جمعه 10 اردیبهشت 1389  ساعت 10:04 PM
در جهان پرهياهوي امروز كه مملو از اطلاعات، تازه‌هاي تكنولوژيك و رقابت تنگاتنگ شركت‌هاست، توجه به جنبه‌هاي انساني سازمان براي پيشبرد اهداف آن جايگاه ويژه‌اي را به‌خود اختصاص داده است و در اين بين مسائل انگيزشي در سازمان به‌عنوان يكي از پارامترهاي تأثير‌گذار بر عملكرد افراد مطرح است.
ميل يا اراده انجام كار يا انگيزش، عامل اساسي در ايجاد تلاش‌ها و فعاليت‌هاي فرد يا افراد است. از آنجا كه سال جاري را مقام معظم رهبري با عنوان همت مضاعف و كار مضاعف نامگذاري كرده‌اند در اين مقاله به نقش انگيزش در كار مضاعف پرداخته‌ايم. همانطور كه مي‌دانيم انگيزش تحت‌تأثير عوامل متعدد است كه با مروري بر آنها سعي در شناسايي اين عوامل شده است‌.
در اين مقاله كوشش شده كه عوامل متعدد (‌مادي‌- معنوي‌) مؤثر بر سطح انگيزش كاركنان شناسايي شود.
انگيزش يكي از پيچيده‌ترين موضوعات در رفتار سازماني است كه نويسندگان مديريت تعاريف مختلفي از آن داشته‌اند.
- انگيزش عبارت است از مجموعه نيرو‌هايي كه باعث مي‌شود فرد به‌صورت‌هاي خاصي رفتار كند‌.
- فرايند تحريك و پشتيباني از رفتار هدفمدار را انگيزش مي‌گويند‌.
- انگيزش اشاره دارد به درجه‌اي از آمادگي يك ارگانيسم براي تعقيب اهدافي كه طراحي شده است؛ در نهايت انگيزش نتيجه تعامل يكسري متغيرها و عوامل است كه به‌طور خلاصه مرور مي‌شود‌.
‌آبراهام مازلو يكي از صاحب‌نظران علوم رفتاري معتقد است كه سلسله مراتب رفع نياز‌هاي انساني، در سطوح مختلف تقسيم‌بندي مي‌شود‌:
1- نيازهاي زيستي و فيزيولوژيكي‌
2- نيازهاي امنيتي‌
3- نيازهاي تعلق‌پذيري‌‌
4- نيازهاي تأييدي و احترامي‌‌
5- نيازهاي شناختي و معرفتي‌‌
6- نيازهاي زيبايي‌شناسي‌‌
7- نيازهاي خود شكــــوفــايي (خود‌يابي‌)
8- نيازهاي متعالي
انتظار برآورده شدن تمام اين نياز‌ها براي كاركنان مختلف متفاوت بوده و به‌خصوصيات شخصيتي آنها بستگي دارد‌.
‌مازلو ثبت شرح وظايف افراد‌، نياز به تغييرات شغلي‌، انعطاف‌پذير بودن وظايف‌، نقش رهبري در ايجاد زمينه رشد‌ و تطبيق افراد با توجه به خصوصيات و رفتار آنان با شغل مورد نظر را در ايجاد انگيزش مهم مي‌داند‌.
وي معتقد است كه مديريت بايد قادر به ارزيابي افراد در ارتباط با نيازهاي سازمان و شغل مورد نظر باشد.
انگيزش و رفتار:
براي شناخت طبيعت انسان ناگزير از شناخت رفتار و چگونگي شكل‌گيري آن هستيم‌. به همين خاطر در سازمان‌ها تلاش مي‌شود الگويي نظري ارائه شود كه نه تنها در فهم چراهاي رفتار بلكه در پيش‌بيني‌، هدايت‌، كنترل و تغيير آن نيز مفيد باشد‌.
رفتار:
عبارت از يك رشته فعاليت است‌. آدمي ممكن است هر لحظه‌ تصميم بگيرد كه از يك فعاليت يا تركيبي از فعاليت‌ها به فعاليت‌هاي ديگر بپردازد.
انگيزه‌:
انگيزه‌ها چراهاي رفتار هستند‌. آنها موجب آغاز و ادامه فعاليت مي‌شوند و جهت كلي رفتار هر فرد را معين مي‌سازند‌. انگيزه‌ها را گاهي به‌عنوان نيازها‌، تمايلات‌، سلايق يا محرك‌هاي دروني فرد نيز تعريف مي‌كنند كه ممكن است آگاهانه يا ناخودآگاه باشند. انسان‌ها نه تنها از لحاظ توان انجام كار بلكه از لحاظ سطح انگيزش نيز با هم تفاوت دارند و درجه انگيزش افراد به نيروي برانگيزاننده آنها بستگي دارد.
