جاودانه کردن ثروت و برشماري راههاي گسترش آن - 7

  • ساعت ارسال پست : 7:56 PM ،


2. چنان که بتوان، بايد به گونه‏اي شايسته و پيش‏بيني شده در ميان گروه ثروتمند خدادان راه جست و آنان را با شگردهاي ويژه‏ي گفتاري - ديداري، با نهاد وقف و بازده اين بخشش پارسايانه‏ي جاودانه آشنا کرد و به گونه‏اي درخور، به انجام اين کار نيک برانگيخت و با فراهم آوردن هم‏چشمي آگاهانه در ميان آنان، پيشي گرفتن در اين راه را پديد آورد؛ که بي‏گمان روشي سودمند است و بازدهي پسنديده در پي خواهد داشت؛ اگر چه اين کار، زمان و ابزارهاي ويژه‏اي مي‏خواهد و زبان‏آوراني خوش‏گفتار تا با نيروي سخن، آن کنند که مي‏بايد.

از آنجا که اين کار چندان آسان نيست، مي‏بايد دستگاه‏هاي دولتي در اين زمينه براي پيشرفت کار ياري رسانند. از اين شمار است دو رسانه‏ي همگاني صدا و سيما که به خوبي مي‏توانند با پيام‏هاي شايسته و نشان دادن نمونه‏هايي از زندگي جوانمردان بخشنده و واقفان بلندپايه و بازنمايي انگيزه‏هاي آنان در وقف کردن‏ها (17) و بازده آن و نيز بهره‏گيريهاي مردم و آسايش و خشنودي ايشان از اين کار، راه بنمايانند تا در شنوندگان و بينندگان توانمند انگيزه‏اي ديداري پديد آورد و در دل آرزو کننده کاش ما نيز چنين کاري ارزنده مي‏کرديم که پس از سده‏هايي، از ما و کار مردمي ما، نام و نشاني بر جاي باشد !

اگر سازمانهاي آگاه‏کننده و پيام رساننده‏ي کشور، هم‏داستان باشند و براي بها دادن به نهادي ويژه (براي نمونه، وقف) گام بردارند و هر يک در جاي خود و به هنگام، به هرگونه که مي‏شايد، با پيامي و نامي و يادي و نمودن نماي و نمايه و نمايشي يا نوشته و نويسه و گفتاري... براي مردم، پسنديدگي اين کار را با شگردهاي شايسته نشان دهند و کاري کنند و دستي برآورند و گامي بردارند، مي‏توانند بينشي را که امروز در ميان مردم، «ضد ارزش» براي وقف شده دگرگون کنند: آنان با اين کار، دستمايه‏اي مي‏شوند تا انديشه‏ي اينکه درآمد وقف، خوردني است و بنيادش، از ميان بردني، از
درون‏ها زدوده شود و همگان، ارزش آن را بشناسند و بدين کار روي آورند (18).

3. يادکرد سازمان اوقاف از واقفان گذشته و اکنون. بسيار بجاست که به گونه‏اي شايسته در بزرگداشت آنان بکوشد؛ از آنکه در برابر از خودگذشتگي و بخشندگي آنان مي‏سزد سازماني که نهاد پشتيبان و برنامه‏ريز موقوفات کشور است، به اين گروه، دور و نزديک، زنده و مرده، که بنيادگذار سازمانشان هستند، ارج گزارد و نام و يادشان را گرامي دارد !
به راستي اين نيکوکاران بلندپايه‏ي دورانديش و مردم‏دوست، با بخشندگي و دهش پارسايانه‏ي خود، پايه‏گذار نهاد فراگير سرپرستي اوقاف گشته‏اند و امروز از همين جوانمردي و نيکوکاري آنان است که سازمان گسترده و خوشنام اوقاف، با تواناييهاي چشم‏گير و ارزنده‏اي به کار ياري رساندن به نيازمندان و سرمايه‏گذاري در بخشهاي کشاورزي، خانه‏سازي و هنري و نيز نوسازي يا بازسازي خانه‏ها و ساختمانهاي وقفي و بنيادگذاري بيمارستانها، مسجدها، کارخانه‏ها، بازارچه‏ها و... مي‏پردازد.
 

ادامه دارد ...
 
