در طليعه ظهور قرن بيستم، اين واقعيت خود را به خوبي آشكار كرد كه براي بهره برداري بيشتر و مناسب تر از توان فراوان سازمان هاي توليدي، كه روز به روز به آن افزوده مي شد، راهي جز مصرف انبوه وجود ندارد. به عبارت ديگر، با تحقق توليد انبوه، مصرف انبوه، اجتناب ناپذير است. در چنين حال و هوايي است كه «قانون بازار ژان باپتيست سه» مطرح مي شود و خود را به تفكرات بسياري از توليدكنندگان تحميل مي كند. پس از اين است كه مبارزه بر سر تصاحب بازارها در مي گيرد و توليد كنندگان بزرگ، براي به دست آوردن بازار مصرف، به سرزمين هاي دور روي مي آورند و با نيروي نظامي خود، به فتح اين سرزمين ها مي پردازند و آنها را مستعمره خويش مي كنند. اين رقابت فشرده و همواره فزاينده، بشريت را به جنگ هاي بزرگي واداشت كه پا از مرزهاي يك يا دو كشور فراتر نهاده، به جنگي جهانگير، بدل شدند و اين رهايي، روز به روز بيشتر و بيشتر شده است كه مبادا آن جنگ بزرگ كه بشر همواره از آن واهمه داشته و از آن مي پرهيزد، رخ نشان دهد.
در چنين شرايطي، برخي از دانشمندان راه چاره را افزايش مصرف عموم و فراهم كردن رفاه عمومي براي همه دانسته و برآنند تا روش هايي را بيابند كه ضمن استفاده عموم از مصرف زياد در تمام زمينه ها، چرخ سرمايه گذاري و توليد، از كار نيفتد و همواره به گردش خود به گونه اي فزاينده، ادامه دهد. بحران نظام توليد را، جز مصرف بيشتر، چاره ديگري نيست. اما با اين حال بسياري متوجه اين نكته شدند كه توده مردم، هرگز در مصرف خود، جانب اعتدال و درستي را رعايت نكرده، به مصرف لجام گسيخته در برخي زمينه ها و مصرف اندك در مورد عده اي ديگر از كالاها، روي مي آورند. اين امر، راه اعتدال را نمي پيمايند و اين افراط و تفريط، عنان اختيار نظام اقتصادي را از دست اداره كنندگان جامعه مي گيرد و به هيچ وجه، به نفع نظام صنعتي نيست. در اين حالت، لزم است يك مرجع تشخيص دهنده براي توليد و مصرف در جامعه وجود داشته باشد تا بتواند به درستي، به اين كار مهم، سامان دهد.
به هرحال، نظام صنعتي و نظام مصرف، پابه پاي هم رشد كردند و در اوايل قرن بيستم، سازوكارهاي حاكم بر خود را اجرا كردند. صاحبان صنايع و بازرگانان، به تدريج به فراگيري اصول بازار و روابط حاكم بر آن پرداخته و خود را آماده روزها و ساعات مشخص كار كردند. وقت شناسي، تبعيت از ماشين، گذران زندگي از طريق دستمزد و پيروي از كارفرمايان، براي كارگران معنا يافت. براي جوامع دهقاني تا سال ها، پذيرش اين نظم، دشوار بود و آنان به صورت مردماني كله شق و بي اعتنا به موازين پذيرفته شده براي زندگي جديد، معرفي شدند. به تدريج با ورود آنها به دنياي صنعت، ميزان تعطيلات و دامنه جشن هاي طولاني كه روزها طول مي كشد، كاهش يافت و در عوض، به روزها و ساعات كاري افزوده شد. طبقه جديد كارگر شكل گرفت و اتحاديه هاي كارگري پديدار شدند، اما در عين حال، كشاورزان نسبت به حفظ فرهنگ و شرايط زندگي خود، مقاومت مي كردند و به راحتي، به جوامع صنعتي نمي پيوستند.
«هربرت گوتمن»، مورخ سرشناس، در مقاله اي، به خوبي اين نكات را تحليل و بررسي كرده است. علاوه بر اين، او نشان داده است كه چگونه مهاجران اروپايي كه به امريكاي شمالي پا نهاده اند، در ابتدا تا مدتي در برابر فرهنگ هاي ديگر حالت تدافعي مي گرفتند و سعي در حفظ فرهنگ خود داشتند.
«رژه ها و تظاهرات و مراسم روستايي، سوگندهاي مذهبي و شورش هاي مربوط به غذا، و بسياري چيزهاي ديگر در فرهنگ و رفتار مهاجران سال هاي اول قرن بيستم كه به آمريكا پا نهاده بودند و در كارخانه هاي اين كشور كار مي كردند … همه، طبيعي و بخشي از رفتار مهاجران در برابر فرهنگ هاي ديگر بود و جزيي از فرهنگ پذيري جديد به شمار مي رود.» كه به مفاهيم رفتاري اي همچون تشخيص ذات و عرض اندام كردن و صيانت ذاتِ آنها مربوط بوده است. هم جنبه هاي مذهبي و هم عناصر غير مذهبي در مهاجرت اقوام و جاومع آنها تأثير داشته و در جامعه جديد، بسياري از رفتارهاي ظاهراً ناهنجار را به وجود مي آورد. اين عناصر، باعث همبستگي هاي كاري و گاه اعتصابات كارگري مي شود. اين فرهنگ گروهي يا آداب و رسوم قومي، نه تنها وسيله اي براي بقا و دوام در كشاكش هاي كاري و شغلي و كاريابي و غيره شده، بلكه ابزاري قابل اتكا براي جلوگيري از تبعيض ها، تحقيرهاي اجتماعي و بي عدالتي هاست. به علاوه، اين فرهنگ گروهي، موجب حفظ پايگاه ها در دنيايي مي شود كه به زودي انسان ها را فراموش مي كند و آنان را به جهاني سوق مي دهد كه در آن، ريشه ها برايشان ناشناخته است. از همه مهم تر، اين فرهنگ، مفاهيم و اشيايي گرانبها را براي اعضاي فرهنگ، مقدس نگاه مي دارد و وفاداري به نياكان و ميراث هاي باقي مانده از آنان و نيز حافظه گروهي ميان اعضاي گروه را تقويت مي كند و روشن تر جلوه مي دهد.



