مشارکت بانک در سمينارها و کنفرانسهاي وقفي
در سال 1401 ه ق (1981 م) بانک توسعهي اسلامي »مؤسسهي اسلامي پژوهش و آموزش« 1- را تأسيس نمود، تا بدين وسيله کارهاي مهم پژوهشي و آموزشي مورد نياز کشورها و جوامع اسلامي را در زمينهي توسعه به عهده گيرد و آنها بتوانند فعاليتهاي اقتصادي و مالي و بانکي خويش را بر طبق احکام اسلامي و مديريتهاي نوين در پيش گيرند، تا بتواند پشتيبان آن کشورهايي که قصد تحقق بخشيدن به توسعه و شکوفايي اجتماعي و اقتصادي جامعهي خويش را دارند، باشد چنين تمايلاتي طبعا اقتضاي توجه و عنايت به نهادها و مؤسسات اصيل اقتصادي و اجتماعي جامعهي اسلامي را دارد و بايد سعي شود هرگونه مسائلي که موجب اصلاح آن ميگردد، تحقق يابد تا بتوان آن را ابزاري فعال و مؤثر در روند توسعه قرار داد.
از اين جهت بود که اين مؤسسه به »نهاد وقف« اهميت شاياني داد. و موجب شد آن را بر بسياري از فعاليتها و تلاشهاي پژوهش و آموزشي خويش مقدم سازد. و در اين راه به برگزاري سمينارها و جلسات آموزشي و منتشر ساختن پژوهشها و تحقيقات در زمينهي وقف بپردازد.
پيش از مبادرت به توضيح، مهمترين فعاليتهاي علمي را در جدول 1 ارائه مينماييم:
در جدول 1 ديده ميشود که سمينارهاي تدارک ديده شده در زمينهي وقف توسط مؤسسه به سه زبان عربي، انگليسي و فرانسوي بوده است، و اين سمينارها قلمرو جغرافيايي وسيع و گستردهاي از جنوب شرق آسيا تا غرب آفريقا را دربر ميگيرد. سمينارها کمک و خدمات بسزايي به اهداف در نظر گرفته شده داشته است. بعضي از آنها به صورت سمينارهاي علمي که موضوعات و مسائل وقف را مورد بررسي و تحقيق قرار ميدهند برگزار شد و بسياري، از پژوهشگران بلندپايه و دانشمنداني که به مسائل وقف اهميت ميورزند در آن شرکت نمودند. بعضي ديگر از سمينارها جهت آشنايي ساده و معرفي نهاد وقف و آگاهي بخشيدن به اهميت آن در توسعه و رشد اجتماعي و اقتصادي
اما از نظر محتوي، مسائل و بحثهاي آن سمينارها بر سه محور اساسي قرار گرفته است، که نخستين محور به مسائل فقهي وقف و افقهاي تحول و پيشرفت آن مربوط است. سپس به مجموعهي قوانين وقفي معاصر که نياز به بررسي و تجديد نظر داشتهاند، پرداخته شده است. دومين محور،نقش اقتصادي و اجتماعي وقف را در جهان معاصر اسلامي مورد بحث و بررسي قرار ميدهد. اين پژوهشها و مباحث، تجربهها و يافتههاي زيادي را در زمينهي وقف از کتابهاي گوناگون - از کتاب سفرهاي ابنجبير گرفته تا کتابهاي جديد علمي - به دست ميدهد. و بدين وسيله نقش ارزندهي وقف در سازندگي و توسعهي مؤسسات آموزشي و فرهنگي و بهداشتي جامعهي اسلامي و به خدمت درآوردن آنها در توسعه و رشد اجتماعي را آشکار ميسازد. در محور سوم پژوهشها نقاط ضعف و شکاف و رخنههايي را که پي در پي در طول مدت گذشته به نهاد وقف وارد ميشده را روشن ساخت و به راههاي درمان و معالجهي آنها اشاره دارد.
