اقتصاد زیرزمینی سابقه طولانی در ایران هم به عنوان منبع سرمایه در بازار و همچنین میدانی مناسب برای فرار از پرداخت مالیات و انجام فعالیت های غیرقانونی دارد . در سال های پس از انقلاب ، كاهش شفافیت در نظام پولی و مالیاتی باعث گسترش اقتصاد زیرزمینی شد . با این حال هنوز هم نمی توان حجم این نوع اقتصاد را در جامعه به صورت دقیق اعلام كرد .
اقتصاد دانان بانك مركزی ایران شیوه جدیدی را برای برآورد حجم اقتصاد زیرزمینی ارائه كرده اند . آنها در این شیوه جدید دو عامل مهم را مورد ارزیابی قرار می دهند ، متوسط تقاضای سالانه پول توسط مردم و مابه التفاوت هزینه های یك خانواده متوسط و درآمد آن خانواده . همچنین افزایش نقدینگی در جامعه نشان دهنده افزایش حجم اقتصاد زیرزمینی است چون اغلب معاملات اقتصادی ثبت نشده با پول نقد انجام می شود . همچنین هنگامی كه هزینه های یك خانواده به طور مداوم از درآمد های آن بیشتر است درحالی كه میزان بدهی های خانواده افزایش نمی یابد ، باید به این نتیجه رسید كه منابع پنهانی برای تأمین كسری بودجه خانواده وجود دارد .
با در نظر گرفتن عوامل ذكر شده در بالا می توان به یك جمع بندی مشترك رسید . آمار منتشر شده از سوی بانك مركزی ایران حاكی از آن است ، نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی كه در سال ۱۹۷۹ ، ۸/۱۵ بود ، در سال ۱۹۹۱ به عدد ۳۵/۲۴۴ و در سال ۲۰۰۱ به ۳/۵۷۳ افزایش یافت . البته علت افزایش این رقم تنها گسترش اقتصاد زیرزمینی نیست بلكه این افزایش بیانگر این موضوع است كه احتمالاً روند تدریجی گسترش اقتصاد زیرزمینی در آینده نیز ادامه خواهد داشت . همچنین نتایج آمارگیری های مقطعی توسط مركز آمار ایران از بودجه خانواده ها نشان می دهد ، فاصله میان درآمد ها و هزینه های جاری خانواده ها به میزان قابل توجهی افزایش یافته است .
آخرین آمارگیری كه در سال ۲۰۰۱ انجام شد ، حاكی از آن است ، درآمد یك خانواده متوسط شهری تنها ۹۲ درصد از كل هزینه ها را پوشش می دهد كه این رقم در مناطق روستایی ، ۸۷ درصد است . پس برای پر كردن این فاصله از منابع ثبت نشده استفاده می شود . با آنكه این رقم در مورد خانواده های شهری از سال ۱۹۹۱ به بعد كاهش یافته اما مشخص است كه عامل این كاهش ، كوچك شدن حجم فعالیت های زیرزمینی نبوده بلكه خانواده ها با صرفه جویی هزینه را كاهش داده اند . عامل دیگر در محاسبه حجم اقتصاد زیرزمینی ، افزایش استخدام های غیردولتی از سال ۱۹۷۹ به بعد است . براساس ۳ آمار رسمی ، تعداد استخدام های دولتی در مناطق شهری و روستایی از سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۹۶ به طور مداوم كاهش یافته درحالی كه استخدام های غیردولتی افزایش یافته است . همین موضوع باعث افزایش اشتغال در فعالیت هایی شده كه راندمان تولید در آن كم و سرمایه مورد نیاز برای راه اندازی این مشاغل اندك می باشد . براساس یك آمار غیررسمی ، ۱۲ درصد نیروی كار شهری را دست فروشان ، فروشندگان مغازه ها ، مسافركش ها و پیك های موتوری تشكیل می دهند .
این موضوع باعث شده ، اغلب اعضای خانواده در مشاغل مختلف مشغول به كار شده و حقوق دریافت كنند و دیگر مانند گذشته یك نفر در خانواده كار نمی كند تا بقیه مصرف كننده باشند . با در نظر گرفتن این آمار و ارقام می توان حجم اقتصاد زیرزمینی ایران را در اوایل دهه ۱۹۹۰ ، در حدود ۲۲ تا ۲۵ درصد حدس زد . اما افزایش تقاضا برای پول در جامعه ، بالا رفتن فاصله میان درآمد ها و هزینه های خانواده و افزایش استخدام های غیردولتی در یك دهه اخیر ، این رقم را به حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد رسانده است .
