استفاده ی افراطى از ظواهر مادى، موجب اعتیاد و در نهایت خروج از حد اعتدال مى شود. انسانى كه به رفاه و بهره بردارى از لذتهاى مادى معتاد شد، نمى تواند سختیها را تحمل كند، نمى تواند همنشینى و معاشرت با مردم فقیر و مستمند را شیوه ی اجتماعى خود قرار دهد. در مقاله به مساله ی ((اسراف)) مى پردازیم:

 گناه کبیره ای که آفت است

((اسراف)) علاوه بر اینكه از گناهان كبیره محسوب مى شود، یكى از آفات بزرگ اجتماعى جامعه ی ما نیز به حساب می آید. در كشور ما كه رشد سریع جمعیت و مشكلات حاد اقتصادى تلاقى كرده اند، ((صرفه جویى)) و جلوگیرى از اسراف در بسیارى از وسایل و ابزار زندگى، نقش مهمى در ایجاد توازن و عدالت اجتماعى دارد.

از این رو بحث اسراف كه مبدا و ریشه ی قرآنى دارد ،مى تواند به خوبى ناظر به واقعیات و نیازهاى فرهنگى روز جامعه باشد.

معناى اسراف

در توضیح معناى اسراف گفته اند:

اسراف ، تجاوز از حد است ،در هر عملى، اگر چه حلال كه انسان آن را انجام مى دهد. گرچه كاربرد و مصداق آن در انفاق و مصرف كردن بیشتر است.

از این رو به كارگیرى هر چیز در غیر مسیر و حد خودش، چه از نظر كمیت و چه كیفیت، ((اسراف)) نامیده مى شود.

 

موارد اسراف

1 ـ ضایع كردن مال و بیهوده تلف كردن آن، هر چند كم باشد، مثل بیرون ریختن آب باقیمانده در لیوان، پوشیدن لباس قیمتى مخصوص مهمانى، در محیط كار

2 ـ صرف مال در آنچه به بدن ضرر مى رساند. مثل خوردن پس از سیرى در صورتى كه مضر باشد.

امام صادق (ع) مى فرماید:

اسراف در چیزى است كه موجب اتلاف مال و اضرار به بدن شود.1

اما اگر درمان بیمارى و سلامتى آدمى به هزینه ی زیاد نیاز دارد، باید هزینه كرد و به یقین اسراف نخواهد بود.

3 ـ صرف مال در مصارفى كه شرعا حرام است. مانند خرید شراب و ابزار و ادوات حرام.

انفاق در راه خدا نیز باید اندازه را نگه داشت و از حد تجاوز نكرد، زیرا تامین نفقه همسر و فرزندان و تهیه مسائل رفاهى اولیه آنها از واجبات است.

مردى از دنیا رفت و پیامبر (ص) بر او نماز خواند. سپس پرسید: چند تا بچه دارد و چه چیزى براى آنها گذاشته است؟

ـ یا رسول الله! مقدارى ثروت داشت اما قبل از مردن همه را در راه خدا داد.

ـ اگر این را قبلا به من گفته بودید، بر این آدم نماز نمى خواندم. بچه هاى گرسنه را در اجتماع رها كرده است؟2

 

یكى از ویژگى هاى عالى فرهنگ اسلام این است كه در مصرف و استفاده از بعضى امكانات ((شان و موقعیت)) افراد را مدنظر قرار مى دهد و ملاك اسراف و عدم اسراف در بعضى از زمینه ها و موارد را با اوضاع اقتصادى هر زمان و موقعیت اقتصادى و اجتماعى هر فرد گره مى زند. به عنوان مثال خانه بزرگ داشتن و لباس فلان قیمت پوشیدن و میزان طلا و جواهرات و اندازه نفقه همسر را مى توان به این مساله نیز منوط كرد. (3) ولى باید توجه داشت كه وسعت و سادگى چیزى است و تجمل پرستى و زرق و برق پرستى چیز دیگر. از دیدگاه اسلام اولى ممدوح و دومى مذموم است.

