تعداد مطالب : 265
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 25 بهمن 1395 
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 1 مهر 1392 
تعداد کل نظرات : 19
بازدید کل : 113385

براي دانلود کليک کنيد

دعای فرج

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

 
 
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : دوشنبه 12 اسفند 1392 
نظرات 0

اسماء و القاب و کنيه حضرت فاطمه زهرا

 

ابن‏بابويه بسند معتبر از يونس به ظبيان روايت کرده است که حضرت صادق کاشف حقايق عليه الصلوه والسلام فرموده که حضرت فاطمه سلام‏الله‏عليها را نه اسم است نزد خداي عزوجل (الفاطمه و الصديقه و المبارکه و الطاهره و الزکيه و الراضيه والمرضيه و المحدثه و الزهراء). آنگاه حضرت صادق عليه‏السلام فرمود که آيا مي‏داني که چيست تفسير فاطمه(ع) يونس عرض نمود خبر بده مرا از معني آن اي سيد من. حضرت فرمود (فُطِمَتْ من الشر)يعني بريده شده است از کّل بديها. سپس فرمود که اگر اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام تزويج نمي‏نمود او راکفوي و نظيري نبود او را بر روي زمين تا روزقيامت. نه آدم و نه آنها که بعد از او بودند (از کتاب بحار و غيره)

 

ذات اقدس حق تعالي و مبدء اعلي از عنايتي که به حضرت فاطمه(س) داشته، اسم او را از اسم خود مشتق فرموده است. چنانکه در روايت معتبر از قول پيغمبر(ص) آمده که قال النبي (ص) لفاطمه شق اللَّه لک يا فاطمه اسماً من اسمائه فهو الفاطر و انت فاطمه) (از بحار ج 43) اين حدايث شريف نوراني برهان و دليل ساطع است که حضرت فاطمه سلام‏الله‏عليها مظهر اسماء حسناي الهي و مجلاي صفات علياي ربوبي است و اين حديث دلالت بر عصمت آن ملکه ملک و ملکوت دارد چه در علم کلام و حکمت متعاليه با براهيه عقليه و ادله متقنه محکمه ثابت و مبرهن گرديده که خداي متعال و ذات ذي‏الجلال الوهي منزه و مبري از کل عيوب و نقائص است و جامع جميع صفات کماليه و نعوت جماليه و جلاليه است. بنابراين کسي که مظهر صفات و اسماء اوست مي‏بايست به حکم عقل و برهان منزه و مبري از کل عيوب و نواقص باشد مگر نقص امکان که اين از لوازم وجود ممکن الوجود است.

پس مستفاد از جمله (فطمت من الشر) در تفسير فاطمه (ع) و اشتقاق فاطمه از اسم مبارک (فاطر) دليل قاطع است بر اينکه حضرت فاطمه سلام‏الله‏عليها منفطمه است از جميع شرور و عيوب و نقائص و چون چنين است پس لازم است که واجد جميع خيرات و داراي جميع محاسن و مکارم و متصف به کل کمالات در تمام شئون بوده باشد.

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : یک شنبه 11 اسفند 1392 
نظرات 0

 

 

معصوم سوّم - حضرت فاطمه زهراء (ع

( 

محمّد رسول اللّه (ص (

فاطمه پاره تن من است


هر كه او را شاد گرداند مرا شادمان كرده


و هر كه او را بيازارد مرا آزرده است

.


بدون ترديد، در ميان زنان و بانوان اسلامى فاطمه زهرا (ع ) محبوب ترين چهره دينى ، علمى ، ادبى ، تقوايى و اخلاقى در ميان مسلمانان و ديگر مردم جهان به شمار مى رود. شخصيت فاطمه زهرا (ع ) (( سيدة نساء العالمين )) (سرور زنان جهان ) اسوه و الگويى تام و تمام براى تمام زنان عاشق عفت و فضيلت است .
در دامن پاك فاطمه زهرا (ع ) بود كه دو امام بزرگوار و دو شخصيت ممتاز عالم بشرى ، حضرت امام حسن (ع ) مظهر حلم و وقار و حضرت امام حسين (ع ) سرور شهيدان تربيت يافتند، و نيز زينب كبرى (ع ) حماسه مجسم و مجسمه شجاعت و نمونه يكتا در سخنورى و حق طلبى كه پيام حسينى و حماسه عاشورا را در جهان اعلام كرد و نقاب شرك و و ريا و پستى و دنياپرستى را از چهره يزيد و يزيديان به يك سو زد. كيست كه نداند كه مادر در تربيت فرزندان بويژه دختران ، سهم بسيار زيادى دارد. و فاطمه زهرا (ع ) بود كه روح آموزش و پرورش اسلامى را در مهد عفت و كانون تقواى خانوادگى به پسران خود آموخت

 

.

