نقش بانک توسعه‏ي اسلامي در بهره‏وري موقوفات - 2

  • ساعت ارسال پست : 10:23 PM ،


مشارکت بانک در سمينارها و کنفرانسهاي وقفي
 

در سال 1401 ه ق (1981 م) بانک توسعه‏ي اسلامي »مؤسسه‏ي اسلامي پژوهش و آموزش« 1- را تأسيس نمود، تا بدين وسيله کارهاي مهم پژوهشي و آموزشي مورد نياز کشورها و جوامع اسلامي را در زمينه‏ي توسعه به عهده گيرد و آنها بتوانند فعاليتهاي اقتصادي و مالي و بانکي خويش را بر طبق احکام اسلامي و مديريتهاي نوين در پيش گيرند، تا بتواند پشتيبان آن کشورهايي که قصد تحقق بخشيدن به توسعه و شکوفايي اجتماعي و اقتصادي جامعه‏ي خويش را دارند، باشد چنين تمايلاتي طبعا اقتضاي توجه و عنايت به نهادها و مؤسسات اصيل اقتصادي و اجتماعي جامعه‏ي اسلامي را دارد و بايد سعي شود هرگونه مسائلي که موجب اصلاح آن مي‏گردد، تحقق يابد تا بتوان آن را ابزاري فعال و مؤثر در روند توسعه قرار داد.

از اين جهت بود که اين مؤسسه به »نهاد وقف« اهميت شاياني داد. و موجب شد آن را بر بسياري از فعاليتها و تلاشهاي پژوهش و آموزشي خويش مقدم سازد. و در اين راه به برگزاري سمينارها و جلسات آموزشي و منتشر ساختن پژوهشها و تحقيقات در زمينه‏ي وقف بپردازد.
پيش از مبادرت به توضيح، مهمترين فعاليتهاي علمي را در جدول 1 ارائه مي‏نماييم:
 
روند سمينارهاي وقف و مهمترين مسائل و مباحث بررسي شده در آن
 

در جدول 1 ديده مي‏شود که سمينارهاي تدارک ديده شده در زمينه‏ي وقف توسط مؤسسه به سه زبان عربي، انگليسي و فرانسوي بوده است، و اين سمينارها قلمرو جغرافيايي وسيع و گسترده‏اي از جنوب شرق آسيا تا غرب آفريقا را دربر مي‏گيرد. سمينارها کمک و خدمات بسزايي به اهداف در نظر گرفته شده داشته است. بعضي از آنها به صورت سمينارهاي علمي که موضوعات و مسائل وقف را مورد بررسي و تحقيق قرار مي‏دهند برگزار شد و بسياري، از پژوهشگران بلندپايه و دانشمنداني که به مسائل وقف اهميت مي‏ورزند در آن شرکت نمودند. بعضي ديگر از سمينارها جهت آشنايي ساده و معرفي نهاد وقف و آگاهي بخشيدن به اهميت آن در توسعه و رشد اجتماعي و اقتصادي
 
جامعه‏ي مسلمان به اجرا درآمد.
 

اما از نظر محتوي، مسائل و بحثهاي آن سمينارها بر سه محور اساسي قرار گرفته است، که نخستين محور به مسائل فقهي وقف و افقهاي تحول و پيشرفت آن مربوط است. سپس به مجموعه‏ي قوانين وقفي معاصر که نياز به بررسي و تجديد نظر داشته‏اند، پرداخته شده است. دومين محور،نقش اقتصادي و اجتماعي وقف را در جهان معاصر اسلامي مورد بحث و بررسي قرار مي‏دهد. اين پژوهشها و مباحث، تجربه‏ها و يافته‏هاي زيادي را در زمينه‏ي وقف از کتابهاي گوناگون - از کتاب سفرهاي ابن‏جبير گرفته تا کتابهاي جديد علمي - به دست مي‏دهد. و بدين وسيله نقش ارزنده‏ي وقف در سازندگي و توسعه‏ي مؤسسات آموزشي و فرهنگي و بهداشتي جامعه‏ي اسلامي و به خدمت درآوردن آنها در توسعه و رشد اجتماعي را آشکار مي‏سازد. در محور سوم پژوهشها نقاط ضعف و شکاف و رخنه‏هايي را که پي در پي در طول مدت گذشته به نهاد وقف وارد مي‏شده را روشن ساخت و به راههاي درمان و معالجه‏ي آنها اشاره دارد.
شايد بتوان مسائل مطرح شده در سمينارهاي علمي را که نمايانگر زمينه‏هاي مطلوب در اصلاح و احياي نهاد وقف به عنوان ابزاري در توسعه‏ي جامعه‏ي اسلامي است، در سه بند اساسي خلاصه نمود:
 
