آرزوهای من . . .
لطف خدا و رحمت یزدانم آرزوست!
نویسنده وبلاگ
تدبير در قرآن مجيد
حديث روز
حدیث موضوعی
اوقات شرعي

در قسمت اول این نوشته، 2 عامل اصلی وقوع حادثه کربلا را اشاره کردیم که عبارت بودند از :

1. دگرگونی ارزش ها (این موضوع در قسمت های 2 و 3 بررسی شد.)

2. کوتاهی خواص در انجام تکالیف 

حال در ادامه به بررسی موضوع کوتاهی خواص می پردازیم.

 

كوتاهي و سستي خواص از اداي تكليف و انجام وظيفه يكي از عوامل زمينه ساز رويداد عاشورا است . نقش خواص در تحولات و دگرگونيهاي اجتماعي و سياسي از مسائلي است كه ترديدي در آن نيست . بر همين اساس رهبر معظم انقلاب خواص را يكي از عوامل بسيار تاثيرگذار در تحولات تاريخ مي دانستند و در رويداد عاشورا اين تحليل را ارائه كردند كه اگر خواص جبهه حق، تسليم جلوه هاي دنيا نگردند و دين را فداي دنيا نكنند و به موقع از حق حمايت كنند، هيچ گاه جامعه اسلامي دچار وضعيت زمان امام حسين (علیه السّلام) نخواهد شد و شاهد حادثه تلخي چون عاشورا نخواهد بود

براي دريافت ابعاد اين تحليل تاريخي و جامعه شناسانه كه نسخه شفابخش جامعه امروز ما نيز هست، نخست به مفهوم خواص و عوام اشاره كرده و سپس به علل و عواملي كه ممكن است برخي از خواص را از انجام وظيفه و مسؤوليت باز دارد و يا آنان را در برابر آن قرار دهد خواهيم پرداخت


ادامه مطلب



[ دوشنبه 18 آذر 1392  ] [ 1:01 PM ] [ مجید عبیری ]
نظرات 0

در قسمت قبل (اینجا مشاهده کنید) بحث دگرگونی ارزش ها در زمان وقوع حادثه عاشورا را اشاره کردیم. عوامل زيادي زمينه ساز اين وضعيت بودند; از باب نمونه در ادامه به پاره اي از آنها اشاره مي كنيم که عبارت اند از
1 . جدايي مردم از اهل بيت (علیه السّلام) 

2 . تبديل امامت به پادشاهي 

3. فتوحات دوره خلفای ثلاثه

4. طرد بزرگان صحابه


ادامه مطلب



[ دوشنبه 11 آذر 1392  ] [ 12:46 PM ] [ مجید عبیری ]
نظرات 0

دگرگوني ارزش ها و آرمان ها 
پيش از آن كه به اصل بحث بپردازيم اشاره اي به مفهوم ارزش ها و همچنين ارزش هاي حاكم بر جامعه نبوي مفيد و مناسب مي نمايد: 

ارزش هاي حاكم بر جامعه نبوي 

پيش از اسلام اعراب از نظر عقيدتي بت پرست بودند . شناختي نسبت به معارف الهي چون خدا و پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و معاد نداشتند . مردم در حيرت و ضلالت و گمراهي زندگي مي كردند . نژادپرستي و تكاثرطلبي از ارزش هاي آنان بود . عرب ها در جاهليت غيرت و شجاعت را بسيار مي ستودند اما حقيقت اين است كه غيرت و شجاعت مورد ستايش آنان همان درنده خويي و بي باكي در جهت تامين منافع مادي و حمايت از هم قبيلگي خود به حق و يا ناحق بود . عواطف انساني در ميان آنان بسيار كمرنگ بود . دختركشي اعراب نمونه اي از آن است . 

پيامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) ستيز و مبارزه اي پي گير را عليه نژادپرستي و تكاثرطلبي و ديگر ارزش هاي جاهلي آغاز كرد و به صراحت اعلام كرد كه در اسلام اين ها ملاك ارزش و برتري افراد بر يكديگر نيست . آن بزرگوار، علم و معرفت نسبت به خدا و قيامت و ديگر دانش هاي مفيد را يكي از ملاك هاي برتري افراد بر يكديگر بر شمردند . 
ايمان و تقوا و جهاد در راه خدا را كه مظهر ارتباط با خدا و خلق بر اساس مسؤوليت سازندگي بود، جاي گزين افتخار به حسب و نسب و ثروت و قدرت ساختند . و با تحول در بينش ها و ارزش ها انسان هايي را تربيت كردند كه اسوه پاكي و فداكاري، ايثار و همه خوبي ها شدند . نمونه بارز اين ويژگي ها را مي توان در رويدادهاي تاريخي صدر اسلام به ويژه در جنگ ها مشاهده كرد . از باب نمونه: جابربن عبدالله انصاري مي گويد: «در جنگ احد به بالين پدرم عبدالله رفتم . در حال احتضار بود . درخواست آب كرد . من رفتم و ظرف آبي آوردم، وقتي خواستم به او بدهم اشاره كرد: آب را به اين مسلمان كه در كنار من و تشنه تر از من است برسان . سراغ او رفتم . او به سومي اشاره كرد، سراغ سومي رفتم او به چهارمي، و همچنين تا دهمي . وقتي به سراغ دهمين رفتم ديدم كه او به شهادت رسيده است . برگشتم به سراغ نهمي و ... تا اولي ديدم همه به شهادت رسيده اند .» (46) 
از اين نمونه ها در جنگ هاي صدر اسلام فراوان است . لازم به يادآوري است كه اين نمونه ها در ميان كساني نمودار شد كه تا چند سال پيش از آن، اگر يكي از اين افراد به ديگري بر مي خورد كه مشغول خوردن سوسمار زنده صحرايي بود و باقي مانده سوسمار را از او مطالبه مي كرد، امتناع مي كرد و گاهي به خاطر نصف سوسمار انساني را از ميان دو نيم مي كرد . (47) 
بر اين اساس پيامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) با تحول در بينش ها و ارزش ها انسان هايي را تربيت كرد كه ديگران را حتي به هنگام مرگ بر خود پيش مي داشتند . و پيش از آن نيز، براي دفاع از مكتب از جان و مال و ثروت خويش گذشته و در ميدان جهاد و شهادت بر يكديگر پيش مي گرفتند .


ادامه مطلب



[ دوشنبه 20 آبان 1392  ] [ 1:02 PM ] [ مجید عبیری ]
نظرات 0

به نام خدا

با آغاز ماه محرم سعی داریم در چند قسمت عبرت های عاشورا را بیان کنیم.

(این نوشته برداشتی از مقاله ای با عنوان درس ها و عبرت های سیاسی در عاشورا از سایت راسخون است )

عبرت: واژه «عبرت » از ريشه «عبور» و گذشتن از چيزي به چيز ديگر است . 
به اشگ چشم «عبره » گفته مي شود، چون اشگ از چشم عبور مي كند . در تعبير خواب نيز، اين واژه به كار رفته، چون انسان را از ظاهر به باطن منتقل مي كند . به همين مناسبت به حوادثي كه به انسان پند دهد «عبرت » گويند، چون انسان را به يك سلسله تعاليم كلي راهنمايي مي كند .

عبرت گيري از حادثه عاشورا را مقام معظم رهبري چنين ترسيم مي كند: 

«اولين عبرتي كه در قضيه عاشورا ما را متوجه خود مي كند اين است كه ببينيم چه شده كه پنجاه سال بعد از درگذشت پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) جامعه اسلامي به آن حد رسيد كه كسي مثل امام حسين (علیه السّلام) ناچار شد براي نجات جامعه اين چنين فداكاري بكند ... . مگر چه وضعي بود كه حسين بن علي (علیه السّلام) احساس كرد كه اسلام فقط با فداكاري او زنده مي ماند و الا از دست مي رود؟ عبرت اين جاست، ما بايد نگاه كنيم و ببينيم كه چه شد كه فردي مثل يزيد بر جامعه اسلامي حاكم شد؟ ... چرا بايد وضعي پيش بيايد كه كسي مثل حسين بن علي (علیه السّلام) ببيند چاره اي ندارد جز اين فداكاري عظيم، كه در تاريخ بي نظير است . چه شد كه آنها به اين جا رسيدند؟ اين همان عبرت است ... . چه شد كه بيست سال بعد از شهادت اميرالمؤمنين (علیه السّلام) در همان شهري كه ايشان حكومت مي كرد سرهاي پسران اميرالمؤمنين را بر نيزه كردند و در آن شهر گرداندند ... و دخترها و حرم اميرالمؤمنين را در بازار كوفه گرداندند ...» (39) 


ادامه مطلب



[ دوشنبه 13 آبان 1392  ] [ 11:47 PM ] [ مجید عبیری ]
نظرات 0

خوشبختی اینجاست

اسلام

 


ادیان و مكاتب گوناگون همگی مدعی هستند كه بشر را به سوی سعادت می‏خوانند لکن در تعریف سعادت توافق ندارند و هر مكتبی این واژه را به صورت خاصی تعریف می‌كند، به گونه‏ای كه گاهی عوامل سعادت در یک مکتب به عنوان عامل شقاوت در مکتب دیگر به حساب می‏آیند. مثلاً در برخی از مكتب‌های عرفانی، سعادت واقعی انسان در ترك لذایذ دنیاست ولی از نظر برخی از مكتب‌های فكری، سعادت در برخورداری از لذایذ دنیاست و سعادت معنوی اصلاً مفهومی ندارد.