 .

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : شنبه 10 اسفند 1392 
نظرات 0

پژوهشگر ژاپني: آب زمزم منحصر به فرد است

 

يك دانشمند ژاپني كشف كرده است كه آب زمزم داراي خصوصيات منحصر به فردي است كه در آبهاي معمولي ديگر يافت نمي شود. به گزارش «تقريب»، دكتر “مساروا ايموتو”، دانشمند ژاپني تأكيد كرد: تحقيقات علمي بسياري كه به وسيلة تكنولوژي نانو بر روي آب زمزم انجام شده است، نشان مي دهد هيچ يك از خواص اين آب قابل تغيير نيست و اگر يك قطره از آب زمزم به ۱۰۰۰ قطره از آبهاي معمولي اضافه شود، آن آبها خواص آب زمزم را به دست خواهند آورد.

اين دانشمند تحقيقات بسياري را بر روي آب زمزم انجام داده و به اين نتيجه رسيده است كه آب زمزم، آبي با بركت و منحصر به فرد است و بلورهاي آن شبيه هيچ آب ديگري نيست و به هيچ وجه خواص آن تغيير نمي كند.

وي كه پايه گذار نظريه تبلور ذرات آب است، مي گويد: جملة “بسم الله الرحمن الرحيم” كه در قرآن كريم وجود دارد و مسلمانان آن را در ابتداي كارهاي خود يا در هنگام غذاخوردن و يا موقع خواب بر زبان مي آورند، تأثير عجيبي بر بلورهاي آب دارد.

به گزارش سايت محيط، وي مي افزايد: زماني كه بسم الله الرحمن الرحيم گفته مي شود، تغييرات عجيبي در بلورهاي آب رخ داده و آنها بسيار زيباتر مي شوند، لذا مي توان با گذاشتن كاستي از تلاوت قرآن كريم در كنار آب، آن را زيباتر و با صفاتر نمود

 

.

 

 

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : پنج شنبه 8 اسفند 1392 
نظرات 0

دانستنيهاى قرآن

-------------------------------------------------------------قران

تسبيح و تحميد و فرق اين دو

وقتى در نماز مى‏گوييم «سبحان‏ربى العظيم و بحمده» كه خلاصه‏اش اين است «تسبيح پروردگار عظيم مى‏كنم و حمد پروردگار عظيم» يا مى‏گوييم: «سبحان ربى‏الاعلى و بحمده» يعنى تسبيح مى‏كنم پروردگار برتر را و حمد مى‏كنم‏او را، «تسبيح مى‏كنم» يعنى چه؟ و «حمد مى‏كنم» يعنى چه؟

ثناى خدا به دو شكل است: يكى تسبيح و ديگرى تحميد.

تسبيح يعنى تنزيه، يعنى خدا را از آنچه كه ذات او مبراست منزه‏كردن، و برتر دانستن او از آنچه كه شان مخلوقين است، از آنچه كه‏حاكى از نوعى نقص و ناتوانى و نارسايى است. اصلا كلمه «سبحان» معنايش اين است كه من او را تسبيح و تنزيه مى‏كنم ازاينكه به چشم ديده شود، با دست لمس شود، او را جسم بدانم وبگويم در جايى قرار گرفته است، او را محتاج و نيازمند بدانم به هرچيزى از جمله به عبادت خودم، خير، او منزه است از نياز و احتياج، تنزيه مى‏كنم او را از اينكه به او نسبت ظلم و ستم بدهم، براى اوشريكى قائل باشم، او را مركب و داراى اجزاء بدانم، بگويم از چه‏درست‏شده و از كجا آمده است. پس تسبيح يعنى يك سلسله‏چيزهايى را كه من مى‏فهمم كه خدا از اينها برتر و بالاتر است، با كلمه «سبحان» از او نفى مى‏كنم. ثناى الهى نظير اقرار به توحيد است كه مجموع نفى و اثبات‏است، وقتى مى‏گوييم «لا اله الا الله» نفى مى‏كنيم معبوديت غير را واثبات مى‏كنيم ذات او را. ثناى الهى هم هميشه نفى است و اثبات، نفى‏اش همين است: منزه است از...، ولى «حمد» توصيف‏پروردگار است به صفات اثباتى، او را ستايش مى‏كنم كه همه نعمتهااز اوست، همه كمالات از اوست و به او بر مى‏گردد، او