زمينه‏ي اصلاح مديريت
 

مسائل مطرح شده در اين زمينه با هدف شناخت جايگزينهاي مناسب و برتر در مديريت و ساختار اداري نهاد وقف تمرکز يافت. چرا که نهاد وقف در مسير تاريخي و طولاني خود سه شيوه و روش اداري قابل توجه را به خود ديده است.
اولين شيوه عبارت است از مديريت وقف توسط ناظر يا متولي مستقل که توسط واقف جهت اجراي متن وقف‏نامه و رعايت شرايط معتبر آن مي‏باشد. ناظر يا متولي بر طبق اين شيوه، خود در هر زمينه از مسائل موقوفه اقدام به تصميم‏گيري فردي مي‏نمايد، و در اين زمينه مي‏تواند تا زماني که تجاوزيابي اعتنايي يا تقصير و کوتاهي از او صورت نگيرد، آزادانه و بي‏قيد و شرط دست به هرکاري بزند، البته از طرف قوه‏ي قضائيه نظارتي محدود وجود دارد. اين شيوه در بعضي از دورانها نوعي کنترل مرکزي به خود ديد، به گونه‏اي که در آن زمان اداره‏اي به نام ديوان صدر اوقاف يا نامهاي ديگر وجود داشته است.

اما شيوه‏ي دوم مديريت در اوقاف همزمان با دوران استعمار تا مرحله‏ي استقلال پا به صحنه نهاد. اين شيوه همچنان بيشترين گسترش را در سرتاسر جهان اسلام به خود اختصاص داده است. در اين شيوه، مديريت اوقاف به وزارت مخصوصي که غالبا با نام وزارت اوقاف و امور ديني شناخته مي‏شود،
 

ادامه دارد ...
 
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
 
--------
منبع :
 
ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • نقش بانک توسعه‏ي اسلامي در بهره‏وري موقوفات - 1

    • ساعت ارسال پست : 10:21 PM ،


    مقدمه
     

    بانک توسعه‏ي اسلامي، سازماني مالي - اعتباري و بين‏المللي، جهت سرمايه‏گذاري است که مقر آن در جده در کشور عربستان سعودي است. اين بانک در سال 1975 م بنا بر بيانيه‏ي اجلاسيه‏ي وزراي خارجه‏ي کشورهاي اسلامي که در شهر جده، در سال 1973 م برگزار شد، تأسيس گرديد.
    مسؤوليت و وظايف اين بانک علاوه بر کمک و پشتيباني مالي با شيوه‏هاي گوناگون جهت توسعه‏ي اقتصادي و اجتماعي کشورهاي عضو، در برگيرنده‏ي مشارکت در سرمايه گذاري طرحهاو پروژه‏ها، و اختصاص دادن وام به مؤسسات و طرحهاي توليدي در اين کشورهاست. همچنين بانک موظف به تأسيس و اداره‏ي صندوقهايي است که اهداف تعيين شده‏ي آنها با اهداف اساسي بانک همگرا باشد. از جمله، صندوقهايي است که به منظور کمک و ياري جوامع اسلامي کشورهاي غير عضو تدارک ديده شده است. بانک همچنين مسأله‏ي نظارت بر صندوقهاي مالي ويژه و پذيرش سپرده‏ها و وديعه‏ها و تأمين موارد مالي، با شيوه‏هاي مناسب را به عهده دارد.