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
 
--------
منبع :
 
ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • جاودانه کردن ثروت و برشماري راههاي گسترش آن - 6

    • ساعت ارسال پست : 7:55 PM ،


    چنين است که از هنگام ايل‏خانان، جز نامي از موقوفه‏هاي فراوان ربع رشيدي بر جاي نمانده است و تنها پس از تيمور خونريز و تاخت و تاز بيدادگران تاتار، به گاه پادشاهي شاهرخ، فرزند وي، است که مردم و کشور به آسودگي و آسايشي مي‏رسند و کار «وقف» و «ايقاف» ساماني مي‏گيرد. و ما امروز، در خراسان، سواد وقف‏نامه‏ي پريزاد خانم را از سال 823 ه ق داريم و سواد وقف‏نامه‏ي گوهرشاد بيگم را از 829 هجري که کهن‏ترين موقوفه‏هايي هستند که بيشتر رقبات آن بر جاي مانده است. پس از اين رو، به درازاي سه سده، موقوفه‏ها گسترش مي‏يابند؛ به ويژه به هنگام شاهان صفوي؛ تا اينکه نادرشاه آن مي‏کند که شنيده‏ايد (15) در اين زمينه، يعني چگونگي افت و خيز کار وقف، در تاريخ اجتماعي راوندي چنين مي‏خوانيم:

    «وضع موقوفات از مرگ کريم‏خان زند تا انقراض سلسله‏ي قاجاريه، هيچ گاه چنان که بايد، سر و سامان نيافت و دولت و روحانيان، بدون توجه به منافع مردم و منظور واقف، در موقوفات دخل و تصرف مي‏کردند ! در حدود هشتاد سال پيش، در جريان نهضت مشروطيت، فرقه‏ي دموکرات که يکي از جمعيت‏هاي مترقي آن دوران بود، در مورد موقوفات معتقد بود که همه‏ي موقوفات بايد تحت نظارت و اداره‏ي دولت بوده، عايدات موقوفات عمومي، صرف معارف گردد. البته (چون) اين مغاير دلخواه وقف‏خواران و مفت‏بران است؛ هزار وجه تراشيده و افتراها خواهند بست (16).

    پس از آنچه گذشت، مي‏توانيم در پاسخ بنيادين نخستين اين بررسي که «چگونه مي‏توان در گسترش وقف و بنيادگذاري موقوفه‏هاي تازه کوشيد و پيروز شد؟»، به گونه‏اي سربسته و يکجا چنين گفت: چنانچه برشمرده‏هاي پيشين را از ميان برداريم و يادشده‏هاي آينده را به کار گيريم، بي‏گمان در استواري و گستردگي نهاد وقف، گام‏هايي بايسته برداشته‏ايم.
    بدين انگيزه، بايسته است اين پيشنهادها را در شماره‏هاي جداگانه بررسي کنيم:

    1. براي از ميان بردن پيشداوريهاي مردم در زمينه‏ي چگونگي هزينه‏کرد درآمد موقوفه‏ها، تا اينکه آنان از چند و چون کار آن آگاه گردند، بايسته است بي‏درنگ پس از دريافت درآمد هر رقبه، آن را برابر سفارش واقف، چه در دست سرپرست آن باشد و چه در دست اداره‏ي اوقاف، هزينه کنند؛ که با اين رفتار پسنديده، همراه شاد شدن روان واقف، بهره‏گيران آن، موقوف‏عليهم، نيز خرسند و دلشاد و سپاسگزار مي‏شوند. با اين کارکرد و رفتار درست، ديگران نيز به نهاد وقف دلبستگي پيدا مي‏کنند و به هنگام توانايي، بخشي از دارايي خويش را در راه خشنودي خداوند، براي دستگيري از بينوايان يا انجام کاري فرهنگي و مردمي، جاودانه ايستا (وقف) مي‏کنند؛ بدين اميد که در آينده، موقوفه‏شان بپايد و نامشان همراه آن در روزگاران بر جاي ماند و سرپرستان آن، مردماني درست‏کردار و پاک‏دين باشند و با درستي در کار هزينه‏کرد درآمد آن، بينش مردم را در پذيرش و گسترش وقف، نيکو و شايسته نگه دارند ! چنان که پيش از اين نيز گفته شد، همه‏ي بيم واقفان، از سوي همين سرپرستان بوده است. اگر چه بيشتر آنان از نژاد خود ايشان بوده‏اند و برابر سفارش‏شان، شکمي پس از شکمي (فرزندي پس از فرزندي)، کار سرپرستي را به گردن مي‏گرفته‏اند، ولي مي‏بينيم که همين کسان، بيشترين دست‏درازي را به موقوفات داشته‏اند و به نفرين‏هاي سخت و سوگندهاي نياکانشان گوش نداده‏اند !
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • جاودانه کردن ثروت و برشماري راههاي گسترش آن - 5

    • ساعت ارسال پست : 7:54 PM ،


    ث. از ديگر انگيزه‏ها براندازي موقوفه‏ها از سوي سرپرستان، تنگدستي و بيچارگي آنان بوده است که براي برآوردن نيازمنديهاي زندگي پريشيده‏ي خود، به درآمد زمين يا خانه‏ي وقفي دست‏درازي مي‏کرده‏اند و گاه افزوني اين کمبودها و بيچارگيها يا افزون‏خواهي‏ها چنان بوده که درآمدهاي وقفي، کارساز نبوده و سرپرست موقوفه از روي ناچاري و درماندگي - نه از راه بدديني و ناباوري - آن را به گرو مي‏گذاشته يا مي‏فروخته است تا از بهاي آن،
    اندکي به کمبودهاي بسيار زندگي آشفته‏ي خويش برسد يا بدهي‏هاي سنگيني را که به مايه‏وران يا کارگزاران و خراج‏بگيران داشته بپردازد !

