فطرس
فطرس
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

جویبار یا رودخانه ای که از سرچشمه ی پاک، ناب و خالص جریان می یابد چون به سوی دشت و صحرا جاری می شود. صفا، طراوت و برکت به ارمغان می آورد و مزارع و باغات را سیراب می سازد و آدمیان و سایر موجودات را بهره مند می نماید. اما اگر این رودخانه طغیان کند و حالت سیلابی به خود گیرد نه تنها دیگر مزایای مزبور را در برندارد که موجب تخریب و ویرانی است. حقایق مسلم تاریخی و خصوصا واقعیت هایی که مربوط به حوادث سازنده، رشد دهنده و انسان ساز هستند تا زمانی که دچار دگرگونی نشده اند همچون چشمه ها و جویبارها صفابخش و پربار و حرکت آفرین خواهند بود، اما اگر گرفتار آفت هایی چون تحریف شوند از مقاصد عالی، اهداف والا و نورانی خویش دور افتاده و خاصیت اصلی خویش را از دست می دهند.

قرآن کریم می فرماید: «یحرفون الکلم عن مواضعه ونسوا حظا مما ذکروا به »  (۱)  «کلمات را از مورد خود تحریف می کنند و بخشی از آنچه را به آنان گوشزد شده بود فراموش کردند» . در جای دیگر این کلام آسمانی می خوانیم، «وقد کان فریق منهم یسمعون کلام الله ثم یحرفونه من بعد ما عقلوه وهم یعلمون »  (۲)  گروهی از ایشان کلام خدا را می شنیدند و پس از فهمیدن، آن را تحریف می کردند، در حالی که علم و اطلاع داشتند!

معنای تحریف

وقتی سخنی از معنای اصلی منحرف شود به وجهی که مقصد اساسی خود را از دست بدهد و از وضع واقعی و حقیقی به شکلی دیگر درآید می گویند در آن تحریف صورت گرفته که در این صورت هدف آن کلام فدای این دگرگونی منفی و مغرضانه خواهد شد، گاهی در الفاظ و ظاهر قضایا تحریفی صورت می گیرد و در مواقعی در محتوا، پیام و هدف یک برنامه ای تحریف واقع می شود که نوع دوم از حالت اول خطرناکتر و پیچیده تر است و اصلاح در این مورد مشکل تر خواهد بود. متاسفانه در فصولی از تاریخ اسلام تحریفاتی رخ داده که سیمای حوادث راستین و وقایع حقیقی را عوض کرده و کار محققان را دشوار ساخته است. این حرکت یا به وسیله ی طرفداران و حامیان جاهل و یا مخالفان کینه توز رخ داده است. در خصوص نهضت مقدس و شکوهمند حضرت امام حسین علیه السلام باید خاطر نشان ساخت که دشمنان نتوانسته اند در آن تحریفی پدید آورند و این قیام به قدری صریح، روشن، مقدس و غیر قابل انتقاد بود که حتی بسیاری از مخالفان در برابرش سر تعظیم فرود آورده و آن را ستوده اند. ولی با کمال تاسف از سوی طرفداران جاهل مطالبی بی اساس وارد متون این بخش از تاریخ شیعه شده است.

حماسه حسینی چون خورشیدی عالمتاب بر همه ی جهان درخشندگی و فروزندگی دارد و در شرایط ظلمانی شعله ای ایجاد کرد و فریاد عدالتی در تیرگی ستم بود که حیات تازه ای در عالم اسلام به وجود آورد و معرفتی عالی و بینشی نیرومند در آن نهفته است. و مرثیه ها و روضه ها باید بیشتر این جنبه ها را مورد بررسی قرار دهند و محاسن حماسی این نهضت را مطرح کنند و پرداختن به چنین ابعادی از قیام عاشورا، از روی آوردن به تحریفات می کاهد نباید آنقدر افسانه، خرافه و مطالب دروغ به این حرکت مقدس ملحق کرد که عظمت و افتخار و الهام بخشی و اثر تربیتی آن را تیره و تار کند و چنین شکوهی را مخدوش نماید، تکیه بر خطبه های امام و اهل بیت که ایراد نموده و نیز روضه خواندن از روی بیاناتی که آن حضرت در پاسخ به افراد در مسیر مدینه تا کربلا فرموده اند و نیز بر اساس رجزهایی که آن امام بزرگوار و اصحابش در روز عاشورا در مقابل دشمن خوانده اند و در کتب معتبر ثبت و ضبط شده و از روی نامه هایی که بین امام و مردم کوفه و بصره رد و بدل شده و در منابع مستند ضبط است از مواردی است که تاریخ این قیام را پرحرارت و پرتابش نگه می دارد، باید توجه داشت که این جنبش با هاله ای از قداست آمیخته است و باید برای معرفی آن از ابزارهای درست، سخن پاک و مضامین عالی بهره گرفت و غافل شدن از این واقعیت و گریستن را هدف دانستن، فرهنگ تحریفی را ترویج می کند، شهید مطهری رحمه الله می گوید: «… قهرا برای این که مردم بیشتر گریه کنند… روضه های دروغ جعل شد مردم ما هم به روضه های خیلی داغ و پرحاشیه عادت کرده اند و این خود عاملی شده که اجبارا عده ای از اهل منبر برای این که مردم گریه کنند… روضه های ضعیف می خوانند..» . (۳) .
هدف نهضت: مبارزه با تحریف

حضرت امام حسین علیه السلام در قیام پرشکوه خود در صدد برآمد تا چهره ی واقعی آیین محمدی صلی الله علیه و آله و اسلام ناب را به جهانیان معرفی کند و پیام معنوی قرآن را به تشنگان معارف برساند و از فرهنگ دینی غبارزدایی کند.

در این قیام عامل امر به معروف و نهی از منکر برجسته تر است چنان که امام حسین علیه السلام در وصیت به برادر خود محمد حنفیه فرموده اند: قیام من برای اصلاح امت جدم می باشد، می خواهم امر به معروف کنم و نهی از منکر نمایم و به سیره و سنت جد و آیین پدرم – حضرت علی علیه السلام – رفتار کنم (۴) .

در حقیقت امام حسین علیه السلام برای مبارزه با تحریف ها قیام فرمود زیرا احساس نمود در دستگاه خلافت اسلامی انحراف شدیدی رخ نموده و این اعوجاج در شئون سیاسی اجتماعی مسلمین رخنه کرده و آنان را از رسیدن به چشمه پاک و پربهره ی توحید و رستگاری باز داشته است و برای زنده ماندن دین و بقای امت اسلامی راهی جز فداکاری و شهادت نمی باشد و گویی باید عبارت ان الله شاء ان یراک قتیلا تحقق پذیرد (۵) .

