« وَالذینَ اذااَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُاوَكانَ‏بینَ ذلكَ قواماً»

( فرقان/ 67)

« آنان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند ، نه‏اسراف كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو، اعتدال‏ مى‏ورزند.»

این آیه،بیانگر یكى از مهمترین مسایل زندگى است كه رعایت آن ‏موجب آسایش و آرامش فرد و جامعه شده و باعث گشودن گره‏هاى مشكلات ‏و برطرف شدن بسیارى از نابسامانى‏هاى اجتماعى و اقتصادى ‏مى‏گردد . و مى‏توانازآن به عنوان معجزه زندگى یاد كرد، و آن مساله اعتدال در انفاق و مصرف است.

اعتدال،یعنى میانه‏روى و حدفاصل بین افراط و تفریط، كه چنین‏كارى از نظر اسلام در همه چیز ، محبوب و مطلوب است ، قرآن ‏مسلمانان را به خاطر پیروى از اسلام، به عنوان «امت وسط‏» یعنى ‏امت معتدل خوانده ومى ‏فرماید: « وَكذلكَ جَعلناکُم اَمةٌ وَسَطاً»( بقره /143) این‏گونه شما را امت میانه قرار دادیم.

امیرمؤمنان على(ع) آنان را كه از راه اعتدال به سوى افراط یاتفریط كشانده مى‏شوند، جاهل خوانده و مى‏فرماید: « لا تَرَی الجاهِلُ الّامفرطا او مفرطا » همیشه جاهل را نمى‏نگرى جز این كه یا زیاده‏روى مى‏كند، و یا كم مى‏آورد.

در آیه مورد بحث،كه بیانگریکی ازنشانه های بندگان ممتاز خداست ، از یكى از شاخه‏هاى مهم اعتدالى ، كه مربوط به امور اقتصادى‏ و زندگى اجتماعى است سخن به میان آورده،كه نقش مهمى در اصلاح ‏زندگى و سامان یافتنشؤون اجتماعى و خانوادگى دارد؛ و آن رعایت‏اعتدال در مصرف است ، یعنى انسان مسلمان، در انفاق و مصرف، نه‏اسراف مى‏كند و نهسختگیری، بلكه راه میانه ی بین این دو را برمى‏گزیند.

غذا خوردن در اسلام




 نگاشته شده توسط مرجان ب در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 5:11 PM نظرات 0 | لينک مطلب

بر اساس منابع اسلامی پدیده اسراف را نباید تنها در مصرف جست وجو كرد، چرا كه این امر فقط در نوع مصرف خلاصه نمی شود. به عنوان مثال اسراف در وقت و هدر رفت وقت یكی از نمودهای بارز اسراف است كه متأسفانه در كشور ما شكل هشداردهنده ای دارد. امروزه برای انجام كوچك ترین كار بانكی و یا یك كار كوچك اداری ساعت ها وقت باید صرف شود، كارمندان با كمال خونسردی تنها به فكر به پایان رساندن ساعت كاری خود هستند و شهروندان چنین پرسه ای را بخشی از زندگی روزمره خود تصور می كنند.یكی از مواردی كه امروز در كشور ما بدون هیچ بهره ای از دسترس خارج می شود زباله ها هستند، در عین حال مقدار تولید زباله می تواند مقدار وابستگی یك جامعه را به مصرف و فرهنگ مصرف گرایی نشان دهد.
این گفته كه «ما زباله ساز ترین مردم دنیا هستیم» جمله ای از روی اغراق نیست؛ هم زباله می سازیم، هم از زباله استفاده نمی كنیم و هم با زباله به طبیعت آسیب می زنیم. امروزه در جهان از زباله به عنوان «طلای كثیف» یاد می شود و از زباله های شهرهای بزرگ انواع كودهای گیاهی و یا پلاستیك های بازیافت و.‎.. تولید می شود و این در حالی است كه در كشور ما به درستی از این مواد استفاده نمی شود.
همان طور كه می دانیم همه ساله با فرا رسیدن ایام تابستان و شروع فصل گرما اهمیت آب بر همگان مشخص می شود، به خصوص در سال های اخیر كه وضعیت نگران كننده ای در تأمین آب شرب و آب مورد نیاز بخش كشاورزی، داشته ایم. با این حال در حال حاضر بیش از ۷۰ درصد آب در مزارع كشور به دلیل عدم بهره گیری از شیوه های نامناسب آبیاری به هدر می رود.
افزایش سرانه مصرف آب در مصارف خانگی از دیگر مواردی است كه بر روند نگران كننده آب دامن می زند. جالب آنكه بدانیم سرانه مصرف آب هر ایرانی چند برابر سرانه جهانی است.
نابودی تدریجی عرصه های مرتعی و جنگلی باعث شده تا ذخایر زیرزمینی آب های كشور دچار افت شدید شود، به طوری كه رفته رفته شاهد شوره زار شدن اراضی كشاورزی در برخی مناطق هستیم. اگر تمام مباحث را در كنار یكدیگر قرار دهیم كاملاً مشخص است كه مصرف بد، مدگرایی، نبود آموزش و عدم رسیدگی به نیازها و اولویت ها از طرف مردم و مسئولان، واژه های اسراف و تبذیر را بیش از پیش به فرهنگ ما نزدیك كرده است. متأسفانه در كشور ما نوع درآمدها همانند یك كشور آسیایی است، فرهنگ مصرف مردم به شیوه كشورهای پیشرفته اروپایی و در نهایت اقتصادی شبیه به اقتصاد یك كشور آفریقایی كه برای حل این معضل باید یك فعالیت فرهنگی وسیع برای اصلاح الگوی مصرف آغاز شود.‎



 نگاشته شده توسط مرجان ب در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 5:10 PM نظرات 0 | لينک مطلب

در فرهنگ اسلامی كلمه «اسراف» برخلاف «تبذیر» تنها یك واژه اقتصادی نبوده و كاربرد آن منحصر به امور مالی نیست، بلكه این واژه قبل از آن كه نشانه یك بیماری در امور اقتصادی باشد بیانگر وضعیت نامناسب فرهنگی شخص و یا جامعه مسرف است.

ویرجینیا وولف نویسنده شهیر قرن ۱۹ و ۲۰در «به سوی فانوس دریایی» گاه و بی گاه دست به مقایسه دو فرهنگ انگلیسی و فرانسوی می زند و با انتقاد از مصرف گرایی انگلیسی ها می گوید: «آنچه یك آشپز انگلیسی هنگام پخت غذا دور می ریزد كافی است تا یك آشپز فرانسوی با آن برای یك خانواده غذا بپزد.» غذایی خوشمزه و خوش رنگ كه از دور ریز پوست میوه ها، سبزیجات و.‎.. درست شده است. وولف بلافاصله از طرز سرخ كردن گوشت در آشپزخانه های انگلیسی انتقاد می كند و آن را به تمسخر می گیرد: «چنان گوشت را سرخ می كنند كه انگار چرم است» چرمی كه چیزی از خاصیت گوشت در آن باقی نمانده است. اسفناجی كه آنقدر جوشیده و آبش در ظرفشویی برگردانده شده كه دیگر آنچه باقی مانده تفاله ای بیش نیست، گندمی كه سبوس آن دور ریخته شده و.‎..

