فناوري به تنهايي کمتر موجب دستيابي به ارزش هاي اقتصادي مي شود. امروزه شرکت ها هنگامي به ثروت واقعي دست مي يابند که فناوري را با راه هاي جديد پول درآوردن ترکيب کنند.

در همين رابطه 7 جهت گيري تقويت شده توسط فناوري هاي جديد شناسايي شده اند که موجب کمک به شکل گيري تجارت و اقتصاد جهان در سال هاي آينده خواهند شد. اين جهت گيري ها در سه رده بندي کلي روابط مديريتي، مديريت سرمايه و منابع و به کارگيري اطلاعات به روش هاي جديد مي گنجند.

روابط مديريتي

  • توزيع نو آوري ها:

اينترنت و فناوري هاي مربوط به آن راه هاي اساسي فرا روي شرکت ها براي سود بردن از استعدادهاي نوآوران خارج از مرزهاي اين شرکت ها قرار مي دهد. امروزه در بخش هاي دارنده فناوري بالا و در بخش هاي ماشيني شرکت ها به طور نهادينه شده براي خلق محصولات جديد از وجود مشتريان، تأمين کنندگان، کسب و کارهاي کوچک تخصصي و پيمانکاران مستقل سود مي برند.

افرادي که خارج از گردونه کارکنان شرکت ها هستند با ارائه نقطه نظرات خود به شکل گيري تحول توليد کمک مي کنند ولي شرکت ها معمولاً اين روند را کنترل مي کنند. امروزه فناوري، شرکت ها را قادر مي سازد با ارائه ابداعات خود به همکاران خود در ديگر شرکت ها کنترل زيادي بر افراد خارج از حلقه کارکنان خود در قالب شبکه هاي به هم پيوسته اعمال کنند.

با توزيع نوآوري ها از طريق چرخه ارزش هاي اقتصادي، شرکت ها ممکن است هزينه هاي خود را کاهش داده و توليدات جديدي را با از ميان برداشتن عوامل محدودکننده به بازار عرضه کنند.

کالاهاي اطلاعاتي مثل نرم افزارهاي رايانه اي در حکم ميوه هاي رسيده اين نوع نوآوري غيرمتمرکز هستند. براي مثال سيستم عامل لينوکس از طريق اينترنت و با همکاري شبکه اي از متخصصان دور از هم ايجاد گرديد. ولي شرکت ها از اين طريق مي توانند کالاهاي فيزيکي هم توليد کنند.

در اين رابطه يک شرکت چيني توليدکننده موتوسيکلت به نام لانسين، ويژگي هاي توليدات مورد نظر را تعيين مي کند و به طراحان خود فرصت مي دهد براي طراحي مشکلات، حصول اطمينان از هماهنگي اين قطعات با هم و کاهش هزينه ها با هم کار کنند. شرکت لانسين براي انجام اين کار مجبور به استفاده گسترده از فناوري اطلاعات به منظور مديريت مجموعه سازندگان خود نبوده است. اين امر نشانگر واقعيات توليد در چين و بازار صنعتي خاص اين کشور است.

ولي تحولات اخير در عرصه هاي نيازمند طراحي و اندازه گيري مناسب با استانداردهاي بالا، همکاري در ايجاد کالاهاي فيزيکي چرخه هاي توليدي در بازارهاي رقابتي را آسان تر نموده است.

اگر رهيافت مذکور در عرصه نوآوري به طور گسترده مورد پذيرش قرار گيرد، اثر آن بر شرکت ها و صنايع قابل توجه خواهد بود. براي نمونه پيش بيني مي شود اقتصاد آمريکا در صورت به کارگيري گسترده توزيع نوآوري هاي مديريتي بتواند 12 درصد از کل نيروي کار خود را دچار تحول کند.

اين تحول به معناي ايجاد شيوه هاي توزيعي تر و شبکه اي تر نوآوري ها از طريق کاهش ميزان طبقه بندي هاي قانوني و اداري بر سر راه مالکيت مجازي براي ساختاردهي مجدد و از ميان بردن برخي روابط کاري سنتي است.

  • استفاده از مشتري به عنوان ابداع کننده:

مشتري ها نيز در خلق توليدات جديد با شرکت ها همکاري مي کنند، براي مثال دايرة المعارف اينترنتي ويکي پديا هم مي تواند مورد استفاده مراجعه کنندگان به آن قرار گيرد و هم مي تواند توسط اين افراد توليدات اطلاعاتي جديدي به آن اضافه شود. ولي تفاوت هاي ميان راه هاي همکاري شرکت ها با همکاران و مشتريان خود تا حدي روشن است که اين دو نوع همکاري، دو روند کاملاً متمايز از هم به حساب مي آيند.

