ساختار تاريخي نظام وقف از لحاظ اجتماعي، اقتصادي و تشکيلاتي - 6

  • ساعت ارسال پست : 10:52 PM ،


مي‏توان گفت که اين اصول بر سه پايه‏ي اساسي استوار است: 1. احترام به خواست واقف؛ 2. تعيي نهاد قضا به عنوان تنها متولي امور اوقاف؛ 3. به رسميت شناختن وقف به عنوان يک شخص حقوقي. اکنون تفصيل اين موضوع بيان مي‏شود:
 
احترام به خواست و نيت واقف
 

شرطي که واقف معين مي‏کند چون نص صريح شارع مقدس است)
بر اين اساس، فقها وقف نامه را که خواست واقف در آن قيد شده به عنوان يک قانون تلقي مي‏کنند که در هر کار کوچک و بزرگ مربوط به موقوفه‏ي مربوط و فعاليتها و مؤسسات و کارها مختلف مربوط به آن بايستي به آن رجوع کرد. علاوه بر اين، آنان شيوه‏هاي تفسير وقف نامه‏ها را همان شيوه‏هاي فقها در تفسير متون شرعي مي‏دانند به طوري که مطلق بر مقيد و عام بر خاص حمل مي‏شود و شروط بعدي شروط قبلي را کان لم يکن مي‏سازد.
اجمالا شروطي را که واقف معين مي‏کند سامان دهنده و نظم دهنده‏ي وقف به حساب مي‏آيد تا آن زمان که با شرع مغايرت نداشته باشد.

با وجود آنکه فقها به شروط واقف چنين قدرت الزامي قائل شده‏اند اما در عين حال اين مسأله را مشروط کرده‏اند به اينکه بايستي تحقق بخش مصالح شرعي بوده و يا با منافع کل شريعت همسو باشد. آنان هر شرطي را که موجب از بين رفتن يکي از اهداف و مصالح شرعي شود و يا با يکي از منافع و اهداف شريعت مغايرت داشته باشد باطل دانسته‏اند. بر اين اساس در مسائل اوقاف بايستي قاضي و مفتي نقش عمده داشته باشند.
فقها با حرمت قائل شدن به شروط واقف، حمايت و پشتيباني قوي از اوقاف و نهادهاي آن به عمل آورده‏اند، که اين حمايت همراه با عوامل ديگري ضامن بقا و استمرار دستاوردهاي وقف در طول زمانهاي مختلف بوده است.
 
تعيين نهاد قضا به عنوان متولي عام اوقاف
 

فقها مقرر کرده‏اند که متولي عام و سرپرست اوقاف، بايستي صرفا نهاد قضا باشد که اين سرپرستي، هم شامل نظارت مي‏شود که اصطلاحا »اختصاص ولائي« گويند و هم شامل حل و فصل منازعات مربوط به اوقاف مي‏شود که آن را »اختصاص قضايي« نامند.
آنچه در اينجا براي ما مهم است همان »اختصاص ولايي« است که شامل نظارت بر اوقاف و انجام اقدامات مختلف مي‏باشد که مهمترين آنها عبارتند از: تغيير عين موقوفه به هنگام ضرورت، و صدور اجازه براي تغيير برخي يا همه‏ي شروط واقف در صورتي که براي وقف يا مؤسسات و افراد وابسته به درآمد آن زيانبار باشند. و نيز صدور حکم ابطال شروط خارج از حدود شرعي واهداف عام آن.

روشن است که اين اقدامات و امثال آنها در بسياري از شرايط که براي اوقاف پيش مي‏آيد مي‏تواند بر استقلال اوقاف و نهادهاي مرتبط با آن بويژه در زمينه‏ي اداري، وظايف و بودجه تأثير گذار باشد از جمله:
اگر واقف بميرد و معين نکند که سرپرستي موقوفه او بر عهده‏ي چه کسي است بعد از او اداره‏ي آن را بر عهده مي‏گيرد، يا واقف مقرر کند که نظارت بر وقف بر عهده‏ي خود اوست اما شايستگي نظارت را نداشته باشد و يا کسي را که براي نظارت بر وقف معين کرده فاقد صلاحين باشد و نيز در صورت از بين رفتن شرط مصرف درآمد موقوفه به دليل نابود شدن وقف نامه يا هر علت ديگر، در تمام اين موارد و شرايط و امثال اينها، فقها تنها به نهاد قضا اختيار داده‏اند که اقدام لازم را انجام دهد.
دستگاه قضا به لحاظ مستقل بودن از ساير دستگاهها، تلاش براي تحقق عدالت و فدا نکردن مصالح شرعي و نيز براي جلوگيري از مداخله‏ي ساير نهادها و بخشها در امور وقف و تسلط آنها بر اوقاف و بهره‏برداريهاي نادرست، اختيار يافته است که در وقف تصرف کند.
 