 

مساله اى كه در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد این است كه بهره بردارى از نعمتهاى الهى چنانچه از حد طبیعى هر فرد بگذرد، اسراف است ولى در حد اعتدال مانعى ندارد و چه بسا كمتر از آن حد براى بعضى افراد، مصداق ((بخل)) باشد.

 

على علیه السلام درباره ی نشانه ی مسرف مى فرماید:

((للمسرف ثلاث علامات: یاكل مالیس له و یلبس مالیس له و یشترى مالیس له)).4

 

اسراف كار سه ویژگى دارد: مافوق شأن خود مى خورد، مى پوشد و خرید مى كند.

در تعابیر اسلامى حدى را كه براى مسكن معین كرده اند این است كه به اندازه ((كفایت)) و ((كفاف)) آدمى باشد و این مقدار نسبت به افراد، خانواده ها، زمانها و مناطق فرق مى كند، ولى در عین حال باید بگونه اى باشد كه از حد اعتدال آن زمان و منطقه تجاوز نكند.

 

على علیه السلام در بیان حد لباس انسانهاى باتقوا مى فرماید:

((ملبسهم الاقتصاد))

لباس پوشیدنشان در حد اعتدال و میانه روى است.

نه لباسهاى قیمتى مى پوشند و نه لباسهاى ژولیده و پست. بلكه در پرتو لباس معمولى، ظاهرى آراسته، پاكیزه و متین دارند.

پى‏نوشت‏ها:

1 ـ كافى،ج 4 ، ص 54 .

2 ـ گفتارهاى معنوى، شهید مطهرى، ص 163 .

3 ـ براى توضیح بیشتر پیرامون میزان نفقه همسر، مى توانید به تحریرالوسیله امام خمینى (ره)، ج 2 ، كتاب النكاح، فصل نفقات، مساله 8 مراجعه كنید.

4 ـ سفینه البحار، ج 1 ، ص 615 .

منبع : پیام زن_ با تغییر و تلخیص



 نگاشته شده توسط مرجان ب در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 4:57 PM نظرات 0 | لينک مطلب

اسراف نیز مانند بسیارى از اعمال، برخاسته از ریشه ها و عواملى است كه بدون پرداختن و مبارزه با آنها، حذف آن از زندگى فردى و اجتماعى ما ممكن نخواهد بود. در این قسمت به بیان و بررسى بعضى از این عوامل خواهیم پرداخت:

 

1 ـ خودنمایى

شخصى كه در دوران زندگى همواره در نیل به خواسته ها و آرزوهاى خویش ناكام مانده و با تنگدستى و محرومیت دست به گریبان بوده است، این سرخوردگیهاى انباشته شده، به تدریج تبدیل به عقده هاى روانى شده و در شخصیت او ایجاد اختلال مى نماید. چشم طمع به دور

در این صورت، فرد دچار اختلال، براى سرپوش گذاردن بر ناكامیها و عقده هاى متراكم خود، دست به عملى مى زند تا او را در اجتماع مطرح كرده و شخصیت دهد. به عنوان مثال براى باز یافتن شخصیت سركوب شده ی خویش به اسراف و ریخت و پاشهاى غیر معقول متوسل مى شود و فكر مى كند كه با این رویه در اجتماع به عنوان انسانى دست ودل باز و بى اعتنا به ثروت مطرح مى گردد.

 

2 ـ تربیت خانوادگى

خانواده یكى از اركان تربیت و محل شكل گیرى شخصیت رفتارى انسان است. شیوه هاى رفتارى فرزندان، انعكاسى از نوع تربیت خانوادگى آنهاست، از این رو بسیارى از دختران و پسران رفتارهاى فردى و اجتماعى، اقتصادى و اخلاقى را از والدین خود می آموزند و در موقع لزوم آن را به كار مى گیرند.