    همچنين از مسؤوليتهاي بانک مساعدت در زمينه‏ي گسترش و توسعه‏ي تجارت خارجه‏ي کشورهاي عضو، و داد و ستد تجاري ميان آنها بويژه در کالاهاي توليد شده و تقديم کمک و مساعدت به آن کشورها مي‏باشد. بانک سعي مي‏نمايد فعاليتهاي اقتصادي و مالي و بانکي کشورهاي اسلامي را بر طبق احکام اسلامي به کار اندازد.
    واضح است که بانک با به عهده گرفتن چنين اهدافي، اهميت زيادي به نهاد بزرگ و اصيل اسلامي يعني »نهاد وقف« قائل باشد و دربرآورده ساختن انتظارات و توقعات مردم، در روند پيشرفت اجتماعي و گسترش و رشد اقتصادي در جوامع اسلامي معاصر تلاش نمايد.
    اين گزارش کوتاه در بردارنده‏ي کوشش و تلاشهاي به کار گرفته شده‏ي بانک جهت پيشرفت و توسعه‏ي اوقاف اسلامي و افزايش توان آن براي انجام نقش توسعه‏اي و پيشگام آن که حقايق و واقعيتهاي گذشته تاريخ اسلامي نمايانگر آن مي‏باشد و نگرش به آينده نويد آن را مي‏دهد، مي‏باشد.
    فعاليتهاي اين بانک در زمينه‏ي »گسترش نقش وقف در زمينه‏ي توسعه« از دو بخش تشکيل مي‏شود:
    1. بخش علمي و تحقيقاتي، به بررسي و تحقيق درباره‏ي مفهوم وقف از ديدگاه جديد مي‏پردازد و سعي در افزايش بينش مردم در زمينه‏ي مسائل معاصر و اهميت مسائل جديد وقف دارد. و اين با سازماندهي و تشکيل سمينارها و کنفرانسها و جلسات کارگاهي در بسياري از نقاط جهان اسلام که در زمينه‏ي وقف اهتمام مي‏ورزند، صورت مي‏گيرد.
    2. بخش عملي، به مشارکت بانک در سرمايه‏گذاري مستقيم در طرحهاي وقفي کشورهاي اسلامي اختصاص دارد. اين کار با تأسيس موقوفات جديد يا از راه سرمايه‏گذاري مشترک ميان بانک و بعضي از مؤسسات وقفي يا با در اختيار گذاشتن کمکها، از طريق اعتبار کمکهاي ويژه‏ي بانک صورت مي‏گيرد. همچنين اين بخش در برگيرنده‏ي نامه‏هاي همکاري مشترک ميان بانک و بعضي از مؤسسات وقفي در کشورهاي عضو است، که به موجب آن اجراي بسياري از فعاليتهاي گوناگون وابسته به اوقاف مانند ايجاد مراکز اطلاعات و تهيه‏ي کتاب شناسي و فهرستهاي علمي همان‏گونه که تفصيل و جزئيات آن را در اين گزارش مشاهده خواهيم کرد، صورت مي‏گيرد.
    اين گزارش دو جنبه‏ي ياد شده‏ي فوق را در سه فصل به اين ترتيب دربر دارد:

    فصل اول اين گزارش دربر گيرنده‏ي فعاليت بانک در سازماندهي سمينارها و کنفرانسها و جلسات کارگاهي مربوط به وقف است. اين فصل نيز دربر گيرنده‏ي توضيح مختصري از چنين فعاليتهايي است که بانک آنها را در سرتاسر جهان اسلامي به انجام رسانيده است، و در آن به مهمترين عناوين و مسائلي که در آن جلسات علمي مطرح شده اشاره مي‏شود.
    فصل دوم پيرامون مشارکت عملي بانک در پيشبرد ساختن و ايجاد تحول در وقف و گسترش آن با همکاري بعضي از کشورها و جوامع اسلامي است. در اين گزارش بعضي از طرحهاي جديد اوقاف را که بانک به تأسيس آنها پرداخته است و نيز طرحهاي سرمايه‏گذاري مشترک ميان بانک و بعضي از سازمانهاي اوقاف ذکر خواهد شد. بانک توسعه در مورد طرحهايي که تحت عنوان »برنامه‏ي اعتباري کمکهاي ويژه« معروف است، سرمايه‏گذاري کرده است که در اين باره، مثالهايي زده مي‏شود.

    در فصل سوم، گزارشي از برنامه‏هاي همکاري مشترک ميان بانک و بعضي از نهادها و مؤسسات وقفي در کشورهاي عضو مطرح مي‏شود. که بانک بر مبناي آن اقدام به اجراي بسياري از طرحهاي مشترک کرده است.
    در پايان گزارش خلاصه‏اي پيرامون ره‏آوردها و تجربيات به دست آمده خواهد آمد.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • جاودانه کردن ثروت و برشماري راههاي گسترش آن - 9

    • ساعت ارسال پست : 7:59 PM ،


    6. کمک بيشتر دولت به سازمانهاي اداري اوقاف:
    اگرچه دولت، حقوق کارکنان سخت‏کوش و درست‏کردار اداره‏هاي اوقاف را مي‏پردازد و سنگيني پاره‏اي از هزينه‏هاي اين سازمان را بر دوش دارد، ولي اين همه براي سر پا ماندن و کوشندگي بيشتر آن کافي نيست و سازمان اوقاف براي فراهم آوردن بسياري از نيازهاي اداري خود چون خريد خودرو و دستگاه‏هاي رايانه‏اي و به کار گماردن مهندس کارشناس و حقوقدان و پيشخدمت و کارمند روزمزد و کارگر و تلفن همراه و پرداخت بيش‏کاري و برگزاري چندين گونه مسابقه‏ي قرآني و جايزه و پاداش، هزينه‏ي راه و جابه‏جايي قاريان و کمک به بسياري از سازمانهاي کشور و ده‏ها هزينه‏ي ديگر ناچار است از درآمد موقوفه‏هاي ويژه يا نذورات امامزادگان برداشت کند که بناخواست، از پايه‏ي کمک به مستمندان و گروه‏هايي که در شمار سفارش واقفان جاي دارند، کاسته مي‏شود و کمتر مي‏توان به برنامه‏هاي سازنده‏اي که استوار کننده‏ي پايگاه آيين و دين و فرهنگ اين مردم است، کمک کرد.

    7. استوار کردن باورهاي ديني در درون مردم و پديد آوردن مايه‏هاي مردم‏دوستي در دل توانمندان و اينکه بپذيرند براي به دست آوردن خشنودي خداوند مي‏بايد با پاک‏دلي و نيکوکاري، نخست خشنودي مردم را به دست آورد؛ زيرا خداي بزرگ، آنچه از بندگان براي خود مي‏جويد، همان چيزي است که براي مردم مي‏خواهد.
    مي‏دانيم که تنها نيرويي که بازدارنده‏ي دروني مردم از بديها و کجرويها و انجام دادن نارواييهاست، باورداشتهاي خداپرستانه‏اي است که در نهاد هر کس نهاده شده. همين نيروي خداگرايانه است که مردم را از گمراهي و کجروي و روي آوردن به نادرستي و کاستي نگه مي‏دارد. اين نيروي درون‏مايه که داشتن آن نشانه‏ي مردي و مردمي است، همان چيزي است که تازيان به آن «ايمان» مي‏گويند و پارسيان، آن را «دل‏آگاهي و خداداني» مي‏شمرند. همين نيروي هستي شکوه است که مردم خداترس را از انجام دادن هر نادرستي‏يي يا در افتادن به هر پستي‏يي و پذيرفتن هر خواري‏يي باز مي‏دارد. بندگان پاک و فرشته‏خوي خداوند، از اين نيرو بهره‏ي شايسته‏اي دارند؛ آن چنان که به خجستگي آن، گرد هيچ آلودگي‏يي نمي‏گردند و جز خشنودي خدا و مردم نمي‏جويند و از زشتخويي و دژکامي مي‏پرهيزند.

