نامگذاری امسال به سال اصلاح الگوی مصرف همچنان که پیشبینی میشد در حد چند مصاحبه و اعلام حمایت و نقش بستن چند روزه بر لوگوی شبکههای تلویزیونی بسنده شد و حاق این ایده ناب در معرض فراموشی قرار گرفت. رقابتهای انتخاباتی و چالشهای پس از آن نیز به اندازه کافی، دلیل یا بهانهای برای تعویق عملیاتی کردن این ضرورت واقع شد. با وجود سپری شدن قریب به 120 روز، هنوز طرح یا لایحهای مبنایی - که از آفت شعارزدگی مصون باشد - در دستور کار قرار نگرفته و در همچنان بر همان پاشنه میچرخد.
اما یک سؤال بنیادی وجود دارد که الگوی مصرف چه چیزی یا چه چیزهایی نیازمند اصلاح است؟ در نگاه بدوی، سرمایههایی نظیر آب، انرژی و محصولاتی غذایی در ذهن نقش میبندد و پرهیز از مصرفزدگی - که به واردات بیرویه منجر میشود - در اولویت قرار میگیرد. اما اگر قرار است از سرمایههای ملی حراست کنیم و با مصرف درست، الگویی بهینه داشته باشیم باید بدانیم اصلاح الگوی مصرف صرفاً به آب و برق و حاملهای انرژی محدود نمیشود و سادهانگاری است که با عطف توجه به این سرمایههای مادی و البته مهم از دیگر سرمایهها غافل باشیم.
منابع انسانی بهویژه در عصر حاضر سرمایهای مهمتر است که ظاهراً قدر آن را کشورهایی بیشتر میدانند که سالها پیش دوره جذب و بهرهبرداری از سرمایههای مادی و به تبع آن، توسعه فراگیر و پایدار را سپری کردهاند و اینک میدانند که پیشرفت دانشمحور جز با اردو زدن در سایه نـیروی انسانی فهیم و کارآمد ممکن نیست. ارزش و جایگاه منابع انسانی با توجه به قدرت هم افزایی بینهایت آن بسیار بالاست؛ بالاتر از سرمایههای مادی. آیا ما و نظام دیوانی ما در مصرف سرمایههای انسانی، الگوی درستی داریم و آیا نیازمند اصلاح این الگو نیستیم؟
مطابق یک قاعده معقول، ریشهدار و متکی بر آموزههای مدیریتی، برای مدیران عالیرتبه کشور نظیر وزیران، علاوه بر شاخصهای اصلی نظیر دانش، تجربه، کارآمدی، نگاه استراتژیک، قدرت بسیج، امکان اجماعسازی، توان رهبری و. . . - که کم و زیاد آن در مدیرانی که پلههای مدیریتی را طی کردهاند وجود دارد - صرفاً دو مشخصه ضروری است: تعهد برنامهای و تعهد سیاسی.
مدیران عالیرتبه حق ندارند نسبت به سیاستها و برنامههای دستگاه متبوع خود (مثلاً دولت) با این استدلال که «این سیاست یا برنامه را قبول ندارم» بیتعهد باشند. همچنین تعهد سیاسی در کشورهایی که دارای نظام حزبی هستند بدان معناست که در چارچوب مرامنامه و مصوبات حزب حاکم عمل میکنند و اجازه ندارند با استدلال استقلال، ساز جداگانه بزنند. (در کشور ما که نظام رقابتی حزبی غایب است و رقابتها شکل تودهای و جبههای دارد قاعدتاً «تعهد سیاسی به جبهه» جایگزین تعهد سیاسی حزبی میشود).
انتظاری فراتر از این دو مشخصه و مدیران را در حد گماشته دانستن، نادیده گرفتن کرامت انسانی و آئین دیوانی است. این درست که حق یک مدیر ارشد آن است که همکارانی همراه انتخاب کند اما این بدان معنا نیست که اگر مدیران پائین دستی به دو تعهد یاد شده پایبند باشند، صرفاً به دلیل یک انتقاد جزئی یا تفاوت سلیقهای مختصر و نه بنیادین اجازه داریم به حذف آنان مبادرت نماییم و قاعده عقلی که سعهصدر را از ابزار ریاست میداند، نادیده انگاریم.
در محافل گفته میشود که تیم همراه آقای رئیسجمهور درصدد حذف مدیرانی است که به اندازه کافی در انتخابات مایه نگذاشتهاند یا در پارهای از سیاستها، نظر و منویات رهبری را مقدم بر نظر رئیسجمهور دانستهاند یا به تبعیت از منطق فازی، همه چیز را صفر و یک نمیبینند تا با حذف این مدیران - که قاعدتاً تحت لوای دیگری انجام میگیرد - تیمی کاملاً یکدست شکل گیرد.
تیمی که ممیزه اصلی آن ذوب در احمدینژاد بودن است تا بتواند علاوه بر حذف مدیرانی که اصلاحطلب معتدل هستند یا اساساً غیرسیاسیاند، اصولگرایان هم جبههای ولی در عین حال منتقد را نیز مرعوب یا زمینگیر سازد.