به هر چيزى‏داناست: «بكل شى‏ء عليم»، بر هر چيزى تواناست: «و هو على‏كل شى‏ء قدير»، او سميع است، او بصير است، او حى است، اوقيوم است، او ملك است، او مؤمن است، مهيمن است، عزيزاست، جبار است، متكبر است (1). اين صفات اثباتى. پس ما با يك «سبحان ربى العظيم و بحمده»، يا يك «سبحان ربى الاعلى وبحمده» يك دنيا نقص را به نظر مى‏آوريم و مى‏گوييم خداى ما ازاينها منزه است، و يك سلسله كمالات را [به نظر مى‏آوريم ومى‏گوييم] خداى ما داراى چنين صفاتى است. در نماز وقتى سوره‏توحيد را مى‏خوانيم مى‏گوييم: «قل هو الله احد، الله الصمد، لم يلدو لم يولد و لم يكن له كفوا احد» هم صفات اثباتى در آن است وهم صفات سلبى. بعد مى‏گوييم: «كذلك الله ربى» چنان است‏پروردگار من، آن صفات كمالى اثباتى را دارد و من او را به آن‏صفات ستايش و حمد مى‏كنم. نقصى در او نيست، اينكه فرزند داشته باشد، فرزند چيزى باشد، مثل و مانند داشته باشد، در اونيست «كذلك الله ربى».

قرآن مى‏گويد اين كار تسبيح و تحميد كه شما در اين شعور ظاهرى و انسانى تان بايد آن را با تعليمات انبياء ياد بگيريد و با اراده‏و اختيار خودتان انجام دهيد، تمام ذرات عالم وجود، خدا را تسبيح‏مى‏كنند و حمد مى‏كنند. اين يك آيه از آيات قرآن [راجع به تسبيح وتحميد موجودات].

همچنين ما در قرآن پنج‏سوره داريم - بلكه با سوره «سبح‏اسم» به اعتبارى شش سوره داريم - كه با تسبيح شروع مى‏شوند واينها را «مسبحات» مى‏گويند. سوره حديد اين طور شروع مى‏شود:

«سبح لله ما فى السموات و الارض» هر چه در آسمانها و زمين است‏خدا را تسبيح مى‏كند.

سوره حشر و سوره صف به اين شكل شروع مى‏شود: «سبح‏لله ما فى السموات و ما فى الارض». در اينجا كلمه «ما» تكرار شده‏است. باز مفاد همان است: هر چه در آسمانهاست و هر چه - نه هركه - در زمين است‏خدا را تسبيح كرده است.

سوره جمعه و سوره تغابن [اينطور شروع مى‏شوند:] «يسبح‏لله ما فى السموات و ما فى الارض و هو العزيز الحكيم».

«سبح اسم» نيز امر به تسبيح است.

 

پى‏ نوشت

------------------------------

1. حشر/32 - 34.

 

منبع:

استاد مرتضى مطهرى آشنايى با قرآن جلد 4 صفحه 164

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : جمعه 2 اسفند 1392 
نظرات 0

تورا غايب ناميده اند ، چون ظاهر نيستي نه اينكه حاضر نباشي
غيبت به معناي حاضر نبودن تهمت ناروائي است كه به تو زده اند و آنان كه بر اين پندارند ، فرق ميان ظهور و حضور را نمي دانند ، آمدنت كه در انتظار آنيم به معناي ظهور است نه حضور و دلدادگانت كه هر صبح و شام تو را مي خوانند ، ظهورت را از خدا مي طلبند نه حضورت را ، وقتي ظاهر مي شوي ، همه انگشت حيرت به دندان مي گزند با تعجب مي گويند كه تورا پيش از اين هم ديده اند ، و راست مي گويند ، چرا كه تو در ميان مائي ، زيرا امام مائي ، جمعه كه از راه مي رسد صاحبدلان دل از دست مي دهند و قرار از كف مي نهند و قافله دلهاي بيقرار روي به قبله ميكنند و آمدنت را به انتظار مي نشينند . ...







أَيْنَ الشُّمُوسُ الطَّالِعَةُ أَيْنَ الْأَقْمَارُ الْمُنِيرَةُ أَيْنَ الْأَنْجُمُ الزَّاهِرَةُ أَيْنَ أَعْلامُ الدِّينِ وَ قَوَاعِدُ الْعِلْمِأَيْنَ بَقِيَّةُ اللَّهِ الَّتِي لا تَخْلُو مِنَ الْعِتْرَةِ الْهَادِيَةِ أَيْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دَابِرِ الظَّلَمَةِ أَيْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقَامَةِ الْأَمْتِ وَ الْعِوَجِ أَيْنَ الْمُرْتَجَى لِإِزَالَةِ الْجَوْرِ وَ الْعُدْوَانِ أَيْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدِيدِ الْفَرَائِضِ وَ السُّنَنِ أَيْنَ الْمُتَخَيَّرُ [الْمُتَّخَذُ] لِإِعَادَةِ الْمِلَّةِ وَ الشَّرِيعَةِ أَيْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْيَاءِ الْكِتَابِ وَ حُدُودِهِ أَيْنَ مُحْيِي مَعَالِمِ الدِّينِ وَ أَهْلِهِ أَيْنَ قَاصِمُ شَوْكَةِ الْمُعْتَدِينَ أَيْنَ هَادِمُ أَبْنِيَةِ الشِّرْكِ وَ النِّفَاقِ أَيْنَ مُبِيدُ أَهْلِ الْفُسُوقِ وَ الْعِصْيَانِوَ الطُّغْيَانِ أَيْنَ حَاصِدُ فُرُوعِ الْغَيِّ وَ الشِّقَاقِ [النِّفَاقِ‏]،




