حضرت زينب (س)، پس از وقايع عاشورا نقش حساسي را برعهده داشتند، ايشان هم به عنوان قافله سالار كاروان اسرا و هم به عنوان پرستار امام سجاد (ع) نقش آفريني نمودند و با حفاظت از جان امام سجاد(ع) پرستاري از اهل بيت(ع) و حفاظت و مراقبت از اسراي كربلا، ولايت مداري را به اثبات رساندند. حضرت زينب(س) مؤثرترين نقش را در صيانت از انقلاب امام حسين (ع) و تحريف زدايي و دشمن شناسي داشتند؛ آن جا كه مردم كوفه را خطاب قرار داده و آنان را مورد سرزنش قرار مي دهد و به افشاي ماهيت دشمن و معرفي جنايات حكومت مي پردازد و علل قيام امام حسين(ع) را بازگو مي كند، هدف ايشان معرفي حق و رسوايي حكومت وقت و تفهيم جو و شرايط حاكم بر جامعه ي آن روز مي باشد. حضرت زينب (س) با اين روش ها، بهترين الگو و اسوه براي زنان جامعه ي ما مي باشد چرا كه حضور ايشان آگاهانه و در پرتو ولايت مداري تحقق يافت، حضور ايشان در عرصه هاي مختلف به ويژه عرصه سياست زنان ما را به سمتي سوق مي دهد كه زنان ما علاوه بر فعاليت در خانواده‌، فعاليت در جامعه همراه با رعايت حجاب و عفاف و با حضوري آگاهانه داشته باشند. كه زنان ما در تحقق پيروزي انقلاب اسلامي و به ثمر رسيدن دفاع مقدس الگوپذيري از آن حضرت را به اثبات رساندند.




موضوعات مرتبط : [ra:post_category_name]،
برچسب ها : [ra:post_tag_name]،
ادامه مطلب

تاريخ : چهارشنبه 28 آبان 1393  | 7:30 AM | نويسنده : [ra:post_author_name] | نظرات 0

مقدس اردبيلي روايت زير را از حضرت علي (ع) نقل مي کند که حضرتش فرمود: «بزودي فرزندم حسين کشته خواهد شد؛ ولي ديري نخواهد گذشت که جواني از قبيله ثقيف (مختار) قيام خواهد کرد و از اين ستمکاران انتقام خواهد گرفت.




موضوعات مرتبط : [ra:post_category_name]،
برچسب ها : [ra:post_tag_name]،
ادامه مطلب

تاريخ : سه شنبه 27 آبان 1393  | 7:38 AM | نويسنده : [ra:post_author_name] | نظرات 0

مختار فرزند ابوعبيد بن مسعود ثقفي بود و در سال اول هجرت متولد شد. پدرش ابوعبيد از اجله اصحاب رسول خدا بود که در سال سيزدهم هجرت والي عراق شد. اصبغ بن نباته از اصحاب وفادار علي (ع) مي گويد: «روزي اميرالمومنين (ع) را ديدم که مختار را که طفل کوچکي بود روي زانوي خود نشانيده و با نوازش و محبت دست بر سر او مي کشيد و مي فرمود يا کيس يا کيس : «اي هوشمند و زيرک». به همين مناسبت پيروان او را کيسانيه خواندند، ولي ساحت مختار از انتساب به اين فرقه ، دور است و او به امامت معصومين (عليهم السلام) اقرار داشت که در ادامه خواهد آمد. مادر مختار دومه بنت وهب از زنان با شخصيت تاريخ اسلام است و درباره او گفته اند: وي از زنان سخنور و باتدبير و عاقله بود. مختار، در 13سالگي در جنگ بزرگي شرکت کرد. هنگامي که ارتش اسلام براي جنگ با ارتش کسري از مدينه به طرف عراق و ايران حرکت کرد، فرماندهي اين لشکر از طرف خليفه دوم به ابوعبيد، پدر مختار واگذار شده بود. ابوعبيد، مختار را نيز براي جهاد در اين بسيج شرکت داد و بدين وسيله مختار 13ساله از جمله رزمندگان شد که براي اولين بار درجنگي عظيم شرکت مي کرد.