البته برخی خواسته اند یک تحریف تاریخی در این قیام ایجاد کنند و چنین تبلیغ نمایند که فراخوانی کوفیان هدف اساسی قیام کربلاست در حالی که دعوت کوفیان از موارد جزیی و فرعی این قیام است و خطبه های حماسی و پرشور امام بعد از شکست کوفه بیانگر این واقعیت می باشد شهید مطهری از این موضوع دچار شگفتی می شود که برخی خواسته اند حماسه ی کربلا را به نحوی ثابت کنند که مردم کوفه واقعا دارای قدرتی بودند و می شد به آنان اعتماد کرد در صورتی که عظمت قیام حسینی در این است که آن حضرت بدون اتکا به قدرت های سیاسی اجتماعی آن روز برپا خاست و اثر روحی این حرکت در حدی بود که نه تنها مردمان آن زمان را به تحرک وا داشت بلکه اثراتش همچنان باقی و پابرجاست (۶) . آن متفکر شهید در جای دیگر خاطر نشان می سازد:

«… نه چنان بود که بعد از دعوت مردم کوفه امام قیام کند بلکه بعد از این که امام حرکت کرد و مخالفت خود را نشان داد و مردم کوفه از قیام امام مطلع شدند و چون زمینه ی نسبتا آماده ای در آنجا وجود داشت مردم کوفه گرد هم آمدند و امام را دعوت کردند. .» . (۷)  اگر دعوت کوفیان عامل اصلی نهضت بود امام می بایست در این حرکت احتیاط بیشتری می نمود و تذکرات برخی ناصحان چون عبدالله ابن عباس را مورد توجه قرار می داد.
عوامل تحریف

امویان کوشیدند تا نهضت حسینی را از سرچشمه ی اصلی قیام جدا کرده و آن را بر بستر دیگر قرار دهند و این چنین وانمود کنند که حرکت مزبور نوعی ایجاد اختلاف و تشتت در بین مسلمین بود، دشمنان کوردل و شب پرستان خفاش صفت می خواستند این حماسه ی پرشکوه و سراسر مقدس را در حد یک آشوب سیاسی ناحیه ای تنزل دهند و به همین دلیل چون مسلم بن عقیل نماینده و شخص مورد وثوق امام وارد کوفه شد، یزید به حاکم وقت – ابن زیاد – نوشت فرزند عقیل می خواهد به اخلال و فساد دست زند و بذرهای تفرقه بپاشد و فرزند زیاد چون نایب امام – مسلم را – دستگیر کرد خطاب به وی گفت: چه شد که به این شهر آمدی تا آشوب برپا کنی، مسلم در جواب گفت: بر حسب دعوت و نامه های متعدد کوفیان آمده ام و ما خواهان برقراری عدالت هستیم.

به رغم آن که دشمنان نتوانستند این حماسه را کم رنگ سازند عواملی دست به دست هم داد تا منابع مستند تاریخ کربلا توسط عده ای نادان مورد خدشه قرار گیرد. از جمله:
۱- تمایل به اسطوره سازی

الگو بر خلاف اسطوره، مجموعه ای از باورهای ایمانی و معارف اعتقادی انسان است که در عرصه ی عمل در سیمای انبیاء و اولیاء نمایان می گردد و در سیره ی چنین افرادی نباید تحریف واقع شود. و روا نیست جنبه های افسانه ای که حس اسطوره ای را در اذهان ایجاد می کند به شرح حال و چگونگی نهضت افراد مقدس وارد شود. به فرمایش شهید مطهری: «افرادی که شخصیت آن ها، شخصیت پیشوایی است، قول آن ها عمل آن ها، نهضت آن ها سند و حجت است نباید در سخنانشان، در شخصیت شان تحریف واقع شود. قسمتی از تحریفاتی که در حادثه کربلا صورت گرفته معلول حس اسطوره سازی است » . (۸) .

حضرت آیة الله خامنه ای، مقام معظم رهبری، فرموده اند: جعل مطالب زاید و افزودن آن بر قصه ی اصلی و نسبت دادن آن به صاحب قصه در قصه معصومین علیهم السلام کذب و افترا و حرام است (۹) .
۲- گریه بر امام حسین علیه السلام و توجیه وسایل باطل

برخی تصور کرده اند چون می خواهیم بر سالار شهیدان بگرییم و این برنامه مقصد والایی است پس می شود از هر وسیله ای که به آن کمک کند، بهره گرفت. اگر چه با جعل و تحریف توام باشد. این واقعا فکر مسموم و پرآفتی است که اگر کاری با ظاهری مذهبی بروز کرد و دارای ثوابی بود، دیگر اشکالی ندارد در مسیر آن به هر حرکتی دست یازیم، اگر چه دین و مبلغان راستین آن از این کار بیزار باشند و حضرت ابا عبدالله علیه السلام هم از بابت آن در فشار باشد و خاطر مبارک آن امام همام برنجد. بزرگان دین و علمای شیعه با آن که خودشایستگی تربیت و تعلیم دیگران را داشتند باز دین و عقاید و افکار خویش را بر امام عصر خود عرضه می داشتند تا مبادا به نام دین به چیزی بر خلاف آن معتقد باشند یا به حساب دین، کاری را در جهت معارض آن انجام دهند (۱۰) .
۳- مراجعه به منابع مخدوش و تکیه بر مضامین جعلی

منابعی که از تاریخ عاشورا حکایت دارند، باید چندین مشخصه را داشته باشند، در غیر این صورت آمیخته به جعل و تحریفند و استناد به آن ها مشکلاتی را به بار می آورد و اهداف این نهضت را تحریف می کند، در وهله ی اول چون این مطالب به منابع اصیل قرآنی و روایی عرضه می گردند نباید رنگ ببازند و یا با آن ها در تعارض باشند همچنین مسایلی را که مطرح می کنند باید در شان و مقام حضرت امام حسین علیه السلام به عنوان فروغ امامت، ستاره ی درخشان آسمان ولایت و هادی انسان ها و نگهبان معارف الهی باشد، نکته ی دیگر این که در بررسی این متون تطبیق آن ها با عقل سلیم و منطق کار لازمی است که اگر خرد ناب و درک عالی انسانی قبول آن ها را مورد تامل قرار داد باید از نقلشان امتناع کرد. اگر انسان هر چه را می خواند و می شنود باور کند و برای دیگران بازگو کند بدترین جهالت را مرتکب شده است. مراجعه کننده ی به کتب مقاتل به مصداق «کونوا نقاد الکلام » باید این متن ها را با ارزیابی درست و ارزشیابی منطقی و اصولی مورد بررسی قرار دهد و از میان آن ها مطالبی را مورد گزینش قرار دهد که معارف و اندیشه افراد را ارتقا دهد، روح شنوندگان و عزاداران را به حماسه ی کربلا پیوند دهد و دل ها را به اهتزاز درآورد. شهید مطهری رحمه الله می گوید: «… اگر در آن مسیر صحیح با بیان حقایق و واقعیات بدون آن که روضه ی دروغی خوانده شود، بدون آن که جعلی شود، بدون آن که تحریفی شود… اگر اشکی از روی صداقت و حقیقت ریخت، شور و واویلا به پاشد مجلس هم کربلا شد، بسیار خوب است..» . (۱۱)  روی آوردن به منابع مخدوش چون روضة الشهدای ملا حسین کاشفی، اسرار الشهادة ملا آقا دربندی و دخالت دادن فرهنگ های قبل از اسلام همچون سوگ سیاوش و غیره در وقایع کربلا و مانند آن می تواند از زمینه های تحریف باشد. همچنین رسوخ برخی سنت های بومی و شیوه های قومی و محلی که به عنوان آداب و رسوم اقوام و قبایل مطرح هستند در برخی حوادث عاشورا این نهضت را آفت زده می کند، کما این که فرهنگ حکام و سلاطین چون به مرثیه ها رسوخ یافت اعتبار آن را کم کرد.