ادامه دارد ...
 
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
 
--------
منبع :
 
ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • ساختار تاريخي نظام وقف از لحاظ اجتماعي، اقتصادي و تشکيلاتي - 5

    • ساعت ارسال پست : 10:51 PM ،

     
    3. ويژگي عدم تمرکز: ويژگي عدم تمرکز در تمام بخشهاي نظام وقف بويژه در بخش اداري آن به خوبي مشهود است به طوري که تجربه‏ي تاريخي نشان مي‏دهد هيچگاه يک مديريت متمرکز براي امور تمام اوقاف وجود نداشته بلک ادارات و مديريتهاي متعددي وجود داشته که ويژگي محلي داشتند و مبناي کارشان خودگرداني موقوفات بر اساس شروط واقف و تحت نظارت قاضي و بدون ادغام در دستگاه اداري دولت بود.
    ويژگي عدم تمرکز در نظام اوقاف به گونه‏اي ديگر در عرصه‏ي اجتماعي متجلي شده و آن اينکه مختص يک گروه اجتماعي خاص و يا دسته‏اي معين نبوده بلکه در ميان تمام اقشار جامعه، صرف نظر از نژاد، دين، جايگاه شغل آنان گسترش يافته است تجربه‏ي تاريخي نشان مي‏دهد که نظام اوقاف از تعدد مذاهب و اجتهادهاي فقهي بهره‏مند شده است و اين گونه نبوده که يک مرکز فقهي واحد براي تمام اوقاف وجود داشته باشد بلکه مراکز و اختيارات متفاوتي وجود داشته و اين تعدد و تنوع تا اوايل عصر جديد وجود داشته است يعني تا زماني که دولت عثماني مذهب حنفي را مذهب رسمي خود اعلام کرد. از آن زمان به بعد اين تعدد کاسته شد و اختيارات کاهش يافت تا اينکه منجر به ادغام اوقاف در نظام حکومتي و نظام اداري مرکزي شد.

    اگر به دو ويژگي استقلال و عدم تمرکز در نظام اوقاف توجه کنيم متوجه مي‏شويم که اين دو، ملازم هم بوده و يکديگر را پشتيباني مي‏کرده‏اند در عين حال هيچ گرايشي هم به ادغام نظام اوقاف در نظام حکومتي و دستگاهاي دولتي وجود نداشته است. آنچه گفته شد مهمترين ويژگيهاي الگوي تاريخي اوقاف در مراحل مختلف شکل گيري اجتماعي، اقتصادي و اداري آن بود. تکميل اين گفتار درباره‏ي الگوي تاريخي اوقاف، اشاره به پديده‏ي فساد است که نظام اوقاف نيز از آن در امان نبوده است. در طول تاريخ و در برهه‏هاي مختلف، فساد با شدت و ضعف آن گريبانگير نظام اوقاف مي‏شد. و سوء استفاده و سوء مديريت، برخي غارتگريها و تصرفات ناحق از سوي افراد يا گروهها و بويژه برخي حاکمان و سلاطين در موقوفات صورت مي‏گرفت.
     
