کتاب اقتصادنا، هنوز هم مهمترین و رایج ترین کتاب در حوزه اقتصاد اسلامی است، در تمام دانشگاه های غرب و ایران، هر جا که پای اقتصاد اسلامی در میان باشد، قطعا کتاب اقتصادنا در مرکز توجه است.
اعتبار و تأثیر کتاب اقتصادنا به جهان شیعه منحصر و محدود نمانده است. ظهور این کتاب در مرحله تاریخی بسیار حساسی اتفاق افتاد، زیرا در مقابل هجوم سیل جریان مارکسیسم و رونق احزاب کمونیست درکشورهای اسلامی، کفهی معادله را به نفع اسلام گرایانی برگرداند که با اینکه ادعا میکردند اسلام پاسخگوی همه نیازهای بشریت تا ابد است، در رویارویی با رقبای مارکسیست و کمونیست خود که سرشار از ادبیات و مباحث نظاممند اقتصادی بودند و مباحث و اصطلاحات علمی (زیربنا، روبنا، روابط تولید، عوامل تولید، طبقه پرولتاریا، انقلاب کارگری و...) را به رخ میکشیدند، چیزی برای گفتن نداشتند. در حقیقت کاری شهید محمد باقر صدر با نگارش دو کتاب محوری اقتصادنا و فلسفتنا، اقتصاد سرمایهداری و سوسیالیستی و فلسفه مادی و الحادی را مورد هجوم دقیق علمی قرارداد و مهمتر آنکه بدیلی اسلامی به جای آنها نشاند که هنوز هم به رغم گذشت بیش از چهار دهه، همچنان قابل استفاده است.
نکته آخر روش تقریبی محمد باقر صدر در اقتصادنا است. وی در مباحث این کتاب از مرزهای فقه شیعه فراتر میرود و به آرا و نظرهای فقهای سنی نیز به عنوان منابعی علمی برای اکتشاف الگوی اقتصاد اسلامی توجه نشان میدهد؛ از این رو آرای شافعی، مالک، سرخسی و ابنحزم را نیز در کنار آرای فقهای شیعه مطرح میکند.
منبع:پگاه حوزه / شماره 205
نظرات (0) نويسنده : محمد رضا زينلي - ساعت 1:22 PM - روز دوشنبه 1 فروردین 1390 |
شهید صدر در دو فصل آخر کتاب، بر نقش دولت در نظام اقتصادی، به عنوان نیروی اساسی ثروت تولیدی و اهداف توزیع تأکید میکند. اهمیت نقش دولت در اندیشه شهید صدر از آن روست که راه انداختن پروژهی بزرگ اقتصادی بدون دولت میسر نیست و این پروژههای بزرگ نیز نیازمند انباشت سرمایه است که بیدولت ممکن نیست، زیرا اسلام ثروت اندوزی کلان را منع کرده است و دولت باید برای اطمینانیابی از جریان درست تولید و توزیع منصفانه منابع طبیعی، در اقتصاد دخالت کند.
دولت نقش مهمی در اقتصاد "نظریه شهید صدر" دارد. حیطهی اصلی دخالت دولت، منطقةالفراغ است که نویسنده در قسمتهای آغازی کتابش آن را به تفصیل شرح داده است. در این منطقه خلا، حاکم به دلیل اینکه ولی امر است، به اقدامات اقتصادیای دست میزند تا "تأمین اجتماعی" و "توازن اجتماعی" را تحقق بخشد. هدف و فلسفهی دخالت دولت، چنان که از کتاب اقتصادنا بر میآید، تضمین از بین بردن تفاوتها و فاصلههای عمیق اجتماعی است. دخالت دولت موجب میشود تا تضادها و فاصلههای اجتماعی به اندازهای شدید نشود که موجب انحصار ثروت در دست اغنیا شود.
منطقةالفراغ باید چنان منعطف باشد که اسلام، فرصت پاسخگویی به نیازهای اجتماعی و حل مشکلات اقتصادی را در همهی عصرها داشته باشد.