 نگاشته شده توسط مرجان ب در جمعه 7 اسفند 1388  ساعت 3:34 PM نظرات 0 | لينک مطلب
ورود به «جامعه صنعتي بازار» كه شكل گيري آن به تدريج، پس از انقلاب صنعتي، در كشورهاي غربي آغاز شد و در نيمه دوم قرن بيستم، به وضوح، در بيشتر سرزمين هاي پيشرفته صنعتي مشاهده مي شود، دگرگوني هاي گسترده اي را در زمينه هاي مختلف پديد آورده است. براي اولين بار در طول تاريخ، انسان ها با كالاهايي محاصره شدند كه بيشتر آنها را نمي شناختند و مصرف اين كالاها برايشان عجيب، و در بسياري موارد، باورنكردني بود. هرچند برخي از اين كالاها پيش تر هم وجود داشتند و از آنها استفاده به عمل مي آمد، اما اينك به گونه اي كاملاً متفاوت و با ويژگي هاي ناشناخته عرضه مي شدند. اين كالاها به تدريج، بازار مصرف را انباشتند و در كنار كالاهاي ديگري قرار گرفتند كه پيش تر براي عموم، شناخته شد و قابل مصرف بودند. در اين شرايط، ديگر دانش و هوش مصرف كننده، به تنهايي براي استفاده بهينه از كالاها پاسخگو نبود و نياز به دانش وسيع تري براي شناخت و به كارگيري كالاهاي متنوع احساس مي شد.

شكل تكامل يافته جامعه صنعتي بازار، «جامعه مصرف كننده» است. اين جامعه، با انبوهي از كالاهاي ساخته شده و طبقه بندي شده، روبه روست كه به راحتي در دسترس خريداران قرار مي گيرند و آنان را بر آن مي دارند كه از ميان مجموعه اي گسترده از يك نوع كالا، آن را كه بيش تر مي پسندند، انتخاب و خريداري كنند. ويژگي ديگر جامعه مصرف كننده، اين است كه كالاهاي متنوع، دايماً به نحوي، در معرض دگرگوني و تغيير اساسي هستند و به ندرت، در مدتي طولاني، كالايي به همان شكل اوليه خود، باقي مي ماند.
افزايش بي سابقه و بسيار چشمگير درآمد واقعي و قابل تصرف شهروندان در اكثر كشورهاي پيشرفته صنعتي، آزادي عمل در خريد و انتخاب و مصرف كالاهاي عرضه شده و افزايش اوقات فراغت، عواملي بوده اند كه به مصرف انبوه كالاها در جوامع مصرف كننده انجاميده است. عوامل ياد شده، اين جوامع را برآن داشته اند كه به فعاليت هاي بازاريابي روي آورده و با استعانت از آنها، به بسط و گسترش بيشتر مصرف بپردازند و از قلمروي مصرف كالاهاي ضروري، پا فراتر نهاده و به شكل كاملاص متفاوت از پيشينيان، رفتار كنند. به علاوه، بايد در نظر داشت كه مفهوم كالاها و مصارف ضروري، در مقايسه با گذشته، كاملاً دگرگون شده است. آنچه پنجاه سال پيش ضروري بود، امروز ضروري نيست يا برعكس، آنچه امروز به عنوان ضرورت مطرح مي شود، پنجاه سال پيش، اساساً مطرح نبود. حتي كالاهايي مثل مواد غذايي نيز از اين قاعده مستثنا نيستند و نمي توان گفت مواد غذايي ضروري امروز، ديروز هم ضروري بوده اند و يا برعكس. از اين رو، بايد تعريف ديگري از مصارف ضروري ارايه كرد و آن را در جوامع مختلف، به گونه اي متمايز، مورد توجه قرار دارد. حتي در يك جامعه واحد، با توجه به نوع معيشت افراد و بسياري از عوامل ديگر كه در متن هاي بازاريابي به تفصيل آمده اند، نوع كالاهاي ضروري در ميان گروه هاي مختلف افراد، متفاوت است به علاوه، در جامعه مصرف كننده، هرگاه عده اي از مصرف كنندگان بخواهند از بند مصرف برخي از كالاها برهند، بازاريابان و دست اندركاران تبليغات، آنان را تشنه مصرف ديگري مي كنند و با خود پيش مي برند و نمي گذارند كه آتش تنور مصرف، به خاموشي گرايد. در اين حال، مي توان گفت كه مصرف، پايان ناپذير است و هرگز نمي توان از دام آن رهايي يافت.
در چنين شرايطي، آنچه بازاريابان و دست اندركاران تبليغات و به طوركلي، ارباب ايجاد مصرف كه به گونه اي خود را خدمتگزاران تمدن جديد بشري مي دانند ـ مصراً به آن باور دارد، اين است كه تا وقتي بخش قابل ملاحظه اي از جمعيت، به درآمد قابل تصرف مطمئني دسترسي يافته، اوقات فراغت قابل ملاحظه اي دارد و از امنيت شغلي نسبي برخوردا است، بايد شرايط مطئني براي مصرف او فراهم آورد و نگذاشت كه اين شرايط مطلوب، به هدر رود و شيوه معيشت و مصرف، به همان شكل سابق، برقرار بماند؛ بلكه بايد مصرف، قلمروي خود را گسترده تر كند و به پيشروي ادامه دهد.
در اثر پيوند يافتن مصرف و بازار آن با رسانه هاي جمعي الكترونيكي و ارتباط اين دو با سرگرمي هاي عمومي و رايج، و ورزش ها، به يكباره ارباب بازار، با امكان بازي بي پايان در ارسال پايم هاي تكامل يافته و اثرگذار و در برخي موارد، شبه واقعي و حتي مقدس و غير قابل بحث، روبه رو شدند كه آنان را بر آن داشت تا از اين طريق، زمينه را براي پذيرش عموم و مصرف كنندگان بالقوه موردنظر خود فراهم آورند و مفاهيم و نگرش هاي آنها را در زمينه هايي چون راه هاي گوناگون خوشبختي و شادماني و موفقيت اجتماعي، دگرگون كنند و تعبيري جديد و پذيرفتني و غير قابل سرپيچي از اين مفاهيم، در ذهن آنها پديد آوردند. اين كار، چندان ساده نبود و نياز به دانش، مهارت و خلاقيت هاي وسيعي داشته است كه روز به روز بر پيچيدگي آن افزوده مي شود.
دست اندركاران فعاليت هاي بازاريابي، در سال هاي اخير، به خوبي دريافته اند كه جامعه صنعتي بازار به سرعت به سمت جامعه مصرف در حركت است. آنها اين واقعيت را نيز دريافته اند كه در برخي از جوامع پيشرفته صنعتي، ديري است بي آنكه كسي با خبر شود و يا نشانه اي مشخص آشكار شود، اين اتفاق افتاده است و به عبارتي، كار از دست رفته است. به تعبير برخي ، تا سال هاي اخير، ديدگاه و تفكر مادر مورد مصرف، بسيار ابتدايي بوده و اقتصاد دانان آن را توجيه و توصيه و پشتيباني مي كرده اند. سنت و ديدگاه و جريان فرهنگي قدرتمندي، بيانگر اين مفهوم و منادي فايده هاي اخلاقي و اجتماعي كار زياد و سنگين و تبعيت از صاحبان اقتدار و مديران و كارآفرينان در جهت افزايش مداوم توليد بوده است و براي مصرف، ارزش چندان زيادي قايل نبوده و آن را چندان توصيه نكرده است. بر اساس مطالعات «آلبرت هيرشمن»، اقتصاددان و مورخ عقايد اقتصادي، حمله به مصرف گرايي كار تازه اي نبوده و ريشه در سال ها پيش، يعني زماني كه مفاهيم توسعه اقتصادي در ادبيات توسعه مطرح شد، دارد. به نظر او، شرايط و امكانات توليدي تازه، كه شكل هاي اوليه آن در قرن هجدهم ميلادي ظاهر شد، همواره اين نگراني را پيش آورده است كه وجود كالاهاي تازه و به ميزان چشمگير، موجب فساد در جامعه و سوق دادن مردم به سوي تنبلي و تن پروري شود و قدرت مؤلد را از انسان هاي كوشا بازستاند. صاحبان اين تفكر، فقط كار و توليد را توصيه كرده و ان را ضامن بقا و توسعه جامعه بشري دانسته و صرفه جويي و امساك در مصرف را اخلاقي حسنه و قابل ستايش قلمداد كرده اند.



