آرزوهای من . . .
لطف خدا و رحمت یزدانم آرزوست!
نویسنده وبلاگ
تدبير در قرآن مجيد
حديث روز
حدیث موضوعی
اوقات شرعي

هفتاد و دو سینه سرخ هجرت کردند

                                                         با سَروَرِ آفتاب بیعت کردند 
رفتند و به دریای ابد پیوستند 

                                         چون رود، به اصلِ خویش رجعت کردند






[ چهارشنبه 22 آبان 1392  ] [ 11:57 PM ] [ مجید عبیری ]
نظرات 0

دگرگوني ارزش ها و آرمان ها 
پيش از آن كه به اصل بحث بپردازيم اشاره اي به مفهوم ارزش ها و همچنين ارزش هاي حاكم بر جامعه نبوي مفيد و مناسب مي نمايد: 

ارزش هاي حاكم بر جامعه نبوي 

پيش از اسلام اعراب از نظر عقيدتي بت پرست بودند . شناختي نسبت به معارف الهي چون خدا و پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و معاد نداشتند . مردم در حيرت و ضلالت و گمراهي زندگي مي كردند . نژادپرستي و تكاثرطلبي از ارزش هاي آنان بود . عرب ها در جاهليت غيرت و شجاعت را بسيار مي ستودند اما حقيقت اين است كه غيرت و شجاعت مورد ستايش آنان همان درنده خويي و بي باكي در جهت تامين منافع مادي و حمايت از هم قبيلگي خود به حق و يا ناحق بود . عواطف انساني در ميان آنان بسيار كمرنگ بود . دختركشي اعراب نمونه اي از آن است . 

پيامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) ستيز و مبارزه اي پي گير را عليه نژادپرستي و تكاثرطلبي و ديگر ارزش هاي جاهلي آغاز كرد و به صراحت اعلام كرد كه در اسلام اين ها ملاك ارزش و برتري افراد بر يكديگر نيست . آن بزرگوار، علم و معرفت نسبت به خدا و قيامت و ديگر دانش هاي مفيد را يكي از ملاك هاي برتري افراد بر يكديگر بر شمردند . 
ايمان و تقوا و جهاد در راه خدا را كه مظهر ارتباط با خدا و خلق بر اساس مسؤوليت سازندگي بود، جاي گزين افتخار به حسب و نسب و ثروت و قدرت ساختند . و با تحول در بينش ها و ارزش ها انسان هايي را تربيت كردند كه اسوه پاكي و فداكاري، ايثار و همه خوبي ها شدند . نمونه بارز اين ويژگي ها را مي توان در رويدادهاي تاريخي صدر اسلام به ويژه در جنگ ها مشاهده كرد . از باب نمونه: جابربن عبدالله انصاري مي گويد: «در جنگ احد به بالين پدرم عبدالله رفتم . در حال احتضار بود . درخواست آب كرد . من رفتم و ظرف آبي آوردم، وقتي خواستم به او بدهم اشاره كرد: آب را به اين مسلمان كه در كنار من و تشنه تر از من است برسان . سراغ او رفتم . او به سومي اشاره كرد، سراغ سومي رفتم او به چهارمي، و همچنين تا دهمي . وقتي به سراغ دهمين رفتم ديدم كه او به شهادت رسيده است . برگشتم به سراغ نهمي و ... تا اولي ديدم همه به شهادت رسيده اند .» (46) 
از اين نمونه ها در جنگ هاي صدر اسلام فراوان است . لازم به يادآوري است كه اين نمونه ها در ميان كساني نمودار شد كه تا چند سال پيش از آن، اگر يكي از اين افراد به ديگري بر مي خورد كه مشغول خوردن سوسمار زنده صحرايي بود و باقي مانده سوسمار را از او مطالبه مي كرد، امتناع مي كرد و گاهي به خاطر نصف سوسمار انساني را از ميان دو نيم مي كرد . (47) 
بر اين اساس پيامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) با تحول در بينش ها و ارزش ها انسان هايي را تربيت كرد كه ديگران را حتي به هنگام مرگ بر خود پيش مي داشتند . و پيش از آن نيز، براي دفاع از مكتب از جان و مال و ثروت خويش گذشته و در ميدان جهاد و شهادت بر يكديگر پيش مي گرفتند .


ادامه مطلب



[ دوشنبه 20 آبان 1392  ] [ 1:02 PM ] [ مجید عبیری ]
نظرات 0

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین

بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو

کار جهان و خلق جهان جمله درهم است

گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب

کاشوب در تمامی ذرات عالم است

گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست

این رستخیز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند

گویا عزای اشرف اولاد آدم است

 






[ جمعه 17 آبان 1392  ] [ 11:35 PM ] [ مجید عبیری ]
نظرات 1

باز باران با ترانه

                                        می خورد بر بام خانه

یادم آرد کربلا را

                                        دشت پرشور بلا را

گردش یک ظهر غمگین  

                                         گرم و خونین

لرزش طفلان نالان    

                                         زیر تیغ و نیزه ها را

با صدای گریه های کودکانه  

                                         وندرین صحرای سوزان  

می رود طفلی سه ساله

                                         دلشکسته   پای خسته  

باز باران قطره قطره  

                                        می چکد از چوب محمل      

     

 باز باران با محرم.......اشک های جاودانه...............






