فطرس
فطرس
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام



از جمله وسایل تزیینی دسته های عزاداری است و قدمت آن به عهد صفویه می رسد . پایه ای است که بر روی آن یک صندوق و بر روی صندوق ، زبانه بلندی قرار دارد و شالی نیز بر سر زبانه می بندند و مانند علمات ، یک نفر آن را حمل می کند . (294) این کلمه در اصل به معنای دم اسب است ( در ترکی ) که بر سر علم می بسته اند . به نوشته دهخدا : « علم مانندی که بر سر آن به جای پرچم ، منگوله ای از پشم یا ابریشم آویزند ، بیرق ترکان عثمانی ، و آن دم اسبی بود بر سر نیزه و بر آن گروهه ای از زر . » (295)

« در اصل ، یکی از آلات جنگی بوده است . به نوشته حسین واعظ کاشفی در فتوت نامه « توق ، همین نیزه است ، اما به شرط آنکه پرچم داشته باشد ... توق ، اصل و نشانه را گویند و در هر لشکرگاهی که توق زدند ، هرکس می داند که جای او کجاست ، آنجا رود ... » در عصر صفویه ، توغ از تجهیزات دسته بود ، اما زبانه نداشت . اکنون توغها دارای زبانه هستند ... هر تکیه تعدادی توغ دارد که در روزهای خاص از ایام محرم ، آنها را جامه ( لباس ) می کنند ... مردم عزادار ، با نظمی خاص در دسته های سینه زنی و زنجیرزنی وارد تکیه شده و به دنبال آن توغها با شور و هیجانی خاص ، به همراه شیون و ناله مردان و زنان به حالت نیمه افراشته نگه داشته می شوند ... » (296) اینگونه احساسات و شعائر مذهبی ستودنی

صفحه 123

است ، ولی کاش نیمی از آنچه به تجهیزات و علمات و توق و ابزار ، بها داده می شود ، برای محتوای عاشورا و تعالیم نهضت امام حسین (ع) و هدف عزاداری بها داده شود .

294 - تاریخ تکایا و عزاداری قم ، ص 216 .

295 - لغت نامه ، دهخدا .

296 - کیهان فرهنگی ( مجله ) ، سال 10 شماره 3 ، ص 31 .





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی



محلی که برای عزاداری سید الشهداء (ع) ، بویژه در ایام عاشورا ساخته و برپا می شود . این گونه اماکن ، علاوه بر آنکه حرمت و قداست خاص خود را دارد ، احکام مخصوص مساجد را ندارد ، بنابراین محدودیت حضور در آن مثل مسجد نیست . « تکیه ، یا تکیه گاه ، بعد از مسجد در حقیقت پایگاه معنوی مسلمانان خصوصا شیعیان به حساب می آید . جایی که مردم با تعزیه خوانی و سوگواری سالار شهیدان و یاران باوفایش به او متوسل و متکی می شوند ... تکیه با تعزیه و عزاداری عجین گشته و این دو را هرگز نتوان از یکدیگر جدا کرد . به نظر می رسد تعزیه پس از حادثه کربلا برای نشان دادن وقایع خونبار عاشورا به سبک سوزناک ابداع شده باشد و با تقلید از نمایشهای قدیمی که تا عهد پیشدادیان می رسد ، ارتباط پیدا می کند . » (281)

در نقل فوق ، روی تکیه گاه بودن تکیه برای عزاداران حسینی تکیه شده است . این دقت را دیگران نیز داشته اند و در پیشینه تاریخی آن به این جنبه عنایت کرده اند . از جمله به این نقل توجه کنید : « جایی که مأمن و پناهگاه و تکیه گاه فقیران و مسافران بوده و رایگان در آنجا اقامت موقت داشته اند . محافظان و نگهبانان آن ( تکیه داران) از جوانمردان بودند و آداب و رسومی خاص داشتند که در « فتوت نامه » ها آمده است . جز این مفهوم ،

صفحه 118

تکایا محلی برای اجرای تعزیه برای سالار شهیدان بوده که در وسط تکیه ، روی سکویی برآمده از زمین ، تعزیه خوانان موجب تحریک احساسات جماعت عزادار می شدند .

رفته رفته تکیه به محلی برای عزاداری تبدیل شد . از زمان ناصرالدین شاه به بعد ، تکیه های بطور رسمی محل اجرای نمایشهای مذهبی شد ... در بیشتر تکیه ها به اقتضای فصل چادرهایی بزرگ بر می افراشتند که در واقع سقف این گونه تکیه ها به شمار می رفت . پارچه هایی سیاه که اشعاری در سوگ خاندان امام حسین (ع) بر آن نقش بسته است و علامت و شکل مخصوص تکیه نیز در جایی از آن قرار می گرفت . هر تکیه ، علامتی ویژه و عَلمی ممتاز از بقیه تکیه ها برای خود داشت . بیشتر تکیه ها بر گذرگاهها و راههای رفت و آمد مردم ساخته می شدند و دو مدخل داشتند که قافله ها و شبیه گردانان و دسته های عزاداری از آن عبور می کردند ... در هر تکیه به یادبود تشنگی شهیدان کربلا سقا خانه ای بنا می شد . بعدها در کنار تکیه ها ، محلهایی به نام حسینیه و زینبیه بنا شد و یا تکایا به نام « حسینیه » تغییر نام یافتند . » (282) گاهی به همت اهل یک شهر ، در شهرهای زیارتی از قبیل « مشهد » ، « کربلا » ، « نجف » ، و ... حسینیه هایی ساخته می شود که اغلب مورد استفاده زوار آن شهر قرار می گیرد .

به نظر برخی ، پدید آمدن « تکیه » ، در مقابل مراکز دینی وابسته به خلافتهای غیر شیعی بوده تا پایگاهی برای هواداران نهضت حسینی و دور از سلطه حکام باشد : « تکیه و حسینیه ، مرکز تشکیلات ضد حکومتی ایجاد می کرد ... شیعه ، تکیه و حسینیه می سازد تا به جنگجویانش پناهگاهی ببخشد ... به خُمس و حسینیه رو می کند ، تا به مبارزه همه جانبه اش از علی (ع) تاکنون امکان و قدرت بخشد . چنین است که ساختن « حسینیه » ، ضربه ای است بر پیکر حکومت ... » (283)

281 - تاریخ تکایا و عزاداری قم ، ص 69 .

282 - مجله « کیهان فرهنگی » ، سال 10 شماره 3 ، ص 29 و 30 .

283 - یاد و یادآوران ، دکتر علی شریعتی ( چاپ حسینیه ارشاد ) ص 39 و 40 .





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی


پدید آورنده : حکیمه ی اصغری ، صفحه 44

با حلول ماه محرم و رؤیت هلال ماه، خادم مسجد روستای «رواسجان» پرچم سیاهی را جلوی در مسجد نصب می کند و نزدیک به اذان مغرب از بلندگوی مسجد طنین صدای سوگواری مرثیه حسینی پخش می نماید، تا حلول ماه محرم را خبر دهد؛ این کار تقریباً تا آخر ماه صفر ادامه می یابد.

از شب اول تا شب هشتم ماه محرم، هیأت عزاداران شاخ سی (شاه حسین) به عزاداری در درون مسجد و یا بیرون از مسجد می پردازند. از اولین پنج شنبه ماه محرم تا آخرین پنج شنبه ماه صفر، هیأت های سینه زنی و زنجیر زنی نیز عزاداری می کنند. هم چنین روحانی مسجد، تقریباً چهل شب به ذکر مصائب و مرثیه ی حسینی می پردازد و آگاهی هایی در مورد واقعه ی کربلا به اطّلاع مردم روستا می رساند.

مردم روستای ما اعتقاد دارند که کار کردن در روز تاسوعا و عاشورا حرام است؛ هم چنین معتقدند که باید در این دو روز، تمام مردم ـ از خردسال گرفته تا کهن سال ـ به عنوان یاری رسانیدن به امام حسین علیه السلام بیرون از خانه باشند. زنان روستا نیز در روز تاسوعا و عاشورا نان محلی به نام «فطیر» می پزند و میان عزاداران پخش می کنند؛ پخش شیر، سیب، شربت، خرما و حلوا میان عزاداران، از دیگر برنامه های مردم روستای رواسجان در ماه محرم است.

از روز تاسوعا تا سوم شهادت امام حسین علیه السلام، هیأت سینه زنان و زنجیر زنان، هر روز برای صرف صبحانه و شام و ناهار، مهمان خانه های پر مهر عاشقان حسینی هستند. در شب شام غریبان امام حسین علیه السلام مردم روستای رواسجان به یاد آن روزها، بدون صرف شام در مسجد تا نیمه های شب به عزاداری می پردازند. در سومین روز شهادت امام حسین علیه السلام اعضای هیأت سینه زنان و زنجیر زنان در یک برنامه ی آیینی و سنّتی، به منظور خاک سپاری امام حسین علیه السلام و یارانش بیل و کلنگ به دست می گیرند و نوحه ی مخصوص آن روز را زمزمه می کنند. بعد از عاشورا تا آخر ماه صفر، هر پنج شنبه برنامه ی عزاداری در مسجد برپا می شود.

ده روز مانده به اربعین، هیأت عزاداران حسینی، طی مراسم ویژه ای، عازم مشهد مقدس می شوند تا اربعین حسینی را در مشهد، کنار بارگاه امام رضا علیه السلام عزاداری کنند. در آخرین روز ماه صفر، کسانی که از اول ماه محرم، پیراهن سیاه به تن کرده بودند، با درست کردن حلوا و پخش آن بین عزاداران، پیراهن سیاه را از تن بیرون می کنند.

ناگفته نماند که در گذشته ی نه چندان دور، مراسم تشت گذاری در مسجد و خیمه گذاری در کوچه ها مرسوم بود که متأسفانه، اکنون به دست فراموشی سپرده شده است.





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی


پدید آورنده : منصور سعیدی ، صفحه 45

شهرستان خوانسار ـ که یکی از شهرهای استان اصفهان است ـ در ماه محرم و صفر حال و هوای خاصی می یابد، و برنامه های عزاداری که در آنجا برپا می شود که در نوع خود بی نظیر است.

چند روز قبل از حلول ماه محرم، همه ی افراد، دست در دست یکدیگر با همدلی خاصی، کوچه ها و خیابان های شهر را مشکی پوش می کنند. هر کسی که بتواند، به نوعی در این برنامه سهیم شده، ارادت خود به اهل بیت علیهم السلام ابراز می نماید. تقریباً تمامی جوانان شهر در هر محل، گردهم جمع شده، مساجد، حسینیه ها و تکایا را به سلیقه و ذوق خویش آماده می کنند و با پارچه های مشکی و جملات مختلف در مدح و عزای امام حسین علیه السلام و یارانش، آنجا را آماده ی عزاداری می نمایند. با توجه به تعداد بی شمار هیأت ها در این شهر، در این ایام، بر سر درِ هر مسجد و حسینیه یا تکیه ای، نام هیأت یا محفل عزاداری را می توان دید که با نام یکی از اهل بیت علیهم السلام مزیّن شده است.

در ایام سوگواری ماه محرم، تقریباً تمام خوانساری های مقیم در شهرستان های دیگر به اتفاق خانواده، دوستان و آشنایان از شهرهای محل اقامت به دیار خویش بازمی گردند؛ هم چون قطره هایی خروشان و جوشان، که مشتاقانه به سمت دریا در حرکتند؛ با حضور این افراد شهر، جنب و جوش خاصی یافته، حتی جمعیت آن به چهار یا پنج برابر می رسد.

در ماه محرم و با برپایی سوگواری شهادت امام حسین علیه السلام، چهره ی شهر از لحاظ اجتماعی دگرگون شده و فعالیت های اقتصادی و تجاری مردم نیز تحت تأثیر این ایام، کم رونق می گردد.

برنامه ی عزاداری که شامل سینه زنی و زنجیر زنی ست ـ بدلیل ازدحام جمعیت عزادار ـ همیشه به دو بخش تقسیم می شود؛ عده ی کثیری از مردم، صبح هنگام و عده ای نیز در بعدازظهر برنامه ی عزاداری خود را برپا می کنند. در طول مدت عزاداری، مردم سوگوار جهت استماع سخنان واعظان و بهره مندی از فیض مراثی ایشان، تا پاسی از شب را در مساجد و تکایا سپری می کنند.

از سنت های مهم در عزاداری مردم خوانسار می توان به این موارد اشاره کرد:

1ـ مراسم «تعزیه خوانی» که معمولاً بعد از ظهرها برپا می شود.

2ـ حرکت دادن دسته های شترسوار و اسب سوار که یادآور عبور کاروان اهل بیت یا ترسیمی از سپاهیان کوفه ـ که به جنگ امام حسین علیه السلام آمده بودند ـ می باشد. صدای شیپور جنگ و نقاره در لابه لای حرکت کاروان، تداعی صحنه های رزم و مبارزه ی آن زمان است.

3ـ حرکت دسته های عزاداری در قالب هیأت های سینه زنی یا زنجیرزنی.

معمولاً عزاداران، با پای برهنه و در حالی که بر پیشانی شان به نشانه ی عزا مقداری گل زده شده، در جمع هیأت حضور می یابند. لازم به ذکر است که در ابتدا و انتهای هیآت، تعدادی علم های رنگی ـ که یادآور علمدار کربلاست ـ حرکت داده می شود.

