تعداد مطالب : 265
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 25 بهمن 1395 
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 1 مهر 1392 
تعداد کل نظرات : 19
بازدید کل : 113384

براي دانلود کليک کنيد

دعای فرج

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

 
 
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : شنبه 19 بهمن 1392 
نظرات 0


 

هشتم ربيع الثاني
سالروز ولادت  امام حسن عسگري (ع) بر تمامي شيعيان و مسلمانان جهان مبارك باد

 

   پسر فاطمه، نور هدي
   سبزترين باغ بهار خدا
   با تو دل از غصه رها مي شود
   پاكتر از آينه ها مي شود
   اي گل گلزار خدا، يا حسن عسكرى (ع)
   آينه ي قبله نما يا حسن عسكرى (ع
)



 


 

ميلاد يازدهمين امام، و سيزدهمين كشتي نجات آقا امام حسن عسكرى (ع) بر شما مبارك باد.

 

 

شناخت مختصرى از زندگانى امام عسكرى (ع)
 

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : سه شنبه 15 بهمن 1392 
نظرات 0

 

 

امام خمينى و مقابله باترفندهاى رژيم ستمشاهى

 

انـقلاب اسـلامى ايـران بـه رهـبرى امام خمينى از آغاز حركت خود، همواره با انـواع اتهامات، توطئه ها و ترفندهاى گوناگون از سوى رژيم و عوامل داخلى و خارجى آن مواجه بوده است.

با شروع مرحله جديد نهضت اسلامى در سال 1356 كه پس از رحلت آيه الله مصطفى خـمينى و بـه دنـبال تـوهين به امام خمينى با چاپ مقاله اى موهن تحت عنوان ((ارتـجاع سـرخ و سـياه در ايـران)) در روزنـامه اطـلاعات آغـاز شد، دامنه اعـتراضات مـردمى عـليه رژيم روز به روز افزايش يافت.

و رژيم كه خود را از مـقابله بـا حـركت عـمومى مردم عاجز مى ديد، با هدف ايجاد اختلاف ميان صفوف متحد مردم، جدايى بين رهبر نهضت و ملت، غير اسلامى جلوه دادن حركت اسلامى و در يـك كلام نجات رژيم از سقوط و فروپاشى، اقدام به روشهايى همچون اتهامات واهـى بـه انقلابيون، تغيير دولته، وعده هاى دروغين به ملت، اعتراف شاه به اشتباهات و توبه نمودن وى، تظاهر به ديندارى و...نمود.

امـام خمينى به عنوان رهبرى آگاه، با تدبير، واقع بين و آينده نگر با آنكه سـالها در تـبعيد و دور از ايـران بود، مسير نهضت را به بهترين روش هدايت نـمود و در برابر تمامى نيرنگها و فريب هاى رژيم، مواضعى مناسب اتخاذ نمود به گونه اى كه هيچ يك از اهداف پليد رژيم به موفقيت نينجاميد.

ايـن نـوشتار درصـدد اسـت تا با بررسى انواع تشبثات رژيم، عكس العمل امام خـمينى در بـرابر آنـها و چـگونگى خنثى سازى توطئه هاى آنها توسط ايشان را تشريح كند.

1 بسط آزادى و دمكراسى رژيـم كـه در دوران خـفت بار خود همواره با اختناق، استبداد و تضييع حقوق اجـتماعى و فـردى مـردم، بـر جـامعه حكومت مى كرد، به منظور فرونشاندن خشم انـقلابى مـردم، تـوسعه آزادى و دمـكراسى در بخشهاى مختلف را اعلام و تبليغ مى نمايد كه آنها را مى توان در موارد ذيل مورد بررسى قرار داد:

الف:آزادىهاى سياسى:

بـه دنـبال اوجگيرى مبارزات انقلابى و پس از قيام مردم تبريز عليه رژيم كه شاه به شدت تحت فشار قرار گرفته بود تصميم به اعطاى آزادىهاى سياسى گرفت، شاه در اسفند ماه 56 در سخنانى گفت:

((تـصميم گـرفته ايم كـه در ايـران هـر چـه بـيشتر آزادىهـاى فردى به مردم بـدهيم.از ايـن آزادى مـمكن است كرمهاى پژمرده كهنه ارتجاع تا جوجه هاى پر درنـياورده سـرخ سـو استفاده كنند و خود را به در و ديوار بزنند، ولى اين حركات مذبوحانه حتى يك لحظه در برابر ملت مصمم ايران تاثيرى ندارد.))!(1)

و لايـحه اى كه به منظور گسترش دمكراسى از طرف دولت به مجلس ارسال شده بود، در تاريخ 57/3/23 به تصويب مجلس مى رسد.(2)

هـمچنين نـخست وزيـر اعـلام مـى دارد:((لايحه تظاهرات در اجلاس آينده پارلمان تـقديم مى گردد، اجتماعات و تظاهرات سياسى قانونى مى شود همانطور كه درباره فـضاى بـاز سياسى صحبت مى شود به موازات آن نيز لايحه اى براى انجام تظاهرات به صورت قانونى تهيه شود.))(3)

در ادامه اجراى نمايشنامه فوق در مورد اعطا آزادى توسط رژيم، حزب رستاخيز با انتشار بيانيه اى اعلام كرد:((قانون مطبوعات و اجتماعات بايد چنان تغيير كند تا امكان رقابت بين انواع وسايل ارتباط جمعى برقرار شود، لايحه قانونى شـدن تـظاهرات و اجـتماعات سـياسى بـايد در مـعرض قضاوت افكار عمومى قرار بـگيرد.قانون جديد بايد طورى تدوين شود كه مانع دخالت دستگاههاى اجرايى و همچنين هرج و مرج گردد.))(4)