منبع: وبلاگ اقتصاد اسلامی
نظرات (0) نويسنده : محمد رضا زينلي - ساعت 1:22 PM - روز دوشنبه 1 فروردین 1390 |
آن ها نیز دو گونهاند: آبهای سطحی و آبهای درونی اعماق زمین. آبهای آشکار و به تعبیر شهید صدر "منابع مکشوف و آشکار" ملک عمومی است که هر کس به اندازهی تلاشی که به خرج میدهد، از آن بر میگیرد و آبهای اعماق زمین نیز که در دسترس همگان قرار ندارد، هرکس به اندازهای که نیاز دارد، میتواند استخراج کند و از آن برگیرد.
منابع دیگر طبیعی، از مباهات عمومی است که هر کس با تلاش خود میتواند مالک چیزی شود که به دست آورده است؛ مثلا اگر پرندهای داخل زمین کسی شود، موجب حق مالکیت مالک زمین بر آن پرنده نمیشود، بلکه گرفتن پرنده موجب حق مالکیت است.
از مسائل دقیق و حساسی که شهید صدر در بحث معادن به آن پرداخته و آن را حل کرده است، مسئلهی نفت است. با اینکه نفت از منابع و معادن آشکار و سطحی است، از دید شهید صدر، نفت در مالکیت عمومی است و از این رو، بخش خصوصی حق بهرهبرداری از آن را ندارد.
منبع:وبلاگ اقتصاد اسلامی
نظرات (0) نويسنده : محمد رضا زينلي - ساعت 1:21 PM - روز دوشنبه 1 فروردین 1390 |
با صرف نظر از ماهیت، هر گروه معینی که قطعه زمینی را تحت تملک خود در آورند، خود آن زمین شرایطی اساسی دارد که بر مالک ایجاب میکند، بهره برداری از زمین را به شکل پیوسته تداوم دهد و اگر زمینی وانهاده شود و در آن کشت و زرع نشود، مالک سلطه قانونیاش را بر آن از دست خواهد داد. در صورت مرگ انسانی که بر روی زمینی کار میکرده، قوانین ارث، در ضمن آنچه از او به جهاتی مانده، برای زمین او نیز مقرر شده و وارثان او میتوانند، در صورتی که بهرهبرداری از آن زمین را به تعطیلی نکشانند، وارث زمین او شوند و اگر بهرهبرداری از آن را تعطیل کنند، به سبب سستی و اهمال کاری اشان، آن زمین به ملکیت عمومی در میآید.
مفهوم کار و نیز مفهوم احیا در نظریه عام مالکیت بر زمین، جایگاه محوری دارند: به این ترتیب، میدانیم که مالکیت خصوصی زمین ـ حقی یا ملکی ـ محدود به این است که فرد، وظیفه اجتماعیاش را در "آباد ساختن" زمین انجام دهد؛ ولی اگر آن را به حال خود رها کرد و از آبادانی آن سر باز زد و آن را به ویرانه تبدیل کرد، رابطهاش با آن زمین ازبین میرود و زمین از قید مالکیت او آزاد میشود.
عامل دوم از عوامل ثروتی که براساس نظام اقتصادی پیشنهادی صدر در مرحله پیش از تولید، توزیع میشود، مواد خام یا معادن است. در پاسخ به این پرسش که آیا مالکیت بر معادن نیز تابع مالکیت بر زمین است یاخیر؟ پاسخ محمد باقر صدر منفی است، زیرا وجود معادن "در زمین فردی معین، به لحاظ فقهی به تنهایی سبب مالکیت او بر آن معدن نمیشود."
شهید صدر نیز مانند فقهای قدیم مانند حلی، شافعی و ماوردی، معادن را به معادن ظاهری (آشکار) و باطنی (درونی) تقسیم میکند و معدن نمک و کبریت را از معادن آشکار و طلا، نقره و آهن را از معادن درونی میشمارد. معادن آشکار در مالکیت عموم است: "این معادن میان مردم مشترک است و اسلام آن را به هیچ کس اختصاص نداده است؛ از این رو بهره برداری از آن تنها حق دولت یا نماینده دولت است." نهایت اینکه هر کس می تواند، به اندازه نیاز شخصیاش از معادن آشکار استفاده کند.
