عذاب آسماني بر دشمن غدير

شنبه 21 آبان 1390  8:08 PM

 واقعهي عجيبي که به عنوان يک معجزه، امضاي الهي را بر خط پايان غدير ثبت کرد جريان «حارث فهري»[1] بود که در آخرين ساعات روز سوم، بهمراه دوازده نفر از اصحابش نزد پيامبر صلي اللَّه عليه و آله آمدند و او از طرف بقيه گفت:

اي محمد سه سؤال از تو دارم: شهادت به يگانگي خداوند و پيامبري خود را از جانب پروردگارت آورده اي يا از پيش خود گفتي؟ آيا نماز و زکات و حج و جهاد را از جانب پروردگار آورده اي يا از پيش خود گفتي؟ آيا اين عليبنابيطالب که گفتي: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ...» از جانب پروردگار گفتي يا از پيش خود گفتي؟

حضرت در جواب هر سه سؤال فرمودند:

خداوند به من وحي کرده است، و واسطه ي بين من و خدا جبرئيل است، و من اعلان کنندهي پيام خدا هستم و بدون اجازهي پروردگارم خبري را اعلان نميکنم.

حارث گفت:

«خدايا، اگر آنچه محمد ميگويد حق و از جانب توست سنگي از آسمان بر ما ببار يا عذاب دردناکي بر ما بفرست». و به روايتي: «خدايا، اگر محمد در آنچه مي گويد صادق و راستگو است شعلهاي از آتش بر ما بفرست»!!

همينکه سخن حارث تمام شد و به راه افتاد، خداوند سنگي از آسمان بر او فرستاد که از مغزش وارد شد و از دُبُرش خارج گرديد و همانجا او را هلاک کرد.

در روايت ديگر: ابر غليظي ظاهر شد و رعد و برقي به وجود آمد و صاعقه اي رخ داد و آتشي فرود آمد و همه ي آن دوازده نفر را سوزانيد.

بعد از اين ماجرا، آيه نازل شد: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ، لِلْکافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ...»، يعني «درخواست کننده اي عذاب واقع شدني را درخواست کرد که کسي نتواند آن را دفع کند».

پيامبر صلي اللَّه عليه و آله به اصحابشان فرمودند: آيا ديديد و شنيديد؟

گفتند: آري.

با اين معجزه، باز هم بر همگان مسلم شد که «غدير» از منبع وحي سرچشمه گرفته و يک فرمان الهي است.

 

پی‌نوشت:

بحارالانوار: ج 37 ص 136 و 162 و 167. عوالم: ج 3:15 ص 56 و 57 و 129 و 144. الغدير: ج 1 ص 193.

  

برگرفته از کتاب: 14 قرن با غدیر

به قلم: محمد باقر انصاری


 اگر ولايت نبود و اگر اجتماع عظیم مردم در روز غدیر رخ نمیداد، مدعيان دروغين، منافقان تشنه قدرت و انسانهاي متظاهر به اسلام آزمايش نميشدند!

همه ميگفتند ايمان داريم همه ادعا داشتند از ياران پيامبرند، همه اظهار ميکردند مسلمانند اما وقتي فرمان خدا ابلاغ شد که همه بايد با امام بر حق بيعت کنند، و بر اين بيعت وفادار بمانند. گروهي آشکارا مخالفت کردند. و گروه ديگر پيماننامه سياسي نوشتند. برخي انواع توطئهها را سامان دادند تا خلافت از خاندان عترت خارج شود. لذا باید گفت غدير معيار شناخت مؤمن و منافق است بدین جهت حضرت امام حسین علیهالسلام فرمودند:

ما کنا نعرف المنافقين علي عهد رسول الله، الا ببغضهم عليا و ولده عليه السلام.[1]

در زمان رسول خدا صلیاللهعلیهوآله منافقين را نميشناختيم جز با دشمني و کينه توزي آنان نسبت به علي  و فرزندان او علیهمالسلام

 

 پینوشت:

[1]. عيون اخبار الرضا، ج2، ص72؛ بحارالانوار، ج39، ص302.