4ـ راه اندازی سفره های نذری که از عزاداران پس از هر برنامه عزاداری، پذیرایی می شود.

آنچه بیشتر از همه ی نکات یاد شده، به محافل و هیآت مذهبی در خوانسار شور و هیجان می بخشد و دلهای مشتاقان را تلطیف می کند، گریه ها و ناله هایی است که سوگواران و عزاداران شهادت حضرت ابی عبدالله الحسین ـ خالصانه ـ در عزای او داشته و دارند. امید است که خداوند این عزاداری ها را ذخیره ی قیامت همه ی شیفتگان و عزاداران حسینی قرار دهد. ان شاءالله.





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی


پدید آورنده : نامشخص ، صفحه 42

مراسم «دور خیمه گاه» از سالهای بسیار دور در شام غریبان شهدای کربلا انجام می شود و مردم از اطراف و اکناف برای دیدن این مراسم به محله قاضی- کتی شهر بابل می روند و از خاکستر خیمه های سوخته، برای شفای بیماران خود تبرک می برند.

این مراسم که از سالهای بسیار دور به صورت سینه به سینه به عزاداران رسیده است، بدین نحو است که دو خیمه ای که از روز اول محرم به نشانه خیمه- های امام حسین (ع) و یارانش تهیه شده، در وسط میدانگاهی گذاشته می شود. اعضای شرکت کننده در مراسم، توسط پیر غلام و پیشکار عزاداری انتخاب

می شوند. عمده این افراد، جوان و ترجیحاً از خانواده سادات، و به تعداد شهدای دشت کربلا، 72 نفر هستند.

قبل از ورود عزادارانی که با سربندها، شالها و لباسهای متحد الشکل، خود را آماده مراسم می کنند، مداحان با خواندن زیارت عاشورا، مستمعین و دلهای مشتاقان را آماده می کنند. سپس عزاداران با ذکر «یا حسین» وارد میدان می شوند. مداحان با نوای نوحه مراسم را آغاز می کنند. هنگامی که سکر و مستی عشق به مولا در دلها بالا گرفت دو نفر با لباس یزیدیان (قرمزرنگ) وارد میدان شده با حرکاتی خشن، در حالی که شلاقها و مشعلهایشان را در آسمان به حرکت درمی آورند، کودکانی را که با لباسهای عربی از ابتدای مراسم، در خیمه ها نشسته اند را می- ترسانند. کودکان با ذکر «یا حسین، یا اباالفضل» به هر سوی میدان می گریزند.

عزاداران کماکان بر سر و سینه می زنند سپس یزیدیان خیمه ها را به آتش می کشند. با به آتش کشیده شدن خیمه ها، شور و نوای عزاداران اوج

می گیرد و در حالی که خمیده و هروله کنان به دور خیمه های در حال سوختن می گردند، ذکرهایی چون:

دور دور خیمه گاه زینب صدا می زد حسین

ناله ها می زد حسین، زینب صدا می زد حسین

از تل زینبیه، زینب صدا می زد حسین

بر سر و سینه می زنند. دور زدن عزاداران به دور خیمه ها و ذکرهاشان تا زمانی ادامه دارد که خیمه ها در حال سوختن است.

وقتی خیمه ها کاملاً سوخت و چیزی از آن باقی نماند، عزاداران که بعد از آن همه تب و تاب گویی، به حال نیمه جان درآمده اند بر زمین می نشینند و مداحی با نوای محلی، به ذکر مصیبت از زبان حضرت زینب (س) با ترجیع بند «بِرار، تِه خواخور بَمیره»: برادر خواهرت بمیرد، می پردازند. سپس با ذکر خیر از پیرغلامان اهل بیت، که سر به تیره تراب برده اند و سلام به پیامبر و ائمه اطهار مجلس به پایان می رسد.

در پایان، مردم مشتاق خاندان اهل بیت (ع) تبرکاً از خاکستر خیمه ها برمی دارند و به امید شفا و برآورده شدن حاجات به سر و صورت می کشند.

از مراسم های بومی دیگر این منطقه می توان از ایین های زیر نام برد:

1- کربزنی، گویا یکی از شیوه های عزاداری عده ای از اعراب بوده که با زدن دو تکه سنگ به هم، به سوگ عزیزان از دست رفته شان می پرداختند. مرور زمان تکه سنگها را به تکه چوبهای تراشیده مبدل ساخته است.

2- گروه نقابداران، شب قبل از عاشورا عده ای نقابدار که چوبهایی در دست دارند، به پاسداشت خیمه های اباعبدالله به تکایا و مساجد قدیمی شهر می روند.

3- صبح طلوع، ساعتی قبل از روشن شدن هوا و یا طلوع آفتاب روز عاشورا، عزاداران با در دست داشتن شمع و فانوس، مسافتی حدود یک کیلومتر را می پیمایند و این ذکر را می- خوانند: ای صبح تیره رو، ز چه رو می شوی سفید / فردا حسین تشنه لبان می شود شهید، تا آفتاب سربرآورد.

4- قلندر خوانی، شب تاسوعا یکی از مداحان با لباس درویشان در حالی که کشکول و تبرزین به دست دارد به تکایا و مساجد قدیمی شهر می رود و به ذکر مصیبت می پردازد.

5- خاکسپاری، در شام غریبان سالار شهیدان، عده ای از عزاداران با در دست داشتن بیل، در حالی که نوحه کنان با کاه به حالت محزون به سر می زنند به کنایه از قوم بنی اسد برای خاک سپاری شهدای کربلا خیابانهای شهر را می پیمایند.





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی


پدید آورنده : قربان صحرائی چاله سرایی ، صفحه 36

از روزی که واقعة جانگداز، جانسوز و جهانسوز عاشورا در محرم سال 61 هجری اتفاق افتاد، احوال گروهی از خلایق را دگرگونی دیگری حاصل آمد. تأثیری که واقعة عظیم کربلا بر فرهنگ ملل گذاشت بر کسی پوشیده نیست. امروزه بسیاری از مسلمانان و به ویژه شیعیان، فرهنگ عاشورا را با فرهنگ بومی خویش امتزاج نموده اند. غور در فرهنگ و رفتار عامه مردم بیان گر این مطلب است که گاه فرهنگ عاشورا چنان با فرهنگ بومی هر منطقه ممزوج شده که به هیچ وجه انفکاک آن میسر نیست.

مقالة ذیل سعی دارد تا فرازی از مراسم تعزیت سرور و سالار آزادگان عالم، حضرت حسین بن علی را در مناطق تالش ایران به ویژه روستاهای دوردست این منطقه، شرح و معرفی کند. از آنجایی که مراسم عزاداری امام حسین در تمام تالش تقریباً یکسان است، مراسم عزاداری منطقه امامزاده شفیع به عنوان نمونه، انتخاب و معرفی شده است.

سرآغاز شور

در اواخر ماه ذی الحجه، بزرگان و هیأت امنای مسجد و بقعة امامزاده شفیع در شاندرمن تالش به اهالی روستای خویش اعلام می کنند هرکس می خواهد در شست وشو و نظافت مسجد و بقعه سهیم باشد فردا بدان جا بیاید. جوانان و پیران با علاقة وافر راهی مسجد می شوند تا هرکس به فراخور توان گردی از سیمای مسجد بزداید. در این راه پیر غلامان امام حسین راهنمای آنها می شوند.

در دهة اول محرم، هر شب از مهمانان و عزاداران پذیرایی می شود. به همین دلیل اندک اندک نذورات مردمی به یکی از جوانان برومند و فعال مسجد تحویل می گردد.

عشق به حسین و یاران جاودانه اش در اعماق دل شیفتگان حضرتش آشیانه کرده، گویی خلایق را ولوله ایی جانانه در جان افتاده است که هرکس با تمام وجود مشغول به کاری است. بعضی از آن ها فرش های مسجد و بقعه را به کنار رود مرغک برده اند تا با آب زلال آن شست و شو دهند؛ برخی نیز به رفت وروب در و دیوار مسجد پرداخته اند. بعضی دیگر پارچه های سیاه و پرچم های عزا را بر سر در منازل و مغازه ها نصب می کنند. برخی از زنان به شستن و تمیز کردن پارچه های رنگارنگ علم ه و بعضی دیگر به پاک کردن برنج و شکستن قند مشغول می شوند.

علم بندی

در شب اول محرم مراسم علم بندی برگزار می شود. مردان، داخل صحن و سرای مسجد نشسته، به بستن پارچه های رنگارنگ حول چوبی بلند می پردازند. پنجة علم را که معمولاً از جنس برنج و به رنگ طلایی است، بر نوک آن چوب می بندند. علم که آماده می شود با صلوات بر محمد و ذکر یا حسین و با احترام تمام، علم ها را در محراب مسجد، و در کنار و دو سمت منبر قرار می دهند. شب ها که هیأت زنجیرزنی و سینه زنی جوانان مسجد به عزاداری می پردازند دو نفر دو علم را برداشته، جلودار هیأت می شوند و تا پاسی از شب با دور زدن در میدان و حیاط مسجد و حول بقعة امام زاده شفیع به مرثیه خوانی و سینه زنی می پردازند.

در حین مراسم سینه زنی و در حالی که مرثیه خوان مشغول خواندن مرثیه ای در رثای حضرت عباس است، بعضاً به تناوب و وصف حال، شخصی با صدایی بلند و به شکلی حماسی فریاد می زند: ای شه کشور حی و سینه زنان هم با صدایی رسا و یکپارچه فریاد بر می آورند: اباالفضل یا آن که:

امید طفلان منی اباالفضل

یگانه غمخوارمنی اباالفضل

دارد سکینه آرزو اباالفضل

با تو نماید گفت وگو اباالفضل

ادای این مصرع پاره ها به گونه ای است که نه تنها بر ریتم اصلی مرثیه خللی وارد نمی کند، بلکه بر تهییج عزاداران نیز می افزاید.

استقبال از هیأت های مهمان

عموماً هیأت ها و دستجات عزاداری روستاهای دیگر راهی بقعة امامزاده شفیع شده و در محوطة بقعه و مسجد، تاسوعا را تا نزدیک نماز مغرب به عزاداری و مرثیه خوانی می پردازند. در این برنامه رسم است که هیأت زنجیرزنان مسجد و بقعة امامزاده با تشکیل دو صف بلند در دوسوی جادة ورودی به بقعه مستقر می شوند و از هیأت های سینه زن استقبال کرده، هنگام وداع آن هیأت ها از بقعه، آنان را بدرقه می کنند.

غالباً هر کدام از هیأت ها هنگام ورود به صحن بقعه امامزاده، مرثیه ای می خواند که مصرع السلام علیک یا شاه مظلومان تکیه کلام زنجیرزنان و سینه زنان است. هم چنین هنگام وداع با هیأت امام زاده، مرثیه ای خوانده می شود که تکیه کلام عزاداران، این مصرع است:

ای هم سفر زینب، رفتیم خداحافظ

ای خون جگر زینب، رفتیم خداحافظ

هم چنین هیأت امام زاده شفیع هم به فراخور حال، ابتدا مرثیه ای با مضمون خوش آمدگویی و برای وداع، مرثیه ای با مضمون بدرقه قرائت می کند.

زار زار، شام غریبان

در تالش و به ویژه در روستای امام زاده شفیع و روستاهای اطراف، مراسم زار زار و شام غریبان نیز برگزار می شود. زار زار معمولاً بامداد روز عاشورا، زمانی که هنوز خورشید طلوع نکرده انجام می گیرد و آن عزاداری بامدادی است که با چرخیدن حول نزدیک ترین بقعه و یا مسجد و سینه زدن توسط نوجوانان و جوانان صورت می گیرد در حالی که در دست هر کدام، شاخة کوچکی از گیاه شمشاد و یا چلم است. هم چنین پس از غروب آفتاب روز عاشورا مراسم شام غریبان برگزار می گردد.

زار زار، واویلا روز قتل حسین است

در عالم، در عالم آوای شور و شین است

و عزاداران در حالی که با شاخه های سبز شمشاد به سر و صورت خویش می زنند، مرثیه سر می دهند:

امروز حسین سر می دهد، سر راه داور می دهد

وای وای حسین وای، وای وای حسین وای

و در مراسم غروب شام غریبان، اشعار زیر با نوحه و سینه زنی در نهایت حزن و اندوه خوانده می شود:

امشب به صحرا بی کفن، جسم شهیدان است

زینب پریشان است

ارض و سما گریان بر حال یتیمان است

شام غریبان است

شام غریبان

شب شام غریبان، جملة اهالی در مسجد حاضر شده و تا نیمه شب به عزاداری و مرثیه خوانی می پردازند. در این شب، ابتدا پنجة علم را باز کرده، به شکل وارونه در همان جای قبلی می بندند. به نظر می رسد این کار، احترامی است که به دست بریدة حضرت عباس علمدار رشید کربلا گذاشته می شود.

