فطرس
فطرس
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام



یکی از نقاط ضعف این است که معمولا، هم صاحبان مجالس یعنی مؤسسین مجالس - چه آنهایی که در مساجد تاسیس یک مجلس می کنند و چه آنهایی که در منازلشان، بالخصوص کسانی که در منازلشان - و هم مستمعین[خواهان زیادی جمعیت هستند]و این در حدودی که من تجربه دارم استثنا ندارد. گر چه من یکی دو
[129]

سال است که دیگر منبر نمی روم و بحثهایم منحصر است به همین جلسات محدودی که اینجا بحث می کنم یا در انجمن اسلامی مهندسین سالی دو سه جلسه بحث می کنم، ولی در چند سالی که گاهی می رفتم، این را احساس می کردم و می توانم بگویم برای این امر استثنا ندیدم که هم مؤسسین و هم حتی مستمعین آن چیزی را که می خواهند ازدحام جمعیت است. اگر جمعیت ازدحام بکند راضی است، اگر جمعیت ازدحام نکند راضی نیست. این، نقطه ضعف است. این جلسات که برای این نیست که جمعیت ازدحام بکند یا نه! مگر ما می خواهیم سان ببینیم؟ مگر ما می خواهیم رژه برویم؟ هدف چیز دیگری است. هدف آشنا شدن با حقایق و مبارزه کردن با تحریفات است. این می شود یک نقطه ضعف. گوینده در مقابل این نقطه ضعف قرار می گیرد، چه بکند؟ با این نقطه ضعف مبارزه کند یا مثل تاج نیشابوری از این نقطه ضعف استفاده کند؟ اگر بخواهد با این نقطه ضعف مبارزه کند، حقایق را به مردم بگوید، با تحریفات مبارزه کند، با هدف صاحب مجلس و هدف مستمعین که از جمع شدن دور یکدیگر و از شلوغ شدن و از اینکه خودشان را با هم زیاد ببینند خوششان می آید، جور در نمی آید. و اما اگر بخواهد از این نقطه ضعف استفاده کند، فقط در این فکر است که ما چه کار بکنیم که جمعیت بیشتر جمع بشود. اینجاست که یک عالم سر دو راهی قرار می گیرد: از این نقطه ضعف استفاده کنم، بهره برداری کنم، به عبارت دیگر روی دوش این جمعیت سوار بشوم، حالا که اینها این قدر احمق و نادان هستند و چنین نقطه ضعفی دارند، من هم از همین نقطه ضعف استفاده کنم؟ یا علیرغم این نقطه ضعف، من با آن مبارزه کنم، بروم دنبال حقیقت، چه کار دارم به اینکه اجتماع می شود یا اجتماع نمی شود.

نقطه ضعف دوم عوام الناس در مجالس عزاداری - که خوشبختانه باید بگوییم کمتر شده است - این مساله شور و واویلا بپا شدن است. باید منبری حتما در آخر ذکر مصیبت کند و در این ذکر مصیبت هم نه تنها مردم اشک بریزند، اشک بریزند قبول نیست، باید مجلس از جا کنده بشود، باید شور و واویلا بپا بشود. من نمی گویم مجلس از جا کنده نشود، من می گویم این نباید هدف باشد. من می گویم اگر کسی در آن مسیر صحیح با بیان حقایق و واقعیات بدون آنکه یک روضه دروغی بخواند، بدون اینکه جعلی بکند، بدون اینکه تحریفی بکند، بدون اینکه برای امام حسین اصحابی بسازد که در تاریخ نبوده و خود امام حسین آنها را نمی شناسد چون وجود نداشته اند، بدون
[130]

آنکه برای امام حسین فرزندانی ذکر کند که چنین فرزندانی در دنیا وجود نداشته اند، بدون اینکه برای امام حسین دشمنانی در کربلا با نام و نشان بسازد مثل ازرق شامی و بچه های ازرق شامی که کاکلشان چگونه بود، که اصلا چنین کسانی وجود نداشته اند، اگر اشکی از روی صداقت و حقیقت ریخت، شور و واویلا هم بپا شد، مجلس هم کربلا شد، بسیار خوب، ولی وقتی که نبود، آن وقت ما باید با امام حسین بجنگیم، دشمنی کنیم؟ دروغ ببندیم؟ دروغ بگوییم؟

یادم هست در فریمان خودمان، سالهای اولی که من از قم می آمدم و به آنجا می رفتم و گاهی منبر می رفتم، آمده بودیم مشهد، روضه خوان قهاری بود که در مشهد خیلی معروف بود، شبی ما در مسجد گوهرشاد در یکی از شبستانها رفته بودیم پای روضه او و یکی از هم ولایتی های ما هم آنجا بود. یک روضه صد در صد دروغی آنجا خواند، خودش هم گفت از بزرگان شنیدم (به قول مرحوم آیتی نگو از بزرگان، بگو از دروغگویان، مگر مقصود «از بزرگان دروغگویان» باشد) چون خودش می فهمید که این در هیچ کتابی نیست. آمد یک بچه ای برای امام حسین درست کرد که چنین بچه ای امام حسین نداشته است. گفت طفلی امام حسین داشتند که جزء اسرا بود. یکی از لشکریان عمر سعد، خودش سوار بود و طنابی به گردن این طفل بسته بود و او را با زور شلاق می آوردند و می کشیدند. او سرگرم رفتن بود و این طفل مجبور به دویدن. یک وقت متوجه شد که این طناب فشار آورده و سنگینی می کند. بعد متوجه شدند که این طفل خفه شده است. این را گفت و واویلایی بپا شد. وقتی که آمدیم بیرون، یادم است آن هم ولایتی من آمد به من توصیه کرد گفت آقا جان بیایید پای این منبرها، از این روضه ها یاد بگیرید، اینها را برای مردم بخوانید!

حال، این، نقطه ضعف مردم عوام است. با این نقطه ضعف چه باید کرد؟ آیا باید از این نقطه ضعف مردم استفاده کرد؟ باید بهره برداری کرد؟ باید سوارشان شد؟ باید مثل تاج گفت حالا که اینها احمقند من از همین حماقتشان استفاده می کنم؟ نه، بزرگترین رسالت و وظیفه علما مبارزه با نقاط ضعف اجتماع است. این است که پیغمبر اکرم فرمود: «اذا ظهرت البدع فی امتی فلیظهر العالم علمه و الا فعلیه لعنة الله» (7)آنجا که بدعتها و دروغها ظاهر می شود، آنجا که چیزهایی ظاهر می شود که در دین نیست، مسائلی پیدا می شود که من نگفته ام، بر عهده دانایان است که حقایق را بگویند و لو مردم خوششان
[131]

نمی آید. آن کسی که کتمان می کند، لعنت خدا بر او باد. بالاتر از این را خود قرآن کریم فرموده است: ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات و الهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون (8)آن دانایانی که حقایقی را ما گفته ایم و آنها می دانند، ولی کتمان می کنند، می پوشانند، اظهار نمی کنند، لعنت خدا بر آنها و لعنت هر لعنت کننده ای بر آنها باد.

من در مقاله «ختم نبوت» نوشتم وظیفه علما در دوره ختم نبوت مبارزه با تحریف است و خوشبختانه ابزار این کار هم در دست است و باز هم خوشبختانه هستند و بوده اند در میان علما افرادی که با این نقاط ضعف مبارزه کرده اند. کتاب لؤلؤ و مرجان که من در همین موضوع حادثه عاشورا در آن سه شب نام می بردم از مرحوم حاجی نوری (رضوان الله علیه) ، درست یک قیام به وظیفه بسیار مقدسی است که این مرد بزرگ کرده است، مصداق قسمت اول این حدیث است که «اذا ظهرت البدع فلیظهر العالم علمه» . در این طور موارد وظیفه علماست که حقایق را بدون پرده به مردم بگویند ولو مردم خوششان نمی آید. وظیفه علماست که با اکاذیب مبارزه کنند و مشت دروغگویان را باز کنند.

7 - اصول کافی، ج 1/ص 54.

8 - بقره/159.
مجموعه آثار شهید مطهری جلد 17





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 4 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی


پدید آورنده : تالیف: ناصر باقری بیدهندی ، صفحه 84

قال الصادق(علیه السلام):  «نفس المهموم لظلمنا تسبیح، و همّه لنا عبادة».

امام خمینی; فرمود:

«گریه کردن بر شهید، زنده نگهداشتن نهضت است. اینکه در روایت هست که کسی که (خودش) گریه بکند یا (دیگری را ) بگریاند یا خودش را به صورت گریه دار (درآورد) جزایش بهشت است، برای آن است که حتی آن (کسی) که به صورتش، یک حال حزن می دهد و صورت گریه دار به خودش می دهد، این (فرد) دارد نهضت را حفظ می کند، نهضت امام حسین(علیه السلام) را حفظ می کند.

بی خود نبود که مأمورین ساواک رضاخان، تمام مجالس عزا را قدغن کردند. رضاخان همچو نبود که (در) اصل (و اساس) مخالف با این مسائل بشود، رضاخان مأمور بود، مأمور بود برای آنهایی که کارشناس بودند، آنهایی که ملتفت بودند مسائل را، دشمن های ما که حال ملت ها را مطالعه کرده بودند، می دیدند تا این مجالس هست و تا این نوحه سرایی های بر مظلوم هست و تا آن افشاگری ظالم هست، نمی توان به مقاصد خودشان برسند».

مقام معظم رهبری (دامت برکاته) فرمود:

«امروز حسین بن علی(علیه السلام) می تواند دنیا را نجات بدهد، به شرط آنکه چهره او را با تحریف مغشوش نکنند. نگذارید مفاهیم تحریف آمیز، کارهای تحریف آمیز و غلط، چشم ها و دل ها را از چهره مبارک و منوّر حسین بن علی(علیه السلام) منصرف کند؛ با تحریف بایستی مقابله کنید».

بر آن شدیم تا برای ادای احترام به سرور و سالار شهیدان حسین بن علی(علیه السلام)، کتاب ارزشمند «عزاداری، باید ها و نباید ها» را که محقق گران قدر و نویسنده متعهد حجت الاسلام و المسلمین آقای «ناصر باقری بیدهندی» به رشته تحریر درآورده است، تلخیص و در اختیار ارادتمندان امام حسین(علیه السلام) و خادمان و خدمت گذاران به مکتب اهل بیت: قرار دهیم.

گفتنی است، در مطلع کتاب، تقریظ ایت الله العظمی مکارم شیرازی و تمجید ایشان از کتاب و توصیه معظم له به مطالعه آن آمده است.

مؤلف محترم در مقدمه کتاب به عظمت و قدرت عزاداری امام حسین(علیه السلام) و نقش دشمنان برای بی محتوا جلوه دادن و تحریف کردن آن پرداخته است. آن گاه به این نکته اشاره می کند که کتاب بر سه محور سامان یافته است:

1. تاریخچه برپایی سنّت عزاداری و مؤثر شیعی؛

2. حکم و فلسفه عزاداری؛

3. آسیب شناسی و چالش های فراروی مجالس مذهبی.
سوگواری در اسلام

عزاداری و سوگواری هدفمند بر عزیزان از دست رفته رویکردی طبیعی است که از مهر و محبت سرچشمه می گیرد و از آغاز آفرینش انسان تا حال رواج داشته است و خدای سبحان نیز بر این واکنش طبیعی بشر مهر تایید زده است.

پیامبر خاتم9 نیز در مرگ برخی افراد از جمله حضرت حمزه (عمویش)، جعفر طیار، ابراهیم (فرزندش) و عثمان بن مظعون گریسته است و سال وفات حضرت خدیجه و ابوطالب را در مکّه، عام الحزن نامید.

مسلمانان نیز برای شهدای صدر اسلام سوگواری و مرثیه خوانی کردند و پیامبر نه تنها آنها را نهی نکرد، بلکه تاییدشان فرمود. به دنبال ارتحال حضرت محمد9 صحابه بزرگوار نیز بی تابی کردند و گریستند و در رثای او سروده ها انشاد کردند و عایشه به صورت خود سیلی زد.

بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام) و یارانش، عالم عزادار گردید و عزاداری و سوگواری برای آن مظلومان به مدرسه ای عمومی تبدیل شد تا برای تربیت و احیای امر پیامبر و ائمه: به صورت الهام در اید و وسیله ای برای روشن شدن حق و باطل و شناخت حسینیان از یزیدیان باشد.

در جواز اشک ریختن (گریه آهسته و بدون صدا) در غم از دست رفتگان، همه مذاهب اسلامی اتفاق نظر دارند، امّا درباره گریه با صدای بلند، شیعه، شافعیان و حنبلیان حکم به جواز کرده اند؛ گر چه در عمل بیشتر اهل سنّت به گریه کردن شیعه خرده می گیرند.

صاحب جواهر الکلام می گوید:

«بدون شک گریستن بر متوفا به دلیل روایات متعددی که به حد تواتر معنوی رسیده و فتاوای فقها جایز است». آن گاه به روایات گریستن رسول خدا بر حمزه و ... و گریه حضرت فاطمه3 بر پدر بزرگوار و خواهرش رقیه و گریه طولانی امام سجاد(علیه السلام) بر پدر بزرگوارش اشاره می کند و می فرماید: «تمام این موارد نشان می دهد که ندبه و نوحه سرایی برای کسانی که دارای ویژگی های برجسته اند، مانعی ندارد، بلکه مستحب است تا در پرتو مجالس عزا، فضایل آنان نشر یابد و دیگران سرمشق گیرند».

صرف نظر از لزوم یاد ایام الله و تعظیم شعائر الهی، اظهار مودّت به اهل بیت:، مواسات با آنها، اخبار و احادیث و رفتار معصومان: و سیره مستمری که بر مشروعیت عزاداری در دست است، می توان گفت بر پایی این گونه مجالس امری عقلایی و در تمام مناطق جهان معمول است که در برابر حوادث شخصی یا اجتماعی مراسم بزرگداشت تشکیل می دهند و به سوگ می نشینند.

بنابراین عزاداری نه تنها جایز بلکه با توجه به آثار و فواید آن امری رایج و مورد قبول خردمندان و اهل دانش است و مؤمنان با شهادت امام حسین(علیه السلام) و یارانش عزادار شدند و گریستند و مرثیه گفتند و به زیارت مزار آنان رفتند و تا زمانی که اسلام در صحنه است، این عزاداری ها باقی خواهد ماند و مورد تایید علما و مراجع بزرگ بوده است و بقای عاشورا را ضامن بقای اسلام و عزّت مسلمین می دانند و لذا توصیه کردند که عاشورا را زنده نگه دارید.
تاریخچه مجالس عزاداری حسینی

از خلقت آدم تا زمان وقوع حادثه کربلا، جریان شهادت سرور و سالار شهیدان به طرق مختلف مطرح گردیده است. برای آن امام همام، انبیا و امامان گریسته و یا متألم شده اند و از ضجّه فرشتگان و بُکای آنان در کتب مشهور سخن به میان آمده است.

صحابه بزرگوار پس از آگاهی از حوادثی که در اینده اتفاق خواهد افتاد، برای امام حسین(علیه السلام) گریه کرده اند، با اینکه آن امام هنوز به دنیا نیامده بود.

بعد از وقوع حادثه کربلا، اولین کسانی که این مصیبت عظمی را با چشمانی اشکبار گزارش می کردند، حضرت سجاد(علیه السلام) و زینب کبرا3 و سایر بازماندگان بودند.

آنان در کنار اجساد، بازار، کنار دروازه ها، مجالس عمومی، در سجده و در جمع نمازگزاران و گاهی در حضور حاکمان ستمگر به بیان مصائب مبادرت می ورزیدند. امام سجاد(علیه السلام) 25 سال سوگوار عاشورا بود تا آن را زنده نگه دارد. امام محمد باقر(علیه السلام) در واقعه عاشورا حضور داشت و ذکر مصیبت عاشورا و عزاداری در صحرای عرفات را توصیه می کرد. ائمه بعدی و سپس پیروان صادق آنان نیز بر این امر تأکید داشتند.