 نمونه هایی از تحریفات لفظی

۱- در برخی کتب مقتل که متاسفانه هنوز هم از آن ها استفاده می شود و در روضه ها به آن ها استناد می کنند برای ذریه ی امام دخترانی بافته، یا دخترانی را در مدینه گذاشته و برخی را شوهر داده و گروهی را از فرط تشنگی هلاک کرده و عده ای را شهید نموده اند و آمار مخالفان را به شکل اغراق آمیز نقل کرده و به ذکر وقایعی پرداخته اند که در این قیام رخ نداده است.

۲- تاکید بر این که علی اکبر نوجوانی هیجده ساله و ناکام بوده و آرزوی داماد شدن داشته و پدرش از بابت این که برایش همسری برنگزیده ناراحت است، در حالی که علی اکبر در شعبان سال سی و سوم هجری به دنیا آمده و در کربلا بیست و هشت سال سن داشته و عبارت ثمانیة و عشرین تحریف و تصحیف به ثمانیة عشر شده و علامه مقرم ثابت کرده که علی اکبر در کربلا از برادرش امام سجاد علیه السلام بزرگتر بوده است (۱۲) . همچنین برخی مطرح کرده اند که حضرت امام حسین علیه السلام از به میدان رفتن علی اکبر اکراه داشت و این تحریف در کتاب روضة الشهدای کاشفی دیده می شود ولی شیخ مفید و سید بن طاووس خاطر نشان ساخته اند وقتی آن جوان خواست به نبرد با اشقیا برود، امام بدون درنگ به وی اذن داد (۱۳) . برخوردهای احساسی و بسیار عاطفی بین علی اکبر و مادرش ام لیلی فاقد اعتبار تاریخی است و علامه مقرم اظهار می دارد; ام لیلی در کربلا نبوده و قبل از حادثه عاشورا وفات یافت.

۳- طبق برخی نقل های نادرست و تحریف شده امام حسین علیه السلام فرزند بیست و هشت ساله خود را داماد نکرده اما در بحبوحه ی حوادث کربلا که به دلیل شدت ناملایمات ناگزیر می شود نماز خوف بخواند مصمم می گردد دخترش فاطمه را به عقد ازدواج قاسم سیزده ساله درآورد. علامه مجلسی می گوید: قصه ی دامادی قاسم را در کتب معتبر ندیده ام (۱۴)  و محدث نوری آن را از اخبار وهن انگیز می داند (۱۵) . محدث قمی هم این ماجرا را مخدوش می داند (۱۶) .

۴- به حضرت مسلم بن عقیل نسبت داده اند که هنگام حرکت به سوی کوفه، کشته شدن صیدی را به دست صیادی لامت بدشگونی سفر دانسته و از این جهت واهمه به دل راه می دهد. اولا نایب و مورد وثوق امام نمی تواند از یک حادثه جزیی نگران شود و نسبت دادن دروغی این گونه به مسلم بدان معنا است که العیاذ بالله او از تعالیم اسلامی آگاهی ندارد، گذشته از آن حضرت رسول صلی الله علیه و آله امت خویش را از فال بد برحذر داشته و این کار را معادل شرک دانسته است و حضرت مسلم به هیچ عنوان این سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله را فراموش نکرده و آویزه ی گوشش بوده و نمی توان باور کرد که چنین شخصیتی به یک رسم جاهلی موهوم که با سیره ی خاندان عصمت مغایرت دارد عمل کند (۱۷) .

۵- حضرت امام سجاد علیه السلام که به صور گوناگون می کوشید تا برخلاف موقعیت های خفقان زا خاطرات عاشورا، شهادت و روح حماسه حسینی را زنده نگه دارد و با آن موقعیت اجتماعی همه ی دیده ها را به سوی سیمای پرمهابت خود متوجه کند و آن گاه اشکی داغ تر از آتش را بر گونه ها جاری سازد تا مردم در تبلور آن قطره های اشک عاشورا را تداعی کنند در برخی روضه ها و مرثیه ها و اشعار نمایش های تعزیه به صورت انسانی بیمار و ناتوان معرفی می شود و نیز نقل می کنند که وقتی برای امام حسین علیه السلام یاوری باقی نماند و آن حضرت برای وداع به خیمه امام سجاد علیه السلام رسید امام چهارم اظهار داشت: پدر جان کار شما با این مخالفان به کجا کشیده؟ گویی بر اساس این نقل دروغ و تحریفی، آن ستاره ی تابناک امامت از اوضاع کربلا و حوادث آن کاملا بی خبر است! از اتفاق، یکی از منابع مستند و منور که ناظر واقعه کربلا بوده و این رویداد را دقیق و با ذکر جزئیات ذکر کرده امام سجاد علیه السلام است.

۶- ماجرای فاطمه ی صغری که در مدینه مانده است و توسط مرغی از ماجرای کربلا باخبر می شود و پس از آن که می فهمد پدر و برادرانش در حادثه ی نینوا کشته شده اند بی تابی می کند و بر اثر ناله های زیاد جان به جان آفرین تسلیم می کند. نیز در کتب معتبر نیامده است.

۷- حکایت سلطان قیس که در هندوستان و به هنگام شکار مورد هجوم شیری قرار می گیرد و چون این فرد نصرانی امام حسین علیه السلام را به امداد می طلبد آن حضرت در بحبوحه جنگ با اشقیا موقتا از نبرد دست برمی دارد و وی را از گزند شیر نجات می دهد و در ادامه فرد مزبور اسلام می آورد. این ماجرا نیز جزو اکاذیب است.

۸- داستان دختری یهودی که فلج بود و قطره ای از خون امام حسین علیه السلام به وسیله ی مرغی به بدنش چکید و بر اثر آن بهبود یافت نیز از افزوده های بعدی است.

۹- حکایت شیر و فضه: که به توصیه ی حضرت زینب (س) فضه کنیز حضرت زهرا (س) شیری را می آورد تا از ابدان مطهر شهدا حفاظت کند، فاقد اعتبار است.

۱۰- ماجرای پیرزنی که در زمان متوکل می خواست به زیارت امام حسین علیه السلام برود که توسط عاملان متوکل عباسی دستگیر و به دریا افکنده می شود و بعد حضرت عباس علیه السلام او را نجات می دهد، ماجرای پدید آمدن این ماجرای سراسر دروغ را آیة الله حاج شیخ محمد حسین عالم نجف آبادی برای شهید مطهری نقل کرده است (۱۸) .

