده است. جهانی که معنویت را وانهاده و به دنبال بت هایی روان است که فاقد روانند. حکایت ِحال جهان بی فضیلت امروز، حکایت حال آن طلافروشی است که بهای هر چیز مادی رایج در بازار را به خوبی می دانست اما تنها و تنها بهای یک چیز را نمی دانست و آن نبود جز بهای خود:

قیمت هر چیز می دانی که چیست

قیمت خود را ندانی کاهلی ست

جهان بی هنر بی فضیلت امروز بهای خود را نمی داند که اگر می دانست این همه دشواری و معضل نمی داشت: تنهانیم نگاهی به جهان امروز ما را با حفره های عمیقی که بیماری دنیاطلبی و معنویت گریزی در اندام سترگ انسانی عالم پدید آورده است آشنا می سازد:

به نوشته روزنامه "گاردين" در روز چهارشنبه 21/6 86، و براساس پژوهشي كه فدراسيون جهاني اتحاديه هاي تحت پوشش سازمان ملل انجام داده و "مروري بر دولت آينده " نام دارد، جهان در حال ثروتمندتر شدن است، اما به موازات آن افزايش بي رحمانه جرائم سازمان يافته، پديده گرم شدن زمين و كمبود آب آشاميدني، خود را به عنوان تهديدهاي آينده كره زمين پديدار ساخته اند.

گزارش فوق مي افزايد: جرائم سازمان يافته بين المللي سالانه ‪۲ تريليون دلار را در كشورهاي ثروتمند به گردش در مي آورد و اين تهديدي جدي براي مردمسالاري است، چرا كه عامل دامن زدن به نابرابري هاست.

در کتاب "هشدار به زندگان" [1] نوشته ی "روژه گارودی" [2] آمده است: ما چگونه در حال مردن و میراندن نوع بشر هستیم؟ و این کار را چگونه با مصرف همه گونه منابع انرژی انجام می دهیم؟ و چگونه کره ی زمین را غیر قابل زندگی ساخته ایم؟

انرژی و منابع زمین در طول میلیون ها سال در دل خاک نهفته و ذخیره شده است. ما [غربی ها] به غیر حق ادعا کرده ایم و مدعی هستیم که حق داریم همه این انرژی و منابع زیرزمینی را در طی یک نسل به هدر دهیم. همچنین، هشتصد سال است که انسان از ذغال سنگ مستخرج از دل زمین استفاده می کند ولی نیمی از آن را در طی سی سال اخیر مصرف کرده است! و نیز نیمی از میزان مصرف نفتی را که انسان از آغاز کشف و استخراج آن به کار برده است تنها در طی دهسال اخیر سوزانیده است!

اگر همه ی مراکز هسته یی را که قرار است ساخته شود بر پا سازند، در طی بیست سال آینده، ذخیره ی "اورانیوم" زمین از میان می رود. همچنین اگر منابع جدیدی از نفت و اورانیوم کشف و استخراج شود، در صورتی که میزان مصرف این دو ماده بصورت کنونی ادامه یابد، خطر پایان یافتن این دو منبع و سقوط وحشتناک همه چیز با آن، تا چند سال دیگر بیشتر طول نخواهد کشید.

جنگل های جهان نیز در معرض خطر نابودی است. یک سوم درختان موجود در جنگل های جهان به سال ١٨٨٢ که در حدود دو میلیارد هکتار جنگل را پوشانیده بود، در سال ١٩٥٢ بریده و مصرف شد. این جنایت در حق طبیعت و محیط زیست آدمی، پیوسته ادامه یافته و افزایش هم پیدا کرده است: در هر دقیقه، بشر امروز، بیست هکتار جنگل را از میان می برد. خمیر لازم برای کاغذ روزنامه ی نیویورک تایمز در روزهای یکشنبه که شماره یی فوق العاده دارد و هشتاد درصد صفحات آن فقط اعلانات است، مستلزم قطع درختان پانزده هکتار از جنگل های کانادا است. برای چاپ نسخه های عادی این روزنامه در هر روز، کاغذی لازم است که از قطع درختان شش هکتار از جنگل های کانادا به دست می آید.[3]