عكس العمل امام خمينى امـام خـمينى بـا بينش عميق خود و آگاهى از اين توطئه و در پاسخ به سخنان فـريبكارانه شـاه، سـياست اعطاى آزادى فرمايشى از سوى شاه را حيله اى براى نجات رژيم برشمرده و در خرداد ماه 57 فرمودند:

((ايـن چه وضعى است كه در ايران هست؟ اين چه آزادى است كه اعطا فرموده اند آزادى را؟ مـگر آزادى اعـطا شـدنى است؟ خود اين كلمه جرم است، كلمه اينكه ((اعـطا كـرديم آزادى را)) اين جرم است، آزادى مال مردم هست، قانون آزادى داده، خـدا آزادى داده به مردم، اسلام آزادى داده، قانون اساسى آزادى داده بـه مـردم ((اعطا كرديم)) چه غلطى است؟ به توچه كه اعطا بكنى؟ تو چه كاره هستى اصلش؟ ((اعـطا كـرديم آزادى را بـر مردم)) !! آزادى اعطايى اين است كه مى بينيد، آزادى اعـطايى كه آزادى حقيقتا نيست اين است كه مى بينيد، براى اين است كه مردم را اغفال كنند.))(5)

ايـشان بـار ديـگر در مـهر ماه سال 57 نيز ضمن غير واقعى دانستن آزادىهاى اعـطايى شـاه مـى فرمايند ((مـا مى خواهيم آزاد باشيم، نه مثل آزادى كه شاه مـى دهد، ايـن آزادى كـه شـاه بـه ما مى دهد، اين براى خودش خوب است و براى عـأله خـودش خـوب اسـت، ايـن جـور آزادى! اين آزادى كه او مى دهد مثل اين ((آشـتى)) كـه دولت مى كند همه اش خونريزى است! آزادى همه اش حبس است! همه اش زجر است.))(6)

رژيـم در ادامـه بـاصطلاح اعـطاى آزادىهاى فوق، بازگشت كليه ايرانيان ساكن خـارج از كـشور را به شرط احترام به قانون اساسى و استقلال كشور آزاد اعلام نـمود! و مـنوچهر آزمـون، وزيـر مشاور خاطرنشان كرد كه آيت الله خمينى نيز مى تواند به ايران برگردد! ب:آزادى زنـدانيان و تـبعيديها:سانسور و خـفقان شديد حاكم بر ايران زمينه دسـتيابى بـه آمـار دقـيق و قطعى زندانيان سياسى و ميزان محكوميت آنها را بـوجود نـمىآورد امـا در عـين حـال مـطبوعات غـربى زنـدانيان سياسى كه در زنـدانهاى شـاه، تـحت شديدترين شكنجه ها قرار داشتند را بين سى هزار تا صد هـزار نـفر تـخمين مى زدند و شاه نيز به وجود بيش از سه هزار زندانى سياسى اعتراف كرده بود.اين علاوه بر افرادى است كه در شهرهاى مختلف تبعيد بودند.

دولـت شـريف امامى با سالوس تمام تصميم به اصلاحات ظاهرى در شهريور سال 57 وعده آزادى برخى از زندانيان سياسى را اعلام مى نمايد.

در فـاصله چـهارم آبـان مـاه تا نوزدهم آذر ماه 57 بر اثر اعتراضات عمومى مـردم تعداد 1726 زندانى سياسى آزاد شدند و در آغاز بكار دولت بختيار نيز ه ه9 نفر ديگر آزاد شدند كه اين آمار شامل كسانى كه در مراحل قبل و بعد از دو مـورد مـذكور و هـمچنين كـسانى كـه در روزهاى 21 و 22 بهمن پس از سقوط پايگاههاى رژيم به دست مردم آزاد شدند، نمى شود.(8)

بـه دنـبال پخش خبر آزادى تعدادى از زندانيان سياسى، امام خمينى در تاريخ 57/8/3 طـى سـخنانى، مـردم را از سـازش با رژيم برحذر داشتند و آنرا راهى بـراى نجات رژيم قلمداد كردند و در بخشى از سخنان خود فرمودند:امروز اطلاع دادنـد كـه زنـدانيهاى سـياسى را يك مقدارى آزاد كردند و مقدارى هم بناست آزاد شود، آيا ببينيم كه اين آزاد كردن جبران مى كند اين مسأل را؟ يك نفر انـسان را ده سـال، پـنج سـال، كـمتر، بـيشتر از همه جهات ساقط كنند، همه آزاديـها را از او بـگيرند، در حـبس همه شكنجه ها و زجرها را به او بدهند، بـعدش بـگويند كـه شما آزاديد!! خوب اين پنج سال تضييع عمر يك انسان، پنج سال، ده سال زجر دادن به يك انسان به يك مسلم، اينها هيچ؟ حالا آزاد، تمام شـد قـضيه؟ با اين كه آزاد كردند يك عده اى از علما را و ساير طبقات را ما قـانع هـستيم؟ حـالا ديگر آرام بايد بشود ملت؟ آشتى كردند آنها با ملت؟ يا ايـنكه جـو، يـك مـحيطى اسـت كـه برايشان ديگر امكان نمانده است كه ادامه بـدهند، دسـت و پا مى زنند براى اينكه خودشان را از اين محيط، جوى كه تمام نـفوس بـر ضد آنها توجه پيدا كردند، با اين دست و پا مى خواهند نجات بدهند خودشان ر، لكن آيا مى شود؟! قابل نجات اند اينها؟!)) (9)

ج:آزادى فـعاليت احـزاب:شاه در ديـدار بـا هيئت رئيسه مجلس اعلام مى كند كه بـراى رسـيدن به نظام دمكراتيك فعاليت احزاب لازم است.(10)