 نگاشته شده توسط مرجان ب در جمعه 7 اسفند 1388  ساعت 3:33 PM نظرات 0 | لينک مطلب

مصرف گرايي
پديده مصرف گرايي و اسراف در نقطه مقابل مصرف بهينه قرار گرفته است. «مصرف گرايي» يا به عبارت ساده تري اسراف كه يكي از بزرگترين آفت ها و آسيب هاي فردي و اجتماعي و از گناهاني است كه مورد نهي شديد خداوند متعال واقع شده است و در مقابل اعتدال و ميانه روي در مصرف قرار گرفته است؛ به طور كلي هرگونه زياده روي در كميت و اتلاف را شامل مي شود.
در حقيقت مصرف گرايي عامل تخريب رشد، توسعه و از بين رفتن منابع ملي است. مصرف گرايي از يك نگاه در معناي مصرف نامتعارف است كه نياز فيزيكي فرد را برطرف نمي سازد، بلكه نياز كاذب فرد يا افراد را كه گاه به تقليد از ديگران، تبليغات، شرايط مادي يا تغييرات ساختار جامعه ايجاد شده برطرف مي سازد. مصرف گرايي در نگاه عالمان دين نيز در همان معناي لغوي اسراف استعمال شده است و هرگونه بيهوده گرايي، زياده روي و اتلاف و مانند آنها را اسراف مي دانند.
امام علي(علیه السلام) در اين باره مي فرمايند:
«الاوان اعطاء المال في غير حقه تبذير و اسراف»
«آگاه باشيد خرج كردن به ناحق، حيف و ميل و اسراف است»
كتاب آسماني قرآن نيز در آيه 141 سوره انعام در مورد اصلاح الگوي مصرف و بهينه مصرف كردن مي فرمايد: «كلوامن ثمره اذا اثمر و اتوا حقه يوم حصاده ولاتسرفوا انه لايحب المسرفين» «و از آن ميوه هنگامي كه به ثمر مي نشيند بخوريد و حق آن را به هنگام درو بپردازيد و اسراف نكنيد كه خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد»
علامه طباطبايي (ره) در توضيح عبارت «لاتسرفوا» نوشته است:
ولا تسرفوا معنايش اين است كه در استفاده از اين ميوه ها و غلات از آن حدي كه براي معاش شما صالح و مفيد است تجاوز نكنيد. درست است كه شما صاحب آن هستيد، ولي نمي توانيد در خوردن و بذل و بخشش آن زياده روي كنيد و يا در غير مصرفي كه خدا معين فرموده به كار ببريد، مثلا در راه معصيت خدا صرف نماييد و همچنين فقيري كه از شما مي گيرد نمي تواند در آن اسراف كند و آن را تضييع نمايد. پس مفهوم آيه مطلق است و خطاب آن شامل همه مردم چه مالك و چه فقير مي شود.
بنابراين از اين آيه شريفه استفاده مي شود كه زياده روي و مصرف گرايي كاري حرام و نكوهيده است. اميرالمومنين علي(ع) نيز با احتياط در مصارف به خصوص در مصرف بيت المال عالي ترين نظارت را داشته و در كمال بي نيازي در قناعت و ساده زيستي بهترين الگوي مصرف را كه همان اعتدال و ميانه روي در مصارف بوده سفارش مي كردند و به شدت اسراف، زياد روي و مصرف گرايي را نكوهش مي كردند؛ به ويژه اين امر را از واليان حكومتي غيرقابل پذيرش مي دانستند.
در اين خصوص در نامه اي به فرماندار بصره عثمان بن حنيف مي نويسد:
«پس از ياد خدا و درود! اي پسر حنيف، به من گزارش داده اند كه مردي از سرمايه داران بصره، تو را به مهماني خويش فرا خواند و تو به سرعت به سوي او شتافتي، خوردني هاي رنگارنگ براي تو آوردند و كاسه هاي پر از غذا پي در پي جلوي تو مي نهادند، گمان نمي كردم مهماني مردمي را بپذيري كه نيازمندانشان با ستم محروم شده، و ثروتمندان شان بر سفره دعوت شده اند، انديشه كن در كجايي؟ و بر سر كدام سفره مي خوري؟(2)
امام خميني نيز درخصوص دقت در مصرف و همچنين پرهيز از مصرف بي جا مي فرمايند:
حتي مطبوعات بايد اين را توجه داشته باشند كه چيزهايي را كه براي ملت مفيد نيست در روزنامه ها ننويسند كاغذ صرف اين نكنند، وقت صرف آن نكنند، بايد راديو تلويزيون توجه به اين معنا داشته باشد كه اين بيت المال مسلمين است وقتش صرف چيزهايي كه مربوط به مصالح مسلمين است شود، مسئوليت دارد اين ها بايد اشخاصي كه مقاماتي كه هستند ملاحظه كنند كه به اندازه ضرورت مشاور بگيرند به اندازه ضرورت خدمتگزار بگيرند نه به اندازه دلخواه و اين معنا را بايد همه ما بدانيم كه دلخواه هاي ما آخر ندارد. (3)
بر همين اساس با توجه به نهي شديد مصرف گرايي و اسراف در دستورات و تعاليم اسلامي مي توان چنين نتيجه گرفت كه بين مصرف و مصرف گرايي در جامعه تفاوت وجود دارد چرا كه مصرف به خودي خود عاملي موثر در توليد و رشد و توسعه اقتصادي مي باشد؛ و باعث ايجاد تقاضا، عرضه و توليد مي گردد. اما آنچه كه مذموم و باعث هدررفتن منابع ملي مي شود مصرف نامناسب و نامتعارف و يا عدم برخورداري از الگوي صحيح مصرف در جامعه مي باشد كه اين امر باعث مصرف گرايي، زياده روي و تجمل گرايي در جامعه مي گردد. لذا فرهنگ سازي مصرف بهينه و اصلاح همه زمينه الگوهاي مصرفي در كشور از ضروريات اجتناب ناپذير مي باشد.