در کتاب " تنها یک زمین" [4] می خوانیم: هنگامی که به مواد مورد مصرف صنعت توجه می کنیم، با این اشکال بزرگ روبه رو می شویم که معلوم نیست ذخایر این یا آن ماده مهم، چقدر است و تا چه مدتی بدست آوردنی است. مثلآ ماده مهمی چون کانه آهن را در نظر می گیریم که فعالیت های صنعتی آدمی به مدت سه تا چهار هزار سال بر آن استوار بوده است. از سال ١٩٥٠ به این طرف مصرف سالانه ی آهن چهار برابر شده است، و از این مقدار ٨٥ درصد در کشورهای پیشرفته بوده است. اگر این نرخ افزایش ادامه یابد، بر اساس برآوردهایی که شده است، تا سال ٢٠٠٠، مقدار ١٧ میلیارد تن از آن مصرف خواهد شد و فقط ٨٨ میلیارد تن دیگر باقی می ماند. این محاسبه نشان می دهد که کانه های آهن در اواسط قرن بیست و یکم به کلی تمام خواهند شد.[5]

رنه دومن در کتاب "خیال پردازی یا نابودی" [6] می نویسد: تفاوت میان سوخت ها و مواد معدنی ما که از درون قشر خاکی کره زمین بیرون کشیده می شوند با تولیدات کشاورزی و دریایی و جنگلی در این است که گروه دوم به مدد نیروی بیکران خورشید هر سال تجدید می شوند. اگر فرض کنیم که منابع معدنی قابل استفاده پنج بار بیش از آن باشد که تاکنون شناخته شده و همچنان اگر فرض کنیم که مصرف جهانی با همین نرخ سالهای اخیر افزایش یابد باید بدانیم که همه ی ذخیره ی طلای ما پس از ٢٩ سال پایان می گیرد. در ضمن مصرف صنعتی این فلز را نباید از یاد بریم: مصرفی که لنین آن را دست کم گرفته بود زیرا می خواست همه ی مستراح ها را از طلا مفروش سازد. و به همین سان ما ٤١ سال دیگر جیوه، ٤٢١ سال نقره، ٤٨ سال مس، ٤٩ سال گاز طبیعی، ٥٠ سال نفت و روی، ٥٥ سال آلومینیوم، ٦١ سال قلع، ٦٤ سال سرب و غیره خواهیم داشت. تنها زغال (١٥٠ سال)، آهن (١٧٣ سال) و کوبالت و کرم می توانند از یک سده تجاوز کنند، اما هرگز به دو سده نمی رسند... در پیش بینی های سازمان خوار و بار کشاورزی، اگر در سال ١٩٦٧ آبیاری با ١٤٠٠ میلیارد متر مکعب ٧٠% آب مصرفی جهان را جذب می کند در سال ٢٠٠٠ که مصرف دو برابر خواهد شد تنها ٥١% را خواهد گرفت زیرا شهرها، صنایع و معادن مصرفشان را با سرعت بیشتری افزایش می دهند. با آهنگ کنونی پیش از سال ٢٠٥٠، بشر دچار کمبود آب خواهد شد ولو اینکه از اسراف و تبذیرهایی که گاه در زمینه ی آبیاری فوق العاده زیاد است، جلوگیری شود.

در کتاب ارزشمند " کوچک زیباست" نوشته شوماخر جدولی ذکر شده که نشان دهنده ی درصد مصرف ایالات متحده به کل مصرف جهان است. بر طبق این جدول آمریکا ٤٢% کوبالت، ٦٣% گاز طبیعی، ٣١% گروه پلاتین، ٣٣% مس، ٤٠% مولیبدنیوم، ٣٣% نفت و ٣٨% نیکل جهان را مصرف می کند و تنها در یک یا دو قلم فوق تولید ایالات متحده خودکفایی دارد.(11) نتیجه ای که در پایان این جدول ذکر شده، بسیار دردآور است: با توجه به میزان مصرف کنونی منابع و افزایش پیش بینی شده ی نرخ های مصرفی در آینده، اکثریت بزرگ منابع مهم و تجدید ناشدنی جهان حداکثر تا ١٠٠ سال آینده دوام خواهد داشت.