از جمله اشعاری که در رثای سالار شهیدان در این شب خوانده می شود، مرثیه ای سوزناک از زبان حال حضرت فاطمة زهر است. در این مرثیه حضرت زهر با زمین کربلا به گفت وگو می پردازد؛

هیچ می دانی که است این شاه بی غسل و کفن؟

این حسین است آنکه گشته سر جدا دور از وطن

هست این نور دو چشم مصطفی فرزند من

جان تو جان حسینم ای زمین کربلا

آتش زدن خیام

از مراسم های سنتی در غروب شام غریبان، آتش زدن خیمه هاست، که دقایقی مانده به اذان مغرب انجام می شود. در عصر عاشورا خیمه هایی در چند نقطه نزدیک به هم برپا می شود. آنگاه دستجات عزاداری تا غروب آفتاب، حول خیام به عزاداری و نوحه سرایی همراه با سینه زنی و سنج نوازی می پردازند. سپس در وقت اذان مغرب، خیام به آتش کشیده می شود. بسیاری از شیفتگان حضرت سیدالشهد از خاکستر خیام سوخته شده، ذراتی را به عنوان تبرک برمی دارند.

علم واچینی

در سیزدهم محرم، مراسم علم واچینی برگزار می شود. در این مراسم، پارچه های علم ها یکی یکی باز می شود و به شکل زیبایی تا گردیده، بعضاً با عطر و گلاب معطر شده و در بقچه هایی برای سال دیگر بسته بندی و بایگانی می شود. هنگامی که هیأت در طول دهه به عزاداری می پردازد، مردم نذورات فراوانی هم لابه لای پارچه های علم می بندند که برای عمران و آبادانی مسجد و بقعه هزینه می شود.

سخن آخر

محرم، شمعی است افروختة حسین که هیچ گاه خاموشی نشاید. مادام که روزگار را بقایی است، شمع محرم جاودانه روشن است، و هرسال که بگذرد بر فروغ این شمع افزوده گردد.

و محبت حسین چنان بر دل عشاقش ریشه دوانیده که نام مبارکش دیده را بارانی می کند و دل ها را تفتیده؛ آنگاه که دل، تفتیده گشت دیده را عنان از کف برود و شبنم اشک به سیلاب سرشک مبدل شود و لغزان چو الماس برگونه ها دوان دوان سرریز گردد. پس آن گاه بر رگ و ریشة وجود پروانه گان حسین زمزمه حیات بیفشاند. آیا این التهاب و تفتیدگی را چه تواند آرام سازد جز یاد و ذکر حسین ؟





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی


پدید آورنده : جهانگیر راحمی هشترودی ، صفحه 46

در ماه محرم، عزاداران آذری زبان در هر جای ایران اسلامی که باشند به شیوه های خاصی در سوگ شهادت امام حسین علیه السلام عزاداری می کنند. این برنامه سوگواری، در آذربایجان بر طبق آداب و رسوم مخصوصی برگزار می گردد که جهت اطلاع عاشقان آن حضرت، به برخی از این آداب و رسوم اشاره می نمایم:

1. مراسم طشت گذاری

یک هفته مانده به محرم و یا در آخرین جمعه ماه ذی الحجه الحرام، مراسمی تحت عنوان استقبال از محرم و اعلان عزای حسینی، در جامع شهرها برپا می شود. در این مراسم، مداح روضه خوانی می نماید و عزاداران نیز به سینه زنی و زنجیر زنی می پردازند. در آن حال، دو صف مقابل هم قرار می گیرند و یک نفر به عنوان میاندار که با رجزها و آهنگ ها آشنا باشد انتخاب می شود که با صدای رسا می خواند:

میاندار: یارالاروُن آخارقانی ایدر گلناری میدانی

عزاداران: حسینم وای حسینم وای(4 بار)

یوخدی سقانی سویی غوغادی سقاخانِدَه

محشر کبرا بوگون برپادی سقاخانده(1)

در پایان مراسم، حدوداً ده نفر از عزاداران، کوزه های پر از آب را گرداگرد مجلس می چرخانند. این کار به یاد جان فشانی های علمدار حضرت کربلا عباس(ع) اجرا می شود. مردم عزادار نیز با شعارهای «دخیل یا عباس» برکاً از آب کوزه ها می نوشند.

2. مراسم دسته های شاه حسینی(واخس – شاخس)(2)

شبهای تاسوعا و عاشورا، مراسم «شاخص _ واخص» برگزار می شود؛ عزاداران حاضر، روی زانوهای خود نشسته، دستها را به طور هماهنگ بالا می برند و محکم روی زانوهای خود می کوبند و یا در روز، این عمل را با کوبیدن پایها به زمین در حالی که دایره وار می چرخند انجام می دهند و اشعار و کلمات را همگی با هم تکرار می کنند.

رجز: صحرای کربلا ده فریاد گل محمد

اولاد ود وله حسینی عزایه گل محمد(3)

کلمات دسته های الف و ب (شاخص _ واخص)

(عباس، حیدر، حسن، حسین)

3. مراسم شام غریبان

بعد از عصر عاشورا و یادآور ی آن حادثه ی تلخ کربلا سوگواران، تا پاسی از شب هیچ چیزی میل نمی کنند، این عمل به احترام اسرای والا مقام کربلا انجام می شود. در آن حال، ابتدا با در دست گرفتن شمع به مسجد، می روند و در فضای تاریک مسجد، از زبان زینب کبری(س) اقدام به رجز خوانی می کنند و یا به یاد کودکان حسین(ع) به بیرون از شهر می روند و اقدام به نوحه سرائی می کنند:

ای نور عینیم، منزل مبارک!

مظلوم حسینم، منزل مبارک!

لازمدی یاتون بلبل گل ادسته

دور سینمه گل یاتما کول اوسته(4)

میر اغلیان یوخ اولدوم پریشان

گلدیم دو تام من شام غریبان

ای نور عینیم منزل مبارک

مظلوم حسینیم منزل مبارک

پی نوشت ها:

1. خون، از زخم هایت جاری ست؛ میدان را گلستان کرده است.

در سقّاخانه غوغاست؛ چون که آبی برای سقا نیست

امروز در سقاخانه محشر کبری برپاست!

2. واخس و شاخس، خلاصه شده ی «وای حسین» و «شاه حسین» می باشد.

3. ای محمد! برای فریادرسی به صحرای کربلا بیا

دارند حسین را می کشند؛ ای محمد! برای عزاداری بیا

4. بلبل، لازم است بر گل بخوابد؛ بیا در آغوشم بخواب؛ بر روی خاکستر مخواب!





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی


پدید آورنده : نامشخص ، صفحه 59

آیین عزاداری یقه بندان به مناسبت سومین روز شهادت امام حسین (ع) و شهدای کربلا در خلخال برگزار می شود.

در این آیین بر اساس یک سنت دیرینه در تمام مساجد و حسینیه های شهر، شام پخته می شود تا هیچ یک از اهالی شهر از این سفره بی نصیب نمانند.

اهالی خلخال در حسینیه ها، مساجد و منازلی که از بدو تولد در آن منزل ثبت نام کرده و جزو اهل دسته آن محسوب می شوند، حضور یافته و پس از برگزاری مراسم عزاداری و صرف شام، دکمه پیراهن سیاه یقه آن ها توسط پیرغلامان که معمولاً از سادات هستند با راز و نیاز و دعای سلامتی تا سال آینده بسته می شود.

شهر خلخال دارای ده ها عباسیه، قاسمیه، اصغریه، اکبریه و حسینیه است که به ترتیب به نام های سقاخانه، مشعلدارخانه، چراغچی خانه، پیش خدمت خانه و فرش خانه معروف هستند.

این اماکن مذهبی در دو محله بالا و پایین شهر قرار گرفته و معمولاً هرکس در این شب در منزلی که از بدو تولد در آن توسط پدرش ثبت نام شده، حاضر شده و مراسم یقه بندان را انجام می دهد.

برخی نیز با مراجعه به محل های مزبور و پس از بستن یقه خود شام نذری را برای صرف با خانواده به منزل می برند و در این میان شام از دنیا رفتگان که نام شان از سال ها پیش در دفتر منازل ثبت شده به نوادگان آن ها تحویل می شود.

به گفته ی ریش سفیدان و پیرغلامان، بستن یقه پیراهن های سیاه عزاداران به معنای پایان ایام عزاداری محرم و ثبت علامتی برای عزاداران تا شروع محرمی دیگر د ر سال آینده است و این دکمه در سال آینده توسط صاحب پیراهن باز و پوشیده می شود.

شهرستان خلخال با 95 هزار نفر جمعیت در 115 کیلومتری جنوب اردبیل واقع است.
آیین سنتی «وای عباس» در مراغه

آیین سنتی «وای عباس» همزمان با روز هشتم ماه محرم الحرام در حسینیه ها و هیأت های مذهبی شهرستان مراغه برگزار می شود. در این روز که در مراغه تاسوعای کوچک نامیده می شود، عزاداران در گروه های 20 تا 30 نفری به یاد فداکاری های حضرت عباس(ع)، عباس گویان در هیأت ها و حسینیه ها سینه زنی می کنند.

در این روز بیشتر عزاداران حسینی بر سر و صورت خود گل مالیده و با پای برهنه مسیرهای عزاداری را طی می کنند.

گرمای عشق امام حسین(ع) هوای سرد زمستان را در این دیار بر عزاداران بی اثر کرده و ساکنان منطقه از پیر، جوان و کودک در خیابان های سرد مراغه ساعت ها به عزاداری می پردازند.

پخش نذورات از جمله شیر، شربت، نان روغنی، کیک و کلوچه توسط مردم در بین عزاداران در این روز نسبت به روزهای گذشته رونق بیشتری می یابد.

در مراغه 140 هیأت مذهبی در 326 مسجد در نقاط شهری و روستایی آیین های مربوط به عزاداری سالار شهیدان و یاران با وفایش را برگزار می کنند.

شهرستان تاریخی و مذهبی مراغه با 250 هزار نفر جمعیت در 147 کیلومتری جنوب تبریز مرکز استان آذربایجان شرقی واقع است.





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی


پدید آورنده : فِرِدْ ریچاردْزْ ، صفحه 94

محرّم در یزد

در یزد مراسم ماه محرم با چنان شور و حرارتی برگزار می شود که بعضی اوقات به یک التهاب مذهبی مبدل می گردد. در میدان، که مقابل مدخل اصلی بازار واقع شده، چوب بست بزرگی تعبیه شده که نماینده یک نوع تابوتی است به نام «نخل» و هر سال آن را با شال و آیینه می پوشانند. این دستگاه عجیب و غریب به وسیله صدها تن مرد، دور میدان حمل می شود. این مردان در زیر نخل اجتماع می کنند تا ثواب حرکت دادن آن نصیب شان شود.
تعزیه ها در محرم

در ماه محرم نمایش های غم انگیز به مورد اجرا گذاشته می شود که همه آنها با خاطره مصیبت بزرگی که در عاشورا اتفاق افتاده، پایان می پذیرد. در روز عاشورا، صحنه های زیادی به معرض نمایش گذاشته می شود. حرکت کاروان کوچک از مکه و ورود آنها به کربلا و جنگیدن آنها و سرانجام قتل و اسارت زن ها و کودکان و رنج و تشنگی و شهادت امام حسین علیه السلام توسط هنرپیشگان متعصب در نهایت اخلاص نشان داده می شود.
مراسم سینه زنی

در روز عاشورا، روحانیون سروده های مخصوص [نوحه] می خوانند و عده ای زنجیر زن و سینه زن به زنجیر زدن و سینه زدن مشغول می شوند. زنجیر زن ها شلوارهای گشاد سیاه به پا دارند و یک پیراهن گشاد در بر می کنند. این مردان و پسرانْ پشت خود را برهنه می کنند و زنجیرهای خود را بر آن فرود می آورند تا پشتشان کبود و زخم شود. عده دیگر سینه های برهنه خود را با آهنگ مخصوص با دست خود می زنند تا قرمز و حساس شود و عده ای با فریادهای «یا حسین یا حسین» توأم با صدای موزون طبل بر سرعت و هیجان مراسم می افزایند.
کمک یک مسیحی

گفته می شود که هنگام وقوع واقعه کربلا یک سفیر فرنگی به امام حسین خواست کمک کند. به یاد بودِ این اتفاق، یک نفر ایرانی به لباس انگلیسی در می آید، و برای نشان دادن مراتب قدردانی شیعیان در مقابل این کار خیر، نقش مهمی را در این مراسم عهده دار می گردد. او را بر یک مرکب یا وسیله ای سوار می کنند و برای کار خیری که انجام داده مورد تحسین فراوان قرار می گیرد.
رژه اسبان و شتران در عاشورا

در روز عاشورا بعضی از تعزیه خوانان که جامه های پرشکوه ابریشمی با طرح های پرنقش پوشیده اند و سلاح هایی با خود دارند، سوار شترها با یراق ها و زینت های ایرانی می باشند که این شترها با خورجین های حاشیه و منگوله دار و مُهر و زنگوله تزیین شده و در پیشاپیشی آنها موکبی از اسبان در حرکتند که سواران این شترها را فرزندان پیغمبر صلی الله علیه و آله با عمامه های سبز تشکیل می دهند و همه را به گریه وا می دارد.