شايد بتوان مسائل مطرح شده در سمينارهاي علمي را که نمايانگر زمينههاي مطلوب در اصلاح و احياي نهاد وقف به عنوان ابزاري در توسعهي جامعهي اسلامي است، در سه بند اساسي خلاصه نمود:
مسائل مطرح شده در اين زمينه با هدف شناخت جايگزينهاي مناسب و برتر در مديريت و ساختار اداري نهاد وقف تمرکز يافت. چرا که نهاد وقف در مسير تاريخي و طولاني خود سه شيوه و روش اداري قابل توجه را به خود ديده است.
اولين شيوه عبارت است از مديريت وقف توسط ناظر يا متولي مستقل که توسط واقف جهت اجراي متن وقفنامه و رعايت شرايط معتبر آن ميباشد. ناظر يا متولي بر طبق اين شيوه، خود در هر زمينه از مسائل موقوفه اقدام به تصميمگيري فردي مينمايد، و در اين زمينه ميتواند تا زماني که تجاوزيابي اعتنايي يا تقصير و کوتاهي از او صورت نگيرد، آزادانه و بيقيد و شرط دست به هرکاري بزند، البته از طرف قوهي قضائيه نظارتي محدود وجود دارد. اين شيوه در بعضي از دورانها نوعي کنترل مرکزي به خود ديد، به گونهاي که در آن زمان ادارهاي به نام ديوان صدر اوقاف يا نامهاي ديگر وجود داشته است.
اما شيوهي دوم مديريت در اوقاف همزمان با دوران استعمار تا مرحلهي استقلال پا به صحنه نهاد. اين شيوه همچنان بيشترين گسترش را در سرتاسر جهان اسلام به خود اختصاص داده است. در اين شيوه، مديريت اوقاف به وزارت مخصوصي که غالبا با نام وزارت اوقاف و امور ديني شناخته ميشود،
ادامه دارد ...
منبع :
مقدمه
بانک توسعهي اسلامي، سازماني مالي - اعتباري و بينالمللي، جهت سرمايهگذاري است که مقر آن در جده در کشور عربستان سعودي است. اين بانک در سال 1975 م بنا بر بيانيهي اجلاسيهي وزراي خارجهي کشورهاي اسلامي که در شهر جده، در سال 1973 م برگزار شد، تأسيس گرديد.
مسؤوليت و وظايف اين بانک علاوه بر کمک و پشتيباني مالي با شيوههاي گوناگون جهت توسعهي اقتصادي و اجتماعي کشورهاي عضو، در برگيرندهي مشارکت در سرمايه گذاري طرحهاو پروژهها، و اختصاص دادن وام به مؤسسات و طرحهاي توليدي در اين کشورهاست. همچنين بانک موظف به تأسيس و ادارهي صندوقهايي است که اهداف تعيين شدهي آنها با اهداف اساسي بانک همگرا باشد. از جمله، صندوقهايي است که به منظور کمک و ياري جوامع اسلامي کشورهاي غير عضو تدارک ديده شده است. بانک همچنين مسألهي نظارت بر صندوقهاي مالي ويژه و پذيرش سپردهها و وديعهها و تأمين موارد مالي، با شيوههاي مناسب را به عهده دارد.
همچنين از مسؤوليتهاي بانک مساعدت در زمينهي گسترش و توسعهي تجارت خارجهي کشورهاي عضو، و داد و ستد تجاري ميان آنها بويژه در کالاهاي توليد شده و تقديم کمک و مساعدت به آن کشورها ميباشد. بانک سعي مينمايد فعاليتهاي اقتصادي و مالي و بانکي کشورهاي اسلامي را بر طبق احکام اسلامي به کار اندازد.
واضح است که بانک با به عهده گرفتن چنين اهدافي، اهميت زيادي به نهاد بزرگ و اصيل اسلامي يعني »نهاد وقف« قائل باشد و دربرآورده ساختن انتظارات و توقعات مردم، در روند پيشرفت اجتماعي و گسترش و رشد اقتصادي در جوامع اسلامي معاصر تلاش نمايد.