یك مادر خوب و فهمیده كه در خانه الگوى صحیحى براى مصرف داشته باشد و از مصارف غیر ضرورى و مسرفانه پرهیز كند، بدون شک دخترى خواهد داشت كه در زندگى فردى و اجتماعى آینده ی خود، دچار ضعف شخصیت و تقلید از دیگران نخواهد شد.

اما در نقطه ی مقابل، مادرى كه بدون داشتن الگوى صحیح مصرف، به زیاده روى و ولخرجى خو گرفته است، این روش او در ساختار روحى فرزندش اثر گذاشته و او در زندگى آینده اش آن را به كار خواهد گرفت.

 

3 ـ فساد اخلاقى

ترك اسراف، یك نوع پایبندى و تعهد به مقررات دینى است كه در اثر تربیت و تهذیب به دست مى آید.

در بعضى مردم، زمینه ی اسراف را باید در شخصیت اخلاقى و روحى آنها جستجو كرد; زیرا شخصى كه خود را به تجاوز و قانون شكنى عادت داده و به گناه خو گرفته است، نمى تواند در امور مالى اش فردى معتدل باشد و همواره به دنبال تامین خواسته هاى افسار گسیخته ی خود مى باشد. او از این طریق سرمایه اش را به هدر مى دهد.

 

4 ـ تقلید

تقلید از ابزار مهم تربیت بشر است. انسان همیشه مى خواهد زندگى اش را با كسانى كه در نظر او داراى شرافت و موفقیت اند، هماهنگ سازد. این احساس اگر همراه با هدایت عقل و انتخاب الگوهاى مناسب و صحیح باشد، بسیار ارزنده است. و چنانچه با جهل و هواهاى نفسانى همراه باشد، موجب گمراهى و سقوط ارزشهاى دینى و انسانى مى شود.

 

بسیارى از مردم در توجیه و درست جلوه دادن خلاف كاریهاى خود ـ از جمله اسراف ، عمل دیگران را پیش كشیده و مى گویند دیگران هم، چنین مى كنند، غافل از اینكه عمل دیگران نمى تواند مجوزى براى فساد و ولخرجى آنها باشد.

لباس پوشیدنها، غذا پختنها، طلا و جواهرات، دكورها و دیگر مصارفى كه بر اساس ((چشم و همچشمى)) آمیخته ی با اسراف هستند، كم نیستند و همین روحیه ((چشم و همچشمى)) عاملى براى اختلافات خانوادگى و نگرانیهاى روحى ـ روانى مى شود و خانواده اى را در كام بلاى اسراف و تن به ذلت دادن مى كشد و آرامش روحى زن و شوهر را سلب مى كند.

امام باقر علیه السلام مى فرماید:

تو را از اینكه چشم طمع خود را به زندگى فرد بالاتر از خویش بدوزى، بر حذر مى دارم. (1)

 

5 ـ الگوهاى اجتماعى

آنان كه گفتار و عملكردشان در جامعه به عنوان الگوى عملى مردم به شمار مى رود تاثیر عمده اى در چگونگى بهره بردارى مردم از امكانات دارند. نقش بسیار مهم رسانه ها در الگودهى در همین راستا است. زندگى شخصى و نیز ادارى مدیران جامعه از همین مقوله است. سیاست گذاریها و برنامه ریزیهاى خرد و كلان در جامعه را نیز نباید فراموش كرد.

در مقاله ی بعد به بحث رابطه ی اسراف وفقرو رابطه ی اسراف و عدم استجابت دعا خواهیم پرداخت.

 

پی نوشت ها:

1 ـ اصول كافى، ج 2 ، ص 137 .

منبع : پیام زن_ با تغییر و تلخیص



 نگاشته شده توسط مرجان ب در شنبه 1 اسفند 1388  ساعت 4:56 PM نظرات 0 | لينک مطلب


  • تعداد صفحات :27
  •    
  •   
  • 18  
  • 19  
  • 20  
  • 21  
  • 22  
  • 23  
  • 24  
  • 25  
  • 26  
  • 27  
Powered By Rasekhoon.net