نگاهي به منابع حديثي وقف - 3

  • ساعت ارسال پست : 4:33 PM ،


بررسي محتوا و مفاد احاديث وقف
 

آنچه به لفظ وقف در احاديث شيعه آمده چند حديث است که محدثان در فصول متفرقه در باب وقف آنها را آورده‏اند.
 
حديث اول
 

«عن مهران بن محمد قال سمعت ابا عبدالله (ع): اوصي ان يناح عليه سبعة مواسم فاوقف لکل موسم مالا ينفق»(15). (ترجمه: شنيدم امام صادق (ع) وصيت فرمودند که در هفت موسم (هفت سال در ايام حج) برايش تعزيت‏داري کنند و براي هر سالي مالي را وقف کرد، که صرف و خرج آن شود.) آنچه از اين حديث مي‏فهميم اين است که تعزيت‏داري مشروع است، و مي‏توان براي آن مالي را وقف کرد.
 
حديث دوم
 

«فوقع (ع): الوقوف تکون علي حسب ما يوقفها اهلها ان شاء الله» (16).
 
حديث سوم
 

در حديثي ديگر با سندي ديگر همان روايت رسيده است:
«... فوقع (ع): الوقوف علي حسب ما يوقفها اهلها ان شاء الله»(17).
از اين حديث استفاده مي‏شود که:
1. وقف امري است مشروع.
2. هر شرطي که مخالف حکم شرع و عقل نباشد و واقف آن را قيد کند درست است.
 
حديث چهارم
 

علي بن سليمان رشيد مي‏نويسد: مقدار زميني دارم که بعضي از آن ارث پدري من است و بعضي را خود تهيه کرده‏ام و وارثي هم ندارم، مي‏ترسم بميرم. چه مي‏فرماييد که بعضي از آن را بر فقراي برادران مسلمانم و بر مستضعفان
و بيچارگان وقف نمايم و يا آنکه بفروشم و پولش را برايشان تا زنده‏ام تصدق کنم زيرا مي‏ترسم که بعد از من به وقف عمل نشود و اگر هم وقف کنم آيا مي‏توانم تا زنده‏ام از آن بخورم يا نه ؟
حضرت در جواب او نوشتند:
«فهمت کتابک في امر ضياعک، فليس لک ان تأکل منها من الصدقة. فان انت اکلت منها لم تنفذ ان کان لک ورثة، فبع و تصدق ببعض ثمنها في حياتک. و ان تصدقت، امسکت لنفسک ما يقوتک مثل ما صنع اميرالمؤمنين»(18).
از اين حديث موارد زير استفاده مي‏شود:
1. اگر مالي را انسان صدقه (وقف) کرد خودش نبايد از آن بخورد يعني زندگاني‏اش را از آن اداره کند. اگر خودش بهره برد و ورثه داشت صدقه قبول نيست و مال از آن ورثه است.
2. مالي را که وقف کرده بايد از ملک خود درآورد و به راه وقف بدهد.
3. هميشه انسان مقداري از مال را بايد براي خود که به درد زندگانيش بخورد نگه دارد و همه را صدقه ندهد.
4. سيره‏ي ائمه سرمشق ماست چنانکه مي‏فرمايد: تو آن طور عمل کن که امير مؤمنان عمل کرده است.
 

ادامه دارد ...
 
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
 
--------
منبع :
 
ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • نگاهي به منابع حديثي وقف - 2