دریافت كلی
اقتصاد زیرزمینی در حال رشد كشور ، فعالیت های اقتصادی داخلی را تحت الشعاع خود قرار می دهد . از نقطه نظر منفی ، گسترش اقتصاد زیرزمینی ، خزانه دولت را از دریافت درآمد های مالیاتی محروم می كند و باعث افزایش كسری بودجه و پراكنده شدن سرمایه گذاری بخش خصوصی می گردد و در نتیجه برای ارائه خدمات دولتی به وام های كلان نیاز است .
هرچه اقتصاد زیرزمینی بیشتر گسترش یابد به همان میزان خدمات عمومی ارائه شده ، ضعیف تر و نامناسب تر می شود . همچنین مشكلاتی كه به دلیل طبیعت غیرقانونی این فعالیت ها به وجود می آید باعث به هدر رفتن منابع می شود .
معاملات غیرشفاف و پنهانی باعث به وجود آمدن مافیا های خصوصی و ایجاد ارعاب و وحشت و حتی حملات تروریستی از سوی آنان در داخل و خارج كشور می شود .
همچنین اقتصاد زیرزمینی با ایجاد اختلال و تحریف در تولید ناخالص داخلی به ویژه در سیستم توزیع داخلی باعث از بین رفتن نظارت و ناتوانی در اتخاذ سیاست های اقتصادی صحیح می شود . با توجه به اینكه تنها عده محدودی از این فعالیت ها بهره می برند ، اثرات منفی آن روی ثروت های شهروندان سالم بسیار زیاد است . اما از نقطه نظر مثبت در مورد ایران ، تداوم و انعطاف پذیر بودن بخش غیررسمی اقتصاد ، شاید فعالیت های اقتصاد ملی را انعطاف پذیر كند . به عنوان مثال استقلال مالی شبكه های اعتباری بازار از بانك های دولتی باعث ایجاد نوعی ثبات در زمان بحران های مالی پیش بینی نشده می شود . همچنین با توجه به اینكه شبكه اعتباری بازار براساس روابط انسانی و اعتماد نسبت به یكدیگر بنا شده ، این شبكه باعث كاهش هزینه های اطلاعاتی و اجرایی می شود . علاوه بر این افرادی كه قادر به یافتن شغل در بخش رسمی اقتصاد جامعه نیستند می توانند در بخش غیررسمی مشغول به كار شوند . در مجموع ، اقتصاد زیرزمینی اثر منفی روی اقتصاد كشور دارد چون این نوع اقتصاد باعث به هدر رفتن منابع ، رعایت نكردن اولویت ها در سرمایه گذاری ، تزریق شوك منفی به پیشرفت اقتصادی و ایجاد مانع در راه برقراری نظارت شایسته می شود .
منبع:
Hamedan.ir
نظرات (0) نويسنده : محمد رضا زينلي - ساعت 2:47 PM - روز یک شنبه 7 فروردین 1390 |
از ویژگی های اقتصاد ایران حجم گسترده اقتصاد زیرزمینی آن است . اقتصاد زیرزمینی كه با عبارات دیگری چون « غیر رسمی » ، « موازی » ، « ثبت نشده » ، « خاكستری » و عبارات دیگر نیز از آن نام برده می شود ، فعالیت هایی را شامل می شود كه هم به صورت قانونی و هم غیرقانونی از پرداخت مالیات معاف هستند . این فعالیت ها در فهرست تولید ناخالص داخلی ( GDP ) ثبت نمی شوند . حجم اقتصاد زیرزمینی هر كشور معمولاً به میزان پیچیدگی سیستم مالیاتی آن ، اجبار شهروندان به پرداخت مالیات ، شدت حقوق كیفری ، قابل اجرا بودن مقررات و قوانین اقتصادی و تحمل جامعه در برابر فساد مسئولان و دستگاه های اجرایی بستگی دارد . البته ایران تنها كشور گرفتار در این دوگانگی اقتصادی نیست ، اما آنچه اقتصاد زیرزمینی ایران را از سایر كشور ها متمایز می كند ، ماهیت این نوع اقتصاد است . اقتصاد زیرزمینی ایران یك انحراف نیست بلكه انشعابی طبیعی از ساختار سیاسی منحصر به فرد آن است .