أَيْنَ طَامِسُ آثَارِ الزَّيْغِ وَ الْأَهْوَاءِ أَيْنَ قَاطِعُ حَبَائِلِالْكِذْبِ [الْكَذِبِ‏] وَ الافْتِرَاءِ أَيْنَ مُبِيدُ الْعُتَاةِ وَ الْمَرَدَةِ أَيْنَ مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ الْعِنَادِ وَ التَّضْلِيلِ وَ الْإِلْحَادِ أَيْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِيَاءِ وَ مُذِلُّ الْأَعْدَاءِ أَيْنَ جَامِعُ الْكَلِمَةِ [الْكَلِمِ‏] عَلَى التَّقْوَى أَيْنَ بَابُ اللَّهِ الَّذِي مِنْهُ يُؤْتَى أَيْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِي إِلَيْهِ يَتَوَجَّهُ الْأَوْلِيَاءُ أَيْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَيْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ أَيْنَ صَاحِبُ يَوْمِ الْفَتْحِ وَ نَاشِرُ رَايَةِ الْهُدَى أَيْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَ الرِّضَا،

ك
ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : جمعه 2 اسفند 1392 
نظرات 0

 

 

گزیده ای از بیانات مقام معظم رهبری  در دیدار مردم آذربایجان به مناسبت قیام بیست ‌و نهم بهمن مردم تبریز

 