و در تاريخ سوم مـهر مـاه 57 انـحلال تشكيلات حزب رستاخيز اعلام مى گردد و نخست وزير رژيم نيز شـركت تـمام احزاب قانونى در انتخابات را آزاد اعلام مى نمايد، همچنين شركت مخالفان در انتخابات آزاد اعلام مى شود! قـبل از ايـن حـزب رستاخيز در بيانيه اى اعلام داشته بود كه با ترور افكار، مـحدوديت قـلم و اخـتناق مبارزه مى شود و فضاى باز سياسى نبايد نمايش براى سرگرم كردن باشد!! در ايـن شـرأط كـه مـطبوعات اقدام به اعتصاب نموده بودند، امام خمينى با انـتشار پـيامى ضمن تشكر از آنه، ادامه كار مطبوعات را خواستار مى شوند و مرقوم مى دارند:((از متصديان مطبوعات كه زير بار سانسور ديكتاتورى نرفتند، تـشكر مـى كنم و اكـنون كـه دولـت غيرقانونى جديد مدعى برداشت سانسور است، آقايان به كار ادامه دهند و از اعتصابات بيرون آيند تا تكليف ملت يا دولت غيرقانونى معلوم شود.))(11)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برگرفته از سايت شهيد آويني

پي نوشتها

1 كوثر، ج اول، ص 365

2 هفت هزار روز، ج دوم، ص 853

3 همان، ص 864

4 همان، ص 866

5 صحيفه امام، ج سوم، ص 6ه4

6 همان، ج چهارم، ص 62

7 كوثر، ج سوم، ص 65

8 همان، ص 66

9 صحيفه امام، ج 4، ص 148

10 هفت هزار روز، ج 2، ص 968

11 صحيفه امام، ج 5، ص 352

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1392 
نظرات 0

انقلاب اسلامى و فتنه هاى فرهنگى

ستيز بـا مذهب و جلوگيرى از اشاعه مذاهب آسمانى حكايتى ديرين دارد كه به روايت قرآن كريم و شهادت تاريخ , اين ستيز بى وقفه و بـى هيچ گذشت و تساهل استمرار داشته است بـا ظهور اسلام و بـعثت پيامبـر گرامى آن , حضرت محمدبـن عبـدالله صلى الله عليه و آله يهود و نصارى بـه سركردگى علماى دين مايه خود كه بـا تـحـريف و كتـمان حقايق اديان حضرات انبـيإ سلف ( ع ) همچون حضرت موسى و حضرت عيسى در پـى حـكومت دنيايى يا خدمت بـه حـاكمان دنيا مدار بودند تا توانستند بر عناد و دشمنى خويش بـا اسلام پاى فشردند و بـه فتنه انگيزى و فتنه گرى در جامعه اسلام و ايجاد تشتت در صفوف مسلمين اهتمام ورزيدند . اين تلاش ها كه بـه طور ويژه اى از حمايت كفار و بت پرستان جزيره العرب و سران اشراف آنان برخوردار بودند به اشكال مستقيم و غير مستقيم تجلى مى يافتند .
گاه بروز مدعيانى در امر خلافت شكل فتنه را هويت مى بخشيده اســت گاه بـا تفرقه افكنى در ميان پيروان اسلام بـا طرح مبـاحثــى در باب حكومت و مشكل اعمال حاكميت ( بدون ادعا نسبت بـه اصل مسئله خلافت ) .
گاه با طرح مباحث عقيدتى و به زير سوال بـردن اصول اعتقــادى .
گاه بـا تحريك قبـايل عرب بـراى ايذإ مسلمانان و وارد ساختــن لطمات اقتصادى و اجتماعى بر آنان .
فتنه گرى در دهه هاى نخستـين تـولد اسلام سبـب شد در همان يكصد سال اول انشعابـات مختلفى در جامعه اسلامى پـديد آيد در حالى كه أمه معصومين ( عليهم السلام ) حضور داشتـند و مى تـوانستـند بـه عنوان نقطه رجوع امت اسلام جوابگوى قاطع همه شبـهات و سئوالات در همه زمينه ها از جمله اعتـقادات , احكام و مسأل حكومت بـاشند .
اما فتنه گران خـارجـى و داخـلى يعنى دشمنان بـى نقاب و مزدوران نقابـدارى كه بـه ظاهر تـن بـه پـذيرش اسـلام داده بـودند و نيز متـحجـرين كج انديش و خشكه مقدس هاى مدعى تـر از معصومين ( عليهم السلام ) آتش فتنه ها را مشتـعل نگاه داشتـه و همواره بـر اسلام و امت اسلام ضرباتى دردناك وارد ساختند .
(لذا قابـل تامل است كه خداوند متعال در قرآن كريم بـيش از 50 آيه از صيغ مختلف فتنه ) آورده و به انواع فتـن و فتـنه هائى كه در فرا راه بـشر اسـت تـوجـه داده و بـه علاوه آثـار مخـرب و ويرانگر فتنه و فتـنه گرى را چه در سطح بـشرى و غير اسلامى و يا در درون جامعه و امت اسلامى يادآور شده است

حقتعالى در آيه 7 از آل عمران شيوه آتش افروزى فتنه گران داخلى امت را چنين توصيف مى كند كه آنها از موارد متشابه شبهه بـرانگيز و ترديد زا بـهره مى گيرند و آتـش فتـنه را در ميان امت شعله ور مى سازند و به تعبير رساى قرآن ابتغإ الفتنه ايجاد گمراهى فساد در دين اقشار و جامعه و ايجاد ترديد در بـاورهاى خلق مستـضعف(هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ ﴿7﴾ )