در فرهنگ اسلامی كلمه «اسراف» برخلاف «تبذیر» تنها یك واژه اقتصادی نبوده و كاربرد آن منحصر به امور مالی نیست، بلكه این واژه قبل از آن كه نشانه یك بیماری در امور اقتصادی باشد بیانگر وضعیت نامناسب فرهنگی شخص و یا جامعه مسرف است. یكی از مواردی كه در قرآن كریم و احادیث بدان تأكید فراوان شده، دوری از اسراف و بهره گیری مناسب از نعمات الهی است و جایگاه فرهنگ مصرف در مكتب اهل بیت(ع) به خوبی نمایان است، به طوری كه حضرت امام زین العابدین (ع) در فرازهایی از دعای خود می فرماید: «پروردگارا بر محمد و آل او درود فرست و پرده ای بین من و اسراف و افزون طلبی حایل كن و با در پیش گرفتن انفاق و میانه روی به زندگی من قوام بخش و راه های صحیح مصرف و اندازه گیری در معیشت را به من تعلیم فرما و به لطف خود مرا از ارتكاب تبذیر بركنار دار» به طور كلی اسراف در هر شرایطی امری نكوهیده و ناپسند است و در مقابل صرفه جویی و استفاده بهینه از منابع و امكانات تداوم بخش رشد پایدار اقتصاد در تمامی جوامع به شمار می رود. اگر بخواهیم به ریشه های ترویج اسراف نظری بیفكنیم به مسائلی نظیر فقدان الگوی مصرف، فرهنگ ناصحیح مصرف، تبلیغات و افزایش مصرف گرایی، وجود برخی رسم های ناصحیح در جامعه، چشم و هم چشمی خانواده ها، اتكا به درآمدهای نفتی، ساختار نامناسب توزیع و هزاران عامل دیگر برمی خوریم كه عنوان نمودن تك تك آن ها از حوصله این بحث خارج است.
محمد حسین اصغریان كارشناس مسائل اجتماعی در این باره می گوید:«یكی از عوامل تأثیرگذار بر روند مصرف، نوع تبلیغات حاكم بر جامعه است» وی می افزاید: «به طور كلی الگویی كه غرب برای مصرف به بازارهای هدف در كشورهای مصرف كننده ارائه می دهد بر پایه رقابت و مسابقه در مصرف و تجمل گرایی و تشریفات زاید استوار است و این در حالی است كه الگوی مصرف در اسلام مبتنی بر سه اصل اساسی تمتع و انتفاع از مواهب الهی، قناعت و پرهیز از اسراف و تبذیر پایه ریزی شده است.»
اعتدال و صرفه جویی در هزینه های زندگی مایه بقا و توانایی مالی زندگی و در نتیجه حافظ مناعت و شخصیت انسانی آدمی است، در حالی كه عدم رعایت آن، موجب تنگدستی، سختی معیشت و سست كننده شیرازه حیات اقتصادی انسان محسوب می شود. یك كارشناس اقتصادی با اشاره به پدیده نامطلوب شكاف طبقاتی در جامعه می گوید:«متأسفانه عده ای با بهره گیری از رانت های اقتصادی و سوءاستفاده از شرایط اقتصادی كشور و تحمیل هزینه های گزاف بر اقتصاد به ثروت های افسانه ای دست یافته اند. در حال حاضر در بسیاری از استان ها به طور متوسط ۲۵ درصد خانوارهای پائین دست، دچار ناامنی غذایی بوده و به طور متوسط تنها حدود ۸۰ درصد مقدار غذای لازم را مصرف می كنند و در مقابل حدود ۲۰ درصد افراد جامعه، بیش از حد لازم غذا می خورند و با امراضی همچون چاقی، مرض قند، سرطان و انواع بیماری های قلب و عروق مواجه هستند.»
این كارشناس خاطرنشان می سازد:«فقدان الگوی مصرف صحیح در جامعه، اختصاص سهم كمی از هزینه خانوار در زمینه تأمین مایحتاج ضروری، ترویج فرهنگ مصرفی غلط به دلیل تبلیغات نادرست و عوامل دیگر باعث شده تا سالانه بخشی از سرمایه های ملی كشور با شیوه های مختلف به هدر رود.»
یكی از مصادیق بسیار بارز اسراف در كشور ما، اسراف در مصرف مواد سوختی است. كارشناسان معتقدند امروزه مصرف مواد سوختی در كشور ما برابر با مصرف مواد سوختی مردم چین و هند است! نارسایی در ناوگان حمل و نقل شهری و بالطبع پائین بودن هزینه سوخت در سبد هزینه خانوار، عدم بهره گیری از انواع عایق ها در ساخت بنا و ده ها عامل دیگر باعث شده تا سالانه میلیاردها دلار صرف یارانه سوخت شود. یكی از بخش های پرمصرف سوخت و انرژی -همان طور كه اشاره شد- مصرف خانگی آن است؛ متأسفانه امروزه به دلیل عدم رعایت استاندارد در ساخت و ساز، ساخت در و پنجره ها و عایق بندی مناسب در بنا ها بخش عمده ای از سوخت و انرژی مصرفی در منازل ضایع می شود. الگوی نادرست مصرف سوخت در منازل باعث شده تا مصرف سوخت در واحدهای مسكونی به شكل افسارگسیخته ای افزایش یابد.
محمد حسین اصغریان كارشناس مسائل اجتماعی معتقد است:«فرهنگ زیبای قناعت و ساده زیستی، رفته رفته از جامعه رخت برمی بندد و امروزه در كنار فشارهای اقتصادی كه عمده مردم تحمل می كنند، فخرفروشی و تجمل گرایی هم به یك ارزش تبدیل شده است و این روحیه نامیمون همچون آفتی بر جامعه اسلامی ما سایه افكنده.» وی می افزاید:«رواج مدگرایی و فرهنگ مصرف زدگی به تدریج میان جامعه و معیارهای اسلامی فاصله ایجاد می كند.
در این راستا متأسفانه رسانه های جمعی، ناخواسته كمك شایانی به ترویج این فرهنگ می كنند. پخش برخی سریال های تلویزیونی ساخت داخل كه در آن هنرپیشه ها آخرین مد پوشش لباس، اتومبیل آخرین مدل، شیك ترین دكوراسیون و.‎.. را تشخصی خاص و در قالبی غیرواقعی به بیننده تلقین می كنند، رفته رفته این ذهنیت را در تماشاچی القا می كند كه وجود این ظواهر موجب چنین مقبولیتی می شود در حالی كه همین شخصیت های داستانی هیچ وقت كتاب نمی خوانند و لذا این سریال ها بیش از آن كه پیام واقعی خود را در جامعه ترویج دهند ناخواسته به تبلیغ مدها می پردازند.»



 نگاشته شده توسط مرجان ب در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 5:07 PM نظرات 0 | لينک مطلب

چند تا از شيرهاي آب باز و بقيه نيمه باز يا در حال چکه بودند و هيچ کس به آنها توجه نداشت. آقاي حميدي معاون مدرسه که معمولاً در زنگ هاي تفريح در بين بچه ها مي چرخيد، با ديدن آن صحنه بسيار ناراحت شد و فوراً به دفتر مدرسه رفت. زنگ را زودتر از هميشه به صدا درآورد و از پشت بلندگو اعلام کرد تا همه ما به صف شويم، بعد خود به حياط آمد و بالاي سکو ايستاد و گفت: آيا تا به حال به اين فکر کرده ايد، اگر روزي آب نباشد، چه مي شود؟ آيا تا به حال به اين فکر کرده ايد، اگر روزي آب نباشد، چه مي شود؟

اگر ما هدر رفتن آب از شيرهاي خراب خانه ها، تفريح گاه ها، اداره ها و يا هدر رفتن آب، در نتيجه مصرف نادرست آن در حمام ها، دستشويي ها، باغچه ها، و ... را به آن اضافه کنيم، خدا مي داند چه دريايي از اسراف به وجود مي آيد.

آيا تاکنون شده تشنه شده باشيد و آب در دسترستان نبوده باشد ؟ در آن لحظه چه حالي داشتيد؟

پس چرا کسي به شيرهاي آب که نیمه باز هستند توجه نمي کند و زحمت بستن آن ها را به خود نمي دهد؟

آقاي ناظم که به شدت ناراحت بود، ادامه داد: آيا غير از اين است که ما فقط، يک کره زمين داريم؟ آن هم با منابع ثابت، لحظه به لحظه هم بر جمعيت اين کره افزوده مي شود. افزايش جمعيت يعني افزايش مصرف و افزايش مصرف برابر است با بروز مشکلات، کمبودها و ...

ما چه قدر آيات و روايات در زمينه درست مصرف کردن داريم، « بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نکنيد، به درستي که خدا اسراف کاران را دوست ندارد».

آقاي حميدي ادامه داد: من با اطمينان مي گويم، بيش ترين هزينه هايي که بر اقتصاد کشور تحميل مي شوند، از همين نادرست مصرف کردن ناشي مي شود، مثل يارانه هايي که براي بازسازي و نوسازي به کار گرفته مي شوند.

سالانه نزديک به دو ميليارد و شصت ميليون ليتر آب در نتيجه ي وجود دو شير خراب در هر مدرسه به هدر مي رود و اين تنها در صورت وجود دو شير خراب، آن هم فقط در مدرسه هاي کشور است

اگر اين هزينه ها درست مصرف شوند، رشد و توسعه اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي کشور را در پي خواهد داشت و مي شود با آن کارخانه، مدرسه، ورزشگاه و ... ساخت.

درست است که کشور ما يکي از ثروتمندترين کشورهاي جهان از نظر منابع طبيعي است، ولي اين باعث نمي شود که هر طور مي خواهيم مصرف کنيم.

آقاي حميدي با دست به شيرهاي آب اشاره کرد و ادامه داد: به آبخوري ها نگاه کنيد، شيرهاي نيمه باز، شيرهايي که قطره قطره آب از آنها مي چکد، شايد در نگاه اول زياد مهم جلوه نکند ولي من حساب کرده ام تنها با شيرهايي که چکه چکه مي کند در هر 5 دقيقه، يک ليوان حدود يک چهارم ليتر است، هر ساعت سه ليتر آب هدر مي رود، حالا شما حساب کنيد، اگر در هر مدرسه حداقل دو شير آب وجود داشته باشد، آن وقت حداقل در صدهزار مدرسه، سالانه چه مقدار آب هدر مي رود؟

 

 

مقدار آب هدر رفته در يک شبانه روز معادل

 ليتر 72 = 24* 3

 

مقدار آب هدر رفته در يک ماه معادل

 ليتر 2160 = 30* 72

 

مقدار آب هدر رفته در يک سال معادل

ليتر 25920 = 12* 2160

 

و براي 100000 مدرسه معادل

ليتر 2592000000 = 100000* 25920

چکه چکه تا دريا

بله سالانه نزديک به دو ميليارد و شصت ميليون ليتر آب در نتيجه ي وجود دو شير خراب در هر مدرسه به هدر مي رود و اين تنها در صورت وجود دو شير خراب، آن هم فقط در مدرسه هاي کشور است. چکه چکه تا دريا

 

اگر ما هدر رفتن آب از شيرهاي خراب خانه ها، تفريح گاه ها، اداره ها و يا هدر رفتن آب، در نتيجه مصرف نادرست آن در حمام ها، دستشويي ها، باغچه ها، و ... را به آن اضافه کنيم، خدا مي داند چه دريايي از اسراف به وجود مي آيد.

من ديگر حرف هاي آقاي حميدي را نمي شنيدم، چشمم به شيرهاي در حال چکه کردن بود. دلم مي خواست هرچه زودتر بروم و جلوي چکه کردنشان را بگيرم.

 

نوشته: حسين نامي ساعي

برگرفته از: رشد نوجوان



 نگاشته شده توسط مرجان ب در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 5:05 PM نظرات 0 | لينک مطلب

اسلام در زمينه «زهد» دو چيز را سخت محكوم كرده است: يكى رهبانيت و ديگرى ماده‏پرستى «رهبانيت‏» و «رهبانيت‏» منسوب به «رهبان‏» و «رهبان‏» هر دو به يك معنى است، در اصل لغت از ماده «رهب‏» به معنى خوف، وحشت و ترس گرفته شده و در عرف به كسانى گفته مى‏شود كه «انقطاع و انفراد از مردم پيدا مى‏كنند به خاطر عبادت و ترس از خدا».

اين عمل از قديم در ميان هندوها معمول بوده و سپس در ميان مسيحيان رائج گرديد. بعضى معتقدند سرچشمه رواج آن در ميان پيروان مسيح يا يهود شكستهاى پى‏درپى بود كه از يكى از سلاطين جبار و ديكتاتور وقت‏خوردند و به دنبال آن تصميم گرفتند پراكنده شوند و در بيابانها به عبادت بپردازند تا پيامبر موعود آشكار گردد و آنها را از ذلت و پراكندگى برهاند. (۲۳)

همين معنى به صورت دقيق‏ترى از پيامبر گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله نقل شده كه روزى آن حضرت به «ابن مسعود» فرمود: (مى‏دانى رهبانيت از كجا پيدا شد» عرض كرد: خدا و پيامبرش آگاه‏ترند. فرمود: بعد از عيسى‏عليه السلام جمعى از جباران ظهور كردند و مؤمنان سه مرتبه با آنها پيكار نموده و شكست‏خوردند، لذا به بيابانها متوارى شدند و به انتظار ظهور پيامبر موعود عيسى (حضرت محمدصلى الله عليه وآله)در غارها و كوهها به عبادت مشغول گشتند، بعضى از آنها بر دين خود باقى ماندند و بعضى راه كفر پيش گرفتند.