اين گزارش کوتاه در بردارندهي کوشش و تلاشهاي به کار گرفته شدهي بانک جهت پيشرفت و توسعهي اوقاف اسلامي و افزايش توان آن براي انجام نقش توسعهاي و پيشگام آن که حقايق و واقعيتهاي گذشته تاريخ اسلامي نمايانگر آن ميباشد و نگرش به آينده نويد آن را ميدهد، ميباشد.
فعاليتهاي اين بانک در زمينهي »گسترش نقش وقف در زمينهي توسعه« از دو بخش تشکيل ميشود:
1. بخش علمي و تحقيقاتي، به بررسي و تحقيق دربارهي مفهوم وقف از ديدگاه جديد ميپردازد و سعي در افزايش بينش مردم در زمينهي مسائل معاصر و اهميت مسائل جديد وقف دارد. و اين با سازماندهي و تشکيل سمينارها و کنفرانسها و جلسات کارگاهي در بسياري از نقاط جهان اسلام که در زمينهي وقف اهتمام ميورزند، صورت ميگيرد.
2. بخش عملي، به مشارکت بانک در سرمايهگذاري مستقيم در طرحهاي وقفي کشورهاي اسلامي اختصاص دارد. اين کار با تأسيس موقوفات جديد يا از راه سرمايهگذاري مشترک ميان بانک و بعضي از مؤسسات وقفي يا با در اختيار گذاشتن کمکها، از طريق اعتبار کمکهاي ويژهي بانک صورت ميگيرد. همچنين اين بخش در برگيرندهي نامههاي همکاري مشترک ميان بانک و بعضي از مؤسسات وقفي در کشورهاي عضو است، که به موجب آن اجراي بسياري از فعاليتهاي گوناگون وابسته به اوقاف مانند ايجاد مراکز اطلاعات و تهيهي کتاب شناسي و فهرستهاي علمي همانگونه که تفصيل و جزئيات آن را در اين گزارش مشاهده خواهيم کرد، صورت ميگيرد.
اين گزارش دو جنبهي ياد شدهي فوق را در سه فصل به اين ترتيب دربر دارد:
فصل اول اين گزارش دربر گيرندهي فعاليت بانک در سازماندهي سمينارها و کنفرانسها و جلسات کارگاهي مربوط به وقف است. اين فصل نيز دربر گيرندهي توضيح مختصري از چنين فعاليتهايي است که بانک آنها را در سرتاسر جهان اسلامي به انجام رسانيده است، و در آن به مهمترين عناوين و مسائلي که در آن جلسات علمي مطرح شده اشاره ميشود.
فصل دوم پيرامون مشارکت عملي بانک در پيشبرد ساختن و ايجاد تحول در وقف و گسترش آن با همکاري بعضي از کشورها و جوامع اسلامي است. در اين گزارش بعضي از طرحهاي جديد اوقاف را که بانک به تأسيس آنها پرداخته است و نيز طرحهاي سرمايهگذاري مشترک ميان بانک و بعضي از سازمانهاي اوقاف ذکر خواهد شد. بانک توسعه در مورد طرحهايي که تحت عنوان »برنامهي اعتباري کمکهاي ويژه« معروف است، سرمايهگذاري کرده است که در اين باره، مثالهايي زده ميشود.
در فصل سوم، گزارشي از برنامههاي همکاري مشترک ميان بانک و بعضي از نهادها و مؤسسات وقفي در کشورهاي عضو مطرح ميشود. که بانک بر مبناي آن اقدام به اجراي بسياري از طرحهاي مشترک کرده است.
در پايان گزارش خلاصهاي پيرامون رهآوردها و تجربيات به دست آمده خواهد آمد.
ادامه دارد ...