    اين نيرو که برخي آن را هشدار خرد يا خرد بيدار (وجدان) مي‏گويند، در بيشتر مردم به گونه‏اي نيرومند، کارساز است و دارنده‏ي خويش را از هر کج‏انديشي و بدرفتاري باز مي‏دارد و آشکارا در راه زندگي، وي را از گمراهي و فروافتادن در پستيها و نامردمي باز مي‏دارد و انگيزه‏ي او در کم‏آزاري و ياريگري به همانندان خويش مي‏گردد. خداترسان ايزدشناس، با داشتن ايمان استوار و وجدان بيدار، به پايگاهي از فرازمندي مي‏رسند که جز خدا را نمي‏بينند و جز بندگان او را دوست نمي‏دارند و تا توانايي دارند، نيکي مي‏کنند و در راه بهسازي زندگي مردم گام مي‏نهند و خود از هر لغزش و گناهي دوري مي‏کنند و به هنگام توانايي، به بخشندگيهاي گوناگون که وقف، يکي از آن شمار است، روي مي‏آورند. اينان، ثروت‏هاي يکديگر را از ميان نمي‏برند و به روزي ناتوانان چنگ نمي‏زنند و به درآمدهاي موقوفه دست‏درازي نمي‏کنند و پيوسته در اين انديشه‏اند که «صدقه‏اي جاريه» که وقف، يکي از «مصاديق» آن است، بنياد گذارند. بي‏گمان، خداشان در اين راه، يار و پشتيبان است.

    چنين است که مي‏توان گفت: نيروي ايمان، فرازپايه‏ترين انگيزه‏ي گسترش وقف و نگه‏داشت آن است. اميد آن است که توانمندان و پاک‏دينان، پويندگان اين راه راستين باشند. چنين باد !
    با پوزش از کاستيهاي اين نوشته و سپاس از همه‏ي همراهان و ياري‏دهندگان.
     
    پی نوشت:
     