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی


پدید آورنده : محدثه علی جان زاده روشن ، صفحه 41

بچه شمال بود و با لهجه مازندرانی اش، خیلی شیرین و بامزه، از خاطرات دوران کودکی اش برایم تعریف می کرد. می گفت: خونه مادربزرگش تو روستاست، و چون همه اعضای خانواده شلوغ و پر جمعیت شان یک جا نبودند، تعطیلات که می شد و یا مراسم خاصی بود همه دور هم جمع می شدند و بعد مدتی محفل شان داغ داغ می شد. می گفت: دور تا دور خونه، باغ مرکبات و... بود و خونه تو حصار باغ اسیر، یک حیاط بزرگ و نیمه سیمانی داشت با یک در دو لنگ پهن چوبی و قدیمی که به کوچه راه داشت. مثل باقی خونه های شمالی، یک سقف داشت شیروانی و حلبی با یک ایوان بزرگ و دراز که چهار اتاق کناری و مجاور هم داشت. یکی از اتاق ها، اسمش اتاق حسینیه بود و برایش خیلی ارزش قائل بودند. یک منبر چوبی قدیمی بود با پوشش چند لایه از پارچه سبز و بلند. این منبر همیشه یک گوشه از اتاق حسینیه را اشغال می کرد. هنوز هم هست. آن وقت ها، ماه محرم بهانه ای بود برای دور هم جمع شدن. همیشه قبل محرم، به رسم احترام به این ماه عزیز و امام حسین(ع) و عزادارانش، خونه تکونی می کردند و حسابی روفت و روب داشتند. تمام فرش ها را می شستند و اتاق ها را تمیز می کردند. بعد در و دیوارها را، با پارچه ها و کتیبه های سیاه، و پرچم هایی که اسم حسین و ابالفضل داشت، سیاه پوش می کردند. از توی انبار، سماور نفتی بزرگ و قوری چینی بزرگ، ظرف ها، استکان ها، قندون ها و... را بیرون می آوردند و می شستند. مادربزرگ، وسایل مصرفی را فهرست می کرد و پدربزرگ هم با کمک بقیه مردها، می رفتند شهر، خرید.

این یک رسم قدیمی بود که دهه اول محرم را مجلس و روضه می گرفتند، این رسم پا بر جا مانده بود و خیلی هم به آن مقید بودند.

عصرها، روضه امام حسین(ع) می گرفتند و از اهالی روستا دعوت می کردند می رفتند دم و دستگاه پخش و بلندگو و... را از مسجد امانت می گرفتند و بعد از نصب، با روشن کردن صدای کاست مداحی از ضبط و پخش آن، زمان شروع روضه را به همه اعلام می کردند تا بیایند به مجلس عزا. مردم هم خیلی استقبال می کردند. یادش بخیر. بیش تر مواقع صدای مرحوم کوثری را پخش می کردند.

وقتی که می خواست روضه شروع بشود همه با جان و دل کار می کردند و به عشق امام حسین(ع) هر کسی مسئولیتی را قبول می کرد. یک نفر دم در ورودی می ایستاد و با گلاب، عزادارها را معطر می کرد. یک نفر می رفت کفش ها و دمپایی ها را ردیف می کرد. یکی دیگر آمار مهمان ها را می داد تا پذیرایی بشوند یکی دیگر ظرف ها را می شست. یک نفر هم مسئول چایی و سماور بود. خلاصه همه دست به دست هم می دادند تا کم و کسری پیش نیاید و مهمان های مجلس امام حسین(ع) راضی باشند و حسابی از فضای معنوی فیض ببرند.

یکی از چیزهای جالب دیگر باقلا پخته یا لوبیا پختة روز هشتم بود. همه از صبح زود بیدار می شدند تا باقلاها یا لوبیاها را تمیز کنند و دیگ های بزرگ مسی را بشورند چند نفر هم هیزم جمع می کردند و مسئول آتش و ذغال بودند. عصر هم که غذا آماده می شد. سفره ها پهن و ظرف ها پخش می شد بین جمعیت، هر کس می خواست تبرک ببرد با خودش ظرف می آورد بعدش هم مراسم زیارت عاشورا و نماز جماعت مغرب و عشا. گذشته ها، این طوری بود. حالا هم هست البته!

همه چیز هم که از بین برود یاد و عشق حسین همیشه می ماند و هر روز زنده تر می شود.





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی


پدید آورنده : مد یر مسئول ، صفحه 2

* ... فرهنگ به عبارتی مجموعه روید اد ها و یاد بود ها و میراث های اسلامی ایرانی است که بنایی امروزین را بر اساس سنت های د یروز استوار می سازد. همان که گاه به هویت فرهنگی تعبیر می شود. هویت فرهنگی که حفظ آن با برقراری یک گفتگو با خاطره ازلی سنت شکل می گیرد.1

سنت د ر لغت گرچه به معنای سیره و روش است اما از نظر مفهومی به مراسم، آیین ها و رفتارهایی اطلاق می شود که2 بنا به اعتقاد برخی، د ارای منشأ الهی و از طریق شخصیت های مختلفی معروف به رسولان وپیامبران برای بنی آد م د ر د وره های مختلف آشکار شد ه است. لذا می گویند، سنت گاه متضمن حقیقتی باطنی است. سنت ها همان آد اب و رسوم اند که ریشه های خود را از گذشته می گیرند، آد اب و رفتاری که د ر گذر تاریخ همراه با تغییرات د ر باورهای تود ه مرد م و خصلت های اجتماعی رنگ عوض می کنند و شکل می گیرند.

برخی د ر بازشناسی سنت و رفتارهای سنتی به چند نکته توجه د ارند:

1. رفتار سنتی به رفتاری اشاره د ارد که د ر حوزه ای معین تکرار و باز انجام می شود.

2. د ر رفتارهای سنتی، جمعی بود ن آن رفتار شرط است لذا بر حرکت ها و خصلت های فرد ی معنای سنت اطلاق نمی شود.

3. سنت ها هم خود نگهبان اند و میراث د ار و هم د ر د رون خود نگهبانانی د ارند که کارشان تفسیر، تبیین و ترویج سنت هاست.

4. رفتارهای سنتی با احساسات و هیجان همراه است و از آن جا که با هویت اشخاص د رگیر است،از خود حالت های عاطفی احساسی بروز می د هند.3

این گونه رفتارهای سنتی را به معنایی «آیین های سنتی» نیز می نامند.

آیین هایی که به نوعی استمرار یک خاطره اند و د ر حقیقت نوعی سنت برگزید ه. این آیین ها د ر ایران اسلامی با برخورد اری از قالب های فکری، مذهبی، هنری به عنوان یک سنت زایند ه و پیش برند ه از تمامی ظرفیت های لازم جهت اعتلای فکری و فرهنگی جامعه برخورد ار و اسیر کهنگی و پوسید گی برخی مقولات سنتی د یگر نمی گرد ند.4

حفظ، ترویج و اشاعه ی این گونه آیین های سنتی تا جایی که با باورها و اعتقاد ات جامعه، هنجارهای اجتماعی و قانونی، تعلیمات اخلاقی و د ستورات د ینی منافاتی ند اشته باشند، جزو فرهنگ و جلوگیری از تحریف و انحراف آن خود پاسد اشت میراث فرهنگی است.

* ... از مهم ترین نمونه های آیین های سنتی همان رفتارهایی است که هم توسط جامعه (عرف) پذیرفته شد ه و هم با اعتقاد به یک امر قد سی و فراطبیعی وظیفه اجرایی کرد ن تعالیم د ینی که باعث تکامل و تعالی افراد جامعه می شود را عهد ه د ار است. همان که ما از آن با عنوان مناسک آیینی نام می بریم.

د ر این مناسک آیینی، رفتارها هم چون ظرفی است که پیام و شعاری را د ر خود جای می د هد، بیانی که هد ف اصلی آن رفتار سنتی به حساب می آید.

از جمله این آیین ها بلکه فراگیرترین و بارزترین سنت های آیینی، همان عزاد اری اباعبد الله الحسین سید الشهد ا (ع) است.

و د ر این میان ذکر چند نکته ضروری می نماید:

1. د ر مناسک آیینی هرگونه رفتاری که آن مراسم را از اصالت و هویت خویش د ور سازد مذموم و یک نوع انحراف به شمار می آید. همان که د ر استفاد ه از برخی آلات موسیقی و یا قمه زنی د ر معرض عموم، خواند ن سبک های آن چنانی و اشعار کم محتوا و ... می بینیم.

2. د ر سنت های آیینی (یا همان مراسم مذهبی) برخی رفتارهای کهن وریشه د ار به ویژه آن ها که به نوعی با باورهای اعتقاد ی مرد م گره خورد ه است به چشم می خورد که به عنوان یک حرکت نماد ین و نمایش ساد ه به شمار می آید. این گونه رفتارها نه تنها مطرود نیست بلکه حفظ و جهت د هی به آن ها خود نوعی فرهنگ سازی است و البته برخورد د فعی، غیر کارشناسانه و بخشنامه ای با آن ها به نوعی فرصت سوزی و از دست د اد ن موقعیت هااست.

3. در مناسک و سنت های آیینی گاه پیام اصلی تحت الشعاع قرار گرفته و ظواهر سنت ها مانع انتقال و د ریافت بار معنوی آن رفتار می شوند. نذر و وقف گرچه سنتی برخاسته از متن د ین است. عزاد اری و تعزیه گرد انی، گرچه د ارای ثواب و اجر می باشد،راز و نیاز، توسل و زیارت، گرچه ممد وح است و مطلوب، اما آن چنان د رگیر مسائل حاشیه ای و پیرایه ها و خرافات می گرد د که ...

و د ر این میان آن چه مهم است بازشناسی و د رک عمیق و جامع از آن نوع رفتارهایی است که د ر جامعه و د ر انجام مناسک آیینی و پاسد اشت آیین های سنتی رواج د اشته و د ارد، د رکی که متولیان فرهنگی ما را د ر سال جد ید به یک جهت گیری صحیح و کلان د ر عرصه فرهنگ د ینی، ساماند هی نماد های مذهبی مرد می، ساماند هی شئون فرهنگی به ویژه د ر حوزه امام حسین (ع)، عاشورا و مناسک آیینی د ر مناسبت های مذهبی، حمایت از برنامه های فرهنگی و پژوهش های اند یشه د ینی به یک نوآوری رهنمون سازد..5

ان شاء الله
پی نوشت

1. پیشرفت و توسعه بر بنیاد هویت فرهنگی، پرویز ورجاوند

2. غلامرضا اکرمی به نقل از سید حسین نصر، مقاله سنت و هنر اسلامی

3. جهان رها شد ه، آنتونی گید نز

4. آسیا د ر برابر غرب، د اریوش شایگان

5. اشاره به سیاست های کلان سازمان تبلیغات اسلامی و سازمان اوقاف و امور خیریه بر اساس بند سوم سند راهبرد ی





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی


پدید آورنده : مرتضی وافی ، صفحه 2

سرانجام روز دهم محرم فرا رسید، روزی پراهمیت ... زیرا این روز شاهد آفرینش آدم و حوا، بهشت و جهنم، زندگی و مرگ بوده است. ولی برای شیعیان، محرم لحظه ای بسیار ژرف تر و پرمعنی تر است، چرا که شهادت امام حسین (ع) در این روز روی داده است.1
مناسک عزاداری، رکن حیات دینی

ماه محرم و مناسک عزاداری به عنوان جزیی مهم از زندگی مردم شیعی است. البته این بدین معنا نیست که دیگر مسلمانان و یا حتی غیرمسلمانان با امام حسین (ع)، عاشورا و آثار آن نامأنوس و غریبند، بلکه نقطة تمایز آن است که مناسک عزاداری در جامعة ما یکی از ارکان اصلی دینداری محسوب شده و می شود. این مناسک درساده ترین و در عین حال گسترده ترین وجه ممکن، تقدس، توکل و توسل را به درون زندگی مردم تزریق می کند. آن هم زندگی که گاه سرشار از ناکامی و فشارهای مادی و معنوی است.

به همین سبب، این مناسک به عنوان مهم ترین رکن حیات دینی جامعه، عامل اصلی «ذهنیت دینی مردم» بوده و آمیختگی شدیدی نیز با «وجدان جمعی» آن ها داشته است. جامعة شیعی در خلال این مناسک می توانسته «احساس حادتری از خویشتن» داشته باشد. از این رو هم بیشترین میزان «نمادهای مقدس» در فرهنگ مردم ناشی از این مناسک بوده و هست و هم بالعکس، در این گفتمان بیشترین میزان ممکن حضور مفاهیم و مقوله های زندگی مردم، دیده می شود.
ارتباط باورهای دینی و مناسک ایینی

هرچند باورهای دینی مردم می تواند لااقل به دو طریق فرم و روبنایی و گاه در قالبی ساختاری و درونی ظهور پیدا کند، اما به نظر می رسد که باورهای دینی بیش از آن که در اعمال و مناسک ایینی مفهوم واقعی و یا شکل پایدار خود را باز یابد، در افکارو عقاید که گاه کمتر نمایان می گردد و ناملموس می ماند، ثبت می شوند. برای مثال به صورت آثار ادبی مکتوب و یا عامیانه و ... در یک جمعیت نفوذ می کند.

در حقیقت باورهای دینی را نباید تنها در قالب مناسک (قالب های مناسکی که می توانند گاه به جامة زشت و گاه زیبایی تعبیر شوند) مورد توجه قرار داده و بر این مبنا آن ها را ارزیابی کرد، کاربرد مناسک در باورها، بیش از آن که نشان دهندة کیفیت و یا اندازه گیری آن گروه یا جامعه باشد، ابزار پویایی، دعوت و یا تبلیغ و یا توسعه آن، به ویژه در بستر اجتماعی خویش است.
مناسک ایینی، آرایه و یا پیرایه بر پیکره دین

بحث از خلوص مناسک ایینی به این مفهوم که در یک مذهب، همة مناسک و مؤلفه ها و درون مایه ها از صفر خلق می شوند، بحث بیهوده و مهملی است. تاریخ نظریات اسطوره و مناسک به خوبی نشان می دهد که مناسک در طی تاریخ بسته به شرایط اجتماعی و تاریخی تحول می یابند. چرا که نظام آن همان گونه که منشور اجتماعی و مبنای فرهنگی است، همراه با آن تغییر هم می کند.

