با چنین چشم سیاهی انتخابم روشن است

با چنین چشم سیاهی انتخابم روشن است
با خیال او دلیل پیچ و تابم روشن است
آتشی برپا شده از اشتیاقش در دلم
شعله‌ی شوقم چراغ اضطرابم روشن است
در شب تاریک، بین موجی از گیسوی او
پرسشی پیچیده ام اما جوابم روشن است
مد آهی طالعم را سمت او پر می دهد
خواب یوسف دیده ام تعبیرخوابم روشن است
نیمه ی ماه است و ماه کاملم پیدا شده
شب شب وصل است و از امشب حسابم روشن است

شاعر : محمد بختیاری


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1 شهریور 1395  ] [ 11:12 AM ] [ مهدی گلشنی ]

شعر ولادت امام حسن مجتبی

از سمت مدینه خبر آورد نسیمی
تا مژده دهد آمده مولود عظیمی
آن قدر فرشته به زمین آمده انگار
در کل سماوات نمانده است مقیمی
گل های بهشتی است به دستان ملایک
در شهر از این واقعه پیچیده شمیمی
از طایفه ی نور خودش نور علی نور
با نور رسیده است کریمی به کریمی
او آمده تا دل ببرد با دو سه لبخند
در بین زمین باب کند لحن صمیمی
او آمده دستی بکشد از سر لطفش
تا پاک کند از سرمان گرد یتیمی
چه خوب و چه بد پیش حسن فرق نداری
در لقمه ای از سفره ی او نیز سهیمی
شرمنده ی آقای کریمان که ندارد
جز سنگ نشان و دو وجب خاک حریمی

شاعر : امیر علی سلیمانی


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1 شهریور 1395  ] [ 11:07 AM ] [ مهدی گلشنی ]

اشعار ولادت امام حسن مجتبی

حس این جمله چه زیباست: حسن را عشق است
نقش بر عرش معلاست حسن را عشق است
مادرش فاطمه بی تاب حسین است ولی
ذکر روی لب زهراست حسن را عشق است
نه فقط عالم شیعه به حسن می‌نازد
شور در عالم بالاست حسن را عشق است
یل صفین و جمل یکه سوار عرب است
رجز حضرت سقاست حسن را عشق است
به خداوند قسم عشق جگر میخواهد
جگرسوخته زیباست حسن را عشق است
مانده در خانه غریب و بین یک شهر غریب
چقدر بی کس و تنهاست حسن را عشق است

شاعر : حامد الواری


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1 شهریور 1395  ] [ 11:06 AM ] [ مهدی گلشنی ]

اومده دنیا حضرت دریا

اومده دنیا حضرت دریا
پسر خورشید پسر زهرا
پسر حیدر ، گل پیغمبر ، ماه بی همتا
می زنه بارون ، رو دو تا گونه ش
بابا شد حیدر ، محشره خونه ش
می خونه قرآن ، دور دوردونه ش
غوغا شد حرم ، با اسم حسن
زنده شد کرم ، با اسم حسن
کریم مدینه حسن جان
******
جلوه یزدان توی سیماشه
آیه قرآن توی چشماشه
فصل هم عهدی ، کرم مهدی ، مثل باباشه
شیرمیدونه ، بی هم آورده
سر سجاده ، صورتش زرده
ماه رخسارش ، بیچارم کرده
عشق تو بی بدل ، شیرین تر ازعسل
کی میشه بگیرم ، ضریتو در بغل
کریم مدینه حسن جان

شاعر : منصور عرب


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1 شهریور 1395  ] [ 11:04 AM ] [ مهدی گلشنی ]