    1- مانند وقف‏نامه‏ي درازآهنگ عمادالملکي طبس در چند بخش و وقف‏نامه‏هاي امير حسن خاني طبس و وقف‏نامه‏هاي پي‏درپي خاندان علم در بيرجند.
    2- ر. ک. به: ص 45 از کليله و دمنه‏ي بهرام شاهي، باب برزويه‏ي طبيب.
    3- همان، ص 46.
    4- ر. ک. به: فصل‏نامه‏ي وقف، ميراث جاويدان، ش 2، ص 41.
    5- غلامرضا انصاف‏پور، زندگي اقتصادي روستاييان، ج 1، ص 340، برگرفته از کتاب سني الملوک الارض و الانبياء.
    6- ر. ک. به: سيد حسين اميدياني، «ربع رشيدي؛ مجتمع بزرگ وقفي، علمي، آموزشي در تبريز»، فصل‏نامه‏ي وقف، ميراث جاويدان، ش 27، ص 59.
    7- محمد مهدي بروشکي، بررسي روش اداري و آموزشي ربع رشيدي، ص 202.
    8- «بعد از حمله‏ي مغول، در دوره‏ي ايلخانان، پس از آن که غازان‏خان مسلمان شد، به ايجاد موقوفات همت گماشت. رشيدالدين فضل‏الله، در تاريخ مبارک غازاني، شرح آن موقوفات را آورده است...» ر. ک. به: تاريخ اجتماعي راوندي، ج 4، ص 763.
    9- در تاريخ اجتماعي راوندي مي‏خوانيم: رشيدالدين در يکي از نامه‏هاي خود، خطاب به عمال حکومت و مردم سيواس مي‏گويد: «به او خبر رسيده است که عوايد اوقاف سيواس به مصرف خاص خود نمي‏رسد و موقوفات رو به ويراني نهاده است و اين کار را به ظلم متصديان امور اوقاف نسبت مي‏دهد و مي‏گويد: به جاي ايشان، اشخاص معتبري بايد گذاشت...»، ج 4، ص 755.
    10- ولي، گاهي برخي از مردان خدا و پرهيزگاران پديد مي‏آمده‏اند که ديدگاهي باريک درباره‏ي بهره بردن از درآمد وقف داشته‏اند و از آن سخت دوري کرده‏اند. در تاريخ اجتماعي راوندي (ج 4، ص 773، برگرفته از بدايع‏الوقايع واصفي) مي‏خوانيم که: «مولانا حاجي محمد فراهي، رحمة الله عليه، در زهد و تقوي و ورع، به قرينه‏اي بود که وقتي از ولايت به ديدن فرزندان خود که در مدرسه‏ي نظاميه به تحصيل مشغول بوده، تشريف آورد، به خانه درآمدند و در گوشه‏ي خانه، مقدار گندمي ديدند انباشته. پرسيدند که اين چيست و صاحب آن کيست؟ فرزندان فرمودند که اين گندم وظيفه است از مال وقف. چون حضرت مولانا اين سخن شنيدند، برآشفته گفتند: اي دريغ و افسوس از زحمت‏هايي که در پي شما ضايع شد ! اميدوار بودم که خانه‏ي ضمير شما از چراغ علم و معرفت نوراني شده باشد و گنجينه‏ي دل شما از جواهر حقايق و معاني پر گشته باشد. باطن شما خود از دود طعام وقف، تيره و سياه بوده است ! شما طعام وقف مي‏خورده‏ايد و در پي علم، رنج و زحمت بيهوده مي‏برده‏ايد و اين بيت را خواند که:
    فقيه مدرسه دي مست بود و فتوي داد / که مي حرام، ولي به ز مال اوقاف است.
    11- مرتضي راوندي مي‏نويسد: شکي نيست که در عهد نخستين ايل‏خانان بت‏پرست، مقدار بسياري از اموال وقف را فاتحان تصاحب کردند. در دوران ايل‏خانان مسلمان، از غازان‏خان به بعد، بسياري از اراضي، جزو املاک موقوفه گشت؛ ولي اموال وقفي زيادي نيز کماکان در تصرف متغلبان (غاصبان و متجاوزان) که از بزرگان چادرنشين مغول و ترک بودند، باقي مانده. مثلا حمدالله مستوفي مي‏گويد که سراسر ولايت پشکل‏دره مشتمل بر چهل دهکده، وقف مسجد جامع قزوين بوده است؛ ولي مغولان آن موقوفه را غصب و تصرف کردند. تاريخ اجتماعي راوندي، ج 4، ص 771.
    12- برابر با اخ کوک، زردآلوي نرسيده.
    13- در اين زمينه، در تاريخ اجتماعي راوندي (ج 4، ص 759) آمده است: «نادر با روحانيان شيعه رابطه‏ي خوبي نداشت. براي تضعيف آنها قسمت اعظم زمينهاي موقوفه را به ارزش يک ميليون تومان ضبط کرد. او با موقوفه‏داران از اين جهت که هيچ قدم مثبت و مفيدي بر نمي‏دارند و کاري جز دعاگويي ندارند، به سختي مخالف بود و سپاهيان وفادار خود را بر خيل دعاگويان مرجح مي‏شمرد...».
    14- براي باورداشت اين سخن به نوشته‏ي زير از تاريخ کرمان بنگريد: «قوام‏الدين ملک زوزن که در حدود سال 609 ه ق به کرمان آمده است، بعد از همه‏ي خودکاميها، يک روز گفت همه‏ي وقف‏نامه‏ها پيش او برند. سپس گفت: به تحقيق معلوم شد که از دعاي روحانيان و موقوفه‏خواران، کاري پيش نمي‏رود و فرمان داد که مجموع وقف‏نامه‏ها را در آب شستند و آنگاه تمام رقبات آن را در حوزه‏ي ديوان گرفت و جزء املاک خاصه کرد !»، برگرفته از تاريخ اجتماعي راوندي، ج 4، ص 756.
    15- تاريخ اجتماعي راوندي، ج 4، ص 759.
    16- ر. ک. به: فکر دموکراسي اجتماعي، دکتر آدميت، ص 125. (برگرفته از تاريخ اجتماعي راوندي، ج 4، ص 771).
    17- با همه‏ي آنچه درباره‏ي شاه عباس و ديگر شاهان در خونريزي و بيدادگري گفته‏اند، مي‏بينم که به انگيزه‏ي پايداري فرهنگ وقف‏دوستي و بنياد کردن موقوفه که در نهاد مردم آن روزگار سرشته بوده، شاه عباس به هنگام سپاسگزاري از يک پيروزي - براي کشور و مردم و تاريخ - از ثروت و دارايي خويش به برپايي يک موقوفه بزرگ مي‏پردازد. بنگريد: «پس از بازگرفتن آذربايجان از دولت عثماني، شاه عباس، املاک و مستغلات خود را وقف پيغمبر اسلام و دوازده امام کرد. به موجب (وقف) نامه‏اي که شيخ‏بهايي نوشت، توليت اين موقوفات در زمان حيات شاه عباس با شخص وي و پس از او با پادشاه زمان بود». ر. ک. به: تاريخ اجتماعي راوندي، ج 4، ص 175.
    18- تاريخ اجتماعي راوندي، ج 4، ص 762.
     