رهبر

 28/11/1392

اجتماع امروز ما و دیدار ما با شما عزیزان تبریزى و دیگر شهرهاى آذربایجان، به‌مناسبت بیست‌ونهم بهمن است. بیست‌ونهم بهمن یک اسم فقط نیست، یک روز از قبیل روزهاى دیگر نیست؛ یک حادثه نیست. بیست‌ونهم بهمن یعنى آن واقعه و حادثه‌اى که در سال ۵۶، در یک چنین روزى - یعنى در روز بیست‌ونهم بهمن - پدید آمد [که] یک حادثه بود با چندین معنا. جوانهایى که در مجلس تشریف دارید - عزیزان من، فرزندان من - بیست‌ونهم بهمن را خیلى از شما ندیدید، [امّا] درس بیست‌ونهم بهمن همچنان زنده است، عبرتهاى بیست‌ونهم بهمن همچنان زنده است.
 چند معنا در این حادثه‌ى بزرگ وجود داشت: اوّل، نشان دادن و منعکس کردن ویژگى‌هاى اخلاقى و خصلتىِ مردم تبریز و مردم آذربایجان؛ این خیلى مهم است. ما باید خودمان را با خصلتهایمان، با خصوصیّات اخلاقیمان بشناسیم. دیگران مى‌نشینند اخلاقیّات ایرانى‌ها را همراه با تحریف، همراه با کوته‌بینى براى ما مینویسند! ما خودمان را باید در آیینه‌ى این حوادث، درست بشناسیم. در این حادثه‌ى بیست‌ونهم بهمن، مردم تبریز این خصلتها را از خودشان نشان دادند: اوّلاً ایمان عمیق دینى؛ ثانیاً غیرت دینى؛ ثالثاً شجاعت؛ پس از اینها، مسئله‌ى موقع‌شناسى، و درک درست حوادث؛ اینها خیلى مهم است براى یک مجموعه‌اى، براى یک جمعیّتى که باایمان باشند، شجاع باشند، قدرت اقدام داشته باشند و وقت اقدام را [هم] بدانند. زودتر و دیرتر از زمان مناسب، اقدام، اثربخش نیست. تبریزى‌ها درست در وقت خود، بیست‌ونهم بهمن را پدید آوردند و خلق کردند؛ این خصوصیّات، خیلى مهم است. تبریز و آذربایجان این خصوصیّات را قبل از بیست‌ونهم بهمن هم داشت و تا امروز هم دارد - حوادث بعدى هم این را نشان داده است - اینها را باید حفظ کرد. ایمان اسلامى، غیرت ایمانى، شجاعت، اهل اقدام بودن، پیشرو بودن، صف‌شکن بودن، کارهاى برجسته و نوآورى در راه اهداف والا انجام دادن، زمان را شناختن، موقعیّت را شناختن، و کار متناسب با موقعیّت را انجام دادن، یکى از برکات و آثار بیست‌ونهم بهمن بود که خصلتهاى برجسته‌ى مردم تبریز و آذربایجان را در آیینه‌ى تاریخ مجسّم کرد.
  نکته‌ى دوّمى که در بیست‌ونهم بهمن هست، نشان دادن این حقیقت است که پیوستگى بخشهاى مختلف کشور به یکدیگر، چقدر بابرکت است. قم کجا، تبریز کجا؟ حادثه‌اى در قم اتّفاق افتاده است. خب، آن کسانى که این حادثه را به‌وجود آوردند، خواستند نگذارند این حادثه زنده بماند، باید فراموش بشود؛ ناگهان از یک نقطه‌ى دوردست از قم، یعنى از تبریز، مردم به‌پا میخیزند و آن حادثه‌ى قم را زنده نگه میدارند. این‌جور نبود که چهلم [حادثه‌ى نوزدهم دى] را خود مردم قم بگیرند، تبریز گرفت. دستگاه جبّار و طاغوت، متوحّش شد، عکس‌العمل ناشیانه‌اى در مقابل مردم تبریز انجام داد، عدّه‌اى شهید شدند. تبلیغاتى که آن روز کردند، تبلیغات بسیار ناشیانه و غلطى بود؛ خواستند ماست‌مالى کنند. قضیّه گذشت، چهلم مردم تبریز را مردم یزد به‌پاداشتند. ببینید، این پیوستگىِ بخشهاى مختلف کشور [است]؛ بعد این تسلسل راه افتاد. مبتکر شماها بودید در اقامه‌ى اربعین‌هاى شهیدان انقلاب، بعد این جریان به راه افتاد؛ یزد و شیراز و بوشهر و بقیّه‌ى نقاط کشور. این هم نکته و مسئله‌ى دوّم از مسائل بیست‌ونهم بهمن.
 نکته‌ى سوّم این است که اگر آن روز به مردم قم در نوزدهم دى یا به مردم تبریز در بیست‌ونهم بهمن میگفتند که این حرکت شما به یک انقلاب عظیمى منتهى میشود، کسى باور نمیکرد؛ امّا شد. این نشان‌دهنده‌ى این است که اگر ملّتى همّت کند، پا در صحنه بگذارد، عقب‌نشینى نکند، کوه‌ها را میتواند جابه‌جا کند، معجزاتى میتواند به‌وجود بیاورد، و این معجزه به وقوع پیوست. عزیزان من، جوانها! فکر کنید، مطالعه کنید بر روى حادثه‌ى پدید آمدن انقلاب. شبیه‌ترین حادثه به معجزات انبیا، این حادثه‌ى پیروزى انقلاب بود. مگر در مخیّله‌ى کسى میگنجید ملّتِ یک کشور تحت سلطه‌ى آمریکا، اسیرِ فرهنگ غربى، اقتصادِ بکلّى در مشت دشمنان قدرتمند بین‌المللى، از لحاظ نظامى ضعیف، از لحاظ حیثیّت بین‌المللى منزوى، بلند شوند علیه همه‌ى نمادهاى قدرتِ پوشالىِ مادّى، و پرچم اسلام را بلند کنند در دنیاى مادّیگرى، در مقابل شرق و غرب - آمریکا و شوروى در صد مسئله با هم اختلاف داشتند، امّا در یک مسئله با هم اتّفاق داشتند، و آن یک مسئله عبارت بود از زدن انقلاب اسلامى - بایستد، پیروز بشود، موفّق بشود، آنها را به عقب‌نشینى وادار کند! چه کسى باور میکرد؟ امّا شد و این درس است.

 

رهبری

۱۳۹۱/۱۱/۲۸

یک خصوصیتى در مردم عزیز آذربایجان انسان بوضوح مشاهده میکند؛ این خصوصیت در بعضى از مناطق کشور هست، اما در آذربایجان به شکل بارزى وجود دارد و آن این است که مبارزات و حرکت غیرتمندانه‌ى مردم آذربایجان در دوره‌هاى مختلف؛ در قضیه‌ى مشروطه، در قضیه‌ى اشغال نظامى، در قضایاى گوناگون - که در اغلب این قضایا، پیشروِ دیگران هم بودند - همواره با دین و ایمان دینى همراه بوده است. با اینکه جریان روشنفکرى چپ و همچنین جریان روشنفکرى وابسته‌ى به غرب در منطقه‌ى آذربایجان فعال بود - از همان روزهاى اولِ ورود روشنفکرى بیمار به کشورمان - و سعى میکردند مردم را از دین جدا کنند، در عین حال اگر شما نگاه کنید به نهضتهائى که در آذربایجان شکل گرفت و خیلى از آنها نهضتهاى عمومى ملت ایران بود که آذربایجانى‌ها جلوتر از دیگران بودند، مى‌بینید با وجود آن تلاشها، حرکت مردم و پیشروان و سرسلسله‌هاى حرکتهاى مردمى در آذربایجان، بر پاى‌فشارى و پایبندى خود به مسائل دینى، صریح‌تر از همه بودند. در تبریز، ستار خان میگفت: فتواى علماى نجف در جیب من است. یعنى این مرد بزرگِ مبارزِ شجاع، کار خودش را با هدایت علما و مراجع نجف تنظیم میکرد؛ درست نقطه‌ى مقابل آنچه که آن روز تفکرات جریانهاى روشنفکرىِ شرق و غرب میخواستند در این کشور اعمال کنند. همیشه همین جور بوده، امروز هم همین جور است، فردا هم همین جور خواهد بود.
 