اين تفاوت ها شامل طبيعت و برد تعاملات، نقش پول در واداشتن آنها به همکاري و مديريت بحران هاي فرا روي هر روند مي شود.

اينترنت در دوران تکاملي خود رفته رفته سکوي گسترده تري براي کنش، ارتباط و فعاليت شده است. زيرا روز به روز بر تمايل مشتريان براي ارتباط با هم و بنگاه هاي گوناگون اقتصادي افزوده مي شود. شرکت ها هم در اين ميان مي توانند از اين شيوه رفتاري جديد مشتريان در برقراري ارتباط براي منافع اقتصادي خود بهره ببرند.

براي مثال سايت خبري Ohmy news يک روزنامه اينترنتي مشهور کره جنوبي است که توسط يک گروه 60 هزار نفري از گزارشگران مردمي نوشته مي شود. اين روزنامه به سرعت به يکي از بانفوذترين رسانه هاي اين کشور تبديل شده است و هر روز حدود 700 هزار بيننده دارد.

همچنين بازار فروش اينترنتي پوشاک هم از چنين روشي براي برقراري ارتباط با مشتريان خود استفاده مي کند. سايت هاي عرضه کننده پوشاک از مشتريان درخواست مي کنند طرح هايي جديد براي لباس ها پيشنهاد کنند. در برخي از اين سايت ها هر هفته هزاران نفر نظرات خود را در مورد طرح هاي لباس ارائه مي دهند و به لباس هاي مورد علاقه خود رأي مي دهند. برندگان طراحي مدل هاي جديد لباس پول نقد يا بن خريد از فروشگاه اينترنتي مذکور را دريافت مي کنند.

تجربه نشان داده شرکت هايي که با مشتريان خود در طراحي، بازاريابي و خدمات پس از فروش تعامل مي کنند، ديد بهتري در مورد نيازها و رفتار آنها دارند و شانس آنها براي پائين بردن هزينه هاي دسترسي به مشتري بيشتر خواهد بود. اين شرکت ها همچنين از مشتريان ثابت بيشتري برخوردار شده و مي توانند سرعت چرخه توليد خود را بالا برند.

ولي شرکت هاي مذکور بايد مراقب 2 نکته باشند، اول اين که اجازه يک شرکت به مشتريان خود براي کمک در نوآوري نبايستي موجب تأثيرپذيري اين شرکت از جمع کوچکي از مشتريان خود شود زيرا اين امر موجب عدم توجه به علايق اکثريت مشتريان مي شود.

دوم اين که شرکت مذکور بايد مراقب باشد تا به جاي تمرکز بر نيازهاي طولاني مدت مشتريان درگير برآورد نيازهاي آني آنها نشود و از در پيش گرفتن اقداماتي که نمي تواند آنها را در قبال مشتريان خود به سرانجام برساند دوري کند. 

  • بهره گيري از جهان پر از استعداد:

با شبکه اي شدن هرچه بيشتر کارهاي پيچيده و ظهور ابزارهاي جديد ارتباطي و کار گروهي از راه هاي دور، شرکت ها مي توانند به طور فزاينده اي جوانب تخصصي کار خود را در خارج از تشکيلات خود انجام دهند و در عين حال انسجام سازماني خود را حفظ کنند.

زيرا فناوري هاي جديد آنها را قادر مي سازد در عرصه نوآوري از طريق ارتباط با شبکه هاي ديگر و مشتريان خود دست به تمرکززدايي بزنند، اين اقدام همچنين باعث مي شود شرکت ها بتوانند وظايف بيشتري را بر عهده متخصصاني در اقصي نقاط زمين، مأمورين مستقل و گروه هاي مستعد بگذارند.

امروزه مي توان استعدادهاي برجسته را در عرصه هاي مختلف از امور مالي گرفته تا بازاريابي و فناوري اطلاعات در همه جا پيدا کرد. بهترين فرد براي انجام يک کار مورد نياز يک شرکت ممکن است در هند باشد يا کارمند يک شرکت کوچکي در ايتاليا و لزوماً نبايد در ميان شرکت هاي عظيم بين المللي به دنبال چنين فردي گشت. فناوري هاي نرم افزاري و اينترنتي انسجام بخشيدن به کار تعداد زيادي از افراد شاغل در خارج شرکت ها و مديريت بر آنها را آسان تر و ارزان تر نموده است.

  • افزايش مشاغل مبتني بر تفکر و تعامل ميان افراد:

شرکت ها همواره اقدام به ماشيني کردن بخش رو به افزايشي از توليدات خود و کاهش نقش انسان در کارهاي ساده و تکراري مي کنند. در نتيجه ميزان زيادي از نيروي کار در کشورهاي توسعه يافته در محيط کار خود بيش از هر چيز درگير تبادل نظر، تفکر، شناخت، قضاوت وهمکاري با ديگران است.