 تحریفات معنوی و محتوایی

۱- یکی از تحریفات معنوی این است که حضرت امام حسین علیه السلام به شهادت رسید تا امت گناهکار را نجات دهد. که با این برنامه هدف مقدس آن حضرت ناتمام جلوه داده شده است و چنین برداشتی از شفاعت به راستی موجبات انحطاط جامعه را پدید می آورد و با مبانی اعتقادی شیعه و فرهنگ ائمه در تباین است، این طرز فکر که شاید مورد پسند عوام باشد درست ضد هدف راستین امام است زیرا او نهضت خود را برای این منظور ترتیب داد تا مردم از خداوند ترس داشته باشند و از روی آوردن به گناه و معاصی برحذر باشند و به فرائض دینی توجه افزونتری کنند و روحیه ی تقوا در آن ها احیا شود، مرحوم آیتی می گوید: هیچ امکان پذیر نیست که کسی با دوری از خدا به امام حسین علیه السلام نزدیک شود و با خشم پروردگار امام را خشنود سازد و سهمی از معصیت را برای امام کنار بگذارد تا خدا نتواند از وی بازخواست کند (۱۹) ، شهید مطهری رحمه الله مخالف این باور غلط است و خاطر نشان می سازد گناه وقتی بخشیده می شود که روح انسان با معنویت امام پیوند بخورد (۲۰) . و در جای دیگر فرموده اند: «همان چرندی را که مسیحیت در مورد مسیح گفتند در مورد حسین علیه السلام گفتند، گفتند: که حسین کشته شد برای آن که بار گناه امت را به دوش بگیرد (۲۱) .» آن متفکر افزوده است اگر کسی در ماه رمضان روزه دار باشد و چنین سخنی بر زبان آورد روزه اش باطل است (۲۲) . به نظر شهید مطهری رحمه الله این چنین تصویری از شفاعت شرک در ربوبیت است و برای امام حسین علیه السلام نوعی اهانت به شمار می رود (۲۳) .

۲- القای این تفکر باطل که امام حسین علیه السلام دستگاه جداگانه ای در برابر ترازوی عدل الهی دارد و در پیشگاه خداوند اعمال صالح، عبادات خالص و رفتارهای نیک و حسنات مقبول است ولی نزد آن امام تنها گریه، ناله و بر سر و سینه زدن مورد قبول می باشد و در این دستگاه خیلی راحت تر از تشکیلات الهی می توان بهشت را به دست آورد و از آتش دوزخ رهایی یافت. البته آن چشمی که برای ابا عبدالله و یارانش نگرید و آن قلبی که نسوزد، چشم و قلب بشر نمی باشد اما این سخن با آن تحریفات فرق می کند که می گویند سومین فروغ امامت شهادت را برگزید تا مردم در مجالس حسینی شرکت یابند و بگریند و آمرزیده شوند بدون آن که سیره ی آن امام و توصیه های آن پیشوا را چراغ راه خویش قرار دهند.

۳- عده ای چنین عنوان می کنند که حماسه ی عاشورا بطور جبری و حادثه ای محتوم روی داده است، اگر این عقیده ی باطل را بپذیریم العیاذ بالله امام و یارانش را از هر گونه اراده، اختیار و تصمیم گیری سلب کرده ایم و اعتقاد به این تفکر موهوم با قرآن و فرهنگ اهل بیت مغایرت دارد به علاوه چنین تخطئه ای در اصل مهم و حیاتی قضا و قدر نوعی انحطاط فکری و عقیدتی به بار می آورد.

۴- نکته ای که متاسفانه در اغلب مرثیه ها دیده می شود این است که از زبان امام و یارانش رویداد کربلا و مصائب عاشورا به چرخ و فلک نسبت داده می شود و به عنوان زبان حال پیشوایی پاک و معصوم و مطیع اوامر الهی به روزگار و افلاک دشنام داده می شود در حالی که در روایات بسیاری از این حرکت نهی شده و اگر این اعتراض حاکی از اعتقاد به عامل مؤثر در سرنوشت انسان و در عرض اراده الهی باشد نوعی ثنویت و دوگانه پرستی به شمار می رود و خود از مظاهر شرک است و تفکر دهریون را در اذهان تداعی می کند، گذشته از آن اعتقاد به تاثیر ستارگان و افلاک در سرنوشت آدمیان در فقه اسلامی حرام است و باید دانست که امام معصوم می تواند به اذن خداوند ولایت تکوینی داشته باشد و در مخلوقات دخل و تصرف کند و فلک نمی تواند برای آن وجود مبارک سرنوشت مشخص کند.

۵- حضرت امام حسین علیه السلام با قیام خود مکتب عملی برای اسلام پدید آورد تا مسلمین و آزادگان با تاسی از او برای اصلاح امور جامعه و ترویج حسنات و محو منکرات اهتمام ورزند اما گروهی می گویند دلیل قیام امام حسین علیه السلام یک دستور خصوصی بود و طبق یک توصیه ی غیبی باید کشته می شد اگر این گونه باشد دیگر این قیام اثرات تربیتی و سازنده ای بر جامعه ندارد و قابل پیروی نیست و نقش الگودهی آن از بین می رود و نهضت امام از حوزه ی عمل بشری قابل اقتدا و اقتفا خارج شده و از زمین به آسمانی غیر قابل دسترس می رود. شهید مطهری می گوید: این تحریف معنوی نهضت امام را از حالت مکتبی بودن خارج می کند (۲۴)  و دیگر الهام بخش آدمیان نخواهد بود (۲۵) .

۶- ائمه ی اطهار علیهم السلام تاکید فرموده اند که نهضت امام حسین علیه السلام باید زنده بماند و فراموش نشود و توصیه کرده اند مردم برای آن حضرت بگریند و عزاداری کنند تا هم نهضت عاشورا حفظ شود و هم آنان در پرتو این مجالس و سوگواری ها به رشد معنوی و سازندگی ایمانی برسند و بر اثر همراهی عاطفی با حماسه عاشورا به معرفت عاشورائیان نزدیک شوند و از این چراغ هدایت نور بگیرند و با کشتی نجات از توفان حوادث آسان بگذرند. ولی گروهی این هدف را مسخ کرده و گفته اند: این گریه تسلی خاطری برای حضرت زهراست در حالی که امام حسین علیه السلام با شهادت خویش به مادرش زهرا (س) پیوست و آن دو انسان والا از هم جدا نیستند که حضرت فاطمه (س) در فراق این ماجرا ناراحت باشد و احتیاج به تسلی داشته باشد البته حضرت زهرا بسیار شادمان می شود که مردم با یاد حسین علیه السلام و زنده نگه داشتن راه او به سعادت برسند و در همان مسیری حرکت کنند که فرزندش پیمود. شهید مطهری این تحریف را مورد انتقاد شدید قرار می دهد و می فرماید با چنین تصوری ما مقام آن بزرگان را که آرزوی شهادت داشته اند تنزل داده ایم (۲۶) .