سپس افزود: آيا مى‏دانى رهبانيت امت من چيست؟ عرض كرد: خدا و رسولش آگاه‏ترند. فرمود: رهبانيت امت من هجرت و جهاد و نماز و روزه و حج و عمره است. (۲۴)

اسلام با «رهبانيت‏» و «زهدگرائى‏» به مخالفت‏برخاسته و آن را بدعتى از راهبان شمرده است ...و رهبانية ابتدعوها ما كتبناها عليهم الا ابتغاء رضوان الله فما رعوها حق رعايتها فاتينا الذين آمنوا منهم اجرهم و كثير منهم فاسقون. (۲۵)

(رهبانيتى را كه ابداع كرده بودند و ما بر آنها مقرر نداشته بوديم، گرچه هدفشان جلب خشنودى خدا بود، ولى حق آن را رعايت نكردند، لذا ما به آنها كه ايمان آوردند پاداش داديم و بسيارى از آنها فاسقند).

از آيه استفاده مى‏شود كه «رهبانيت‏» در آئين مسيح نبوده و پيروانش آن را بعد از او ابداع كردند ولى در آغاز نوعى زهدگرائى واز ابداعات نيك محسوب مى‏شد، مانند بسيارى از مراسم و سنتهاى حسنه‏اى كه هم‏اكنون در ميان مردم رائج است. ولى اين سنت‏بعدا به انحراف گرائيد و آلوده با امورى مخالف فرمان الهى و حتى گناهان زشتى شد. به همين دليل اسلام رهبانيت را به شدت محكوم كرده و حديث معروف «لا رهبانية فى الاسلام‏» (در اسلام رهبانيت وجود ندارد) در بسيارى از منابع ديده مى‏شود. (۲۶)

از جمله بدعتهاى زشت مسيحيان درباره «رهبانيت‏»، «تحريم ازدواج‏» براى مردان و زنان تارك دنيا بود و ديگر «انزواى اجتماعى‏» و پشت‏پا زدن به وظائف انسانى در اجتماع و انتخاب صومعه‏ها و ديرهاى دورافتاده براى عبادت و زندگى در محيطى دور از اجتماع بود، سپس مفاسد زيادى در ديرها و مراكز زندگى رهبانها به وجود آمد.

زهد اسلامى كه به معنى سادگى زندگى و حذف تجملات و عدم اسارت در چنگال مال و مقام است هيچ ارتباطى به مساله رهبانيت ندارد، زيرا رهبانيت‏يعنى جدائى و بيگانگى از اجتماع است و زهد به معنى آزادگى و وارستگى به خاطر اجتماعى‏تر زيستن است. رهبانيت، بريدن از مردم و روآوردن به عبادت است، براساس اين انديشه كه كار دنيا و آخرت از يكديگر جداست. اين است كه رهبانيت‏بر ضد زندگى و بر ضد جامعه‏گرائى است، و مستلزم كناره‏گيرى از خلق و بريدن از مردم و سلب هرگونه مسؤوليت و تعهد از خود است.

اما زهد اسلامى در عين اين كه مستلزم انتخاب زندگى ساده و بى‏تكلف است و براساس پرهيز از تنعم و تجمل و لذت‏گرائى است در متن زندگى و در بطن روابط اجتماعى قرار دارد و عين جامعه‏گرائى است، براى خوب از عهده مسؤوليتها برآمدن است و از مسؤوليتها و تعهدهاى اجتماعى سرچشمه مى‏گيرد.

به قول استاد شهيد مطهرى:

«فلسفه زهد در اسلام آن چيزى نيست كه رهبانيت را به وجود آورده است، در اسلام مساله جدا بودن حساب اين جهان با آن جهان مطرح نيست. از نظر اسلام نه خود آن جهان و اين جهان از يكديگر جدا و بيگانه هستند و نه كار اين جهان با كار آن جهان بيگانه است ارتباط دو جهان با يكديگر از قبيل ارتباط ظاهر و باطن شئ واحد است، از قبيل پيوستگى دو رويه يك پارچه است، از قبيل پيوند روح و بدن است كه چيزى است‏حد وسط ميان يگانگى و دوگانگى. كار اين جهان با كار آن جهان نيز عينا همين‏طور است، بيشتر جنبه اختلاف كيفى دارد تا اختلاف ذاتى‏». (۲۷)

در حديثى مى‏خوانيم: هنگامى كه به پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله اطلاع دادند كه گروهى از اصحاب از همه‏چيز اعراض نموده‏اند و به عزلت و عبادت روى آورده‏اند، سخت آنها را مورد عتاب قرار داد، فرمود: من كه پيامبر شما هستم اين چنين نمى‏كنم. (۲۸) پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله بدين وسيله فهماند كه اسلام دينى جامعه‏گرا و زندگى‏گر است، نه جامعه‏گريز و زهدگرا.

در حديث ديگرى آمده است كه: «عثمان بن مظعون‏» فرزندش از دنيا رفته بود، بسيار غمگين شد تا آنجا كه خانه‏اش را مسجد قرار داد و مشغول عبادت شد (وهر كار را جز عبادت ترك گفت) اين خبر به رسول خداصلى الله عليه وآله رسيد، او را احضار كرده فرمود:

«يا عثمان ان الله تبارك و تعالى لم يكتب علينا الرهبانية، انما رهبانية امتى الجهاد فى سبيل‏الله‏». (۲۹) (اى عثمان! خداوند متعال رهبانيت را براى امت من مقرر نداشته، رهبانيت امت من جهاد در راه خداست).

سپس پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله بحث مشروحى درباره فضيلت نماز جماعت‏براى او بيان فرمود كه تاييدى بر نفى رهبانيت و انزواطلبى است.

تفاوت روش «زاهد» و «راهب‏» از دو جهان‏بينى مختلف ناشى مى‏شود، از نظر راهب، دنيا و آخرت دو جهان كاملا جدا از يكديگرند، بلكه كاملا متضاد با يكديگر مى‏باشند و حساب سعادت دنيا نيز از حساب سعادت آخرت كاملا جداست.

ولى در جهان‏بينى «زاهد» دنيا و آخرت به يكديگر پيوسته‏اند، دنيا مزرعه آخرت است از نظر زاهد دنيا عين آخرت است و آنچه به زندگى دنيا سامان مى‏بخشد، همان وسيله سعادت آخرت نيز مى‏باشد.

البته ممكن است زاهدانى هم باشند كه از فلسفه «زهد» آگاهى نداشته باشند عملشان مانند عمل راهبان باشد. «ابن سينا» در نمط نهم اشارات كه به «مقامات العارفين‏» اختصاص يافته است، زهد را به زهد عارف و زهد غير عارف تقسيم كرده و گفته است: «زاهدانى كه از فلسفه زهد آگاهى ندارند، به خيال خود «معامله‏»اى انجام مى‏دهند، كالاى آخرت را با كالاى دنيا معاوضه مى‏كنند از تمتعات دنيا دست مى‏شويند كه در عوض از تمتعات اخروى بهره‏مند گردند به عبارت ديگر در اين جهان برداشت نمى‏كنند تا در جهان ديگر برداشت نمايند ولى زاهد آگاه و آشنا به فلسفه زهد از آن جهت زهد مى‏ورزد كه نمى‏خواهد ضمير خويش را به غير ذات حق مشغول بدارد چنين شخصى شخصيت‏خويش را گرامى مى‏دارد و جز خدا چيز ديگر را كوچكتر از آن مى‏داند كه خود را بدان مشغول سازد و دربند اسارتش درآيد». (۳۰)

حقيقت اين است كه فلسفه زهد «زاهد» و رهبانيت «راهب‏» كاملا مغاير يكديگر است. اساسا رهبانيت تحريف و انحرافى است كه افراد بشر از روى جهالت‏يا اغراض سوء درباره تعليمات زهدگرايانه پيامبران الهى ايجاد كرده‏اند.



 نگاشته شده توسط مرجان ب در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 5:04 PM نظرات 0 | لينک مطلب
زهد از جمله اوصافى است كه كابرد اقتصادى آن قويتر است. «زهد» عبارت است از برداشت كم براى بازدهى زياد. ۱۲ زاهد در زندگى خويش سادگى و قناعت را پيشه مى‏سازد و از تنعم و تجمل و لذت‏گرائى پرهيز مى‏نمايد و به اصطلاح از نعمتهاى دنيوى كم برداشت مى‏كند ولى بازدهيش نسبت‏به برداشتش چه از لحاظ عاطفه و اخلاق و چه در قسمت تعاون و همكارى اجتماعى زياد است. او از دسترنج ديگران به حداقل اكتفاء مى‏كند و در عوض سود بيشتر به جامعه مى‏رساند.

«زهد» در نهج البلاغه در دو مورد تعريف شده است:

در يك جا مى‏فرمايد:

«ايها الناس! الزهادة: قصر الامل و الشكر عند النعم والورع عند المحارم، فان عزب ذلك عنكم فلا يغلب الحرام صبركم و لا تنسوا عد النعم شكركم فقد اعذر الله اليكم بحجج مسفرة ظاهرة و كتب بارزة العذر واضحة‏». (۱۳)

(اى مردم! زهد يعنى كوتاهى آرزو، شكر و سپاس در برابر نعمت و پارسائى در مقابل گناه! اگر نتوانستيد همه اين صفات را فراهم سازيد مواظب باشيد حرام بر اراده و صبر شما پيروز نگردد و در برابر نعمتها شكر منعم را فراموش مكنيد، چه اين كه خداوند با دلائل روشن و آشكار عذرها را قطع كرده و با كتابهاى خود بهانه را به روشنى از بين برده است).

اميرمؤمنان‏عليه السلام در جاى ديگر به استناد قرآن كريم مى‏فرمايد: «الزهد بين كلمتين من القرآن قال الله سبحانه: لكيلا تاسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم و من لم ياس على الماضى، ولم يفرح بالآتى، فقد اخذالزهد بطرفيه‏». (۴)

(تمام زهد در دو جمله از قرآن آمده است: خداوند سبحان مى‏فرمايد: «اين براى آن است كه به خاطر آنچه از دست داده‏ايد، غمگين نشويد و به آنچه خدا به شما داده دلبسته و مغرور نباشيد» پس هركس بر گذشته اندوه نخورد و براى آينده شادمان نشود، بر دو جانب زهد دست‏يافته است (اشاره به اين كه حقيقت زهد ترك وابستگيها و اسارتها در چنگال گذشته و آينده است).