اهمیت عاشورا به اندازه ای است که نه تنها شیعیان بلکه بسیاری از اهل سنّت نیز عزاداری می کنند و حتی پیروان ادیان و مذاهب الهی نیز برای سوگواری آن حضرت احترام قائل اند و برای تشکیل مجالس مبادرت می ورزند.
اهداف برپایی مراسم

این مراسم نقش بسیاری در رشد باورهای مذهبی و فضایل و کرامت های انسانی و فراموش نشدن خاطره سلحشوران عاشورا و شناساندن مقام ائمه و افشاگری جنایات بیدادگران داشته و دارای پیامدهای زیر بوده است:

بزرگداشت شعائر الهی، نمایش جلوه تام و تمام تولّی و تبرّی، احیای اهداف و مقاصد والای آن حضرت، ابلاغ مظلومیت آل علی(علیه السلام) به گوش تاریخ، انتقال معارف و احکام الهی و صیانت دین از انحراف و هجوم دشمنان و همین است معنای «إنّ الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة» و «حسین منّی و أنا من حسین».

هر چه داریم از حسین و کربلاست

کربلا شیرازه ایین ماست

با تشکیل مجالس عزای حسینی روحیه فداکاری و ایثار و حسّ عدالت خواهی و انتقام جویی از ستمگران، زنده و تقویت، و صبر و خویشتن داری در مشکلات افزون می شود.

یادآوری نهضت حسین(علیه السلام)، نیرومند ترین انگیزه ها را در جهت توسعه امر به معروف و جلوگیری از زشتی ها ایجاد می کند و آتش انقلاب های خونین علیه ستمگران را افروخته نگه می دارد و تجدید بیعت با امامان و ادای اجر رسالت نبوی تا حدودی ادا می شود.

به پاداشتن عزاداری امام حسین(علیه السلام) همچون حج ابراهیمی عامل اتحاد عاطفی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مسلمانان است که با پول و امکانات مادی، دشوار، بلکه نزدیک به محال است که به دست اید.
لزوم حفظ عزاداری و پالایش آن

حال که سوگ حسینی تا این درجه برکت و اهمیت دارد، باید آن را مغتنم شمرد و رسم و رسومش را با شکوه تر و سازنده تر برگزار و از آن محافظت کرد و با زدودن آفات و پالایش و پیراستگی آن از سنت های غلط، از قدرت سازندگی بسیار بالای آن برخوردار شد و تحوّل بزرگی در برابر کفار و استکبار به وجود آورد.
عوامل مؤثر در جاودانگی مراسم عزاداری

اراده حکیمانه الهی، حقانیت، اخلاص، صداقت، اوج ایثار، فداکاری و از خود گذشتگی استثنایی شهیدان کربلا، افشاگری بازماندگان، اهداف عالی و والای سید و سالار شهیدان، همچنین همّت ثناگویان و ثناگستران به موازات تلاش های مخالفان ائمه هدی در هر چه ثمر بخش تر بودن انقلاب «نینوا» و حکیمانه تر شدن روش عزاداری مؤثر بوده که به برخی از آنها اشاره می شود:

الف) تشویق و ترغیب شاعران به مرثیه سرایی از سوی امامان؛

ب) گریستن و گریاندن که مورد تأکید ائمه است؛

ج) توصیه به زیارت سالار شهیدان؛

د) توصیه به نگهداری و سجده بر تربت و خاک کربلا؛

ﻫ) تشویق به برگزاری مجالس حسینی از سوی پیشوایان و معصومان و همین طور علمای دین.
وظایف شیعیان

1. شکرگزاری بر نعمت ولایت و تربیت بر اساس مکتب اهل بیت: و توفیق شرکت در مجالس.

2. قدرشناسی و دعا به والدین و مربیان.

3. شناخت کامل فلسفه قیام و رساندن پیام های عاشورا و اقدام مالی و جانی.

4. بزرگ تر دانستن مصیبت امام و اهل بیت او، از مصائب خود و خانواده.

5. عزاداری و ابراز حزن در ایام حزن آل محمد9.

6. سیاه پوشیدن و سیاه پوش کردن در و دیوار مساجد و ... .

7. تشکیل مجالس عزا و شرکت در آنها.

8. تشویق دیگران به برگزاری مجالس هفتگی و ماهانه و ... .

9. بهره برداری بهینه از فضا و محل با رعایت حریم و حقوق دیگران.

10. حزن و گریه هنگام ذکر مصیبت.

11. حضور در مجالس، با ادب و فروتنی و خدا را ناظر دانستن.

12. شرکت در مجالس خطبای صالح.

13. توجه به عمق مجلس و پرهیز از رغبت به مجالس و مداحی های پرهیاهو.

14. سلام کردن به سلاله نور و حماسه ساز قرون، حضرت ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) .

15. اعلان تنفّر و دوری از دشمنان و زمینه سازان قتل ائمه و ظالمان به اهل بیت: و قاتلان آنان.

16. تسلیت گویی به امام عصر (عج) و یکدیگر.

17. پرهیز از رفتار خارج از ضوابط اسلامی.

18. بهره برداری بهینه از مجالس و مطرح کردن مسائل شرعی و اعتقادی و اخلاقی.

19. شناخت و مبارزه فرهنگی با آفات عزاداری.

20. اقامه امر به معروف و نهی از منکر و احترام به منتسبان به هیئات حسینی و محبان حسین(علیه السلام).

21. احترام به خادمان و ذاکران.

22. یاری رساندن به گردانندگان مجالس.

23. قدردانی از برپا دارندگان مجالس.

24. پراکنده شدن سریع از مجالسی که در منازل تشکیل می شود.

25. دست کشیدن از کار در روز عاشورا.

26. قدردانی از ذاکران و روحانیان و دانشمندان و پاسداران فرهنگ عاشورا.

27. مواظبت از امور شرعی پس از خروج از مجالس حسینی.

28. شرکت فعّال در ساختن حسینیه، تکیه و... .
وظایف بنیان گذاران و گردانندگان

1. رعایت اخلاص در عمل و پرهیز جدّی از ریا و خودنمایی که آفت هر عمل عبادی است.

2. اموالی را هزینه کنند که حقوق شرعی آن مثل خمس و زکات ادا شده باشد.

3. اگر از هدایای دیگران استفاده می کنند، توجه و عنایت به حلیت آن داشته باشند.

4. عمل را از هر جهت، صحیح انجام دهند و بیش از زرق و برق و جنبه های ظاهری مجالس به محتوا و کیفیت آن فکر کنند.

5. اعطای هدایا به سخنرانان و مدّاحان آل محمد: به نحو شایسته و به صورت مخفیانه.

6. با شرکت کنندگان یکسان برخورد شود، مگر در مورد افراد خاصّی که از احترام بیشتری برخوردارند؛ مثل پیشکسوتان هیئت های عزاداری و صاحبان فضل و کمال.

7. پرهیز از منکرات در عزاداری.

8. برگزاری مجالس در ساعات مقرر و مناسب و پرهیز از طولانی کردن و سلب آسایش همسایگان و تأکید بر سخنران و مدّاح.

9. میانه روی و اعتدال را سر لوحه کار خود قرار دهند.

10. دوری جستن از مزاحمت و ایجاد صداهای گوش خراش.

11. رعایت نکات بهداشتی در آشپزخانه و پاک کردن خون حیواناتی که جلوی دسته ها ذبح می کنند.

12. چون برپایی عزای حسینی اعلان انتظار ظهور است، از خدا بخواهیم همراهی با امام عصر (عج) را در طلب خون سید الشهداء روزی ما گرداند.

13. سیاه پوش کردن بخشی از محیط و استفاده از تبلیغات نمادین در بخش های دیگر و نصب اشعار و جملات سازنده.

14. بهره گیری از تراکت در مسیر رفت و آمد به مجلس عزاداری.

15. نصب عباراتی مانند «سلام بر حسین(علیه السلام)» در سقاخانه مجالس و چسباندن عکس حرم مطهر و پرهیز از نصب عکس های دروغین.

16. استفاده از پارچه نوشته هایی با خط زیبا که نام شهدای سرافراز کربلا در آن آمده است.

17. اهدای کتب مفید به عزاداران.

18. جداکردن درِ ورودی خانم ها و آقایان در مجالس.

19. توجه به دیدگاه های مراجع.
وظایف و شرایط اهل منبر و ذاکران

1. صلاحیت علمی و عملی

«ذات نایافته از هستی بخش

کی تواند که شود هستی بخش»

2. آگاهی و تسلّط کافی به موضوع سخنرانی و ابعاد و اطراف آن.

3. برخورداری از کردار نیک که مهم ترین آن عبارت اند از: خوش خویی، مهربانی، فروتنی، نرم خویی، بردباری، شهامت حق گویی، عفّت، عزّت نفس و صداقت، روشنی و وسعت اندیشه، قدرت استدلال، رعایت نظم مطالب و گیرایی بیان.

4. برخورداری از محبوبیت. عوامل محبوبیت عبارت اند از: خودشناسی و خودسازی، ساده زیستی، خدمت به مردم، تواضع بجا و نرم خویی، دفاع از ستمدیدگان، عمل به گفته، کرامت و عزّت نفس، جلب رضایت حق، نظم، استقامت، داشتن شرح صدر، برخورداری از حیا و عفت، داشتن مطالعه در زمینه های مختلف، صراحت لهجه، واقع بینی و حقیقت گرایی، مقدم داشتن منافع ملّی و مصالح میهنی بر اغراض و منافع شخصی و بی طمعی.

5. تطابق گفتار با کردار.

6. راست گویی. واعظان و مداحان باید از خواندن روضه ها و اشعار دروغین جدّاً بپرهیزند.

7. حفظ دین، احیای ارزش های اصیل اسلام و تشیع در برابر بدعت ها، تحریف ها و مسخ ارزش ها.

8. سعی و تلاش در توجه دادن مردم به قرآن و بهره گیری از ایات و روایات و تشریح اهداف و فلسفه قیام حسین(علیه السلام).

9. برجسته کردن ویژگی های الگویی معصومان: برای جامعه.

10. داشتن شجاعت معنوی.

11. مرزبانی و خرافه زدایی و استفاده از کتب قوی و مستند.

12. پرهیز از ذکر فضایل، معجزات و مطالبی که اثبات و قبول آن برای عموم دشوار یا غیر ممکن است. خاتم انبیا9 فرمود: «لا تحدّثوا النّاس بما لایعرفون، أتحبون أن یکذّب الله و رسوله».

13. درک شرایط زمانی، در غیر ایام عاشورا؛ اینکه مصیبت های سخت را ذکر نکنند تا دل ها رمیده شود.

14. تقویت اخلاص.

15. بدون چشم داشت مالی مداحی کردن و نفروختن این خدمت مقدّس به بهای ارزان.

16. داشتن ظاهری آراسته.

17. کوشش در جهت نورانی کردن عقول و پاکسازی نفوس.

18. شناخت مردم و زمان.

19. تعمیق محبّت عزاداران به امامان اهل بیت: برای مصون ماندن از آفات.

20. تکراری نبودن سخنان و اشعار و ... .

21. پرهیز از اطاله کلام و برنامه هایی که ملال آور است.

22. مبادرت به تصحیح اشتباه.

23. توقف کوتاه بعد از برنامه، برای پاسخ گویی به پرسش های مستمعان.

24. پرهیز از بیان مطالب بی اساس و نوآوری های بی بنیاد و نهراسیدن از گفتن «نمی دانم».

25. اگر مجتهد نیست، در زمینه احکام فتوا ندهد.

26. تذکر و نقد کار مدّاحِ تازه کار در جلسه خصوصی در صورت نیاز.

27. پرهیز از خودستایی.

28. احترام به دیگر خطیبان مجلس و مدّاحان دیگر.

29. بدون وضو بر منبر و جایگاه قرار نگرفتن.

30. ذکر مصیبت در آخر مجلس.

31. صبر در راه تبلیغ دین.

32. آغاز منبر و برنامه با نام نامی و یاد گرامی حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) و ختم مجلس با دعا برای سلامتی و تعجیل فرج.
آنچه شاعران اهل بیت: باید توجه کنند

1. داشتن غیرت دینی و پاسخ به اشعاری که به سفارش دشمن سروده شده است.

2. مطالعه مقاتل صحیح و تاریخ های معتبر؛ برای اینکه اشعار، متکی به متون صحیح باشد.

3. آگاهی از تحریفات تاریخ عاشورا، تا از گزند آفات این مسیر دور بماند.

4. دوری کردن از عقاید و افکار غلوّ آمیز .

5. دقّت در سرودن اشعاری که بدآموزی نداشته باشد.

6. رعایت ادب و احترام به اهل بیت:.
رسالت مقدّس و بایدهای مدّاحی

1. تعمیق معرفت.

2. اصلاح نیت و جلب رضایت خدای مهربان و توجه به اینکه مرثیه یک عبادت بزرگ است.

3. قبل از اجرای برنامه، با دعا و خواندن ایة الکرسی و دادن صدقه و استعاذه، خود را به خدای توانا بسپرند و با استمداد از روح بلند معصومان: برنامه را با نام خدا و درود و صلوات بر سرور عالمیان شروع کنند.

4. هدف، احیای امر و اندیشه امامان و ارزش های دینی معنوی و فرهنگی، احیای روحیه جهاد و شهادت طلبی و زنده نگاه داشتن یاد و تاریخ پرشکوه نهضت حسینی و حماسه آفرینان آن باشد.

5. نغمه ها و سبک های زیبای سنتی، نبایستی با غنا همراه باشد و هیچ گونه شباهتی با نغمات لهو و لعب نداشته باشد.

6. مداحی، وسیله کسب معیشت نباشد.

7. پذیرش دعوت بانیان، بدون تبعیض.

8. احیای نام یاران و اصحاب امام حسین(علیه السلام) و اسیران سرافراز کربلا.

9. یادکرد از منتقم حقیقی، حضرت مهدی(عج).

10. رعایت احترام به پیش کسوتان.

11. احترام به گویندگان، سرایندگان و خدمت گزاران مجالس حسینی که احترام به آنان احترام به امام حسین(علیه السلام) است.

12. متانت و وقار توأم با تواضع.

13. مستند گویی.

14. اندازه نگهدار که اندازه نکوست؛ از خواندن روضه های دل خراش و مصیبت های بسیار فجیع، پرهیز شود.

15. اصلاح خطا در همان جلسه یا جلسه بعدی.

16. مختصر و مفید بودن برنامه.

17. در مجالس، بدون اذن صاحب مجلس به مداحی نپردازد.

18. دوری از غرور.

19. پرهیز از غلوّ.

20. پرهیز از القابی که از مقام ائمه: می کاهد.

21. برگزاری مجالس عزاداری و استفاده از سخنرانان مجالس.

22. تنفر از تملق گویی.

23. پرهیز از سوگند.

24. پذیرش دعوت میزبان خوش نام در روستا ها برای میهمانی.

25. طرح نکردن مسائل اختلاف انگیز.

26. حفظ زی ذاکری حسین(علیه السلام) و خلاف شأن عمل نکردن در حرکت های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی.

27. هیئت ظاهری و لباس با مقام و منزلت او هماهنگ باشد.

28. از مواضع تهمت بپرهیزد.

29. پوشیدن لباس سیاه در دو ماه محرم و صفر و دست کم در دهه محرم و اگر از سادات مکرّم است، با داشتن شال سبز.

30. مراقبت از اینکه مبادا آلت دست مقاصد پست مغرضان و مفسدان و افراد فرصت طلب واقع شوند.

31. تکرار و تمرین اشعار و مراثی، برای اینکه در ذهن نقش ببندد و به این وسیله در هنگام اجرای برنامه دچار وقفه نشود.