(اوست كسى كه اين كتاب [=قرآن] را بر تو فرو فرستاد پاره‏اى از آن آيات محكم [=صريح و روشن] است آنها اساس كتابند و [پاره‏اى] ديگر متشابهاتند [كه تاويل‏پذيرند] اما كسانى كه در دلهايشان انحراف است براى فتنه‏جويى و طلب تاويل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پيروى مى‏كنند با آنكه تاويلش را جز خدا و ريشه‏داران در دانش كسى نمى‏داند [آنان كه] مى‏گويند ما بدان ايمان آورديم همه [چه محكم و چه متشابه] از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان كسى متذكر نمى‏شود (7) )

بـدون ترديد همانگونه كه گفته شد متن واقعه و چهره هاى پـليدى كه در صدر اول در جبـهه داخلى عامل آنهمه انحراف و انشعاب شدند و بـا نفى ولايت معصـومين عليهم السـلام بـا انبـانى از بـاورهاى پسمانده جاهلى و بـرداشتهاى شخصى و تك بـعدى از اسلام سنگ بـناى همه كجرويها گـرديد و بـه يك جـريان ماندگـارى تـبـديل گـشـت .
جهت اطلاع بيشتر بـه نقش و تإثير فتنه گرى در بـاورهاى اصولى در قرن اول اسـلام و در نتـيجـه فـرق و گروههايى كه بـوجـود آمد مراجعه شود به كتاب ارزشمند جاذبـه و دافعه آيه الله شهيد مطهرى رضوان الله تعالى عليه

 

فتنه گرى در عهد معاصر ......

 

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1392 
نظرات 0

 

خاطره مقام معظم رهبرى از روز بازگشت امام خمينى (ره) به ايران
 
 
 

يكى از خاطرات خيلى جالب من، آن شب اوّلى است كه امام وارد تهران شدند؛ يعنى روز دوازدهم بهمن - شب سيزدهم - شايد اطّلاع داشته باشيد و لابد شنيده‌ايد كه امام، وقتى آمدند، به بهشت زهرا رفتند و سخنرانى كردند، بعد با هلى‌كوپتر بلند شدند و رفتند.

تا چند ساعت كسى خبر نداشت كه امام كجا هستند! علّت هم اين بود كه هلى‌كوپتر، امام را در جايى كه خلوت باشد برده بود؛ چون اگر مى‌خواسشت جايى بنشيند كه جمعيت باشد، مردم مى‌ريختند و اصلاً اجازه نمى‌دادند كه امام، يك جا بروند و استراحت كنند. مى‌خواستند دور امام را بگيرند.

هلى‌كوپتر در نقطه‌اى در غرب تهران رفت و نشست، بعد اتومبيلى امام را سوار كرد. همين آقاى «ناطق نورى» اتومبيلى داشتند، امام را سوار مى‌كنند - مرحوم حاج احمد آقا هم بود - امام مى‌گويند: مرا به خيابان ولى‌عصر ببريد؛ آن‌جا منزل يكى از خويشاوندان است. درست هم بلد نبودند؛ مى‌روند و سراغ به سراغ، آدرس مى‌گيرند، بالاخره پيدا مى‌كنند - منزل يكى از خويشاوندان امام - بى‌خبر، امام وارد منزل آنها مى‌شوند!

امام هنوز نماز هم نخوانده بودند - عصر بود - از صبح كه ايشان آمدند - ساعت حدود نه و خرده‌اى - و به بهشت زهرا رفتند تا عصر، نه ناهار خورده بودند، نه نماز خوانده بودند، نه اندكى استراحت كرده بودند! آن‌جا مى‌روند كه نمازى بخوانند و استراحتى بكنند. ديگر تماس با كسى نمى‌گيرند؛ يعنى آن‌جا كه مى‌روند، با كسى تماس نمى‌گيرند. حالا كسانى كه در اين ستادهاى عملياتى نشسته بودند - ماها بوديم كه نشسته بوديم - چقدر نگران مى‌شوند! اين ديگر بماند. چند ساعت، هيچ كس از امام خبر نداشت؛ تا بعد بالاخره خبر دادند كه بله، امام در منزل فلانى هستند و خودشان مى‌آيند، كسى دنبالشان نرود!

من در مدرسه رفاه بودم كه مركز عملياتِ مربوط به استقبال از امام بود - همين دبستان دخترانه رفاه كه در خيابان ايران است كه شايد شما آشنا باشيد و بدانيد - آن‌جا در يك قسمت، كارهايى را كه من عهده‌دار بودم، انجام مى‌گرفت؛ دو، سه تا اتاق بود. ما يك روزنامه روزانه منتشر مى‌كرديم. در همان روزهاى انتظار امام، سه، چهار شماره روزنامه منتشر كرديم. عدّه‌اى آن‌جا بوديم كه كارهاى مربوط به خودمان را انجام مى‌داديم.

آخر شب - حدود ساعت نه‌ونيم، يا ده بود - همه خسته و كوفته، روز سختى را گذرانده بودند و متفّرق شدند. من در اتاقى كه كار مى‌كردم، نشسته بودم و مشغول كارى بودم؛ ناگهان ديدم مثل اين كه صدايى از داخل حياط مى‌آيد - جلوِ ساختمان مدرسه رفاه، يك حياط كوچك دارد كه محلِّ رفت و آمد نيست؛ البته آن هم به كوچه در دارد، ليكن محلِّ رفت و آمد نيست - ديدم از آن حياط، صداى گفتگويى مى‌آيد؛ مثل اين‌كه كسى آمد، كسى رفت. پا شدم ببينم چه خبر است. يك وقت ديدم امام از كوچه، تك و تنها به طرف ساختمان مى‌آيند! براى من خيلى جالب و هيجان‌انگيز بود كه بعد از سالها ايشان را مى‌بينم - پانزده سال بود، از وقتى كه ايشان را تبعيد كرده بودند، ما ديگر ايشان را نديده بوديم - فوراً در ساختمان، ولوله افتاد؛ از اتاقهاى متعدّد - شايد حدود بيست، سى نفر آدم، آن‌جا بودند - همه جمع شدند. ايشان وارد ساختمان شدند. افراد دور ايشان ريختند و دست ايشان را بوسيدند. بعضيها گفتند كه امام را اذيّت نكنيد، ايشان خسته‌اند.