شوماخر می پرسد: " یک نظام صنعتی که چهل درصد از منابع اصلی جهان را برای تأمین نیازمندیهای جمعیتی کمتر از شش درصد جمعیت جهان مصرف می کند، تنها در صورتی می تواند کارآمد خوانده شود که در زمینه ی تأمین سعادت، رفاه، فرهنگ، صلح و آرامش، و هماهنگی به توفیقهای عظیمی نایل آمده باشد. تصور نمی کنم تأکید بر این واقعیت ضروری باشد که نظام آمریکایی از نیل به چنین توفیق هایی ناتوان بوده است."

شکی نیست که با توجه به محدودیت منابع، ادامه ی توسعه ی صنعتی و اقتصادی قطب استکباری جهان تنها در صورتی ممکن است که آن نیمه ی دیگر جهان در فقر و گرسنگی مطلق زندگی کنند، و به قول شوماخر، با یک ملاحظه ی ساده در می یابیم که رشد نامحدود مادی در یک جهان محدود امری محال است. بحث تفصیلی در اطراف این مهم را به مباحث مربوط به فقر و عدالت اجتماعی و مسئله ی گرسنگی وا می گذاریم.

شواهد و مصادیقی که ذکر شد تنها به میزان مصرف انرژی و مواد معدنی اختصاص داشت، حال آنکه مطلب به همین جا ختم نمی شود. روژه گارودی در کتاب " هشدار به زندگان" نمونه های دیگری از اعماق فاجعه را ذکر کرده است: در مورد اسراف و تبذیر و ریخت و پاش مواد غذایی، تنها ذکر دو نمونه کافی است، دو نمونه یی که بسیار هم سر و صدا براه انداخته است: در سال ١٩٧٤ مجتمع اقتصادی اروپا (CEE) دویست و بیست و پنج میلیون فرانک فقط خرج از میان بردن میوه ها و سبزیهایی کرد که بیم آن می رفت بهای میوه و سبزی را در بازار پایین بیاورد! در فرانسه در همان سال و به همین دلیل (چه دلیلی!) برای حفظ به اصطلاح بازار دویست و پنجاه هزار تون سیب زمینی را از بین بردند! در ایالات متحد آمریکا، تهیه کنندگان شیر، ده میلیون تن «لاکتوسروم» یا شیر رقیق را (گویا سالانه) دور می ریزند، و حال آنکه ماده «پروتئینی» موجود در این شیر، اگر خشک شود، می تواند هشت میلیون نفر را تغذیه کند. در فرانسه، یک کارخانه ی پنیرسازی معمولی، هر روز حدود دویست تون از این ماده را دور می ریزد در صورتی که اگر خشکانده شود، دوازده تون ماده ی مغذی از آن به دست می آید.[7]

حجم پولي كه سالانه توسط گروه هاي تبهكار در سطح جهان به گردش درمي آيد، معادل توليد ناخالص داخلي انگليس است؛ که نيمي از اين مبلغ به عنوان رشوه دريافت مي شود.

درآمد ‪ ۲۲۵ تن از ثروتمندترين افراد جهان برابر با درآمد ‪ ۲/۷ تن از فقيرترين افراد كره زمين است. يعني اين ‪ ۲۲۵ تن درآمدي برابر با ‪ ۴۰درصد نوع بشر بر روي كره زمين دارند.

ارتشاء و تباني كه در كشورهاي ثروتمند بيش از ساير نقاط جهان رواج دارد، دمكراسي را در اين كشورها به خطر انداخته است. از اين راه قوانين و مصوبات دولتي به راحتي خريد و فروش مي شود.

اين خطر نوع بشر را تهديد مي كند كه جرائم سازماندهي شده از اين پس به جاي خريد و فروش مواد مخدر به سمت خريد و فروش قوانين و مصوبات دولتي تغيير چرخش دهد.

در كشورهاي در حال توسعه، نيز اقليتي كوچك ارتشاء را به عالم سياست هم كشانده اند. بخش وسيعي از اين ارتشاء در كشورهاي ثروتمند انجام مي شود. در اين كشورها همه قوانين و مصوبات دولتي به نحوي گسترده با پول خريد و فروش مي شوند. از اين راه افزون بر ‪ ۵۲۰ ميليارد دلار در اقتصاد سياه جهان به گردش در مي آيد.