شدت انگيزه‌:
هر انساني با صدها نياز روبه‌روست كه همه اين نياز‌ها در شكل دادن رفتارش رقابت مي‌كنند وليكن فقط نيازي كه شديد باشد موجب فعاليت مي‌شود‌. وقتي كه يك نياز شديد قدري ارضا شد‌ از شدت آن كاسته مي‌شود‌. به‌طور كلي هرگاه نيازي ارضا شود يا در را‌ه ارضاي آن با مانعي روبه‌رو شود از شدتش كاسته مي‌شود و در نتيجه نياز شديد ديگري جانشين آن مي‌شود.
هدف‌:
نتايج مورد انتظار از يك رفتار را هدف گويند و همه رفتارهاي آدمي هدفدار است (‌و يك محرك خارجي به حساب مي‌آيد).
هدف مي‌تواند ملموس (‌دستمزد) و يا غيرملموس (‌قدرداني‌) باشد‌.
مقايسه انگيزه‌ها و هدف‌ها‌:
انگيزه يا نياز يك حالت دروني در فرد است، درحالي‌كه هدف‌ها برون از فرد قرار دارند و گاهي از آنها به‌عنوان ‌«پاداش‌هاي مورد انتظار‌» كه انگيزه‌ها را به سوي خود معطوف مي‌دارند ياد مي‌شود. انگيزه‌ها و هدف‌ها روي هم اثر متقابل دارند.
‌انگيزه بالا‌: انتخاب اهداف بلند و اگر ارزش هدف بسيار بالا باشد، تشديد انگيزه براي كسب آن‌.
جايگاه انگيزه‌ها و هدف‌ها :
ذهن آدمي را به كوه يخ شناور تشبيه كرده‌اند كه بخش بيروني آن را ذهن خودآگاه و بخش زيرين آن را ذهن ناخود‌آگاه يا نيمه‌آگاه مي‌نامند‌. درصورتي كه انگيزه و هدف در ذهن خودآگاه انسان باشد فرد به هنگام انجام دادن آن عمل مي‌داند با چه انگيزه‌اي و براي چه هدفي دست به فعاليت‌ زده است و اگر در ذهن ناخود‌آگاه باشد چرايي رفتار يا هدف آن در هنگام ارتكاب عمل برايش آشكارنخواهد بود‌.
از اين‌رو گفته مي‌شود كه مردم هميشه از چيزهايي كه مي‌خواهند آگاه نيستند و بسياري از رفتارهاي آنها تحت‌تأثير انگيزه‌هاي ناخود‌آگاه قرار دارند. شايد يكي از بهترين راه‌ها براي شناخت عوامل دروني، تعامل با ديگران باشد زيرا با مشاهده واكنش ديگران نسبت به رفتار خود‌، مي‌توان زواياي تاريك شخصيت خود را روشن ساخت‌.
عوامل مؤثر بر سطح انگيزش و افزايش كارايي عبارتند از‌:
1-حقوق و دستمزد
- متناسب‌بودن حقوق دريافتي با نيازهاي زندگي
- متناسب بودن حقوق دريافتي با ميزان و نوع كار
- متناسب ‌بودن مزاياي دريافتي با ميزان فعاليت.
2- خط‌مشي محيط
- روشن و واضح بودن قوانين و مقررات
- متناسب بودن انتظارات مسئولين از شما
- متناسب و روشن بودن وضعيت تشويق و تنبيه.
3- ارتباط
- نحوه ارتباط مسئولين با شما
- نحوه ارتباط شما با ساير كاركنان
- نحوه ارتباط مديريت با شما
- نحوه ارتباط همكارانتان با يكديگر.
4- امنيت شغلي
- رعايت عدالت و عدم‌تبعيض بين كاركنان از طرف مديران
- وجود امكانات براي پيشگيري از حوادث شغلي
- وجود امكانات مناسب استفاده از بيمه و بازنشستگي
- ميزان ثبات شغلي افراد
5- شرايط فيزيكي محل كار
- وجود تجهيزات و امكانات و ابزار كار مناسب
- وجود امكانات رفاهي.
6- نحوه سرپرستي و نظارت
- دسترسي راحت به مديران در موقع لزوم
- نحوه نظارت مستقيم مديران بر كار
- نحوه نظارت غيرمستقيم مديران بر كار
- نحوه ارزشيابي مديران از كار
- شيوه سرپرستي و هدايت مديران.
7- شناخت و قدرداني
- حمايت از متخصصان
- درصورت ارائه كاري با ارزش از طرف همكاران مورد قدرداني قرار‌گيريد.
- درصورت ارائه كاري با ارزش از طرف مديران مورد قدرداني و پاداش معنوي قرار ‌گيريد.
