جاودانه کردن ثروت و برشماري راههاي گسترش آن - 3

  • ساعت ارسال پست : 7:52 PM ،


برابر نوشته‏ي حبيب‏السير، «... بعد از قتل خواجه رشيد، لشکريان، ربع رشيدي را تاراج نمودند و املاک خواجه و اولادش را ديواني ساختند«(7)و اين همان چيزي است که پيش از آن، بر سر موقوفات غازان‏خاني نيز رفته و بي‏گمان پيشتر از آن بر سر هزارها موقوفه‏ي بزرگ و کوچک، چنين سرنوشتي آمده و پس از آن هم آمده و خواهد آمد (8).
در اينجا بايسته است که انگيزه‏ي پديد آمدن اين روش ناپسند و اين رفتار ناهنجار را اندکي بازيابي کنيم که چه انگيزه‏اي نادرست در نهاد برخي از مردم ايران بوده - يا هست - که تا سده‏ي نهم هيچ وقفي را بر جاي نگذاشته‏اند !
چنانچه بتوانيم اين رفتار ناپسند (موقوفه‏خواري) را در فرهنگ مردم ايران ريشه‏يابي کنيم، به بخش بزرگي از خواسته‏ي فراخوان مقاله، يعني گسترش وقف، راه يافته‏ايم، و با از ميان بردن آن پندار نادرست و شناسايي خاستگاه چنين انديشه‏اي نکوهيده، راه واگرد به فرهنگ شايسته‏ي پي‏ريزي وقف‏هاي تازه را باز مي‏يابيم.

آنچه انديشه‏ي نگارنده را در اين بازبيني آشکار و کنکاش دروني به خود سرگرم کرده، اين است که بي‏پايگي و خودستيزي برخي بينشهاي آييني و بي‏پروايي سرپرستان موقوفه‏ها و کج‏انديشي برخي از دين‏ياوران و پيوستگان به آنان و ناپايداري فرمانروايي پادشاهان و اين که به جز اندکي، بيگانه‏نژادان ستم‏پيشه‏ي بدآيين بوده‏اند و براي هيچ چيز دل نسوزانده‏اند و نيز پديد آمدن کمبودها و فراواني نيازمنديهاي همگاني و تنگدستي توده به دنبال پيشامدهاي ناخواسته... برخي از بزرگترين انگيزه‏هاي از ميان بردن موقوفه‏ها شمرده مي‏شوند که يک يک آنها را در پي باز مي‏نماييم:

الف. با نگرشي فراگير در تاريخ زندگي مردم و سرگذشت دين در ايران مي‏بينيم که هيچ‏گاه هم‏انديشي و همسويي در ميان پيروان بينشهاي ديني پديد نيامده و هر کدام از رهبران آييني و پيروانشان، تا توانسته‏اند، در بد وانمود کردن بينش و انديشه‏ي ديگران بزرگ‏نمايي کرده و در زشت‏شماري آن کوتاهي ننموده‏اند ! زيرا بسياري از دستورهاي اسلامي در بينش پيروان آيينهاي چندگانه‏ي آن دگرگون شده و پيشوايان آن، سوکمندانه کوشيده‏اند که همسان نينديشند و همانند نگويند و ننويسند ! پيداست که در چنين درهم ريختگي انديشه و رفتار، هر يک مي‏کوشد پايه‏ي گفتار و دستور ديگري را سست و بي‏ارزش بنماياند و به ويران کردن بازده کرداري آن انديشه‏ها دست يازد !
بي‏گمان، آن گاه که از روي دشمني، پايه‏هاي بنيادين آيين پاک خدايي را وارونه باز نمايند، به سادگي مي‏توانند شاخ و برگ آن را در هم شکنند و برابر خواسته‏ي خود، آن را بپيرايند ! پيداست که کار وقف و پيوست‏هاي آن، از اين واگردها بيرون نبوده و دست بردن در بنياد و کارکرد آن و دگرساني هزينه و درآمد آن را بايسته مي‏دانسته‏اند ! فرآيند چنين بينشي، جز سستي و تباهي همه‏ي نمودهاي آشکار و پنهان دين را در بر نداشته است و تلاش دين‏ياوران و وابستگان آنان که بيشتر براي نگهداري خود و پايگاه آييني خود بوده نيز نتوانست بينش مردم را دگرگون کند؛ به ويژه که خود داراي خواسته‏هايي بودند که گاه بنده‏ي بينواي آن مي‏شدند !