براى ايشان در طبقه بالا اتاقى معيّن شده بود - كه به نظرم تا همين سالها هم مدرسه رفاه، هنوز آن اتاق را نگه داشته‌اند و ايام دوازده بهمن، گرامى مى‌دارند - به نحوى طرف پله‌ها رفتند تا به اتاق بالا بروند. نزديك پاگرد پله كه رسيدند، برگشتند طرف ما كه پاى پله‌ها ايستاده بوديم و مشتاقانه به ايشان نگاه مى‌كرديم. روى پله‌ها نشستند؛ معلوم شد كه خود ايشان هم دلشان نمى‌آيد كه اين بيست، سى نفر آدم را رها كنند و بروند استراحت كنند! روى پله‌ها به قدر شايد پنج دقيقه نشستند و صحبت كردند. حالا دقيقاً يادم نيست چه گفتند. به‌هرحال، «خسته نباشيد» گفتند و اميد به آينده دادند؛ بعد هم به اتاق خودشان رفتند و استراحت كردند.

البته فرداى آن روز كه روز سيزدهم باشد، امام از مدرسه رفاه به مدرسه علوىِ شماره دو منتقل شدند كه برِ خيابان ايران است - نه مدرسه علوى شماره يك كه همسايه رفاه است - و ديگر رفت و آمدها و كارها، همه آن‌جا بود. اين خاطره به يادم مانده است

 





 
ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : یک شنبه 13 بهمن 1392 
نظرات 0

خاطره  مقام معظم رهبرى از امام خمينى (ره)

آن روزها ، منزل امام (ره) تنها كانون اميد بخـش در قـم بـود .

از عصـر روز دوم فرورديـن خاطره اى دارم ، تصميـم گرفتـم كه به منزل امام بروم ، حادثه مدرسه فيضيه تازه تمام شده بود .

طلبه ها تا آنجا كه تـوانسته بودند فرار كرده بـودنـد و عده اى هـم با كماندوها در داخل مدرسه بودند ، ما كه در خيابان بوديـم ، فكر كـرديم كه به منزل امام بـرويـم ، به آنجا كه رسيـديـم ، ديدم چند تـن از دوستان و طلبه ها و فضلا دور و بر خانه ايستاده اند و در ايـن فكرند كه اگر كماندوها به منزل آقا حمله كننـد ، چه تـدبيرى براى دفاع از ايشان به كار ببندند ، طبيعتا طلبه ها وسيله اى هـم براى دفاع نداشتند ، جز مشت و احيانا يكى ـ دو تا چوب .

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : شنبه 12 بهمن 1392 
نظرات 0

روز شمار وقایع انقلاب اسلامی در یک نگاه

 

پنجشنبه 10فروردین 1340

 وفات آیت‌الله العظمی حاج سید حسین بروجردی

آیت‌الله العظمی حاج سید حسین بروجردی با سی واسطه نسبت به حضرت امام حسن مجتبی (ع) مي‌رساندند. در سال 1253 ش در بروجرد متولد شده و در سن 18 سالگی برای تكمیل تحصیل به اصفهان رفت و پس از ده سال به نجف اشرف عزیمت نموده و به درس آیت‌الله خراسانی وارد گردید. ایشان پس از مراجعت و اقامت در بروجرد به قم مهاجرت كرده و به عنوان مرجع تقلید شیعیان جهان معرفی گردیدند و مدت 16 سال مرجعیت عامه را عهده‌دار بودند.

یکشنبه 16 مهر 1340

 تصویب قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی

رژیم پهلوی بعد از وفات آیت‌الله بروجردی زمینه را برای پاك كردن اسلام از متن فعالیت‌های مردم ایران مناسب دید و به این دلیل قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی را به تصویب دولت و مجلس وقت رساند و آن را در مطبوعات اعلام كرد. در این قانون قسم به قرآن و شرط مسلمان بودن برای نمایندگان مجلس حذف شده بود و همین باعث اعتراض علمای اسلام و مردم مسلمان گردید.

جمعه 8 آذر 1341

 لغو قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی

با اعتراض علمای اسلام از جمله آیت‌الله روح‌الله خمینی و آیت‌الله حائری و دیگر علما و حضور گسترده مردم در پشتیبانی از علمای اسلام پس از مكاتبات و تظاهرات و اعتراضات ، دولت خائن ا سدالله علم قانون فوق را ملغی اعلام كرد.

چهارشنبه 19 دی 1341

  اعلام انقلاب سفید

رژیم پهلوی و در رأس آن محمدرضا در جهت خواستهای استعمارگرانه امریكا و همچنین تغییر فكر مردم ایران دستورالعمل دیكته شده استكبار را كه در كشوهای دیگر به اجرا درآمده بود به عنوان انقلاب سفید به مردم ایران عرضه نمود و آن را به رفراندم گذاشت.

 

سه شنبه دوم بهمن 1341

 تظاهرات مردم در تهران

با تحریم رفراندم از طرف امام خمینی بازار تهران تعطیل شد و مردم در اطراف بازار اجتماع كردند و گروهی به منزل آیت‌الله خوانساری و آیت‌آلله بهبهانی رفتند.