    • ساعت ارسال پست : 4:32 PM ،


    وقف در کتب فقهي شيعه
     

    در سنه‏هاي 100 تا 150 فقه تدوين شد (6)و علما به نوشتن کتاب‏هاي فقهي پرداختند اگر چه کتاب‏هاي چنداني در اين دوران نوشته نشده و يا در دست نيست، مخصوصا به دست شيعه که در دوران اختناق شديدي که بني‏اميه ايجاد کرده بودند زندگي مي‏گذرانيد.
    بلي در اوايل سده‏ي دوم هجري عمر بن عبدالعزيز به نقايص موجود در باب فقه پي برد و به فرماندار خود در مدينه، ابوبکر بن محمد بن عمر بن حزم نوشت: «آنچه از احاديث پيامبر وجود دارد، گردآور و آنها را بنويس. من مي‏ترسم علم و دانشمندان از ميان بروند». محمد بن مسلم بن شهاب زهري که در گردآوري سنت در بين بزرگان آن دوره ممتاز گشت(7)و احاديثي را گرد آورد.
    پيش از آن ابورافع که از ياران علي (ع) و ارادتمندان به او بود کتاب السنن و الأحکام (8)و کتاب القضايا را گرد آورده بود و او در ميان شيعه نخستين کسي بود که احاديث فقه را جمع کرد و احکام را مدون ساخت. در ميان مردم فتوا مي‏داد و حلال و حرام را به آنها مي‏آموخت(9).
    دانشمندان شيعه آنچه را از امامان خودشان دريافته و خود نيز به آن رسيده بودند در رساله‏هايي گردآوري کردند که به چهارصد رساله رسيد و با عنوان «اصول اربعمأة»(10)خوانده مي شد. به يقين در آن رساله‏ها احاديثي که در باب وقف رسيده بود وجود داشت، زيرا هنگامي که فقهاي بزرگوار شيعه اين رساله‏ها را در يک يا چند کتاب جمع‏آوري کردند که کتب اربعه‏ي شيعه را به وجود آورد، همان احاديث بود که در ابواب مختلفه‏ي فقه و از جمله در باب وقف نوشته شد. اکنون از چند نفر از دانشمندان شيعه که در کتاب‏هاي خود، چه حديثي و چه فقهي، باب وقف را آورده‏اند و از علماي اوايل به حساب مي‏آيند که دست به تدوين زده‏اند ياد مي‏نماييم:
    1. صدوق (د. 381) در کتاب من لايحضر که کتاب حديثي و نوشته‏ي صدوق است باب وقف موجود مي‏باشد. در کتاب الهداية بالخير هم که کتاب فقهي و نوشته‏ي صدوق است نيز باب وقف وجود دارد. وي کتابي خاص وقف به عنوان الوقف دارد که نجاشي در فهرست کتاب‏هاي او، آن را و الهداية را يادآور شده(11).
    2. شيخ مفيد (د. 413)، در کتاب المقنعة بابي در وقف دارد. بر اين کتاب شيخ طوسي، شرحي نوشت و آن را تهذيب ناميد.
    3. شيخ طوسي (د. 460)، چندين کتاب در حديث و فقه دارد. تهذيب، شرح المقنعة مفيد و استبصار که هر دو مجموعه‏ي حديثي مي‏باشند از اوست و در هر دو، احاديثي که مبناي احکام و مقررات اسلامي مي‏باشند گردآوري شده است، و احاديث وقف را چنانکه خواهيم ديد در هر دو وارد ساخته است.
    در کتاب‏هاي النهاية، المبسوط و خلاف وقف در بابي جداگانه ذکر گرديده و روي آن بحث شده است(12).
    4. شيخ ابوالصلاح حلبي اهل شامات، کتابي دارد به نام الکافي در فقه که احکام را در ابواب مختلف تدوين نموده و هر مبحثي را در جاي خود نگاشته است، ولي تحت عنوان وقف چيزي ندارد. وقف را، نه به نام وقف، بلکه در بحث صدقه (الصدقة) آورده، و مي‏گويد:
    صدقه دو گونه است:
    1. تمليک اصل، که چيزي را به کسي تمليک کني و ملک او قرار دهي.
    2. اباحه‏ي منافع اصل، که اصل باقي باشد و منابع آن را به غير واگذاري.
    و قسم دوم دو گونه است:
    1. مشروط ؛
    2. مؤبد. و مؤبد اين است که اصل را نگه دارد و منافعش را بر کساين و يا براي جهتي از جهات خير قرار دهد.
    «ان يحبس الرقبة و يجعل منافعها لموجود معين... او الي جهة من ابواب البر»(13).
    پس از دوره اين چند تن که ذکر شد، دوران شکوفايي علوم و از جمله فقه و دوره‏ي مدونات و مکتوبات فرارسيد و فقهاي بسياري به نوشتن ابواب فقه مبادرت نمودند و کتاب‏هايشان نيز موجود است که ما از ذکر نامشان براي اجتناب از به درازا کشيدن سخن دوري گزيديم(14).
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • نگاهي به منابع حديثي وقف - 1

    • ساعت ارسال پست : 4:26 PM ،


    شرع مقدس اسلام و وقف
     

    شرع اسلام سنت وقف را پذيرفته و براي تشويق مردم به آن روايات و حديث‏هاي متعددي داريم و ثواب‏هاي فراواني براي کساني که به انجام آن همت بگمارند وعده داده شده است. البته در اکثر قريب به اتفاق اين احاديث لفظ وقف به کار برده نشده است.
    يکي از آن احاديث حديث «صدقه‏ي جاريه» است که در جواهر((1)مي فرمايد: در مسالک است و از تذکره نيز حکايت شده و در مهذب‏البارع و تنقيح هم آمده که علماء فرموده‏اند: مراد از صدقه جاريه همان وقف است.
     
    وقف در قرآن
     

    در قرآن کريم کلمه‏ي وقف نيامده است، ولي عناويني مترادف همچون صدقه، خير، بر، انفاق، احسان در مواردي از قرآن آمده است، و هر يک از اين عناوين بر وقف صدق مي کند، زيرا وقف، هم صدقه است و هم بر است ولي در عين حال عنواني خاص براي وقف است، يعني بين وقف و بين اين عناوين عام و خاص مطلق است و وقف عنواني خاص مي باشد.
     