موضوعات مرتبط : [ra:post_category_name]،
برچسب ها : [ra:post_tag_name]،
ادامه مطلب

تاريخ : سه شنبه 27 آبان 1393  | 7:37 AM | نويسنده : [ra:post_author_name] | نظرات 0

فضيلت دستمال اشك

آيا مي دانيد بسياري از بزرگان، علماء و ارادتمندان به آستان مقدس اهل بيت عليهم السلام در لحظات معنوي حضور در مجالس عزاداري اهل بيت به ويژه امام حسين عليه السلام قطرات اشكي كه از چشمانشان جاري مي شد را با دستمال جداگانه اي پاك كرده و وصيت ميكردند كه در هنگام دفن همراهشان دفن گردد تا در آن سفر كه هيچ زاد و توشه اي به اندازه محبت اهل بيت عليهم السلام براي انسان فايده و سود ندارد از آن تبرك جويند.
چه زيباست لحظاتي كه انسان به ياد مصائب جانسوز امام سجاد عليه السلام بيافتد كه در دعاي ابوحمزه با خداي خود چنين مناجات مي فرمود : معبود من مرا ياري ده تا بر حال زار خود خود گريه كنم ، چراكه عمرم را به آرزوهاي پوچ و بيهوده از بين بردم و اينك هيچ نقطه اميدي نسبت به اعمال و گذشته ي خود نمي بينم ، به راستي چه كسي حالش از من زارتر و پريشان تر است ؟ اگر با اين حال زار وارد قبري شوم كه هرگز آن را از پيش مهيا نكرده ام و با اعمال صالح و شايسته آن را فرش نكرده ام چرا گريه نكنم ؟ در حالي كه نمي دانم جايگاه من كجا خواهد بود ؟ مي بينم مرگ بال و پر خويش بر سرم گسترانيده چرا گريه نكنم ؟ بر آن لحظه مي گريم كه جان از تنم بيرون مي رود ! گريه مي كنم بر تاريكي قبرم ؟ گريه مي كنم بر تنگي قبرم گريه مي كنم بر لحظه اي كه نكير و منكر براي سؤال و جواب شب اول قبر نزدم مي آيند، گريه مي كنم بر آن لحظه كه با بدن عريان از قبر خارج مي شوم در حالي كه بار ذلت گناهان بر دوش كشيده نگاهي به اين طرف و آن طرف مي كنم ولي هيچ كس به فكر من نيست و هر كسي به فكر خويش و بار گناهان خويش است.

امام سجاد (عليه السّلام) و دستمال اشك

وقتي محمّد حنفیّه براي استقبال كاروان برگشته از شام، از مدينه خارج شد، صيحه اي بلند كشيد و بي هوش شد و از اسب روي زمين افتاد. غلامش به سرعت خود را به امام زين العابدين (عليه السّلام) رسانيد و ماجرا را به آن حضرت خبر داد.
امام سجّاد (عليه السّلام) در حالي كه در دستش پارچه ي سياهي بود و با آن اشك خود را برطرف مي نمود از خيمه برون آمد… و هنگامي كه وقايع كربلا را براي عمويشان محمّد حنفيه نقل مي فرمود اشك مي ريخت و با همان دستمال سياه، اشك خود را پاك مي نمود.

امام صادق عليه السلام فرمودند: 

هيچ كس براي امام حسين عليه السلام گريه نمي كند مگر اينكه با مادرم حضرت زهرا عليها السلام همدردي كرده و آن حضرت را در گريه كردن بر امام حسين عليه السلام ياري كرده و با رسول خدا نيز همدردي نموده و حق ما اهل بيت را ادا كرده است. بحارالانوار / علامه مجلسي 45 / 206

 

درخواست دستمال اشك




موضوعات مرتبط : [ra:post_category_name]،
برچسب ها : [ra:post_tag_name]،
ادامه مطلب

تاريخ : یک شنبه 25 آبان 1393  | 8:18 AM | نويسنده : [ra:post_author_name] | نظرات 2

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2