پنجشنبه اول فروردین 1342

 اعلام عزای عمومی در عید نوروز

امام خمینی برا ی جوابگویی به اقدامات شاه و اطرافیانش عید نوروز سال 1342 را عزای عمومی اعلام كرد مردم مسلمان ایران با برافراشتن پارچه سیاه به ندای او لبیك گفتند و روحانیون از خطرات دولت برای اسلام صحبت كردند.

جمعه دوم فروردین 1342

 تهاجم رژیم پهلوی به مجلس سوگواری در مدرسه فیضیه

عصر این روز مراسم عزاداری در مدرسه فیضیه قم برپا بود كه سربازان مسلح و مأمورین امنیتی محل را محاصره نمودند و سپس گروهی از آنها با لباس مبدل به درون مدرسه رفتند و در میان سخنرانی یكی از گویندگان به او حمله كردند. سپس به طلاب مدرسه فیضیه حمله نمودند و آنها را از حجره‌هایشان به بیرون پرتا ب كردند و با به شهادت رساندن گروهی از آنان در تاریكی شب محل را ترك كردند.

دوشنبه 13 خرداد1342

 دستگیری حضرت امام خمینی

بعد از سخنرانی تاریخی امام خمینی در عصر عاشورای 1342 ش كه در آن رژپم پهلوی و ایادی آن را محكوم نمود نیمه شب كامیونهایی از سربازان و مأموران امنیتی خانه ایشان را محاصره كرده و ایشان را بازداشت نموده و به تهران منتقل كردند، مأمورین حضرت امام خمینی را یك روز در باشگاه افسران و بعد در زندان قصر به مدت 19 روز و پس از آن در پادگان عشرت‌آباد محبوس ساختند.

چهارشنبه 15خرداد 1342

 قیام ملت ایران در اعتراض به دستگیری امام خمینی

پس از اعلام خبر دستگیری امام خمینی ، مردم مسلمان قم جلوی خانه آیت‌الله گلپایگانی و صحن مطهر حضرت معصومه (س) تجمع نموده و پس از صدور بیانیه‌ای به تظاهرات پرداختند و با شعار یا مرگ یا خمینی از حرم بیرون آمدند ولی فاصله‌ای را طی نكرده كه با رگبار مسلسل مواجه شدند و درگیری بسیار شدیدی بین مردم و مأمورین به وجود آمد، مأمورین مردم را محاصره كرده و به تیراندازی پرداختند. در این هنگام حاج مصطفی خمینی پسر امام از مردم خواست به خانه‌هایشان بروند. در شهرهای دیگر هم درگیری بین مردم و مأمورین رژیم پهلوی باعث به شهادت رسیدن عده زیادی از مردم گشت و رژیم خون‌آشام پهلوی توانست با اعلام حكومت نظامی و ایجاد وحشت و كشتار وسیع انقلاب مردم را برای مدتی مهار نماید.

جمعه 11 مرداد 1342

 آزادی از زندان و بازداشت خانگی امام خمینی

پس از تظاهرات 15 خرداد رژیم كه از عواقب بازداشت امام خمینی هراس داشت ایشان را از زندان پادگان عشرت‌آباد به منزلی مربوط به ساواك در داودیه تهران منتقل نمودند و آنجا را تحت نظر كامل قرارداد ولی ساعتی بعد سیل جمعیت به سوی داودیه سرازیر شد. در این منزل بود كه روحانیون وقایع 15 خرداد را برای امام تشریح كردند و اطلاع مردم از قیام مردم ایشان را به سختی منقلب نمود تا آنجا كه فرمود: «تا ملت عمر دارد غمگین در مصیبت 15 خرداد است …. واقعه 15 خرداد پشت ما و هر مسلم غیرتمندی را مي‌شكند.»

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : شنبه 12 بهمن 1392 
نظرات 0

 

ضرورت شناخت انقلاب اسلامى

در قرن ما پيروزى انقلاب اسلامى در ايران حادثه مهم و حيرت انگيزى بـراى جـهان بود كـه مـى توانست در رابـطه با مسأل سياسى جهان و منطقه ايفاگر نقش تعيين كننده و تحولات غير قابل پيش بينى باشد.

ايـن حادثه بزرگ قرن از يكسو معادلات سياسى استكبار را در ادامه سـياست سلطه وتقسيم استعمارى جهان بهم زد و از سوى ديگر يكى از اسـتـوارترين رژيـمهاى وابـسته را كـه از حـمايت قـدرتهاى بـزرگ برخوردار بود ريشه كن نمود و در كشورى چون ايران با اهميتى كه از نـظـر اسـتراتژيكى و اقـتصادى بـراى قـدرتهاى بـزرگ جـهان دارد تحولى سياسى - مردمى و عظيم بوجود آورد.

مـهمتر از ايـن دو رونـد انـقلاب اسلامى با آگاهيهاى عميقى كه در مـيان مـلتهاىمسلمان جـهان بـويژه در كشورهاى اسلامى بوجود آورد زمـينه تـحولات سـياسى ريشه دار و بـينشها و گـرايشها و حـركتها و سازماندهيهاى سياسى چشمگيرى را فراهمآورد.

ايـن جـريان سـياسى يكبار ديگر اسلام را به عنوان يك قدرت تعيين كننده در جهان مطرح نمود و چشم انداز وحدت بزرگ جهان اسلام و حركت عـظيم بـازيابى خويشتن خـود و گريز از سلطه و ايستادگى در برابر اسـتعمار كـهنه و نـو و ايجاد قطب سياسى جديد در جهان و فروريزى رژيـمهاى وابـسته و تـحميلى را در سـرزمينهاى پـرنعمت اسلامى در بـرابر ديدگان مشتاق ولى غم و ياس گرفته يك ميليارد مسلمان گشود و مـوجـى از وحـشـت و اضـطـراب در دلـهاى پـر از امـيد و آرزوى جهانواران آفريد.