۷- حضرت امام حسین علیه السلام با فداکاری کم نظیر خود موجی ایجاد کرد که برای قرون متمادی ستمگران را به هراس واداشت و دشمنان دین را لرزانید و نامش با شجاعت، معنویت و ایثار و عدالت توام می باشد، او در حد بسیار عالی برای اعتلای اسلام خون خویش را داد و چشمه ی حقیقت را جاری ساخت و به قطره های خون خود ارزش داد اما عده ای این گونه می نگرند که امام حسین علیه السلام توسط دشمنان نفله شد و بدون این که تقصیری داشته باشد توسط ستمکاران کشته شد و از این جهت باید برایش متاثر بود و گریست، شهید مطهری این تصور باطل را مورد انتقاد قرار داده (۲۷)  و مرحوم آیتی می گوید: این گونه نیست که امام از روی بیچارگی تن به شهادت بدهد، این طور نبود و گوینده یا نویسنده این سخن هر که باشد سخنش سست و بی اساس است و اگر این گونه بود کجا دنیا می توانست روی این قیام مقدس حساب کند (۲۸) .

۸- هر گونه تاریخ یا مقتل یا گزارش یا مضمون شعری که حاکی از ذلت پذیری و خواهش امام حسین و یاران و خاندانش در مقابل دشمن باشد دروغ و تحریف و غیر قابل قبول است:

از آستان همت ما ذلت است دور واندر کنام غیرت ما نیستش ورود پس این که در برخی روضه ها یا مرثیه ها به شنونده یا خواننده القا می شود که امام برای به دست آوردن آب به دشمن التماس کرد با سیره ی امام مغایرت دارد و این که امام به عنوان شخصیتی والا مقام آن هم در سنین بزرگسالی (۵۷ سالگی) از غربت و تنهایی بنالد و مادر خود را صدا بزند که به او مادری کند منحط و مباین روح حسینی است، و این که در مرثیه ها از زبان امام گفته می شود که: راضی شدم که زینب خوار گردد آن وقت خاطره های نینوا را که بر کالبدهای مرده جوامع زندگی می دمد به صورت ذلت آوری ترسیم کرده ایم.

 پی نوشت ها:

 ۱) مائده / ۱۳ .

 ۲) بقره / ۷۵ .

 ۳) حماسه ی حسینی، شهید مطهری، ج ۳، ص ۲۶۰ .

 ۴) مقتل خوارزمی، ج اول، ص ۱۸۸; ملحقات احقاق الحق، ج ۱۱، ص ۶۰۲، نفس ال۵مهموم، حاج شیخ عباس قمی، ص ۴۵; مقتل عوالم، ص ۵۴ .

 ۵) نک: بررسی تاریخ عاشورا، محمد ابراهیم آیتی، ص ۷۹- ۸۹ .

 ۶) حماسه ی حسینی، ج ۳، ص ۵۴ .

 ۷) همان، ج ۲، ص ۴۰ .

 ۸) همان، ج اول، ص ۴۱ .

 ۹) ارزیابی سوگواری های نمایش، غلامرضا گلی زواره، ص ۳۶ .

 ۱۰) بررسی تاریخ عاشورا، ص ۱۲۵ .

 ۱۱) حماسه ی حسینی، ج اول، ص ۱۰۲- ۱۰۳ .

 ۱۲) نک: علی الاکبر، عبدالرزاق المقرم، انتشارات شریف الرضی .

 ۱۳) رک: الارشاد و لهوف .

 ۱۴) جلاء العیون، علامه مجلسی، ص ۴۰۴ .

 ۱۵) لؤلؤ و مرجان میرزا حسین نوری، ص ۱۹۳ .

 ۱۶) منتهی الآمال، ج اول، ص ۷۰ .

 ۱۷) تحقیق درباره ی اول اربعین حضرت سید الشهداء، شهید قاضی طباطبایی، ص ۱۷۴٫ پاورقی

 ۱۸) سرگذشت های ویژه از زندگی استاد شهید مرتضی مطهری، ج اول، ص ۳۵- ۳۶ .

 ۱۹) بررسی تاریخ عاشورا، ص ۱۲۵ .

 ۲۰) حماسه ی حسینی، ج ۲، ص ۲۰۹ .

 ۲۱) همان، ج اول، ص ۲۷۶ .

 ۲۲) همان، ص ۷۶ .

 ۲۳) عدل الهی، شهید مطهری، ص ۲۶۵ .

 ۲۴) حماسه ی حسینی، ج ۳، ص ۸۴- ۸۵ .

 ۲۵) همان، ص ۲۸۶ .

 ۲۶) همان، ص ۹۲ و نیز ص ۲۸۶ .

 ۲۷) همان، ص ۸۳- ۸۴ و نیز ج اول، ص ۸۰ .

 ۲۸) بررسی تاریخ عاشورا، ص ۸۹ .

غلامرضا گلی زواره ، صفحه ۴۳

 





نوشته شده در تاريخ سه شنبه 29 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

اهداف نهضت امام حسین (علیه السلام) :

۱٫ زنده کردن اسلام

۲٫ آگاه ساختن مسلمانان و افشاى ماهیت واقعى امویان.

۳٫ احیاى سنّت نبوى و سیره علوى.

۴٫ اصلاح جامعه و به حرکت درآوردن امت.

۵٫ از بین بردن سلطه استبدادى بنى امیه بر جهان اسلام.

۶٫ آزادسازى اراده ملت از محکومیت سلطه و زور.

۷٫ حاکم ساختن حق و پیروان آن.

۸٫ تامین قسط و عدل اجتماعى و اجراى قانون.

۹٫ از بین بردن بدعت ها و کجروی ها







نوشته شده در تاريخ شنبه 26 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

اصول نهضت و قیام امام حسین علیه السلام :

. اصل اصلاح طلبی در قیام حسینی.
۲ . اصل ساده زیستی.
۳ . اصل اخلاق.
۴ .اصل ارشاد.
۵ .اصل اقتدار در برابر دشمنان.
۶ .اصل خداترسی و ترس ناپذیری از غیر خدا.
۷ . اصل حق محوری و حق طلبی.
۸ . اصل حریت و آزادگی.
۹ . اصل پارسایی و وارستگی.

۱۰٫ اصل عدالتخواهی و ظلم ستیزی.
۱۱ . اصل پایبندی به عهد و پیمان.
۱۲ . اصل بندگی و عبادت پیشگی.
۱۳ . اصل غیرت دینی.
۱۴ . اصل از خود گذشتگی و فداکاری.
۱۵ . اصل عشق و محبت به پروردگار.
۱۶ . اصل مقابله با استفاده ابزاری از دین.
۱۷ . اصل احیای سنّت نبوی و عدم بدعت.
۱۸ . اصل احیای تکلیف گرایی.
۱۹ . اصل احیای آزادی و عزّت نفس.
۲۰ . اصل احیای دین.
۲۱ . اصل رهبری بر اساس بصیرت.
۲۲ . اصل تقدم منافع جامعه بر منافع فرد.
۲۳ . اصل احیای ارزش های الهی.
۲۴ . اصل تشکیل حکومت اسلامی.
۲۵ . اصل احیای کتاب و سنّت.
۲۶ . اصل شهادت طلبی.
۲۷ . اصل دفاع از زندگی آرمان خواه.
۲۸ . اصل حفظ حرمت های الهی.
۲۹ . اصل جمع آوری اطلاعات.
۳۰ . اصل مصادره اموال دشمنان.
۳۱ . اصل جذب نیرو.
۳۲ . اصل تصفیه نیرو.
۳۳ . اصل استفاده از روش های روانی و تبلیغی.
۳۴ . اصل عزّت.
۳۵ . اصل غیرت و حماسه.