شاید بتوان عوامل مؤثر بر مناسک را به سه دسته تقسیم کرد:

عوامل توسعه دهنده مثل مبلغان، معلمان، و خود معتقدین به مناسک.

عوامل بازدارنده مثل مخالفان، معاندان، منافقان، مجادلان، مغرضان و ...

عوامل خنثی کننده که گاه هم در مقابل مبلغان و هم در برابر مخالفان موضع می گیرند.

که قطعاً تأثیرگذاری عوامل دوم وسوم کم نبوده و با احتساب گذشت زمان طولانی می توان انحراف در برخی از ارکان مناسک ایینی را ناشی از همین عوامل دانست. انحرافاتی که باعث شده در حال حاضر مناسک ایینی در دو قالب، آرایه، با کارکرد مثبت و پیرایه،با کارکرد منفی2 بر پیکرة دین ظاهر شود. در این زمینه چند نکته قابل ذکر است:

1. همان طور که در بالا اشاره شد، وجود پیرایه هایی در مناسک ایینی را نمی توان دلیل انحراف در اعتقادات و باورهای دینی یک جامعه دانست. چه بسا اگر انجام دهندگان این مناسک فرصتی برای تأمل بیابند، نتوانند در محکمة عقل خویش، پیوندی بین این فعل و نظام باورهای خود پیدا کنند.شاید بتوان گفت آموزش، به ویژه سبک سنتی آن (منبر، وعظ، خطابه و مداحی) مهم ترین بستر تأثیرگذاری بر این سیر حرکت است.

2. با توجه به شکل گیری پیرایه ها در طول تاریخ و در مدت زمان طولانی، فرایند تبدیل پیرایه ها، آرایه ها، زمانی متناسب با روند شکل گیری را می طلبد، آن هم در بستر حرکتی فرهنگی.

3. یکی دانستن مناسک ایینی و باورهای مذهبی به ویژه از سمت معتقدین به این مناسک، تأثیری جدی بر وجهة دین داشته و بر این اساس هر نوع آسیب عملکردی به مثابه نقص و عیب در نفس دین تعریف خواهد شد. آسیبی که بویژه در چند سال گذشته به ابزاری تبلیغی برای اسلام ستیزان با هدف گسترش اسلام هراسی (اسلام فوبیا) تبدیل گشته است.3 و از این روست که آسیب شناسی مناسک نیز برخورد و تعارض با دین به حساب آمده و منتقدان این مناسک، افرادی مغرض، منحرف و گاه مرتد به شمار می ایند!!
پی نوشت:

1. بسیاری از سفرنامه نویسان به این مسئله اشاره داشتند که ایام ماه محرم، اوج شور و هیجان اجتماعی و مذهبی ایرانیان و اصلی ترین دوره برگزاری مناسک مذهبی است (دلاواله، 1 ـ 70، 1381. کمپفر، 180، 1360. پولاک، 67، 1363. بروکش، 1374 و ...) به قول یکی از ناظران خارجی که در ایام محرم در ایران بوده، «... سرانجام روز دهم محرم فرا رسید، روزی پراهمیت... زیرا این روز شاهد آفرینش آدم و حوا، بهشت و جهنم، زندگی و مرگ بوده است. ولی برای شیعیان محرم لحظه ای بسیار ژرف تر و پرمعنی تر است، چرا که شهادت امام حسین (ع) در این روز روی داده است». (بل، 1363).

2. هرچند در این صورت دیگر نمی توان از آن به عنوان مناسک ایینی نام برد. اما به دلیل ممزوج شدن سره و ناسره با هم و این که هنوز نمی توان در سطح عموم، شاخص و خط کشی برای تفکیک آرایه ها و پیرایه ها ارائه کرد، مجموعه ی همه ی آداب و رسوم را مناسک ایینی می خوانند.

3. نمونه ی اخیر آن فیلم فتنه بود.

تفسیری از خطبه 87 نهج البلاغه





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی



نخل ، درخت خرماست ، اما در اصطلاح مراسم سوگواری محرم ، به وسیله ای بزرگ و اتاقکی تابوت مانند گفته می شود که با پوشش سیاه و انواع شالهای رنگارنگ و آیینه و چراغ ... می آرایند و بعنوان سمبل تابوت سیدالشهداء (ع) در روز عاشورا در حسینیه ها و

صفحه 446

تکیه ها آن را بلند می کنند و به محل اجرای تعزیه می برند . « فلسفه آن چنین است که : اگر چه در کربلا نبودیم و جسم پاره پاره شهداء بر زمین ماند ، امروز سمبل جنازه آن عزیزان را با تشریفات و آذین بندی و با احترام تشییع می کنیم . و با چندین بارگرداندن در کوچه ها و محله ها با ندای یا محمد ، یا فاطمه ، یا علی ، یا حسن ، و یا حسین ، آن را با احترام بر زمین می گذارند . » (1351) نخل بندی ، نخل اراءیی ، نخل گردانی از اصطلاحات این سنت مذهبی است و در هند ، رواج بیشتری دارد . عموما مردم شهرها برای نخل ، قداست خاصی قائلند و بلند کردن آن را طی مراسم سنتی ویژه ای انجام می دهند . نخلها اغلب سنگین است و حمل و نقل آن را عده ای مردان قوی عهده دار می شوند . « نخل آراء » به کسی گویند که نخل محرم را می آراید ، نخل محرم ، نخل عزا ، نخل تابوت ، نخل ماتم نیز گفته می شود .

1351 - روزنامه کیهان ، ( گزارشی از مراسم عزاداری در میبد ) ، 9 / 4 / 73 ، ص 17 .





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی



مراسم سنتی در عزاداری ایام عاشورا که عمدتا در شهرستان اردبیل برگزار می شود و طشتهای آب را در مساجد و حسینیه ها می آورند و رمزی از « فرات » است . « ... نشانه ها و مظاهری که نماینده محیط خاص است ، مثل وجود طشت آب و چند ساقه گیاه ، به نشانه رودخانه و نخلستان ... » (771) این نشان می دهد که در تعزیه عاشورا ، استفاده از سمبلها رواج داشته و دارد . در توضیح بیشتر این سنت مرسوم در اردبیل ، در مطبوعات نوشتند : « این مراسم از سه روز مانده به محرم در مسجد جامع ، مسجد اعظم و سپس در مساجد دیگر اجرا می شود . طشتها را بالای سرها می گیرند و مسجد را دور می زنند ، سپس در داخل آنها آب می ریزند . مردم دست به طشت و آب آن می زنند و نوعی بیعت با امام حسین (ع) است و حمایت از عباس (ع) . آب طشتها را مردم در شیشه هایی برای شفا و تبرک بر می دارند . این سنت از حادثه جوانمردانه آب دادن امام حسین (ع) به سپاه حر در روز 27 ذیحجه گرفته شده که آب مشکها را در طشتها ریختند و تمام لشکر حر و اسبان آنها را سیراب کردند . این سنت سمبولیک ، تأسی از اقدام سالار شهیدان است . » (772) به این مراسم ، « طشت گردانی » هم می گویند . (773)

771 - فصلنامه هنر ، شماره 2 ، ص 163 ، مقاله « پژوهشی در تعزیه » .

772 - روزنامه « رسالت » ( 3 / 4 / 72 ) ، ص 5 گزارش « شوق کربلا » .

773 - گزارشی از این مراسم در اردبیل ، در کیهان ( 2 / 4 / 73 ) ، ص 17 چاپ شده است .





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی



منابع مقاله:
فصلنامه مشکوة ، شماره 76 و 77، فروغی ابری ، اصغر؛
تاریخ و فرهنگ اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و نقشی که محرم و مجالس عزاداری در شکل گیری، پیروزی و حفظ آن داشته، شایسته است که اهمیت این ماه و مجالس عزاداری در دیگر تحولات اجتماعی و سیاسی تاریخ معاصر ایران مورد تحقیق و بررسی قرار گیرد، تا نقش آن در آگاهی توده مردم، ایجاد روحیه ظلم ستیزی، روحیه مبارزه با استبداد و استعمار و روحیه عدالتخواهی ایرانیان آشکار گردد.

مورخان انقلاب مشروطه عوامل متعددی را برای شکل گیری و پیروزی انقلاب ذکر کرده اند که هر یک در جای خود حائز اهمیت و قابل توجه است. مقاله حاضر به بررسی تأثیر مجالس وعظ و خطابه و عزاداری در شکل گیری و پیروزی انقلاب مشروطه می پردازد و مطالب آن پیرامون موضوعات ذیل تدوین گردیده است:

الف جایگاه مجالس عزاداری نزد شیعیان

ب نقش مجالس عزاداری در آگاهی مردم و شکل گیری انقلاب مشروطه

ج اقدامات عین الدوله برای جلوگیری از برگزاری مجالس وعظ و خطابه

د ایجاد اجتماعات بزرگ و حضور توده مردم در صحنه

ه نهضت امام حسین علیه السلام ، الگوی رهبران انقلاب مشروطه
جایگاه مجالس عزاداری نزد شیعیان

در تاریخ شیعه محرم جایگاه ویژه ای دارد و خاستگاه بسیاری از تحولات اجتماعی و سیاسی بوده و هست. در واقع مجالس عزاداری که در این ماه به یاد مصائب امام حسین علیه السلام بر پا می شود از مهم ترین عوامل حفظ و نشر مذهب تشیع می باشد.

عزاداری در مصائب ائمه طاهرین به ویژه امام حسین علیه السلام از دیرباز در شهرهای شیعه مذهب و هنگامی که تشیع مذهب رسمی ایران گشت، در بسیاری از شهرها برگزار شده است و ایرانیان از آغاز تولد با سبک و روش و اهمیت آن آشنا شده و می شوند. به عبارت دیگر، این مجالس با خون و پوست آنان عجین گشته، به طوری که با فرا رسیدن ایام سوگواری نه تنها چهره شهرها تغییر می کند، بلکه در جسم و روح شیعیان تحول بزرگی پدید می آید و همه عاشقانه خود را وقف هر چه بهتر برگزار کردن این مجالس می کنند.

هر کس با آداب و رسوم ایرانیان آشنا باشد به خوبی به اهمیت این مجالس نزد آنان پی می برد و این حقیقت بر وی آشکار می گردد که این گونه مجالس در تحولات اجتماعی و سیاسی تاریخ ایران نقشی مهم را ایفا کرده است و به اهمیت آن در بیداری و آگاهی شیعیان پی می برد.

جلال الدین مدنی در مورد نقش مجالس عزاداری در تحولات اجتماعی و سیاسی می نویسد:

«محرم آغاز هر سال قمری یادآور قیام حسین بن علی علیهماالسلام است. سابقه غالب جنبشها و نهضتهای اسلامی به خصوص در جامعه تشیع نشان می دهد که متأثر از اجتماعات محرم در عزاداری امام حسین علیه السلام بوده است. انقلاب مشروطیت هم دقیقا چنین وضعی را دارد. محرم سال 1323 همین موقعیت را داشت. شور و هیجان در اجتماعات بیشتر محسوس بود. مردم عزاداری و ذکر مصیبت را همراه با ایراد خطابه در فجایع حکومت طالبند. مردم از جمع شدن در حسینیه و تکیه نتیجه فوری می خواهند.»(1)
نقش مجالس عزاداری در آگاهی مردم و شکل گیری انقلاب مشروطه

همه کسانی که در باره انقلاب مشروطه سخنی گفته یا مطالبی نوشته اند، آگاهی مردم را از ضروریات وقوع انقلاب دانسته اند.

مهم ترین وسایلی که مردم می توانستند به وسیله آنها سطح آگاهی خود را بالا ببرند، عبارت بودند از: مجله، روزنامه، کتاب، مدارس جدید و غیره. ناگفته پیداست که استفاده از این وسایل نیاز به سواد خواندن و نوشتن داشت که بسیاری از مردم از آن بی بهره بودند. بنابراین افراد انگشت شماری می توانستند از طریق مطالعه آگاهی خود را نسبت به اوضاع مملکت خود و ممالک دیگر بالا ببرند. پر واضح است که برای ایجاد انقلاب و تحولی عظیم یعنی مهار کردن رژیم استبدادی و دخالت مردم در سرنوشت خودشان نیاز به نیروی آگاه و مشتاق بیشتری بود و با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی حاکم بر جامعه، مراسم عزاداری و مجالس روضه خوانی از بهترین وسائل تحقق این امر به شمار می آمد. بنابراین دور از ذهن نمی نماید که در چنین مواقعی نظرها متوجه واعظان و خطیبانی گردد که در این گونه مجالس می توانستند حقایق را برای توده مردم بیان کنند و آنها را به حقوقشان آگاه نمایند.