بـه اعـتراف تحليل گران سياسى شگفتيهأى كه انقلاب اسلامى در جهان آفـريد بـيشتراز آنـهأى است كه دنيا در طول شصت سال اخير بخود ديـده اســت، شــگـفتيهأى كـه تحليله، تـئوريها و پـيش بينيهاى صاحب نظران سياسى را بى اعتبار نموده است.

انـقلاب اسـلامى بـلوك بنديها و نـظام دوقـطبى تـثبيت شده در نظام بـين المللى كنونى جهان را درهم ريخت و با وجود تضاد عميقى كه بر روابط دو ابرقدرت حاكم بود وآن دو را آشتى ناپذير مى نمود وادار بـه سازش و اتخاذ موضع واحد در برابر اين پديده سياسى جديد نمود و تحولات عمده اى را در مسأل مختلف جهان بدنبالآورد.

غـرب طـى چـند تـجربه تـلخ در مـصاف با يكپارچگى اسلام در جريان جنگهاىصليبى و درگيرى با امپراطوريهاى اسلامى و مانند آن خاطرات تـرسناك وتكان دهنده اى را در حافظه تاريخ خود بيان دارد ولى اين بـار خـطر عـظيمتر وگسترده تر و دهشتناكتر از آن بود كه درگذشته ديده بود.

پـديده كاملا نوظهور مقاومت در لبنان با الهام از انقلاب اسلامى و جـهان اسـلامى درمصر و ديگر كشورهاى اسلامى براى غرب بيش از آنچه كه تصور مى كرد وحشتناك و طليعه جهنمى سوزان براى استكبار بود.

انـقلاب اسـلامى در مـقايسه بـا انـقلابهاى ديگر جهان از يك سلسله ويژگيها وامتيازهاى اصولى برخوردار است كه از نظر فرهنگ و دانش و تـئورى انــقـلاب آن رادر رده بـالاى پـديده هاى سـياسى بـزرگ و انقلابهاى مهم جهان قرار داده است مزايأى چون ماهيت ايدئولوژيكى ، قـدرت رهـبرى ، و عـمق تـحولات نـاشى ازانـقلاب موجب گرديده كه بـسيارى از صـاحب نظران علوم سياسى در تئوريهاىانقلاب در كشورهاى اسلامى تجديد نظر كنند و الگوى جديدى را مورد بررسى قرار دهند.

و از سـوى ديـگر متفكران و بنيان گذاران حركتها و نهضتهاى اسلامى همواره الگوهاىانقلاب را در لابلاى تاريخ اسلام جستجو مى كردند و هر كـدام سعى بر آن داشتند كه از حوادث برجسته تاريخ اسلام در تبيين راه و حركت و خط مشى و شيوه خود الهام بگيرند و روند و حركت خود را دنباله جريانهاى تاريخى گذشته اسلام قلمداد كنند.

فـروغ انـقلاب اسـلامى كـه پس از صدر اسلام مهمترين و ريشه دارترين وشـكوهمندترين حـادثه تـاريخ اسلام است همه درخشندگيهاى فرازهاى بـرجسته تاريخ اسـلام را دربـرگرفت و جـايگزين همه الگوهاى گذشته تاريخ اسلام گرديد.

بـى شك با مطالعه حتى سطحى و گذرا در زمينه ماهيت انقلاب اسلامى و بازتابهاىجهانى آن و دستاوردهأى كه براى ملل مسلمان بويژه ملت مـسلمان ايـران به ارمغانآورده است ما را به اين نتيجه مى رساند كـه انـقلاب اسلامى نه تنها حادثه بزرگ قرن در جهان و تاريخ ايران اسـت بـــلــكـه خـود از مــهـمترين فـرازهـاى تـاريـخ اسـلام و پـديده اىشگفت انگيز و معجزه ايست الهى كه تجلى قدرت لايزال خداوند - عـلى رغم قدرتهاى مـادى و شـرأط بـر حـسب ظاهر غير قابل تغيير سياسى و اجتماعى محسوب مى گردد

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : شنبه 12 بهمن 1392 
نظرات 0

 

داستانی عجیب از پیش بینی امام خمینی از آینده خوب یک جوان لااُبالی

 

امام

وقتی امام خمینی واسطه خیر برای یک لااُبالی شد

  آیت الله احدی از اساتید حوزه علمیه قم و صاحب تفسیر فروغ می گوید: حدود بیست سال است که در شهر بابل به مدّت ده روز، بعد از نماز صبح، جلسه داریم. یک بار وقتی از منبر پایین آمدم، دیدم آقایی که همیشه جلوی منبر می نشست و اهل اشک و ناله بود، آمد و گفت: حاج آقا یک وقتی به من می دهی!؟

گفتم: اتفاقاً خیلی دلم می خواهد با هم حرف بزنیم. شما چند سال است پای منبر من می آیی، امّا خیلی آرام و ساکت هستید.

آن روز ایشان به منزل ما که در روستایی در بابل است آمد. بعد از کمی صحبتهای اولیّه، شروع کرد به گفتن:

حاج آقا! من جوانی لات بودم توی این شهر، همه گونه اشتباه از من سر می زد. تا اینکه انقلاب پیروز شد. یک بار اهالی محل داشتند با مینی بوس به جماران خدمت امام می رفتند. به من گفتند تو هم بیا.

با خودم گفتم: بابا، ما و این همه معصیت!…امّا باشد، من این سیّد را دوست دارم.