ملت ایران در مجموعه‌ى خود، ایمان دینى را معیار و ملاک و راهنما قرار داده است. مثال را ما از آذربایجان زدیم، اما در سرتاسر کشور، با اندازه‌هاى کم و زیاد، همه‌ى ملت ایران اینجورند. حرکت، حرکت همراه با غیرت و شجاعت و احساس مسئولیت است؛ اما با راهنمائى دین، با پشتوانه‌ى ایمان دینى؛ این خیلى ارزشمند است. براى همین هم هست که شما ملاحظه میکنید خطراتى که معمولاً از طرف قدرتهاى سلطه‌گر جهانى متوجه ملتها میشود و آنها را متزلزل میکند، این خطرها ملت ایران را متزلزل نکرد. حالا در برهه‌ى کنونى، زمان مسئله‌ى تحریمها و فشارها گفتند که میخواهیم براى ملت ایران تحریم فلج‌کننده تنظیم کنیم؛ تنظیم هم کردند. دو سه روز قبل از بیست و دوى بهمن، یک مرحله‌ى جدید تحریمها را وارد معادلات کردند؛ چند ماه قبل هم - در مرداد همین سال - باز مجدداً همین کار را انجام دادند. یعنى در ایام بیست و دوى بهمنِ امسال به خیال خودشان فشارها را بر مردم افزایش دادند. به امید چه؟ به امید سست کردن مردم. جواب چه بود؟ جواب ملت ایران این بود که امسال راهپیمائى بیست و دوى بهمن از سالهاى قبل پرشورتر است. همه آمدند، همه جا آمدند، با روحیه آمدند، با چهره‌ى خندان آمدند. این، ملت ایران است. هر سال بیست و دوى بهمن، ملت ایران ضربه‌اى بر دشمنان وارد میکند؛ مثل بهمنى بر سر دشمنان و مخالفان فرود مى‌آید. امسال هم این بهمن فرود آمد. بنده لازم میدانم مجدداً - که اگر تا صد بار هم تکرار شود، زیادى نیست - از ملت ایران به خاطر این حضور پرشکوه و عزتمندانه سپاسگزارى کنم. در مقابل این احساس، در مقابل این بصیرت، انسان باید تعظیم کند.

رهبری

 

 

 

۱۳۹۰/۱۱/۲۶

. ما چرا بیست و نه بهمن را هر سال گرامى میداریم؟ مسئله این نیست که ما میخواهیم در گذشته توقف کنیم. خیلى از شما جمعیتى که اینجا هستید و خیلى از جوانان آذربایجان و شهر تبریز، آن روز را ندیدند، درک نکردند، آن روز در دنیا نبودند؛ اما گرامى میدارند. این توقف در گذشته نیست، این نشان‌دادن خط حرکت صحیح به سمت آینده است.

 
و اما تبریز و آذربایجان. مکرر عرض کردیم مردم آذربایجان و به طور مشخص مردم تبریز و بسیارى از شهرهاى دیگر آذربایجان، اینها کسانى هستند که از بیش از صد سال قبل در عمده‌ترین حوادث و تحولات مثبت این کشور در صف اول قرار داشتند و نقش‌آفرینى کردند؛ از تحریم تنباکو که مرحوم حاج میرزا جواد مجتهد تبریزى وارد میدان شد تا نهضت مشروطیت - چه نهضت مشروطیت اول، چه آنچه که بعد از استبداد صغیر پیش آمد - کانون جوشش مبارزات، آذربایجان بود، شهر تبریز بود. قهرمانان نامدار تبریز توى جیبشان نامه‌ها و احکام علماى بزرگ را داشتند؛ به آنها استناد میکردند، تصریح میکردند، امثال ستارخان و باقرخان؛ حالا غیر از علماى بزرگى که در این نهضت حضور داشتند. حتّى امثال این قهرمانان و رزمندگان دلاور آذربایجان تصریح میکردند که پیرو علماى دین و پیرو احکام مراجع تقلیدند؛ این آثار و اسناد مسلّمِ باقیمانده‌ى از آن روز این را به ما میگوید. اینجور نبود که این حرکت یک حرکت بى‌جهت و خودبخودى باشد؛ حرکت دینى بود، از روى احساس غیرت دینى بود. همه متدین بودند در سرتاسر کشور، منتها بعضى از نقاط به خاطر خصلتهاى بومى - آن غیرت، آن شجاعت، آن مردانگى - این حرکت دینى را برجسته‌تر کردند؛ تبریز و آذربایجان اینجور بوده.