32. متناسب به وقایع و ایام بخواند.

33. توجه به خصوصیات منطقه ای و جغرافیایی و اهتمام به شکسته نشدن سنت های صحیح اجتماعی.

34. اسوه و سمبل خوبی ها بودن.

35. انتقادپذیری.

36. پرهیز از ورود در کارهایی که در تخصص کار او نیست؛ مثل مسئله گویی و استخاره و ... .

37. متکی به بلندگو و آمپلی فایر و اکو نبودن.

38. متواضع بودن.

39. برخورداری از اخلاق نیکو.

40. اگر سلام پایان مجلس را به عهده دارد، در مکان هایی که امام زادگانِ لازم التعظیم وجود دارند پس از سلام به ائمه معصوم: به آن بزرگواران هم سلام دهد.

من از مفصل این نکته مجملی گفتم

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

و صلی الله علی محمد و آله الأطهار





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 4 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی


پدید آورنده : محمد سهلانی ، صفحه 39

اشاره:

انسان موجودی اجتماعی و دارای حالت ها و رفتارهای گوناگون است که در رویارویی با برخوردهای اجتماعی، واکنش های متفاوتی دارد. سوگواری، بازتاب یکی از این برخوردهاست که از عواطف انسانی بر می خیزد و با رفتارهایی مانند گریستن و فریاد زدن به دلیل از دست دادن نزدیکان همراه است. بدین ترتیب، گونه ای تخلیه روحی و روانی صورت می پذیرد.

مراسم عزاداری سالار شهیدان، فرهنگی پر بار و سنتی شکوهمند است که تاریخی مقدس و جغرافیایی آسمانی، آن را در بر گرفته است. این عزاداری ها با گذشت زمان، به یک جنبش اجتماعی تبدیل شده و بخشی از فرهنگ مردم گردیده است. هر چند نوع و شکل آن از فرهنگ بومی آنان سرچشمه می گیرد ولی همه آن ها در ابراز حزن و اندوه مشترکند. البته هر چه فرهنگ پر بارتر و ژرف تر باشد، این آیین با پیام رسانی بیشتری برپا داشته می شود.

به یقین، همین ویژگی مرز جدا کننده اندیشه اسلامی از اندیشه غربی است؛ چرا که نگاه غرب به دنیا و امیال حیوانی محدود شده و هر آموزه متعالی را که خارج از دایره حس و ماده باشد، امری موهوم می انگارد. عاشورا، حادثه ای است که در زمان و سرزمین معینی رخ داده است. با این حال، همانند قرآن و دیگر احکام آسمانی، با غیب پیوندی جدا نشدنی دارد. عاشورا، مفهومی آسمانی است که هماره در زندگی یک مسلمان جریان دارد. هر چند این حادثه در سال 61 هجری روی داده، ولی حصار زمان را در هم شکسته است و جاودان می باشد. بنابراین، یادبود آن، هر ساله با چنان شور و التهابی برگزار می شود که گویی هم اینک رخ داده است و این تکرار هرگز از شکوه آن نمی کاهد.
حساسیت زنده داشتن مراسم عاشورا

یکی از عنصرهای اصلی در هر سوگواری، زنده کردن یاد و خاطره عزیزی از دست رفته و از سر گرفتن ماتم و مصیبت او است و دیگر عنصرها در پرتو همین یادکرد، به پایداری و پویایی فرهنگ عزاداری می انجامد. در این میان سوگواری عاشورایی، برقراری گونه ای ارتباط عاشقانه با عاشوراییان و بازتاب دهنده اصل تولاّی اهل بیت «علیهم السلام» و تبرّی از ستم پیشه گان گذشته، حال و آینده است. برپایی این مراسم با بخش ها و شیوه های گوناگون آن، به نحوی شرکت در حماسه عاشوراییان به دلیل هماهنگی با روح ظلم ستیز آنان و اعتراضی آشکار به ستم هایی است که به آن ها رفته است. بنابراین از جمله عالی ترین اهداف برپایی چنین مراسمی، افشاگری و نمایاندن چهره واقعی کسانی است که در حادثه کربلا بر اهل بیت اطهار «علیهم السلام» ستم روا داشته اند.

با برپایی آیین عزاداری، شرکت کنندگان در آن از ستم کاری گروه باطل و مظلومیت سپاه حق آگاه می شوند که اگر این اهداف به نحو مطلوب پیاده گردد، سرمشق گرفتن از نهضت آگاهی بخش امام حسین «علیه السلام» در جامعه، نهادینه می شود. در این حالت، محفل های سوگواری به مکتبی برای آموختن درس پایداری و ستم ستیزی تبدیل می شود. همزمان با آن، بینش دینی مردم، درباره مفهوم عدالت و آزادی در مسیر اصولی و ناب آن جهت خواهد یافت. امام خمینی «ره» نیز بر اساس همین نگرش در جمله ای تاریخی فرموده است:

«این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.» زنده نگه داشتن عاشورا یک مسئله بسیار مهم سیاسی - عبادی است. عزاداری کردن برای شهیدی که همه چیز را در راه اسلام داده، یک مسئله سیاسی است. یک مسئله ای است که در پیشبرد انقلاب، اثر بسزا دارد. ما از این اجتماعات استفاده می کنیم، ما از آن الله اکبرها، ملت ما از آن الله اکبرها استفاده کرد. آن الله اکبرها را باید حفظ بکنیم».

مقام معظم رهبری نیز در این زمینه می فرماید:

«مردم باید در این مجالس شرکت کنند، قدر آن ها را بدانند و از آن ها استفاده کنند. مردم این مجالس را وسیله ای برای ایجاد اتصال و ارتباط هر چه محکم تر روحی و قلبی میان خود و حسین بن علی «علیه السلام» و خاندان پیغبمر «صلی الله علیه و آله» و روح اسلام و قرآن قرار بدهند».
نمادهای عزاداری

آیین سوگواری عاشورایی در دوران زندگی پیشوایان معصوم شیعه نیز جریان داشته و مورد تأیید و حتی تشویق آن بزرگواران نیز قرار گرفته است و به جرأت می توان گفت ائمه معصوم «علیهم السلام» در گسترش فرهنگ سوگواری عاشورایی نقش بسزایی داشته اند. آن بزرگواران با برپایی مجلس های گوناگون عزاداری، یاد و خاطره شهیدان کربلا را زنده نگاه می داشتند. آنان بر این نکته پافشاری می کردند که حتی اگر بر خود انسان، مصیبتی وارد شود، شایسته است به نیّت زنده نگاه داشتن مصیبت امام حسین «علیه السلام» بر آن عزا بگرید.

پس از حادثه کربلا، مجالس سوگواری به صورت ژرف تر و رسمی تر در جامعه گسترش یافت و عاشورا سبب انسجام و نوعی رسمیت یافتن آن گردید. امامان در دوران خفقان اموی و عباسی، شاعران هم عصر خویش را به طور پنهانی فرا خوانده و با برپایی مجالس عزاداری، نوحه سرایی آنان را می شنیدند و به همراه دیگر حاضران می گریستند. «کمیت بن زید اسدی» یکی از این شاعران است که اشعار جان سوزی در توصیف حادثه کربلا سروده است. امام باقر «علیه السلام» درباره ایشان فرمود: «اگر سرمایه ای داشتیم، در پاداش شعر کمیت به او می بخشیدیم، ولی جزای او همان دعایی است که پیامبر درباره حسّان بن ثابت فرموده است و به دلیل دفاع از اهل بیت همواره از پشتیبانی فرشته روح القدس برخوردار خواهد بود».

هم چنین ایشان در تشویق مردم به برپایی این آیین می فرمود:

«در روز عاشورا برای امام حسین «علیه السلام» مجلس عزاداری برپا دارید و همراه با خانواده بر مصایب آن حضرت بگریید و شیون و زاری کنید.» هم چنین هنگام دیدار، بر آن حضرت بگریید و همدیگر را تعزیت دهید و بگویید: اَعظَم الله اُجورنا بِمُصابِنا بِالحُسین «علیه السلام» و جَعَلنا و ایّاکُم مِنَ الطّالبینَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِیّهِ الامامَ المَهدی مِن آلِ محمّدٍ. هر کس چنین کند، من پاداش دو هزار حج و عمره و جهاد در رکاب رسول الله «صلی الله علیه و آله» و ائمه «علیهم السلام» را برایش تصمین می کنم.

در هر حال، سوگواری، نمادهای مختلف یافته و قالب های گوناگون به خود گرفته که هر یک به شیوه های متفاوتی اجرا می شود.
هیئت های مذهبی؛ برجسته ترین نماد مراسم عاشورا

سوگواری عاشورایی بیش تر در قالب برپایی هیئت و تکیه صورت می گیرد؛ زیرا رویکرد مردمی به آن بیش تر به چشم می خورد. در چنین مراسمی، مردم در آغاز از سخنرانی یک واعظ بهره مند می گردند. از این رو می توان گفت چنین محافلی بیشترین نقش را در ارتقاء سطح دانش و بینش اسلامی شرکت کنندگان ایفا می کند. سپس به خواندن مراثی اهل بیت «علیهم السلام» می پردازند. در فرهنگ دهخدا «مرثیه» چنین تعریف شده است: «مرده ستایی، عزاداری، شرح محامد و اوصاف مرده، چکامه ای که در عزای از دست رفته ای سرایند، گریستن بر مرده و بر شمردن ذکر محاسن وی، سوگواری، روضه، مراسم عزایی که به یاد شهیدان راه دین به خصوص در ایام محرم و یاد واقعه کربلا برپا کنند، اشعاری که در ذکر مصیبت و شرح شهادت پیشوایان راه دین به خصوص در ایام محرم و یاد واقعه کربلا بر پا کنند، اشعاری که در ذکر مصیبت و شرح شهادت پیشوایان دین و به خصوص شهیدان کربلا سرایند و خوانند».

اگر چه مرثیه مفهومی کلی دارد، اما می بینیم که در ادبیات فارسی مرثیه از مفهوم خاص خود منصرف و در ردیف مفاهیم کلی قرار گرفته است به گونه ای که در این فرهنگ، مرثیه - سوای مفاهیم کلی اش - به سوگواری عاشورایی ترجمه شده است و از روی تعیّن، به دلیل کثرت استعمال در این معنی، حقیقت یافته است.

این شیوه سوگواری مشتمل بر چند بخش دیگر مانند شعر خوانی، روضه خوانی، سینه زنی، و در نهایت دعاست. در واقع برپایی هیئت یا تکیه، سنتی ترین سبک عزاداری است که در زمان ائمه اطهار «علیهم السلام» نیز رواج داشته است. نوحه، شعری است موزون که عزاداران با شنیدن آهنگ آن به سینه زنی می پردازند. نوحه خوانی نیز بخش های گوناگونی دارد که عزاداران با شنیدن تغییر آهنگ از سوی مداح، فاصله زمانی آن را تغییر می دهند. روضه خوانی در این گونه مجلس ها رکن اصلی سوگواری به شمار می رود و ممکن است که مراسمی تنها از همین یک بخش تشکیل شده باشد. چه بسا در بسیاری از مجلس های خانگی، تنها روضه خوانی انجام شود و از دیگر موارد چشم پوشی می کنند. امروزه نمادهای دیگری چون شبیه خوانی، زنجیرزنی و... نیز با سابقه تاریخی متفاوت در آداب و رسوم مردم وجود دارد.
نمادهای نادرست سوگواری عاشورایی

گاهی درخت تنومند و ریشه دار سنت های دینی به دلیل برخی از عملکردها و بهره برداری های نادرست آسیب می بیند و کم کم بخشی از آن به یک سنت غلط تبدیل می گردد. چنین پدیده ای که از سهل انگاری های کوچک ریشه می گیرد گاه اهداف بزرگ را خدشه دار می سازد، و به طور ناخواسته، بستر را برای برآوردن اهداف پلید دشمنان اسلام و انقلاب فراهم می سازد و گاه سبب می شود افرادی که از خوان پر نعمت سوگواری عاشورایی بی بهره اند و آن را سنتی، ناکارآمد و گاه بیهوده می انگارند، این انحراف ها را دست آویزی برای هجوم به اصل فرهنگ عاشورا قرار می دهند.

در این جا یادآوری این نکته بجا می نماید که اگر پندار چنین افرادی صحیح می بود دشمنان انقلاب و تشیع هرگز محافل سوگواری عاشورا را کانون حملات فرهنگی خویش قرار نداده و نسبت به آن موضعی بی تفاوت اتخاذ می نمودند. اما آشکار است که آنان سال ها بلکه قرن هاست که تلاش دارند حیات اندیشه عاشورایی را با ابزارهای گوناگونی چون تحریف در قالب و محتوا با خطر مواجه سازند. عدم توجه به این مسئله، ریزش نیروهای خودی و مذهبی را به دنبال دارد. از این رو گاه تمایل نشان دادن به این کارکردهای نادرست چنین پیامدهایی در پی خواهد داشت. هر چند باید بپذیریم که گاه این اعمال از عشق فراوان ولی نا آگاهانه افراد نسبت به خاندان وحی و مکتب اسلام سرچشمه می گیرد و در اخلاص آنان دست کم در سوگواری نمی توان تردید کرد، اما شایسته است با نظارت دقیق تر فرهیختگان و دانشوران جامعه اسلامی و نیز دلسوزان این فرهنگ، از پیدایش چنین آسیب هایی در پیکره فرهنگ عاشورا پیش گیری کرد.

و بدین ترتیب، اهداف دشمنان تشیع و نظام را در پراکنده نمودن مردم و دل زده ساختن آنان از جریان خروشان عاشورا، نقش بر آب ساخت. اینک که مکتب تشیّع پس از سال ها محدودیت، فشار و ارعاب جایگاه نسبی مناسب خود را در عرصه جهانی کسب نموده است، باید کوشید تا سطحی نگری برخی افراد ناآگاه، به خدشه دار شدن این جایگاه و نیز روی گردانی انسان های آگاه و جویای حق و حقیقت از آیین تشیّع نینجامد.

از آن جا که امروز، عزاداری در تداوم مکتب تشیع و نظام اسلامی، نقش فراوانی دارد بایستی با پالایش سنت ها و نمادهای سوگواری، خط سرخ شهادت طلبی، مبارزه و فداکاری را تداوم بخشید. این پالایش باید در اشعار، تاریخ نگاری، برداشت ها و اجرای سنت ها صورت گیرد تا از رخ دادن بدعت ها پیش گیری شود. با نظارت دقیق بر هیئت ها و دسته های عزاداری، تعزیه خوانی و پیش گیری از رفتارهای ناسازگار با موازین شرعی و اعتقادی و اعمالی به دور از عقلانیت مانند قمه زدن، قفل و تیغ زدن بر بدن، قلاده بستن، سینه خیز رفتن به سوی حرم اهل بیت «علیهم السلام» و صورت به زمین خراشیدن، و دیگر رفتارهای وهن آمیز می توان این جریان را مهار کرد.