    نويسنده: محمد تقي سالک بيرجندي
     

    پایان

    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • جاودانه کردن ثروت و برشماري راههاي گسترش آن - 8

    • ساعت ارسال پست : 7:57 PM ،


    درخور يادآوري است که يادکرد و بزرگداشت چنين مردم فرازمند و بخشنده‏اي که دستمايه‏هاي گرانپايه‏اي بر جاي گذاشته‏اند، کاري شايسته است و بايسته مي‏نمايد که در انجام آن به هرگونه که در توان سازمان است، کوتاهي نکند؛ تا جايي که سزاوار است هر چند سال، همايشي سراسري از واقفان و متوليان در يکي از شهرهاي بزرگ کشور برگزار گردد و سازمان اوقاف با برنامه‏ريزيهاي درست و پسنديده، با بها دان به نهاد وقف، پايگاه واقفان را گرامي دارد و به گونه‏اي پسنديده برخي از آنان را که داراي ويژگيهايي هستند، برگزيند و به ديگران بشناساند يا پاداشي مينويک و سزاوار به آنان بدهد. پيداست که اين کار و اين رفتار، در گسترش فرهنگ وقف، چشم‏گير و پربار خواهد بود.
    4. به دنبال آنچه در شماره‏ي 3 گفته شد پيشنهاد نگارنده آن است که سازمان اوقاف کشور، با برنامه‏ريزي شايسته و با هماهنگي و همکاري اداره‏هاي اوقاف استانها و شهرستانها، مجموعه‏اي فراگير براي شناسايي و شناساندن واقفان و موقوفه‏هاي کشور - با هر نام و عنواني که پسنديده و گويا باشد - چه به گونه‏ي فرهنگ‏نامه‏ها يا دانستنيها و چه به‏سان دايرةالمعارف‏ها و تذکره‏ها فراهم آورد. اگرچه اين کار، زمان و هزينه‏ي بسياري خواهد برد، ولي کاري درخور و به جا ماندني خواهد بود که مي‏تواند با نمونه‏هاي بزرگ جهاني برابري کند و براي پژوهندگان اجتماعي، تاريخي و ادبي، سودمند باشد و بررسي‏کنندگان تاريخ وقف را در افت و خيز آن و شناختن هزاران وقف و واقف و يافتن بسياري از دانسته‏ها و دانشهاي گذشتگان به کار آيد.