ب. بي‏پروايي برخي سرپرستان (متوليان) موقوفه‏ها نيز يکي ديگر از ويران کننده‏هاي نهاد وقف بوده که گاه اين رفتار ناپسند بدان جا مي‏رسيد که نام و نشان وقف را از روي آن بر مي‏داشتند و در شمار دارايي خود مي‏آوردند و اين بدترين نمونه‏ي دستبردهايي بود که در گذشته به فراواني انجام مي‏شده و تاکنون به گونه‏اي کمرنگ و اندک پايدار مانده است(9) .
اين دستبرد زدنها، آن گاه بي‏دردسر و بهتر اعمال مي‏شد که سرپرست موقوفه، فرزند يا فرزندزاده‏ي واقف مي‏بود و با باورداشت خود، خانه و زمين وقفي پدر را بهره‏ي بايسته‏ي خدايي خويش مي‏دانست؛ به ويژه به هنگام تنگدستي که آن را از شير مادر نيز به خود رواتر مي‏شمرد !

اين دست‏درازي، در موقوفه‏هاي خاص بيشتر روي مي‏داد؛ از آن که فرزندان واقف، هيچ کسي را در برابر خويش نمي‏ديدند و بازخواست کننده‏اي که از او بهره‏اي باز گرفته شده باشد، نمي‏يافتند. اينان به گونه‏اي خزنده، نمود موقوفه را کمرنگ مي‏کردند و در درازي زمان، آن را از ميان مي‏بردند !
امروزه اگرچه سازمانهاي اوقاف و ثبت و دادگاه، پشتيبان نگهداشت موقوفه‏ها هستند، ولي به درآمد بخشي از آن، که در دست سرپرستان (متوليان) است، باز هم گاه به گاه دست‏درازي مي‏شود و سرپرستي که خدادان و مردم‏دوست نباشد، آزادانه، درآمد موقوفه را براي زندگي خود به کار مي‏گيرد !
 

ادامه دارد ...
 
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
 
--------
منبع :
 
ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • جاودانه کردن ثروت و برشماري راههاي گسترش آن - 2

    • ساعت ارسال پست : 7:51 PM ،


    کار اينان، برابر نوشته‏ي «برزويه‏ي طبيب»، «... راست، آن را ماند که عطر بر آتش نهند؛ فوايد نسيم آن به ديگران رسد و جرم او سوخته شود (2)» به گمانم اين همانندآرايي (تمثيل) برزويه - نويسنده‏ي خردمند ايراني به هنگام خسرو انوشيروان - شنيدني باشد که:
    «... زينهار تا در ساختن توشه‏ي آخرت تقصير نکني که بنيت آدمي، آوندي ضعيف است پر اخلاط فاسد، چهار نوع متضاد، زندگي، آن را به منزلت عمادي، چنان که بت زرين که به يک ميخ ترکيب پذيرفته باشد و اعضاي آن به هم پيوسته، هرگاه ميخ بيرون کشي، در حال از هم باز شود و چندان که شاياني قبول حيات از جثه زايل گشت، برفور متلاشي گردد (3).