این سنت های ناپسند و رفتارهای ناهنجار، با عقل و سیره رفتاری ائمه اطهار «علیهم السلام» و علما و بزرگان دینی مخالفت دارد؛ چرا که در اخبار و روایات هیچ گونه تأییدی برای آن ها وجود ندارد. این رفتار از نگرش های ناروا و سلیقه های ناصواب افراد در مسئله عزاداری برخاسته است که گاهی در قالب بدعت های ناپسند، به فرهنگ عاشورا آسیب می رساند که سیر جدیدی از آن چندی است از سر گرفته شده است.
سنت های غلط از دیدگاه مقام معظم رهبری

نیکوست سخن را در این مقوله با کلام ولیّ امر - دام ظله - دنبال کنیم: «یک کارهایی است که مردم را به خدا و دین نزدیک می کند. این عزاداری های سنتی، مردم را به دین نزدیک می کند و امام فرمودند: عزاداری های سنتی بکنید. در مجالس نشستن، روضه خواندن، گریه کردن، به سر و سینه زدن، مواکب عزا راه انداختن، دسته جات عزاداری همان چیزهایی است که عواطف را نسبت به خاندان پیغمبر «صلی الله علیه و آله» پرجوش می کند که بسیار خوب است. یک کارهایی هم هست که به عکس، کسانی را از دین بر می گرداند.
1. روند جدید سنت های غلط

بنده خیلی متأسفم که بگویم در این سه چهار سال اخیر، کارهایی که به نظر من دست هایی آن ها را در جامعه ما ترویج می کنند، باب شده است که هر کس ببیند برای او سؤال به وجود می آید. در قدیم الایام در بین طبقه عوام الناس معمول بود که در روزهای عزاداری به بدن خودشان قفل می زدند. بزرگان علما علیه این کار سخن گفتند و بر افتاد. حالا باز هم مجددا شروع کرده اند و شنیده ام در گوشه و کنار بعضی ها قفل می زنند. این چه کاری است که بعضی ها انجام می دهند؟ قمه زدن هم همین جور است. قمه زدن هم از آن کارهای خلاف است. من می دانم که حالا یک عده خواهند گفت که حق این بود که فلانی، اسم قمه را نمی آورد. شما چه کار دارید، بگذار بزنند! نه اما نمی شود. این جور که در چهار پنج سال اخیر و بعد از جنگ، مسئله قمه زدن را دارند ترویج می کنند، [اگر] در زمان حیات مبارک امام هم همین جور بود، قطعا ایشان در مقابل این قضیه می ایستادند...
2. وظیفه امروز شیعه

دست علمای سلف بسته بود و نمی توانستند این حرف ها را بگویند. اما امروز، روز حاکمیت اسلام و جلوه اسلام است. ما نباید کاری بکنیم که جامعه اسلامی برتر؛ یعنی جامعه محبّ اهل بیت «علیهم السلام» که مفتخر به نام مقدس ولی عصر «ارواحنا فداه» است، به نام حسین بن علی «علیه السلام» و به نام امیر المؤمنین «علیه السلام» در نظر مسلمانان عالم و غیر مسلمان ها به عنوان یک گروه آدم های خرافی و بی منطق معرفی بشود. من حقیقتا هر چه فکر کردم، دیدم نمی توانم این مطلب را که قطعا یک خلاف و بدعت است، به اطلاع مردم عزیزمان نرسانم. این کار را نکنید! بنده قلبا از این کارها راضی نیستم...
3. توجه به سیره علمای سلف

من نمی دانم این کارها از کجاست و کدام سلیقه ها این کارها را به داخل جوامع اسلامی و انقلابی ما می آورد؟ اخیرا یک بدعت عجیب و غریب و نا مأنوسی در باب زیارت درست کرده اند. شما ببینید قبر مطهر پیغمبر «صلی الله علیه و آله» و ائمه هدی «علیهم السلام» را همه زیارت می کردند. قبر مطهر پیغمبر «صلی الله علیه و آله» و امام حسین «علیه السلام» را ائمه ما، امام صادق، موسی بن جعفر و بقیه ائمه «علیهم السلام» زیارت می کردند. قبور مطهره اهل بیت «علیهم السلام» در عراق و ایران را، علما و فقهای بزرگ، زیارت می کردند. شما هرگز شنیده اید که یک نفر از علماء یا ائمه «علیهم السلام» وقتی می خواستند زیارت کنند، از در صحن که وارد می شوند، روی زمین بخوابند و سینه خیز خودشان را به حرم برسانند؟! اگر این کار مستحسن و مستحب و خوب و مقبول بوده، بزرگان ما این کار را می کردند، ولی آن ها نکردند. حتی نقل شده است که آیت الله العظمی بروجردی «رضوان الله تعالی علیه»، آن عالم بزرگ و مجتهد قوی، عمیق و روشن فکر از این که عتبه را ببوسند، منع می کردند، با این که این کار شاید مستحب باشد. احتمالاً در روایت بوسیدن عتبه وارد شده است و در کتاب دعا و به ذهنم می رسد که در روایات هم هست که عتبه را ببوسند. با این که کار مستحب است، ایشان می گفتند: این کار را نکنید تا مبادا دیگران خیال کنند که ما بر قبور ائمه سجده می کنیم و دشمنان علیه شیعه تشکیکی درست نکنند. حالا ناگهان عدّه ای از در صحن مطهر علی بن موسی الرضا «علیه السلام» وارد که می شوند، می افتند و دویست متر را سینه خیز می روند. آیا این کار درست است؟ نه! این کار غلط است و اهانت به دین و زیارت است. چه کسی این چیزها را بین مردم باب می کند؟ نکند این ها کار دشمن باشد! دین و اسلام، منطقی است و منطقی ترین بخش اسلام، تفسیری است که شیعه از اسلام دارد».

پی نوشت ها:

1. صحیفه نور، ج 13، ص 154.

2. سخنرانی 22/3/73 به نقل از ابوالفضل هادی منش، آیین ستایشگری، ص 215.

3. مصباح المتهجد، ص 713.

4. خداوند پاداش ما را در مصیبت حسین «علیه السلام» افزون کند و ما را از خون خواهان او قرار دهد همراه ولیّ خدا، امام مهدی «عج» از خاندان پیامبر «صلی الله علیه و آله».

5. جعفر بن محمد قولویه القمی، کامل الزیارات، ص 174.

6. سخنرانی 22/3/73 به نقل از آیین ستایشگری، ص 212.





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 4 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی


پدید آورنده : علی زینتی ، صفحه 23

تعارض آموزه های دینی با یافته های علمی در پوشیدن لباس سیاه و سیاه پوش کردن تکایا و محافل چه توجیهی دارد؟یافته های علمیحکایت از تأثیر مثبت لباس های روشن در نشاط و شادی و ارتقاء فعالیت های انسانی و تأثیر منفی لباس سیاه دراین امور دارد که با سنت رایجدینی در محافل مذهبی مبنی بر سیاه پوشیدن و سیاه پوش کردن در تعارض است به این تعارض چگونه پاسخ می دهید؟

اکرم رحمتی

تکیه عمده و اساسی این سوءال و ابهام ذهنی، تعارض یافته های علمی با آموزه های دینی در پوشیدن لباس سیاه و سیاه پوش کردن است. در مقام جواب وزدودن ابهام، اولین گام آن است که آیا چنین تعارضی واقعیت دارد و آیا یافته های علمی پوشیدن لباس سیاه را به صورت کلی و در تمام حالات و موقعیت یکپوشش نامناسب می شمارد؟

واقعیت آن است که چنین تعارضی بین یافته های علمی و روان شناسی با آموزه های دینی به چشم نمی خورد، و این دو منبع شناخت در این مورد ـ پوشیدن لباسسیاه ـ با یکدیگر ناسازگاری ندارند. درست است که از دیدگاه روان شناسی رنگ سیاه به خودی خود نفی هرگونه رنگ است و نمایان گر مرزهای مطلقی است کهدر پشت آنها دیگر زندگی وجود ندارد و حیات متوقف می شود و رنگ سیاه به معنای انهدام، نیستی و پوچی است و نفی دیگر رنگها می باشد؛1 اما این نظریه،گوشه ای از یافته های روان شناسی است.

یاد آوری این نکته لازم است که پذیرش تأثیر رنگ ها به این معنا نیست که رنگ ها در انسان تأثیری شدید دارند و سریع بر جهت گیری ذهنی و رفتاری افرادموءثر واقع می شوند؛ مثلاً اگر رنگ آبی تأثیر تسکینی و آرامش بخشی دارد، نمی توان از آن به عنوان یک داروی مسکن برای تسکین سریع آن استفاده کرد و یا ازرنگ قرمز در ایجاد تحریک سریع بهره جست؛ بلکه تأثیر پذیرفته شده رنگ ها یک تأثیر جزیی است که در مدت زمان طولانی فرصت بروز پیدا می کنند.

گوشه ای دیگر یافته های روان شناسی، گویای این حقیقت است که آن گاه رنگ سیاه مفهوم نیستی و پوچی و پایان یافتن را تداعی می کند که به عنوان انتخاباول و یا یکی از سه انتخاب اول باشد؛ یعنی در تمام حالات، اولین رنگ انتخاب شده و یا یکی از سه رنگ انتخابی اول برای زندگی (اعم از لباس...)باشد و اگررنگ سیاه در رتبه هشتم قرار بگیرد، یعنی آخرین رنگ انتخابی در زندگی، رنگ سیاه باشد و در موقعیت های نادر و استثنایی مورد استفاده قرار بگیرد، یکتمایل طبیعی، نابهنجار را نمایش می دهد و نشان دهنده مهار اعمال و تصمیم فرد بر کنترل اوضاع2 و نشان دهنده مهار اعمال و تصمیمات فرد در زمانی می باشدکه بروز اضطراب قطعی است. محرومیت از چیزی و یااز دست دادن شخصی و یاموقعیتی، انسان را در لبه یک تعارض غیر قابل انکار قرار می دهد و در این حالت،وی برای به دست آوردن موقعیت قبلی و کنترل اوضاع دست به اقدامات کنترلی می زند. پوشیدن لباس سیاه، حکایت از تدبیر انسان در چنین موقعیتی دارد؛یعنی از اقدامات مناسب، طبیعی و بهنجاری است که موجب می شود انسان بتواند بر اوضاع کنترل داشته باشد؛ زیرا نوعی سکون، سکوت و کاهش تحریک را درپی دارد.3

بنابر این از دیدگاه علمی، پوشیدن لباس سیاه و استفاده از رنگ سیاه، حتی در غیر پوشش، همیشه نامناسب نمی باشد و به معنای رسیدن به پایان زندگی و خطپایان عمر و تسلیم شدن نیست و تأثیر منفی و تخریب روانی را در پی ندارد. از این رو پوشیدن لباس سیاه در عزا داری ها و برای شخص مصیبت زده ای کهاحساس غمگینی می کند، یک نوع تسکین است و او را در اضطراب ناشی از فقدان شخص محبوب، به سمت سکوت و سکون دعوت می کند و افزون بر اینموجب هم سو ساختن احساسات درونی با فضای بیرون موجب آرامش می گردد.4 شخص غم زده درآغاز قطع دل بستگی، اگر در فضای شادی آفرین قرار بگیرد،بین حالت درونی خود و وضعیت خارجی، تعارض را مشاهده می کند و این تعارض هرگز به نفع او نیست. از این رو باید به سمت هم سویی و هماهنگ ساختندرون وبرون برآییم و انتخاب رنگ سیاه در این موقعیت های نادر و استثنایی زندگی (یعنی در رتبه هشتم)، چنین تأثیری دارد. این رنگ، اگر در رتبه هشتم وانتخاب پایانی قرار بگیرد، بر خلاف رنگ سفید، سکوت و سکون و عدم ایجاد هر گونه تحریک روانی و جسمانی و کاهش سایر فعالیت ها و کندی و سستی رادرپی دارد5 که جملگی برای انسان مبتلا به رنج فراق و فرو رفته در درد قطع دل بستگی مفید است و به او آرامش و سکون می بخشد.

پس، از دیدگاه علمی، رنگ سیاه تأثیری منفی و نامناسب بر روان و روح آدمی ندارد و در مصائب، کاهش دهنده آلام می باشد و این گونه نیست که علم آن را کاملاًطرد کند؛ ولی سنت های دینی به آن اهمیت داده، دینداران را به استفاده از آن توصیه کند.

از جهت دیگر، درباره تعارض موهوم آموزه های دینی، باید بررسی کرد که آیا اسلام برای همیشه و در تمام حالات رنگ سیاه را توصیه می کند و به تعبیرروان شناختی، برای اولین انتخاب ها و یا سه انتخاب اول، رنگ سیاه را برمی گزیند و مسلمانان را نیز به این انتخاب دعوت می نماید؟

باید گفت که نگاه آغازین اسلام به رنگ سیاه، یک نگاه منفی است از این رو هرگز آن را در حالات عادی و زمینه های روزمره زندگی، به عنوان یک رنگ برنمیگزیند و آن را رنگ شیطان و فرعون و سمبل طغیان گری، ظلم و ظلمت معرفی می کند و می فرماید:«لباس سیاه نپوشید که لباس فرعون است».6

رنگ برگزیده و انتخاب اول اسلام ـ همانند علم ـ رنگ سفید است که امام باقرعلیه السلام می فرماید: هیچ لباسی بهتر از لباس سفید نیست.7 بعد از رنگ سفیدرنگ های زرد و سبز از طرف اولیای دین توصیه و از جانب اسلام رنگ های برگزیده هستند. در واقع رنگ سیاه نه انتخاب اول و نه یکی از سه انتخاب اول اسلام،بلکه فقط در موقعیت خاص مانند مصائب و به هنگام ابتلا به غم فراق توصیه شده است از نظر اسلام، رنگ زندگی، حیات، حرکت و تلاش رنگ سفید می باشد وآرامش بعد از تلاش و کوشش در رنگ سیاه (شب) می باشد. رنگ سیاه، یعنی همان رنگ شب، موجب آرامش می شود. تا نفوس را از تعب و رنج روز که در پیتلاش و کوشش به آن دچار گشته است، پناه دهد و آرام سازد.8

خداوند نیز در قرآن سیاهی شب را مایه آرامش و روشنایی روز را زمینه تلاش ذکر کرده است.9

رنگ سیاه در مکتب اهل بیت، فقط و فقط در مصائب و سوگواری ها مورد استفاده قرار گرفته است؛ یعنی یک انتخاب نادر و استثنایی بوده است و نه انتخابیهمیشگی. بنابر نقل ابن ابی الحدید، امام حسن ـعلیه السلام در سوگ امیر الموءمنین علی ـعلیه السلام جامه سیاه برتن کرد و با همین جامه به میان مردم آمد وبرای آنها خطبه خواند.10 درنگاه ابتدایی رنگ سیاه، یک رنگ مکروه و ناپسند تلقی می شود در نماز، لباس سیاه پوشیدن مکروه می باشد.11

در قطب دوم و جبهه دوم تعارض، یعنی آموزه های دینی نیز لباس سیاه نه تنها صد در صد مورد پذیرش واقع نشده است و آن را مفید و انتخاب اول نیست و به آنتوصیه نمی شود، بلکه سیاه تنها در رتبه هشتم و آخرین انتخاب قرار می گیرد. از این رو تنها در عزای ائمه هدی ـ علیه السلام پوشیدن این رنگ ممنوع نیست،آن هم از این جهت که به واسطه تأثیر روانی آن، موجب سکوت و سکون و آرامش گشته، شخص مضطرب را از مصیبت و حزن به یک آرامش روانی می رساند ویاحداقل در این زمینه بسیار تأثیر دارد.
پی نوشت:

1. ماکس لوچه، ترجمه منیره روانی پور، 1368.

2. ماکس لوچه، ترجمه منیره روانی پور،1368.

3. اکبر زاده، 1374.

4. رمضان زاده،1371.

5. اکبر زاده،1374.

6. مجلسی، بحارالانوار،ج 83،ص 248.

7. همان،ج 78،ص 330؛ ری شهری،میزان الحکمه، ج 8،ص 472.

8. نذیر الحمدان،2002.

9. قصص(28)، آیه 73؛اسراء(17)آیه 17؛ فرقان(25)آیه 47؛ یونس(10)آیه 67.

10. ابن ابی الحدید،شرح نهج البلاغه، ج 16،ص 22.

11. طریقه دار،1380.





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 4 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی



محمد رضا کاشفی

وجود روایاتی که ثواب عزاداری برای امام حسین علیه السلام را بی شمار ذکر می کند تاچه اندازه صحیح است؟

موسی بشارتی/ادبیات فارسی

عزاداری برای سالار شهیدان، آقا ابا عبدالله الحسین علیه السلام از بزرگ ترین اسباب تقرب به خداوند و دارای اجر و ثواب فراوان می باشد. روایات بسیاری در اینخصوص، در کتاب های معتبر وارد شده که در میان آنها، احادیث دارای اعتبار کافی و قابل اعتماد نیز فراوان است.