 
بعد از آنى که نهضت اسلامى شروع شد از پانزده خرداد سال 42 همین جور بود. از آنجا علمائى زندانى شدند، تبعید شدند، به زندان تهران آورده شدند. در طول این سالها هم همین جور بود. در شروع انقلاب هم خب، بیست و نه بهمن یک شاخص عمده است، یک سنگ نشان است در این جاده‌ى عظیم حرکت مردم ایران. من مکرر گفتم، نمیخواهم تکرار کنم؛ اگر بیست و نه بهمن نبود، نوزده دى قم معلوم نبود بتواند این اثر را بگذارد. حرکت بیست و نه بهمن تبریزى‌ها بود که خون شهداى مظلوم نوزده دى قم را جوشاند، زنده کرد، پیام آن را به همه‌ى دنیا رساند، به همه‌ى کشور رساند. حرکت مردم تبریز اینجور اثرگذار بود. بعد هم مسائل انقلاب، مسائل جنگ.

 
اولین امام جمعه‌ى شهید و شهید محراب از تبریز بود؛ از پنج شهید محراب، دو نفرشان مال تبریزند. در بین لشکرها، در بین سردارها، لشکر عاشورا و رزمندگان آذربایجانى و تبریزى و سرداران آنها جزو برجستگانند. یک لشکر مجموعه‌اى از جوانهاست، همه‌ى مردم تو لشکر نیستند؛ اما اگر همه‌ى مردم در راه نباشند، همه‌ى مردم دلشان در این جهت نباشد، یک لشکر دلاورِ قهرمانى مثل آن لشکر به وجود نمى‌آید. جنازه‌ى شهدا را هى بیاورند، تشییع کنند، هى مردم مشتاقتر بشوند؛ پدر مادرها جوانهاشان را بیشتر بفرستند جبهه؛ اینها همه معنا دارد. اینها همان راز موفقیت ملت ایران است.

 

رهبری

 

۱۳۸۹/۱۱/۲۷

در آستانه‌ى روز تاریخىِ فراموش‌نشدنى بیست و نهم بهمن، مطلبى که ما میتوانیم به مردم آذربایجان و تبریز عرض کنیم، این است که ما همواره با نگاه به این خطه‌ى دلاورپرور، خطه‌ى ایمان، خطه‌ى اخلاص، احساس سربلندى و افتخار کرده‌ایم. هر وقت در هر نقطه‌اى از تاریخ، انسان به آذربایجان نگاه میکند و مردم آذربایجان را مى‌بیند، احساس افتخار میکند، احساس عزت میکند.
در حوادث پى‌درپى صد و پنجاه سال اخیر ایران، آذربایجانى‌ها پیشرو بودند؛ گاهى پیشرو بودند، گاهى تک بودند. در قضیه‌ى تحریم تنباکو که میرزاى شیرازى از سامره دستور دادند، جزو اولین نقاطى که مردم پاسخ دادند، علماى بزرگ آذربایجان - مرحوم حاج میرزا جواد مجتهد و دیگران - پاسخ دادند و مردم آمدند توى میدان، تبریز بود؛ که کمر استعمار را در یک دوره‌اى، در یک برهه‌اى شکست. در قضیه‌ى مشروطیت همین جور، در قضایاى بعد از دوره‌ى استبداد صغیر همین جور، در قضایاى بعدى تا دوره‌ى انقلاب اسلامى همین جور؛ که این 29 بهمن شد یک پرچم، شد الگوساز؛ مهم این است. مهم این است که یک ملتى، یک جماعتى، یک مجموعه‌اى، یا یک فردى بتواند الگو درست کند، تا این الگو تولید مثل کند. کار تبریزى‌ها در قضیه‌ى 29 بهمن این بود؛ والّا قضیه‌ى 19 دى قم ممکن بود فراموش شود. تبریزى‌ها نگذاشتند آن حادثه‌ى مهم و خونین قمى‌ها به وسیله‌ى تبلیغات، به وسیله‌ى غفلتها یا غرض‌ورزى‌ها از یاد برود؛ یعنى کار حضرت زینب را کردند. اگر زینب نبود، کربلا نبود. اگر زینب نبود، حادثه‌ى عاشورا معلوم نبود این گسترش را پیدا کند و این ماندگارى را در تاریخ داشته باشد. حرکت مردم اینجورى بود.

