بررسي محتوا و مفاد احاديث وقف
آنچه به لفظ وقف در احاديث شيعه آمده چند حديث است که محدثان در فصول متفرقه در باب وقف آنها را آوردهاند.
«عن مهران بن محمد قال سمعت ابا عبدالله (ع): اوصي ان يناح عليه سبعة مواسم فاوقف لکل موسم مالا ينفق»(15). (ترجمه: شنيدم امام صادق (ع) وصيت فرمودند که در هفت موسم (هفت سال در ايام حج) برايش تعزيتداري کنند و براي هر سالي مالي را وقف کرد، که صرف و خرج آن شود.) آنچه از اين حديث ميفهميم اين است که تعزيتداري مشروع است، و ميتوان براي آن مالي را وقف کرد.
«فوقع (ع): الوقوف تکون علي حسب ما يوقفها اهلها ان شاء الله» (16).
در حديثي ديگر با سندي ديگر همان روايت رسيده است:
«... فوقع (ع): الوقوف علي حسب ما يوقفها اهلها ان شاء الله»(17).
از اين حديث استفاده ميشود که:
1. وقف امري است مشروع.
2. هر شرطي که مخالف حکم شرع و عقل نباشد و واقف آن را قيد کند درست است.
علي بن سليمان رشيد مينويسد: مقدار زميني دارم که بعضي از آن ارث پدري من است و بعضي را خود تهيه کردهام و وارثي هم ندارم، ميترسم بميرم. چه ميفرماييد که بعضي از آن را بر فقراي برادران مسلمانم و بر مستضعفان
و بيچارگان وقف نمايم و يا آنکه بفروشم و پولش را برايشان تا زندهام تصدق کنم زيرا ميترسم که بعد از من به وقف عمل نشود و اگر هم وقف کنم آيا ميتوانم تا زندهام از آن بخورم يا نه ؟
حضرت در جواب او نوشتند:
«فهمت کتابک في امر ضياعک، فليس لک ان تأکل منها من الصدقة. فان انت اکلت منها لم تنفذ ان کان لک ورثة، فبع و تصدق ببعض ثمنها في حياتک. و ان تصدقت، امسکت لنفسک ما يقوتک مثل ما صنع اميرالمؤمنين»(18).
از اين حديث موارد زير استفاده ميشود:
1. اگر مالي را انسان صدقه (وقف) کرد خودش نبايد از آن بخورد يعني زندگانياش را از آن اداره کند. اگر خودش بهره برد و ورثه داشت صدقه قبول نيست و مال از آن ورثه است.
2. مالي را که وقف کرده بايد از ملک خود درآورد و به راه وقف بدهد.
3. هميشه انسان مقداري از مال را بايد براي خود که به درد زندگانيش بخورد نگه دارد و همه را صدقه ندهد.
4. سيرهي ائمه سرمشق ماست چنانکه ميفرمايد: تو آن طور عمل کن که امير مؤمنان عمل کرده است.
ادامه دارد ...
منبع :
وقف در کتب فقهي شيعه
در سنههاي 100 تا 150 فقه تدوين شد (6)و علما به نوشتن کتابهاي فقهي پرداختند اگر چه کتابهاي چنداني در اين دوران نوشته نشده و يا در دست نيست، مخصوصا به دست شيعه که در دوران اختناق شديدي که بنياميه ايجاد کرده بودند زندگي ميگذرانيد.
بلي در اوايل سدهي دوم هجري عمر بن عبدالعزيز به نقايص موجود در باب فقه پي برد و به فرماندار خود در مدينه، ابوبکر بن محمد بن عمر بن حزم نوشت: «آنچه از احاديث پيامبر وجود دارد، گردآور و آنها را بنويس. من ميترسم علم و دانشمندان از ميان بروند». محمد بن مسلم بن شهاب زهري که در گردآوري سنت در بين بزرگان آن دوره ممتاز گشت(7)و احاديثي را گرد آورد.
پيش از آن ابورافع که از ياران علي (ع) و ارادتمندان به او بود کتاب السنن و الأحکام (8)و کتاب القضايا را گرد آورده بود و او در ميان شيعه نخستين کسي بود که احاديث فقه را جمع کرد و احکام را مدون ساخت. در ميان مردم فتوا ميداد و حلال و حرام را به آنها ميآموخت(9).