اين بدان معنى نيست كه انسان به مواهب الهى در اين جهان پشت‏پا بزند، و يا از آنها بهره نگيرد، مهم اين است كه اسير آن نگردد.

بديهى است وقتى كه چيزى كمال مطلوب نبود، ويا اساسا مطلوب اصلى نبود، بلكه وسيله بود، در اين صورت آمدن و رفتنش شادمانى يا اندوه ايجاد نمى‏كند.

بنابراين «زاهد» كسى است كه به آمدن و رفتن دنيا بى‏اعتناد باشد، كار كند تلاش نمايد، استفاده كند ولى دلباخته و دلداده آن نشود.

امام صادق‏عليه السلام فرمود:

«ليس الزهد فى الدنيا باضاعة المال ولا بتحريم الحلال بل الزهد فى الدنيا ان لا تكون بما فى يدك اوثق بما فى يدالله عزوجل‏». (۱۵)

(زهد در دنيا با ضايع كردن مال و يا با حرام كردن حلال نيست، بلكه زهد در دنيا اين است كه آنچه در دست توست، محكم‏تر از آنچه در دست‏خداست، نباشد.

امام صادق‏عليه السلام در جاى ديگر فرموده:

«الزهد مفتاح باب الآخرة و البراءة من النار و هو تركك كل شئ‏يشغلك عن الله من غير تاسف على فوتها و لا اعجاب فى تركها ولا انتظار فرج منها، و لا طلب محمدة عليها و لا عوض منها بل ترى فوتها راحة و كونها آفة...» .

(زهد، كليد در آخرت و برائت و دورى از آتش است و زهد اين است كه هرچه ترا از خدا باز دارد، ترك كنى بدون اين كه بر فوت آن تاسفى بخورى، و نه عجبى بر ترك آن نمائى و نه به سبب آن، منتظر فرجى در دنيا باشى يا بخواهى ترا به خاطر اين صفت تعريف و تمجيد كنند و بدين ترتيب عوض بگيرى، بلكه ترك آن را راحت‏خود بدانى، و گرفتارى به آن را آفت‏شمارى).

«الزاهد الذى يختاار الآخرة على الدنيا و الذل على العز والجهد على الراحة و الجوع على الشبع و عاقبة الاجل على محبة العاجل والذكر على الغفلة و يكون نفسه فى الدنيا و قبله فى الآخرة‏». (۱۶)

(زاهد كسى است كه آخرت را بر دنيا و ذلت را بر عزت، و سعى در عبادت را بر راحت، و گرسنگى را بر سيرى و ياد خدا را بر غفلت اختيار كند و بدن او در دنيا و دلش در آخرت باشد).

انسان اين ويژگى را دارد كه برداشت و برخوردارى زياد از نعمتهاى دنيوى و اسراف در لذت او را در آنچه هنر و كمال انسانى ناميده مى‏شود، ضعيف‏تر و بى‏بارتر مى‏سازد و برعكس پرهيز از اسراف و برداشت زياد گوهر او را صفا و جلا مى‏بخشد و فكر و اراده او را نيرومندتر مى‏كند. ولى در حيوان مساله درست‏برعكس آن است‏يعنى حيوان هرچه بيشتر بخورد و چاقتر شود، براى آن بهتر و مطلوبتر است.

اميرمؤمنان على‏عليه السلام در يكى از نامه‏هايش پس از آن كه زندگى زاهدانه و كم‏برداشت‏خويش را براى يكى از فرماندارانش تشريح مى‏كند واو را ترغيب مى‏نمايد كه در زندگى اين راه را پيشه سازد، مى‏فرمايد:

«فما خلقت ليشغلنى اكل الطيبات كالبهيمة المربوطة همها علفها او المرسلة شغلها تقممها تكترش من اعلافها و تلهو عما يراد بها او اترك سدى، او اهمل عاثبا».

(من آفريده نشدم كه خوردن خوراكيهاى پاكيزه مرا به خود مشغول دارد، همچون حيوان پروارى كه تمام همش علف است و يا همچون حيوان رها شده‏اى كه شغلش چريدن و خوردن و پركردن شكم مى‏باشد و از سرنوشتى كه در انتظار اوست، بى‏خبر است آيا بيهوده يا مهمل و عبث آفريده شده‏ام؟ آيا بايد سرشته‏دار ريسمان گمراهى باشم؟ و يا در طريق سرگردانى قدم گذارم؟

«و كانى بقائلكم يقول: اذا كان هذا قوت ابن ابى طالب، فقد قعد به الضعف عن قتال الاقران و منازل الشجعان‏». (۱۷)

(گويا مى‏بينم كه گوينده‏اى از شما مى‏گويد: هرگاه اين (دو قرص نان) قوت و خوراك فرزند ابوطالب است‏بايد هم‏اكنون نيرويش به سستى گرائيده باشد و از مبارزات با همتايان و نبرد با شجاعان باز ماند پس چگونه است كه هيچ دلاورى تاب هماوردى او را ندارد ولى اشتباه مى‏كنند. آن كه با سختيهاى زندگى دست‏به گريبان است، نيرومندتر و آبديده تر از كوره بيرون مى‏آيد، همانا چوب درخت صحرائى كه دست‏باغبان نوازشش نمى‏دهد و هر لحظه به سراغش نمى‏رود و بامحروميتها همواره در نبرد است محكمتر، با صلابت‏تر، و آتشش فروزانتر و ديرپاتر است).

«زهد» براى روح انسان تمرين و ورزش است و تعلقات اضافى را مى‏ريزد، سبكبال و سبكبار مى‏گردد.

على‏عليه السلام مى‏فرمايد:

«خيرالناس من زهدت نفسه و قلت رغبته و ماتت‏شهوته و خلص ايمانه و صدق ايفائه‏». (۱۸)

(بهترين مردم كسى است كه نسبت‏به دنيا بى‏رغبت و خواهشش كم باشد و هوا و هوس او مرده و ايمانش خالص و يقينش درست‏باشد، يعنى يقين كامل داشته باشد به آنچه يقين به آن بايد داشت).

باز مى‏فرمايد:

«خير من صحبت من ولهك بالاخرى و زهدك فى الدنيا و اعانك على طاعة المولى‏». (۱۹)

(بهترين كسى كه با او مصاحبت كنى كسى است كه ترا به آخرت شيفته و نسبت‏به دنيا بى‏رغبت گرداند و ترا بر فرمانبردارى پروردگار يارى نمايد).

فرمود:

«طوبى للزاهدين فى الدنيا، الراغبين فى الآخرة اولئك قوم اتخذوا الارض بساطا و ترابها فراشا و ماءها طيبا و القرآن شعارا و الدعاء دثارا...».

(خوشا به حال زاهدان در دنيا، و راغبان درآخرت، آنها كه زمين را فرش قرار دادند و خاك آن را بستر و آبش را عطر و قرآن را همچون لباس زيرين و دعا را همچون لباس روئين).

هدف اين است كه انسان دلبسته و اسير زرق و برق اين جهان نباشد يعنى موقعيت‏خود را در اين جهان بداند و دلباخته و دلداده آن نشود.

اميرمؤمنان على‏عليه السلام مى‏فرمايد:

«ينبغى لمن علم شرف نفسه ان ينزهها عن دناءة الدنيا». (۲۰)

(سزاوار است كسى كه شرف نفس خود را بداند، خود را از پستى دنيا پاكيزه دارد).

«ينبغى لمن علم سرعة زوال الدنيا ان يزهد فيها». (۲۱) (سزاوار است كسى كه به سرعت زوال دنيا توجه دارد نسبت‏به آن بى‏رغبت‏باشد).

آرى بشر آنگاه شخصيت‏خود را باز مى‏يابد كه شخصا گريبان خويش را از تسلط دنيا خلاص كند و خود را از اختيار دنيا و نعمتهاى آن خارج سازد و دنيا را در اختيار خود قرار دهد زيرا حكومت اشياء و پول و كالا بر بشر برخلاف شؤون و حيثيت و شرافت انسانى است و در پستى و دنائت در رديف بت‏پرستى است.

در باره رابطه پول‏پرستى و شخصيت انسانى يكى از نويسندگان ماركسيست تعبيرات جالبى دارد اين نويسنده در كتابى كه در زمينه اقتصاد و سرمايه‏دارى و اقتصاد كمونيستى نوشته است، از لحاظ اين كه به جنبه اخلاقى حكومت پول و كالا بر اجتماع توجه دارد، جالب است.

وى مى‏نويسد: «تسلط فوق العاده «طلا» در اجتماع معاصر، غالبا باعث تاثر وانزجار قلبهاى حساس است. مردان طالب حقيقت هميشه تنفر خود را نسبت‏به اين «فلز پليد»! ابراز مى‏دارند و فساد اصلى اجتماع معاصر را به واسطه وجود طلا مى‏دانند، ولى در حقيقت تكه‏هاى دائره مانند يك فلز زرد و درخشنده كه طلايش مى‏نامند، تقصير و گناهى ندارد. قدرت و تسلط پول نماينده و مظهر عمومى قدرت و تسلط اشياء بر بشر است، اين قدرت تسلط اشياء بر بشر از خصائص عمده اقتصاد بدون نظم و مبتنى بر مبادله مى‏باشد. همان‏طور كه بشر بى‏تمدن زمان قديم بتى را كه به دست‏خود مى‏ساخت معبود و مسجود خود قرار مى‏داد و آن را مى‏پرستيد، بشر دوران معاصر نيز مصنوع خود را مى‏پرستد و زندگيش تحت تسلط و اقتدار اشيائى است كه به دست‏خود ساخته و پرداخته است. براى آن كه كالاپرستى و پول‏پرستى كه ناپاكترين شكل تكامل يافته كالاپرستى است، به كلى ريشه‏كن شود، بايد علل اجتماعى كه آنها را به وجود آورده است، از بين برد و سازمان اجتماع را طورى تنظيم كرد كه سلطه واقتدار سكه‏هاى كوچك اين فلز زرد و درخشان بر بشر محو و نابود گردد. در چنين سازمانى ديگر حكومت اشياء بر بشر وجود نخواهد داشت، بلكه بر عكس بشر منطقا و بر طبق نقشه معين بر اشياء حكومت‏خواهد كرد و احترام و گرامى داشتن «شخصيت‏بشر» جايگزين پرستش پول خواهد بود». (۲۲)

خلاصه اسلام با توصيه پيروان خود به «زهد» پول‏پرستى و كالاپرستى و يا مقام‏پرستى و به عبارت جامعتر «دنيازدگى‏» را محكوم كرد و راضى نيست انسان اسير و گرفتار و بنده و برده ماديات باشد.