دراین مورد چند نکته اساسی را بایددر نظر گرفت:

1. این گونه روایات نیز مشتمل بر صحیح و غیرصحیح هستند.

2. مقصود از روایت هایی که آثار خاصی را برای بعضی از اعمال ذکر کرده اند، این نیست که فلان عمل علت تامه آن اثر است؛ بلکه مقصود اقتضای اثر است. علتتامه، مجموع علل موءثر بر یک چیز با رفع تمام موانع است. تأثیر چنین علتی بر معلول، حتمی و ضروری است و به هیچ وجه تخلّف پذیر نیست؛ در حالی کهمقتضی، یکی از شرایط موءثر بر یک پدیده است که در صورت نبودِ موانع، می تواند اثر کند؛ ولی اگر مانعی بر سر راه آن قرار گیرد، توان تأثیر ندارد. چنین چیزی درجهان مادیات و اسباب و مسببات طبیعی نیز هست؛ مثلاً اگر گفته شود که آتش سبب احتراق چوب است، به نحو مقتضی است؛ یعنی تا دیگر شرایط مانند وجوداکسیژن پدیدار نشود و موانع بر طرف نگردد، عمل احتراق صورت نخواهد گرفت. بنابراین اگر کسی چوب تری را در آتش اندازد و با گذشت چند دقیقه از احتراقخبری نباشد، نباید درآن گزاره تردید کند؛ بلکه باید جست و جو کند که آیا آن گزاره مشروط به شرایطی نیز هست یانه و آیا مانعی برای تأثیر آتش در چوب وجوددارد یاخیر؟ آن گاه خواهد دید که این گزاره - ضمن دارا بودن ارزش صدق - مشروط به شرایط متعددی از قبیل وجود اکسیژن و نبود موانعی چون رطوبت درچوب، تناسب میزان حرارت آتش با مقدار مقاومت چوب و... می باشد؛ اما اگر تمام شرایط و رفع موانع مفروض پدید آمد؛ یعنی، علت تامه محقق شد، حتما چوبآتش خواهد گرفت و تخلّف آن، به معنای کذب گزاره یاد شده است. تأثیر این اعمال نیز به نحو جزءالعلّه و مقتضی است و همواره با دیگر شرایط عمل می کند؛ امااین که آن شرایط دقیقاً چیست و سهم هر یک تا چه اندازه است و آیا تأثیر این عمل و هر شرط دیگری، در همه موارد یکسان است یا ممکن است در موردینقش اصلی تری را ایفا کند و مکانیسم تأثیر چگونه است؟ آیا دیگر ابزارها را در اثر گذاری تقویت می کند یا خود مستقیماً اثر می گذارد؟ اینها و ده ها سوءال دیگر،مسائلی است که ریشه عقلی و فکری بشر هنوز در حدی نیست که بتواند به طور کاملاً دقیق، به آنهاپاسخ دهد و یکی از خدمات بزرگ پیامبران به بشر، آگاه سازیاو از وجود چنین عاملی است که عقل به تنهایی قادر به شناخت آن نیست. آن چه به طور کلی می توان با ژرف کاوی فلسفی و تحقیق در نصوص دینی دریافت،این است که دایره علیت، منحصر به علل و معلومات مادی نیست؛ بلکه علل طبیعی، مقهور ماورای طبیعت هستند.

3. گستره کمی و کیفی ثواب هایی که بر گریه، عزاداری و زیارت امام حسین علیه السلام ذکر شده است، تعجبی ندارد؛ زیرا در مقابل آن همه ایثار، شجاعت، توکل،رضا، مردانگی، آزادگی... و مصایبی که آن حضرت متحمل شدند، این همه ثواب شایسته است. توجه و دقت در داستان ذیل، این مطلب را روشن تر می سازد.

علامه بحرالعلوم در راه سامرا به مسئله گریه بر امام حسین علیه السلام که باعث آمرزش گناهان می شود، فکر می کرد. عربی بر مرکبی سوار، مقابلش رسید و سلامکرد و پرسید: جناب سید! شمارا متفکر می بینم؟ اگر مسئله علمی است، بفرمایید، شاید من هم چیزی بگویم.

بحرالعلوم فرمود: دراین فکر بودم که چگونه حق تعالی این همه ثواب به زائران و گریه کنندگان حضرت سید الشهداعلیه السلام می دهد؛ مانند آن که: «هر قدمیکه زائر بر می دارد، ثواب یک حج و یک عمره در نامه عملش نوشته می شود و برای یک قطره اشک، تمام گناهان صغیره و کبیره اش آمرزیده می شود»؟ آن سوارعرب فرمود: تعجب مکن! من برای شما مثل می آورم تا مشکلت حل گردد. سلطانی در شکارگاه از همراهانش دور افتاده بود. در آن بیابان وارد خیمه ای شدوپیرزنی را با پسرش در گوشه خیمه دید. آنان بزی داشتند که زندگی شان از شیر آن بز تأمین می شود و غیر از آن چیز دیگری نداشتند. آن پیر زن، بز را برایسلطان ذبح کرد و طعامی حاضر کرد. او سلطان را نمی شناخت و فقط برای اکرام مهمان، این عمل را انجام داد. سلطان شب را آن جا ماند و روز بعد در دیدارعمومی، واقعه دیشب خود را نقل کرد و گفت: من در شکار گاه از غلامان دور افتادم و در حالی که شدیداً تشنه و گرسنه شده بودم و هوا به شدت گرم شده بود، بهخیمه آن پیرزن رفتم؛ او مرا نمی شناخت و در همان حال، سرمایه او و پسرش بزی بود که از شیر آن، زندگی را می گذراندند؛ بز را کشتند و برای من غذا آمادهکردند. حال در عوض این محبت، به این پیر زن و پسرش چه بدهم و چگونه تلافی کنم؟

یکی از این وزیران گفت: صد گوسفند به او بدهید؛ دیگری گفت: صد گوسفند و صد اشرفی به او بدهید؛ دیگری می گفت: فلان مزرعه را به ایشان بدهید. سلطانگفت: هر چه بدهم، کم است. اگر سلطنت و تاج و تختم را بدهم، مکافات به مثل کرده ام؛ چون آنها هر چه داشتند به من داده اند؛ من باید هر چه دارم، به آنانبدهم.

حضرت سید الشهداعلیه السلام هر چه داشت، از مال، اهل و عیال، پسر،برادر،فرزندو سر و پیکر، همه و همه را در راه خدا داد؛ حال اگر خداوند بر زائران و گریهکنندگان آن حضرت، آن همه اجر و پاداش و ثواب بدهد، نباید تعجب نمود؛ این را فرمود واز نظر سید بحرالعلوم غایب شد.1

پی نوشت:

1. االعبقری الحسان، ج 1، ص199 به نقل از اشک حسینی، سرمایه شیعه، ص 36و37.





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 4 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی


پدید آورنده : علی اکبر سرشار ، صفحه 37

مرحوم علامه امین عاملی قدس سره درباره ی قمه زنی و مراسم عزاداری حسینی می نویسد:

قمه زنی و اعمالی دیگر از این قبیل در مراسم عزاداری حسینی به حکم عقل و شرع حرام است و زخمی ساختن سر، که نه سود دنیوی دارد و نه اجر اخروی، ایذاء نفس است که خود در شرع حرام است و در مقابل این عمل، شیعه ی اهل بیت را در انظار مردم مورد تمسخر قرار داده و آنها را وحشی قلمداد می کنند و شکی نیست که این اعمال ناشی از وساوس شیاطین بوده و موجب رضایت خدا و پیامبر و اهل بیت اطهار نیست و البته تغییر نام این اعمال در ماهیت و حکم شرعی آن که حرمت است، تغییری نمی دهد (1) .
چند استفتاء از مقام معظم رهبری درباره قمه زنی و عزاداری

1 - آیا قمه زدن در عزاداری امام حسین علیه السلام چه حکمی دارد؟

جواب: اگر موجب وهن مذهب در زمان حاضر و یا مستلزم خوف خطر جان یا ضرر معتنی به باشد جایز نیست .

2 - پدر و مادری که نذر می کنند اگر خدا به آنان فرزند پسر داد روز عاشورا به سر او تیغ بزنند و آن پسر بعد از بلوغ روزهای عاشورا قمه بزند آیا این نذر صحیح است و آیا بر آن پسر عمل به نذر والدین واجب است؟

جواب: صحت چنین نذری محل اشکال است و در هر صورت وفا به آن بر فرزند واجب نیست .

3 - اگر قمه زدن در عزاداریها موجب مرگ کسی شد آیا این عمل خودکشی و گناه محسوب می شود .

جواب: اگر با خوف خطر جان اقدام کرده باشد حکم انتحار دارد .

4 - آیا سوراخ کردن گوشت بدن و قفل زدن و وزنه آویزان کردن به بهانه عزاداری بر امام حسین علیه السلام که اخیرا شایع شده است جایز است؟

جواب: چنین اعمالی که موجب وهن مذهب در انظار عموم است صورت شرعی ندارد .

5 - عزادارانی که خودشان را در مقابل مزار مقدس ائمه علیهم السلام به خاک می اندازند و سینه و صورت خود را به خاک می مالند و خراشیده می کنند و خون جاری می شود و با همان حال به داخل حرم ائمه علیهم السلام وارد می شوند چه صورت دارد؟

جواب: اینگونه رفتارها که از شیوه اظهار تاثر و عزاداری سنتی به دور است صورت شرعی ندارد بلکه اگر موجب ضرر معتنی به بدنی و یا وهن مذهب در انظار عموم باشد جایز نیست .
استفتائات از حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی

1 - آیا زنجیر زنی و قمه زنی و شمشیر زنی در عزاداری امام حسین علیه السلام جایز است؟

جواب: بی شک مراسم سوگواری خامس آل عباعلیه السلام از افضل قربات است، ولی نباید کاری کرد که موجب وهن مذهب در نظر دیگران شود .

2 - آیا تعزیه و شبیه خوانی اشکال دارد و اگر اشکال نداشته باشد بفرمایید که اگر مرد لباس زنان را در تعزیه بپوشد و به جای او بخواند اشکال دارد؟ و آیا صدای شیپور و طبل و دهل در تعزیه حرام است یا خیر؟ در پایان مستدعی است شرایط تعزیه خوانی را بیان فرمایید .

جواب: شبیه خوانی اگر با دروغ و آلات لهو توام نباشد و موجب توهین به مقام شامخ حسین بن علی علیهما السلام یا سایر شهدا نشود اشکالی ندارد واحتیاط آن است که مردان لباس زنان را نپوشند .

3 - آیا شبیه خوانی - که نمایش مذهبی است و درباره ی واقعه ی عاشورا یا اربعین حسینی علیه السلام برگزار می گردد - جایز است؟

جواب: اگر امر خلاف شرعی در آن نباشد و موجب هتک مقدسات نشود اشکالی ندارد .

4 - سینه زدن با تیغ و یا زنجیر زدن با زنجیری که دارای چاقو و یا تیغ می باشد و منجر به زخمی شدن بدن و جاری شدن خون می شود، چه حکمی دارد؟

جواب: همان گونه که قبلا نیز اشاره کرده ایم، مسئله ی عزاداری حضرت سیدالشهداعلیه السلام در هر زمان و در هر مکان از افضل قربات و مایه ی تقویت روح ایمان و شهامت اسلامی و ایثار و فداکاری و شجاعت در مسلمین است، ولی کیفیت عزاداری باید چنان باشد که بهانه ای به دست دشمنان اسلام ندهد و موجب سوء استفاده از آن نشود و این مراسم عظیم و پرشکوه تضعیف نگردد و به همین جهت از کارهایی که موجب وهن مذهب است باید پرهیز شود .

5 - نظر مبارک را در رابطه با کیفیت مطلوب نحوه ی برگزاری عزاداری سالار شهیدان علیه السلام بیان فرمایید؟

جواب: بهترین شیوه ی عزاداری، تشکیل مجالس با شکوه و ذکر اهداف مقدس امام حسین علیه السلام و تاریخچه ی کربلا و تحلیل فرازهای آن و مراسم سوگواری، و همچنین تشکیل دسته جات عزاداری با شکوه، توام با شعارهای بیدار کننده و سازنده و پخش جزوه ها و پوسترهای حساب شده و پرمحتوا و استفاده از پلاکاردها یا شعارهای جالب و جاذب و روشن کننده ی اهداف عزاداری حضرت سیدالشهداعلیه السلام و مانند آن است .

6 - در آستارا، سنتی است که مردم به آن اعتقاد راسخ دارند، مسئله بدین صورت است که: روز تاسوعا و عاشورا علمی که در تمام مناطق مرسوم است در دست افراد خاصی می دهند که آن فرد با حرکتهای مخصوص و حتی گاهی با حمله ور شدن به زنان و مردان ترساندن بچه ها و به تعبیر مردم: علم را جوش می آورند و آن را نسبت به امام حسین علیه السلام می دهند، مردم دور آن جمع می شوند و می گویند علم فرد را دنبال خود می برد، وقتی علم بعضی از افراد را زخمی می کند به معنای آن است که آن فرد، انسان بدی است و با دیده ی تردید به علم نگاه کرده است . متاسفانه علم در دست افراد معلوم الحال به جوش می آید و گاهی افراد متدین و وجیه را زخمی می کند، نظر شما را در این مورد خواستاریم؟

جواب: عزاداری حضرت خامس آل عباعلیه السلام از موجبات مهم تقویت دین است ولی نباید آن را آلوده به این گونه کارهای نادرست کرد که موجب اذیت و آزار عزاداران و هتک حرمت افراد آبرومند می شود .

7 - در شرایطی که دشمنان اسلام سعی در منزوی کردن مسلمانان دارند و با حیله هایی می خواهند اسلام را خرافی و مسلمانان را بی منطق معرفی کنند، انجام برخی اعمال که در متن دین وجود نداشته و در بعضی مناطق عده ای در تظاهر به اسلام و تعظیم شعائر، مرتکب آن می شوند که احیانا موجبات وهن شیعه و عزاداری را فراهم آورده است، چه حکمی دارد؟

جواب: لازم است در این شرایط و اوضاع پیروان اهل بیت علیهم السلام و عاشقان مکتب حسینی از هر کاری که موجب وهن این مراسم می شود بپرهیزند و به جای آن به سراغ مراسمی بروند که عظمت اهداف حسینی را بیش از پیش آشکار می سازد و اگر جمعی از بزرگان فقهای پیشین (قده) در عصر و زمان خود بعضی از این کارها را به دلایلی اجازه فرموده اند، هرگاه در عصر و زمان ما بودند مسلما نظر دیگری داشتند . خداوند همه ی ما را از پیروان مکتب آن بزرگوار و جان نثاران او قرار دهد .

8 - در شهرستان ما مراسم عزاداری تاسوعا و عاشورا و سایر ایام به صورت تعزیه خوانی برگزار می شود، تا شش سال قبل که فقط در محل ما برگزار نمی شد اهالی محل به محلات دیگر جهت دیدن تعزیه می رفتند و در آن محلات با مشکلات زیادی مواجه می شدند لهذا تصمیم گرفتیم این مراسم را در محل خودمان برگزار کنیم نظر شما چیست آیا در این شرایط تعزیه خوانی جایز است؟

جواب: چنانچه تعزیه خوانی مشتمل بر امر حرامی مانند دروغ یا هتک حرمت امامان بزرگوار و بزرگان دیگر و امثال اینها نباشد و مانع مجالس سخنرانی و نماز نگردد اشکالی ندارد .