    مردان خدا، با اين فرانگري و درون‏بيني، بايسته آن ديده‏اند که براي مردم نيازمند کاري کنند ارزنده و گامي بردارند استوار. شايسته‏ي يادآوري است که روش پسنديده‏ي بخشندگي پايدار (وقف)، تنها ويژه‏ي کشورهاي اسلامي نيست؛ از آن که در کشورهاي باختري نيز مردم نيکوکار براي گردش پرستش گاه‏ها، کليساها، صومعه‏ها و ديرها، موقوفه‏هايي ويژه مي‏کردند؛ بدان گونه که در مصر باستان، يونان، چين، هند، ژاپن، روم، بابل و... نيز وقف‏نامه‏هايي بر جاي بوده است (4).
    در ايران پيش از اسلام، کار نهادک‏ها (وقف)، پيشينه‏اي روشن دارد؛ زيرا براي نگهداري از مهرآوه‏ها، آتشکده‏ها، آتشگاه‏ها، و برپاداشتن آتش زراتشت و آسايش زندگي مغان، موبدان و هيربدان از درآمد زمينهايي که از سوي پادشاهان يا از سوي بزرگان و ثروتمندان در هر جايي از ايران براي کشش و دلبستگي آنان به پرستش‏گاه‏ها نياز مي‏شد، بهره گرفته مي‏شده است. حمزه‏ي اصفهاني در اين باره مي‏نويسد: «از پادشاهاني که آتشکده ساخته و ديه‏ها بر آن وقف کرده، يکي خسرو پرويز است که آتشکده‏اي در بارمان کرمان ساخته بود... در زمان ساسانيان، اغلب درآمد وقف، نصيب روحانيان مي‏شد و ديوان موقوفات، بر اموال وقفي، نظارت داشته است...» در ماتيکان هزاردستان، از زمينهاي وقفي و بخشش‏هاي ديگر، سخناني آمده: «... وقف املاک به شرط آن که متصدي وقف، دعاهايي براي راحت روح واقف بخواند...»(5).

    پس از برآمدن و باليدن و پاييدن دين آسماني اسلام، نهاد وقف نيز پاييد و هر چه بيشتر پايدار و مايه‏ور گرديد؛ که بررسي افت و خيز شکوه بالندگي يا اندوه فروافتادگي و گمناميهاي آن، در گذشت روزگاران، پژوهشي است بزرگ و کاري است سترگ که نه در توان نگارنده است و نه در پاياب اين نوشته‏ي کوتاه !
     
    گستره‏ي پژوهشي سخن
     

    با نگرش به ارزش والاي نهاد وقف و کارآييهاي شايسته‏ي آن بايد در راستاي سده‏هاي پانزده‏گانه‏ي هجري به اين بررسي پرداخت که چگونه است که آن همه بلندانديشي، نيک‏خواهي و مردم‏دوستي بخشندگان سرمايه‏هاي بزرگ و ثروتهاي سرشار که بهره‏ي نيازمندان کرده‏اند و بهروزي و آسايش آنان را فراهم آورده‏اند، براي ديگر توانمندان، انگيزه‏اي چشم‏گير نگشته است؟ و چهره‏ي آينده‏ي خويش را در آيينه‏ي روشن رفتار خداپسندانه‏ي گذشتگان نيک‏آيين نديده‏اند و از کار آنان پيروي نکرده‏اند؛ يا دست کم پاس آن را به خوبي نگه نداشته و سپاس آن را نگزارده‏اند؛ بل که در از ميان بردن آن، به هر گونه که توانسته‏اند، کوتاهي نکرده‏اند؟ چنان که مي‏بينيم، هنوز ساختمان ربع رشيدي به پايان نيامده بود و کار دانش‏اندوزي در آن آغاز نگشته و رقبات موقوفه‏هاي آن به درآمدخيزي و بازدهي نرسيده بود که به فرمان ايلخان مغول، ابوسعيد بهادر، در سال 718 ه ق در هم کوبيده مي‏شود و همه‏ي دستآوردهاي کم‏مانند و آرزوهاي خردمندانه‏ي خواجه رشيدالدين فضل‏الله همداني - وزير بزرگ و تاريخ‏نويس نيک‏انديش سده‏ي هشتم ه ق - را به باد مي‏دهند و دلبستگان به آن نهاد بزرگ نيک‏انديشي و مردم‏دوستي و آموزشي را گردنامده پراکنده مي‏کنند (6).
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • جاودانه کردن ثروت و برشماري راههاي گسترش آن - 1