 نگاشته شده توسط مرجان ب در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 5:02 PM نظرات 1 | لينک مطلب

و اذا اردنا ان نهلك قرية امرنا مترفيها ففسقوا فيها فحق عليها القول فدمرناها تدميرا. (۱)

(و هنگامى كه بخواهيم شهر و ديارى را هلاك كنيم نخست اوامر خود را براى «مترفين‏» آنها (ثروتمندان مست‏شهوت) بيان مى‏داريم، سپس هنگامى كه به مخالفت‏برخاستند و استحقاق مجازات يافتند، آنها را شديدا درهم مى‏كوبيم).

راغب در مفردات گفته: كلمه «ترفه‏» به معناى توسعه در نعمت است وقتى گفته مى‏شود «اترف فلان‏» و يا (فلانى مترف است) معنايش اين است كه فلانى را نعمت از حد گذشته است تا آنجا كه مى‏گويد: مراد از «مترفين‏» در جمله «امرنا مترفيها» همان كسانى هستند كه آيه شريفه: فاما الانسان اذا ما ابتلاه ربه فاكرمه و نعمه (خداوند وقتى انسان را آزمايش كند او را اكرام نموده و غرق در نعمتش مى‏سازد).

مرحوم «طبرسى‏» در «مجمع البيان‏» گفته است: ترفه به معناى نعمت است، ابن عرفه در معناى آن گفته: مترف كسى را گويند كه افسارش را رها كرده باشند، هرچه دلش خواست‏بكند، و جلويش را نگيرند.

از اين آيه استفاده مى‏شود خداوند هرگز قبل از اتمام حجت و بيان دستوراتش كسى را مؤاخذه و مجازات نمى‏كند، بلكه نخست‏به بيان فرمانهايش مى‏پردازد، اگر مردم از در طاعت وارد شدند و آنها را پذيرا شدند چه بهتر كه سعادت دنيا و آخرتشان در آن است و اگر به فسق و فجور و مخالفت‏برخاستند و همه را زير پا گذاشتند، اينجاست كه فرمان عذاب درباره آنها تحقق مى‏پذيرد و به دنبال آن هلاكت است.

ممكن است كسى بگويد چرا امر شدگان تنها «مترفين‏» هستند؟ در پاسخ مى‏گوئيم در بسيارى از جوامع «مترفين‏» سردمداران اجتماع هستند و ديگران تابع و پيرو آنها مى‏باشند. به علاوه منشا غالب مفاسد اجتماعى نيز ثروتمندان از خدابى‏خبرى هستند كه در ناز و نعمت و عيش و نوش و هوس غرقند و هر نغمه اصلاحى و انسانى و اخلاقى در گوش آنها ناهنجار است‏به همين دليل هميشه در صف اول در مقابل پيامبران ايستاده بودند و دعوت آنها را كه به نفع عدل و داد و حمايت از مستضعفان بوده هميشه بر ضد خود مى‏ديدند، روى اين اصل در آيه به خصوص ياد شده است زيرا كه ريشه اصلى فساد همين گروهند.

در آيه ديگر مى‏خوانيم:

و ما ارسلنا في قرية من نذير الا قال مترفوها انا بما ارسلتم به كافرون. (۲)

(در هيچ شهرى پيامبرى نفرستاديم مگر آن كه ثروتمندان آن گفتند: ما به آنچه فرستاده شده‏ايد، كافريم).

از آيه شريفه استفاده مى‏شود كه در وحله اول طبقه پائين اجتماع از پيامبران حمايت كرده‏اند و نيز ثروتمندان در ابتداى امر به مبارزه برخاسته‏اند زيرا پيامبران از عياشى و خيره‏سرى آنها جلوگيرى كرده و به تعديل و انصاف وادار مى‏نمودند و آن بر خلاف ميل خودكامگان بود.

و ناگفته نماند كه ماده «ترفه‏» در سرتاسر قرآن مجيد در مقام مذمت‏به كار رفته است.

ممكن است عذاب الهى به «مترفين‏» به دست گروه محروم جامعه نازل شود و آنها توسط اين گروه به سختى درهم كوبيده شوند، زيرا شكاف عميقى كه بين اين دو طبقه ايجاد مى‏شود، مايه انعدام آن اجتماع مى‏باشد. آرى كمتر فسادى در عالم ظاهر مى‏شود و كمتر جنگ خونينى است كه نسلها را قطع و آباديها را ويران سازد، منشا آن اسراف و افراط مترفين جامعه در استفاده از نعمتهاى الهى نبوده باشد.

به گفته «جان بويدار» در مقدمه خود بر كتاب «انسان گرسنه‏» سيرها دوست ندارند درباره گرسنگى ديگران گفتگو كنند و اين مساله‏اى است در عالم سياست هرگز مورد توجه و علاقه آنها نبوده است‏با اين حال در طى قرون و اعصار گرسنگى خود را به خطرناكترين صورتهاى سياسى نشان داده است. وقوع انقلاب كبير فرانسه را به سال ۱۷۸۹ گرسنگى تسريع كرد و نهضتهاى انقلابى كه حوالى سال ۱۸۴۰ روى دادند همه به علت گرسنگى بود. در انگلستان جمعيتى كه خواهان قانون اساسى بود، فرياد مى‏زد: «يا نان يا خون‏» و هنگامى كه دولت موفق شد خواربار ارزان و فراوان وارد كشور كند روح انقلابى انگلستان محو و ناپديد شد. اما سرانجام امروز با همه ديرى، شروع كرده‏اند به اين كه قبول كنند گرسنگى وحشتناك‏ترين درد فقر است و اين درد از مهمترين علل اساسى طغيان آسيائيها عليه سلطه اقتصادى قدرتهاى اروپائى است. و مادام كه ملتها بدانند و اعتقاد داشته باشند كه گرسنگى و فقر آنها دردهاى بيهوده‏اى هستند محال است كه توپها بتوانند از اين طغيان جلوگيرى كنند...».. (۳)

استفاده از زينت و نه از كالاهاى لوكس

كسانى كه در مصرف، كالاى لوكس به كار مى‏برند و حتى مساجد و اماكن مذهبى را با لوسترهاى گرانقيمت و اشياء آنتيك و ميزها و مبلهاى منبت‏كارى بسيار گرانقيمت آرايش مى‏دهند، در جواب اين سؤال كه چرا كالاهاى غير ضرورى آنهم بدين گرانبهائى را به كار مى‏برند، استدلال مى‏كنند كه در اسلام استعمال زينت آلات تجويز شده است.

غافل از اين كه زينتى كه براى مسلمانان تجويز شده است، غير از استفاده از كالاهاى لوكس و غير ضرورى مى‏باشد. در مورد استفاده از انواع زينتها، اسلام مانند تمام موارد، حداعتدال را انتخاب كرده است نه مانند بعضى كه مى‏پندارند استفاده از زينتها و تجملات هرچند به صورت معتدل بوده باشد، مخالف زهد و پارسائى است و نه مانند تجمل‏پرستانى كه غرق در زينت و تجمل مى‏شوند.

قرآن مجيد مى‏فرمايد:

يا بني آدم خذوا زينتكم عند كل مسجد و كلوا واشربوا و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين قل من حرم زينة الله التي اخرج لعباده والطيبات من الرزق قل هي للذين آمنوا فى الحياة الدنيا خالصة يوم القيامة. (۴)

(اى فرزندان آدم! زينت‏خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود برداريد و بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمى‏دارد. بگو چه كسى زينتهاى الهى را كه براى بندگان خود آفريده و روزيهاى پاكيزه را حرام كرده است؟ بگو اينها در زندگى دنيا براى كسانى است كه ايمان آورده‏اند (اگرچه ديگران نيز با آنها مشاركت دارند) ولى در قيامت‏خالص (براى مؤمنان) خواهد بود اين چنين آيات خود را براى كسانى كه آگاهند، شرح مى‏دهيم).

معناى همراه داشتن زينت در وقع بيرون شدن به سوى مسجد هم مى‏تواند آرايش ظاهرى باشد كه شامل پوشيدن لباسهاى مرتب و پاك و تميز و شانه زدن موها و به كار بردن عطر و مانند آن مى‏شود و هم شامل زينتهاى معنوى كه مناسب با نماز و طواف و ساير عبادات باشد.

واگر در بعضى از روايات تنها اشاره به لباس خوب يا شانه كردن موها شده، و يا تنها سخن از مراسم نماز اعياد و نماز جمعه به ميان آمده است، دليل بر انحصار نيست، بلكه هدف بيان مصاديق روشن آن است. (۵)

در اسلام، استفاده كردن از زيبائيهاى طبيعت، لباسهاى زيبا و متناسب، به كار بردن انواع عطرها و امثال آن، نه تنها مجاز شمرده شده، بلكه به آن توضيه و سفارش نيز گرديده است‏در اين باره روايات زيادى در كتب معتبر نقل شده است.

در باره امام حسن مجتبى نقل شده است‏به هنگامى كه به نماز برمى‏خاست‏بهترين لباسهاى خود را مى‏پوشيد، سؤال كردند چرا بهترين لباس خود را مى‏پوشيد؟ فرمود:

«ان الله جميل يحب الجمال فاتجمل لربى و هو يقول خذوا زينتكم عند كل مسجد». (۶)

(خداوند زيباست و زيبائى را دوست دارد و به همين جهت من لباس زيبا براى راز و نياز با پروردگارم مى‏پوشم و هم او دستور داده است كه زينت‏خود را به هنگام رفتن به مسجد برگيريد).

امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد:

«البس و تجمل فان الله جميل و يحب الجمال و ليكن من حلال‏». (۷)

(لباس نيكو بپوش، زيرا خداوند نيكو است و نيكوئى را دوست مى‏دارد ولى (مواظب باش) و لباس خود را از حلال تهيه كن).