    از آنجا که به گفته‏ي گذشتگان، «شکم گرسنه، ايمان نمي‏شناسد !»، آشکار است که در تنگناهاي روزگار و کمبودهاي زندگي، آنگاه که «کارد به استخوان رسد» و تاب و تواني در تن و جان نماند، به سادگي پاي بر سر نهاد وقف نهاده مي‏شود و سرپرست آن، ديگر نه سفارش واقف را به ياد مي‏آورد و نه از خدا بيمي دارد و نه از پيامبر وي ترسي !
    از ديگر سو مي‏دانيم که تاريخ کشور ما به ويژه پس از اسلام، پيوسته در کشاکش لشکرکشي‏هاي جهانگيران خودي و بيگانه بوده و پيوسته تاخت و تازهاي خان و مان برانداز در اين زيست‏بوم کهن برجاي بوده و بناچار ويراني و کمبود و تنگنا و بينوايي و مستمندي و آوارگي توده‏ي مردم، به دنبال آن رخ مي‏نموده است. و اينان اگر هم از گذر جنگ و ستيزها جان مي‏بردند، باز از همه چيز زندگي بي‏بهره بودند. تنها دو دست داشتند که با يکي، روي خويش را بشويند و با ديگري چيزي از ديگران بخواهند؛ و نيز دو پاي داشتند که با يکي سنگيني تن را بردارند و با ديگري، راه گريز پيش گيرند ! با چنين درهم ريختگي و درماندگي‏يي، پيداست که پايداري وقف را نمي‏توان چشم داشت؛ از آنکه بازماندگان تاخت و تازهاي دشمن خونريز که گرسنه و آواره بودند، هر جا خانه‏اي مي‏ديدند، بدان پناه مي‏بردند؛ اگر چه وقف بود. و هر جا آب و زمين مي‏يافتند از آن خويش مي‏شمردند؛ اگرچه موقوفه مي‏بود ! زيرا در آن بي‏پناهي و گرسنگي، هيچ کس پرواي هيچ چيز نداشت.

    ج. از اين همه گذشته، برشهاي دژخيمانه‏ي بيدادگرانه‏ي دشمن بيگانه در تاريخ اين آب و خاک که بارها پيش آمده، انگيزه‏ي گسيختگي رشته‏ي پيوسته‏ي وقف و موقوفه شده است. از اين رو، مي‏توان گفت در سده‏هاي هفتم و نهم، با يورش ترکتازانه‏ي بيدادگران مغول و تاتار در رشته‏ي تاريخ ما برش زده شد و هر آنگاه که ايرانيان نژاده خواستند گسيختگي‏ها را گره زنند، دست بيدادگري ديگر، آن را از روي دژآهنگي درهم مي‏گسست ! د اين ميانه، موقوفه‏ها نيز به همراه زندگي و ثروت و فرهنگ و ادب مردم اين مرز و بوم، از ميان مي‏رفت (14) و چون پس از سالها مردم سر بر مي‏کردند و گرد خويش نگاه مي‏کردند، به جز کمبود و نياز و چيرگي‏هاي دشمن نمي‏ديدند. ديگر در آن تنگناها، چه کسي را پرواي وقف بود و انديشه‏ي نگاه‏داشت آن؟ !

    ايل‏خانان مغول، چون مسلمان شدند، خود موقوفه‏هاي بزرگي بر جاي نهادند؛ از آن شمارند غازان‏خان و اولجايتو (خدابنده)؛ ولي چون نهاد اينان بر خونريزي و بيداد بود، نه تنها دانشمندان ايراني و کارگزاراني نامي، چون خواجه عطاملک جويني و خواجه رشيدالدين فضل‏الله همداني و غياث‏الدين محمد (فرزند رشيدالدين) را از ميان برداشتند، که نشانه‏هاي نيک‏انديشي و بخشش‏هاي يکديگر (در گونه‏ي وقف) را نيز از بنياد برمي‏افکندند.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • جاودانه کردن ثروت و برشماري راههاي گسترش آن - 4