    • ساعت ارسال پست : 7:50 PM ،


    پيش سخن
     

    دادار جهان، ملک جهان آن تو کرده است
    بر وقف خدا هيچ کسي را نبود دست‏
    منوچهري

    در اين نوشته، جز آنچه از ديگران، براي گواهي آمده، نگارش پارسي دري به کار گرفته شده است.
    با سپاس به درگاه خداي بنده‏پرور که همه را از خوان بي‏دريغش بهره‏مند کرده و در روزي‏رساني به بندگانش، هيچ دست پيماني نجسته است؛ اگرچه گروهي از روي ستم و ناداني، روزي ديگران را مي‏ربايند و همانندان خود را در تنگناي زندگي مي‏کشانند؛ که اين بيدادگران، بي‏گمان، به بادافره بايسته گرفتار خواهند آمد !
    در برابر اين گروه، نيک‏مرداني بلندانديش و آزادمرداني ستوده‏کيش بوده و هستند که اندوه بي‏پناهان را مي‏بينند و به تنگدستي آنان با دلسوزي مي‏نگرند و پيوسته در انديشه‏ي کار ايشان و سامان بخشيدن به زندگي آنان هستند.
    اينان، پيوسته در اين چاره‏جويي‏اند که به گونه‏اي، خانه به دوشان توده سر و سامان گيرند و بي‏پناهان، آرامش پايدار خانه‏اي بيابند و دل‏افسردگان تهيدست، از همياري و مهرورزي بخشندگان شاد گردند و پريشيدگان بينوايي، دوباره گرد هم آيند و رنج‏ديدگان پراکنده درون، فراهم نشينند و شاددلي از سر گيرند.
    اين گروه، با داشتن ياري خداوند بزرگ، هماره مي‏کوشند که بي‏بهرگان از ثروتهاي همگاني و واپس‏ماندگان دلخسته‏ي توده را، به هر گونه که شايسته باشد، ياري دهند و براي برآوردن اين خواسته، به هر راه پسنديده‏اي روي مي‏آورند و بنيادها و نهادهاي نيکوکاري در هر رده و رسته‏يي پي‏ريزي و بنيادگذاري مي‏کنند.
    گونه‏اي از اين بخشندگيهاي پارسايانه و يارمنديهاي بخردانه، «ايستا کردن ثروت» است در کار بهره‏رساني به زندگي مردمي که در روند آن، کمبودها و کوتاهي‏هايي از سوي کسي يا نهادي، خواسته يا ناخواسته، پديد آمده و نيکوکاران خداجوي، در راستاي فرانگري انديشمندانه‏ي خويش چنين شايسته ديده‏اند که از دستاورد سالها کوشش و پرکاري خويش که ثروتي چشمگير، به درستي و راستي، گرد آمده، بخشي يا همه‏ي آن را براي دستگيري از مستمندان و بينوايان ويژه کنند تا از درآمد سالانه‏ي آن، خشنودي تهي‏مايگان فراهم آيد؛ که خشنودي خدا نيز در اين است و پاداش بايسته‏ي دو جهان به دنبال آن.