این گروه تمامی مناصب کشور را سیاسی میبیند تا با این فرض نادرست، سیطره لازم را ایجاد کند؛ در حالی که بعضی از سمتها اساساً سیاسی نیستند و به ضرر کشور است که با انتصاب چهرههایی سیاسی، چنین پستهایی را سیاستزده یا سیاسی بکنیم. این راه اشتباه را که دولت آقای خاتمی بنیان گذاشت نباید تداوم داد.
اگر خبر یاد شده صحت داشته باشد به معنای محروم کردن کشور از خدمات مدیرانی است که سرمایههای کشور محسوب میشوند و این به معنای آن است که قدر سرمایههای خود را نمیدانیم و در مصرف و هزینه کردن آن به تعبیر قرآنی اسراف میکنیم.
شناخت شيوه هاي صحيح مصرف و رعايت آن و قدرت تشخيص ضرورتها و اولويّت ها بر مصارف و نيازهايي كه در رديف بعدي از نظر اهميّت قرار دارند و نيز آشنايي راه هاي صحيح استفاده از سرمايه و ابزار كار و لوازم زندگى، از مسائل بسيار مهمي است كه به نظر نگارنده بايد در سطحي وسيع، جامعه را در تمامي اين زمينه ها به وسيله كارشناسان امور مختلف، آموزش داد.
در جامعه اسلامي قابل قبول نيست كه افراد آن با وجود برخورداري از فرهنگ غني و پربار اسلامي - كه در هر زمينه و نيز در اين مورد بهترين تعاليم و راهنمايي ها را در خود دارد - از برخي جوامع كه از داشتن آن محرومند و صرفاً ملاحظات مادّي آنان را به صرفه جويي و پرهيز از اسراف واداشته است، عقب بمانند؛ بلكه بايد با بهره گيري از اين تعليمات، در اين زمينه خود الگوي ساير جوامع باشند. براي نمونه به اين گزارش توجه كنيد:.
اصطلاح (موتاي ناى) يك روح قناعت و صرفه جويي به ژاپني ها داده است و آنان را بر آن داشته است كه، حدّاكثر استفاده را از امكانات موجود خود بنمايند. از موارد خاص صرفه جويي ژاپني ها، در مصرف كاغذ است. در ژاپن، هيچ وقت كتاب ها و روزنامه هاي خوانده شده به همراه زباله دور ريخته نمي شود... اين در حالي است كه ژاپن، دومين كشور دنيا از نظر توليد كاغذ است و بيشتر كاغذهاي توليدي اش از طريق توليد مجدد به دست مي آيد.... در ژاپن، اززباله هاي فلزي پس از جمع آوري استفاده مجدد به عمل مي آيد.... نكته ديگر كه در زندگي آنان حايز اهميت است، صرفه جويي در مصرف انرژي است. آنان، سعي مي كنند به جاي گرم كردن محوطه خانه، فقط اعضاي بدن افراد خانه را گرم نمايند تا انرژي حرارتي كمتري مصرف شود. از اين روى، از سيستم هاي بزرگ و پرخرج تهويه مركزي در خانه هاي مسكوني كمتر ديده مي شود. و در همين زمينه مي توان از كيسه هاي شني كوچك انفرادى، كه درجهت گرم نگه داشتن اعضاي بدن در زمستان مورد استفاده قرار مي گيرد، نام برد.... ژاپني ها، براي صرفه جويي در مصرف انرژى، هيچ وقت پس از خوابيدن، بخاري و يا وسيله گرم كننده داخل خانه خود را روشن نگه نمي دارند، بلكه در شب هاي سرد براي گرم شدن، از لحاف و روانداز بيشتر استفاده مي كنند.(3).
مگر اين توصيه اميرالمؤمنين ژ نيست كه به مسلمان ها فرمود:.
اَللّهَ اللّهَ فِي الْقُرْآنِ لايَسْبِقَنَّكُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَيْرُكُمْ؛(4).
از خدا بترسيد و او را درباره قرآن رعايت كنيد نكند ديگران در عمل بدان از شما پيشي بگيرند!.
در حالي كه قرآن كريم بيش از بيست بار، از اسراف و تبذير، نكوهش و يا نهي فرموده است و عواقب زشت و زيانبار آن را به صورت هاي مختلف گوشزد نموده است.
جايگاه فرهنگ مصرف، در مكتب اهل بيت ه از مناجات حضرت امام زين العابدين ژ با خداوند به خوبي نمايان است. آن حضرت در يكي از بخش هاي دعاهاي خود عرض مي كند:.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَاحْجُبْني عَنِ السَّرْفِ وَاهِزْدِيادِ، وَقَوِّمْني بِالْبَذْلِ وَاهِقْتِصِادِ، وَعَلِّمْني حُسْنَ التَّقْدير، واقْبِضْني بِلُطْفِكَ عَنِ التَّبْذيرِ؛(5).
پروردگارا! بر محمد وآل او درود فرست و پرده اي بين من و اسراف و افزون طلبي حايل كن و با در پيش گرفتن انفاق و ميانه روى، به زندگي من قوام بخش و راه هاي صحيح مصرف و اندازه گيري در معيشت را به من تعليم فرما و به لطف خود مرا از ارتكاب تبذير بر كنار دار.