بر خلاف دموكراسی های لیبرال كه در آن فعالیت های ثبت نشده اقتصادی زیر ذره بین قرار دارند و با این حلقه قانونی اقتصاد با جدیت برخورد می شود ، در ایران مسئولان سیاسی و قضایی با نشان دادن صبر و تحمل این نوع فعالیت ها را نادیده می گیرند .
در شرایطی كه مطبوعات به صورت گسترده به این فعالیت ها اشاره كرده و گروه های سیاسی نیز علناً درباره وجود اقتصاد زیرزمینی ابراز نگرانی می كنند ، اما به ندرت با چنین فعالیت هایی برخورد شده است .
هدف و پوشش
برای اینكه از اقتصاد زیرزمینی ایران ، تصویری واضح و شفاف ترسیم شود باید وضعیت این نوع اقتصاد را در برابر قانون به صورت عمومی بررسی و ویژگی های افراد دخیل در این نوع فعالیت را تحلیل كرد . در فرهنگ قضایی به صورت كلی ، این حلقه از اقتصاد جامعه را به دو بخش تقسیم می كنند : بخش قانونی یا قانونی مضاعف ؛ و بخش غیرقانونی .
بخش قانونی شامل فعالیت های اقتصادی تخمین ناپذیر و ثبت نشده است كه در اقتصاد اكثریت كشور های در حال توسعه دیده می شود و حتی برخی از كشور های توسعه یافته هم این نوع فعالیت ها را در فهرست تولید ناخالص داخلی خود ثبت نمی كنند .
ارزش فعالیت هایی كه اعضای خانواده بدون دریافت پول در منزل انجام می دهند ، ارزش افزوده ای كه با انجام فعالیت های اقتصادی كوچك ، خارج از خانه به دست می آید ، معاملات نقدی ثبت و گزارش نشده ، داد و ستد كالا و یا معاملات پایاپای میان افراد متخصص كه در مشاغل خدماتی مشغول به كار هستند ، ارزش واقعی تسهیلات دولتی كه مقامات عالی رتبه از آن برخوردارند و معاملات نقدی كه در آمار « ترازنامه پرداخت ها » ثبت نمی شود ، برخی از این فعالیت ها به شمار می آیند .
و اما بخش قانونی مضاعف از كجا سرچشمه می گیرد ؟ انحصار های خصوصی كه در تجارت خارجی در اختیار دولت است ، امتیاز های انحصاری در توزیع داخلی ، شبكه اعتباری بازار كه خارج از سیستم بانكی كشور است ، نفوذ در تشریفات اداری و معاملات رانتی بر اثر دسترسی به اطلاعات ویژه و در نهایت برخورداری ازحمایت افرادی كه داوری بر عهده آنان است ، عامل ایجاد بخش قانونی مضاعف هستند .
برخی از فعالیت های این بخش ذاتاً دو پهلو هستند . چون در قانون تعریف مشخص از این فعالیت ها وجود ندارد ، آنها را می توان در محدوده میان فعالیت های غیرقانونی و قانونی تلقی كرد . اما در بخش غیرقانونی و قاچاق ، در اكثر كشور ها فعالیت های گسترده ای به چشم می خورد كه توسط جنایتكاران و شخصیت های پنهان به صورت انفرادی و یا براساس متصل بودن به شبكه های شبه مافیا صورت می گیرد . برخی از این فعالیت ها عبارتند از : قاچاق مواد مخدر ، آدم ربایی ، جعل اسناد ، نقض حقوق مالكانه ، پولشویی ، ایجاد شبكه های فساد و فحشا ، برده فروشی ، خرید و فروش اعضای پیوندی ، آدم ربایی به قصد اخاذی ، معامله كردن اشیاء عتیقه و پرداخت و دریافت رشوه در حین معامله با مراكز دولتی .
نظرات (0) نويسنده : محمد رضا زينلي - ساعت 2:44 PM - روز یک شنبه 7 فروردین 1390 |
از ویژگی های اقتصاد ایران حجم گسترده اقتصاد زیرزمینی آن است . اقتصاد زیرزمینی كه با عبارات دیگری چون « غیر رسمی » ، « موازی » ، « ثبت نشده » ، « خاكستری » و عبارات دیگر نیز از آن نام برده می شود ، فعالیت هایی را شامل می شود كه هم به صورت قانونی و هم غیرقانونی از پرداخت مالیات معاف هستند . این فعالیت ها در فهرست تولید ناخالص داخلی ( GDP ) ثبت نمی شوند . حجم اقتصاد زیرزمینی هر كشور معمولاً به میزان پیچیدگی سیستم مالیاتی آن ، اجبار شهروندان به پرداخت مالیات ، شدت حقوق كیفری ، قابل اجرا بودن مقررات و قوانین اقتصادی و تحمل جامعه در برابر فساد مسئولان و دستگاه های اجرایی بستگی دارد . البته ایران تنها كشور گرفتار در این دوگانگی اقتصادی نیست ، اما آنچه اقتصاد زیرزمینی ایران را از سایر كشور ها متمایز می كند ، ماهیت این نوع اقتصاد است . اقتصاد زیرزمینی ایران یك انحراف نیست بلكه انشعابی طبیعی از ساختار سیاسی منحصر به فرد آن است .