    نياز به نگارش و گردآوري چنين مجموعه‏اي، چنان آشکار است که هر چه زودتر سازمان اوقاف کشور در فراهم آوردن آن به هر گونه که شايسته مي‏داند و توانايي آن را دارد، دست يازد، پسنديده‏تر و بايسته‏تر است و دنبال انداختن چنين کاري ارزنده، جز دريغ پژوهندگان و شگفتي آيندگان جست‏وجوگر، به دنبال نخواهد داشت. با پديد آمدن چنين مجموعه‏اي، بسياري از تاريکيهاي تاريخي، جغرافيايي و فرهنگي وقف روشن مي‏شود و واقفان زنده، از آن شاد و اميدوار گشته، روان رفتگان از اين يادکرد شاد مي‏گردد و توانمندان و نيکوکاران آرزو مي‏کنند که کاش بتوانند کاري کنند که با داشتن خشنودي خداوند و نام نيک در ميان مردم، ياد و کارشان نيز در نوشته‏اي به‏جاماندني به يادگار بماند.
    5. بازيابي و بازسازي رقبات موقوفه: براي دگرگون کردن بينش نادرستي که در انديشه‏ي مردم جاي گرفته، بايسته آن است که سازمان اوقاف و اداره‏هاي وابسته، در راه بازشناسايي و بازياب موقوفه‏هاي کهن که برخي گرداگرد شهرها جاي گرفته‏اند و داراي ارزشي افزوده هستند، بکوشند و با پرس‏وجو از مردم ديرسال و خبرگان پاک‏دين، به آب و زمينهاي وقفي فراموش شده يا از ميان رفته که در شمار ثروت ديگران درآمده، دست يابند و با کمک گرفتن از سازمانهاي اداري آگاه چون ثبت اسناد و دفترخانه‏ها و با پشتيباني دادگستري، در زنده کردن آن، کاري ارزنده و بر جاي‏ماندني انجام دهند و در بازسازي و درآمدخيزي آن، از روي دلسوزي و مردم‏دوستي، تا آنجا که در توانشان است، براي خشنودي خداوند کوشش کنند تا هم با زنده کردن نام و ياد و کار واقفان گذشته، گامي شايسته برداشته شود و هم بر ارزش کارآيي خويش و درآمد موقوفه بيفزايد تا بازده آن در راه ياري رساندن به مردم تهيدست و استوار کردن بنيادهاي فرهنگي، ديني و مردمي کشور و از ميان بردن نيازمنديهاي همگاني به کار گرفته شود.

    آنگاه که روستاهاي وقفي، آباد و درآمدخيز شود و خانه‏هاي وقفي نوسازي گشته، سرپناه بيچارگان گردد و ساختمانهاي نيکوکاري بازسازي شده، در گردش و پربار باشند و درماندگان و بي‏پناهان و بي‏سرپرستان به نام و خانه و پشتيبان رسيده باشند، بي‏گمان اين نماي زيباي چشم‏گير، هر کج‏انديش دشمن‏کامي را که به نهاد وقف و کارکرد سازمان اوقاف ديدي نابايست دارد و از کارداني و سودمندي آن دل بريده است، اميدوار مي‏کند و از آن پس، در نکوداشت وقف و واقف مي‏کوشد و از ارزشمندي اين بنياد خدايي سخن مي‏گويد و ديگران را از اين همه کوشندگي و دلسوزي آگاه مي‏کند و به گونه‏اي شايسته، انگيزه‏ي گسترش وقف و برپايي موقوفه‏هايي تازه را در دل مردم جاي مي‏دهد.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)