منبع:aboutorab.com


معناى حديث غدير

شنبه 21 آبان 1390  8:04 PM

منبع:aboutorab.com

 بگمان هر انسان منصفى در قضيه غدير و حديث آن اندكى تأمّل كند، يقين مى‏كند كه واژه «مولى» در اين حديث شريف بر امامت حضرت على عليه السلام و جانشينى آن بزرگوار تصريح دارد؛ زيرا پيامبر گرامى صلى اللَّه عليه وآله پيش از اين عبارت فرموده‏اند:

ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم؟ [1]

آيا من بر مؤمنان از خودشان اولى و صاحب اختيارتر نيستم؟

حضرت با اين سخن خويش به اين آيه شريفه «النَّبِيُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ»[2]اشاره فرموده و بر لزوم پيروى آنان و نافذ بودن فرمانش، از آنان اقرار گرفت؛ آن سان كه آيه شريفه نيز بر اين امر دلالت دارد.[3]

پس از اين مقدمات بود كه فرمود: من كنت مولاه فعلي مولاه؛[4]

 و اين همان معنايى بود كه تمام حاضران در آن مجلس و در رأس آن‏ها امير مؤمنان على عليه السلام، حسّانِ شاعر، آن دو نفر و ديگر صحابه از سخن آن بزرگوار برداشت كردند.

هم‏چنين همان معنايى بود كه فهرى آن را انكار نمود، و بر ابوطفيل سنگين آمد و فلان و فلان! هم آن را كتمان كردند.

البته همان معنايى است كه برخى دانشمندان با انصاف مانند تقى الدين مقريزى بدان اعتراف نموده و در كتاب خود چنين آورده است:

ابن زولاق چنين گفته است: در روز هجدهم ذى حجه- روز غدير- گروهى از مردم مصر، مغرب و اطراف آن براى خواندن دعا جمع مى‏شدند؛ زيرا آن روز را به مناسبت وصيت پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله به اميرالمؤمنين على بن ابى‏طالب در جانشينى پس از خود، عيد مى‏دانستند.[5]

شواهد بسيار ديگرى نيز بر اين معنا گواه است كه- به برخى از آن‏ها اشاره نموديم- نهايت و چكيده همه آن‏ها اين سخن است:

واژه «مولى» در حديث شريف نبوى؛ يعنى كسى كه حق اولويت در اطاعت و صاحب اختيارى و حكم كردن از آنِ اوست و اين يعنى ولايت كبرى‏ و امامت عظمى‏.

 

 

پینوشت:

[1]. اين جمله در ابتداى حديث، در روايت احمد بن حنبل، ابن ماجه، بزّار، نسائى، ابويعلى، طبرى، ابن حبّان، طبرانى، دارقطنى و ديگر محدّثان بزرگ اهل سنّت آمده است.

[2]. سوره احزاب: آيه 6.

[3]. سوره حشر: آيه 7.

[4]. اين فراز را با« فاء» تفريع احمد بن حنبل، نسائى، طبرى، طبرانى، ضياء مقدسى، محاملى، ابويعلى، ابن كثير، سمهودى، متقى هندى و ديگران نقل كرده‏اند.

[5]. المواعظ والاعتبار: 2/ 220.

 

 

برگرفته از کتاب: غدير آخرين جايگاه اعلام عمومى

به قلم: آیت الله سید علی حسینی میلانی

منبع:


عرشيان و روز غدير

شنبه 21 آبان 1390  8:00 PM

احمد بن ‏محمد بن ‏ابي‏نصر بزنطي [از بزرگان اصحاب ائمه علیهم السلام ] مي‏گويد:

در منزل امام هشتم علي بن ‏موسي‏الرضا علیهما السلام نشسته بودم، جمع بسياري نيز در منزل حضرت گرد آمده بودند که گفتگو در باره روز غدير آغاز شد؛ بعضي از افراد وجود روز غدير را در صدر اسلام منکر شدند و بعضي آن را از شعائر اسلامي مي‏دانستند. در اين هنگام، علي بن ‏موسي‏الرضا علیهما السلام فرمود: پدرم از جدم «جعفر بن‏محمد» چنين نقل مي‏کرد:

آسمانيان روز غدير را بهتر از زمينيان‏ مي‏شناسند، خداوند در بهشت‏برين ساختمان بزرگي را به خود اختصاص داده است؛ اين ساختمان از آجرهاي نقره و طلا ساخته شده، در آن صد هزار گنبد از ياقوت سرخ و صد هزار گنبد از ياقوت سبز وجود دارد، خاک و گل‏هاي به کار گرفته شده در اين قصر از مشک و عنبر است، در آن چهار جوي (يا رودخانه) به چشم مي‏خورد که در هر يک از آنها خمر و آب زلال و شير و عسل جريان دارد; در اطراف اين جويبارها درختان انبوهي از ميوه‏هاي مختلف روييده، بر روي آنها پرندگاني پرواز مي‏کنند که بدنشان از لؤلؤ و پرهايشان از ياقوت است؛ آنها با پرواز خويش‏صداهاي دلنوازي ايجاد مي‏کنند.

روز غدير در اين قصر بزرگ باز مي‏شود؛ فرشتگان و اهل آسمانها تسبيح‏گويان به قصر داخل مي‏شوند؛ آن پرندگان به پرواز درآمده در جويبارها خود را مرطوب مي‏سازند و سپس به آن مشک و عنبر آغشته کرده، و عطرش را در فضاي ملکوتي قصر منتشر مي‏سازند؛ فرشتگان الهي به نام فاطمه زهرا سلام الله علیها به يکديگر هديه مي‏دهند؛ چون پايان روز غدير فرا مي‏رسد، به فرشتگان گفته مي‏شود به جايگاههاي خويش برگرديد شما تا سال آينده، مثل چنين روزي، از اشتباه و لغزش در امان هستيد و بدانيد همه اين موهبت‏ها به خاطر عظمت پيامبر ما محمد و وصي او علي بن‏ابي‏طالب - عليهما السلام - است.

 

پی نوشت :

[1]. تهذيب الاحکام، ج‏6، ص 24، ح‏9، باب‏19; بحارالانوار، ج 94، ص‏9 - 18.

  منبع:aboutorab.com

 


راویان غدیر

جمعه 20 آبان 1390  10:08 PM

  زنان راوى غدير شواهد موجود در كتب تاريخى گوياى اين حقيقت است كه پيامبر اكرم(ص) از آغاز رسالت‏با رويكرد عمده زنان به آيين توحيدى روبرو شد. اولين پذيرنده اسلام (خديجه)، (1) اولين شهيده (سميه) (2) و بانوانى كه از سابقين و مهاجران شمرده مى‏شدند (3) نمونه روشنى از مشاركت زنان در عرصه‏هاى اجتماعى را به نمايش مى‏گذارند. حضور زنان در حجة الوداع بارزترين و ماندگارترين نوع شركت در صحنه‏هاى اجتماعى است. اخبار فراوانى كه به وسيله راويان زن از اين مراسم عظيم نقل شده، گوياى تلاش گسترده زنان در پاسدارى از اين ميراث مقدس است. دستاوردهاى بانوان در عرصه اخبار غدير به دو گروه عمده تقسيم مى‏شود: الف. اخبار زنان صحابى در سال دهم هجرى، با اعلام پيامبر(ص)، مؤمنان بسيارى از شهرهاى مختلف به سوى مدينه روان شده، در حومه شهر مسكن گزيدند و به انتظار موسم حج نشستند; حجى كه بعدها به حجة‏الوداع، حجة‏الاسلام، حجة‏البلاغ، حجة‏الكمال، حجة‏التمام شهرت يافت. پيامبر اكرم(ص) روز شنبه، پنج‏يا شش روز قبل از آغاز ذى‏حجة، از مدينه حركت كرد. در اين سفر همه زنان و اهل بيت پيامبر با وى همراه بودند. (4) گروهى از اين بانوان حديث غدير را نقل كرده‏اند; كه نام و روايتشان چنين‏است: 1. حضرت زهرا(س) حضرت فاطمه زهرا(س) يگانه يادگار رسول اكرم(ص) است،

ادامه در ادامه مطلب


مناظرة‌ دكتر تيجاني با دانشمند تونسي

دكتر تيجاني مي‌گويد: پس از تشرّف به مذهب حَقّة اماميه و بازگشت به وطنم تونس، با يكي از دانشمندان در مورد حديث غدير، به گفتگو و مناظره پرداختم.