    واژه‏ي «وقف» را در پارسي دري، «نهادک» يا «وراستاد» مي‏گويند؛ زيرا از اين راه، پاداشي بهينه براي نيکوکاران در آن جهان نهاده مي‏شود و بخشي از سرمايه يا ثروتشان براي هميشه ايستا مي‏گردد و براي روزگاراني دور، از جابه‏جايي باز مي‏ماند. اينان، نمود کار خويش را در آينده مي‏بينند و شادماني جان خود را در جهان، پايدار مي‏يابند. از اينجاست که شادمانه بدين کار پسنديده (وقف) روي مي‏آورند و از اين کار چنان خرسندند که با داشتن توانايي و مايه‏وري، بار ديگر بر رقبات وقفي خويش مي‏افزايند. چنين است که بسياري از وقف‏نامه‏ها، داراي دنباله‏اي در زمينه‏ي برافزودن آن است. گاهي نيز از همان واقف، وقف‏نامه‏چه‏هاي دوم و سوم ديده شده است(1) اين روي‏آوري چندباره به اين نيکوکاري فرازپايه، چه چيزي را جز خوشگواري شهدآميزي اين نوشابه‏ي مينويک (معنوي) که در کام جانشان مي‏ريزد، مي‏نماياند؟
    پيداست که اگر جز اين بود و واقف نخست، تلخ‏کامي‏يي از زلال مهرباني خويش مي‏يافت، نه خود بار ديگر بر آن مي‏افزود و نه ديگران را به انجام اين کار بر مي‏انگيخت؛ بل که سزا مي‏نمود که با پشيماني از کار خود، ديگران را از آن باز دارد !

    اين بلندانديشان، با داشتن درون‏مايه‏اي خدايي و زيرسازي بنيادين آيين‏مندي و مردم‏دوستانه و بينشي آينده‏نگرانه، با گزيدن بهترين راه براي از ميان بردن نگراني‏هاي اين جهاني، دست از سرمايه‏هاي ناپايدار آن مي‏کشند و آن را دستمايه‏ي جاودان آن جهاني مي‏کنند. اينان هوشيارانه مي‏دانند که اندوختن سرمايه‏ي اين جهاني، براي خوشبخت شدن ايشان هيچ سودي ندارد و بازده کوشندگي‏هاي تن‏فرسا و جان‏گزاي آنان جز براي تني چند - از چشم به راهان درگذشت او - بهره‏اي ندارد !
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • چگونگي استفاده از نهاد وقف در جهت پايداري نهادهاي تأمين مالي خرد 9

    • ساعت ارسال پست : 6:56 PM ،


    الگوي پيشنهادي
     

    الگويي که در اين تحقيق جهت حل مشکل ناپايداري صندوق‌هاي قرض الحسنه پيشنهاد مي‌شود، استفاده از نهاد وقف مي‌باشد.
    همانگونه که در بخش بررسي وضعيت مالي صندوق‌هاي قرض الحسنه مطرح شد، بدليل وجود هزينه‌هاي عملياتي همواره شکافي ميان درآمدها و هزينه‌هاي عملياتي اين صندوق‌ها وجود دارد که جهت حفظ پايداري آنها بايد اين فاصله را از ميان برد.
    يکي از مهم‌ترين دلايل وجود اين شکاف، تعلق صندوق‌هاي قرض الحسنه به بخش پولي و جدايي آنها از بخش واقعي اقتصاد و در نتيجه تأثير پذيري از مهم‌ترين مشکل بخش پولي، يعني تورم مي‌باشد. و در حالي که کسب و کارهاي واقع در بخش واقعي اقتصاد خود را بطور مرتب با نوسانات بخش پولي منطبق مي‌سازند، اما صندوق‌هاي قرض الحسنه بواسطه کارمزد معيني که بابت عمليات خود دريافت مي‌دارند، عملاً قادر به اين انطباق مداوم نيستند.

    پيشنهاد اين تحقيق، اتصال صندوق‌هاي قرض‌الحسنه به بخش واقعي اقتصاد از طريق نهاد وقف مي‌باشد، بدين صورت که با مطالعه ميانگين واقعي کسري موجود، سعي شود مردم محل يا فاميل و... -بسته به نوع صندوق- به انجام وقفي براي صندوق که معادل ميزان مذکور بازدهي داشته باشد، تشويق گردند. در اين صورت همانطور که هزينه‌هاي واقعي افزايش مي يابد، درآمد واقعي صندوق از محل وقف نيز افزايش يافته و پايداري را تأمين مي‌کند.
    در مورد صندوق‌هاي قرض الحسنه نمونه، ميزان واقعي هزينه‌ها و درآمدهاي عملياتي و ميانگين واقعي کسري محاسبه شد. اين رقم معادل مقدار درآمدي است که بايد جريان بازدهي وقف در سال اول بر اساس آن برنامه ريزي گردد. براي سالهاي بعد نيز اين عدد بکمک نرخ‌هاي تورم سالانه شاخص بندي (28) شد و با ارقام درآمدهاي عملياتي موجود جمع گرديد. اين حاصل جمع، درآمدهاي تقويت شده بکمک وقف نام گذاري گرديد. نمودار زير مواجهه اين درآمدهاي تقويت شده را با هزينه‌هاي عملياتي نشان مي‌دهد.