نتايج و پيامدهاي مصرف گرايي

1) تهاجم فرهنگي ابعاد گوناگون اقتصادي، اجتماعي، سياسي، نظامي و رواني را در بر مي گيرد؛ كه روي هم رفتارهاي مختلف انسانهاي مورد تهاجم خود را با دروني كردن ارزش هاي مورد نظر شكل مي دهد. (4)
در برخي موارد تغيير در الگوي مصرف يك كشور و تمايل به تجملات و مصرف گرايي از اهداف تهاجم فرهنگي مي باشد كه با تغيير در الگوهاي مصرفي مردم و ظهور گرايش هاي تجملي باعث ايجاد جامعه مصرف گرا مي شوند. در همين راستا امام خميني فرموده اند:
اكنون بازارهاي كشورهاي اسلامي، مراكز رقابت كالاهاي غرب شده است و سيل كالاهاي تزييني مبتذل و اسباب بازي ها و اجناس مصرفي به سوي آن ها سرازير است و همه ملت ها را آن چنان مصرفي بار آورده اند كه گمان مي كنند بدون اين اجناس آمريكايي و اروپايي و ژاپني و ديگر كشورها زندگي نمي توان كرد. (5)
در چنين وضعي، نشر فرهنگ غربي و استفاده از كالاهاي پرزرق و برق خارجي در كشور به عنوان رسالتي براي متمدن كردن مردم به شمار مي آيد. بدين ترتيب ابزارهايي از جمله وسايل آموزشي، هنري، علوم و فنون، كالاها و خدمات در اين راستا مورد استفاده قرار مي گيرند. تا «نيازمندي» به غرب و توليدات آن از جمله توليدات فرهنگي در ملت هاي جهان پديدار شود. در چنين شرايطي فرد و جامعه «نيازمند» در پي رفع نياز، خويش به توليدكنندگان (خارجي) مراجعه مي كنند زيرا نه تنها امكان توليد و رفع آن نيازها در داخل نيز نيست بلكه آنچه از غرب مي آيد ارزش تلقي شده و توليد داخلي ضدارزش. (6)
ايجاد اين نيازها و رساندن فرد و ملتي به حدي از احساس نياز كه آن را غيرقابل صرف نظر كردن بداند حتي در مورد نيازهاي كاملا غيرضروري از مهمترين اهداف اشاعه فرهنگ مصرف گرايي و تهاجم فرهنگي دشمن و همچنين بالاترين سطح موفقيت توليدكنندگان استعماري و فرهنگ زدايي ديگر ملت ها مي باشد. اين تغيير در الگوي مصرف در جامعه اسلامي كه از اهداف تهاجم فرهنگي دشمن است باعث تجمل گرايي و زياده خواهي و حيف و ميل شدن بسياري از منابع ملي مي شود. بر همين اساس يكي از پيامدهاي مصرف گرايي اشاعه فرهنگ غرب و تخريب هويت ملي و فرهنگ اسلامي و همچنين ورود كالاهاي غربي و از بين رفتن بازار براي توليدات داخلي و فلج شدن اين توليدات مي گردد. لذا در چنين شرايطي اصلاح الگوي مصرف تأثير به سزايي در خنثي سازي تهاجم فرهنگي دشمن دارد. لذا رهبر فرزانه انقلاب با آگاهي دقيق و روشن بيني خاص خويش با تأكيد بر اصلاح الگوي مصرف علاوه بر جلوگيري از هدر رفتن منابع و منافع ملي در برابر ترويج فرهنگ مصرف گرايي و تجمل پرستي غرب كه از اهداف تهاجم فرهنگي دشمن نيز مي باشد؛ به ضرورت ادامه دفاع فرهنگي در برابر تهاجم فرهنگي غرب اشاره دارد.
2) يكي ديگر از پيامدهاي مصرف گرايي تأثيرات منفي در فضاي معنوي جامعه مي باشد. چرا كه در بسياري از مواقع زياده خواهي، تجمل پرستي و مصرف گرايي باعث رواج خودخواهي، رشد روحيه فردگرايي و ناديده انگاشتن بسياري از اصول اجتماعي و اخلاقي كه رعايت آن براي زندگي جمعي از ضروري ترين مسائل است خواهد شد. (7)
در اين مرحله اندك اندك ذهن انسان به مصرف گرايي خو گرفته و در مسير بي پاياني در صدد رفع اين گونه نيازهاي كاذب است و چنين انساني كه هميشه نيازمند و در پي رفع نياز است «به يك آرمان دل مي بازد كه در واقع دين تازه اي است». چنين انسان مصرف زده اي داوطلبانه براي رفع نيازهاي مصرفي «خويش» همه زندگي معنوي خود را در سوداي رفع نياز پديد آمده در اثر تبليغات چشم و هم چشمي ها و... به فراموشي مي سپارد. (8)