یکی از وعاظ مشهور ایام انقلاب مشروطه سید جمال الدین واعظ اصفهانی بود که ملک زاده در مورد نقش وی در بیداری مردم می نویسد:

«در مجالس وعظ و خطابه مردم را به اهمیت قانون و مزایای حکومت قانونی آشنا نمود.»(2)
سید جمال الدین واعظ در آگاهی توده مردم تأثیر بسزایی داشت، زیرا به گفته یغمایی: «پیش از ظهور سید و شروع خطابت او مردم کوچه و بازار از سیاست و حکومت و حقوق اجتماعی خود هیچ آگاهی نداشتند. این خطیبِ با حمیتِ بیدار دل عامه را از خواب غفلت بیدار و هشیار کرد و به تحصیل حقوق خویش برانگیخت»(3).

یغمائی ضمن بر شمردن عوامل انقلاب مشروطه می افزاید:

«البته همه اینها اثر بسیار داشته، اما می توان باور داشت که به تحقیق در روییدن شاخه و ریشه و بر افشاندن و تناور شدن نهال آزادی ایران و رهایی ملت، نهیبهای تندر آسای سید جمال از جمله عوامل مؤثر بوده است. وی عامه را از خواب غفلت بیدار کرد، به هیجان آورد و به جانبازی برانگیخت»(4).
او بر خلاف روحانیون سنتی که در مجالس عزاداری به ذکر مصیبت و گریه مستمعان بسنده می کردند، تلاش می کرد که فلسفه قیام امام حسین علیه السلام و مبارزات سایر ائمه علیهم السلام را برای مردم تبیین کند. «و اگر در می یافت که مستمعان به جای اینکه از فداکاریهای راستین ائمه اطهار سرمشق بگیرند بیهوده می گریند و بر سر و سینه می زنند از خشم بر می افروخت و به ایشان سرزنش می کرد»(5).

مسجد شاه (امام) تهران از مهم ترین مراکزی بود که سید جمال در آنها منبر می رفت و از حقایق اسلام و قرآن و زندگی پیامبر و ائمه طاهرین سخن می گفت و بنا بر قول ملک زاده طولی نکشید که «فصاحت بیان و افکار بلندش تهران را تکان داد و هزارها نفر مردان روشنفکر در پای منبرش اجتماع می نمودند و صیت شهرتش در تمام ایران بلند شد و گفته هایش نقل مجالس و محافل گردید و خطابه هایش صدای زنگ حاضر باش آزادی را به ملت ایران رسانید»(6).

سید جمال الدین در اصفهان، شیراز، تبریز و تهران منبر می رفت و بنا به نوشته ناظم الاسلام کرمانی «جمعیت بسیاری در حوزه و منبر او جمع می شدند. جناب واعظ هم هیچ ملاحظه از امام مسجد نمی نمود... در این اواخر تجری واعظ به حدّی رسید که از شاه و رجال دولت و وزرای مملکت و حکام جور هم ذکری می فرمود»(7).

ماه محرم که به طور طبیعی زمینه های تبلیغ و پند و موعظه آماده تر می شد، اوج سخنرانیهای خطبای مشروطه بود. ادوارد براون در این باره می نویسد:

«به ویژه در ماه محرم قمری سید جمال به فعالیت خاص خود دست زده نفوذ بی اندازه ای در میان کلاه نمدی ها و پیشه وران و طبقه پایین و متوسط پیدا کرده بود، با زبان عوام فهم سخن می راند»(8).
ذکر همه آنچه در مورد نقش سید جمال الدین واعظ در بیداری توده مردم در منابع آمده است در اینجا مقدور نیست و همین چند نمونه به خوبی بیانگر تلاش وی در راه تحقق مشروطه است و چنان که اقبال یغمائی نوشته، او بود که نخستین بار لفظ مشروطه را بر زبانها انداخت و مردم را برانگیخت که به جای تشکیل عدالتخانه، طلب کار مشروطیت و حکومت قانون شوند(9).

ملک المتکلمین نیز یکی دیگر از خطبای توانا و روشنفکری بود که در اصفهان، تبریز، تهران، شیراز و مشهد منبر می رفت و تحوّل بزرگی در میان مردم ایجاد کرد. او که به واسطه مخالفت با استقراض از روس مجبور به ترک تهران شد مدتی در گیلان به سر برد و به آگاهی مردم پرداخت. سید حبیب اللّه اشرف الواعظین که همراه وی بوده در مورد تأثیر سخنرانی او در بیداری مردم می نویسد:

«هزارها نفوس در مجالس وعظ و خطابه حضور می یافتند و از آن چشمه فضل و دانش سیراب می شدند. زمانی نگذشت که گویی یک نهضت ملی در این شهر پدیدار گشته و شوق و شعفی بیرون از حد در مردم آشکار شد. مردم حرفهایی که تا آن زمان به گوششان نرسیده بود، شنیده و زمزمه عدالت و حبّ وطن و شرافت ملی در افکارشان راه یافت»(10).
ملک زاده می نویسد ملک المتکلمین «علی رغم مخالفت روحانیت مرتجع و وابسته، مورد حمایت آقای طباطبایی بود. بنابراین او را در ماه رمضان برای وعظ در مسجدی که خود در آن نماز می گزاشت دعوت کرده و سخنرانیهای وی چنان پر محتوا و جذاب بود که به زودی مورد توجه و استقبال خاصّ و عام قرار گرفت»(11).

ملک زاده در جایی دیگر می نویسد:

«به تشویق نصیرالملک شیرازی متولی باشی چند شب در مسجد معروف گوهرشاد منبر رفت و از همان شب اول شوق و شعفی از طرف مردم پدیدار گشت»(12).
او از قول ذوالریاستین نیز می نویسد:

«با ورود ملک المتکلمین به شیراز روح تازه در اجساد خمود دمیده شده و شور و عشقی در مردم پدیدار گشت، مردمانی که شوری در سر داشتند و ایمانی در دل می پروراندند، پروانه وار گرد شمع وجودش جمع شدند، برای استفاده او را به وعظ در مسجد وکیل دعوت نمودند. در اندک زمانی چنان هیجانی در افکار پدیدار شد و حرفهای تازه در میان مردم منتشر گشت»(13).
او اضافه می کند که عصرها را همگی در صحن بزرگ جمع می شدند و اکثر روزها ملک المتکلمین یا سید جمال الدین منبر می رفتند و از منافع مشروطیت و حقوق حقه ملت سخن می گفتند و مردم را به پایداری تشویق می کردند(14).

در بیشتر شهرها به ویژه اصفهان، مشهد و تبریز هر روزه به مناسبتهای مختلف مجلسی برپا می شد و خطبا با شیوه خاصی مردم را از مسائل اجتماعی و سیاسی آگاه می کردند.

آذربایجان نیز که از مراکز مهم انقلاب به شمار می آمد از خطبای توانایی همچون میرزا حسین واعظ، شیخ سلیم و میرزا جواد ناطق برخوردار بود که آنان در ایام انقلاب در محافل و مجالس از فجایع حکومت استبداد و منافع حکومت مشروطه سخن می گفتند و مردم را برای به دست آوردن مشروطه تهییج می کردند. نصرت اللّه فتحی در مورد تأثیر کلام میرزا حسین واعظ می نویسد:

«او از اجله ناطقین مشروطه بود و صاحب حنجره طلایی که به قول کسروی، خدا حنجره او را برای نجات مشروطه خلق کرده بود؛ زیرا تأثیر سخنش و تُنِ صدایش چنان نافذ و اثربخش بود که جوانان از پای منبرش برخاسته و برای فدائی گری و مجاهد شدن و اسلحه گرفتن یکسره به مراکز مربوطه مراجعه می کردند»(15).
شکی نیست که کانون اصلی انقلاب تهران بود؛ زیرا انقلابیون دستخط مشروطه را از شخص شاه طلب می کردند و سایر شهرها نیز چشم به اقدامات رهبران نهضت در تهران دوخته بودند و خوشبختانه حضرات آیات طباطبایی و بهبهانی که از رهبران برجسته انقلاب به شمار می آمدند بر خواسته خود اصرار می ورزیدند و حاضر به عقب نشینی نبودند. آنان که از مقام علمی و معنوی والایی برخوردار بودند همچون سایر خطبای انقلاب برای افشای جنایات مأموران و منافع حکومت مشروطه از منبر استفاده می کردند. آیت اللّه طباطبایی در چهاردهم جمادی الاولی 1324 ق که اوج انقلاب بود طی خطابه ای ضمن بر شمردن ظلم و ستم حکام نسبت به رعایا خواستار ایجاد عدالتخانه شد(16). ایشان آگاهی مردم را در رسیدن به حقوقشان از ضروریات اولیه می دانست و بر آن تأکید می کرد(17).

مهم ترین عامل برای آگاهی توده مردم همانا اجتماع آنان بود که در مساجد و تکیه ها به وقوع می پیوست. علاوه بر مساجد، مرقد شاه عبدالعظیم و حرم حضرت فاطمه معصومه در قم از مراکز آگاه کردن مردم به شمار می آمد؛ زیرا «هر روز وعاظ برای مردم سخنرانی می کردند»(18) و علاوه بر آگاه کردن آنان، ایشان را به صبر و مقاومت فرا می خواندند. به گفته ملک زاده: «تحصن حضرت عبدالعظیم و قم، در حقیقت یک نوع مدرسه ای بود که در آن افراد از اوضاع جهان و افکار نوین و منافع مشروطیت و حقوق ملت اطلاع پیدا کردند و آموختند که با چشم باز و فهمیده و دانسته در راهی که پیش گرفته بودند قدم بردارند»(19).

وی به نقل از یکی از محققان اروپایی می نویسد:

«انقلاب خود مدرسه بزرگی است که در آن عده بی شماری از کلیه طبقات مردم علم آزادیخواهی و وطن دوستی می آموزند». سپس می افزاید: «این حقیقت در ایران بیشتر صدق می کند؛ زیرا قبل از نهضت مشروطیت عده کسانی که از روی تحقیق و مطالعه معنی و منافع حکومت ملی و آزادی را می دانستند و از منافع حقیقی مشروطیت اطلاع داشتند، انگشت شمار بودند و بعد از واقعه مهاجرت به قم، هزارها نفر مطلع و مؤمن به مشروطیت و آزادی در میان آن جماعت پیدا شدند و این نکته بزرگ ترین فایده ای بود که از آن حوادث نصیب مردم شد»(20).
این سخنان حقیقتی است انکارناپذیر؛ چرا که در ایام انقلاب به واسطه وجود جوی مناسب خطبا و رهبران انقلاب مردم را با مفهوم «مساوات، عدالت، آزادی، حقوق، امنیت، علم و ارزش دانش و نقش مجلس شورای ملی در احقاق حقوقشان آگاه می کردند»(21).

علما برای مقابله با تجاوزات و زورگویی های بیگانگان از منبر برای تهییج مردم استفاده می کردند. مردم نیز که در برگزاری مجالس و اجتماعات مذهبی تبحر خاصی داشتند در اندک زمانی دعوت علما را اجابت می کردند. از وقایعی که بیانگر تأثیر سخن علما و وعاظ در برانگیختن احساسات مردم است ویرانی ساختمان محل بانک استقراضی روس است که بدون اجازه علما در قبرستان کهنه ای نزدیک مدرسه خازن الملک بنا شده بود.

ناظم الاسلام کرمانی که خود از نزدیک شاهد این ماجرا بوده است، می گوید که به رغم اینکه مصالح ساختمان از قبیل آجر گران قیمت بود، کسی به آن توجهی نداشت و همه متوجه ویران کردن بنا بودند. وی می افزاید: «آن وقت دانستم که قوه معنویه ملیه یک قوه ظاهره خدایی است که اگر به جنبش آید، می تواند در یک ساعت یک لشکر جرار یا یک سلطنت قهار را منقلب و معدوم نماید»(22).
در مجالس روضه نه تنها حوادث و وقایعی که در تهران اتفاق می افتاد به اطلاع مردم می رسید، بلکه حوادث و وقایعی که در سایر شهرها به وقوع می پیوست، بلافاصله به اطلاع مردم می رسید.

با توجه به مطالبی که بیان شد، این حقیقت بر ما روشن می گردد که مجالس روضه و وعظ در تهییج و آگاهی مردم نقش مهمی داشته است.