8- پيشرفت و توسعه شغلي
- وجود امكان ارتقا و پيشرفت شغلي
- امكان ادامه تحصيل
- ميزان امكانات شركت در سمينارها و كنفرانس‌ها.
9- مسئوليت شغلي
- وجود آزادي ابراز نظر و دادن مسئوليت
- پذيرش پيشنهادات و نظرات شما و استفاده از آنها در تصميم‌گيري‌ها.
10- موقعيت شغلي
- امكان ارتقا به رده‌هاي بالاتر شغلي.
پيامـــد‌هاي هر رفتار را نتــايج
(پاداش عمل‌) مي‌نامند درحالي‌كه هدفگذاري مي‌تواند پايه‌اي براي عملكرد خوب باشد ولي اطمينان در تداوم عملكرد مطلوب را تضمين نمي‌كند؛ در اينجاست كه مديريت پاداش و سزاي عمل پا به عرصه مي‌گذارد‌.
3 اثر اساسي‌اي كه مي‌تواند پس از عملكرد فرد پديدار شود عبارتند از‌:
1- اثرمثبت 2‌- اثر منفي 3‌-بي‌اثري (‌حالت خنثي‌)
دريافت نتايج منفي در برابر هر رفتار‌، گرايش به كاهش تناوب آن را به همراه دارد. تنها نتيجه‌اي كه دريافت و تكرار رفتاري را افزايش مي‌دهد نتيجه مثبت است‌.
تجربه نشان داده است كه پاسخ‌هاي يكساني كه افراد به‌طور مكرر در برابر عملكردشان دريافت مي‌دارند‌، پاسخ منفي يا بي‌پاسخي است‌. اين امر به سبك مديريت تفويضي يا دستوري منجر مي‌شود كه سبك غالب در بيشتر سازمان‌هاست‌.
بسياري از مديران چنين مي‌پندارند كه انگيزاننده‌ها‌، مانند هدفگذاري بيشترين تأثير را به‌خود اختصاص مي‌دهند و نه پاداش و سزاي عمل را‌؛ درحالي‌كه تحقيقات انجام‌شده عكس آن رانشان مي‌دهد زيرا با وجود اهميت انگيزاننده‌ها تنها 20درصد عملكرد مورد انتظار به آنها تعلق دارد و 80درصد ديگر در گرو پاداش و سزاي عمل است؛ در واقع رفتارها عمدتا با نتايج‌شان سنجيده مي‌شوند‌.
مشكلات انگيزشي
عوامل متعددي مي‌توانند در پديد آوردن مشكلات انگيزشي مؤثر باشند‌.
ممكن است كارمندي آموزش‌هاي لازم را نديده يا تصوير روشني از آنچه بايد انجام دهد نداشته باشد، همچنين ممكن است از كمك‌ها و حمايت‌هايي كه براي انجام كاري كه از او مي‌خواهند، آگاه نباشند‌؛ همه اين موارد مي‌تواند از انگيزه فرد بكاهد.
اگر كاركنان تنها زماني مورد خطاب و عتاب قرار گيرند كه مرتكب اشتباهي شده‌اند ضعف عملكرد و كاهش كارايي را به ارمغان مي‌آورد‌. به عبارت ديگر اين پرسشي است كه مديران بايد پاسخگو باشند كه براي مثال چرا فلان شخص عملكرد خوبي ندارد‌؟ آيا من به‌عنوان مدير انگيزه كافي در او ايجاد كرده‌ام‌‌؟ آيا اين شخص به اندازه كافي در مورد عواقب كار، توجيه شده است‌؟ گاهي‌ مديران هيچ‌يك از كارهاي ذكر شده را انجام نداده و تنها كسب هدف را انتظار دارند‌.
اين نكته مهمي است كه تمامي مديران در نقش مديريتي خود بايد به خاطر داشته باشند چراكه تا وقتي احساسات خوب و افكار مثبت ابراز نشده است نمي‌تواند ارزش داشته باشد. درك اينكه هر مسئله كاركردي‌، مسئله‌اي انگيزشي است يا مربوط به نتيجه و سزاي عمل‌، بسيار حائز اهميت است‌.
منابع‌:
1- مقيمي، سيدمحمد، سازمان و مديريت رويكردي پژوهشي، نشريه ترمه، پاييز 1380.
2- رضائيان، علي، مديريت رفتار سازماني، تهران، انتشارات دانشكده مديريت دانشگاه تهران، 1372.
3- استيفن، پي. رابينز، رفتار سازماني، ترجمه دكتر پارسيان و دكتر اعرابي، تهران، دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، 1378.
 