9 - آیا استفاده از وسایلی که به شکل صلیب هستند و درماه محرم الحرام در جلوی صف عزاداری حمل می شود جایز است؟

جواب: این علامتها تداعی صلیب را نمی کنند ولی عزاداری هر چه ساده تر باشد بهتر است .

10 - آیا پول دادن به مرثیه سرایانی که در لابه لای اشعار و سخنان خود بعضی از مصایب بی مدرک یا ضعیف السند را نقل می کنند و یا با غنا می خوانند جایز است و آیا نقل این گونه مطالب به عزاداری ضربه نمی زند؟

جواب: پول را در برابر کارهای مشروع آنها بدهند و نسبت به کارهای خلاف، نهی از منکر کنند .
متن جوابیه آیة الله العظمی مکارم شیرازی به سؤالات مختلف مردم درباره ی وظایف مسلمانان در ایام عاشورا و

بدون شک عزاداری سالار شهیدان از افضل قربات و احیای خون آنان مایه ی نجات در دنیا و آخرت است .

افراد ناآگاه و بی خبر، حادثه خونین کربلا را مربوط به گذشته می پندارند، و از تکرار سوگواری ها در هر سال دچار تعجب می شوند، در حالی که آگاهان آن را مربوط به یک جریان مهم و مستمر در سراسر زندگی بشر می دانند، که در کربلا به اوج خود رسید، و به عنوان یک الگوی جاودانه در تاریخ ماند . و آن جریان مبارزه با کفر و ظلم و بیدادگری وترجیح مرگ سرخ توام با آزادگی بر زندگی ذلت بار و ننگین است .

آنها می گویند چرا شما برای حادثه ای که مربوط به سیزده قرن پیش است اشک می ریزید؟ ولی نمی دانند که اشک ما اعلان جنگ ما به ظالمان و بیدادگران و زشت کاران در هر زمان است . قطره های اشکی که از روی معرفت نسبت به اهداف والای حسین علیه السلام و یارانش جاری می شود گلوله های آتشینی است بر ضد تبهکاران و جنایتکاران تاریخ، و گوهرهای گرانبهایی است برای هدیه به مظلومان و ستمدیدگان و ملتهای دربند، و این است معنی «کل یوم یوم عاشورا و کل ارض ارض کربلا» .

و به همین دلیل همیشه طاغوتها و دشمنان اسلام از انجام این مراسم در هراسند و می خواهند آن را به تعطیل بکشانند .

و درست به همین دلیل ما می گوییم به هر قیمت که ممکن شود باید این مراسم حفظ گردد، حتی در بعضی از کشورها که دشمنان اهل بیت قصد خاموش کردن این چراغ فروزان را داشتند و از ما سؤال کردند گفتیم به هیچ قیمت عقب نشینی نکنید، ولو بلغ ما بلغ، و هر چند خون خود را در این راه نثار کنید .

درست است که این مراسم ذاتا مستحب است ولی زنده نگه داشتن آن در مواردی از اوجب واجبات است .

در اینجا لازم می دانم همه ی برادران و خواهران ایمانی را به چند نکته توجه دهم:

1 - باید همه بکوشند با خالصترین نیات در این مراسم شرکت جسته، و قلب و روح خود را در اختیار سالار شهیدان قرار دهند، و به اهداف والای این قیام بزرگ تاریخ اسلام و بشریت بیاندیشند، و گویندگان عزیز و نویسندگان محترم اهداف مهم این قیام پربار را تشریح کرده، و سوگواران را روز به روز با آن آشناتر سازند تا مصداق کامل «عارفا بحقه » حاصل گردد .

2 - برادران و خواهران ایمانی باید خلوص این مراسم را از اموری که مخالف شرع اسلام و دستورهای پیشوایان بزرگ دین ست حفظ کنند و از هر کاری که بهانه به دست دشمنان می دهد بپرهیزند و نیز از اعمالی مانند قمه زدن و قفل در تن کردن وامثال آن که رهبر معظم انقلاب در بیانات پربار خود به آن اشاره نمودند اجتناب جویند .

زیرا این اعمال دست آویزی به دست دشمنان خواهد داد تا کل این مراسم عظیم و سازنده را زیر سؤال برند، قمه را باید بر سر دشمن کوبید نه بر سر دوست، قفل را باید بر دهان دشمن زد، نه بر تن دوست، درست است که انگیزه این افراد عشق به امام حسین علیه السلام و مکتب اوست ولی باید توجه داشت که مقدس بودن انگیزه به تنهایی کافی نیست باید نفس عمل هم مقدس باشد، کیفیت عزاداری یا باید در نصوص اسلامی وارد شده باشد و یا مشمول عمومات و اطلاقات ادله گردد، و این گونه کارها مسلما نه منصوص است و نه مصداق عزاداری در عرف عقلا و اهل شرع، به علاوه موانعی نیز از نظر شرع در برابر آن قرار دارد، و به تعبیر دیگر نه مقتضی شمول عمومات موجود است و نه مانع مفقود .

درست است که جمعی از بزرگان فقهای پیشین قدس الله اسرارهم اجازه بعضی از این امور را در عصر خود به دلایل خاصی داده اند ولی آنها هم اگر در عصر ما و شرایط زمان ما بودند به یقین طور دیگری فتوی می دادند .

3 - باید توجه داشت که هدف اصلی قیام امام حسین علیه السلام همان گونه که در وصیت تاریخی معروف آن حضرت آمده احیای امر به معروف و نهی از منکر بود . بر همه عاشقان مکتبش لازم است این دو فریضه الهی و قرآنی را زنده کنند و به امام و پیشوای بزرگشان اقتدا نمایند، و از طریق صحیح و حساب شده با منکرات به مبارزه برخیزند، و با گفتار و اعمال خود معروف را زنده کنند .

خداوندا همه ی ما را از پیروان راستین مکتب آن بزرگوار قرار ده، و مشمول شفاعتش در دنیا و آخرت بنما . آمین یا رب العالمین . (قم - ناصر مکارم شیرازی 26/3/73 مطابق با ششم محرم الحرام 1415)
نظر حضرت آیة الله صالحی مازندرانی پیرامون قمه زنی

باسمه العلیم

از منابع فقه چه لبیه و چه لفظیه بالخصوص او بالاطلاق او العموم جواز و اباحه قمه زنی فضلا از رجحان آن در مراسم عزاداری سالار شهیدان امام حسین علیه السلام مستفاد نمی گردد، بلکه مقتضای ادله و عناوین ثانویه حرمت و عدم جواز است لذا اجتناب از آن واجب و لازم است .

برادران ایمانی می دانند که قمه را باید بر فرق قمه کشان خائن و قداره بندان جانی زد .(قم المقدسة، اسماعیل الصالحی المازندرانی محرم الحرام 1415 - خرداد 1373)
نظر حضرت آیة الله جوادی آملی پیرامون قمه زنی:

چیزی که مایه وهن اسلام و پایه هتک حرمت عزاداری است جایز نیست، انتظار می رود از قمه زنی و مانند آن پرهیز شود .(4 محرم الحرام 1415 جوادی آملی)
نظر حضرت آیة الله نوری همدانی پیرامون عزاداری و قمه زنی

از آنجا که مکتب سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله علیه السلام مکتب امر به معروف و نهی از منکر و چشمه ی جوشان ارزشهای اسلامی است و تاریخ خونبار عاشورا همیشه با آفریدن حماسه ها و موجها و با به حرکت درآوردن احساسات و عواطف الهام بخش کلیه ی نهضت ها و قیامهایی که علیه ظالمان و جباران روزگار صورت گرفته بوده است و همواره مجاهدین اسلام با قیامهایی علیه ظلم و ستم به جا آوردند - که نمونه ی آن را در زمان خود دیدیم - نام حسین بر لب و اشک حسینی در چشم و هوای کربلا و عاشورا در سر داشتند تا موفق شدند که پیروزی خون بر شمشیر را ثابت و بیان بلند حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله «حسین منی و انا من حسین » را معنا کنند و ایام محرم و عاشورا همیشه زنده کننده ی آن خاطره و به جوش آورنده ی خونهایی است که در دل علاقه مندان این مکتب موج می زند لذا لازم است مخصوصا در جهان کنونی که دشمنان اسلام از اسلام سیلی خورده و منافع نامشروع خود را از دست رفته می بینند و در فکر انتقام گرفتن از اسلام ناب محمدی هستند مراسم عزاداری کار زینبی بکند یعنی با منطق اسلام توام و از هر گونه حرکتی که این دین مقدس را بی منطق قلمداد نماید منزه باشد و عزاداران محترم و متعهد به جای اینکه قمه را بر فرق خود بکوبند در فکر آن باشند قمه را بر سر دشمنان اسلام که اراضی آنان را اشغال و در فکر تضعیف آنان می باشند و منابع آنان را غارت و بالاخره هر روزی با ترفند جدیدی حیات اسلامی آنها را به مخاطره می اندازند بکوبند . خداوند توفیق بیشتر برای پیمودن این راه به همه ی مسلمانان عنایت بفرماید .(7 محرم الحرام 1415 الاحقر حسین نوری همدانی)
نظر حضرت آیة الله العظمی فاضل لنکرانی درباره قمه زنی

با توجه به گرایشی که نسبت به اسلام و تشیع بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در اکثر نقاط جهان پیدا شده و ایران اسلامی به عنوان ام القرای جهان اسلام شناخته می شود و اعمال و رفتار ملت ایران به عنوان الگو و بیانگر اسلام مطرح است لازم است در رابطه با مسائل سوگواری و عزاداری سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام به گونه ای عمل شود که موجب گرایش بیشتر و علاقمندی شدیدتر به آن حضرت و هدف مقدس وی گردد پیدا است در این شرایط مسئله قمه زدن نه تنها چنین نقشی ندارد و بلکه به علت عدم قابلیت پذیرش و نداشتن هیچ گونه توجیهی نتیجه سوء بر آن مترتب خواهد شد لذا لازم ست شیعیان علاقمند به مکتب امام حسین علیه السلام از آن خودداری نمایند و چنانچه در این مورد نذر وجود داشته باشد نذر واجد شرایط صحت و انعقاد نیست .(محمد فاضل، 4 محرم الحرام، 1415)
نظر حضرت آیة الله مشکینی در پاسخ به سؤال از قمه زنی

بعد التسلیم و التحیة امور مذکوره فوق بنفسه در شرع اسلام مورد اشکال و بلکه بعضی از آنها ذاتا محرم است مسلمین باید از وارد کردن آنها در مراسم تعزیه حضرت حسین علیه السلام که یکی از عبادات است جدا خودداری نمایند علاوه آن که عزاداری آن حضرت عمل عبادی سیاسی است پس باید از مخلوط شدن کارهایی که جنبه سیاسی آن را مخدوش ویا به عنوان خرافیت و وهن اسلام می بخشد اجتناب نمود گذشته از اینها اعمال فوق مورد نهی مقام معظم ولایت امر مسلمین قرار گرفته و حکم معظم له واجب الاتباع است خداوند بر ملت معتقد و هوشیار و سیاست فهم ایران توفیق تبعیت از احکام الهی و عزاداری مورد ضایت حضرت بقیة الهی عنایت فرماید .(8 محرم الحرام 1415، هجری قمری، علی مشکینی)

پی نوشت

1) اعیان الشیعه، ج 10، ص 363 .





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 4 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی


پدید آورنده : سیدمجتبی حسینی ، صفحه 52

عزاداری:مستحب؛ مردم آزاری:حرام!
شبیه خوانی

امام خمینی(ره) و حضرات آیات تبریزی، خامنه ای، فاضل، مکارم و نوری همدانی (دام ظلهم العالی):

اگر مراسم شبیه خوانی، مشتمل بر امور دروغ و باطل نباشد و با توجه به مقتضیات زمان، باعث وهن مذهب حق هم نشود، اشکال ندارد؛ ولی در عین حال، بهتر است به جای آن ها، مجالس وعظ و ارشاد و ذکر مصایب حسینی و مرثیه خوانی برپا شود.

حضرات آیات بهجت، سیستانی، وحیدخراسانی و صافی: اگر مراسم تعزیه و شبیه خوانی مشتمل بر محرمات نباشد، اشکال ندارد.
علَم عزاداری

استفاده از علَم در مراسم عزاداری سیدالشهدا علیه السلام اشکال ندارد؛ ولی نباید این امور، جزء دین شمرده شود.
استفاده از آلات موسیقی در عزاداری

اگر از آلاتی است که به لهو و حرام اختصاص دارد، نواختن آن (در هر حال) جایز نیست؛ ولی اگر از آلات مشترک باشد، استفاده از آن به منظور مشروع اشکال ندارد؛ تفاوتی بین مراسم عزاداری و جشن در حکم موسیقی نیست.

حضرات آیات بهجت و صافی: به طور کلی، نواختن با آلات موسیقی (آلات لهو) در هر حال حرام است؛ تفاوتی بین مراسم عزاداری و جشن در حکم موسیقی نیست.
قمه زنی

امام خمینی(ره)، حضرات آیات خامنه ای و فاضل(دام ظلهما العالی): با توجه به این که قمه زدن در زمان حاضر، به علت عدم قابلیت پذیرش و نداشتن هیچ گونه توجیه قابل فهم، باعث وهن و بدنام شدن مذهب می شود، باید از آن خودداری شود.
استفاده از زنجیرهایی که دارای تیغ هستند

امام خمینی(ره)، حضرات آیات خامنه ای، تبریزی، مکارم و فاضل(دام ظلهم العالی): اگر استفاده از زنجیرهای مزبور، موجب وهن مذهب در برابر مردم شود و یا باعث ضرر بدنی قابل توجهی گردد، جایز نیست.

برهنه شدن در هنگام عزاداری

همه (به جز آیت الله مکارم): اشکال ندارد.

آیت الله مکارم: بنابراحتیاط واجب جایز نیست.
مرثیه خوانی

مرثیه خوانی و یا مداحی زنان در مجلس خودشان

اگر صدای آنان با بلندگو به گوش مردان رهگذر برسد،

همه(به جز مکارم): اگر صدای آنان در معرض ریبه، تلذّذ و تهییج شهوت باشد، جایز نیست.

آیت الله مکارم: خیر، جایز نیست.
عزاداری و نماز

اگر بعضی از واجبات، به سبب شرکت در مجالس عزاداری از دست برود؛ مثلاً نماز صبح قضا شود؛

همه: بدیهی است که نمازِ واجب، مقدم بر فضیلت شرکت در مجالس عزاداری اهل بیت علیهم السلام است و ترک نماز و فوت شدن آن به بهانه شرکت در عزاداری امام حسین علیه السلام جایز نیست؛ ولی شرکت در عزاداری به گونه ای که مزاحم نماز نباشد، ممکن و از مستحبات مؤکّد است.

نماز جماعت اول وقت مهم تر است یا ادامه عزاداری امام حسین علیه السلام؟

همه: نماز جماعت مقدم است؛ همان طوری که امام حسین علیه السلام در روز عاشورا، هنگام ظهر، نماز را اقامه کردند، از این رو باید پیروان اهل بیت علیهم السلام در همه حالات سعی کنند تا آنجا که ممکن است، نمازها را اول وقت و به جماعت بخوانند؛ چون هدف عمده از مجاهدت ها و زحمت ها و حتی شهادت ائمه معصومین علیهم السلام و فرزندان و اصحاب آنان، اقامه دین بوده که در رأس آن ها بعد از معرفت خدا، نماز است.

پخش صدای بلند مراسم عزاداری و سلب آسایش همسایگان

همه: اگر چه اقامه مراسم و شعایر دینی در زمان های مناسب، از بهترین کارها و مستحبات است؛ ولی واجب است برگزار کنندگان مراسم و عزاداران تا حد امکان از اذیت و ایجاد مزاحمت برای همسایگان بپرهیزند؛ هر چند با کم کردن صدای بلندگو باشد.
عقد و عروسی در ماه محرم

همه: برگزاری این نوع مراسم، اگر توام با معصیت و یا هتک حرمت حضرت سیدالشهدا علیه السلام نباشد، اشکال ندارد؛ ولی در آن هیچ نوع برکتی نیست و سزاوار است که مسلمانان غیرت مند، سعی کنند این گونه مراسم را در ماه های دیگر و ایام متناسب با خود برگزار کنند.