۳۶٫ اصل ژرف اندیشی.
۳۷ . اصل عرفان.
۳۸ . اصل پرستش و نیایش.
۳۹ . اصل جانبازی بر سر پیمان.
۴۰ . اصل افشای استبداد و خودکامگی.
۴۱ . اصل احیای فرهنگ محبت و مهربانی.
۴۲ . اصل اصالت تکلیف ، نه نتیجه.





نوشته شده در تاريخ جمعه 25 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

پایگاه فرهنگی ، مذهبی شیعه ها - بزرگترین انگیزه قیام امام حسین (ع)

این سؤال مطرح است که چرا با وجود شناخت امام از مردم و قدرت بنی امیه چرا امام حسین قیام کرد و مانند امام حسن با حکومت کنار نیامد؟ چند نمونه از علل را در ذیل می آوریم:

۱٫ امر به معروف و نهى از منکر

بزرگترین انگیزه قیام امام حسین علیه السلام مسئله امر به معروف و نهى از مـنکر است که این دو از مـهمـتـرین ارکان دین است و امـام عـلیه السلام در درجه اول مسئول اجراء این امر مهم اسلامى است .

چنانکه در وصیت به برادرش محمد بن حنفیه اعلان فرمود :« قـیام مـن بر مبناى تمایلات نفسانى نیست ، من به منظور طغیان و فساد و تباهى و ستم خـروج نمـى کنم بلکه انگـیزه ام اصلاح امـت جدم رسول خدا است و مقصود و منظورم امر به معروف و نهى از منکر است» ۱

چـون بنى امـیه این دو رکن بزرگ و مـهم اسلامـى را متزلزل ساخته بودند که نه تنها امر به معروف و نهى از منکر متروک گشته بود بلکه معروف منکر و منکر معروف تلقى مى شد و امام علیه السلام در این مسیر مکرر به این حقیقت اشاره فـرمـود که اولین بار در سخـنرانى حضرت در منزل ذى حسم و برخورد با حر و سپاهیانش فرمود:

« مـگـر نمـى بینید که به حق عـمـل نمـى شود و از باطل جلوگـیرى نمـى شود مـؤمن باید براى اجرا این مهم مشتاق دیدار پروردگارش باشد .» ۲

و لذا حسین عـلیه السلام به مـیدان جهاد قدم نهاد تا این اساس و پایه مهم اسلامى را استوار سازد و اسلام محکم و مستحکم بماند.

۲ ـ زنده کردن ارزشهاى اسلامى

حکومت اموى سعى بلیغ می نمود که ارزشهاى اسلامى را که کرامت انسانها بدان بستگى دارد مـحو و نابود ساخـتـه و ضد ارزشها را که در جاهلیت بدان افتخار مى کردند و ارج مى نهادند جایگزین ارزشهاى اسلامى نماید!

از جمله ارزشهایى که اسلام روى آن زیاد سرمایه گذارى کرده و حکومت بنى امیه با تمام قدرت در محو و اضمحلال آن ایستادگى مى کرد این امور است :

الف ـ وحدت اسلامى :

پـیامـبر اکرم صلى الله علیه و آله براى ایجاد وحدت و برادرى اسلامى سعى و کوشش وافـى مـبذول مـى فـرمـود ولى مـعـاویه از طرق مختلف مخصوصا از طریق احیاى تعصبات قبیله اى و وادار کردن شعراى قبایل بر هجو قبیله رقیب و خانواده هاى آنان وحدت اسلامـى را ریشه کن مـى کرد تـا جائیکه یزید یکى از شعـراى زمـان بنى امـیه انصار و مـردمـى که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم را در مدینه جاى دادند و حمایت کردند هجو می کند.

اگـر در اشعـار شعـراى امـوى دقـت شود روشن تـرین اثـرات آن همـان قـذف و هجو قـبایل و خـانواده هاى رقـیب آنان است . در اشعار شعراى معاصر اموى کمترین اثرى از فضائل انسانى و آثار خوب اجتماعى و اخلاق اسلامى دیده نمى شود.

حسین علیه السلام براى احیاى آثار و اخلاق اسلامى قیام کرد.

و نیز اخـتـلافـاتى که بین اعراب و اصیل و موالى به وجود آوردند که عرب کتابهایى در انتـقـاد بر مـوالى یعـنى اقـوامـى که از ایران و سایر کشورهاى غیر عربى در عراق و کشورهاى عربى زندگى مى کردند تصنیف و تالیف کردند و بر عکس موالى کتابهایى علیه اعراب نوشتند که این حرکت برخلاف مقررات و موازین اسلامى بوده و وحدت اسلامى را مختل مى کرد.

بزرگترین انگیزه قیام امام حسین علیه السلام مسئله امر به معروف و نهى از مـنکر است که این دو از مـهمـتـرین ارکان دین است و امـام عـلیه السلام در درجه اول مسئول اجراء این امر مهم اسلامى است.

چنانکه در وصیت به برادرش محمد بن حنفیه اعلان فرمود :« قـیام مـن بر مبناى تمایلات نفسانى نیست ، من به منظور طغیان و فساد و تباهى و ستم خـروج نمـى کنم بلکه انگـیزه ام اصلاح امـت جدم رسول خدا است و مقصود و منظورم امر به معروف و نهى از منکر است»

ب ـ حریت :

چـنانکه مـى دانیم و در تـواریخ مـذکور است در دوران حکومـت امـوى ، سفـره قـتـل و شمـشیر یگانه حاکم در این دستگاه مستبد بود که بدون رسیدگى به حق و حقیقت سفـره قـتـل گـستـرده مـى شد و جلاد به دستـور حاکم بیگـناهى را به قتل مى رسانید، چنانکه حجاج بن یوسف ثقفى یکى از حکام زمان عبدالملک مى گفت : از غذا و طعـام وقـتـى لذت مـى برم که انسانى را ببینم در خـون خـود دست و پا مى زند و من مـشغول طعام باشم در چنین محیطى هیچ کس را قدرت و جرئت آن نبود که به نحوه کردار و رفتار ناشایست حکام انتقاد نماید و یا به دفاع از حقوق از دست رفته خود پردازد.

حسین علیه السلام قیام کرد تا به انسانهاى زیر بار ظلم و ستم بیاموزد که چگونه مى تـوانند به حقـوق خـود برسند و حریت و آزادى از دست رفته را باز یابند، و تاریخ گـویاى این مطلب است که هنوز چند ماهى از شهادت حسین علیه السلام بیش نگذشته بود که قیام ها یکى پس از دیگرى شروع شد تا حکومت اموى را ریشه کن نمود.