    اصول بنيادين نظام وقف
     

    علماي شريعت و مجتهدان مذاهب فقهي که در اغلب مسائل فرعي مربوط به وقف اختلاف نظر دارند. همگي در اين مسأله اتفاق نظر دارند که وقف در اصل تکوين آن عبارت از: تقرب به خدا و اطاعت از اوست. اکثر اين علما متفق القولند که هرگاه وقف به طور صحيح انجام شد مالکيت آن از حيطه واقف خارج شده و ملک خداوند به حساب مي‏آيد. منافع اين وقف نيز بر طبق شروطي که واقف در سند وقف خود معين مي‏کند از آن نهادها و بخشهاي نيکوکاري خيريه‏ي خاص يا عام است. مشروط بر آنکه از حريم شرعي نطام وقف خارج نشود و حلالي را حرام و حرامي را حلال نکند.
    بر اساس اين مفهوم و در اثر تداوم جريان وقف در عرصه‏ي اجتماع در طول تاريخ، نظام وقف رشد کرد و اصول اقتصادي آن گسترش يافت و به تعداد مؤسسات خيريه‏ي وقف به رغم انواع آن، افزوده شد. اين نظام توانست نقش برجسته‏اي در ارائه‏ي خدمات به صورت خودجوش و غير متمرکز ارائه دهد همجنين علاوه بر اين که يک قدرت معنوي بود به يک قدرت اقتصادي نيز تبديل شد تا جايي که در برخي زمانها بخصوص آن زمان که ثبات سياسي بر هم مي‏خورد و فساد شيوع مي‏يافت و امنيت کشور مختل مي‏گشت بعضي از دولتها را به طمع مي‏انداخت که با تسلط بر اين قدرت اقتصادي از آن به نفع اغراض خود و حمايت از مرکزيت خويش استفاده کنند.

    از اين رو به منظور مصون ساختن نظام وقف و نهادهاي آن از دست‏اندازيهاي اجتماعي طمع ورزان به طور عام و تعدي حاکمان به طور خاص، فقهاي ما تلاشهاي فراوان کرده‏اند تا اصول بنيادين و مستقلي براي نظام وقف تدوين کنند تا ضمن حفظ حريم آن، تا حد امکان رشد و تداوم آن را تضمين نمايند.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • ساختار تاريخي نظام وقف از لحاظ اجتماعي، اقتصادي و تشکيلاتي - 4

    • ساعت ارسال پست : 10:50 PM ،


    2. تحکيم اصل کار منظم در عرصه‏ي اجتماعي: گاهي موقوفات بزرگ نيازمند يک دستگاه اداري کامل براي اداره‏ي امور خود تحت نظارت يک فرد ناظر بودند. بعدها بسياري از وظايف نظارتي، مالي، حقوقي و فني به اين دستگاه اداري افزوده شد.
    ملاک کلي اوقاف در اداره‏ي امور خود اصل خود گرداني و عدم ادغام در ادارات دولتي و دوري از تمرکز گرايي بود.
    اما موقوفاتي که از اين قاعده مستثني مي‏شدند محدود و موقتي بودند و تحت نظارت مستقيم دستگاه قضا قرار مي‏گرفتند. در اين جا بايد توجه داشت که دستگاه قضا هميشه مستقل از دستگاه‏هاي سياسي حکومت بوده است چرا که قدرت خود را از رهگذر اجراي احکام شرع اسلامي به دست مي‏آورد.
    3. خود گرداني مؤسسات موقوفه: با دقت در تاريخ اداره‏ي موقوفات متوجه مي‏شويم که آنها تابع شکل اداري متمرکز واحد نبودند و علي رغم پيدايش چندين مرکز اداري براي نظارت بر اوقاف، اين مراکز در بيشتر مواقع به موقوفات خاصي منحصر شد و د تمام شرايط تصميم نهايي و حرف آخر در خصوص امور مربوط به موقوفات، از آن دستگاه قضا بود.

    به طور خلاصه مي‏توان گفت که اداره‏ي نهادهاي وقفي و موقوفات بر اساس اصل خود گرداني صورت مي‏گرفت که محدوده‏ي آن از شروط واقف تا نظارت قاضي و حکم او بود.
    4. نهادهاي موقوفه شيوه‏ي اداره‏ي محلي را مورد حمايت قرار دادند. هدف از اين کار استفاده از نقاط قوت اين شيوه، از جمله سرعت رسيدگي به نيازهاي محلي و دوري از تشريفات ادراي و محفوظ ساختن موقوفات از سوء استفاده مقامات مرکز بود.
     