بعد از رشوه خواري، تجارت مواد مخدر با درآمدی حدود‪۳۲۰ ميليارد دلار، دومين منبع توليد درآمد در حلقه جرائم سازمان يافته در جهان است.

در قياس با دو مقوله فوق، قاچاق انسان صنعتي در مقياسي كوچكتر است.

مجموع درآمد اين قاچاق سالانه در جهان به ‪ ۴۴ميليارد دلار بالغ مي شود.

بر اساس آمارهاي سازمان ملل امروزه قريب به ‪ ۲۷ميليون انسان در جهان به برده داري گرفته مي شوند كه آماري به مراتب تكان دهنده تر از اوج تاريخ برده داري در قاره آفريقاست. امروز اكثر جمعيت برده ها را زنان آسيائي تشكيل مي دهند.

براساس گزارش فوق، شمار قربانيان خشونت عليه زنان، بسيار بيشتر از زنان قرباني در جنگ است. امروز از هر پنج زن در جهان يك نفر قرباني تجاوز مي شود. ازمان ملل در اين گزارش به مسئولان آموزشي كشورهاي جهان توصيه مي كند كه در مدارس دخترانه به دختران شيوه هاي دفاع شخصي آموزش بدهند.

بيماري ايدز هم از مهم ترين معضلات جهاني است. ارزيابي هاي جهاني نشان مي دهد كه ‪ ۱۳تا ‪ ۱۵ميليون كودك در جهان به دليل داشتن والدين مبتلا به ايدز يتيم شده اند. اين كودكان تهديدي ديگر براي آينده جهان هستند، چرا كه در خطر پيوستن به شبكه هاي تبهكاري قرار دارند، در حالي كه هيچ اقدامي براي پيشگيري و يا مقابله با اين خطر به عمل نيامده است.

درچنین جهانی آنچه باعنوان هنربه وجود می آید نتیجه تلاش گروهی از فن سالارانی است که تنها به فریفتن مخاطب می اندیشند: زیرا اگر هنر به جانب بیدارسازی مخاطبان خود حرکت کند و ایشان را به جانب چشمه های جوشان یقین سوق دهدخواهد توانست فلک راسقف بشکافد و طرحی نو دراندازد. در چنین جهانی که زیاده طلبی گروهی اندک، آن را بیش از هر زمان دیگری آشفته خواسته است هرگز فضیلت نمی تواند شانی و جایگاهی داشته باشد.

حکایت حال ِجهان خواران بی فضیلتِ امروز را "جبران خلیل جبران " به زیبایی هرچه تمامتر در کتاب "حمام روح " [8] در بیانی نمادین این گونه به تصویر می کشد:

"در سفری که به دور دنیا داشتم در جزیره ای لم یزرع به موجود هولناکی برخوردم که سری همچون سر انسان و سمهایی آهنین داشت. آن موجود هولناک بی انقطاع زمین را می خورد و آب دریا را می آشامید. مدتی طولانی به تماشای او ایستادم.سپس نزدیک شدم و پرسیدم: آیا هنوز سیر نشده ای؟ آیا شکم تو چاه ویل است و گرسنگی و تشنگی ات را پایانی نیست؟

و موجود هولناک در جواب من گفت:

چرا، چرا براستی که سیرشده ام بلکه کارم از سیری گذشته و ازخوردن و آشامیدن به درد آمده ام. اما وحشت من از این است که تا فردا زمینی برای خوردن و دریایی برای آشامیدن باقی نماند.

 

پی نوشت:

Appel aux Vivants 1

2 - Roger Garaudy

3- روژه گارودی، هشدار به زندگان، علی اکبر کسمائی، هاشمی، تهران، ١٣٦٣، صص ٣٤ و ٣٥.

4- Only One Earth: The Care and Maintenance of a Small Planet

5- باربارا وارد و رنه دوبو، تنها یک زمین، محمود بهزاد و محمد حیدری ملایری، کتابهای جیبی، تهران، ١٣٥٢، ص ٢٢٩.