در روايت ديگر از امام صادق‏عليه السلام مى‏خوانيم:

«ان الله جميل يحب الجمال و التجمل و يبغض البؤس و التباؤس فان الله اذا انعم على عبده بنعمة احب ان يرى عليه اثرها..». (۸)

(خداوند جميل است و زيبايى را دوست دارد و گرفتگى را دشمن مى‏دارد، زيرا خداوند وقتى به بنده‏اش نعمتى مى‏دهد، دوست دارد اثر آن را بر او ببيند).

در حديث ديگرى آمده است كه يكى از زهاد ريائى به نام «عبادبن كثير بصرى‏» به امام صادق‏عليه السلام روبرو شد، درحالى كه امام عليه السلام لباس نسبتا زيبائى بر تن داشت‏به امام گفت: تو از خاندان نبوتى و پدرت (على‏عليه السلام) لباس بسيار ساده مى‏پوشيد، چرا چنين لباس جالبى بر تن تو است؟ آيا بهتر نبود كه لباسى كم‏اهميت‏تر از اين مى‏پوشيدى؟ امام فرمود: واى بر تو اى عباد! «من حرم زينة الله التى اخرج لعباده و الطيبات من الرزق‏». (۹)

(چه كسى حرام كرده است زينتهائى را كه خداوند براى بندگانش آفريده و روزيهاى پاكيزه را).

اين تعبير كه خداوند زيباست و زيبائى را دوست دارد و يا به تعبير اين كه خداوند زيبائيها را آفريده، هرگز اينها را نمى‏آفريد، آفرينش زيبائيها در جهان هستى خود دليل بر اين است كه خالق زيبائيها آن را دوست دارد.

ولى غالبا در اين‏گونه موضوعات، مردم راه افراط را مى‏پويند و با بهانه‏هاى مختلف رو به تجمل‏پرستى مى‏آورند و به همين دليل قرآن مجيد بعد از ذكر اين حكم اسلامى از اسراف و زياده‏روى و تجاوز از حد، مسلمانان را برحذر داشته است و در قرآن در بيش از بيست مورد به مساله اسراف اشاره شده و از آن نكوهش گرديده است.

در اسلام از پوشيدن لباسهاى نازك و رقيق و بسيار نرم كه مرد را به تن‏پرورى عادت مى‏دهد، مذمت‏شده است.

امام سجادعليه السلام فرمود:

«ان الجسد اذا لبس الثوب اللين طغى‏». (۱۰)

(بدن انسان اگر لباس نرم بپوشد، طغيان مى‏كند).

باز امام سجادعليه السلام فرمود:

«من لبس ثوبا يشهره كساه الله يوم‏القيامة ثوبا من النار». (۱۱)

(اگر كسى لباس بپوشد كه بدان وسيله مشهور و انگشت‏نما شود خداوند روز قيامت پيراهنى از آتش بر او مى‏پوشاند).

در روايتى پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمود:

«من لبس ثوبا فاختال فيه خسف‏الله من شفير جهنم يتخلخل فيها مادامت السموات والارض‏».

(كسى كه لباس بپوشد و با آن بر ديگرى افتخار كند، شعله‏اى از جهنم او را فرا مى‏گيرد كه تا روز قيامت در ميان آن بالا پائين برود).



 نگاشته شده توسط مرجان ب در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 5:01 PM نظرات 0 | لينک مطلب

اسراف، كلمه ای كه بارها آن را شنیده ، ولی بدون توجه به آن ، از كنارش رد شده ایم. راستی شما چقدر به این موضوع فكر كرده اید ؟ آیا اگر كسی به شما عنوان «اسرافكار» را بدهد،می پذیرید یا نسبت به آن عكس العمل نشان می‌دهید؟ با توجه به این كه هر یك از ما به نحوی مرتكب اسراف شده ایم بنا بر این بهتر است كه بپذیریم ما نیز دچار اسراف می‌شویم بدون اینكه متوجه آن باشیم.

<span style='background-color:yellow'>اسراف</span>

غرق شدن در مادیات و روی آوردن به تجملات كه به حق می توان آن را نوعی بیماری مربوط به قرن اخیر نامید، از نمونه‌های بارز اسراف و از عوامل عمده آن به شمار می آید. بسیاری از افراد اگر به اندازه نیاز خود مصرف كنند، جایی برای كمبود و فقر در جامعه باقی نمی ماند با كمی دقت در این مورد، متوجه می شویم بسیاری از چیزهایی را كه مصرف می كنیم و یا تمایل به داشتن آنها را داریم، غیر ضروری هستند و نبود آنها هیچ مشكلی را در زندگی ایجاد نمی كند، بدون اسراف هم می‌توان زندگی سالم و درستی داشت، به شرط آنكه ساده زیستن را بر هر چیزی ترجیح دهیم.

 

خداوند در سوره مؤمن آیه 43 مسرفین را یاران آتش خوانده است. یعنی اسراف كار،عاقبتی جز جهنم ندارد. اول جهنمی كه در دنیا به واسطه گرفتاری در دام فقر و پریشانی و دست نیاز سوی دیگران بردن، برای خود درست كرده است و دیگری جهنمی كه بواسطه اطاعت نكردن از فرمان خداوند در آخرت برای خود مهیا نموده است

اسراف كردن عملی مخالف ساده زیستی و راهی برای گستردن دام‌های شیطان است؛ زیرا اسراف موجب زیاده روی و  موجب زیاده خواهی می‌شود، زیاده خواهی هم انسان را به خود مشغول كرده و از یاد خدا غافل می‌نماید. بنابر این برای اینكه در چنین دامی واقع نشویم باید به هر آنچه كه داریم قانع باشیم و شرایط خود و خانواده را در نظر بگیریم و اجازه ندهیم تا اعمال اسرافكارانه دیگران ما را تحت تأثیر قرار داده، و راهی این مسیر نماید.

خداوند متعال در قرآن مجید از اسرافكاران به عنوان «برادران شیطان» نامبرده و در سوره اسراء آیه‌های 26 و 27 در این مورد فرموده است :«حق خویشاوندان، بیچارگان،… در راه ماندگان را بپرداز و زیاده روی مكن كه زیاده روی كنندگان، برادران شیطانند و شیطان نسبت به پروردگارش كفر ورزید».

اولین نكته ای كه از این آیه می‌توان برداشت نمود این است كه خداوند متعال امر به انفاق كردن و بخشش فرموده است ولی حتی در این مورد كه از اعمال صالحه می‌باشد، اجازه زیاده روی نداده است و ضمن اینكه بخشش را به اندازه توان اشخاص معین كرده است، خواسته است تا مسلمانان به دلیل بخشش بی اندازه، خود نیازمند دیگران نشوند، و نكته دوم آن كه از اسراف كاران به عنوان «برادران شیطان »یاد كرده است.یعنی افرادی كه زیاده روی می كنند، عمل آنها شیطانی و همدستی با شیطان است (چون معمولاً برادر از برادر پشتیبانی می‌كند) پس كسی كه اسراف می‌كند پشتیبان شیطان و در اعمال او شریك می شود، شاید تصور شود كه این آیه اشاره به این موضوع می‌كند كه وقتی برای دیگران خرج می‌كنی، اسراف نكن و انسان هر چه برای خود خرج كند، اشكالی ندارد و اسراف محسوب نمی‌شود، ولی با پرداختن به آیه دیگری از قرآن، این شبهه نادرست برطرف می‌شود و متوجه می‌شویم كه اسراف به هر شكل و در مورد هر كس انجام گیرد مذموم و ناپسند است.

آنجا كه خداوند در سوره اعراف آیه 31 می فرماید :«ای فرزندان آدم در هر مسجدی زینت خود را برگیرید و بخورید و بیاشامید اما اسراف نكنید، زیرا خداوند اسراف كاران را دوست ندارد». توجه به معنی این آیه نشان می‌دهد كه اسراف برای خود و برای دیگران پسندیده نیست.

اسراف كاری تنها به صورت ظاهر ارتباط ندارد، بلكه از این مرحله فراتر رفته و به شكل نفسانی و درونی بروز می‌كند. آنجا كه انسان خود را برتر از دیگران و برتر از هر چه هست می‌بیند و این خود بزرگ بینی آنچنان زیاد می‌شود كه به نوعی اسراف تبدیل می‌شود. فرعون نمونه این خود بزرگ بینی است. او آنقدر خود را بزرگ می‌دید كه تصور می‌كرد خداست و همه چیز تحت امر او قرار دارد و بنا براین، همه باید مطیع فرمان او باشند و تنها از او اطاعت كنند و چون چنین ادعایی نمود، عمل او عملی اسرافكارانه شد به گونه ای كه خداوند در سوره یونس آیه 14 در مورد او فرمود:

«…وَإنَّ فِرعَونَ لَعالٍ فی الارضِ وَ إنَّهُ لمَِنَ المُسرِفین؛…و بدرستیكه فرعون در زمین برتری جست و هر آینه از اسراف كاران بود».

و كلام آخر در مورد اسراف ، آن است كه خداوند در سوره مؤمن آیه 43 مسرفین را یاران آتش خوانده است. یعنی اسراف كار،عاقبتی جز جهنم ندارد. اول جهنمی كه در دنیا به واسطه گرفتاری در دام فقر و پریشانی و دست نیاز سوی دیگران بردن، برای خود درست كرده است و دیگری جهنمی كه بواسطه اطاعت نكردن از فرمان خداوند در آخرت برای خود مهیا نموده است.

اسراف كاری تنها به صورت ظاهر ارتباط ندارد، بلكه از این مرحله فراتر رفته و به شكل نفسانی و درونی بروز می‌كند. آنجا كه انسان خود را برتر از دیگران و برتر از هر چه هست می‌بیند و این خود بزرگ بینی آنچنان زیاد می‌شود كه به نوعی اسراف تبدیل می‌شود.

تدبر در این آیه نشان می‌دهد اسراف موجب زیان رساندن به مال انسان و از بین رفتن آن در مدت زمانی كوتاه می‌شود و همچنین زندگی انسان را به جهنمی از فقر و نداری و تلاش بیهوده برای به دست آوردن آنچه از دست داده است، مبدل می‌كند. پس بیائیم تا با استفاده درست از نعمت های الهی جزء اسراف كاران قرار نگیریم و با پاسخ دادن به سئولات زیر، از نقش اسراف در زندگی خود بكاهیم.