    مهمترين مشخصه‏هاي تاريخي اوقاف
     

    از آنچه گذشت روشن مي‏شود که اوقاف از زمان پيدايش، تحت تأثير آنچه که »قانون ازدياد تاريخي« مي‏ناميم قرار داشت. بويژه آنکه روند سنت وقف در طول بيش از چهارده قرن هيچگاه متوقف نگرديده است.
    آنچه در پي مي‏آيد خلاصه‏اي از مهمترين ويژگيهاي تاريخ اوقاف است که به همراه آنها نکاتي درباره‏ي اين ويژگيها بيان خواهد شد:

    1. ويژگي نهاد سازي تأسيس سازندگي: منظور از آن، مشارکت اوقاف در ايجاد نظام عام اجتماعي و شاخه‏هاي فرعي آن اعم از اقتصادي، اجتماعي، سياسي و اداري است با پيشرفت اين نظام و افزايش دستگاهها و نهادهاي آن، اوقاف نيز متحول و پيشرفته شد و وظايف آن گسترش يافت و به طور مستمر در عرصه‏هاي مدني و عمراني توليد و خدمات و يا مشاغل و زمينه‏هاي عام و يا کاريابي و ايجاد فرصتهاي شغلي و يا توجه به طبقات فقير،
    حضوري مؤثر نشان داد. از سوي ديگر مي‏توان گفت که اوقاف به تناسب شرايط هر زمان در ايجاد، وضعيت‏ها و انجام اقداماتي که حاکميت را از ورود به عرصه‏هاي اجتماعي بي‏نياز مي‏کرد سهيم بوده است. البته براي هيچ کس اين تلقي پيش نمي‏آيد که رابطه‏اي اين چنين ميان اوقاف و دولت، رابطه‏اي کشمکش آميز است بلکه در واقع، يک رابطه‏ي همکاري و تکاملي و وظيفه مدارانه به حساب مي‏آيد، نگاهي دوباره به مرحله‏ي پيدايش تاريخي اوقاف، بيانگر وجود اين تکامل است.

    2. ويژگي استقلال: بر اساس اين ويژگي وقف از يک سو به خواست و اراده‏ي شخص واقف و از سوي ديگر به حاکميت قاضي متکي است. در اين باره وقف حاکم و سلطان - به عنوان يک شخص يا يک حاکم - با وقف شخص معمولي يکسان است. وقف، به مجرد اجراي صيغه‏ي آن، يک شخصيت حقوقي مستقل پيدا مي‏کند. اصل در اراده و خواست فرد، آزاد به وجود مي‏آيد و تحت يک حاکميت مستقل قرار مي‏گيرد در عين حال اين نکته را بايد در نظر داشت که چار چوب ارزشي حاکم بر اين دو اصل همان اهداف کلي شريعت است که عبارتند از: حفظ دين، جان، عقل، مال و نسل.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • ساختار تاريخي نظام وقف از لحاظ اجتماعي، اقتصادي و تشکيلاتي - 3

    • ساعت ارسال پست : 10:49 PM ،


    از نظر اقتصادي
     

    در اوايل شکل گيري اوقاف، تنها مستغلات ساخته شده جزو موقوفات بودند اما بعدها به مرور زمان و در اثر بروز تحولات اجتماعي و سياسي در جوامع و تغيير حوزه‏هاي مالکيتي از دولتي به فردي، زمينهاي کشاورزي نيز داخل حوزه‏ي موقوفات شدند.
    علاوه بر اين، مستغلات زيادي از قبيل مغازه‏ها و اماکن تجاري، ابزارهاي مختلف توليدي همچون آسيابها، نانواييها، کبوتر خانه‏ها، حمامهاي عمومي، قهوه‏خانه‏ها و کوره‏هاي گچ پزي، کارگاههاي بافندگي و برنج کوبيها و تير کشتيهاي تجاري، کتابها و کتابخانه‏ها و پولهاي نقد و مستمريهاي مقرر دولتي براي برخي افراد نيز جزو موقوفات گرديدند.
    همچنين نقش اقتصادي اوقاف در اين موارد قابل توجه است:
    1. وجود شيوه‏هاي متعدد و تنوع بهره برداري اقتصادي از اموال موقوفه، مانند بهره‏برداريهاي زراعي، فعاليت تجاري، مشاغل حرفه‏اي و صنعتي. البته در به کارگيري اموال موقوفه در امور اقتصادي، موارد خلاف نيز مشاهده شده از جمله احتکار و تبديل مال وقفي به طوري که عده‏اي از اين روشها براي رسيدن به اهداف شخصي خود و هتک حرمت موقوفات استفاده کرده‏اند.