دكتر تيجاني: آيا شما حديث غدير را قبول داريد؟

 

 

دانشمند تونسي: آري، اين حديث صحيح مي‌باشد. اتفاقا من در مورد قرآن تفسيري نوشته‌ام و به حديث غدير در ذيل آيه 67 سورة مائده اشاره كرده‌ام و به صحت آن اعتراف نموده‌ام آن گاه تفسيرش را به من داد و مطالب خود را در مورد حديث غدير به من نشان داد. نوشته بود:

ادامه در ادامه مطلب


عهد غدیری

پنج شنبه 19 آبان 1390  3:00 PM

 ای انسان های آگاه و بیدار! آیا می پندارید که رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- مثل سایر آدمیان کاری بیهوده و بی فایده انجام می دهد؟ گمان می کنید که چرا آن آفتاب عالم تاب از ماهها پیش فرمان داد تا جارچیان به همه شهرها و کشورها اعلام کنند که ...

پس هر آن کس که استطاعت و توانایی دارد، برای انجام مناسک حج به کاروان رسول الله بپیوندد. آیا هدف او جز این بود که حج را به طور عملی به مسلمین آموزش دهد؟ امّا او که نبی مرسل و پدر امّت نوپای اسلام بود، علاوه بر آن، مأموریّت خطیر دیگری را نیز به عهده داشت. 

روشنفکران تاریخ و ای دلسوزان بشریّت، آیا می پندارید که نبی اکرم- صلی الله علیه و آله و سلم- جامعه اسلامی را که 23 سال با رنج و مشقّت پرورش داده، بدون رهبر و جانشین رها می کند؟

و منتظر است تا شما بعد از او، خودتان با برگزاری شورا و نظرخواهی احمقانه تان برای پیامبر و جامعه اسلامی خلیفه و جانشین تعیین کنید؟

رسولی که از جوانی به محمد امین شهرت داشت، به فرمان الهی دستور توقف حاجیان را در بیابان گرم و سوزان غدیر خم صادر می فرماید. اعلام می دارد که رفتگان باز آیند و آنانی که هنوز نرسیده اند برسند.

سپس با جهاز اشتران کاروان، منبری به پا کرده بر روی آن ایستاده و طی خطابه و سخنرانی طولانی که آخرین کلام و گفتار رسمی و علنی پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله و سلم- قبل از وفاتشان بود؛ امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- را به طور آشکارا و علنی به تمامی حاضران معرفی کرده و ایشان را ولی و جانشین و امام پس از خود قرار می دهند. همان طور که بارها و بارها این نکته را به مردم گوش زد کرده بودند. از همان دعوت عشیره تا به امروز. و امروز آخرین بار و اتمام حجّت برای همگان بود و از حاضران می خواهند تا به غائبان پیام- من کنت مولا فهذا علی مولا- را برسانند.

اینک پیام غدیر به لطف امام غدیر بعد از 1400 سال به ما هم رسید و هنگامه آن رسیده که ما نیز همچون غدیریان آن زمان که با مولای خود دست بیعت دادند، با مولا و سرور و صاحب خود دست بیعت دهیم.
و صبحگاهان با سردادنِ سرود صبحگاهی دعای عهد، عهدی تازه با امام خود امضاء کنیم که پیوسته در رکاب آن حضرت قدم بر داشته، تا شاید جز دوستارانش قرارمان دهد. و امید آن داریم که باقی مانده از عمرمان را در دوران ظهور و حضور حضرتش سپری کنیم.


شیعه یعنی دست بیعت با غدیر

پنج شنبه 19 آبان 1390  2:50 PM

 شیعه در لغت بر دو معنا اطلاق می‌شود، یکی توافق و هماهنگی دو یا چند نفر بر مطلبی، و دیگری، پیروی کردن فردی یا گروهی، از فرد یا گروهی دیگر.

