اسلام كار را با بهترين صفات ستوده است مثلاً كار را عبادت و اطاعت دانسته تا مردم در ميدان كار و توليد بر يكديگر سبقت گيرند.
    در روايت است كه دو نفر از اصحاب در حالي كه يكي از برادران خود را بر دوش كشيده بود بر رسول خدا (ص) وارد شدند، حضرت حال آن شخص را از آن دو نفر پرسيد، عرض كردند: از هيچ نمازي فارغ نمي شود جز اين كه وارد نماز ديگر مي شود، و هيچ روزه اي را افطار نمي كند مگر اين كه روز ديگرش را روزه مي گيرد، و اكنون حالش طوري است كه مشاهده مي فرماييد، حضرت فرمود: پس چه كسي شترش را ميچراند و چه كسي براي اداره زندگي عائله اش كار مي كند؟ عرض كردند: ما متحمل هستيم، حضرت فرمود، شما از او عابدتريد.
    اسلام به ما اجازه نمي دهد كه از دنيا و لذت هاي آن دست بكشيم و به نماز و روزه اكتفا كنيم. خداوند كساني را كه از دنيا دست كشيده اند سرزنش كرده مي فرمايد: «و رهبانيت را كه ما بر آنها مقرر نكرده بوديم بدعت گذاردند و جز براي طلب رضاي خدا نكردند، اما چنانكه شايسته بود رعايتش ننمودند» (11)
    و نيز مي فرمايد: «بگو اي پيغمبر چه كسي جامه اي را كه خدا براي بندگانش پديد آورده با روزي هاي پاكيزه حرام كرده است؟ بگو اين نعمت ها در زندگي دنيا متعلق به كساني كه ايمان آورده اند و در روز قيامت خاص ايشان است» (12)
    اسلام ما را دعوت كرده كه دنيا را مقدمه آخرت قرار دهيم و اجازه نمي دهد كه تمام هدف و همت ما فقط دنيا باشد چنانچه اسلام با قبول كردن آخرت و ضايع كردن دنيا هم مخالف است و حديث زير به اين معني نظر دارد: «براي دنياي خود آنچنان عمل كن كه گويا هميشه زنده اي و براي آخرت خود طوري كار كن كه گويي فردا خواهي مرد» و دعوت به جمع كردن بين دنيا و آخرت يكي از امتيازات اسلام است؛ زيرا بعضي از اديان تحريف يافته به گوشه گيري و ترك ماديات دعوت مي كنند و بعضي ديگر به ترك معنويات و توجه به امور مادي و دنيوي مي خواند.
    پيامبر اكرم(ص) در بسياري از موارد فرمود كه: رسالت جاويدان من به جمع كردن بين دين و دنيا و وفق دادن بين روح و بدن دعوت مي كند.
    در روايت است كه برخي افراد به خانه زن هاي پيغمبر (ص) رفته و از چگونگي عبادت آن حضرت پرسش كردند همين كه از كيفيت عبادت آن حضرت مطلع شدند ، گفتند: ما كجا و رسول خدا كجا و حال آن كه خداوند گناه گذشته و آينده او را بخشيده است.
    آنگاه يكي از آنها جدا شد در حالي كه به همراهان خود گفت: «من بعد از اين هميشه مشغول نماز مي شوم» ديگري به راه افتاد و چنين اظهار داشت: «من تا زنده ام روزه مي گيرم» سومي گفت: «من تا زنده ام ازدواج نخواهم كرد» اين جريان به گوش رسول خدا(ص) رسيد خشمگين شد، به مسجد آمد و بر فراز منبر قرار گرفت و دور بودن آن سه نفر از طريق حق و عدم موافقت تصميم آنان را با حقيقت اسلام، براي مسلمان ها بيان كرد، آنگاه بعد از حمد و سپاس الهي فرمود: «چه شده است كساني را كه چنين و چنان گفته اند، متوجه باشيد به خدا سوگند من از همه شما از خدا بيشتر مي ترسم و تقواي من از همه شما بيشتر است ولي روزه مي گيرم و افطار مي كنم، نماز مي خوانم و استراحت مي كنم با زنان ازدواج مي كنم و ازدواج سنت و طريقه من است كسي كه از آن دوري كند از من نيست.»13
    حضرت امام صادق(ع) از حال مردي سوال كرد، عرض شد وي فقير و بينوا است. حضرت فرمود: اين روزها چه مي كند؟ عرض كردند: در خانه مشغول عبادت خداست. فرمود: معاش او از كجا تامين مي شود؟ عرض كردند: بعضي از برادرانش زندگي او را اداره مي كنند. فرمود به خدا سوگند كساني كه زندگي او را تامين مي كنند از او عابدترند.14
    اين است نظر اسلام كه به طور صريح به مسلمانان امر مي كند كه هم براي دنيا و هم براي آخرت تلاش كنند، مسلمان حق ندارد به كلي از دنيا كناره گيري كرده و به امور آخرت بپردازد، همچنان كه نبايد تنها به امور دنيوي پرداخته و آخرت خود را فراموش نمايد.

منبع : ایران
 






لينک مطلب
 توسط صغری شکوهی در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 4:01 AM نظرات 0


POWERED BY RASEKHOON.NET