بنابراين از مهمترين آثار و پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي در جامعه اسلامي كه مي تواند باعث كم رنگ شدن ارزش ها و آموزه هاي ديني و معنوي شود به موارد زير مي توان اشاره نمود. الف) محروميت از دوستي خدا
خداوند متعال در آيه 141 سوره انعام مي فرمايد: «... انه لا يحب المسرفين»
«خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد»
ب) فساد اجتماعي: از ديدگاه قرآن يكي از آثار پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي، فساد در زمين است؛ زيرا هرگونه تجاوز از حد، موجب فساد و از هم گسيختگي مي شود و به تعبير ديگر سرچشمه فساد، اسراف است.
قرآن كريم در آيه هاي 150-153 سوره شعراء مي فرمايد:
«فاتقواالله وأطيعون¤ ولا تطيعوا امرالمسرفين¤ الذين يفسدون في الارض ولايصلحون»
«پس از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد و فرمان مسرفان را اطاعت نكنيد، همان ها كه در زمين فساد مي كنند و اصلاح نمي كنند»
ج) گمراهي و محروميت از هدايت الهي: يكي ديگر از آثار و پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي گمراهي و محروميت از هدايت الهي است.
خداوند متعال در آيه 34 سوره غافر مي گويد:
«... كذلك يضل الله من هو مسرف مرتاب»
«اين گونه خداوند هر اسراف كار ترديدكننده اي را گمراه مي سازد». (9)
3) مصرف گرايي در جامعه داراي اثرات مخرب و زيان بار ديگري است كه از مهمترين آن ها مي توان به موارد زير اشاره كرد:
الف) افزايش واردات
اشاعه فرهنگ مصرف گرايي باعث افزايش تجمل گرايي و نيازهاي غيرضروري در جامعه مي شود و همين امر نيز باعث سيل ورودي كالاهاي خارجي جهت رفع نيازهاي فرد و جامعه «نيازمند» به توليدكنندگان خارجي و باعث افزايش واردات و تضعيف توليدكنندگان داخلي مي شود.
ب) كمبود گرايش به سرمايه گذاري هاي زيرساختي
در جامعه اي مصرف گرايي به يك فرهنگ تبديل شده باشد، افراد جامعه ديگر ميلي به سرمايه گذاري در بخش هاي عمراني و زيرساختي جامعه كه زمان بر مي باشد ندارند و همه به دنبال سرمايه گذاري در خريد و فروش كالاهاي پرمصرف و فعاليت هاي زودبازده مي باشند، به همين دليل مصرف گرايي باعث كاهش گرايش به سرمايه گذاري هاي زيرساختي و عمراني در جامعه خواهد شد.

راهكارهاي اساسي اصلاح الگوي مصرف

آنچه بر اصلاح الگوي مصرف و دستيابي به فرهنگ بهينه مصرف در كشور داراي اهميت مي باشد اين است كه اصلاح الگوي مصرف نيازمند تبيين استراتژي و تعيين خط مشي است كه طي آن، اين اصل به يك شعار تغيير ماهيت ندهد؛ در واقع لازمه دستيابي به اين مهم در كشور، خيزش و حركتي عميق از سوي مسئولان و همه آحاد جامعه مي باشد؛ لذا مي بايست همگي اين اصل را يك ضرورت دانسته و فعاليت هاي خود را در راستاي رسيدن به اين اصل مهم برنامه ريزي نمايند و براي دستيابي به اين امر فرهنگ ساز اقدام نمايند. آنچه كه رهبر فرزانه انقلاب بر آن تاكيد مي ورزند اين است كه «همه ما به خصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيت هاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار مهم، حياتي و اساسي يعني اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها، برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال ها، ظهور و بروز يابد.”. بنابراين تاكيد رهبر معظم انقلاب بر اصلاح الگوي مصرف نشان دهنده اين موضوع به عنوان بستري مناسب براي شكوفايي و دستيابي به اقتدار ملي است. لذا پرهيز از شعارزدگي وحفظ صيانت اصل موضوع به عنوان مهمترين عامل در مسير راصلاح الگوهاي مصرفي و همچنين تبيين و تحقق آن وظيفه اصلي همه مردم و مسئولين به شمار مي رود.