6- رنه دومن، خیال پردازی یا نابودی!، منیر جزنی، امیر کبیر، ١٣٥٣، تهران، ص ٢٠ 6

7- هشدار به زندگان، صص ٤٨٥ و ٤٨٦

8- جبران خلیل جبران؛ حمام روح، ترجمه مرحوم حسن حسینی، تهران، انتشارات حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی 1376

 
 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 8:31 AM
واكاوي‌انديشه اصلاح الگوي مصرف 
    
 
 
 

 
 
   ● نويسنده: محمد علي - خزاعي 
● منبع: روزنامه - رسالت - تاريخ شمسی نشر 03/05/1388
 
 
 
 
 
با نامگذاري سال 1388 تحت عنوان سال اصلاح الگوي مصرف از سوي مقام معظم رهبري، گام تازه‌اي در مسير توسعه پايدار برداشته شد. آنچه كه بعد از گذشتن چند ماه از اين نامگذاري رخ مي‌نمايد، تلاش وسعي فراوان براي نهادينه نمودن اين هدف سترگ در تمامي اركان جامعه مي‌باشد. زير هدف‌گذاري صحيح سمينارها، همايش‌ها، انتشار كتاب‌ها و مقالات و اقداماتي از اين قبيل، بدون واكاوي اين‌انديشه راهبردي امري عبث و بيهوده مي‌نمايد.
 
اهميت اصلاح الگوي مصرف
نظر به جايگاه ممتاز جمهوري اسلامي ايران در معادلات جهاني به عنوان يگانه حكومتي كه بر پايه مردمسالاري ديني بنا شده است و نيز وجود مواردي همچون: بحران عظيم اقتصادي جهان، تداوم تحريم‌ها، سند چشم‌انداز 20 سال كشور (ايران 1404)، تصويب لايحه برنامه پنجم و تداوم نوآوري و شكوفايي و... شرايطي را حاكم نموده كه نخبگان و‌انديشمندان حوزه و دانشگاه بيانات رهبر گرانقدر انقلاب را فصل الخطاب خود قرار دهند و با ارائه راهكارهاي مستند و علمي، علاوه بر تاكيد بر اهميت اين‌ايده مهم و ارزشمند، سهم شايان توجهي را در تحقق افق‌هاي بي بديل آن بر عهده گيرند.
 
شناخت مولفه‌هاي اصلاح الگوي مصرف
با نگاهي به‌انديشه اصلاح الگوي مصرف، سه مولفه عمده را در آن مي‌يابيم كه از مجموع آنها، اصلاح الگوي مصرف حاصل مي‌شود. اولين مولفه، بي گمان «مصرف» مي‌باشد. كه به زعم كارشناسان، به معناي بهره برداري و استفاده از امكانات موجود به قصد برطرف كردن نيازهاست.
مولفه دوم، «الگو» است. الگو به عنوان استاندارد و نرم تعريف شده بر اساس معيارها و شاخص‌ها تبيين گرديده، اما مهمترين مولفه، «اصلاح» مي‌باشد، كه معاني‌اي از جمله: تصحيح، بازنگري، پالايش، زدودن معايب و افزودن راهكارهاي جديد را در بر مي‌گيرد.
لذا با بررسي اين مولفه‌ها، در مي‌يابيم كه مواردي همچون: عدم مصرف، كم مصرف كردن و مصرف مطابق الگوهاي ناكارآمد، هرگز در آن جايي ندارد. بلكه مصرف صحيح و مطابق الگوهاي خردمندانه بر پايه پشتوانه‌هاي ديني، علمي، عرفي و كارآمد، هدف نهايي و غايت تعريف شده اين راهبرد استراتژيك مي‌باشند.
 