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 4 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی


پدید آورنده : محمود اکبری ، صفحه 124

مقدمه:

تمام اعمال و رفتار انسانها; چه فردی و چه اجتماعی، مشمول حکمی از احکام شرعی می باشد و تمام موضوعاتی که به گونه ای با رفتار آدمی ارتباط پیدا می کند، در فقه اسلامی دارای قانون و مقرراتی است . عزاداری سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام و امامان معصوم علیهم السلام نیز همچون سایر اعمال انسان دارای احکامی است که در این مختصر بدان می پردازیم .

لازم به ذکر است که برای جمع آوری این احکام، از فتاوا و سخنان مراجع معظم تقلید و عالمان بزرگوار تا آنجا که مقدور بوده ست سود برده ایم و از آنجا که دررساله های عملیه و استفتائات همه مراجع بزرگوار، درباره عزاداری در ابعاد مختلف بحث نشده است، فقط به فتاوا و استفتائات موجود بسنده کرده ایم .
احکام عزاداری

امام خمینی رحمه الله:

«عزاداری برای سیدالشهداء از افضل قربات و مایه تقویت روح ایمان و شهامت اسلامی و ایثار و فداکاری و شجاعت در مسلمین است .» (1)

سؤال: آیا بر پا کردن مراسم عزاداری [توسط زن] بدون اذن شوهر جایز می باشد؟

آیت الله نوری همدانی: در صورتی که از اموال شوهر باشد جایز نیست . (2)

سؤال: گاهی برخی از دسته ها که وارد مسجد می شوند، با کفش وارد می شوند، که نوعی بی احترامی به مسجد محسوب می شود، لطفا بفرمائید که این مسئله چه حکمی دارد؟

آیت الله نوری همدانی: اگر موجب هتک شود اشکال دارد . (3)

سؤال: در مورد زنجیر زنی که منجر به سیاه شدن یا مجروح شدن بدن می شود و همچنین غالبا پشت پیراهن افراد باز است و بیشتر درخیابان و معابر عمومی ظاهر می شوند، نظر شما چیست؟

امام خمینی رحمه الله: مانعی ندارد، مگر اینکه موجب ضرر فاحش بر بدن شود . (4)

سؤال: آیا برهنه شدن مردان با حضور زنان برای عزاداری عیب دارد یا خیر؟

آیت الله فاضل لنکرانی: مانعی ندارد و زنها نباید به بدن مرد اجنبی نظر کنند . (5)

سؤال: در مجالس زنانه، زنان مداحی و سخنرانی می کنند و صدای آنها به گوش مردان رهگذر می رسد . آیا این عمل جایز است؟

آیت الله فاضل لنکرانی: شنیدن صدای ایشان اگر در معرض ریبه و التذاذ نباشد حرام نیست . (6)

سؤال: سینه زدن با تیغ و یا زنجیر زدن با زنجیری که دارای چاقو و یا تیغ می باشد و منجر به زخمی شدن بدن و جاری شدن خون می شود چه حکمی دارد؟

آیت الله مکاری شیرازی: کیفیت عزاداری باید چنان باشد که بهانه ای به دست دشمنان اسلام ندهد و موجب سوء استفاده از آن نشود . (7)
احکام علامت

سؤال: بسیاری از تکایا در ایام عزاداریهای مذهبی، اقدام به حمل «علاماتی » می کنند که به قیمت گزافی خریده شده و حمل آن نیز موجب اشکال است . این وسائل از نظر شرعی چه حکمی دارند؟

امام خمینی رحمه الله: اشکال ندارد . (8)

سؤال: حکم علمهایی که در مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام از آنها استفاده می شود و بعضی دارای نقش و نگارهایی نیز هستند چیست؟

آیت الله فاضل لنکرانی: استفاده از آنها در عزاداری جایز است . (9)

سؤال: آیا جایز است پارچه و دستمالهایی را که در ایام محرم بر روی علم می بندند بفروش برسانند و در عزاداری و تعمیر حسینیه مصرف کنند؟

آیت الله فاضل لنکرانی: اگر در مراسم عزاداری محل حاجت نباشد و زاید بر متعارف باشد، می توانند بفروشند و به مصارف عزاداری و احتیاجات حسینیه ها برسانند . (10)
احکام تعزیه و شبیه خوانی

امام خمینی رحمه الله: تعزیه و شبیه خوانی اگر مشتمل بر حرام نباشد و موجب وهن مذهب نشود، اشکال ندارد ولی بهتر ست به جای آن، مجالس روضه خوانی برپا کنند . (11)

سؤال: آیا تعزیه و شبیه خوانی در مراسم عزاداری جایز است؟

آیت الله فاضل لنکرانی: اگر مشتمل بر حرام نباشد و موجب وهن مذهب نشود مانعی ندارد . (12)

آیت الله گلپایگانی رحمه الله: اگر تعزیه خوانی مشتمل بر استعمال آلات موسیقی نباشد و غنا و دروغ نخوانند و مرد لباس مختص به زن نپوشد، اشکال ندارد . (13)

سؤال: آیا تشبه به اهل بیت علیهم السلام در نمایش و تعزیه و غیر آن جایز است؟

امام خمینی رحمه الله: با مراعات احترام آنان جایز است . (14)

آیت الله فاضل لنکرانی و آیت الله صافی گلپایگانی: در صورتی که مستلزم اهانت نباشد مانعی ندارد . (15)

آیت الله علوی گرگانی: اگر تعزیه و شبیه خوانی موجب هتک حرمت به ساحت مقدس بزرگان دین شود، باید اجتناب شود . (16)
احکام استفاده از لباس سیاه

سؤال: آیا پوشیدن لباس سیاه در عزاداری امام حسین علیه السلام جایز است و آیا رجحان دارد؟

آیت الله فاضل لنکرانی: پوشیدن لباس سیاه در عزای امام حسین علیه السلام و دیگر ائمه علیهم السلام چون از مصادیق تعظیم شعائر است، واجد رجحان شرعی می باشد و عملا بزرگانی چون مرحوم آیت الله بروجردی در روز عاشورا از قبای سیاه استفاده می کردند . (17)

آیت الله صافی گلپایگانی و آیت الله نوری همدانی: پوشیدن لباس سیاه به عنوان اعلان حزن و اندوه در مصیبت امام حسین علیه السلام و ائمه علیهم السلام رجحان دارد . (18)

سؤال: آیا نماز خواندن با لباس سیاه بر عزاداران امام حسین علیه السلام مکروه است؟

آیت الله صافی گلپایگانی: چون لباس سیاه علامت عزاداران سیدالشهداء است و عزاداری آن حضرت کمال رجحان را دارد، لذا نماز خواندن با آن نیز مکروه نمی باشد . (19)
احکام قمه زدن

علامه امین عاملی: «قمه زنی و اعمالی دیگر از این قبیل در مراسم عزاداری حسینی به حکم عقل و شرع حرام است و زخمی ساختن سر، که نه سود دنیوی دارد و نه اجر اخروی، ایذاء نفس است که خود در شرع حرام است و در مقابل این عمل، شیعه اهل بیت را در انظار دیگران مورد تمسخر قرار داده و آنها را وحشی قلمداد می کنند . شکی نیست که این اعمال ناشی از وساوس شیاطین بوده و موجب رضایت خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت اطهار علیهم السلام نیست .» (20)

آیت الله حکیم رحمه الله: مرحوم آیت الله حکیم رحمه الله جواز قمه زنی را مقید به چهار شرط نموده است:

1- خوف ضرر وجود نداشته باشد .

2- عزاداری بر آن صدق کند .

3- باعث مسخره قرار گرفتن نشود .

4- عداوت و دشمنی دیگران را ایجاد نکند . (21)

سؤال: قمه زدن در عزاداری امام حسین علیه السلام چه حکمی دارد؟

امام خمینی رحمه الله: اگر موجب ضرر نباشد مانع ندارد، ولی در این زمان این عمل نشود . (22)

مقام معظم رهبری: اگر موجب وهن مذهب در زمان حاضر و یا مستلزم خوف خطر جان یا ضرر معتنی به باشد، جایز نیست . (23)

آیت الله جوادی آملی: چیزی که مایه وهن اسلام و مایه هتک حرمت عزادارای است جایز نیست، انتظار می رود از قمه زنی و مانند آن پرهیز شود . (24)

سؤال: اگر قمه زدن در عزاداریها موجب مرگ کسی شد، آیا این عمل خودکشی و گناه محسوب می شود؟

مقام معظم رهبری: اگر با خوف خطر جان اقدام کرده باشد، حکم انتحار دارد . (25)

سؤال: آیا قمه زنی جایز است؟ چنانچه در این خصوص نذری وجود داشته باشد وظیفه چیست؟

آیت الله فاضل لنکرانی: با توجه به اینکه ایران اسلامی به عنوان ام القرای جهان اسلام شناخته می شود، و اعمال و رفتار ملت ایران به عنوان الگو و بیانگر اسلام است، باید با سوگواری و عزاداری امام حسین علیه السلام به گونه ای عمل شود که موجب گرایش بیشتر به آن حضرت گردد .

مسئله قمه زدن نه تنها نقشی ندارد بلکه به علت عدم قابلیت پذیرش و نداشتن هیچگونه توجیه قابل فهم مخالفین، نتیجه سوء بر آن مترتب خواهد شد . لذا لازم است شیعیان از آن خودداری کنند . و چنانچه در این مورد نذری وجود داشته باشد نذرصحیح نیست . (26)

آیت الله نوری همدانی: اشکال دارد . (27)
احکام موسیقی

مرحوم شیخ انصاری در مکاسب محرمه در پاسخ به کسانی که می گویند غنا می تواند زمینه گریه کردن را فراهم نماید، می فرماید: چنین شیوه ای نمی تواند مقدمه مستحب یا مباح قرار گیرد و باید به عموم ادله حرمت غنا تمسک نمود . (28)

مرحوم حاج شیخ عباس قمی رحمه الله در منتهی الآمال می فرماید: عزاداران امام حسین علیه السلام بر وجهی سلوک کنند که زبان نواصب دراز نشود و از استعمال محرمات از قبیل غنا که غالبا نوحه ها خالی از آن نیست و حکایات ضعیفه مظنونة الکذب احتراز نمایند و شیطان را در این عبادت بزرگ راه ندهند . (29)

سؤال: در رادیو مدح ائمه طاهرین علیهم السلام با واقعه کربلا را با وزن و ساز و با لحن خوب می خوانند . آیا استماعش جایز است یا خیر؟

امام خمینی رحمه الله: اگر غنا و موسیقی نباشد مانع ندارد . (30)

سؤال: هیئتهای نوازنده و کسانی که درمراسم تشییع جنازه شهداء موزیک عزا می زنند، از لحاظ شرعی چه حکمی دارد؟ و آیا خرید و فروش آن لوازم حرام است یا خیر؟

امام خمینی رحمه الله: خرید و فروش آلات لهو حرام است و موسیقی مطرب جایز نیست و صداهای مشکوک مانع ندارد . (31)

سؤال: آیا زدن طبل و شیپور در تعزیه حضرت سیدالشهداء علیه السلام جایز است یانه؟

امام خمینی رحمه الله: اگر از آلات لهو و لعب نباشد و وهن بر مذهب هم نشود مانع ندارد . (32)

سؤال: آیا در عزاداری سیدالشهداء استفاده از طبل و دهل جایز است؟

آیت الله فاضل لنکرانی: استفاده از آلات لهو و لعب حرام است ولی طبل و دهل و امثال آن جزء این آلات نیست . (33)
احکام عاشورا

1- روزه روز عاشورا و روزی که انسان شک دارد روز عرفه است یا عید قربان مکروه است . در روایت آمده است که امام صادق علیه السلام فرمود: بنی امیه نذر کردند که اگر موفق به قتل امام حسین علیه السلام شوند، روز شهادت او را جشن بگیرند و مبارک بشمارند و روزه بگیرند و روزه در آن روز سنت آل امیه است، لذا ائمه اطهار علیهم السلام به جهت مخالفت با این طایفه تبهکار و عدم هماهنگی با آنان، روزه عاشورا را نهی کردند . (34)

2- در روز عاشورا مستحب است که انسان تا عصر بدون قصد روزه از خوردن و آشامیدن خودداری کند . (35)

3- بسیار مناسب است که در روز عاشورا کار و کسب تعطیل شود، مگر در حد ضرورت .

امام رضا علیه السلام فرمود: «من ترک السعی فی حوائجه یوم عاشورا قضی الله له حوائج الدنیا و الاخرة; (36) کسی که کار و تلاش برای برآوردن حوائج خود را در روز عاشورا ترک کند، خداوند نیازهای دنیا و آخرت او را برطرف می سازد .»

سؤال: در ایام سوگواری امام حسین علیه السلام نماز مقدم است یا عزاداری؟

آیت الله فاضل لنکرانی: بهتر آن است که نماز را مقدم دارند، همانطور که امام حسین علیه السلام روز عاشورا هنگام ظهر نماز ظهر اقامه کردند . (37)

پی نوشت ها:

1) استفتائات امام خمینی، ج 2، ص 28 و استفتائات جدید آیت الله مکارم، ج 1، ص 158 .

2) هزار و یک مسئله، آیت الله نوری همدانی، ج 2، ص 180 .

3) هزار و یک مسئله فقهی، ج 2، ص 40 .

4) استفتائات امام خمینی، ج 3، ص 580 .

5) جامع المسائل، ج 1، ص 619، س 2162 .

6) همان، ص 625، س 2183 .

7) استفتائات جدید، ج 1، ص 158، س 57 .

8) استفتائات امام خمینی رحمه الله، ج 2، ص 28، س 72 .

9) جامع المسائل، ج 1، ص 623، س 2173 .

10) همان، س 2179 .

11) استفتائات امام خمینی رحمه الله، ج 2، ص 28، س 71 و ج 3، س 44 و 40 و 47 و 33 .

12) جامع المسائل، ج 1، س 2165 .

13) مجمع المسائل، ج 1، ص 559، س 77 .

14) احکام خانواده، عبدالرحیم موگهی، طبق فتوای امام خمینی رحمه الله، ص 336 .

15) جامع المسائل، آیت الله فاضل لنکرانی، ج 1، س 2166 و جامع الاحکام، آیت الله صافی، ج 2، ص 132 .

16) اجوبة المسائل، ص 365 .

17) جامع المسائل، ج 1، ص 621، س 2170

18) جامع الاحکام، آیت الله صافی، ج 2 ، ص 130، س 1590; هزار و یک مسئله، آیت الله نوری همدانی، ج 2، ص 180، س 602 .

19) جامع الاحکام، ج 2، ص 130، س 1591 .

20) اعیان الشیعه، ج 10، ص 363 .

21) فتاوی العلماء والاعلام فی تشجیع الشعائر الحسینیه .

22) استفتاءات، ج 3، ص 581، س 38 .

23) بیانات رهبری و استفتائات آیات عظام پیرامون عزاداری عاشورا، ص 35 .

24) همان، ص 42 .

25) همان، ص 35 .

26) جامع المسائل، ج 1، ص 623، س 2172 .

27) هزار و یک مسئله، ج 2، ص 179، س 597 .

28) مکاسب محرمه، رحلی، ص 39 .

29) منتهی الامال، ج 1، ص 468، آخر زندگی امام حسین علیه السلام .

30) استفتائات امام خمینی رحمه الله، ج 2، ص 16، س 36 .

31) همان، ص 18 .

32) همان، ج 3، ص 583، س 45 .

33) جامع المسائل، ج 1، ص 623، س 2174 .