 
 
شهرام شيركوند


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


جمعه 10 اردیبهشت 1389  ساعت 10:03 PM

صابر عجم/


پرده اول

پیام نوروزی آقا را بطور زنده گوش کردم و لذت بردم  و برای درک روح پیام ایشان به فکر فرو رفتم ، اما تلفظ و ظاهرِ کلمه ی ثقیلِ (( مضاعف )) جور دیگری مرا به خود مشغول کرد و نتوانستم براحتی با آن کنار بیایم . نگاهی به لغت نامه دهخدا انداختم :
مضاعف  یعنی : دوچندان ، دوبرابر
 
مضاعف نمودن " همت که یک گزاره ی کیفی است با مضاعف نمودن " کار " که یک گزاره کمی است تفاوتی باید داشته باشد ، ضمن آنکه مطمئن بودم مد نظر آقا ، لزوما دو برابر کردن کار و همت نبوده وارتقاء این دو ویژه گی در جامعه  ، حتما نباید به دو و سه برابر محدود و مشخص گردد ، لذا در دل آرزو کردم تا رهبرمعظم انقلاب در فرصتی مناسب برای تنویر بیشترِ مخاطبانِ عام و خاص این پیام ، این تفاوت را تبیین نمایند .

پرده دوم

بامداد یکشنبه یکم فروردین امسال ، از منطقه 19 تهران عبور می کردم ، پرده های نوشته شده ی بزرگی که سرتاسر پلهای عابر پیاده را پوشانده بود به پیام نوروزی رهبری مزین شده و خودنمایی می کرد و سرعت عمل شهرداری منطقه را به رخ بیننده می کشید ، کار قشنگی بود ، اما در این فکر بودم که آیا این بار نیز با فرمایش نوروزی آقا برخورد شعاری و نمادی خواهد شد ؟

پرده سوم

سخنرانی رهبری  را که روز اول فروردین در صحن رضوی ایراد شد نیوشیدم .
در کنار تمام نکات ایراد شده ی ایشان ، یک نکته بسیار جالب بود وآن در ارتباط با نامگزاری سال 89  و تاکید چند باره ایشان بر عبارات " همت برتر و   " کار بیشتر " بود و این درست همان تفاوت است که آقا بسیار داهیانه و زیرکانه بدان اشاره نمودند ، برای گزاره مجازی همت " برتر " و برای گزاره عینی کار " بیشتر " را بکار بردند ، یا به زبان دیگر برای گزاره ی کیفیِ همت ، به درستی " برتر" را استفاده نمودند و برای گزاره ی کمی کار لفظ "بیشتر" ، غوغایی از خوشحالی در دلم برپا بود ، یکی به این دلیل که در توجه به اشاراتِ آقا  تا بدین حد ریز بین شده ام و دیگر اینکه رهبری ، به این ظرافت تفاوت ماهیتی مضاعف شدنِ کلمات همت و کار را اشاره فرمودند .
چقدر مسرورم که تا بدین حد ، فکرم با افکار رهبرم گره خورده است ، خدا را سپاس .