اصلاح الگوي مصرف از منظر تعاليم دين اسلام
معارف غني اسلامي مي‌توانند به عنوان پشتوانه‌اي محكم در تبيين‌ايده‌هاي سازنده تلقي گردند. از نگاه جامع تعاليم دين اسلام، نه تنها مصرف كردن امري مذموم و ناپسند تلقي نمي‌گردد، بلكه تشويق هم مي‌گردد. منتها با رعايت اقتضائاتي همانند:
 
-1 شكرگزاري
يا ايها الذين امنو كلوا من طيبت ما رزقناكم و اشكروالله ان كنتم اياه تعبدون؛
«اي كساني كه‌ايمان آورده‌ايد! از روزي‌هاي پاكيزه كه به شما داده شده است بخوريد و خداوند را شكرگزار باشيد، اگر او را عبادت مي‌كنيد.»(1)
 
-2 اطعام مستمندان
فكلوا منها و اطعموا البائس الفقير؛
«پس بخوريد از آن و به مستمندان و فقيران طعام دهيد.»(2)
 
-3 عدم اسراف
... و كلوا و اشربوا و الاتسرفوا...؛
«و بخوريد و بياشاميد و اسراف مكنيد.»(3)
 
-4 ميانه روي
امام علي(ع) مي‌فرمايد: «هر كس در زندگي ميانه رو باشد، پيوسته بي نياز خواهد بود و ميانه‌روي كمبودهايش را جبران مي‌كند.»(4)
 
-5 عدم تبذير
امام حسن عسكري(ع) مي‌فرمايد: «ميانه روي‌اندازه‌اي دارد كه اگر از آن بگذرد، خسيسي و بخيلي است.»(5)
پس با عطف توجه به اقتضائات مطرح شده در دين مبين اسلام، در مي‌يابيم كه تعيين الگوي مصرفي كه در آن ميانه روي فارغ از اسراف و تبذير لحاظ شده باشد، تائيد و سفارش مي‌گردد. چنان كه يكي از اطرافيان حضرت امام خميني(ره) در اين خصوص مي‌گويد: «بارها ديدم كه ايشان از اتاقشان به طرف‌اندروني رفتند ولي چند لحظه بعد از ميان راه برگشته لامپ مهتابي را خاموش كرده و دوباره به طرف‌اندروني رفتند، با آنكه درآن موارد معمولا بيش از چند دقيقه در‌اندروني نمي‌ماندند و دوباره به همين اتاق بر مي‌گشتند.»(6)
 
محورهاي عمده محقق كننده اصلاح الگوي مصرف
به طور كلي پنج محور عمده محقق كننده اصلاح الگوي مصرف عبارتند از:
 
-1 سياسي:
در بعد سياست داخلي، دنبال كردن بحث اصلاح الگوي مصرف در قالب طرح، قانون و كميسيون ويژه، بازنگري و اصلاح قوانين، ساختارها، رفتارها و نگرش‌هاي ناكارآمد ترويج دهنده مصرف بي رويه در مجلس شوراي اسلامي، امري اجتناب ناپذير مي‌باشد. دولت هم با گنجاندن دستورالعمل جامع اصلاح الگوي مصرف در لايحه برنامه پنجم (با نگاهي به سند چشم‌انداز 20 ساله كشور ايران 1404) و اجراي اصلاح الگوي مصرف از درون خود، مي‌تواند سهم قابل توجهي را در اجرايي نمودن اين امر خطير به خود اختصاص دهد.
اما در بعد سياست خارجي، با تبيين درست و اصولي اصلاح الگوي مصرف مي‌توان مواضع خردمندانه‌تري را در قبال ساير ملل و نهادهاي بين المللي اتخاذ نمود. براي مثال؛ از سفرهاي موازي و ايجاد دفاتر ديپلماتيك در مناطقي كه توجيه استراژيك ندارند، جلوگيري نمود و با مد نظر قرار دادن روشهاي نوين در ديپلماسي خارجي و استفاده از تجربيات مفيد ساير دولت‌ها گام مهمي را در تحقق اين‌انديشه راهبردي برداشت.
 
-2 دفاعي:
تدوين دستور العمل جامع اصلاح الگوي مصرف خاص نيروهاي نظامي، طراحي و ساخت ادوات نظامي مدرن داراي بازده بالا و مصرف بهينه توسط نيروهاي مبتكر و خلاق داخلي، بازنگري در شيوه آموزش و اصلاح ساختار تربيت نيروهاي نظامي و امنيتي با محوريت اصلاح الگوي مصرف، پرهيز از شيوه‌ها و راهكارهاي پر مصرف در حراست از امنيت مرزهاي كشور، از جمله موارد تامين كننده اصلاح الگوي مصرف قلمداد مي‌گردند.
 