33) تحریر الوسیله، ج 1; جواهر، ج 7، ص 107 .

35) توضیح المسائل مراجع، ج 1، ص 906 .

36) عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ص 268 .

37) جامع المسائل، ج 1، ص 623 .





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 4 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی


پدید آورنده : روح اله حبیبیان ، صفحه 36

خدمت همه سروران گرامی عرض می شود که بنا شد اگر خدا بخواهد و توفیق رفیق باشد در هر شماره شمه ای از احکام مبتلابه (این مبتلابه که خیلی می شنوید یعنی احکام مورد نیاز که با آن ها درگیر هستیم) را خدمتتان بگوییم.

پیش از آغاز ذکر دو نکته کم پرمنفعت نیست:

1. بزرگان دین فرموده اند هیچ یک از افعال و حرکات و سکنات ما بدون یکی از احکام خمسه (منظورم احکام پنج گانه یا همان واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح» است) نیست.یعنی اگر حضرت عالی فی المثل برای عزیزی SMS هم می دهید بسته به نیت شما که شاد کردن دل دوستی یا اهانت به قشر خاصی و یا خدای نکرده اذیت بنده خدایی باشد این SMS کم ارزش یکی از احکام مستحب یا حرام یا... را دارد. این را عرض کردم تا عزیزی نگوید: احکام عزاداری دیگر چه صیغه ای است؟!»

2. خیلی از کارها در شرائط عادی حکم شخصی خودشان را دارند اما همین که در شرائط خاصی قرار گرفته و عنوان جدیدی پیدا کنند حکم دوم» یا به اصطلاح فقهی حکم ثانوی» برایشان ایجاد می شود. مثلا دروغ گفتن به خودی خود حرام است اما اگر نجات جان انسانی یا حفظ آبروی بی گناهی در گرو دروغ گفتن است همین دروغ حرام تبدیل به واجب می شود و حکم ثانوی، جایگزین حکم اصلی اش می شود. در نتیجه نباید دربارة خیلی از رفتارهای مشکوک زود قضاوت کرد چه بسا به واسطه شرائط و عناوین ویژه اش احکام متفاوتی پیدا کند البته باید به این نکته مهم هم توجه داشت که تشخیص نوع احکام ثانوی و میزان اهمیت آن ها در مقدم شدن یا نشدن بر احکام اولی مربوط به فقها و اهل فن است...

اما احکام مربوط به عزاداری معمولا در چند بخش مطرح می شود که آن ها را در قالب پرسش و پاسخ ارائه می دهیم:

1. ایا سینه زنی یا رفتارهای نظیر آن که موجب صدمه بدن می شود از نظر اسلام حرام نیست؟

از نظر شرعی، ضررزدن به بدن حرام است اما این که چه ضررهایی شرعا حرام محسوب می شوند جای دقت بیشتری دارد مثلا اگر شما برای گرفتن کارت حضور در جلسه کنکور مجبور به ایستادن در صفی طولانی باشید که احیانا در نهایت پر و پایتان حسابی درد بگیرد یا برای پاس کردن دو واحد تربیت بدنی مجبور شوید ده تا بارفیکس با مشقت بسیار بروید و تا دو روز گرفتگی عضلات ساعد و بازو را تحمل کنید یا حتی در هوای سرد زمستان برای خواندن نماز صبح مجبور شوید با آب سرد وضو بگیرید و احیانا دچار عوارض خشکی و پژمردگی پوست بشوید، در همه این موارد به بدنتان ضرر رسانده اید اما عقلا تحمل این ضررهای ناچیز، صحیح و قابل قبول است. به عبارت دیگر در بسیاری از این موارد این ضررها از دید عقلا ضرر محسوب نمی شود و یا اگر بشود با توجه به هدفی که درپی آن بودید تحملش عاقلانه است. معیار شرع هم همین است یعنی صرف قرمز شدن پوست و امثال آن، از دید شرع ضرر مورد توجه» یا به اصطلاح فقهی معتنابه» محسوب نمی شود و در نتیجه اشکالی ندارد و اگر هم احیانا ضررهایی باشد که انسان در حالت عادی تحمل آن را بر خود روا نمی دارند (مثلا ده ساعت همراهی با هیئت با پای پیاده در زمین ناهموار و پر از خاک و خاشاک) به واسطه احیای عزاداری سالار شهیدان که یکی از ضرورت های مذهب محسوب می شود از نظر شرعی اشکالی ندارد.

دربارة قمه زنی یا سینه زنی با تیغ و امثال آن هم تقریبا مسأله از جهت ضرر و صدمه ای که به بدن وارد می شود روشن است اما اگر ادعا شود زخم آن به طور معجزه آسایی بهبود می یابد و در هرحال از این جهت اشکالی ندارد، باید به یک حکم ثانوی هم توجه داشت و آن این که برخی از این رفتارها موجب سوء برداشت و یا سست شدن مبانی مذهبی در ذهن دیگران یا به اصطلاح وهن مذهب» است که یقینا حرام است چنان که بعضی از مراجع به این حکم تصریح دارند (استفتاءات مقام معظم رهبری، مسأله 1461)

2. استفاده از ابزار و آلات موسیقی در دسته های عزاداری چه حکمی دارد؟

در این باره دو بحث متفاوت مطرح است یکی خود آهنگ های مورد استفاده که اگر آهنگ های محرک و مورد استفاده در مجالس لهو و لعب (مجالس گناه و خوش گذرانی های حرام) باشد حرام است و این ربطی به خود آلات موسیقی ندارد و شامل سبک های مداحی هم می شود، و دیگری ابزار مورد استفاده که اگر ابزار متداول نظیر طبل و سنج و شیپور باشد که بیشتر در امور نظامی و... به کار می رود صرف استعمال آن ها اشکال ندارد اما اگر آلات مورد استفاده در مجالس لهو و لعب باشد استفاده از آن ها حتی اگر به خودی خود اشکال نداشته باشد (که در بعضی موارد دارد: استفتاءات رهبر مسأله 1164) با این حال به دلیل عدم تناسب آن ها با فضای عزاداری اهل بیت علیهم السلام سزاوار دانسته نشده است (همان، مساله 1448).

3. سبک های خاص سینه زنی و کارهایی نظیر صدای سگ درآوردن و امثال آن چه حکمی دارد؟

بسیاری از این رفتارها شاید به خودی خود اشکالی نداشته باشد. فرض کنید شما یک ساعت تمام درون حمام صدای حیوانات مختلف را درآورید! هیچ اشکالی ندارد اما در مجالس عمومی از دو جهت ممکن است این کارها دچار مشکل باشد.

اولا: از دست دادن حرمت و منزلت انسانی در اجتماع که حفظ آن بر هر فردی واجب است. در نتیجه اگر برخی حرکات یا سبک های عزاداری در منظر عموم صورت خوبی نداشته و مورد تمسخر قرار گیرد حرام است و اصولا: انگشت نماشدن یا به اصطلاح فقهی شهرت» از دیدگاه شرع مذموم است چون با حرمت یک انسان مومن منافات دارد!

ثانیا: برخی از این رفتارها مصداق وهن مذهب» و عامل تمسخر و مورد استهزاء واقع شدن معارف دینی است که در این صورت یقینا حرام است.

البته ذکر این نکته خالی از لطف نیست که درباره بعضی از رفتارها که به ظاهر خلاف عرف است در خصوص روز عاشورا استثنا قائل شده اند؛ چون در آن روز همه عالم عزادار اباعبدالله هستند. نقل شده یکی از مراجع نجف در روز عاشورا ناگهان عمامه از سر برداشت و با پای برهنه به میان عزاداران دوید و...، بعدها از ایشان به دلیل این رفتار خلافشان که حفظش برای امام جماعت لازم است سوال شد ایشان فرمودند: امام زمان (عج) را دیدم که در بین عزاداران با سر و پای برهنه مشغول عزاداری بود... جان عالم فدای خاک پای برهنه اش)

4. ایا گفتن برخی جملات از زبان اهل بیت یا خواندن اشعاری که دربردارنده رفتارها یا گفتارهایی از اهل بیت است که سند تاریخی ندارد و یا خیال پردازانه است، دروغ بستن به اهل بیت محسوب نمی شود؟

در این یاره هم مسأله دو صورت دارد گاهی نحوه بیان مطالب و ارائه روضه به صورتی است که کاملا شکل بیان واقعة تاریخی و نقل عین جملات اهل بیت را دارد در این صورت ذکر وقایع بدون سند و مدرک صحیح نیست و به نحوی دروغ بستن به ایشان است، اما گاهی مقام بیان و حال وهوای موجود در فضای روضه به نوعی پرداخت خیال گونه و شاعرانه یا به قول مداح ها زبان حال» است که معمولا در اشعار بیشتر رواج دارد در این صورت، فرض دروغ بستن مطرح نیست فقط باید مراعات حرمت اهل بیت و جایگاه بلند اخلاقی و معنوی آن ها در انتساب رفتارها و گفتارها بشود.





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 4 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی



از ابزار و وسایل عزاداری امام حسین (ع) که در هیئتها و دسته های مذهبی به کار گرفته می شود . علامت به معنای نشانه است . این علامتها هم نشانه های گروههای عزادار محسوب می شده است و کسانی هم که آن را حمل می کردند ، « علامت کش » بودند ، یعنی علم بردار . به نوشته دهخدا : « صلیب مانندی که بر چوب یا آهن افقی آن از سوی پایین شالهای ترمه آویزند و از سوی زبر لاله و تندیسهایی از مرغ و جز آن نصب کنند و در میان زبانه ای از فلز طویل دارد و بر نوک آن فلز پر یا گلوله ای از شیشه الوارن نصب کنند و این زبانه های فلزی که به « تیغ » مشهور است ، سه یا پنج باشد و در مراسم عزاداری محرم پیشاپیش دسته ها به حرکت آرند » . (927)« شیئی است فلزی و کار صنعتگران اصفهان که قدمت آن به عهد سلاطین صفوی می رسد ، دارای تعدادی زبانه ، گنبد ، گلدان و

صفحه 320

طاووس بوده و آن را با شالهای سبز و سیاه و قهوه ای و پر طاووس و سکه های نقره و شمشیر و قمه و خنجر زینت می کنند و در آخر دسته ها به حرکت در می آورند ... عده ای از جوانان هم نذر می کنند که همه ساله باید در بردن علمات ، سهم داشته باشند » . (928) به آن علمات هم می گویند . شباهت آن به صلیب ، می رساند که پس از ارتباط ایران با اروپاییها در عصر قاجار ، از آیینهای مذهبی مسیحیت اقتباس شده است . به هر حال ، نمودها و مظاهری است که گاهی عزاداران را از محتوا و اصل عزاداری و اقامه شعائر دینی باز می دارد .

927 - لغت نامه ، دهخدا .

928 - تاریخ تکایا و عزاداری قم ، ص 214 .





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی

نام یکی از ابزاری که بصورت یک جفت صفحه گرد مسین یا برنجی یا رویین ، با دستگیره ایی در قسمت بیرونی است و در دسته های عزاداری و زنجیر زنی به هم می زنند و با صدا و آهنگ شورآفرین آن ، به نوحه خوانی می پردازند . « صنج » هم گفته شده است .





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی



پرچم ، رایت ، بیرق ، نشان لشکر ، آنچه به سرنیزه بندند ، درفش . در اصطلاح عزاداری حسینی ، نام علم و علامت خاصی است که هر هیئت و دسته ، ویژه خود دارد و آن را از دسته های دیگر متمایز می سازد . « نخل ، چوب بسیار بلند همچون درخت تبریزی متوسط که در تعزیه خوانی پیشاپیش دسته ها برند و بر سر آن ، گاه شکل پنجه ای از فلز باشد و گاه پارچه سیاه بر آن بپوشانند . » (930)

گرچه سردار علم در خون نشست

دستهایت روی رایت مانده است (931)

صفحه 321

در میدان کربلا نیز ، علمدار لشکر امام حسین (ع) ، حضرت اباالفضل بود . از شعار عربه

ای عراقی عزادار نیز این است : « رَفَعَ اللهُ رایةَ العَباسِ » ، پرچم عباس ، افراشته باد .

930 - لغت نامه ، دهخدا .

931 - عزیز الله زیادی .





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی



کتل ، عَلم بزرگی است که در دسته های عزاداری حرکت می دهند ، توغ ، علمی که قسمت فوقانی آن را پیراهن بی آستین مانندی بپوشند ، همانند تکیه و متکایی که بر چوب نصب شده باشد و همراه با علامت و بیرق در مراسم عزاداری حرکت دهند ، علم و کتل

صفحه 366

راه انداختن ، کتل بستن ، یعنی دسته های عزاداری با علم و کتل بر پا کنند و بگردانند . به علامت و اسبانی هم که به هئیت و شکل مخصوصی در روزهای عزا حرکت دهند ، علم و کتل می گویند . (1079)« تکیه های مشهور در گذشته ، کتل می بستند . یعنی پسر بچه دو سه ساله ای را در حالی که غرق در جواهرات و طلاجات می کردند ، بر اسب زینت کرده ای می نشاندند و عده ای از جوانان قوی هیکل و بزن بهادر را با شمشیر و قداره به منظور حفاظت در اطراف آن می گماردند و ادعا داشتند که هیچ کس نمی تواند کودکی را با این همه طلا و جواهر از جمع عزاداران ما بیرون ببرد و این را نشانه برتری و قدرتمندی دسته و تکیه محله خود می دانستند . عده ای از مردم برای سلامتی پسر دو سه ساله خود ، نذر می کردند که او را کتل کنند ... » (1080) این نیز تعریف دیگری از کتل است ، متفاوت با معنای نخست ، باز هم دریغ و افسوس ، از پرداختن به شکلها و ظواهر و غفلت از محتوای عاشورا و روح کربلا !

1079 - لغت نامه ، دهخدا .

1080 - تاریخ تکایا و عزاداری قم ، ص 214 .





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی



جایی که به حضرت زینب علیها السلام منسوب باشد . آنگونه که به جای منسوب به امام حسین (ع) ، « حسینیه » گفته می شود . مکانهایی که با این عنوان و به یاد حضرت زینب در شهرهای مختلف می سازند و برای برپایی محفلهای عزاداری یا مجالس دینی برای بانوان ، و گاهی هم به عنوان دار الایتام مورد استفاده قرار می گیرد ، از آن جهت که آن بانوی قهرمان ، پس از عاشورا یتیمان ابا عبدالله الحسین (ع) را در سفر اسارت سرپرستی و نگهداری می کرد . مرقد زینب کبری علیها السلام نیز که در شام قرار دارد به همین نام « زینبیه » شهرت دارد که تا دمشق مقداری فاصله دارد و زیارتگاه عاشقان عترت پیامبر صلی الله علیه و آله است . البته در مورد مدفن حضرت زینب ، اقوال دیگری نیز وجود دارد .





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی



محلی که یک یا چند ظرف بزرگ سنگی برای نوشیدن آب سرد ، در ایام عزاداری سیدالشهداء (ع) در آن نهاده می شد و سقاها ، آماده آب دادن به عزاداران و هیئتهای سینه زنی بودند . معمولا در محوطه ای بود که روی آن چادر می زدند و اطرافش را با پارچه سیاه و کتیبه های مخصوص و عکس و شمایل می پوشاندند و در آنجا نگهبان و شبخواب می گذاشتند . سنگاب ، ظرف سنگی بزرگی بود که مقدار زیادی آب می گرفت و از یک پاره سنگ تراشیده می شد و در مسجدها و تکایا برای آشامیدن یا وضو گرفتن می گذاشتند . دهخدا می نویسد : « ظرف بزرگ از سنگ تراشیده که یک کر و بیشتر آب گیرد و در مساجد و امامزاده ها نهند . » (641)

641 - لغت نامه ، دهخدا .





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی
(تعداد کل صفحات:6)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.