پرده چهارم

ترسم از آنست که برخی مدیران  و کارفرمایان کج فهمِ کشور ( با احترام به مدیران خوش فهم ) به بهانه درک و عمل به پیام حضرت آقا ، کارمند و کارگر بینوا را بدون مطالعه و بطور غیر منطقی ، تحت فشار قرار دهند ، لذا بر روسای سه قوه اصلی کشور است تا ، ضمن پیگیری منویات رهبری معظم ، مراقب زیر دست و پا ماندن قشر آسیب پذیر نیز باشند ، چرا که پیاده سازیِ افراطی این پیام برای بالا بردن ساعت مفید کاری ، لزوما به معنای نادیده گرفتن حق و حقوق مالی و ... کارمند نبوده و نیست ، که اگر خدای نکرده چنین شود ، آنهم به اسم پیاده سازی پیام رهبری ، ممکن است در میزان ارادت قشر آسیب پذیر به رهبر فرزانه انقلاب تاثیر سوء بگذارد. چه اینکه معصوم(ع) فرموده است : خیر الامور اوسطها .

پرده آخر

حق آن است که صدا وسیما ، هم در تبیین روح این پیام ، سنگ تمام بگذارد و هم برای جایگزینی " همت برتر،کار بیشتر " بجای " همت مضاعف ، کار مضاعف اقدام عاجل به عمل آورد ، برای این کار می تواند از لوگوی " همت مضاعف و کار مضاعف "ی که در شبکه ها کاشته است شروع نماید .



 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


جمعه 10 اردیبهشت 1389  ساعت 10:02 PM
در سال همت مضاعف و كارمضاعف، طبيعتاً كارهاي عقب افتاده كشور بايد مورد همت و كار مضاعف قرارگيرد. اموري نظير تحقق اهداف چشم انداز 20ساله، حل مسايل فقر و فساد و تبعيض، بيكاري، تورم و...

از جمله مشهورترين مسايل كشور كه رسيدگي به آن عقب افتاده و همت و كار مضاعفي مي‌طلبد، «مبارزه موثر با مفاسد اقتصادي» است. امسال به دلايل زير بايد همت و تلاش همه مسوولان براين موضوع بسيار مهم متمركز شود.

اولاً _ در انتخابات سال گذشته رئيس جمهور محترم وعده‌هاي صريح و روشني براي مبارزه با مفاسد اقتصادي مطرح كردند و ترديدي نيست كه بخشي از اقبال عمومي به ايشان به دليل همين وعده مهم و تلاش هاي قبلي ايشان در اين موضوع بوده است.

ثانياً_ سال 89 اولين سالي است كه آيت الله آملي لاريجاني در كسوت و مسووليت رياست دستگاه قضايي هستند و بنابر آنچه از شواهد و گفته‌هاي ايشان برمي‌آيد، بيشتر از خلف خود به مبارزه با فساد اهميت مي‌دهند و براي اين مهم انگيزه بيشتري دارند.

ثالثاً_ آلوده شدن مبارزه با فساد به موضوعات جناحي_ انتخاباتي همواره مانع بزرگي برسر پرداختن موثر به اين موضوع بوده است، از آنجا كه در سال 89 عملاً انتخابات سراسري نداريم، بهترين سال براي اجراي اين وعده اساسي و عقب افتاده است.

رابعاً_ در ابتداي سال89، انتشار خبر كشف يك باند بزرگ مفاسد اقتصادي و حساسيت نمايندگان مجلس و افكار عمومي درباره دانه درشت‌هاي دخيل در اين پرونده، فرصتي ايجاد كرده تا قوه قضائيه يكبار قاطع و مصمم به «پرونده فساد دانه درشت‌ها» رسيدگي و عدالت را درباره آنها اجرا كند تاهم اعتماد عمومي به كارايي و صداقت نظام بيشتر شود و هم اقتصاد ايران از منافع آن بهره‌مند شود و رانت خواران خرده پا حساب كار دستشان بيايد. براي ما به عنوان مدعي حكومت ديني بسيار زشت است كه ببينيم نخست وزير رژيم صهيونيستي با كوچكترين اتهام درباره مفاسد اقتصادي به دادگاه فراخوانده و بازجويي مي‌شود اما در كشور ما انگشت عمومي در موضوع رانت خواري و فساد بسوي فرزندان برخي مقامات و نيز يك دانه درشت‌ سياسي نشانه مي رود اما بجاي احضار و پيگرد حقوقي متهم به فساد، دستگاه قضايي و رسانه‌ها و فعالان پيگير موضوع فساد، تحت فشار و تهديد قرار مي گيرند.