آرى مـردم با شهادت حسین علیه السلام درس آزادى و آزادگى را از دانشگاه خون و شهادت کربلا آموختند و براى بدست آوردن حریت بپا خاستند.

ج ـ اخلاق اسلامى و انسانى :

از زمـان رحلت رسول خـدا صلى الله عـلیه و آله هیچ یک از خلفاء همانند على علیه السلام به فکر تربیت روحى و اخلاقى جامعه نبودند اما آنقدر مشکلات براى حضرت على عـلیه السلام ایجاد کردند که نتـوانست راهى را براى تنویر افکار عمومى و اخلاق اسلامى و هدایت روحى جامعه پیش گرفته بود به مقصد برساند.

و در زمان حکومت اموى نه تنها در مسیر تربیت جامعه قدمى برنداشتند بلکه مى کوشیدند تا جامعه را به فساد بکشانند زیرا حکومتهاى فاسد با جامعه صالحه نمى توانند کنار بیایند چه که مردم صالح و شایسته همواره مخالف حکومت هاى ضد خدایى هستند از این رو کوشیدند تا مردم را همانند خود بسازند و لذا مردم در این دوران بحکم (( النّاس على دین ملوکهم )) نه تنها پاى بند به صلاح نبودند بلکه ترسی هم از ارتکاب فساد در آنها نبود و مـظاهر فساد اخلاق از قبیل دروغ ، نقض عهد، لهو و لعب در همه جا به چشم مى خورد، چنانکه رئیس حکومت اموى معاویة بن ابى سفیان پس از پیمان با حضرت حسن بن على علیه السلام اظهار داشت که به هیچ یک از شرایطى که در قرارداد به نفع حسن بن على قرار داده عـمـل نخـواهد کرد و حاکم کوفـه نیز به امـانى که به مـسلم بن عقیل داده بود وفا نکرد.

و مردم کوفه که با همین سیره نشو و نما کرده بودند به سادگى پشت پا به همه وعده هایی که به حسین علیه السلام داده بودند زدند و منکر همه نامه هاى خود شدند و چه ننگى بالاتـر از این که فـرزند پـیغـمـبر و سید جوانان اهل بهشت را براى قبول مسئولیت پیشوایى خود دعوت نمایند و اصرار ورزند که اگر نیایى در پیشگاه خدا با تو احتجاج خواهیم کرد و چون دعوت آنان را پذیرفت در مقابلش صف آرائى نموده و خونش را بریزند.

امـام عـلیه السلام در روز عـاشورا خطاب به مردم کوفه فرمود: اى شیث بن ربعى و اى حجار بن ابجر و اى قیس بن اشعث و اى زید بن حارث آیا شما به من ننوشتید که میوه هاى ما رسیده و باغات ما سرسبز است اگر بسوى ما بیایى بر سپاه مجهزى وارد خواهى شد؟

این تیره بختان با کمال وقاحت و بدون هیچ شرم و حیا گفتند: ما چنین نامه هائى ننوشتیم !

امام متعجّبانه فرمود: آرى به خدا قسم نوشتید و لذا تن به شهادت داد تا اخلاق اسلامى و انسانى را که در جامعه آن روز مرده بود زنده کند.

پى‏نوشت‏ها :

۱٫ حیات الحسین ج ۲ ص ۲۶۴ – بلاغة الحسین ص ۶۴٫

۲٫ حیات الحسین ج ۳ ص ۹۸ – نفس المهموم ص ۱۹۱ – بلاغة الحسین ص ۲۵٫

منبع: آنچه در کربلا گذشت، آیت الله محمد على عالمى

 





نوشته شده در تاريخ جمعه 25 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

پایگاه فرهنگی ، مذهبی شیعه ها - فلسفه قیام حسینى

با توجه به اینکه حسین علیه السلام از قدرت بنى امیه و از ضعـف و زبونى مـردم زمـان مـطلع و آگـاه بود و رفتارکوفـیان را با پدرش على علیه السلام و برادرش امام مجتبى دیده بود، پس چرا قیام کرد و مانند برادرش حضرت امام حسن علیه السلام با حکومت وقت کنار نیامد؟

۱ ـ ریشه کن کردن مظالم حکومت اموى

یکى از بزرگترین فلسفه قیام حسینى ایستادگى در برابر ظلم و ستم بى حساب حکومت اموى مخصوصا نسبت به شیعیان و تصفیه حساب حکومت با شیعه بود .

مـظالم حکومت اموى بى حد و حصر و در شمار نمى آید که ما فقط به چند نمونه آن اشاره مى کنیم :

الف ـ سلب امنیت :

حکام امـوى براى آنکه بیشتر بر مردم مسلط گردند و حق نفس کشیدن را حتى از مردم سلب کنند در سراسر کشور اسلامـى چنان ترس و وحشتى به وجود آورده بودند که فوق آن مـتـصور نبود، افـراد بى گناه را به جاى گناهکار و مطیع را به جاى مخالف مجازات مى کردند، با ظن و گـمـان و تـهمت افراد را تحت فشار قرار مى دادند، نیکان و خوبان را بدون مـحاکمه به زندان مى انداختند.

هیچـکس بر مـال و جان خود ایمن نبود و لذا حسین علیه السلام قیام کرد تا این ستمها و ظلم ها را ریشه کن نماید.

ب ـ تحقیر امت اسلامى :

یکى از کارهاى خطرناک حکومت اموى تحقیر و اذلال و خوار ساختن مؤمنان مخصوصا شیعیان امـیرالمؤمنین حضرت على بن ابیطالب علیه السلام بوده است ، و یکى از نشانه هاى این تحقیر داغ نهادن بر صورت و گردن برخى از شیعیان یعنى همان طورى که دامها را به مـنظور شناسائى بر گونه و سر و گوش آنها داغ مى نهند و یا غلامان زر خرید حبشى را عـلامـت بردگى با داغى نشان مى گذاشتند، با شیعیان و مؤمنین راستین و دوستان على علیه السلام چنین مى کردند حسین علیه السلام قیام کرد تـا باب عـزت و آزادى را بر روى آنان بگشاید و از این کابوس خـطرناکى که حیات و زندگـى آنان را در گرداب عمیقى قرار داده است نجات بخشد، چـنانکه در تـاریخ ثـبت است حجاج بن یوسف ثـقـفـى، گـردن انس بن مـالک و سهل بن سعد و دست جابر بن عبدالله انصارى را به جرم دوستى با على علیه السلام داغ نهاد.۱
یکى از بزرگترین فلسفه قیام حسینى ایستادگى در برابر ظلم و ستم بى حساب حکومت اموى مخصوصا نسبت به شیعیان و تصفیه حساب حکومت با شیعه بود