، در اصطلاح به آن عده از مسلمانان گفته می‌شود که به خلافت و امامت بلافصل علی ـ علیه السلام ـ معتقدند، و بر این عقیده‌اند که امام و جانشین پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از طریق نصّ شرعی تعیین می‌شود، و امامت حضرت علی ـ علیه السلام ـ و دیگر امامان شیعه نیز از طریق نص شرعی ثابت شده است.[2] 
اطلاق شیعه بر دوستان و پیروان علی ـ علیه السلام ـ، نخست، از طرف پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ صورت گرفته است. این مطلب، در احادیث متعددی که از آن حضرت روایت شده، مطرح شده است. چنان که سیوطی از جابر بن عبدالله انصاری و ابن عباس و علی ـ علیه السلام ـ روایت کرده که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در تفسیر آیه‌ی «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریّة» (بیّنه / 7) اشاره به علی ـ علیه السلام ـ کرده و فرموده‌اند: «تو و شیعیانت» روز قیامت، رستگار خواهید بود.»[3] 
در تاریخ شیعه، فرقه‌هایی پدید آمده است، که بسیاری از آن‌ها منقرض شده‌اند، و بحث درباره‌ی آن‌ها فایده‌ی چندانی ندارد. فرقه‌های اصلی شیعه که هم اکنون نیز موجودند عبارتند از: شیعه‌ی اثنا عشریه، شیعه‌ی زندیّه، و شیعه‌ی اسماعیلیه، درباره‌ی ‌هر یک از آن‌ها در فصلی جداگانه، به اختصار بحث خواهیم کرد. موضوع بحث در این فصل، شیعه‌ی اثنا عشریه است.
ادامه در ادامه مطلب


چراغ غدير بر بام تاريخ

پنج شنبه 19 آبان 1390  2:47 PM

 سطحى‏نگرى و كوچك‏انديشى است، اگر «غدير» و «ولايت‏» را، نزاعى در ميان دوگروه در گذشته بدانيم و دور از «متن مكتب‏» است، اگر ايستادن بر كرانه جوشان «غدير» را تنهاحساسيتى فرقه‏اى و جدالى مذهبى به شمار آوريم.

«غدير»، همواره برپاست. 

صحنه تعيين «مولى‏»، و آن بيعتها و استشهادها و اعترافها، هنوز هم محو نشده‏است. بيعتگران نيز، صحنه را ترك نكرده‏اند. على‏رغم آنان كه سعى كرده‏اند غبارى از«نسيان‏» و پرده‏اى از «كتمان‏» بر سيماى غدير بنشانند و بيفكنند، دلها وجانهاى بيشمارى هنوز هم توجه به آن دستهاى بلندى دارد كه دست «على‏» را گرفت وفراز آورد، تا آن خورشيد را، همه ببينند، همه بشناسند، به يكديگر و به غايبان‏از صحنه و به خبرگيران از واقعه و به جويندگان چراغ، معرفى كنند. 

صحنه‏غدير، پايان نيافته است. 

هنوز هم ديدگان تاريخ، در عصر حاضر، در قاره‏هاى دوردست، در جنوبى‏ترين كشورآفريقا، در شرقى‏ترين منطقه خاور دور، در مركزى‏ترين بخش اروپا و آمريكا، در پى‏آشنايى با «خورشيد»ى هستند كه اگر بتابد، خانه‏ها را، دلها را، شهرها را، انديشه‏ها را، قلمرو قلم و شعر را، پهنه ادبيات و هنر را، گستره عقيده‏ها وباورها را «روشن‏» مى‏سازد. و از «نور»، چه انتظارى است، جز درخشيدن و فروغ‏گستردن و گرما بخشيدن؟! در غدير، دستى كه فرا رفت، دست‏خدا بود، زبانى كه «على‏مولاه‏» را سرود، زبان خدا بود، دستى هم كه به عنوان «مولى‏» بالا رفت و همگان‏ديدند، دست‏خدا بود، «على‏»، راه و صراط بود، چراغ و مشعل بود، خط سير و مسيربود، «غدير»، راهى بود كه روندگان را به «على‏» مى‏رساند. 