    • ساعت ارسال پست : 7:53 PM ،


    پ. از اين شگفت‏تر آنکه چون در بسياري از وقف‏نامه‏ها، سرپرستي آن، از راه‏هاي چندي به رهبران آيين‏مند شهر و روستايي که موقوفه در آنجا هست، واگذار مي‏گردد، در کارکرد آن سستي و کاستي پديد مي‏آيد. برخي از اينان که تنها نام و جامه را نمود دين‏ياوري و آيين‏مندي مي‏دانند و از درون، تهي از مايه‏هاي راستين خداترسي و مردم‏ياري هستند، چون به دستياري بازي روزگار و ساده‏انديشي واقفان گذشته، به سرپرستي موقوفه‏اي چند دست مي‏يابند، چه آسوده از زير بار سنگين زينهارداري خدايي شانه تهي مي‏کنند و چه بي‏باکانه چنگ در بهره‏ي روزي تهي‏دستاني مي‏زنند که به ناني نيازمندند و به رختي درمانده !

    اينان، از درآمد موقوفه‏هايي که بلندانديشان و مردم‏دوستان نيکوکار براي تهيدستان فروافتاده و آوارگان بي‏پناه نياز کرده‏اند تا روزي در تنگنايي دست آنان را بگيرد و اندوه دل خانواده‏اي را از ميان ببرد و اشک چشم يتيمي را بزدايد و تن سرمازده‏ي افسرده‏دروني را بپوشاند و کام تلخ مستمندي را شيرين کند يا چراغ بي‏فروغ خانه‏اي را برافروزد و دل شکسته را شاد کند و... آزمندانه، براي بهسازي زندگي خويش و برافزودن کاستيهاي آن، چند روزي به زندگي ناستوده‏ي خويش سر و سامان مي‏دهند و پايگاه اين جهاني‏شان را برمي‏افرازند؛ اما زود است که بدان رشته که براي دست و پاي مردم بينوا تابيده‏اند؛ خود گرفتار آيند و در آن چاه که در راه توده‏ي تهي‏پاي کنده‏اند، خويش درافتند ! يادآوري اين سخن بايسته است که بي‏پروايي در کار از ميان بردن درآمد وقف، درگذشته‏ها اگرچه فراگير بوده، ولي هيچ گاه همه‏گير نبوده است (10).

    ت. شايد افزون بر آنچه گفته شد، جابه‏جايي فرمانروايي‏ها و دست به دست شدن سرزمين‏ها و آمد و شد خاندانهاي پادشاهي و ستيزه‏جوييهايي آنان براي به دست آوردن شهرياري و فرماندهي، در ريشه‏کن نمودن موقوفه‏ها کاري (مؤثر) بوده است. اينان با پشتوانه‏ي ثروت و زندگي مردم بي‏پناه، چه کشورگشايي‏هايي کرده و خونهايي ريخته‏اند تا بدين دستمايه به پايگاهي برسند که همه چيز و همه کس را ابزاري براي رسيدن به چيرگي و برتري خويش بدانند !
    پيداست که در اين داروگيرها و در ميانه‏ي اين زد و خوردها، دم به دم، رخدادهايي تازه روي مي‏داده که يکي از اندوه‏بارترين آنها، از ميان رفتن درآمد زمينهاي کشاورزي و دست به دست شدن آن بوده که با فرمان کارگزاران و پادشاهان، به سرداران و خاندانهايي که ياري رسانندگان آنان بوده‏اند، بخشيده مي‏شده است. چه بسيار روستاهايي که در اين ميانه، موقوفه بوده‏اند و با يک فرمان نسنجيده به تيول يا اقطاع سرداري ترک يا اميري تازي رفته (11) و آن «ترک زبان نشنو» يا «عرب اکوک (12)نديده» به هيچ گونه گوش به سخن مردم دلسوخته نداده و وقف بودن آن را نشنيده گرفته است ! او ديگر به وقف نمي‏انديشد و اندوهي از اينکه آن وقف از ميان مي‏رود، به دل راه نمي‏دهد؛ چه، آزمندي و فزون‏خواهي به او ياراي انديشيدن نمي‏دهد و اگر هم بينديشد، به گونه‏اي خويش را در اين داوري خشنود نشان مي‏دهد !

    به جز اين تيول دهي از سوي شاهان، گاه خود اين فرمانروايان که بيشتر بيگانگاني بر آيين سنت بوده‏اند و سده‏هاي چندي در اين مرز و بوم پادشاهي کرده‏اند، در دگرگوني زمين‏داري و کشاورزي ايران آشکارا دست داشته‏اند و در به دست آوردن درآمدها و خراج گرفتن از زمينهاي مردم يا رقبات وقفي پيشگام شده‏اند و براي برآوردن نيازهاي بي‏شمار خويش، آنها را هزينه کرده‏اند و گاه مانند نادرشاه، يکباره آن را در شمار زمينها و درآمدهاي شاهي جاي داده‏اند (13).
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)