فرهنگ سازي

1) يكي از پيش نيازهاي اين مسير براي رسيدن به نتيجه مطلوب، زمينه سازي ذهني و فرهنگي براي اقشار مختلف جامعه است. امروز هر فردي از اعضاي جامعه بايد بداند كه در فعاليتهاي خود بايد به بهينه مصرف كردن منابع مادي اقدام نمايد تا كشور به اهداف تعريف شده در سند چشم انداز بيست ساله نظام برسد و شكوفايي در همه ابعاد ملي تحقق يابد. لذا بدون ايجاد فرهنگ اين كار و طراحي و تامين بايسته هاي آن به طور قطع راه به جايي نخواهيم برد. چرا كه اصلاح الگوهاي مصرف در كشوريك شب و به طور ناگهاني و با صدور يك دستورالعمل و بخش نامه عملي نمي شود. لذا فرهنگ سازي پايدار بستر اصلي نهضت اصلاح الگوي مصرف مي باشد.

مديريت قوي

2) داشتن مديريت مدبرانه و عاقلانه مصرف كه مورد تاكيد مقام معظم رهبري نيز مي باشد يكي ديگر از ضروريات اوليه اين امر به حساب مي آيد. مسئولان و متوليان امر با پرهيز از شعار زدگي نبايد به برگزاري چند همايش، سخنراني و چاپ مقاله و كارهايي از اين قبيل خود را گرم كنند. لذا وجود مديريت صحيح و عاقلانه در سطح كلان در جهت هدايت و تدوين و انتخاب يك استراتژي راهبري، طبق نقشه راهي كه مقام معظم رهبري ترسيم نمودند، زمينه تحقق اين طرح ملي و آينده ساز كه حقيقتاً پيشرفت كشور و توسعه عدالت در گرو آن است از ضروريات اجتناب ناپذير مي باشد؟

طراحي ساز وكار

3) يكي ديگر از پيش نيازهاي اصلي در مسير اصلاح الگوي مصرف، ترسيم اهداف، ابعاد و راهكارهاي رسيدن به موضوع و تعيين شاخص هايي براي سنجش و ارزيابي روند و چگونگي پيشرفت امور است. بايد براي جلوگيري از مصرف گرايي و اتلاف منابع و فرصت ها و هزينه ها در تمامي حوزه ها، سند و نقشه راهبردي تهيه و ابلاغ شود. يعني با تهيه اين سند، مديران، مسئولان و فرماندهان سازمان هاي مختلف مي توانند با اجرا و به كارگيري روش ها و شيوه هاي مدون، خود را در مسير تحقق اين اصل مهم قرار دهند.

جلب مشاركت مردم

4) جلب مشاركت مردم و افزايش آگاهي هاي آنان نسبت به مصرف صحيح امكانات و منابع از ديگر راهكارها در مسير اصلاح الگوي مصرف مي باشد. حقيقتاً اصلاح الگوي مصرف در جامعه از كارهايي انجام شدني است كه هر يك از اعضاي جامعه با مشاركت و ملزم نمودن خود به درست مصرف كردن از منابع، منافع عظيمي را براي جامعه حاصل مي نمايد.
5) گنجاندن اصلاح در نظام آموزشي كشور به گونه اي كه هرچه سطح آموزش بالاتر رود اطلاع و شناخت بيشتري در خصوص درك و ضرورت اصلاح الگوي مصرف در جامعه حاصل شود.
6) استفاده و بهره -گيري از برنامه هاي تلويزيوني و رسانه اي در راستاي اصلاح الگوي مصرف
7) گنجاندن برنامه اصلاح الگو در برنامه توسعه كشور و مصوبه هاي دولت. يعني حركت همه دستگاه هاي دولتي به طور مستمر و پايدار درجهت تحقق منويات مقام معظم رهبري
8) ارائه الگوي آموزشي مناسب و اصولي به مردم از طريق سازمان ها و نهادهاي ذي ربط. براي مثال سازمان برق مي تواند از طريق آموزش مصرف بهينه در برگه هاي قبوض مصرفي مشتركين به ارائه الگوهاي مناسب مصرفي در جهت اصلاح مصرف اقدام نمايد.
9) ارايه الگوي مصرفي مناسب عملي اعم از اداري و خصوصي كليه مسئولين كشور
10) تغيير در فرهنگ مصرف كنوني و ضدارزش نشان دادن مصرف گرايي براساس ارزشها و آموزه هاي ديني
11) مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب در ايجاد فرهنگ ناپسند مصرف گرايي و تجمل پرستي با آگاه سازي و تعميق بينش و بصيرت سياسي و اسلامي افراد جامعه.

پي نوشت ها:

1- تفسير الميزان، جلد 7، ص. 364
2- امام علي(ع) و اقتصاد اسلامي، ص. 121
3- صحيفه نور، جلد 19، ص. 224
4- الگوي مصرف و تهاجم فرهنگي، ص. 24
5- صحيفه نور، جلد 19، ص. 204
6- الگوي مصرف و تهاجم فرهنگي، ص. 43
7- همان، ص 74
8- همان، ص. 56
9- آسيب شناسي رفتاري انسان از ديدگاه قرآن

منبع: روزنامه کیهان


 نگاشته شده توسط مرجان ب در جمعه 7 اسفند 1388  ساعت 3:31 PM نظرات 0 | لينک مطلب
http://storage.icana.ir/Photoes/Sources/2008/4/S1293D0000.jpg
 
 مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای:
یكى از موارد اسراف، اسراف در آب است؛ نه فقط آبى كه مصرف شُرب در خانه‏ها مى‏شود، نوع آبیارى كشاورزى ما هم یك نوع مسرفانه است و آب را هدر مى‏دهیم. وظیفه‏ى مسئولین و دست‏اندركاران این بخش است كه به این مسئله به‏طور ویژه توجه كنند! پس به مسئله‏ى اسراف - هم در مسئله‏ى آب و هم در مسائل دیگر - باید با اهمیت نگاه كنند.