منبع :
6. کمک بيشتر دولت به سازمانهاي اداري اوقاف:
اگرچه دولت، حقوق کارکنان سختکوش و درستکردار ادارههاي اوقاف را ميپردازد و سنگيني پارهاي از هزينههاي اين سازمان را بر دوش دارد، ولي اين همه براي سر پا ماندن و کوشندگي بيشتر آن کافي نيست و سازمان اوقاف براي فراهم آوردن بسياري از نيازهاي اداري خود چون خريد خودرو و دستگاههاي رايانهاي و به کار گماردن مهندس کارشناس و حقوقدان و پيشخدمت و کارمند روزمزد و کارگر و تلفن همراه و پرداخت بيشکاري و برگزاري چندين گونه مسابقهي قرآني و جايزه و پاداش، هزينهي راه و جابهجايي قاريان و کمک به بسياري از سازمانهاي کشور و دهها هزينهي ديگر ناچار است از درآمد موقوفههاي ويژه يا نذورات امامزادگان برداشت کند که بناخواست، از پايهي کمک به مستمندان و گروههايي که در شمار سفارش واقفان جاي دارند، کاسته ميشود و کمتر ميتوان به برنامههاي سازندهاي که استوار کنندهي پايگاه آيين و دين و فرهنگ اين مردم است، کمک کرد.
7. استوار کردن باورهاي ديني در درون مردم و پديد آوردن مايههاي مردمدوستي در دل توانمندان و اينکه بپذيرند براي به دست آوردن خشنودي خداوند ميبايد با پاکدلي و نيکوکاري، نخست خشنودي مردم را به دست آورد؛ زيرا خداي بزرگ، آنچه از بندگان براي خود ميجويد، همان چيزي است که براي مردم ميخواهد.
ميدانيم که تنها نيرويي که بازدارندهي دروني مردم از بديها و کجرويها و انجام دادن نارواييهاست، باورداشتهاي خداپرستانهاي است که در نهاد هر کس نهاده شده. همين نيروي خداگرايانه است که مردم را از گمراهي و کجروي و روي آوردن به نادرستي و کاستي نگه ميدارد. اين نيروي درونمايه که داشتن آن نشانهي مردي و مردمي است، همان چيزي است که تازيان به آن «ايمان» ميگويند و پارسيان، آن را «دلآگاهي و خداداني» ميشمرند. همين نيروي هستي شکوه است که مردم خداترس را از انجام دادن هر نادرستييي يا در افتادن به هر پستييي و پذيرفتن هر خوارييي باز ميدارد. بندگان پاک و فرشتهخوي خداوند، از اين نيرو بهرهي شايستهاي دارند؛ آن چنان که به خجستگي آن، گرد هيچ آلودگييي نميگردند و جز خشنودي خدا و مردم نميجويند و از زشتخويي و دژکامي ميپرهيزند.
اين نيرو که برخي آن را هشدار خرد يا خرد بيدار (وجدان) ميگويند، در بيشتر مردم به گونهاي نيرومند، کارساز است و دارندهي خويش را از هر کجانديشي و بدرفتاري باز ميدارد و آشکارا در راه زندگي، وي را از گمراهي و فروافتادن در پستيها و نامردمي باز ميدارد و انگيزهي او در کمآزاري و ياريگري به همانندان خويش ميگردد. خداترسان ايزدشناس، با داشتن ايمان استوار و وجدان بيدار، به پايگاهي از فرازمندي ميرسند که جز خدا را نميبينند و جز بندگان او را دوست نميدارند و تا توانايي دارند، نيکي ميکنند و در راه بهسازي زندگي مردم گام مينهند و خود از هر لغزش و گناهي دوري ميکنند و به هنگام توانايي، به بخشندگيهاي گوناگون که وقف، يکي از آن شمار است، روي ميآورند. اينان، ثروتهاي يکديگر را از ميان نميبرند و به روزي ناتوانان چنگ نميزنند و به درآمدهاي موقوفه دستدرازي نميکنند و پيوسته در اين انديشهاند که «صدقهاي جاريه» که وقف، يکي از «مصاديق» آن است، بنياد گذارند. بيگمان، خداشان در اين راه، يار و پشتيبان است.
چنين است که ميتوان گفت: نيروي ايمان، فرازپايهترين انگيزهي گسترش وقف و نگهداشت آن است. اميد آن است که توانمندان و پاکدينان، پويندگان اين راه راستين باشند. چنين باد !
با پوزش از کاستيهاي اين نوشته و سپاس از همهي همراهان و ياريدهندگان.