خوشبختانه براي مبارزه با مفاسد اقتصادي، تجربياتي پر ارزش و منشوري روشن و قاطع بنام فرمان 8 ماده‌اي رهبر انقلاب (صادره در 20 ارديبهشت80) در اختيار داريم و ديگر براي بحث و همايش و اينكه براي مبارزه با فساد چه بايد كرد و چرا بايد با فساد مبارزه كرد، جايي و بهانه اي باقي نمانده است. اكنون و در ابتداي سال 89، مبارزه موثر با فساد، بيش از هر زمان ديگر «همت مضاعف و كار مضاعف» مي‌طلبد.


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 10:03 PM

ماجرای کار و همت ماجرایی پیچیده است که بی تردید باید ریشه های آنرا در مبانی معرفتی یک حوزه ی تمدنی جستجو کرد. برای ایران امروز فهم این دو تعبیر بطور غیرقابل انکاری آمیخته با فهم ویژگی ها و زیست-جهان طبقه ی متوسط جدید شهری و در نتیجه تحول نگرش در حوزه ی "مصرف" است. اینکه مقام معظم رهبری پس از سال اصلاح الگوی مصرف از همّت و کار مضاعف سخن گفته اند پرده از فهم عمیق و هوشمندی عالمانه ایشان در شناخت اقتضائات معرفتی جهان امروز است.

برخي متفكرين مانند بورديو اساساً  طبقه ي متوسط را با عقلانيت مصرف تعريف مي كنند. با اين تعريف، طبقه متوسط جدید کمربند انتقالی طبقات است که نه به سبک زندگی بورژوازی قدیمی قانع است که اخلاق را وظیفه خود می دانست و نه شبیه طبقه کارگر است. طبقه متوسط جدید یا خرده بورژوازی به اخلاق تفنن و تفریح بیشتر اعتقاد دارد. آنها از سر تفنن و سرگرمی مصرف می کنند. چیزی که بوردیو آن را اخلاق خوشگذرانی می نامد. در حالیکه اخلاق وظیفه بورژوازی قدیم مبتنی بر تقابل خوب و لذت بود که موجب ترس از لذت می شد و باعث وقار و خویشتن داری افراد می شد و آنها را از انجام هر عملی باز می داشت. اين رهيافت در تحليل طبقات اجتماعي در حوزه اي متمايز با عنوان «جامعه شناسي ذائقه» مورد مطالعه قرار مي گيرد. اين دیدگاه به لذات احساسی مصرف  و رویاها و امیال مرتبط با جهان کالاها تمرکز دارد. انتخاب كالا و مصرف روشي است كه در آن طبقه ي متوسط اجتماعي با آن به «منزلت جويي» و هويت يابي مي پردازند.


 

ضمیمه:  

مطلب زیر، تلخیصی از مقاله ی "میمون برهنه" از کتاب مبانی توسعه و تمدن غرب اثر حکیم معاصر شهید سید مرتضی آوینی است

 

به‌راستی چرا در جوامع توسعه یافته «کار» به عنوان شری واجب و امری مصدع تلقی می‌شود و در مقابل آن، فراغت و تفریح و تفنن ارزشی مطلق پیدا کرده است؟ آرمانی که فراراه توسعه به شیوه‌ی غربی قرار گرفته نوعی زندگی است که اوقات آن تماماً به فراغت و تفنن می‌گذرد و فراغت یکی از ارزش‌های مطلقی است که به مثابه میزانی برای توسعه‌یافتگی اعتبار می‌شود و در مقابل آن، کار ضد ارزش است.

گریز از کار زاییده‌ی تنبلی و تن‌آسایی است و این خصوصیت از گرایش‌های حیوانیی است که در وجود بشر قرار دارد. با غلبه‌ی روح حیوانی بر وجود انسانی، تنبلی و تن‌آسایی به صورت یکی از صفات ذاتی بشر جلوه می‌کند.