طبق پيش بيني هاي به عمل آمده تا سال ،2015 ميزان اشتغال افراد در کارهايي که با چنين اموري سر و کار دارند به 44 درصد کل نيروي کار آمريکا خواهد رسيد، اين ميزان هم اکنون 40 درصد است. اروپا و ژاپن هم در حال تجربه چنين تحولي در ترکيب نيروي کار خود هستند.

به کارگيري فناوري موجب کاهش تفاوت بين قابليت توليدي کارکناني از کشورهاي ديگر شده است. امروزه بيشتر به جاي بحث از «کفايت» سخن از افزايش اثربخشي اين کارکنان است.

براي مثال يکي از راه هاي تحقق اين هدف توجه دادن کارکنان به تعاملاتي است که موجب افزايش ارزش افزوده و حصول اطمينان از آگاهي درست آنها از شرايط است. ابزارهاي تکنولوژيک که موجب بهبود بين افراد مي شود مثل محيط هاي گروهي مجازي و ويدئو کنفرانس رفته رفته مثل رايانه ها فراگير مي شوند.

شرکت ها با به کارگيري اين ابزارها در عرصه مديريتي دست به نوآوري خواهند زد. لازم به ذکر است شرکت هاي فعال در زمينه مراقبت هاي پزشکي و بانکداري چندي است اين راه را پيش گرفته اند. شرکت ها همزمان با بهبود قابليت توليدي کارکنان خود، لازم است تا سرمايه گذاري در فناوري را به نحو مناسبي همراه ارزش هاي سازماني خود کنند تا بتوانند فناوري ها را با نيازهاي خود تطبيق دهند.

مديريت سرمايه و منابع

  • گسترش حدود ماشيني شدن :

شرکت ها، دولت ها و ديگر سازمان ها سيستم هايي را براي ماشيني کردن و خودکار کردن وظايف و روندها به کار گرفته اند از جمله فناوري هاي پيش بيني و زنجيره عرضه ، سيستم هاي برنامه ريزي منابع شرکت هاي بزرگ، مديريت روابط مشتريان و منابع انساني ، پايگاه هاي اطلاعاتي توليد و مشتري و سايت هاي اينترنتي.

اين سيستم ها رفته رفته به دليل لزوم تبادل داده ها و درآوردن روند کسب و کار به صورت داده هاي رايانه اي با هم روابط متقابل برقرار کرده اند. برخي شرکت ها از اواخر دهه 1990 سيستم هايي ايجاد کردند و آنها را به هم وصل نمودند که باعث شد مشتريان از طريق فرآيندي خودکار و بدون دخالت انسان پاسخ سؤالات و نيازهاي اطلاعاتي خود را دريافت کنند.

اين خودکار شدن روند پاسخگويي به مشتريان موجب کاهش قابل توجه هزينه هاي خدمات رساني و در عين حال افزايش رضايت مشتريان گرديد.

  • تفکيک سيستم ها براي اندازه گيري کارايي اجزا:

فناوري به شرکت ها کمک مي کند تامنابع ثابت را با تفکيک سيستم هاي سازماني به اجزايي کوچک به طور مؤثرتري بسيج کنند و با اندازه گيري کاربرد هرکدام از اجزا هزينه کردن جداگانه براي هريک از اين اجزاي کوچک را سودمندتر بيابند.

فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي مورد استفاده در اندازه گيري و نظارت بر اجراي مذکور امکان ايجاد نظام تصميم گيري مونو را فراهم ساخته است.

به کارگيري اطلاعات به روش هاي جديد 

  • استفاده بيشتر از علم در مديريت :

درحالي که اينترنت و ابزارهاي جديد افزايش قابليت توليدي حوزه دسترسي و نفوذ کارکنان پشت ميزنشين را افزايش داده است، فناوري به مديران کمک مي کند تا مقادير بسيار بيشتري از داده ها را براي اتخاذ تصميم هاي هوشمندانه تر تحت اختيار گيرند و ديد خود را براي خلق امتيازات رقابتي و مدل هاي جديد تجارت گسترش دهند.

در اين راستا استانداردهاي فراگير مبتني بر فناوري موجب افزايش انباشت و پردازش اطلاعات و تصميم گيري با تکيه بر انبوه اطلاعات رو به افزايش مي شوند.


منبع : Mckinsey Quarterly






لينک مطلب
 توسط صغری شکوهی در یک شنبه 16 خرداد 1389  ساعت 9:59 PM نظرات 0


POWERED BY RASEKHOON.NET