2- ر. ک. به: ص 45 از کليله و دمنهي بهرام شاهي، باب برزويهي طبيب.
3- همان، ص 46.
4- ر. ک. به: فصلنامهي وقف، ميراث جاويدان، ش 2، ص 41.
5- غلامرضا انصافپور، زندگي اقتصادي روستاييان، ج 1، ص 340، برگرفته از کتاب سني الملوک الارض و الانبياء.
6- ر. ک. به: سيد حسين اميدياني، «ربع رشيدي؛ مجتمع بزرگ وقفي، علمي، آموزشي در تبريز»، فصلنامهي وقف، ميراث جاويدان، ش 27، ص 59.
7- محمد مهدي بروشکي، بررسي روش اداري و آموزشي ربع رشيدي، ص 202.
8- «بعد از حملهي مغول، در دورهي ايلخانان، پس از آن که غازانخان مسلمان شد، به ايجاد موقوفات همت گماشت. رشيدالدين فضلالله، در تاريخ مبارک غازاني، شرح آن موقوفات را آورده است...» ر. ک. به: تاريخ اجتماعي راوندي، ج 4، ص 763.
9- در تاريخ اجتماعي راوندي ميخوانيم: رشيدالدين در يکي از نامههاي خود، خطاب به عمال حکومت و مردم سيواس ميگويد: «به او خبر رسيده است که عوايد اوقاف سيواس به مصرف خاص خود نميرسد و موقوفات رو به ويراني نهاده است و اين کار را به ظلم متصديان امور اوقاف نسبت ميدهد و ميگويد: به جاي ايشان، اشخاص معتبري بايد گذاشت...»، ج 4، ص 755.
10- ولي، گاهي برخي از مردان خدا و پرهيزگاران پديد ميآمدهاند که ديدگاهي باريک دربارهي بهره بردن از درآمد وقف داشتهاند و از آن سخت دوري کردهاند. در تاريخ اجتماعي راوندي (ج 4، ص 773، برگرفته از بدايعالوقايع واصفي) ميخوانيم که: «مولانا حاجي محمد فراهي، رحمة الله عليه، در زهد و تقوي و ورع، به قرينهاي بود که وقتي از ولايت به ديدن فرزندان خود که در مدرسهي نظاميه به تحصيل مشغول بوده، تشريف آورد، به خانه درآمدند و در گوشهي خانه، مقدار گندمي ديدند انباشته. پرسيدند که اين چيست و صاحب آن کيست؟ فرزندان فرمودند که اين گندم وظيفه است از مال وقف. چون حضرت مولانا اين سخن شنيدند، برآشفته گفتند: اي دريغ و افسوس از زحمتهايي که در پي شما ضايع شد ! اميدوار بودم که خانهي ضمير شما از چراغ علم و معرفت نوراني شده باشد و گنجينهي دل شما از جواهر حقايق و معاني پر گشته باشد. باطن شما خود از دود طعام وقف، تيره و سياه بوده است ! شما طعام وقف ميخوردهايد و در پي علم، رنج و زحمت بيهوده ميبردهايد و اين بيت را خواند که:
فقيه مدرسه دي مست بود و فتوي داد / که مي حرام، ولي به ز مال اوقاف است.
11- مرتضي راوندي مينويسد: شکي نيست که در عهد نخستين ايلخانان بتپرست، مقدار بسياري از اموال وقف را فاتحان تصاحب کردند. در دوران ايلخانان مسلمان، از غازانخان به بعد، بسياري از اراضي، جزو املاک موقوفه گشت؛ ولي اموال وقفي زيادي نيز کماکان در تصرف متغلبان (غاصبان و متجاوزان) که از بزرگان چادرنشين مغول و ترک بودند، باقي مانده. مثلا حمدالله مستوفي ميگويد که سراسر ولايت پشکلدره مشتمل بر چهل دهکده، وقف مسجد جامع قزوين بوده است؛ ولي مغولان آن موقوفه را غصب و تصرف کردند. تاريخ اجتماعي راوندي، ج 4، ص 771.