و ... «على‏» هم، صراطى بود كه رهپويان را به «خدا» مى‏رساند. 

«غدير»، چشمه‏اى زلال بود كه در طول چهارده قرن، هزاران هزار كام تشنه را ازكوثر معارف ناب، سيراب ساخت. و اين چشمه، هنوز هم سارى و جارى است. 

«غدير»، چراغى بر اوج بود، كه در قرنهاى متمادى تاريخ بشرى، گمگشتگان‏بسيارى را از واديهاى خوف و خطر و بيراهه‏هاى تاريكى و ضلالت، به «مقصد»راهنمايى كرد. و اين چراغ، همچنان فروزان و نورافشان و راهنماست. 

«غدير»، تكيه‏گاهى بود كه شيعه را در عصر محكوميت و مظلوميت ديرپاى خويش،پناه بود و حجت و برهان. و اين تكيه‏گاه، هنوز هم به استوارى گذشته، پابرجاست ومحكمترين حجت‏ها را دارد. 

«غدير»، متنى بود، روشن و بى‏ابهام، گويا و صريح، كه خيلى‏ها كوشيدند حواشى‏تاويل و تفسيرهاى دور از واقعيت‏براى آن ترسيم كنند. و اين متن، هنوز هم براى‏آنان كه بى‏حواشى به آن بنگرند، صريح و گوياست. 

«غدير»، ميوه‏اى شيرين در بوستان رسالت‏بود، كه تداوم «خط نبوت‏» را در شكل‏«امامت‏»، به شيرين‏ترين صورت ترسيم مى‏كرد. و هنوز هم اين ميوه شيرين، زينت‏بخش‏بوستان محمدى است و بدون آن، «باغ رسالت‏» بى‏ثمر است «و ان لم تفعل فما بلغت‏رسالته ...». 

«غدير»، ميثاقى بود ميان صاحبان باور و عقيده به خدا و رسول، كه وفادارى به‏آن، شاهد صدق ايمان بوده است. و اين عهد و پيمان، هنوز هم «وفا» مى‏طلبد ودستان بيعتگر را به «صدق‏» فرا مى‏خواند، و همه ساله، اين عيد فرخنده موعدى‏براى تجديد آن عهد و تحكيم آن ميثاق با خدا و رسول است. 

«غدير»، اگر چه بركه‏اى در بيابان بود، ولى هفت دريا به وسعت تاريخ و زمان‏بود كه موجش «ازل‏» تا «ابد» را فرا گرفت و اگر خاكيان، برخى چشم ديدن آن‏موج ابدى را نداشتند، افلاكيان به تكريم آن به يكديگر تهنيت مى‏گفتند. 

«غدير»، سفينه نجاتى بود كه گرفتاران موج جهالت و حيرت ضلالت را به ساحل امن‏ايمان مى‏رساند. اين سفينه، هنوز هم سرنشين مى‏طلبد و امواج فتنه و فريب، هنوز هم‏در پى دور ساختن انديشه‏ها از اين ساحل‏اند. 

«غدير»، روشن‏ترين چراغ بود، بر بالاترين بام خانه‏هاى تاريخ، تا ... مردم‏«اهل بيت‏» را بشناسند و به «خانه‏»اى رهنمون شوند كه افراد آن در دامان‏«وحى‏» بزرگ شدند و «آيات خدا» در آن خانه فرود آمد و جبرئيل امين، مانوس‏آن بيت و اهل بيت‏بود. 

اگر انسانيت امروز، مى‏خواهد به آن «خانه‏» راه يابد، خانه‏اى كه همه چيز درآنجاست، و همه كليدهاى گشاينده همه قفلها و درهاى بسته در دست صاحبان و ساكنان‏آن خانه است. 

بايد به اين چراغ نگاه كند، تا راه را بشناسد. 