1.آیا به چیزی كه داریم قانع هستیم یا بیشتر و بهتر از آن را جستجو می‌كنیم ؟

2.آیا دوست داریم مانند دیگران زندگی كنیم حتی اگر شرایط آنان را نداشته باشیم؟

3.آیا از آنچه در اختیار داریم نهایت استفاده را می بریم ؟

4.كدام یك از اعمال ما اسرافكارانه بوده و برای جلوگیری از تكرار آن چه كرده ایم؟

منبع:

مجله بشارت، شماره 59، زهرا لوكه علیخان



 نگاشته شده توسط مرجان ب در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 5:00 PM نظرات 0 | لينک مطلب

پس از سخنان مقام معظم رهبری در پیام نوروزی خود و متعاقب آن در سخنرانی ابتدای سال در صحن حرم رضوی در زمینه اصلاح الگوی مصرف ، جامعه ایرانی با موجی از تحلیلها و نظرات در این زمینه روبرو شده است.مقام معظم رهبری  در پیام نوروزی خود فرمودند:با توجه به ا"همیت حیاتی و اساسیِ مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع كشور"، سال جدید را در همه زمینه ها و امور، سال اصلاح الگوی مصرف می دانم. این سخنان باعث شد که دولت،رسانه ها و نخبگان به جنب و جوش درآیند و به سرعت خود را برای پاسخگویی و برنامه ریزی اجرایی مهیا کنند.اصلاح الگوی مصرف حوزه های مختلفی را مانند نان،آب،برق،انرژی،بنزین و ... را در بر می گیرد که بررسی تمام ابعاد آن در یک نوشتار  امکان پذیر نیست. البته هم اکنون از سوی مجریان و سیاست گذاران راهکارهای ضربتی و سریعی مانند افزایش قیمت بنزین و یا کاهش محسوس سهمیه ها پیشنهاد می گردد.به نظر می رسد قبل از تصمیم گیری باید دلایل و اقعی اسراف در بنزین را در کشور ادراک کرد.

در این نوشتار به اختصار به دلایل اصلی عدم بهینگی و ضعیت مصرف بنزین در کشور پرداخته و راهکارهای اصلاح آن را تجزیه و تحلیل می کنیم.

وضعیت مصرف بنزین در سالهای اخیر:

بنا بر گزارش موسسه «مارکت اوراکل» ایران از نظر ارائه بنزین ارزان سومین کشور و از نظر میزان یارانه پرداختی به این کالا نخستین کشور در میان کشورهای جهان است و بیش از 36درصد کل مصرف بنزین خاورمیانه در سال 2007در ایران مصرف ‌گردیده است. متوسط مصرف سوخت خودروهای بنزینی در كشورمان حدود 11 لیتر در روز است در حالی که متوسط مصرف سوخت در كشورهای دیگر نظیر آلمان و ژاپن 5/2در انگلیس 5/3در فرانسه 9/1در كانادا 5/6 و در كشور آمریكا 3/7 لیتر در روز است.هر 10سال یك بار میزان مصرف سوخت در ایران 2  برابر می‌شود اما این نرخ رشد در مقیاس جهانی یك تا 2 درصد بیشتر نیست و میزان سوخت مصرفی جهان در حدود هر 50 سال یك بار 2 برابر می‌شود. یعنی ایران در مقایسه با میانگین جهانی 4تا 5برابر بیشتر سوخت مصرف می‌كند. هم‌اكنون 9 درصد سوخت جهان در ایران و توسط تنها یك درصد جمعیت جهان مصرف می‌شود. و در سالهای گذشته بیش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ایران به یارانه بنزین اختصاص می‌یافت در حالی که در صورت مصرف استاندارد، ایران می‌تواند یکی از صادر کنندگان بنزین باشد.

بنزین

اما نکته شگفت انگیز این است که نسبت خودرو به فرد در ایران بسیار حدود می باشد.هم اکنون در آمریکا تقریبا به ازای هر نفر یک خودرو و در اروپا تقریبا به ازای هر دو نفر یک خودرو وجود دارد که این آمار برای شش تا هفت سال پیش در ایران، یک خودرو به ازای هر 17 نفر بود که امروزه به حدود یک خودرو برای هر 12 تا 13 نفر رسیده است. اما به دلیل تراکم بالای خودروها در بعضی نقاط مانند کلان شهرها، تعداد خودروها زیاد جلوه پیدا کرده است. البته نمی توانیم به این دلیل که ظرفیت و زیرساخت های لازم در بخش حمل ونقل از قبیل راه سازی و جاده سازی انجام نشده است.

ایران از نظر ارائه بنزین ارزان سومین کشور و از نظر میزان یارانه پرداختی به این کالا نخستین کشور در میان کشورهای جهان است.

یک مطالعه جالب درباره مقایسه آمار مصرف بنزین در ایران در سال 1355 با كشورهای تركیه و فرانسه نشان می دهد كه در آن زمان مصرف بنزین در كشور ما و تركیه تقریبا برابر و حدود 7میلیون لیتر در روز بوده است. در فرانسه نیز مصرف بنزین 6 برابر ایران بوده است; اما آمارها نشان می دهد پس از 30 سال از آن زمان كه مصرف بنزین در فرانسه در سال 1385، معادل نصف مصرف این فرآورده در ایران است.

اگرچه پس از اجرای برنامه سهمیه بندی بنزین میزان مصرف انرژی در ایران کاهش داشته ولی ایران همچنان بالاترین نرخ مصرف بنزین در خاورمیانه را در اختیار دارد .

حال به بررسی دلایل این مساله می پردازیم:

1-بالا بودن مصرف بنزین  ناشی از مصرف بالای سوخت در خودروهای داخلی:

به نظر می رسد سیاستهای حمایتی دولتهای مختلف از صنعت خودروی کشور، یکی از دلایل اصلی این عدم مصرف صحیح باشد.دولت از دهه هفتاد در راستای خودکفایی کشور در تولید خودرو ،سیاستهای حمایتی مانند ممنوعیت واردات خودرو و یا وضع نرخ  گمرکی حدود 100 درصد بر خودروهای وارداتی را پیگیری کرد.این سیاستها باعث شد بازار داخلی در اختیار دو خورو ساز اصلی وطنی و چند خودروساز کوچک فرعی قرار گیرد و نوعی انحصار در این بازار به و جود آید.

با وجود تلاش این خودرو سازها همواره تقاضا بر عرضه خودرو ، پیشی داشته و به علت پایین بودن میزان تولید خودرو، امكان بالا بردن كیفیت محصولات تولیدی وجود نداشت و  این خودرو سازان در فضای انحصار به آسودگی تولید می کردند.  در كنار این امر  اگر امكان واردات خودرو نیز وجود نداشته باشد، قیمت خودروهای داخلی در مقایسه با مشابه خارجی افزایش می یابد. از سوی دیگر این امر بی انگیزگی تولیدكنندگان داخلی را جهت بالا بردن بهره وری در فرآیند تولید به دلیل نبود رقبای قابل اعتنا در پی داشت.یکی از این موارد بقا و اصرار تولید کنندگان بر تولید پیکان با تکنولوژی دهه 60 میلادی،پراید و پژو با تکنولوژی ده 80 میلادی بود! تکنولوژی هایی که نسبت به استاندارد جهانی بسیار پر مصرف تر می باشد.

سازمان بهینه سازی مصرف سوخت جهت نصب بر چسب میزان مصرف انرژی محصولات تولید داخل را مورد آزمایش قرار داد که نتایج نگران کننده ای داشت:

درجهA نشانگر بیشترین بهره وری و درجه G ,Fنشانگر بیشترین اسراف و بازده است در رتبه‌بندی صورت گرفته از سوی

برچسب انرژی

شركت بهینه‌سازی مصرف سوخت از هفت رتبه‌بندی A تا G مصرف سوخت خودروهای تولید داخل، هیچ خودرویی نتوانست در گروه نخست (A) قرار گیرد.

 تنها از گروه خودروسازان راین، دو خودروی هیوندا آوانته و هیواندا سوناتا 2400 به ترتیب با مصرف سوخت در چرخه تركیبی 7.4 و 8.1 لیتر در 100 كیلومتر در رتبه B قرار گرفتند. در گروه C نیز تنها مگان 2000 اتومات پارس خودرو با مصرف سوخت در چرخه تركیبی 7.9 لیتر در 100 كیلومتر جای گرفت.

 

در گروه‌بندی مصرف سوخت خودرو كه از A تا G صورت گرفته، مصرف سوخت شش خودرو داخلی خارج از محدوده استاندارد(یعنی G) اعلام شده كه از گروه ایران خودرو پژو آردی با مصرف سوخت در چرخه تركیبی 9.5 لیتر ، وانت پیكان و وانت پیكان با موتور OHV به ترتیب با مصارف 10.7 و 10.3 لیتر در چرخه تركیبی؛ از گروه زامیاد وانت نیسان Z24 انژكتوری با مصرف سوخت 15.3 لیتر و وانت نیسان Z24F انژكتوری با مصرف سوخت در چرخه تركیبی 17.1 لیتر؛ از گروه بهمن پاجرو با مصرف سوخت در چرخه تركیبی 13.2 لیتر، مزدای دو كابین انژكتوری و مزدای تك كابین انژكتوری با مصارف سوخت در چرخه تركیبی 11.1 و 10.7 لیتر و از گروه تولیدی مرتب موسوی شش سیلندر با مصرف سوخت در چرخه تركیبی 16.2 لیتر شش خودروی یاد شده هستند. همچنین تندر نود 1600 گروه ایران خودرو با مصرف سوخت در چرخه تركیبی 7.4 لیتر و تندر نود 1600 گروه پارس خودرو با مصرف سوخت در چرخه تركیبی6.9 لیتر در 100كیلومتر در گروه D قرار گرفتند. پراید گروه سایپا نیز در مدل‌های مختلف در گروه‌های F و D قرار گرفتند.

اتومبیل 405 و سمند نیز  در رتبه G قرار گرفتند که جای بسی شگفتی است.حال به این موضوع این نکته را بیافزایید که اتومبیلهای فرسوده پیکان و مدلهای کاربراتوری پژو و سمند که در حال جولان در خیابانها هستند چه میزان از همین مصرف صفر کیلومترها جلوتر رفته اند و چه حجمی مصرف می کنند.

 2-استفاده بیش از حد از خودروها به ویژه خودروهای شخصی:

نکته دیگر که به اندازه مورد اول حائز اهمیت است کمبود امکانات حمل و نقل عمومی شهری و بین شهری است که باعث

مترو تهران

افزایش علاقه ما ایرانیان برای استفاده از این خودروهای پرمصرف می شود!