    2. انعطاف پذيري و توانايي پاسخگويي به نيازهاي زمان همسو با تغييرات زمان و مکان. وجود چنين انعطافي، نشانگر عمق ارتباط اوقاف با پايه‏هاي اوليه‏ي جامعه و در رأس آنها خانواده، خانواده‏هاي ريشه‏دار، گروههاي پيشه‏وري، حرفه‏اي و مذاهب صوفيه مي‏باشد که همگي آنها واحدهاي اساسي ساختار نظام اجتماعي محسوب مي‏شوند.
    3. مشارکت در تبديل جامعه‏ي قبيله‏اي کوچ نشين به جامعه‏اي شهري و ثابت که با اجراي طرحهاي سرمايه گذاري و ثابت که با اجراي طرحهاي سرمايه گذاري و اقتصادي، اجتماعي و خدماتي امکان پذير مي‏شود به طور مثال مسجد، هسته‏ي اوليه پيدايش شهرنشيني بود و چنانچه معروف است مسجد الگوي نخستين وقف به شمار مي‏رود.
    4. رشد فزاينده‏ي دارايي‏ها و اموال موقوفه به منظور اجراي شروط معين شده توسط واقفان و اعطا به مؤسسات خيريه که بودجه‏شان متکي به عايدات وقف است و بدين ترتيب اوقاف توانست در افزايش منابع اقتصادي جامعه و ايجاد فرصتهاي شغلي جديد سهيم باشد.

    5. تقويت اصل موازنه در روند توسعه و مدنيت از طريق توجه به مناطق نيازمندتر و به اقشاري که تر تأمين نيازهاي ضروري دزندگي بخصوص در زمينه‏ي بهداشتي آموزش، کار و مسکن با مشکل موجه هشتند.
    6. جلوگيري از تأثصيرات منفي فعاليت اقتصادي. بويژه اگر اين فعاليت بر طبق مکانيزمهاي بازار و مطابق قواعد عرضه و تقاضا باشد که گاهي مصون از تأثيرات منفي و ناخويشايند نيست. اوقاف با ارئه‏ي خدمات و برخي کالاهاي بلاعوض و يا با قيمتهاي بسيار ناچيز نقش بزرگي در اين زمنيه ايفا کرده است.
    7. حمايت از پژوهشهاي علمي در جامعه از طريق فراهم کردن امکانات مالي و تضمين استقلال علم و دانشمندان. همين امر در توسعه‏ي فعاليتهاي اقتصادي به عنوان بخشي از اقدامات لازم براي پيشرفت علمي و پژوهشهاي آزاد سهميم بوده است.
    8. مشارکت در طرحهاي زيربنايي جامعه و سپس ايجاد زمينه‏ي مناسب براي پيشرفت اقتصادي و اجتماعي.

    با نگاهي تاريخ به بخش اداري اوقاف مشاهده مي‏کنيم که اين بخش از نظام وقف نيز در گذر زمان و با گسترش حيطه‏ي اوقاف و افزايش نهادهاي آن توسعه يافته است. از جمله ويژگيهاي ادراي اوقاف مي‏توان به اين موارد اشاره کرد:
    1. رواج شيوه‏ي اداره‏ي فردي - خانوادگي نهاد وقفي: بدين معني که اصل در اداره‏ي موقوفات اين بود که تحت نظر واقف باشد و پس از او تحت سرپرستي فرزند ارشد او و يا کسي که وي براي نظارت تعيين کرده و يا ناظري که قاضي انتخاب کرده قرار گيرد مشروط بر آنکه شخص ناظر در تمام شرايط بر طبق شروط قيد شده در وقف نامه عمل کند به عبارت ديگر مديريت خانوادگي بر موقوفه، شيوه‏ي رايج اداره امور اوقاف در بسياري از برهه‏هاي زماني بوده است.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)