|
آرزوهای من . . . لطف خدا و رحمت یزدانم آرزوست!
| ||
|
|
[ چهارشنبه 22 آبان 1392 ] [ 11:57 PM ] [ مجید عبیری ]
دگرگوني ارزش ها و آرمان ها ارزش هاي حاكم بر جامعه نبوي پيش از اسلام اعراب از نظر عقيدتي بت پرست بودند . شناختي نسبت به معارف الهي چون خدا و پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و معاد نداشتند . مردم در حيرت و ضلالت و گمراهي زندگي مي كردند . نژادپرستي و تكاثرطلبي از ارزش هاي آنان بود . عرب ها در جاهليت غيرت و شجاعت را بسيار مي ستودند اما حقيقت اين است كه غيرت و شجاعت مورد ستايش آنان همان درنده خويي و بي باكي در جهت تامين منافع مادي و حمايت از هم قبيلگي خود به حق و يا ناحق بود . عواطف انساني در ميان آنان بسيار كمرنگ بود . دختركشي اعراب نمونه اي از آن است .
پيامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) ستيز و مبارزه اي پي گير را عليه نژادپرستي و تكاثرطلبي و ديگر ارزش هاي جاهلي آغاز كرد و به صراحت اعلام كرد كه در اسلام اين ها ملاك ارزش و برتري افراد بر يكديگر نيست . آن بزرگوار، علم و معرفت نسبت به خدا و قيامت و ديگر دانش هاي مفيد را يكي از ملاك هاي برتري افراد بر يكديگر بر شمردند . ادامه مطلب [ دوشنبه 20 آبان 1392 ] [ 1:02 PM ] [ مجید عبیری ]
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند گویا عزای اشرف اولاد آدم است
[ جمعه 17 آبان 1392 ] [ 11:35 PM ] [ مجید عبیری ]
باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه یادم آرد کربلا را دشت پرشور بلا را گردش یک ظهر غمگین گرم و خونین لرزش طفلان نالان زیر تیغ و نیزه ها را با صدای گریه های کودکانه وندرین صحرای سوزان می رود طفلی سه ساله دلشکسته پای خسته باز باران قطره قطره می چکد از چوب محمل
باز باران با محرم.......اشک های جاودانه............... [ پنج شنبه 16 آبان 1392 ] [ 11:16 PM ] [ مجید عبیری ]
حسين را فاطمه شير نداد. نه فاطمه، نه هيچ زن ديگري.
وقتي که به دنيا آمد، فاطمه شير نداشت که به او بدهد.
هيچ زني هم پيدا نشد که دایهاش بشود.
محمد رسول الله انگشتش را در دهان حسين میگذاشت.
او میمکید و اين مکيدن براي دو سه روزش کافي بود. گوشت و خون حسين مي رویید از گوشت و خون محمد...
لحمهم لحمی و دمهم دمی ... [ چهارشنبه 15 آبان 1392 ] [ 10:47 PM ] [ مجید عبیری ]
[ دوشنبه 13 آبان 1392 ] [ 11:52 PM ] [ مجید عبیری ]
به نام خدا با آغاز ماه محرم سعی داریم در چند قسمت عبرت های عاشورا را بیان کنیم. (این نوشته برداشتی از مقاله ای با عنوان درس ها و عبرت های سیاسی در عاشورا از سایت راسخون است )
عبرت: واژه «عبرت » از ريشه «عبور» و گذشتن از چيزي به چيز ديگر است . عبرت گيري از حادثه عاشورا را مقام معظم رهبري چنين ترسيم مي كند: «اولين عبرتي كه در قضيه عاشورا ما را متوجه خود مي كند اين است كه ببينيم چه شده كه پنجاه سال بعد از درگذشت پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) جامعه اسلامي به آن حد رسيد كه كسي مثل امام حسين (علیه السّلام) ناچار شد براي نجات جامعه اين چنين فداكاري بكند ... . مگر چه وضعي بود كه حسين بن علي (علیه السّلام) احساس كرد كه اسلام فقط با فداكاري او زنده مي ماند و الا از دست مي رود؟ عبرت اين جاست، ما بايد نگاه كنيم و ببينيم كه چه شد كه فردي مثل يزيد بر جامعه اسلامي حاكم شد؟ ... چرا بايد وضعي پيش بيايد كه كسي مثل حسين بن علي (علیه السّلام) ببيند چاره اي ندارد جز اين فداكاري عظيم، كه در تاريخ بي نظير است . چه شد كه آنها به اين جا رسيدند؟ اين همان عبرت است ... . چه شد كه بيست سال بعد از شهادت اميرالمؤمنين (علیه السّلام) در همان شهري كه ايشان حكومت مي كرد سرهاي پسران اميرالمؤمنين را بر نيزه كردند و در آن شهر گرداندند ... و دخترها و حرم اميرالمؤمنين را در بازار كوفه گرداندند ...» (39) ادامه مطلب [ دوشنبه 13 آبان 1392 ] [ 11:47 PM ] [ مجید عبیری ]
[ یک شنبه 12 آبان 1392 ] [ 10:21 PM ] [ مجید عبیری ]
|
|