با پیروزی انقلاب مسئولیت وعاظ و خطبا دو چندان شد؛ زیرا همان گونه که وقوع انقلاب نیاز به آگاهی توده مردم داشت، حفظ و تداوم آن به آگاهی توده نیازمندتر بود. از این رو انجمنهای زیادی با نامهای گوناگون تشکیل شد و گروههای زیادی به عضویت آنها درآمدند و «ملک المتکلمین و سید جمال الدین همه روزه در یکی از این مجامع ملی منبر رفته و مردم را به اصول مشروطیت و وظایف ملی و حقوق اجتماعی و تفسیر قانون اساسی آشنا می کردند و در باره تاریخ ملل متمدنه و تأثیرات سلطنت ملی و نتایجی که در ترقی بشریت از این راه پیدایش یافته، سخن می گفتند»(23) و این روند تا زمانی که وعاظ در قید حیات بودند ادامه داشت.
اقدامات عین الدوله برای جلوگیری از برگزاری مجالس وعظ و خطابه

مستبدان و در رأس آنان عین الدوله نمی توانستند نسبت به عملکرد وعاظ بی تفاوت باشند. از این رو عین الدوله با فرا رسیدن محرم 1324 ق که اوج انقلاب بود به اخراج سید جمال الدین اصفهانی از تهران فرمان داد. شیخ الرئیس ابوالحسن میرزا نیز که یکی از آزادیخواهان و عضو کمیته انقلاب بود و در آن زمان برای پیشرفت مقاصد ملّییون کوشش بسیار می کرد و در خانه خود منبر می رفت و از ستمگریهای دولتیان سخن می راند، مورد تعقیب قرار گرفته حکم توقیف او از طرف عین الدوله صادر شد، ولی سفیر عثمانی از او حمایت کرد و مانع توقیف او شد(24).
وقتی که علما از اجرای دستخط مظفرالدین شاه نا امید شدند دوباره بنای بر پایی مجامع و محافل را گذاشته و در باره آن به شور و مشورت و رایزنی پرداختند و مجددا منبر را که از بهترین وسایل پند و موعظه بود به میان آورده، به آگاهی مردم پرداختند. آقایان حجج اسلام قرار گذاردند که هر شب مسجد و جماعت داشته باشند. آیت اللّه بهبهانی شبهای جمعه را در مسجد سر پولک منبر رفت. موعظه شروع و بنای بیداری مردم تجدید گردید(25). تحمل این گونه مجالس برای عین الدوله امکان پذیر نبود. ناظم الاسلام کرمانی در این باره می نویسد:

«عین الدوله دید که اجتماع شبها در مساجد به زودی مردم را بیدار خواهد نمود؛ لذا غدغن کرد که ساعت سه از شب گذشته احدی در کوچه و خیابان نگذرد و اگر کسی را در ساعت سه از شب گذشته می دیدند او را مأخوذ و به نظمیه می بردند... مساجد آقایان در شب موقوف گردید و مراوده شبانه ممنوع شد. یک عده از سوار و شبگرد در کوچه و بازار و خیابان گردش می کردند»(26).
تلاشهای عین الدوله برای جلوگیری از برگزاری مجالس عزاداری و بی رونق کردن آن به جایی نرسید. وی از تبعید وعاظ مشهور و ایجاد حکومت نظامی طرفی نبست و این نه تنها مردم را آرام نکرد، بلکه آنان را نسبت به حکومت و اقدامات آن جری تر کرد. عین الدوله که خود شاهد شور و عشق شیعیان برای برگزاری مجالس عزاداری بود، یا خود را به نادانی زده بود و یا اینکه وضع حاکم بر جامعه وی را سر در گم کرده بود، به طوری که نتوانست برای مقابله با احساسات پاک مردم راه حل عاقلانه ای را اتخاذ نماید. به هر حال هر چند که مردم تحت فشار قرار گرفتند، لیکن مجالس عزاداری ماه محرم 1324 ق را با شکوه برگزار کردند.

اهمیت محرم در نزد شیعیان چنان است که بیگانگان نیز به آن پی برده اند. در گزارش سفارت انگلیس از وقایع ایران آمده است:

«بر خلاف انتظار، ماه محرم به آرامی گذشت و تا نیمه ژوئن آرامش حکمفرما بود. وقتی مردم دیدند که شاه حاضر نیست به وعده های خود وفا نماید، ناراحت شدند و بالنتیجه در آغاز ژوئیه شورشهایی سهمگین رخ نمود. بازارها بسته شد و یک شمار پنج هزار نفری از مردم به مسجد جامع پناه بردند. اتابک مسجد را محاصره [کرد [و آب و نان را بر آنها بست و آنان را مجبور به بیرون رفتن کرد. جنگی در بیرون مسجد رخ داد و دو سه تن با قرآن روی دست کشته شدند»(27).
عین الدوله که با فشار و سختگیری نتوانست از برگزاری مجالس عزاداری و آثار آن ممانعت کند از در نیرنگ و فریب وارد شد. «وی برای تظاهر به مسلمانی و دینداری و جلب توجه مردم عوام، دستگاه روضه خوانی وسیعی که تا آن زمان سابقه نداشت، برپا کرد»(28).

فریب کاریهای عین الدوله سودی نبخشید؛ زیرا مردم با حضور در محافل وعظ و سخنرانی از توطئه های وی آگاه شده بودند و هیچ چیز نمی توانست آنان را از راهی که انتخاب کرده بودند منحرف کند. بنابراین با استنکاف عین الدوله از ایجاد عدالتخانه خشم عمومی متوجه وی شد و با فرا رسیدن ایام فاطمیه زمینه برای افشای جنایات او فراهم گردید. در ایام فاطمیه مجالس سوگواری که تا آن تاریخ سابقه نداشت، بر پا شد و ملک المتکلمین و حاجی شیخ محمّد در باره مفاسد دستگاه دولت و منافع مجالس ملی و تأسیس عدالتخانه سخنرانیهای متعددی کردند و حضرات آیات طباطبایی و بهبهانی که بیش از دیگران تحت فشار مردم قرار گرفته بودند، احتیاط را کنار گذارده در روی منبر مردم را به پافشاری برای به دست آوردن عدالتخانه تشویق نمودند و مهیا بودن خود را برای فداکاری و کشته شدن در راه عدالت گوشزد مردم کرده، زمینه را برای انقلابی که پس از اندک زمانی پیش آمد مهیا ساختند(29).

شاید برای خوانندگان این سؤال پیش آید که منظور نگارنده از ذکر این مطالب چیست و در صدد اثبات چه چیز است؟ اگر به دقت مطالب مطرح شده مورد مطالعه قرار گیرد، از آن عظمت و شکوه مجالس عزاداری نمایان می گردد. همان طور که قبلاً متذکر شدیم رهبران انقلاب مشروطه یکی از مهم ترین عوامل وقوع آن را آگاهی توده مردم دانسته اند. حال تصور کنید که با فقدان یا کمبود مراکز آموزشی و وسایل ارتباط جمعی، و خیل عظیم بی سوادان، آگاه کردن آنها نسبت به مشکلات خودشان چگونه میسر می شد.

تهیه این همه مدارس و معلمان کارآزموده دشوار بود و در صورت ایجاد امکانات که با وضع آن زمان غیر ممکن می نمود، با چه انگیزه ای می شد مردم کوچه و بازار را در یک جا گرد آورد و به آنها آگاهی داد؟ آیا بر فرض اینکه امکانات فراهم می شد و در مردم انگیزه ای ایجاد می گشت، حکومت اجازه برگزاری چنین اجتماعاتی را می داد؟ و دهها سؤال دیگر از این قبیل که نشان می دهد به سبک مکتب و مدرسه و معلم و دانش آموز امکان آموزش و آگاهی توده مردم وجود نداشت. از این رو رهبران انقلاب به ویژه روحانیت برای تحقق این امر خطیر متوجه مکتب بزرگ اهل بیت شدند که به برکت عشق و علاقه شیعیان به حفظ این مکتب، مشکلی برای بر پایی آن وجود نداشت. هزینه های آن را خود مردم تأمین می کردند و حضور در آن را از افتخارات خود می دانستند و از آنجا که شرح حال زندگی ائمه طاهرین و مصائب و ظلم ستیزی آنان در این مجالس بیان می شد، روحیه شهادت طلبی، ایثار و فداکاری را در مستمعان افزایش می داد و ترس و دلهره را از آنان دور می کرد. و چون معنویت بر این مجالس سایه می انداخت، سخنان حق در توده مردم مؤثر واقع می شد و بالاتر از همه حکومت نیز نمی توانست برای مدت طولانی از برگزاری آن جلوگیری کند. بدین سان روحانیت معتقد به انقلاب در ایام محرم، صفر، رمضان، فاطمیه و در مناسبتهای مذهبی دیگر بیشترین استفاده را برای آگاه کردن مردم بردند.
ایجاد اجتماعات بزرگ و حضور توده مردم در صحنه

علاوه بر آگاهی توده مردم، اجتماع و حضور آنان در صحنه از مهم ترین عوامل انقلاب به شمار می آمد. وقوع انقلاب نیاز به حضور مردم داشت.

رهبران هر چند آگاه و فداکار باشند بدون پشتیبانی آحاد مردم به جایی نمی رسند. دشمن آنان را از پای در می آورد، نفی بلد می کند و یا اگر وجودشان را خطرناک تشخیص داد، به قتل می رساند. اگر حکومت در برابر خواسته های رهبران انقلاب عقب نشینی می کند نه به واسطه ترس از ایشان است، بلکه از خشم و هیجان و شورش توده مردم می ترسد. اگر سراسر کشور را شورش عمومی فرا گیرد مقابله با آن بسیار دشوار است؛ مثلاً لغو قرارداد رژی به برکت حمایت گسترده توده مردم از فتوای میرزای شیرازی بود. ناظم الاسلام کرمانی در مورد اهمیت نقش مردم و ایمان آنان به پیشوایان دین می نویسد:

«نتیجه این شد که امتیاز مرتفع باشد. و شش کرور خسارت کمپانی را دولت قبول کرد و این اول قرضی بود که دولت ایران به خارجه مدیون شد. اگر چه این خسارت به ایران وارد آمد، لیکن در عوض ملت ایران به خود آمده و اندکی رو به بیداری کرده، چه از این ارتفاع امتیاز رژی، ملت ایران دانست که می شود در مقابل سلطنت ایستاد و حقوق خود را مطالبه کرد. در واقعه رژی اعتقاد ملی و مذهبی مردم به هم گره خورد و علی رغم اختلافات مذهبی که در ایران وجود داشت همه به حکم تحریم تنباکو تمکین نمودند»(30).
هنگامی که فتوای تحریم تنباکو به شهرهای ایران رسید، ناصرالدین شاه برای مقابله با آن، حاج میرزا مجتهد آشتیانی را تحت فشار قرار داد که یکی از دو کار را انجام دهد، یا در ملأ عام غلیان بکشد و یا از ایران خارج شود. مرحوم میرزا شقّ اخیر را قبول فرمود و عازم بر حرکت شد که اهالی تهران از اعلی و ادنی، زن و مرد، سیاه و سفید، غریب و خودی، بومی و شهری، حرّ و مملوک، از صغیر و کبیر به هیجان آمده زلزله در ارکان شهر افتاد و همه ناله کنان و فریادزنان واشریعتاگویان به هر طرف در حرکت و دور خانه میرزا طواف کنان بودند و به فاصله یک ساعت تمام دکاکین و سراها بسته و تعطیل عمومی شد. راستی شور ملی را چه اثری است. به خاطر دارم که در آن هنگام چون ابر بهاری گریان بودم و سبب آن گریه را تاکنون ندانسته ام»(31).

به راستی اگر این خروش عمومی نبود، ناصرالدین شاه با میرزای آشتیانی چه می کرد. اگر هنگامی که علما برای اعتراض به اعمال دولت به زاویه شاه عبدالعظیم پناه بردند، مردم آنها را همراهی و حمایت نمی کردند و با اعتصابات بر دولت فشار نمی آوردند که علما را باز گردانند، صدر اعظم با رهبران انقلاب چه رفتاری می کرد و اگر در مهاجرت علما به قم و تحصن در سفارت انگلستان افراد انگشت شماری با آنها همراه می شدند، آیا می توان انتظار داشت که عین الدوله با آن سرسختی که داشت در برابر خواسته رهبران انقلاب نرمش نشان دهد؟ بدون شک پاسخ منفی است. بنابراین حضور انبوه مردم پشت سر رهبران انقلاب از عوامل موفقیت انقلاب به شمار می آید و مردم شیعه ایران برای حضور در صحنه در مراحل حساس و سرنوشت ساز از همان اوان کودکی با حضور در مجالس عزاداری آموزش لازم را دیده بودند. گر آوردن جمعیت زیاد برای امری مهم در اسرع وقت کاری است بسیار دشوار و این هنگامی آسان و قابل اجرا می شود که با عشق و اعتقاد به راه سرخ شهادت ائمه طاهرین همراه باشد. امام خمینی که خود برای تشکیل جمعیتهای میلیونی در انقلاب اسلامی ایران از همین مراسم عزاداری و سوگواری بهره گرفته، در این مورد می فرماید:

«اگر دولتهای دیگر بخواهند یک هماهنگی بین تمام قشرها پیدا کنند میسر نیست. ما را سیدالشهدا این طور هماهنگ کرده. ما برای سیدالشهدایی که این طور هماهنگ کرده اظهار تأسف نکنیم؟ همین گریه ها نگه داشته ما را»(32).
و در جای دیگر می فرماید:

«در ایران که مهد تشیع و اسلام و شیعه هست، در مقابل حکومتهایی که پیش می آمدند و بنابراین داشتند که اساس اسلام را از بین ببرند، اساس روحانیت را از بین ببرند، آن چیزی که در مقابل آنها، آنها را می ترساند، این مجالس عزا و این دستجات بود»(33).
حضرت امام خمینی اعتقاد داشتند که: «آن جنبه سیاسی است که ائمه ما در صدر اسلام نقشه اش را کشیده اند که تا آخر باشد و آن، این اجتماع تحت یک بیرق، اجتماع تحت یک ایده و هیچ چیز نمی تواند این کار را به مقداری که عزای حضرت سیدالشهدا در او تأثیر دارد تأثیر بکند»(34).