بر خلاف دموكراسی های لیبرال كه در آن فعالیت های ثبت نشده اقتصادی زیر ذره بین قرار دارند و با این حلقه قانونی اقتصاد با جدیت برخورد می شود ، در ایران مسئولان سیاسی و قضایی با نشان دادن صبر و تحمل این نوع فعالیت ها را نادیده می گیرند .
در شرایطی كه مطبوعات به صورت گسترده به این فعالیت ها اشاره كرده و گروه های سیاسی نیز علناً درباره وجود اقتصاد زیرزمینی ابراز نگرانی می كنند ، اما به ندرت با چنین فعالیت هایی برخورد شده است .
برای اینكه از اقتصاد زیرزمینی ایران ، تصویری واضح و شفاف ترسیم شود باید وضعیت این نوع اقتصاد را در برابر قانون به صورت عمومی بررسی و ویژگی های افراد دخیل در این نوع فعالیت را تحلیل كرد . در فرهنگ قضایی به صورت كلی ، این حلقه از اقتصاد جامعه را به دو بخش تقسیم می كنند : بخش قانونی یا قانونی مضاعف ؛ و بخش غیرقانونی .
بخش قانونی شامل فعالیت های اقتصادی تخمین ناپذیر و ثبت نشده است كه در اقتصاد اكثریت كشور های در حال توسعه دیده می شود و حتی برخی از كشور های توسعه یافته هم این نوع فعالیت ها را در فهرست تولید ناخالص داخلی خود ثبت نمی كنند .
ارزش فعالیت هایی كه اعضای خانواده بدون دریافت پول در منزل انجام می دهند ، ارزش افزوده ای كه با انجام فعالیت های اقتصادی كوچك ، خارج از خانه به دست می آید ، معاملات نقدی ثبت و گزارش نشده ، داد و ستد كالا و یا معاملات پایاپای میان افراد متخصص كه در مشاغل خدماتی مشغول به كار هستند ، ارزش واقعی تسهیلات دولتی كه مقامات عالی رتبه از آن برخوردارند و معاملات نقدی كه در آمار « ترازنامه پرداخت ها » ثبت نمی شود ، برخی از این فعالیت ها به شمار می آیند .
و اما بخش قانونی مضاعف از كجا سرچشمه می گیرد ؟ انحصار های خصوصی كه در تجارت خارجی در اختیار دولت است ، امتیاز های انحصاری در توزیع داخلی ، شبكه اعتباری بازار كه خارج از سیستم بانكی كشور است ، نفوذ در تشریفات اداری و معاملات رانتی بر اثر دسترسی به اطلاعات ویژه و در نهایت برخورداری ازحمایت افرادی كه داوری بر عهده آنان است ، عامل ایجاد بخش قانونی مضاعف هستند .
برخی از فعالیت های این بخش ذاتاً دو پهلو هستند . چون در قانون تعریف مشخص از این فعالیت ها وجود ندارد ، آنها را می توان در محدوده میان فعالیت های غیرقانونی و قانونی تلقی كرد . اما در بخش غیرقانونی و قاچاق ، در اكثر كشور ها فعالیت های گسترده ای به چشم می خورد كه توسط جنایتكاران و شخصیت های پنهان به صورت انفرادی و یا براساس متصل بودن به شبكه های شبه مافیا صورت می گیرد . برخی از این فعالیت ها عبارتند از : قاچاق مواد مخدر ، آدم ربایی ، جعل اسناد ، نقض حقوق مالكانه ، پولشویی ، ایجاد شبكه های فساد و فحشا ، برده فروشی ، خرید و فروش اعضای پیوندی ، آدم ربایی به قصد اخاذی ، معامله كردن اشیاء عتیقه و پرداخت و دریافت رشوه در حین معامله با مراكز دولتی .
نظرات (0) نويسنده : محمد رضا زينلي - ساعت 2:43 PM - روز یک شنبه 7 فروردین 1390 |