دانشمندان شيعه آنچه را از امامان خودشان دريافته و خود نيز به آن رسيده بودند در رسالههايي گردآوري کردند که به چهارصد رساله رسيد و با عنوان «اصول اربعمأة»(10)خوانده مي شد. به يقين در آن رسالهها احاديثي که در باب وقف رسيده بود وجود داشت، زيرا هنگامي که فقهاي بزرگوار شيعه اين رسالهها را در يک يا چند کتاب جمعآوري کردند که کتب اربعهي شيعه را به وجود آورد، همان احاديث بود که در ابواب مختلفهي فقه و از جمله در باب وقف نوشته شد. اکنون از چند نفر از دانشمندان شيعه که در کتابهاي خود، چه حديثي و چه فقهي، باب وقف را آوردهاند و از علماي اوايل به حساب ميآيند که دست به تدوين زدهاند ياد مينماييم:
1. صدوق (د. 381) در کتاب من لايحضر که کتاب حديثي و نوشتهي صدوق است باب وقف موجود ميباشد. در کتاب الهداية بالخير هم که کتاب فقهي و نوشتهي صدوق است نيز باب وقف وجود دارد. وي کتابي خاص وقف به عنوان الوقف دارد که نجاشي در فهرست کتابهاي او، آن را و الهداية را يادآور شده(11).
2. شيخ مفيد (د. 413)، در کتاب المقنعة بابي در وقف دارد. بر اين کتاب شيخ طوسي، شرحي نوشت و آن را تهذيب ناميد.
3. شيخ طوسي (د. 460)، چندين کتاب در حديث و فقه دارد. تهذيب، شرح المقنعة مفيد و استبصار که هر دو مجموعهي حديثي ميباشند از اوست و در هر دو، احاديثي که مبناي احکام و مقررات اسلامي ميباشند گردآوري شده است، و احاديث وقف را چنانکه خواهيم ديد در هر دو وارد ساخته است.
در کتابهاي النهاية، المبسوط و خلاف وقف در بابي جداگانه ذکر گرديده و روي آن بحث شده است(12).
4. شيخ ابوالصلاح حلبي اهل شامات، کتابي دارد به نام الکافي در فقه که احکام را در ابواب مختلف تدوين نموده و هر مبحثي را در جاي خود نگاشته است، ولي تحت عنوان وقف چيزي ندارد. وقف را، نه به نام وقف، بلکه در بحث صدقه (الصدقة) آورده، و ميگويد:
صدقه دو گونه است:
1. تمليک اصل، که چيزي را به کسي تمليک کني و ملک او قرار دهي.
2. اباحهي منافع اصل، که اصل باقي باشد و منابع آن را به غير واگذاري.
و قسم دوم دو گونه است:
1. مشروط ؛
2. مؤبد. و مؤبد اين است که اصل را نگه دارد و منافعش را بر کساين و يا براي جهتي از جهات خير قرار دهد.
«ان يحبس الرقبة و يجعل منافعها لموجود معين... او الي جهة من ابواب البر»(13).
پس از دوره اين چند تن که ذکر شد، دوران شکوفايي علوم و از جمله فقه و دورهي مدونات و مکتوبات فرارسيد و فقهاي بسياري به نوشتن ابواب فقه مبادرت نمودند و کتابهايشان نيز موجود است که ما از ذکر نامشان براي اجتناب از به درازا کشيدن سخن دوري گزيديم(14).
ادامه دارد ...
منبع :
شرع مقدس اسلام و وقف
شرع اسلام سنت وقف را پذيرفته و براي تشويق مردم به آن روايات و حديثهاي متعددي داريم و ثوابهاي فراواني براي کساني که به انجام آن همت بگمارند وعده داده شده است. البته در اکثر قريب به اتفاق اين احاديث لفظ وقف به کار برده نشده است.