در کشورهای پیشرفته ،افراد ترجیح می دهند فقط در کارهای ضروری از خودرو شخصی استفاده کنند و در بقیه موارد از سیستم حمل ونقل عمومی بهره می برند .البته در این کشورها سیستم حمل و نقل بین شهری مانند قطارهای سریع السیر برقی و سیستم حمل و نقل درون شهری کامل و راحت مثل مترو  وجود دارد.در این كشورها به دلیل وجود سیستم حمل ونقل عمومی كارا، استفاده از خودروهای شخصی توسط افراد كاهش چشمگیری پیدا كرده است. اما متاسفانه در ایران به دلیل توسعه نیافتگی حمل ونقل عمومی، استفاده از خودروهای شخصی درصد بالایی را به خود اختصاص داده است.

سیستم ریلی ما شمول کامل نداشته و تکنولوژی آن مربوط به 50 سال پیش است .هم چنین در شهرهای بزرگ خطوط متزو توسعه نیافته و خطوط اتوبوس و تاکسی با اضافه بار روبرو هستند.

اما به گفته نایب رییس فراکسیون مدیریت شهری مجلس شورای اسلامی سهم بودجه حمل و نقل عمومی نسبت به بودجه عمرانی کل کشور کمتر از 4 درصد است  که اصلا امیدوار کننده نیست.

نتیجه گیری:

اصلاح الگوی مصرف در حوزه بنزین صرفا با اقدامات ضربتی و پرهیزی مانند کم کردن سهمیه بنزین خودروها امکان پذیر نبوده بلکه نیاز مند رویکرد جدید دولت در سیاستهای بخش حمل و نقل و صنایع است.اگرچه قیمت پایین بنزین از دلایل زیاد مصرف کردن بنزین است اما  تنها دلیل و دلیل اصلی آن نیست .دولت می تواند با گسترش سیستم حمل و نقل عمومی و به موازات آن فرهنگ سازی، باعث کاهش استفاده مردم از خودروهای شخصی شود و در نتیجه از ایجاد تراکم خودروها و ترافیک جلوگیری کند. البته دولت نمی تواند از مردم بخواهد که از سیستم حمل ونقل عمومی استفاده کنند و در عین حال نیز زیرساخت های آن را به وجود نیاورد. ضمن این که در سیاستهای خود در بخش خودرو نیز باید تجدید نظر کند.

تجربه نشان داده است که کارهای مقطعی و کوتاه مدت و در اصطلاح بدون پشتوانه فکری و اقتصادی مانند افزایش قیمت بنزین یا کاهش سهمیه بندی نمی تواند به تنهایی راهکار مناسبی برای اصلاح الگوی مصرف انرژی به حساب آید و تنها راه ممکن ،تولید و یا ورود خودروهای با تکنولوژی بالا و کم مصرف و افزایش و گسترش شبکه های حمل و نقل عمومی در کشور است.

 


 نگاشته شده توسط مرجان ب در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 4:59 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همان گونه كه گناهان دیگر اثرات مادى و معنوى براى فرد و جامعه به دنبال دارند، اسراف نیز آثار وضعى و تكلیفى خاص به خود را در پى دارد. شعاع آثار اسراف نه تنها متوجه شخص مسرف مى شود بلكه دیگران را هم كه در مقابل این پدیده ی شوم روانى سكوت كرده و نهى از منكر نمى كنند، فرا مى گیرد.

 می رسد ته مانده ی بشقاب ها؟

فقر و تنگدستى از عواقب نامطلوب اسراف است كه گاه دامن گیر شخص و گاهى دامنگیر جامعه مى شود. امام كاظم علیه السلام مى فرماید:

هركس كه در زندگى اعتدال و قناعت را پیشه كند، نعمت بر او باقى مى ماند و هر كس كه تبذیر و اسراف كند، نعمت از او گرفته مى شود و فقیر مى گردد.

آنگاه كه نعمتها كاهش یابند و روحیه ی خودكفایى و قناعت و صرفه جویى از جامعه رخت بر بندد و فقر به آدمى روى آورد، به ناچار براى رفع نیازمندى هاى خود به دیگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصیتش را از دست خواهد داد.

امام صادق علیه السلام مى فرماید:

ان مع الاسراف قله البركه (1)

همانا اسراف موجب كاهش و كمبود بركت است.

در یك بررسى كوتاه مى توان به اسراف كاریهاى بسیارى از مردم جامعه پى برد. میلیاردها تومان اسراف سالانه مواد غذایى، خارج شدن هزاران كیلو نان خشك و ضایع شدن خروارها میوه و سبزى و بلااستفاده ماندن مقادیر زیادى لباس قابل استفاده كه چشم هزاران فقیر و محروم در انتظار یك دست ازآنهاست، نمایانگر ناسپاسى و كفران نعمت مردم ماست. نگاه كنید:

((گفته مى شود از هر ده میلیون قرص نان تولید شده روزانه در تهران چیزى حول و حوش 3 میلیون آن ((دور ریز)) مى شود كه این میزان نان در واقع نابود مى شود. اگر وزن متوسط انواع نانهاى سنگین و سبك متفاوت را 150 گرم فرض كنیم در این صورت در تهران با فرض ده میلیون نان تولید شده در روز، در حدود چهارصدوپنجاه تن نان خواهیم داشت كه از كانال مصرف خانوار خارج مى گردد و به عنوان ضایعات، صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراك دام و طیور مى رسد كه آن هم براى دام بدون اشكال بهداشتى نیست)) (2) با این مبالغ هنگفت مى توان سالانه هزاران مدرسه ساخت، هزاران درمانگاه تجهیز نمود و بیماران بسیارى را درمان كرد.

نقل شده است كه امام صادق (ع) روزى نگاهش به میوه اى كه به طور كامل خورده نشده و از خانه آن حضرت به بیرون پرتاب شده بود، افتاد.

آنگاه خشمگین شد و (با عتاب) فرمود: این چیست؟ اگر شما سیر شده اید، بسیارى از مردم سیر نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به كسى بدهید كه نیازمند آن است. (3)

چرا غذا را بیش از نیاز پخت مى كنیم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جویى نمى كنیم؟ چرا در استفاده از كاغذ، لوازم التحریر، دستمال كاغذى زیاده روى مى كنیم؟ چرا از میوه ها درست استفاده نمى كنیم؟ چرا در پخت نان و شیوه ی نگهدارى آن اصول لازم را به كار نمى بندیم؟ چرا عده اى مرفه و بى درد ثروت عمومى جامعه را ـ ولو با درآمدهاى خود ـ با استفاده از ابزار و لوازم لوكس ضایع مى كنند؟ چرا الگوهایى كه در برخى رسانه هاى جمعى و نیز عملكرد بعضى مدیران مشهود است جامعه را به سوى یك زندگى تجملى و اسراف گرایانه مى كشد؟ و دهها چراى دیگر كه شما هم حتما روزانه با آن برخورد دارید.

امام صادق (ع) مى فرماید:

((میانه روى در زندگى چیزى است كه خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد حتى اگر این اسراف با بیرون انداختن هسته خرمایى باشد، چون آن هسته به كار مى آید (4). یا با بیرون ریختن آب باقیمانده (در لیوان) باشد.)) (5)

 

اسراف و عدم استجابت دعا

مسرف چون با سوء اختیار خود گرفتار این بیمارى شده و به تنگدستى افتاده است، اگر از خدا بخواهد تا از مخمصه فقر نجاتش دهد، دعایش مستجاب نخواهد شد. امام صادق علیه السلام یكى از چهار نفرى را كه دعایشان مستجاب نمى شود، فردى مى داند كه ثروتش را ضایع كرده، آنگاه از خدا مى خواهد تا به او روزى دهد. خداوند درجواب مى فرماید: آیا تو را به میانه روى و اصلاح در امور زندگى امر نكردم؟! (6)

رابطه اسراف و دورى از خدا

از آنجا كه هر بعد روحى انسان در بعد دیگر موثر است، بالطبع انحراف و كژى در یك بعد به انحراف در سایر ابعاد منجر مى شود.

اسراف و تجاوز از حد در امور مادى و معنوى ـ همچون معصیت با چشم، گوش، زبان و ... ـ موجب كمرنگ شدن احكام الهى در مقابل آدمى و در نتیجه تكذیب حق مى شود، اینجاست كه آدمى به تدریج از خداوند دور شده و از نعمت هدایت الهى محروم مى شود و این، یك سنت قطعى و لایتغیر الهى است كه هدایت معنوى در پرتو عمل به دستورات خدا و پرهیز از گناه و محرمات به دست مى آید.

در غیر این صورت، فراموشى یاد خداوند توسعه مى یابد و بتدریج زندگى فردى و اجتماعى مردم دچار سردرگمى و بى هدفى مى شود; اعتمادها به یكدیگر كم مى شود; روحیه ی ایثار و فداكارى و كارگشایى، از جامعه رخت بر مى بندد; عاطفه و ترحم كاهش مى یابد; مردم در كارهاى خلاف شرع بر یكدیگر سبقت گرفته و از انجام اعـمـال و افـعـال خـیـر و پسندیده دریغ مى ورزند.

اسراف نیز عاملى براى دور شدن دلها، زیاد شدن فاصله طبقاتى، بى تفاوت شدن و دهها عارضه دیگر روحى ـ اجتماعى است كه جامعه را از درون مى پوساند.

پى‏نوشت‏ها:

1ـ وسایل، ج 15 ، ص 261 .

2 ـ روزنامه كیهان، 25 خرداد 1372 .

3 ـ مستدرك الوسایل، كتاب الاطعمه و الاشربه، باب 61 .

4ـ توضیح این مطلب لازم است كه در آن زمان، هسته خرما در بعضى زمینه ها كاربردى داشته باشد.

5ـ وسایل، ج 15 ، ص 257 .

6ـ اصول كافى، ج 2 ، ص 511 .

منبع : پیام زن_ با تغییر و تلخیص



 نگاشته شده توسط مرجان ب در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 4:58 PM نظرات 0 | لينک مطلب


  • تعداد صفحات :27
  •    
  •   
  • 18  
  • 19  
  • 20  
  • 21  
  • 22  
  • 23  
  • 24  
  • 25  
  • 26  
  • 27  
Powered By Rasekhoon.net