-3 اقتصادي:
هدفمند كردن يارانه‌ها، اصلاح قيمت حامل‌هاي انرژي، پرهيز از هدر دادن سرمايه‌ها، اسراف ننمودن در شيوه توليد، استفاده از حداكثر ظرفيت توليد، به كارگيري سيستم‌هاي كارآمد در توزيع، بالا بردن بهره وري نيروي انساني و ماشين آلات صنعتي، اصلاح الگوي مصرف در سرفصل‌هايي همچون، آب، برق، گاز، نفت و... حمايت منطقي از طرح‌هاي زودبازده اقتصادي، استفاده از‌انديشه‌ها و افكار بزرگان علم اقتصاد خصوصا جوانان، توجه هر چه بيشتر به استانداردها به عنوان راهكاري در جهت اصلاح الگوي مصرف، حمايت از مكانيزه نمودن پروژه‌هاي اقتصادي با دادن وام‌هاي بلند مدت به منظور بالا بردن ظرفيت توليد و كم كردن ضايعات، گسترش دولت الكترونيك به عنوان عاملي در جهت زدودن بوروكراسي هزينه بر اداري، تنها بخشي از موارد محقق كننده اصلاح الگوي مصرف محسوب مي‌شوند.
 
-4 علمي:
توليد علم بر محوريت اصلاح الگوي مصرف خصوصا در مورد انرژي‌هاي تجديد نشدني، تشكيل اتاق‌هاي فكر و بانك‌هاي اطلاعاتي پژوهشي به منظور استفاده از توان حداكثري دانشمندان و متفكران و نخبگان صاحب نظر، بهينه هزينه نمودن اعتبارات پژوهشي دانشگاه‌ها و شتاب مناسب در موارد مهمي همانند؛ برنامه هسته اي، عدم رجعت به راهكارهاي هزينه بر و فاقد بازده علمي، نهادينه نمودن جايگاه پژوهش مبتني بر پرداختن به فلسفه آن علم و دوري از تجهيزات و امكانات بعضا تجملي و پر مصرف فاقد استانداردهاي علمي، مي‌توانند خود از زمينه‌هاي استقرار الگوي مصرف تلقي گردند.
 
-5 فرهنگي:
توجه به فرهنگ غني اسلامي و ايراني در مصرف بهينه، استفاده از توان فرهنگي نخبگان حوزه و دانشگاه به منظور فرهنگ سازي در جهت اصلاح الگوي مصرف، غافل نشدن از توان فوق العاده رسانه‌ها خصوصا رسانه ملي در فرهنگ سازي و تبيين صحيح سطح توقعات و انتظارات و باورهاي عمومي در خصوص مصرف، نهادينه نمودن فرهنگ تشويق و تنبيه سازمان‌ها و افراد رعايت كننده و تخطي كننده از الگوي مصرف، از مهمترين محورهاي بالنده توان فرهنگي كشور در خصوص اصلاح الگوي مصرف مي‌باشند.
در انتها لازم است به دو نكته اشاره نماييم؛ نخست آنكه تحقق‌ايده اصلاح الگوي مصرف بدون ياري گرفتن از اصحاب‌انديشه كشور امري خام و فاقد بهره دهي مناسب مي‌نمايد و دوم آنكه اصلاح الگوي مصرف تنها وظيفه‌اي بر دوش دولتمردان نمي‌باشد، زيرا اگر تعامل سازنده مردم با سه قوه در پرتو عنايت به فرمايشات مقام معظم رهبري نباشد، تحقق اين راهبرد عملياتي امكان پذير نخواهد بود.
 
پي نوشتها:
-1 بقره، آيه 172.
-2 حج، آيه28.
-3 اعراف، آيه 31.
-4 ميزان الحكمه، ج 8، صص138 -139.
-5 همان منبع، ج 8، صص139 - 138.
-6 در سايه آفتاب، محمد حسين رحيميان، ص86.

 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :86
  •    
  •   
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  
  • 16  
  • 17  
  • 18  
  • 19  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net