12- برابر با اخ کوک، زردآلوي نرسيده.
13- در اين زمينه، در تاريخ اجتماعي راوندي (ج 4، ص 759) آمده است: «نادر با روحانيان شيعه رابطهي خوبي نداشت. براي تضعيف آنها قسمت اعظم زمينهاي موقوفه را به ارزش يک ميليون تومان ضبط کرد. او با موقوفهداران از اين جهت که هيچ قدم مثبت و مفيدي بر نميدارند و کاري جز دعاگويي ندارند، به سختي مخالف بود و سپاهيان وفادار خود را بر خيل دعاگويان مرجح ميشمرد...».
14- براي باورداشت اين سخن به نوشتهي زير از تاريخ کرمان بنگريد: «قوامالدين ملک زوزن که در حدود سال 609 ه ق به کرمان آمده است، بعد از همهي خودکاميها، يک روز گفت همهي وقفنامهها پيش او برند. سپس گفت: به تحقيق معلوم شد که از دعاي روحانيان و موقوفهخواران، کاري پيش نميرود و فرمان داد که مجموع وقفنامهها را در آب شستند و آنگاه تمام رقبات آن را در حوزهي ديوان گرفت و جزء املاک خاصه کرد !»، برگرفته از تاريخ اجتماعي راوندي، ج 4، ص 756.
15- تاريخ اجتماعي راوندي، ج 4، ص 759.
16- ر. ک. به: فکر دموکراسي اجتماعي، دکتر آدميت، ص 125. (برگرفته از تاريخ اجتماعي راوندي، ج 4، ص 771).
17- با همهي آنچه دربارهي شاه عباس و ديگر شاهان در خونريزي و بيدادگري گفتهاند، ميبينم که به انگيزهي پايداري فرهنگ وقفدوستي و بنياد کردن موقوفه که در نهاد مردم آن روزگار سرشته بوده، شاه عباس به هنگام سپاسگزاري از يک پيروزي - براي کشور و مردم و تاريخ - از ثروت و دارايي خويش به برپايي يک موقوفه بزرگ ميپردازد. بنگريد: «پس از بازگرفتن آذربايجان از دولت عثماني، شاه عباس، املاک و مستغلات خود را وقف پيغمبر اسلام و دوازده امام کرد. به موجب (وقف) نامهاي که شيخبهايي نوشت، توليت اين موقوفات در زمان حيات شاه عباس با شخص وي و پس از او با پادشاه زمان بود». ر. ک. به: تاريخ اجتماعي راوندي، ج 4، ص 175.
18- تاريخ اجتماعي راوندي، ج 4، ص 762.
نويسنده: محمد تقي سالک بيرجندي
پایان
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
منبع :
درخور يادآوري است که يادکرد و بزرگداشت چنين مردم فرازمند و بخشندهاي که دستمايههاي گرانپايهاي بر جاي گذاشتهاند، کاري شايسته است و بايسته مينمايد که در انجام آن به هرگونه که در توان سازمان است، کوتاهي نکند؛ تا جايي که سزاوار است هر چند سال، همايشي سراسري از واقفان و متوليان در يکي از شهرهاي بزرگ کشور برگزار گردد و سازمان اوقاف با برنامهريزيهاي درست و پسنديده، با بها دان به نهاد وقف، پايگاه واقفان را گرامي دارد و به گونهاي پسنديده برخي از آنان را که داراي ويژگيهايي هستند، برگزيند و به ديگران بشناساند يا پاداشي مينويک و سزاوار به آنان بدهد. پيداست که اين کار و اين رفتار، در گسترش فرهنگ وقف، چشمگير و پربار خواهد بود.