به هر حال ما هم آمدیم جماران. امّا امام آن روز ملاقات نداشت. مردم پشت در آنقدر شعار دادند که حاج احمد آقا آمد وگفت: شما صبر کنید، ساعت ده و سی دقیقه به بعد، بیایید دست امام را ببوسید و بروید.

ما هم به صف برای دستبوسی امام ایستادیم. همه دست امام را بوسیدند و رفتند. نوبت به من رسید. تا آمدم دست امام را ببوسم، ایشان دستشان را کشیدند!!

خیلی حالم گرفته شد، تو همان حال و هوای لوطی گری و لاتی با خودم گفتم: بابا مرد حسابی، برای همه داشتی، امّا برای من دست کشیدی!؟ خب اگر می دانستم نمی آمدم.

آمدم از در بروم بیرون که محافظ امام دوید و آمد و گفت: آقای فلانی! شما بیرون نرو!

با خودم گفتم: نکند می خواهند من را بازداشت کنند!؟

گفتم: من کاری نکردم!

مجدداً محافظ امام گفت: به شما می گویم نرو! امام با شما کار دارند!

منتظر ماندیم تا همه رفتند. من رفتم داخل اتاق، دیدم امام و حاج احمد آقا نشسته اند. امام با اشاره به حاج احمد آقا فرمود: برو بیرون!

بعد امام دستم را گرفت و فرمود: ناراحت شدی!؟

گفتم: بله. آقا این ها همشهری های من بودند. همه دست شما را بوسیدند، امّا من…!!!

امام با حالتی خیر خواهانه فرمود: پسرم چرا نماز نمی خوانی!؟ چرا گناه می کنی!؟ خدا چه بدی به تو کرده!؟

تعجّب کردم. گفتم: حاج آقا! شما از کجا می دانید!؟

امام فرمودند: شما هم به دین خودت عمل کن، به این مقام می رسی.

بعد انگشترشان را در آوردند و گفتند: این انگشتر مال شما.

حضرت امام ادامه داد: تو خوب می شوی! خوب می شوی! با دختر یک آیت الله ازدواج می کنی، امّا بچّه دار نمی شوی، بعدها راه کربلا باز می شود.

در سفر اوّل کربلا نه، در سفر دوّم، پایین پای حضرت عبّاس(سلام الله علیه) ایست قلبی می کنی و از دنیا می روی و تو را کنار قبر حضرت عبّاس(سلام الله علیه) دفن می کنند. ولی این مطلب را به کسی نگو!

حاج آقای احدی! همه مطالب امام تا اینجا درست بود. من داماد یکی از آیات عظام شدم. بچّه دار هم نشدم. سفر اوّل کربلا رفتم. حالا عازم دومین سفر کربلا هستم.

آیت الله احدی ادامه داد: ایشان رفت کربلا و ما منتظر بودیم. کاروان برگشت. امّا دوست ما همراه کاروان نبود!

اهل کاروان گفتند: درست کنار قبر حضرت عبّاس(سلام الله علیه)، در حال خواندن زیارتنامه، ایست قلبی کرد و از دنیا رفت.

آمدند او را برای دفن از حرم بیرون ببرند، خدّام حرم حضرت عبّاس(سلام الله علیه) آمدند و گفتند: کجا!؟ حضرت عبّاس(سلام الله علیه) در عالم خواب به ما پیغام داده که این مرد با این مشخّصات را پایین پای من دفن کنید!

الان جلوی کفشداری حضرت عبّاس(سلام الله علیه)، قسمت پایین پای حضرت، سنگی است که روی آن نوشته: مرحوم عبّاس مرندی.

آیت الله احدی ادامه داد: من کل مطلب را روی نوار ضبط کردم، و بعدها این نوار، به نشر آثار امام فرستاده شد.

 

منبع: کتاب راهیان علقمه

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : شنبه 12 بهمن 1392 
نظرات 0

ماجرای یک سقوط کرده

مردی که عملیات ترور امام خمینی را فرماندهی کرد

 

فرماندهی عملیات اطلاعاتی را برعهده داشت که قصد آن ترور حضرت امام خمینی رحمةالله علیه، توسط زنی به نام عفت غنی پور از بستگان دور خانواده همسر امام بود که ناموفق ماند.

به گزارش صاحب نیوز، انقلاب اسلامی ایران تا کنون، بسیار شاهد ریزش‌ها و رویش‌های افراد بوده است،‌ افرادی که آگاهانه و یا ناآگاهانه باعث سقوط و نابودی خودشان شده اند. در این مطلب صاحب نیوز به  معرفی چند نمونه از این ریزش‌ها و رویش‌های انقلاب اسلامی ایران اشاره کرده است:

یک سقوط کرده؛ جواد قدیری

جواد قدیری از اعضای قدیمی سازمان مجاهدین خلق که در رژیم پهلوی به زندان افتاد و در کمون مسعود رجوی قرار گرفت. زهره عطریانفر خواهر محمد عطریانفر، همسر قدیری که با شاخه اصفهان مجاهدین خلق ارتباط داشت.

قدیری پس از پیروزی انقلاب اسلامی خود را به دستگاه اطلاعاتی کشور نزدیک کرد و اطلاعات بسیاری را در خصوص کودتای نوژه از کشور خارج کرد.

گفته شده است که جواد قدیری فرماندهی عملیات اطلاعاتی را برعهده داشت که قصد آن ترور حضرت امام خمینی رحمةالله علیه، توسط زنی به نام عفت غنی پور از بستگان دور خانواده همسر امام بود که ناموفق ماند.

 

لا زم به ذکراست جواد قدیری عامل ترور رهبر معظم انقلاب  در روز ششم تیر ماه سال  ۶۰ در مسجد اباذر تهران می باشد.

 

دهه

ادامه مطلب