مصرف آب

از آثار اسراف این است كه مانع استجابت دعا می شود چنانكه روایت شده است: «دعای چهار گروه مستجاب نمی شود یكی از آنها كسی است كه دارای مال و ثروت بوده اما به خاطر اسراف آنرا تباه كرده سپس از خداوند می خواهد كه او را روزی دهد پس خداوند به او می فرماید آیا تو را به میانه روی و صرفه جویی دستور ندادم.»

میانه روی و تدبیر در زندگی آنچنان اهمیت دارد كه امیرالمؤمنین علی(ع) در بستر شهادت فرزندانش را به صرفه جویی در زندگی توصیه می فرماید.

و چه زیبا و زیبنده است این دعای دلنشین امام زین العابدین(ع) در صحیفه سجادیه برای سال اصلاح الگوی مصرف «اللهم صل علی محمد و آل محمد و احجبنی عن السرف و الازدیاد و قومنی بالبذل و الاقتصاد و علمنی حسن التقدیر و اقبضنی بلطفك عن التبذیرو اجر من اسباب الحلال رزقی» پروردگارا بر محمد و آل محمد درود بفرست و مرا از اسراف و زیاده روی باز دار و به بخشش و میانه روی استواری عطافرما و مرا بیاموز كه اندازه نگاه دارم و به لطف خود مرا از تبذیر نگاه دار و از راه حلال روزی مرا مقرر فرما.

دعای چهار گروه مستجاب نمی شود یكی از آنها كسی است كه دارای مال و ثروت بوده اما به خاطر اسراف آنرا تباه كرده سپس از خداوند می خواهد كه او را روزی دهد پس خداوند به او می فرماید آیا تو را به میانه روی و صرفه جویی دستور ندادم.

و امیدواریم این دعا در حق ما و جامعه مان به اجابت برسد و در پایان امسال و برای همیشه آثار و بركات صرفه جویی و مصرف درست را در كشور خود شاهد باشیم.

و چنانكه رئیس جمهور محترم گفت: «تنها با صرفه جوئی یك درصدی در بودجه های دولت و شركتهای دولتی حدود 1500 میلیارد تومان به دست می آید كه برای پیشبرد امور كشور بسیار موثر خواهد بود.»


 


 نگاشته شده توسط مرجان ب در جمعه 7 اسفند 1388  ساعت 3:28 PM نظرات 0 | لينک مطلب

روزانه ۱۸۰۰۰ کودک از گرسنگی جان می دهند.

30 میلیون انسان سالانه از گرسنگی می میرند!


                        


مادر زمین بیش از نیاز تمام انسانها غذا در اختیار آنها قرار میدهد! بنابراین دلیل وجود  ۸۴۰ میلیون انسان گرسنه بر روی زمین چیست؟
برای تامین رژیم غذایی بنا شده بر انواع محصولات گوشتی٬  زمین- آب وسایر منابعی را که میتواند در خدمت تولید غذای انسانها مصرف شود٬ برای کشت و پرورش محصولاتی که برای تغذیه حیوانات تولید شده به روش صنعتی استفاده میشود٬ مصرف میگردد. بر طبق گزارش اخیر موسسه Compassion in World Framing محصولات کشاورزی که میتوانست شکم میلیونها انسان گرسنه را سیر کند تنها برای تولید و پرورش مقدار بسیار کمتر گوشت صرف شده است : برای تولید تنها ۱ کیلوگرم گوشت قابل استفاده یک حیوان ٬ ۱۶ کیلوگرم گندم مصرف میشود!

                   

           

یک انسان بالغ برای نیازهای حیاتی روزانه خود حدود ۲۰۰۰ کالری انرژی مصرف میکند.در واقع تمام کالری مصرفی را برای حرکت٬ تنفس و انجام کارهای روز مره استفاده میکنیم. این نسبت برای حیوانات تولید شده به روش صنعتی نیز وجود دارد. در ازای هر پوند غذای مصرفیشان تنها کسر ناچیزی از آن تبدیل به گوشت قابل استفاده میگردد.بقیه کالری قابل توجه صرف شده ٬برای تولید سایر اعضای بدن مانند خون٬پر و مو و...که برای تغذیه انسان مورد استفاده قرار نمیگیردو همچنین متابولیسم های حیاتی حیوان در طول زندگی پر از درد ورنجش ٬ تلف میشود. و با توجه به این حقایق دلیل این نکته که برای تولید ۱ کیلو گوشت قابل خوردن دام ۱۶ کیلو گندم لازم است ٬ آشکار میگردد.

بدلیل اینکه کشورهای صنعتی به کشورهای در حال توسعه گندم صادر کرده و گوشت تولید شده توسط آنرا وارد میکنند ٬ کشاورزانی که سعی در تولید نیازهای غذای خود هستند از زمینهایشان بیرون رانده میشوند. روش کارامد آنها در کشت و زرع گیاهان خوراکی با تولید و پرورش صنعتی و لجام گسیخته دام ٬ جایگزین میگردد٬ که علاوه بر آلوده ساختن آب و هوا ٬ زمینهایی که روزگاری حاصل خیز بوده را بایر و لم یزرع به جا میگذارد.
 اگراین روند ادامه یابد٬ این دنیای در حال توسعه(!) هرگز قادر به تولید غذای کافی خود نخواهد بود و گرسنگی جهانی صدها میلیون نفر از مردم جهان را در گیر خواهد کرد. روزنامه گاردین (Guardian) در گزارشی توضیح داده است که تنها یک راه حل باقی میماند: "اکنون آشکار است که یک رژیم غذایی گیاهی(Vegan ) تنها  پاسخ اخلاقی به مبرمترین مسئله عدالت اجتماعی جهانی است.