 آن وقت شد الگو. اربعینِ اول را تبریزى‌ها راه انداختند، اربعین‌هاى بعدى پى‌درپى راه افتاد و منتهى شد به این حرکت عظیم

جوانهاى امروز ما - که در این جلسه، بسیارى جوانها هستند - جنگ را ندیده‌اند؛ شماها شهید باکرى را ندیده‌اید، باکرى‌ها را ندیده‌اید، آن دوران محنت عظیم را لمس نکردید، امام را هم ندیدید؛ اما روحیه‌ى شما همان روحیه است، فکر شما همان فکر است؛ راه شما همان راه است، تشخیص شما همان تشخیص است؛ این خیلى مهم است. این جریانِ مستمر باید ادامه پیدا کند. این جریان مثل رودخانه‌اى است، مثل شطى است که منطقه را سیراب میکند؛ بصیرت این است. به قول شاعر تبریزى: «شط اگر اولماسا بغداد اولماز». وجود یک شهر آباد، به خاطر آن شریان حیاتى آبى است که در آن وجود دارد. این ایمان و بصیرت ایمانى، همان شریان حیاتى است؛ همان احیاءکننده‌ى فکرها و دلهاست. و این، اثر خودش را در دنیا گذاشته است.


رهبری

1388/11/28

در طول تاریخِ نزدیک به خودمان، در حوادث بزرگ، از دوران مشروطه و قبل از مشروطه تا امروز، انسان دو ویژگى را در تبریز و در آذربایجان مى‌بیند: یکى اینکه مردم تبریز در حوادث گوناگون همیشه آغازکننده بودند، شروع کننده بودند و ابتکار عمل را در دست گرفته‌اند. قضیه‌ى بیست و نهم بهمن از این قبیل است. اگر مردم بیدار تبریز در چهلم حوادث قم، آن حادثه‌ى بزرگ را به وجود نمى‌آوردند، این سلسله‌ى اربعین‌ها در کشور راه نمى‌افتاد و این حرکتِ خودجوش عظیم مردمى در سراسر کشور معلوم نبود چگونه به وجود خواهد آمد و چگونه ادامه پیدا خواهد کرد. بنابراین ابتکار عمل را تبریزى‌ها کردند. در قضایاى قبل هم همین جور بوده است، در قضیه‌ى مشروطه هم همین جور بود؛ تبریزى‌ها شروع‌کننده‌اند، مبتکرند. بسیارى از این شعارهائى هم که امروز در زبان مردم عزیز ما در سراسر کشور جریان دارد، غالباً از تبریز شروع شده است.
 خصوصیت دوم، وفادارى است. بعضى‌ها وارد یک راهى میشوند، اما ادامه نمیدهند و وفادار نمیمانند؛ حوادث گوناگون آنها را متزلزل میکند، مردد میکند؛ گاهى از راه برمیگردند، گاهى بدتر از برگشتن، اصل حرکت و راه را انکار میکنند؛ از این قبیل داشتیم. مردم تبریز و آذربایجان وفادارند، ایستاده‌اند. خداى متعال در قرآن میفرماید: «و من اوفى بما عاهد علیه اللَّه فسیؤتیه اجرا عظیما».(فتح10) آن کسى که وفادار میماند، پاى حرف حق و سخن حق مى‌ایستد، گذشت زمان و حوادث دشوار، او را متزلزل نمیکند، خداى متعال به او پاداش بزرگى خواهد داد. یک عده‌اى اینجور نیستند، عهدشکنى میکنند؛ «فمن نکث فانّما ینکث على نفسه».(فتح 10) عهدشکن به ضرر خود عمل میکند و در واقع به خاطر عهدشکنى، خود را خسارت‌زده میکند؛ راه خدا خسارتى نمى‌بیند. شما مردم تبریز و مردم آذربایجان وفادارى کردید و ایستادید.
 امام بزرگوار ما با اینکه با تبریز آشنائى نزدیکى نداشتند، اما مردم تبریز را خوب شناخته بودند. در آن قضایاى فتنه‌ى اول انقلاب که در جاهاى مختلف فتنه‌انگیزى شد، از جمله در تبریز، امام فرمودند که خود مردم تبریز جواب فتنه‌گران را خواهند داد، و دادند؛ همین‌جور شد. جز نیروى ایمان و غیرت و همت و آگاهى و بصیرت، چیز دیگرى نمیتوانست آن فتنه‌ها و آن آتشها را خاموش کند

 

برگرفته از سایت مقام معظم رهبری


 

 

ادامه مطلب