در کتاب ارجمند «کافی» ـ کتاب الحجة ـ روایتی است که ترجمه‌اش این است: مفضل بن عمر گوید: از امام صادق علیه السلام از علم امام پرسیدم نسبت به آنچه در اقطار زمین باشد با این که خودش در میان خانه است و پرده هم جلوی او افتاده؟ فرمود: ای مفضل، براستی خدا تبارک و تعالی، در پیامبر(ص) پنج روح نهاده: روح حیات و زندگی که به وسیله‌ی آن بجنبد و راه رود، روح توانائی که به وسیله‌ی آن قیام کند و مبارزه نماید، روح شهوت که به وسیله‌ی آن بخورد و بنوشد و به حلالی با زنها بیامیزد، روح ایمان که به وسیله‌ی آن عقیده دارد و عدالت می‌ورزد، و روح القدس که به وسیله‌ی آن تحمل نبوت کند.(1)

در کتاب «بصائر الدرجات» در ادامه‌ی روایتی نظیر آنچه ذکر شد می‌فرماید: در مؤمنین چهار مرتبه از این ارواح (روح ایمان، روح شهوت، روح قوت و روح حیات) وجود دارد و کفار فاقد روح ایمان هستند، روح ایمان مادامی که انسان به گناه کبیره‌ای آلوده نشده ملازم با اوست و چون کبیره‌ای مرتکب شود از او جدایی حاصل می‌کند و...(2)

از این دو روایت و بسیاری از احادیث دیگر برمی‌آید که انسان مادام که ایمان نیاورده است، در مرتبه‌ی روح شهوت ـ که مقام حیوانی است ـ توقف دارد و فضائل و اعمال و افکارش همگی با این مقام ـ یعنی حیوانیت ـ مناسبت دارد.

تنبلی و تن‌آسایی از خصوصیات ذاتی روح شهوت و مفتاح همه‌ی شرور است. با غلبه‌ی روح شهوت بر وجود انسان، دیگر انگیزه‌ای برای کار کردن ـ جز پول و لذت ـ باقی نمی‌ماند. تذکری که در اینجا ضروری است این است که مراد امام صادق(ع) از این ارواح متعدد، مراتب مختلفی از روح است که بر وجود بشر غلبه می‌یابد. روح انسان در هر یک از مراتب پنج‌گانه صاحب خصوصیاتی ذاتی است که بروز و ظهور می‌یابند و منشأ انگیزه‌های متفاوتی قرار می‌گیرند و بشر را به جانب اعمال مختلفی می‌کشانند. بشری که هنوز از مرتبه‌ی روح شهوت به روح ایمان عروج نکرده است، از کار می‌گریزد و تنها انگیزه‌ای که او را به تحرک وا می‌دارد، طلب لذت است.

تعبیر «اولوا العزم» که به پنج‌تن از بزرگ‌ترین پیامبران الهی اطلاق می‌شود به معنای «صاحبان عزم» است. چرا از میان همه‌ی خصوصیاتی که پیامبران اولوا العزم داشته‌اند تنها عزم آنها مورد نظر قرار گرفته است؟ جواب روشن است. مراتب روحی انسان در عزم اوست که ظهور می‌یابد و انسان متناسب با مراتب ایمانی خویش، صاحب ثبوت بیشتری در عزم می‌شود. اگر در احادیث ما آمده است که ایاک و الکسل و الضجر فانهما مفتاح کل شر(3) به همین علت است که تنبلی و تن‌آسایی و کم‌حوصلگی ملازم با روح شهوت در وجود آدمی است و انسان تا از این مرحله به مرتبه‌ی بالاتر ـ که روح ایمان است ـ عروج نکرده است، تنها علتی که او را به تحرک وا می‌دارد لذت طلبی است.

بنابراین، روی دیگر سکه‌ی گریز از کار، لذت‌طلبی لجام‌گسیخته‌ای است که حد و مرزی نمی‌شناسد. در جامعه‌ی کنونی غرب اصل لذت چون حق مسلمی برای عموم انسان‌ها اعتبار شده است و متناسب با آن نظامات قانونی غرب به‌گونه‌ای شکل گرفته که در آن، امکان اقناع آزادانه‌ی شهوات برای همه‌ی افراد فراهم باشد. البته علت این را که تمایلی اینچنین بر عموم افراد یک جامعه تسلط می‌یابد و از آن میان هیچ صدایی به اعتراض برنمی‌خیزد، و همه، این تمایلات نفسانی را چون حقوقی غیر قابل انکار برای خویش تلقی می‌کنند، باید در فلسفه‌ی غرب جست و جو کرد. در مرتبه‌ی روح شهوت گرایش‌های حیوانی بر سایر وجوه و ابعاد وجودی انسانی غلبه می‌یابند و بشر مصداق اولئک کالانعام بل هم اضل قرار می‌گیرد. به همین علت است اگر تفکر غالب بشر در مغرب زمین بدین سمت متمایل شده که انسان را در زمره‌ی حیوانات قلمداد کند، اگر نه، معارف الهی تأکید دارند که رسیدن به انسانیت با گذشت از مراتب حیوانی میسر است نه توقف در آن.