 روزهاى سرنوشت‏ساز ملى و عيدهاى شادى‏بخش و نشاط آفرين دينى در نظر گاه جامعه‏ها و تمدن‏هاى زنده و آگاه،هر كدام داراى شكوه و اهميت و ارزش ويژه‏اى است و مردم خردمند و خردورز و آگاه به تناسب نقش هر يك از اين روزهاى تاريخى در نجات و رستگارى و آزادى و رشد معنوى و اجتماعى آن جامعه و مردم،از ديرباز بر اساس راه و رسم مذهبى و ملى،مردمى و يا منطقه‏اى بدان روزها و عيدها بها مى‏دهند و فرا رسيدن آن‏ها را گرامى مى‏دارند و روز شكوهبار«غدير»و يا عيد غدير از ديرباز در نظر خدا و پيامبرش و نيز خاندان وحى و رسالت و توحيدگرايان و مسلمانان از ارزش و اهميت وصف ناپذيرى بهره‏ور بوده و هماره به آن سخت بها مى‏دهند و آن را برترين و پر شكوه‏ترين عيد مذهبى و دينى مى‏نگرند.

اين همه شكوه و عظمت براى اين روز بزرگ چرا؟

از نظر آفريدگار هستى اهميت اين روز بزرگ به خاطر آن است كه در اين روز سرنوشت‏ساز به فرمان او،پيام آورش مدال شكوه و افتخار پيشوايى و رهبرى راستين را بر سينه على(ع)نشاند و تاج معنوى خلافت را بر سر سرفراز او نهاد و او را به عنوان امير و امام و سررشته‏دار دين و دنياى مردم برگزيد و به همين منظور فرشته وحى با پيام او به پيام آورش فرمود آمد و ضمن تسليم گرم‏ترين تبريك و تهنيت خدا به پيامبر و مردم توحيدگرا اين آيه را آورد كه:هان اى مردم،امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خويشتن را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براى شما به عنوان آيين جاودانه برگزيدم...

اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا... (1) .
 ادامه در ادامه مطلب


روز عید چه کارها که باید کرد؟

پنج شنبه 19 آبان 1390  2:44 PM

 تجدید میثاق با رهبری

یکی از آداب عیدغدیر، دیدار با رهبری و تجدید میثاق با مقام ولایت است. با ملاحظه احادیث مربوط به غدیر، روشن می‌شود که برنامه دیدار با رهبری و پیشوای مسلمانان و بیعت با او، از زمان ائمه علیهم السلام به ویژه از زمان امام علی ابن موسی الرضا علیه السلام مرسوم بوده و مردم، از همه جا برای دیدار با معصومان و تجدید عهد به حضورشان می‌رسیدند. امام صادق علیه السلام دراین باره می‌فرماید: «این روز، روز تجدید عهد و یادآوری اتمام نعمت و اکمال دین است و از احترام زیادی برخوردار است».
ادامه در ادامه مطلب


چرا شیعه « غدیر » را مهم می داند

پنج شنبه 19 آبان 1390  2:32 PM


هجدهم ذی الحجه هر سال یادآور واقعه ای مهم و نقطه عطفی در تاریخ اسلام است که شیعیان از آن به عنوان یکی از اعیاد بزرگ اسلامی یعنی « عید غدیر » یاد می کنند. در این روز شیعیان و محبان اهل بیت (علیهم السلام ) به جشن و شادی و سرور می پردازند و این روز عظیم را به یکدیگر شادباش می گویند.
موضوع حادثه مهم و تاریخی غدیرخم از زمانهای دور همواره از مباحث اصلی و اساسی تاریخ اسلام بوده که این امر ناشی از سرنوشت ساز بودن این واقعه عظیم در مسئله امامت و خلافت حکایت دارد. 
جانشینی پیامبر عظیم الشان اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم ) نقطه اصلی اختلاف بین دو طایفه عمده مسلمانان بعد از رحلت رسول خدا بوده است . شیعیان معتقدند جانشینی پیامبر یک امر الهی است و هیچگاه این مهم به امت اسلامی واگذار نشده است . از سویی دیگر اهل سنت معتقدند که تعیین جانشینی پیامبر امری الهی نبوده و بعد از رحلت پیامبر اسلام به امت او محول گردیده است . با این مقدمه به بررسی دلایل شیعیان جهت گرامیداشت روز غدیر می پردازیم : 
ادامه در ادامه مطلب

 