مجالس عزاداری مکتبی بود که توده مردم درآن درس شجاعت، دینداری، وحدت، ایثارگری و حضور در صحنه و تشکیل اجتماعات و شیوه مبارزه علیه استبداد و استعمار را می آموختند.
نهضت امام حسین علیه السلام ، الگوی رهبران انقلاب مشروطه

یکی دیگر از مسائلی که با مطالعه تاریخ مشروطه می توان به حقیقت آن پی برد، این است که رهبران انقلاب و توده مردم، نهضت امام حسین علیه السلام را الگوی عملی خود در مبارزه علیه استبداد و استعمار قرار داده بودند و مشکلات خود را در انقلاب با مصائب ائمه طاهرین مقایسه می کردند و نسبت به آنها ناچیز می شمردند و در برابر ناملایمات صبر پیشه می کردند و برای شهادت آماده بودند. آیت اللّه طباطبایی که در چهاردهم جمادی الاولی 1324 ق بر منبر از ظلم و ستم حکام و لزوم تأسیس عدالتخانه سخن می گفت، حرکت امام حسین علیه السلام را الگوی خود در مبارزه معرفی کرد. وی در این باره می فرماید:

«تا زنده ام دست بردار نیستم و وقتی که من نباشم سایرین هستند. من که باید بمیرم، حال کشته شوم بهتر است. جدم را کشتند، اسم مبارکش شرق و غرب عالم را گرفته. یک روز و یک شب تشنه ماند، دین اسلام را آبیاری و زنده داشت. من هم اگر کشته شوم، اسمم تا دامنه قیامت باقی خواهد ماند. خون من عدالت را استوار خواهد نمود و ظلم ظالمین را دافع و مانع خواهد گردید. گفتم بعضی نمی فهمند که من چه می گویم و بعضی که می دانند، قوه حرکت را ندارند»(35).
او همه نابسامانیها را از حکومت استبدادی می دانست و می گفت:

«استبداد ضد عدل و انصاف است. همین استبداد بود که جده ام زهرا را سیلی زدند. برای مطالبه حقوقش بود که استبداد بازویش را به تازیانه سیاه کرد. استبداد طفلش را سقط نمود. آه، همین استبداد بود که حضرت سیدالشهدا را شهید کرد؛ چه آن حضرت فرمود ای مردم بنشینید مجلس کنید، با هم شور و مشاورت نمایید، ببینید صلاح است که مرا به قتل آورید».

وی پس از ذکر مصیبت فرمود:

«امروز پادشاه حقیقی و بزرگ ما امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه می باشد و ما نوکران حضرت می باشیم و از احدی ترس و واهمه نداریم در راه عدالت کشته شویم و از آن حضرت کمک می خواهیم و مدد می طلبیم و در سر این مقصود باقی هستیم، اگر چه یک سال یا ده سال طول بکشد. ما عدل و عدالتخانه می خواهیم، ما اجرای قانون اسلام را می خواهیم، ما مجلسی می خواهیم که در آن مجلس دارا و گدا در حدود قانونی مساوی باشند»(36).
بعد از سخنرانی آیت اللّه طباطبایی در چهاردهم جمادی الاولی 1324 ق که از جنایات حکام پرده برداشت، عین الدوله صدر اعظم تلاش نمود که بین علما و مردم تفرقه بیندازد؛ از این رو علما به ویژه حضرات آیات بهبهانی و طباطبایی بر وحدت خود تأکید کردند و برای رسیدن به خواسته های خود یعنی تأسیس عدالتخانه در مسجد جامع اجتماع کردند. مسجد از طرف دولت محاصره گشت و هر گونه رفت و آمد کنترل می شد. در 21 جمادی الاولی آیت اللّه بهبهانی خطابه ای خواند و خواص خود را مختار کرد در رفتن و ماندن و فرمود:

«صدر اعظم با من غرض دارد، نه با شما. اگر صدمه ای وارد آید بر شما برای خاطر من است. پس بهتر این است که هر کس می خواهد برود. اگر کسی بیرون برود مانع نمی باشند. ما از اولاد خود توقع یاری و معاونت نداریم. ما کشتن و اسیری و تبعید و نفی بلد، بلکه حبس در بلاد دیگر را بر خود می بینیم.

خواص اصحاب گفتند ماها که اینجا می باشیم هر جا برویم ما را می گیرند و می کشند. پس مردن با شما آقایان برای ما بهتر و خوش تر است. وانگهی سعادت ابدی را با افتخار و شرف داریم»(37).
سخنان آیت اللّه بهبهانی و جوابی که یارانش به وی دادند دقیقا یادآور سخنان امام حسین علیه السلام در شب عاشورا به اصحابش می باشد که فرمودند: «آنها با من کار دارند و شما از تاریکی شب استفاده کنید و پراکنده شوید.

برادران و پسران و برادرزادگان و پسران عبداللّه بن جعفر یک زبان گفتند ما چنین کاری نکنیم، که بعد از تو زنده باشیم! خدا چنین روزی نیاورد»(38).
کشته شدن سید عبدالحمید یکی از طلاب به هنگام دستگیری حاج شیخ محمّد واعظ یکی از وعاظ معروف تهران که به افشاگری جنایات عین الدوله و اعمال دولت می پرداخت، نقطه عطفی در انقلاب مشروطه شد. کشته شدن او هیجان وصف ناپذیری میان توده مردم ایجاد کرد و شعرا و خطبا در باره وی به مرثیه سرایی پرداختند و قتل او را با شهادت امام حسین علیه السلام مقایسه کردند.

حضور مستمر در مجالس عزاداری و شنیدن جنایات بنی امیه چنان هیجانی در توده مردم ایجاد کرده بود که قاجاریه را به بنی امیه مقایسه می کردند و برای مقابله با آنان از هیچ کوششی دریغ نمی کردند. هنگامی که علما و مردم از 21 تا 22 جمادی الاولی 1324 ق در مسجد جامع محاصره بودند و از رسیدن آذوقه به آنها جلوگیری می کردند، بنابر نقل ناظم الاسلام، «در نظر مردم محقق بود که قاجار از اولاد بنی امیه می باشند و این عقیده به حدی در مردم رسوخ دارد که می گویند خنجری که با آن سر حضرت سیدالشهدا را بریده اند به ارث رسیده است به خانواده علاءالدوله و الیوم در خانه علاءالدوله است. این شایعه سرباز و قراولها را مانع بود که جدا مانع آب و آذوقه شوند و به این جهت در شبها به تکلیف خود عمل نمی کردند و در منع آذوقه مسامحه می نمودند(39).
بعد از موفقیت علما در تأسیس مجلس شورای ملی، فرقه اجتماعیون عامیون ایران طی بیانیه ای رهبری و فداکاری علما را در به ثمر رسیدن نهضت خاطر نشان کردند.
سخن پایانی

نتیجه اینکه در ایام انقلاب مشروطه، محافل و مجالس پر شوری به یاد وقایع کربلا برپا بوده است و از منابع بر می آید که این مجالس عمومیت داشته و اکثر آحاد ملت در آن شرکت داشته اند و از آنجا که همه آنان حول محور قیام امام حسین علیه السلام مجتمع شده بودند و روحانیت مبارز را پیروان حقیقی امام حسین علیه السلام می دانستند، فرامین و توصیه های آنان را می پذیرفتند و در واقع خود را در صحنه کربلا احساس می کردند و با توجه به عبارت «کلّ یوم عاشوراء و کلّ ارض کربلاء» این انگیزه در آنان قوی گشته بود که اگر در روز عاشورا نبودند که به یاری امام حسین علیه السلام برخیزند، امروز عاشورا دوباره تکرار شده و می توانند به رهبری روحانیت مبارز آرزوی دیرینه خود را که همانا شهادت در راه دین بود، جامه عمل بپوشند. از این رو به محض اعلان علما به صحنه می آمدند و با یک سخنرانی شورانگیز آماده فداکاری می شدند. به همین جهت، اگر کسی از آنان به

شهادت می رسید آنها را در مبارزه استوارتر می کرد و همان گونه که بیان کردیم، شهادت عبدالحمید و دیگران که در واقعه مسجد جامع کشته شدند، نقطه عطفی در انقلاب مشروطه شد و از آن زمان مردم به این حقیقت رسیدند که حکومت در مقابل مردم ایستاده، با تمام قوا می کوشد که حرکت عدالتخواهی آنان را سرکوب کند. لذا تکلیف خود را مبارزه با حکومت تشخیص دادند و در این راه نهضت امام حسین علیه السلام را الگوی خویش ساختند. بدین سان مجالس عزاداری نقش مهمی را در آگاهی مردم، اجتماع آنان و ایجاد انگیزه قوی برای مقابله با استبداد و استعمار و اعاده حقوق از دست رفته خود و پیروزی انقلاب مشروطه ایفا کرد.
الامامُ الحسین علیه السلام : اللّهم إنَّک تعلَم أنَّه لم یکُن ما کان مِنّا تَنافُسا فی سلطان، و لاَ التِماسا مِن فُضولِ الحُطام. و لیکن لِنُرِیَ المَعالِمَ مِنْ دینِک و نُظهِرَ الإصلاحَ فی بِلادِک، و یَأمَنَ المَظلومُونَ مِن عِبادِک و یُعمَلَ بِفَرائِضِکَ و سُنَنِکَ و أحکامک (تُحفُ العقول، 239)
خدایا! یقینا تو می دانی آنچه ما کردیم برای مسابقه در قدرت یا خواستن چیزی از متاع فانی دنیوی نبود؛ بلکه همه برای این بود که نشانه های دینت را ارائه دهیم و در شهرهای تو دست به اصلاحات زنیم، تا بندگان ستمدیده ات ایمن شوند و به واجبات دینی و سنّتها و احکامت [که فراموش شده [عمل شود.

1- سید جلال الدین مدنی، تاریخ تحولات سیاسی روابط خارجی ایران، دفتر انتشارات اسلامی، 1369 ش، ج 2، ص 93.

2- مهدی ملک زاده، تاریخ مشروطیت ایران، چاپ چهارم: انتشارات علمی، ج 1، ص 166.

3- اقبال یغمائی، شهید راه آزادی، سید جمال الدین واعظ اصفهانی، با مقدمه سید محمّد علی جمال زاده، باستانی پاریزی، انتشارات توس، 1357 ش، ص 21.

4- همان، ص 23.

5- همان، ص 16.

6- تاریخ مشروطیت ایران، ج 1، ص 166.

7- ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، ج 2، ص 280-279.

8- به نقل از: شهید راه آزادی، سید جمال الدین واعظ اصفهانی، ص 44.

9- همان، ص 23.

10- مهدی ملک زاده، زندگانی ملک المتکلمین، تهران، چاپخانه شرکت مطبوعات، اردیبهشت 1325 ش، ص 123-24.

11- همان، ج 1، ص 159.

12- همان، ج 1، ص 161.

13- همان، ج 1، ص 161. محمّد محمدی شریف کاشانی نیز به نقش سید جمال الدین واعظ اصفهانی و ملک المتکلمین در آگاهی توده مردم اشاره کرده است. بنگرید به: محمّد محمدی شرف کاشانی، واقعات اتفاقیه در روزگار تاریخ مشروطه، به کوشش اتحادیه نشر تاریخ، ج 1، ص 20 و 23.

14- همان، ج 3، ص 450.

15- نصراللّه فتحی، سخنگویان سه گانه آذربایجان در انقلاب مشروطیت، چاپخانه خرمی، 1365 ش، ص 12، 49، 56، 63 و 96.

16- تاریخ بیداری ایرانیان، ج 2، ص 376.

17- همان، ج 1، ص 161.

18- همان، ج 2، ص 366.

19- همان.

20- همان.

21- برای آگاهی از متن سخنرانیهای سید جمال الدین واعظ اصفهانی بنگرید به: شهید راه آزادی، سید جمال الدین واعظ اصفهانی، ص 194-122.

22- تاریخ بیداری ایرانیان، ج 1، ص 265.

23- زندگانی ملک المتکلمین، ص 187.

24- تاریخ مشروطیت در ایران، ج 2، ص 340. در 18 جمادی الاولی 1324 از طرف دولت حکم شد که دو نفر اهل منبر را شبانه دستگیر کنند؛ یکی حاجی شیخ محمّد که از مهم ترین وعاظ تهران است، دیگر حاجی میرزا نصراللّه ملک المتکلمین. بنگرید به: همان، ج 2، ص 345.

25- تاریخ بیداری ایرانیان، ج 2، ص 345.

26- همان، ج 2، ص 346.

27- بنگرید به: ادوارد براون، انقلاب ایران، ص 125.

28- تاریخ مشروطیت ایران، ج 2، ص 316-315؛ تاریخ بیداری ایرانیان، ج 2، ص 317.

29- تاریخ مشروطیت ایران، ج 2، ص 339.

30- تاریخ بیداری ایرانیان، ج 1، ص 13.

31- همان، ج 1، ص 12؛ انقلاب ایران، ص 55؛ یحیی دولت آبادی، حیات یحیی، ج 1، ص 110-109؛ شیخ حسن کربلائی، قراداد رژی 1890 م یا تاریخ انحصار دخانیات در سال 1309 ه ق، چاپ دوم: انتشارت مبارزان، 1361 ش، ص 110-108.

32- بنگرید به: امام خمینی، صحیفه نور، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1361 ش، ج 20، ص 218.

33- همان، ج 16، ص 208-207.

34- همان.

35- تاریخ بیداری ایرانیان، ج 2، ص 379.

36- همان، ج 2، ص 381.

37- همان، ج 2، ص 415.

38- حاج شیخ عباس قمی، نفس المهموم و نفثه المصدور، به کوشش آیت اللّه کمره ای، تهران، کتابخانه اسلامیه، ص 101.

39- تاریخ بیداری ایرانیان، ج 3، ص 520.





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط قاسمعلی جمالی
(تعداد کل صفحات:6)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.