4. به دنبال آنچه در شمارهي 3 گفته شد پيشنهاد نگارنده آن است که سازمان اوقاف کشور، با برنامهريزي شايسته و با هماهنگي و همکاري ادارههاي اوقاف استانها و شهرستانها، مجموعهاي فراگير براي شناسايي و شناساندن واقفان و موقوفههاي کشور - با هر نام و عنواني که پسنديده و گويا باشد - چه به گونهي فرهنگنامهها يا دانستنيها و چه بهسان دايرةالمعارفها و تذکرهها فراهم آورد. اگرچه اين کار، زمان و هزينهي بسياري خواهد برد، ولي کاري درخور و به جا ماندني خواهد بود که ميتواند با نمونههاي بزرگ جهاني برابري کند و براي پژوهندگان اجتماعي، تاريخي و ادبي، سودمند باشد و بررسيکنندگان تاريخ وقف را در افت و خيز آن و شناختن هزاران وقف و واقف و يافتن بسياري از دانستهها و دانشهاي گذشتگان به کار آيد.
نياز به نگارش و گردآوري چنين مجموعهاي، چنان آشکار است که هر چه زودتر سازمان اوقاف کشور در فراهم آوردن آن به هر گونه که شايسته ميداند و توانايي آن را دارد، دست يازد، پسنديدهتر و بايستهتر است و دنبال انداختن چنين کاري ارزنده، جز دريغ پژوهندگان و شگفتي آيندگان جستوجوگر، به دنبال نخواهد داشت. با پديد آمدن چنين مجموعهاي، بسياري از تاريکيهاي تاريخي، جغرافيايي و فرهنگي وقف روشن ميشود و واقفان زنده، از آن شاد و اميدوار گشته، روان رفتگان از اين يادکرد شاد ميگردد و توانمندان و نيکوکاران آرزو ميکنند که کاش بتوانند کاري کنند که با داشتن خشنودي خداوند و نام نيک در ميان مردم، ياد و کارشان نيز در نوشتهاي بهجاماندني به يادگار بماند.
5. بازيابي و بازسازي رقبات موقوفه: براي دگرگون کردن بينش نادرستي که در انديشهي مردم جاي گرفته، بايسته آن است که سازمان اوقاف و ادارههاي وابسته، در راه بازشناسايي و بازياب موقوفههاي کهن که برخي گرداگرد شهرها جاي گرفتهاند و داراي ارزشي افزوده هستند، بکوشند و با پرسوجو از مردم ديرسال و خبرگان پاکدين، به آب و زمينهاي وقفي فراموش شده يا از ميان رفته که در شمار ثروت ديگران درآمده، دست يابند و با کمک گرفتن از سازمانهاي اداري آگاه چون ثبت اسناد و دفترخانهها و با پشتيباني دادگستري، در زنده کردن آن، کاري ارزنده و بر جايماندني انجام دهند و در بازسازي و درآمدخيزي آن، از روي دلسوزي و مردمدوستي، تا آنجا که در توانشان است، براي خشنودي خداوند کوشش کنند تا هم با زنده کردن نام و ياد و کار واقفان گذشته، گامي شايسته برداشته شود و هم بر ارزش کارآيي خويش و درآمد موقوفه بيفزايد تا بازده آن در راه ياري رساندن به مردم تهيدست و استوار کردن بنيادهاي فرهنگي، ديني و مردمي کشور و از ميان بردن نيازمنديهاي همگاني به کار گرفته شود.
آنگاه که روستاهاي وقفي، آباد و درآمدخيز شود و خانههاي وقفي نوسازي گشته، سرپناه بيچارگان گردد و ساختمانهاي نيکوکاري بازسازي شده، در گردش و پربار باشند و درماندگان و بيپناهان و بيسرپرستان به نام و خانه و پشتيبان رسيده باشند، بيگمان اين نماي زيباي چشمگير، هر کجانديش دشمنکامي را که به نهاد وقف و کارکرد سازمان اوقاف ديدي نابايست دارد و از کارداني و سودمندي آن دل بريده است، اميدوار ميکند و از آن پس، در نکوداشت وقف و واقف ميکوشد و از ارزشمندي اين بنياد خدايي سخن ميگويد و ديگران را از اين همه کوشندگي و دلسوزي آگاه ميکند و به گونهاي شايسته، انگيزهي گسترش وقف و برپايي موقوفههايي تازه را در دل مردم جاي ميدهد.
ادامه دارد ...
منبع :