    منبع استخراج مسائل وقف در کتب فقهي
     

    با آنکه در قرآن عنوان وقف نيامده است بسياري از احکام، شرايط و مسائل وقف از آيات قرآني استنباط و استخراج شده است يک سري از احکام و مسائل وقف را هم از احاديثي به دست آورده که در آن عنوان وقف نيز نيست، بلکه همان عناوين عام آمده است که قبلا ياد شد.
    تأکيد اين جانب در اين نوشتار روي احاديثي است که کلمه‏ي وقف در آنها آمده است، زيرا اين کلمه صراحت کامل در عنوان وقف دارد (2)، و مقصود ما را کاملا تأمين مي نمايد.
     
    احاديث باب وقف
     

    در باب وقف احاديثي که در آنها واژه صدقه و بر وارد شده است فراوان است و در کتب حديثي، فقهي و اخلاقي شيعه و سني زياد به چشم مي‏خورد. از جمله در وسائل‏الشيعه جلد بيست و هشتم باب وقف، احاديث بسياري هست که فقها به مضامين آنها فتوا داده‏اند. ولي احاديثي که بنا به تأکيد ما کلمه‏ي وقف در آنها آمده باشد اندک است و مي‏توان آن را در مورد ذيل شمرد:
    1. هفده حديث در وسائل در فصل‏هاي مختلف باب وقف ؛
    2. يک حديث در تهذيب(3).
    3. يک حديث در بحار(4)که از خصال نقل کرده و در وسائل (5)نيز به آن اشاره شده است، ولي در بحار چنين است: «او صدقة موقوفة لاتورث» و در وسائل که از کافي نقل کرده آمده است: «او صدقة مبتولة لاتورث» و «مبتولة» به معناي مقطوعه است.
     
    وقف در کتب معتبر اهل سنت
     

    در کتاب‏هاي حديثي اهل سنت و جماعت نيز چند حديثي در مورد وقف ثبت شده است. گرچه اين احاديث به لفظ وقف نيست، ولي فقهاي اهل سنت آن احاديث را حمل بر وقف کرده‏اند و از جمله‏ي آنها همان است که پيامبر اکرم (ص) به عمر فرمود: «حبس الأصل و سبل الثمرة» و لذا از وقف در بعضي موارد تعبير به «حبس» و در بعضي جاها تعبير به «وقف» مي‏کنند. بعدا درباره‏ي احاديث اهل سنت و گفتار فقهاي ايشان بحث خواهد شد.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • دلايل شكست كسب و كار

    • ساعت ارسال پست : 1:58 AM ،


    چرا يک کسب و کار با خطر شکست مواجه است؟
     
    موفقيت در کسب و کار هيچگاه بصورت خودبخودي ويا بر اساس شانس نيست و همانطور که گفته شد اين موفقيت اصولا به سازمان دهي و بصيرت فرد راه انداز کسب و کار بستگي دارد و تضميني براي آن وجود ندارد.
    شروع يک کسب و کار هميشه ريسک پذير است و شانس موفقيت اندک مي باشد. بنابر گزارش اداره کسب و کارهاي کوچک در آمريکا (SBA) بيش از 50% کسب و کارهاي کوچک در سالهاي اول با شکست مواجه شده و 90% آنها در 5 سال اول از بين ميروند.
     
    Michael Ames در کتاب خود به نام "کنترل کسب و کار کوچک" دلايل زير را براي شکست اين نوع کسب و کارها بيان کرده است:
     
     عدم وجود تجربه
     نداشتن سرمايه کافي
     نداشتن جايگاهي مناسب
     عدم وجود کنترل قوي
     سرمايه گذاري بيش از اندازه در دارائيهاي ثابت
     قراردادهاي اعتباري ضعيف
     استفاده شخصي از سرمايه هاي تجاري
     رشد بدون انتظار
     
    Gustav Berle دو دليل ديگر در کتاب خود بنام "کسب و کار را خود بر عهده بگيريد" به اين دلايل اضافه ميکند:
     

     رقابت
    فروش پائين
     
    یک عامل ديگر در خصوص شکست کسب و کار:
    با بيان اين موارد قصد ترساندن شما را نداريم بلکه مي خواهيم شما را براي مسير پر فراز و نشيبي که در پيش داريد آماده کنيم. ناچيز پنداشتن مشکلات شروع يک کسب و کار يکي از بزرگترين موانع کارآفريني است. در هر صورت اگر صبور باشيد و به سختي کار کنيد به موفقيت دست مي يابيد.
     

    __ همت مضاعف و كار مضاعف در كارآفرينى و کسب و کار __
     
    --------
    منبع :
     
    بازار کار

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)