 

اسلام آیینی واقع‌گراست و معارف آن با طبیعت بشر و فطرت اصلی او مطابقت دارد، از این رو در تعریف سعادت، جنبه‏های معنوی و مادی را توأمان در نظر گرفته است و پا به پای تأمین نیازهای روحی، به تأمین نیازهای جسمی نیز می‌پردازد.

در آیات و اخبار، گاهی واژه سعادت در امور معنوی به كار می‏رود و منظور از آن رسیدن انسان به بهشت و نعمت‌های اخروی است كه در اثر ایمان به وجود می‏آید و گاهی نیز درباره لذایذ مادی مشروع و برخورداری از نعمت‌های دنیایی می‌باشد. بنابراین، سعادت از نظر اسلام دو نوع است: سعادت معنوی و سعادت مادی و اسلام در صدد تأمین هر دو نوع آن است. در این مجال به بررسی ویژگی‌های افراد سعید و جایگاه آنان در آخرت پرداخته می‌شود.

 

سعادتمند کیست؟

سعادت گمشده همه انسان‌هاست، و هركس آن را در چیزی می‏جوید، و در جایی می‌طلبد و به طور خلاصه عبارت است از فراهم بودن اسباب تكامل برای یك فرد یا یك جامعه. به طور کلی هر كس از نظر شرایط روحی، جسمی، خانوادگی، محیطی و فرهنگی؛ اسباب بیشتری برای رسیدن به هدف‏های والا در اختیار داشته باشد به سعادت نزدیكتر یا به تعبیر دیگر سعادتمندتر است.


ادامه مطلب



[ سه شنبه 21 خرداد 1392  ] [ 5:39 PM ] [ مجید عبیری ]
نظرات 1

 

بهشت و جهنم نور  و تاریکی

 


بر اساس آنچه در قرآن و روایات دیده می‌شود انسان در زندگی با دو راه اصلی روبه رو است. راه اول طریق سعادت و نجات می‌باشد و راه دیگر طریق شقاوت و هلاکت است. آدمی به اختیار خویش هر یک از این مسیرها را انتخاب کرده و در آن گام برمی‌دارد و بر این اساس آینده خویش را ترسیم می‌نماید. خداوند متعال و معصومین (علیهم السلام) در مواردی به ذکر اسباب شقاوت و بدبختی انسان‌ها پرداخته و جایگاه آنان در روز قیامت را بیان می‌دارند که در ذیل به بیان برخی از این موارد پرداخته می‌شود.


 

 

معنای شقاوت

شقاوت و بدبختی امری است كه همه از آن متنفرند و عبارت است از: نامساعد بودن شرائط پیروزی و پیشرفت و تكامل.

شقاوت نیز هم‌چون سعادت به دو دسته مادی و معنوی تقسیم می‌شود. بدین معنا که انجام یا عدم انجام برخی کارها سبب خواهد شد که انسان در همین دنیا زندگی سختی را در پیش داشته باشد و به آنچه مطلوب است دست نیابد و به شقاوت دنیایی گرفتار آید. در کنار این امر انجام یا عدم انجام برخی کارها سبب خواهد شد فرد در آخرت گرفتار عذاب الهی گردد و به هلاکت افتد. اسلام برای هر دو برنامه‌ای ویژه در نظر دارد و تعالیم اسلامی حاکی از این مسئله است که تلاش انسان باید در راستای دوری از هر دو نوع شقاوت قرار داده شود.


ادامه مطلب



[ سه شنبه 7 خرداد 1392  ] [ 5:33 PM ] [ مجید عبیری ]
نظرات 2

 

در دو قسمت قبل (قسمت 7 و قسمت 8 ) بحث آثار انتظار را آغاز کردیم.

 برخی از پیامدها یا به عبارتی آثار سازنده آن از این قراراست:

الف) خودسازى فردى‏ که در قسمت هفتم به آن پرداختیم.

ب) خودیاریهاى اجتماعى‏ و ج) حل نشدن در فساد محیط که قسمت هشتم به آن پرداخته شد.

حال در این قسمت به چهارمین مورد یعنی زمینه سازی برای ظهور میپردازیم.