يکي از آن احاديث حديث «صدقهي جاريه» است که در جواهر((1)مي فرمايد: در مسالک است و از تذکره نيز حکايت شده و در مهذبالبارع و تنقيح هم آمده که علماء فرمودهاند: مراد از صدقه جاريه همان وقف است.
در قرآن کريم کلمهي وقف نيامده است، ولي عناويني مترادف همچون صدقه، خير، بر، انفاق، احسان در مواردي از قرآن آمده است، و هر يک از اين عناوين بر وقف صدق مي کند، زيرا وقف، هم صدقه است و هم بر است ولي در عين حال عنواني خاص براي وقف است، يعني بين وقف و بين اين عناوين عام و خاص مطلق است و وقف عنواني خاص مي باشد.
با آنکه در قرآن عنوان وقف نيامده است بسياري از احکام، شرايط و مسائل وقف از آيات قرآني استنباط و استخراج شده است يک سري از احکام و مسائل وقف را هم از احاديثي به دست آورده که در آن عنوان وقف نيز نيست، بلکه همان عناوين عام آمده است که قبلا ياد شد.
تأکيد اين جانب در اين نوشتار روي احاديثي است که کلمهي وقف در آنها آمده است، زيرا اين کلمه صراحت کامل در عنوان وقف دارد (2)، و مقصود ما را کاملا تأمين مي نمايد.
در باب وقف احاديثي که در آنها واژه صدقه و بر وارد شده است فراوان است و در کتب حديثي، فقهي و اخلاقي شيعه و سني زياد به چشم ميخورد. از جمله در وسائلالشيعه جلد بيست و هشتم باب وقف، احاديث بسياري هست که فقها به مضامين آنها فتوا دادهاند. ولي احاديثي که بنا به تأکيد ما کلمهي وقف در آنها آمده باشد اندک است و ميتوان آن را در مورد ذيل شمرد:
1. هفده حديث در وسائل در فصلهاي مختلف باب وقف ؛
2. يک حديث در تهذيب(3).
3. يک حديث در بحار(4)که از خصال نقل کرده و در وسائل (5)نيز به آن اشاره شده است، ولي در بحار چنين است: «او صدقة موقوفة لاتورث» و در وسائل که از کافي نقل کرده آمده است: «او صدقة مبتولة لاتورث» و «مبتولة» به معناي مقطوعه است.
در کتابهاي حديثي اهل سنت و جماعت نيز چند حديثي در مورد وقف ثبت شده است. گرچه اين احاديث به لفظ وقف نيست، ولي فقهاي اهل سنت آن احاديث را حمل بر وقف کردهاند و از جملهي آنها همان است که پيامبر اکرم (ص) به عمر فرمود: «حبس الأصل و سبل الثمرة» و لذا از وقف در بعضي موارد تعبير به «حبس» و در بعضي جاها تعبير به «وقف» ميکنند. بعدا دربارهي احاديث اهل سنت و گفتار فقهاي ايشان بحث خواهد شد.
ادامه دارد ...
منبع :
چرا يک کسب و کار با خطر شکست مواجه است؟
شروع يک کسب و کار هميشه ريسک پذير است و شانس موفقيت اندک مي باشد. بنابر گزارش اداره کسب و کارهاي کوچک در آمريکا (SBA) بيش از 50% کسب و کارهاي کوچک در سالهاي اول با شکست مواجه شده و 90% آنها در 5 سال اول از بين ميروند.
نداشتن سرمايه کافي
نداشتن جايگاهي مناسب
عدم وجود کنترل قوي
سرمايه گذاري بيش از اندازه در دارائيهاي ثابت
قراردادهاي اعتباري ضعيف
استفاده شخصي از سرمايه هاي تجاري
رشد بدون انتظار
رقابت
فروش پائين
با بيان اين موارد قصد ترساندن شما را نداريم بلکه مي خواهيم شما را براي مسير پر فراز و نشيبي که در پيش داريد آماده کنيم. ناچيز پنداشتن مشکلات شروع يک کسب و کار يکي از بزرگترين موانع کارآفريني است. در هر صورت اگر صبور باشيد و به سختي کار کنيد به موفقيت دست مي يابيد.
__ همت مضاعف و كار مضاعف در كارآفرينى و کسب و کار __
منبع :