    همانگونه که در نمودار نيز ملاحظه مي‌شود، اگرچه در سال‌هاي اول - بدليل استفاده از رقم ميانگين کسري در محاسبات- هنوز هم هزينه‌ها بر درآمدها برتري دارد ولي اين ميزان در سال دوم به حداقل رسيده و در سال‌هاي بعد به مازاد تبديل مي‌گردد.
    اين وقف عام از نوع وقف منفعت بوده و همه شرايط فقهي صحت وقف را دارد؛ دوام دارد، کاملاً منجّز و معين است و به تصرف امناي صندوق قرض الحسنه به عنوان متولي آن در مي‌آيد. اين موقوفه به هر صورتي مي‌تواند باشد ولي چيزي که وجود دارد بايد بازده معيني را تضمين نمايد که حداقل به ميزان تورم نيز در سال‌هاي بعد قابليت افزايش داشته باشد.
     
    پي نوشت :
     

    1- Sustainability.
    2- تاريخچه اوقاف اصفهان، سپنتا، عبدالحسين، ص 374.
    3- الارناوؤط، محمد، وقف النقود في القدس أبان الحکم العثماني، الحياة، 4/6/2005.
    4- Bouman, F.J.A, (1997) “Small, short and unsecured”: Informal Rural Finance in India, Oxford University.
    5- Robinson, Microfinance revolution, 2001,p10.
    6- حکيمي، محمدرضا، الحيات، ج5، ص461/وسائل310/6.
    7- حکيمي، محمدرضا، الحيات، ج5،ص461/ وسائل 12/12.
    8- حکيمي، محمدرضا، الحيات؛ ج5 ص 462/ بحارالانوار10/103.
    9- The Poor Active Economically.
    10- Robinson, Microfinance revolution, 2001,pp13-17.
    11- طغياني، مهدي، تأمين مالي خرد در ايران و راه‌هاي توسعه آن با رويکردي اسلامي، پايان‌نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه امام صادق(ع)، ص250.
    12- Adverse selection.
    13- Moral hazard.
    14- همان، ص252.
    15- همان، ص253.
    16- طيبي و هرتمني، بازارهاي مالي غير متشکل مقدمه اي بر بنيادهاي مالي خرد در سيستم مالي ايران، مجموعه مقالات نخستين همايش ملي پولي و بانکي، دانشگاه مازندران.
    17- حشمتي مولايي، حسين، چگونگي ارتباط و تعامل صندوقهاي قرض الحسنه و بانک مرکزي، مجموعه مقالات نخستين همايش ملي پولي و بانکي، دانشگاه مازندران.
    18- Socio- Economic and Gender Analysis, FAO, SEAGA, 1998, pp65-74.
    19- فرهنگ عميد، کلمه وقف، چاپ سوم، ص 1100.
    20- شرايع ‏الاسلام، ج 1، چاپ چهارم، ص‏343.
    21- المبسوط، ج‏3، ص‏286.
    22- احکام وقف در شريعت اسلام، ج‏1، ص‏67.
    23- همان، ص‏71.
    24- شرايع الاسلام، ج‏1، چاپ چهارم، ص‏350.
    25- المبسوط، ج‏3، صص 292 - 301.
    26- نجفي، محمد حسن، جواهرالکلام، ج‏28، چاپ ششم، ص‏51.
    27- تحرير الوسيله، ج‏3، شرايط وقف.
    28- Index.
     

    نويسنده: مهدي طغياني


    پایان

    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)