غدير از ديدگاه مستشرقين

سه شنبه 17 آبان 1390  11:12 PM

 غدير‌خم و ولايت علي(ع)

واقعه مهم و تاريخي غدير‌خم هيچ گاه از ديد مستشرقان مخفي نماند و صريحا اقرار داشته اند كه پيامبر در‌ آن روز، امير المومنان علي (ع) را به ولايت و جانشيني خود برگزيده است.
» دونالد سون« مي‌نويسد: هجدهم ماه ذي الحجه عيد غدير است و گفته كه رسول‌‌ اسلام دهم هجري بعد از باز گشتن از حجه الوداع به مقام خم رسيد و علي را برادر خود خواند و فرمود: علي نسبت به من مثل هارون به موسي است، بار الها ، دوست بدار كسي را كه علي را دوست بدارد و دشمني كن با كسي كه با علي دشمني كند، ياري كن كسي را كه علي را ياري كند[1].
"ساواراي" فرانسوي هم در اين باره مي‌نويسد: .. در روز حجه الوداع، پيامبر علي را با دست بلند كرد و به مردم نشان داد و او را به جانشيني خود معرفي و معين كرد[2].
"كولار‌سكو"  نيز مي‌گويد: كمي پيش از رحلت پيامبر، در حين مراجعت از آخرين زيارت كعبه، حضرت محمد جبرييل را ديده بود كه از جانب خدا پيام آورده است، بدون فوت وقت جانشين خود را معين و معرفي كند، پيامبر دستور داد كاروان را در محلي موسوم به غدير‌خم متوقف گردانند. او خود بالاي جايگاه بلندي كه از جهاز شترها، ساخته بودند رفت و كمر دامادش را گرفت و براي معرفي به جمعيت بلندش كرد، آنگاه چنين گفت: »من كنت مولاه فهذا علي مولاه« بعد از سخنان محمد آن عده  از روساي  قبيله‌هاي عرب كه در آن مجلس حاضر بودند، جلوتر آمدند تا بعنوان بيعت، دست در دست علي بگذارند[3].
 
امام علي (ع)  شايسته خلافت
در تجليل و توصيف از علي نسبت به خلافت » يوهان ياكون راسيكه« مي‌گويد: علي بن ابي طالب سزاوار --ترين كسي  بوده است كه مي‌بايست پس از پيامبر به خلافت مي‌رسيد، ولي از اين حق براي حدود 24 سال محروم گرديد. علي بهترين زمامداري است كه جهان اسلام به خود ديد ه است[4].
»همبر« به عظمت علي (ع) در مورد امامت و خلافت معترف است و مي‌گويد: به گمان من، در مورد خلافت علي، حسن و حسين، حق با شيعه است، زيرا بر اساس بررسي‌هاي من، علي ويژگيهاي والاي داشت كه او براي رهبري امتياز مي بخشيد و بعيد نيست كه پيامبر، حسنين را نيز به عنوان امام معرفي كرده باشد و اين را اهل سنت نيز انكار نمي‌كنند[5]
.»جان نورمن هاليتر« آورد ه است كه علي در مقام خلافت به تاريخ تعلق دارد، و در مقام امام به عالم تشيّع تعلق دارد. و در اين عالم شخصيتي بر جسته و برتر از همگان دارد، غالب اهل سنت نيز اين نكته را مي‌پذيرند، كه او معناي وصي و وارث پيامبر بود[6].
 


غدیر خم

دوشنبه 16 آبان 1390  8:25 PM

 چرا به عید غدیر خم  عید غدیر خم می گویند؟

غدیر به آبگیر گفته می شود وخم نام یکی از آبگیرهایی است که در مسیر

 سیلاب وادی جعفه قرار داشته است و چون در روز هیجده ذی الحجه

 نصب حضرت علی (ع) به عنوان جانشین پیامبر اسلام

(ص) در آن مکان واقع گردید به عید غدیر خم معروف گردیده است.

غدیرخم امروز حدود 164کیلومتراز شمال مکه دور است و حدود450 کیلومتر از طرف جنوب مدینه منوره فاصله دارد

 منبع:delbaran1.blogfa.com


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2