بشر اگر می‌خواهد به انسانیت برسد نمی‌تواند در مراتب حیوانی وجود خویش توقف داشته باشد، حال آنکه در تفکر غربی بشر ذاتا حیوان است و چون این معنا مورد قبول قرار گیرد، دیگر چه تفاوتی دارد که وجه تمایز انسان از حیوان، نطق باشد یا ابزارسازی یا چیزهای دیگر؟ اگر بشر را اصالتاً حیوان بدانیم لاجرم باید تمامی تبعات این تعریف را نیز بپذیریم. اولین نتیجه‌ای که از این تعریف برمی‌آید این است که لذت‌طلبی خصوصیت اصلی ذات بشر و تنها محرک اوست، و جامعه‌ی غرب امروز این معنا را به تمامی پذیرفته است. ...



 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389  ساعت 9:31 PM
وبلاگ "يك استكان چاي داغ "

* صحيفه امام، ج 1: مكتوب عرفانى به آقاى ميرزا جواد همدانى (حجت)
بپرهيز و بر حذر باش از اينكه همت خويش صرف به دست آوردن لذات شهوات حيوانى كنى كه اين شأن چهارپايان است، يا به چيرگى بر نزديكان و همانندان بپردازى (اگر چه غلبه در علوم و معارف باشد) كه اين منزلت درندگان است، يا هم خويش به رياست‌هاى ظاهرى دنيا صرف كرده تدبير و انديشه را بر آن بگمارى كه مقام شياطين است؛ بلكه حتى پوسته و ظاهر عبادات را نيز منظر نظر قرار نده، و نه اخلاق معتدل يا نيكو را، و نه فلسفه كليه يا مفاهيم مبهم را، و نه شيوايى گفتار ارباب تصوف و عرفان ظاهرى و نظم كلام ايشان را، و نه غرش رعد اهل خرقه و آذرخش ايشان (كه ادعاى رگبار معارف دارد) هيچ كدام را در برابر چشمانت قرار نده، كه همه آنها حجابى است اندر حجاب و ظلماتى است انباشته بر هم و صرف كوشش در آنها مرگ و هلاكت است و چنين كارى زيان آشكار و محروميت ابدى و ظلمتى است بى‏پايان.‏
بلكه همت تو بايد در همه حركات و سكنات و انديشه و فكرت در توجه به خداوند متعال و ملكوت او باشد، چرا كه به سوى خداى متعال مسافرى و ممكن نيست در اين سفر با قدم نفس راه پيمودن، پس چاره‏اى نيست جز آنكه با قدم خدا و رسول سفر كنى كه مهاجرت از سراى نفس با گام هاى آن نتوان.
پس تا هنگامى كه با قدم نفس ره مى‏سپارى ، هنوز از ديار نفس خارج نشده و به سفر نپرداخته‏اى، در حالى كه مي‌دانى كه مسافرى غريبى.

* صحيفه امام، ج 1: نامه عرفانى به آقاى سيد ابراهيم خويى (مقبره‏اى)
و (اى نفس!) به دستيابى لذت‌هاى حيوانى و شهوانى و رياست‌هاى ظاهرى دنيايى، قانع مباش؛ و خويش را به عبادات و طاعات خرسند مگردان؛ و به حسن صورت و زيبايى خداداد بسنده مكن؛ و به حكمت رسمى و شبهات كلامى خود را راضى مساز؛ و به خوش سخنى ارباب تصوف و عرفان رسمى خشنود مباش؛ و به دعاوى و طامات پر سر و صداى اهل خرقه راه مسپار؛ چرا كه صرف همت در همه اين‌ها و تكيه بر آن‌ها شكست و هلاكت است و (به فرموده ولى خدا:) الْعِلمُ هُوَ الحِجابُ الأكبَرُ.
نه؛ بل همت تو در تمامى حركات و سكنات و افكار و انظار و رهپويي‌ها بايد به سوى الله تعالى (آفريننده و پديدآورنده و بازگرداننده‏ات) باشد.

منبع : فارس


 نگاشته شده توسط ابوالفضل اقایی نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :15
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net