۲ـ دفع ظلم از شیعه

حسین عـلیه السلام از مـشاهده ظلم هایى که از ناحیه معاویه بر شیعیانش می گذشت در رنج بود که ستـم بر آنان را به حد اعـلا رسانیدند، خـونهایشان را بدون دلیل مـى ریخـتـند، حتى بزرگانى را که نمى توانستند مستقیما با آنها مواجه گردند و عـلنا آنها را بکشند ترور مى کردند، و در این زمینه بى شرمى را بجایى رسانیدند که مـعـاویه به کشتن یاران على افتخار مى کرد، چنانچه به حسین علیه السلام اظهار داشت : یا ابا عبدالله مى دانى که یاران پدرت را کشتیم و آنان را حنوط کردیم و کفن نمودیم و بر آنها نماز خواندیم و دفن کردیم ، حسین در جواب معاویه فرمود: لیکن، اگر دوستان شمـا را بکشم نه آنها را غسل مى دهیم و نه کفن مى کنیم و نه دفن خواهیم کرد (حسین علیه السلام با این جمـله مـعاویه را محکوم کرد یعنى معاویه دوستان على را مؤمن و مسلمان مى داند که احکام اسلامـى را درباره شان اجرا مى کند و با این عقیده آنها را بدون جرم به قـتـل مى رساند) معاویه منتهى درجه کوشش خود را در دشمنى با دوستان على بکار برد و به هر نحو ممکن با آنها تصفیه حساب کرد که ما به چند نمونه از آنها اشاره مى کنیم :

۱ ـ بزرگـان آنان را مـانند حجربن عـدى و عـمـرو بن حمـق خـزاعـى و صیفـى بن فسیل را اعدام کرد.

۲ ـ عده اى را مانند میثم تمار به دار آویخت و مثله کرد.

۳ ـ عده اى را زنده بگور کرد.

۴ ـ خانه افرادى از شیعیان على علیه السلام را خراب کرد.

۵ ـ براى زنان شیعه ایجاد ترس و رعب مى نمود مخصوصا زنانى که در جنگ صفین با على علیه السلام بودند مانند: زرقاء دختر عدى بن حاتم و ام الخیر با رقیه و سوده بنت عـمـاره و ام البراء و بکاره هلالیه ، اروى بنت حارث و دارمیه حجونیه ، به فرماندارانش نوشت که زنان را جلب کرده به شام بفرستد، معلوم است براى یک زن چقدر سخت مى گـذرد که او را از شهرى به شهرى آنهم با وسائل آن روز جلب کنند به ویژه آنکه وسیله مامورین مرد انجام گیرد.

۶ ـ به استانداران و فرمانداران اعلان کرد: گواهى دوستان على را در محاکم نپذیرند.

۷ ـ همـچـنین طى بخـشنامـه اى دستـور داد حقـوق یاران عـلى را از بیت المال قطع کنند.

۸ ـ حدود پنجاه هزار نفر از شیعیان را به خراسان یعنى ایران امروز تبعید نمود.

چون حسین علیه السلام از رفتار معاویه احساس خطر بیش از حد را نمود آن نامه تاریخى را براى معاویه نگاشت که در آن اعمال و خلافکاری هایش را یادآور شد و او را به اعمالش توبیخ کرد. ۲
حسین عـلیه السلام که شنیدن سبّ پدر بزرگوارش در منابر از هزار بار مردن برایش دشوارتـر بود براى رسیدن به مـیدان جهاد و شهادت در راه خدا پر می کشید و لحظه شمارى می کرد، پس حسین علیه السلام قیام کرد تا آثار نبوت و خاندان پیامبر را احیا کند و موقعیت اسلامى آنان را بازگرداند

۳ ـ احیاى اهل بیت

یکى از کارهاى مـعـاویه این بود که به هر طریق مـمـکن مـى کوشید تـا نام و یاد اهل بیت رسول اللّه را مـحو و نابود کند و آثـار و فضایل و مناقب آنان را ریشه کن نماید، از جمله راه هایى که معاویه براى رسیدن به این هدف در پیش گرفته بود اینهاست :

۱ ـ وضع و جعل اخبار و احادیث از زبان رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در پائین نشان دادن مقام آنان .

۲ ـ مى کوشید تا جامعه مخصوصا نسل نو را دشمن خاندان پیغمبر تربیت کند.

۳ ـ هر که فـضائل على علیه السلام و خاندانش را ذکر مى کرد با سخت ترین عقوبات کیفر مى داد!

۴ ـ به استـانداران و فـرمـانداران دستور داده بود تا بر منابر و خطبه هاى نماز جمعه اهل بیت را لعن و سبّ (دشنام ) نمایند!

حسین عـلیه السلام در کنفـرانس سیاسى بزرگـى که در مـکه مـکرمـه تـشکیل داد و مـسلمـانان سراسر کشور اسلامى آن روز شرکت داشتند مردم را از هدف شوم معاویه که مى خواهد موقعیت اسلامى اهل بیت را ساقط نماید آگاه ساخت .

حسین عـلیه السلام که شنیدن سبّ پدر بزرگوارش در منابر از هزار بار مردن برایش دشوارتـر بود براى رسیدن به مـیدان جهاد و شهادت در راه خدا پر میکشید و لحظه شمارى میکرد، پس حسین علیه السلام قیام کرد تا آثار نبوت و خاندان پیامبر را احیا کند و موقعیت اسلامى آنان را بازگرداند. ۳

۴ ـ از بین بردن بدعت

یکى دیگـر از کارهاى حکومت اموى در برابر اسلام ایجاد بدعت و نشر آن بود تا بدین وسیله اسلام را تـحریف و از مـسیر صحیح منحرف نماید و روش حکومت اموى در این مسیر بدعـت هاى جاهلى را زنده مى کرد تا در مقابل ، سنت هاى اسلام را از بین ببرد چنانکه امام علیه السلام در نامه اى که براى مردم بصره نگاشت به این حقیقت اشاره کرد:

فـانّ السنة قـد امـیت و البدعـة قـد احییت همـانا سنت رسول خـدا را بدست فـرامـوشى سپـردند و بدعـت ها را زنده کردند، یا در نقـل دیگـرى است ؛ فانى ادعوکم الى احیاء معالم الحق و اماتة البدع ; شما را به زنده کردن مـعـارف اسلامـى و از بین بردن بدعـتـها دعـوت مـى کنم .۴ و بهمین دلیل حسین عـلیه السلام قـیام کرد تـا رسوم جاهلیت را ریشه کن ساخته و سنت جدش رسول خدا صلى الله علیه و آله را احیا نموده و در میان جامعه اسلامى رواج دهد.

پى‏نوشت‏ها:

۱٫ پیامبر و یاران ج ۲ ص ۱۳۵٫

۲٫ تـاریخ یعـقـوبى ج ۲ ص ۲۰۶ – حیاه الحسین ج ۲ ص ۱۷۶ و ۱۷۸ – شرح ابن ابى الحدید ج ۳ ص ‍ ۱۶٫

۳٫ ابن ابى الحدید ج ۳ ص ۱۵٫

۴٫ حیات الحسین ج ۲ ص ۲۶۴ – بلاغة الحسین ص ۶۴٫

منبع: آنچه در کربلا گذشت، آیت الله محمد على عالمى





نوشته شده در تاريخ جمعه 25 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی
.: Weblog Themes By Rasekhoon:.