معادن درونی هم به دو گونه تقسیم میشود: معادن درونی نزدیک به سطح زمین که چنان که شهید صدر میگوید: "فقها اجازهی مالکیت خصوصی معدن را ندادهاند و تنها اجازه دادهاند که فرد به اندازهی نیازش ازاین گونه معادن استفاده کند"؛ اما حکم معادن نهفته در دل زمین، محل مناقشه فقها است؛ برخی مانند کلینی، قمی و مفید آن را انفال و ملک دولت دانستهاند؛ در حالی که گروهی دیگر، مانند شافعی آن را ملک عمومی دانستهاند که همهی مردم در آن شریکاند.
منبع:وبلاگ اقتصاد اسلامی
نظرات (0) نويسنده : محمد رضا زينلي - ساعت 1:19 PM - روز دوشنبه 1 فروردین 1390 |
توزیع پیش از تولید، دارای چهار عامل است که میتوان آنها را منابع طبیعی تولید نامید: زمین، مواد خام که غالب آنها معادن است، آبها و دیگر منابع طبیعی (دریا، مروارید و...).
بحث مفصلی پیرامون تحلیل حقوق مربوط به اراضی در این بخش آمده است. نخست بحث تحدید تاریخی زمین و شیوه درآمدن یک قطعه زمین مشخص در قلمرو حکومت اسلامی آمده است. مالکیت زمین در عراق، متفاوت از مالکیت زمین در اندونزی است، زیرا عراق و اندونزی در شیوه انضمام به دارالاسلام متفاوتاند. میتوان سه نوع از زمینها را به لحاظ تاریخی از هم تمیز داد:
1. زمینی که با فتح در قلمرو اسلام قرار گرفته است، مانند عراق، مصر، سوریه و ایران و بخشهای بزرگی از جهان اسلام.
2. سرزمینی که با دعوت تحت قلمرو اسلام قرار گرفته است.
3. سرزمین صلح.
درباره زمینهایی که در زمان فتح، آباد بوده است، شهید صدر میگوید: فقهای شیعه و سنی اتفاق نظر دارند که زمینی که هنگام فتح به دست انسانها، آباد و مزروعی بوده است، ملک همهی مسلمانان است؛ از این رو مالکیت خصوصی در این مناطق ممنوع است و مالکیت عمومی بر این اراضی لوازمی دارد؛ از جمله اینکه تابع قوانین وراثت نیست و این زمینها قابل خرید و فروش و معاوضه نیست و ولی امر مسئول شکوفایی این اراضی و وضع مالیات بر مستأجران آن است و "خراج" هم ملک عمومی است و با پایان زمان اجاره، رابطهی میان مستأجر و زمین قطع میشود؛ اما اراضیای که در زمان فتح، متروک (میته) بوده است، تحت مالکیت دولت است و آن هم مانند نوع اول غیر قابل خرید و فروش است؛ اما اراضیای که به طور طبیعی آباد بوده است؛ مانند جنگلها نیز ملک دولت است؛ اما جنگلها و اراضی آباد طبیعی که ازدست کفار گرفته میشود، ملک عمومی است.
اراضیای که بر اثر دعوت جزء قلمرو اسلام میشود، مانند اراضی مدینه و اندونزی، تنها بخشی از آن که پیش از اسلام به دست انسانها آباد بوده، همچنان به حال خود میماند و مالکیت خصوصی آن مطلق است و گرفتن مالیات از آنها حرام است؛ اما زمینهای غیر آباد (میته) یا زمینهای آباد طبیعی در مالکیت دولت است.
وضع قانونی اراضی صلح نیز بدین شکل است: بخشی که به وسیله انسانها آباد بوده است، بر اساس توافقی که به موجب آن ساکنان این منطقه بخشی از جهان اسلام میشوند، اداره میشود؛ اما اراضی غیر آباد و نیز آباد طبیعی، در صورتی که توافقنامه نسبت به آن تصمیمی نگرفته باشد، بخشی از داراییهای دولت خواهد بود.
منبع:وبلاگ اقتصاد اسلامی
نظرات (0) نويسنده : محمد رضا زينلي - ساعت 1:19 PM - روز دوشنبه 1 فروردین 1390 |