[ پنج شنبه 16 آبان 1392  ] [ 11:16 PM ] [ مجید عبیری ]
نظرات 0

حسين را فاطمه شير نداد. نه فاطمه، نه هيچ زن ديگري.

وقتي که به دنيا آمد، فاطمه شير نداشت که به او بدهد.

هيچ زني هم پيدا نشد که دایه‌اش بشود.

محمد رسول الله انگشتش را در دهان حسين می‌گذاشت.

او می‌مکید و اين مکيدن براي دو سه روزش کافي بود.

گوشت و خون حسين مي رویید از گوشت و خون محمد...

لحمهم لحمی و دمهم دمی ...






[ چهارشنبه 15 آبان 1392  ] [ 10:47 PM ] [ مجید عبیری ]
نظرات 1

محرم؛

              ماه عاشقی،

                                  ماه حسین (ع)،

                                                               ماه عزای ارباب 






[ دوشنبه 13 آبان 1392  ] [ 11:52 PM ] [ مجید عبیری ]
نظرات 1

به نام خدا

با آغاز ماه محرم سعی داریم در چند قسمت عبرت های عاشورا را بیان کنیم.

(این نوشته برداشتی از مقاله ای با عنوان درس ها و عبرت های سیاسی در عاشورا از سایت راسخون است )

عبرت: واژه «عبرت » از ريشه «عبور» و گذشتن از چيزي به چيز ديگر است . 
به اشگ چشم «عبره » گفته مي شود، چون اشگ از چشم عبور مي كند . در تعبير خواب نيز، اين واژه به كار رفته، چون انسان را از ظاهر به باطن منتقل مي كند . به همين مناسبت به حوادثي كه به انسان پند دهد «عبرت » گويند، چون انسان را به يك سلسله تعاليم كلي راهنمايي مي كند .

عبرت گيري از حادثه عاشورا را مقام معظم رهبري چنين ترسيم مي كند: 

«اولين عبرتي كه در قضيه عاشورا ما را متوجه خود مي كند اين است كه ببينيم چه شده كه پنجاه سال بعد از درگذشت پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) جامعه اسلامي به آن حد رسيد كه كسي مثل امام حسين (علیه السّلام) ناچار شد براي نجات جامعه اين چنين فداكاري بكند ... . مگر چه وضعي بود كه حسين بن علي (علیه السّلام) احساس كرد كه اسلام فقط با فداكاري او زنده مي ماند و الا از دست مي رود؟ عبرت اين جاست، ما بايد نگاه كنيم و ببينيم كه چه شد كه فردي مثل يزيد بر جامعه اسلامي حاكم شد؟ ... چرا بايد وضعي پيش بيايد كه كسي مثل حسين بن علي (علیه السّلام) ببيند چاره اي ندارد جز اين فداكاري عظيم، كه در تاريخ بي نظير است . چه شد كه آنها به اين جا رسيدند؟ اين همان عبرت است ... . چه شد كه بيست سال بعد از شهادت اميرالمؤمنين (علیه السّلام) در همان شهري كه ايشان حكومت مي كرد سرهاي پسران اميرالمؤمنين را بر نيزه كردند و در آن شهر گرداندند ... و دخترها و حرم اميرالمؤمنين را در بازار كوفه گرداندند ...» (39) 


ادامه مطلب



[ دوشنبه 13 آبان 1392  ] [ 11:47 PM ] [ مجید عبیری ]
نظرات 0

 

امام خامنه ای: 

کسی مرگ بر آمریکا را به ملت ایران یاد نداد، مرگ بر آمریکا از اعماق جان یکایک مردم برآمد.






[ یک شنبه 12 آبان 1392  ] [ 10:21 PM ] [ مجید عبیری ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rsekhoon :.
درباره وبلاگ


به نام خدا مجید عبیری هستم. با توجه به رشته تحصیلی ام بیشتر در زمینه ی مخابرات تخصص دارم اما در موضوعات مختلف سیاسی، علمی، فرهنگی،اجتماعی و مذهبی هم مطالعاتی دارم . با توجه به علاقه شخصی و از آنجایی که معتقدم انسان نباید فقط در یک جنبه پیشرفت کند، تصمیم به ایجاد این وبلاگ گرفتم تا علاوه بر انتشار مطالب مورد علاقه خود، به تبادل نظر با دیگران بپردازم . با احترام

آمار سایت
كل بازديدها : 399897 نفر
كل مطالب : 278 عدد
تعداد کل نظرات: 215 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: شنبه 10 تیر 1391 
آخرین بروز رسانی : جمعه 2 بهمن 1394 
امکانات وب
نظرسنجي