ادامه مطلب



[ سه شنبه 10 اردیبهشت 1392  ] [ 9:48 PM ] [ مجید عبیری ]
نظرات 0

شیعه

 

بعضى بر این عقیده اند كه مذهب شیعه در زمان خلافت عثمان بن عفان، توسط برخى از یهودیانى كه اسلام آورده بودند ولى بناى خراب كارى و تحریف عقائد مسلمانان را داشتند مانند عبداللّه بن سبا و كعب الأحبار و وهب بن منبه، تأسیس گردید و مى گویند این افراد بعد از اینكه عثمان، آن ها را تعقیب كرد، به مصر فرار كردند و آنجا را مركز خود قرار دادند. بعد از فریب دادن جمعى از عوام، حزبى به نام (شیعه) تشكیل دادند. و على رغم اینكه عثمان بن عفان خلیفه بود، على بن ابیطالب(علیه السلام) را به عنوان امام و خلیفه معرفى كردند و احادیثى از پیامبر(صلى الله علیه وآله)، جعل كردند كه پیامبر(صلى الله علیه وآله)على(علیه السلام) را به عنوان خلیفه و امام قرار داده است.

اما این نظر و عقیده صحیح نمى باشد زیرا پیدایش لفظ شیعه و اطلاق آن به پیروان على بن ابیطالب(علیه السلام) نه در زمان عثمان، بلكه در زمان رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) و توسط خود آن حضرت وضع شده است. براى اثبات این ادعا به برخى از روایاتى كه در كتب معتبر اهل تسنن وارد شده است اشاره مى كنیم:


ادامه مطلب



[ سه شنبه 27 فروردین 1392  ] [ 8:33 PM ] [ مجید عبیری ]
نظرات 0

 ای علی! مرا یاد کن.

او در لحظه‌های واپسین زندگی به امیرمومنان علی(ع) فرمود:

ای اباالحسن! برای من لحظه‌ای بیش از زندگانی نمانده است و زمان کوچ و خداحافظی فرارسیده است. سخنان مرا بشنو؛ زیرا پس از این صدای فاطمه را هرگز نخواهی شنید. ای اباالحسن! تو را وصیّت می‌کنم که مرا فراموش نکنی و پس از وفات من همواره مرا زیارت کنی. (۱)


ادامه مطلب



[ سه شنبه 20 فروردین 1392  ] [ 10:53 AM ] [ مجید عبیری ]
نظرات 0

شیعه

 

تشیع، یك مسلك كلامى همچون اعتزال نیست، تا از آغاز و علل پیدایش آن بحث كنیم، از یكى از حوادث هم پدید نیامده است، مثل خوارج، بلكه تشیع، عبارت است از اعتقاد به استمرار رهبرى اسلامى در قالب «وصایت» براى امام على(علیه السلام) و خاندان او. این، اساس و روح تشیع است. اعتقادات دیگر شیعه در اصول و فروع، نقشى در صدق تشیع به صورت اثبات و نفى ندارد. بناى تشیع بر همان عقیده به تداوم رهبرى اسلامى در قالب وصایت براى على(علیه السلام) است.

این تفكّر، به دست مبارك پیامبر(صلى الله علیه وآله) در حال حیاتش پى نهاده شد، گروهى از مهاجران و انصار نیز در زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله) آن را پذیرفتند و پس از رحلت آن حضرت نیز بر همان عقیده باقى ماندند. گروهى دیگر از تابعین هم به آنان اقتدا كردند و اعتقاد به این اصل، از همان زمان هاى گذشته تا كنون تداوم یافته است.

بنابراین، تشیع، تاریخى جز تاریخ اسلام و مبدأیى جز آغاز ظهور اسلام ندارد و اسلام و تشیع دو سوى یك حقیقت اند و دو همزادند كه با هم به دنیا آمده اند.


ادامه مطلب



[ سه شنبه 22 اسفند 1391  ] [ 8:31 PM ] [ مجید عبیری ]
نظرات 1
.: Weblog Themes By Rsekhoon :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ


به نام خدا مجید عبیری هستم. با توجه به رشته تحصیلی ام بیشتر در زمینه ی مخابرات تخصص دارم اما در موضوعات مختلف سیاسی، علمی، فرهنگی،اجتماعی و مذهبی هم مطالعاتی دارم . با توجه به علاقه شخصی و از آنجایی که معتقدم انسان نباید فقط در یک جنبه پیشرفت کند، تصمیم به ایجاد این وبلاگ گرفتم تا علاوه بر انتشار مطالب مورد علاقه خود، به تبادل نظر با دیگران بپردازم . با احترام

آمار سایت
كل بازديدها : 399917 نفر
كل مطالب : 278 عدد
تعداد کل نظرات: 215 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: شنبه 10 تیر 1391 
آخرین بروز رسانی : جمعه 2 بهمن 1394 
امکانات وب
نظرسنجي