 حقایق :                                                                                                                               
۱- تنها در ایالات متحده سالانه ۱۱۰ میلیارد دلار صرف تهیه غذای حاضری(فست فود) گوشتی میشود! و این صنعت در سراسر جهان به سرعت در حال گسترش است.

۲-یک سوم محصولات غله جهان صرف تغذیه دامهای گوشتی میشود!                                              
۳-بیش از ۶۰٪ گندم و سویای تولید شده تنها در ایالات متحده برای تغذیه دامها صرف میشود٬ در حالی که ۸۴۰ میلیون انسان گرسنه بر کره خاکی وجود دارد! تنها ۱۰٪ کاهش در مصرف گوشت ما مواد غذایی گیاهی برای سیر کردن ۲۴۰۰۰ انسانی که هر روز از گرسنگی میمیرند را در اختیار قرار میدهد.

۴- تنها دو بشقاب کمتر غذای گوشتی در هفته برابر است با ذخیره کردن مقدار گندمی که برای سیر کردن ۲۲۵ میلیون انسان گرسنه در سال کافی  است!


۵- ۳۶٪ از ذخیره گندم صرف تغذیه دامها و پرندگان گوشتی میشود!


           



 نگاشته شده توسط مرجان ب در جمعه 7 اسفند 1388  ساعت 3:20 PM نظرات 0 | لينک مطلب

 

* كساني كه زياد خرج مي‌كنند؛ نمي‌شود وقتي درآمد كم است، مثل وقتي كه درآمد زياد است خرج كنند؛ خطاب من در درجه اول به متمكنين است كه مي‌توانند مواد غذايي، امكانات زندگي و اقسام وسايل برقي و ماشين گرانقيمت تهيه كنند؛ اينجا دخل شخصي ملاك نيست؛ دخل كشور ملاك است. وقتي كه يك ملت درآمدش كم مي‌شود، بايد ملاحظه كنند. (4/10/77)

* بعضي از مردم قالي را براي تفاخر مي‌خواهند؛ اين تفاخر غلطي است كه ما بياييم يك كار هنري برجسته را كه بايد جلوي چشم باشد، بعنوان يك وسيله اعياني و اشرافي بكار ببريم. (29/8/70)

 

اسراف در مصرف نان

* طبق بعضي از آمارها مقدار ضايعات نان ما برابر است با مقدار گندمي كه از خارج وارد كشور مي‌كنيم! همه اينها منكرات است. اميرالمؤمنين نهي از اينها را يكي از محورهاي اصلي توصيه‌هاي خود قرار داده است. (25/9/79)

* زياده روي، زمان به زمان تفاوت مي‌كند؛ در امر لباس، در امر مسائل زندگي، در اتومبيل‌هاي گرانقيمت. چقدر مواد غذايي دور ريخته مي‌شود! خطاب اول ما به كساني است كه متمكنند؛ به آنها عرض مي‌كنيم كه كمتر خرج كنيد؛ اسراف نكنيد. (4/10/77)

* منكراتي كه در سطح جامع وجود دارد بايد از آنها نهي كرد، از جمله: اتلاف منابع عمومي و حياتي، اتلاف برق و وسايل سوخت، اتلاف مواد غذايي، آب و نان. ما اين همه ضايعات نان داريم؛ اصلاً اين يك منكر ديني و منكر اقتصادي و اجتماعي است؛ نهي از اين منكر لازم است؛ هر كسي به هر طريقي كه مي‌تواند. (25/9/79)

* در كشور ما، اسراف زياد مي‌شود! اسراف در نان، در آب و برق و مصالح ساختماني، اسراف در انواع كالاها، در اسباب بازي بچه و وسايل تجملاتي! (1/1/77)

* ما وظيفه داريم كه زندگي خود را بر طبق دين و عقل سليم، تنظيم كنيم. اسراف در مواد غذايي و آب و نان، وسايل زندگي، زياد خريدن، زياد مصرف كردن و دور ريختن چيزهايي كه قابل استفاده است، تضييع نعمت خداست. (1/1/76)

 

اسراف در لباس

* چقدر نان و غذاي طبخ شده و ميوه مصرف نشده ضايع مي‌شود؛ چقدر لباس چند برابر اندازه لازم خريداري مي‌شود و در صندوقها مي‌ماند، براي اينكه يك بار در مراسمي پوشيده شود! اينها اسراف است. (4/1/72)

 

اسراف در مصرف دارو

* چقدر مواد دارويي غير لازم خريده شده، بدون مصرف باقي مي‌ماند! مواد اوليه و يا خود دارو را بايد از خارج بخرند، يا در داخل درست كنند؛ اينها سرمايه كشور است و از دست مي‌رود. (4/10/77)

 

اسراف در تفريح

* كساني كه حتي در كارهاي تفنني و تفريحي خود اسراف مي‌كنند؛ خانواده‌اي كه مايلند مسافرتي بكنند؛ چرا به خارج از كشور مي‌روند؟! در اين كشور خيلي‌ها تفريح هم نمي‌توانند بكنند. بعضي تا دستشان به دهانشان مي‌رسد، براي تفريح به فلان كشور خارجي ـ كه نمي‌خواهم اسم بياورم ـ مي‌روند. اين همان اسرافي است كه حرام است. (4/10/77)

 

اسراف در مصرف بنزين

ما در بنزين اسراف مي‌كنيم؛ كشوري كه توليد كننده نفت است، وارد كننده بنزين است! هر سال ميلياردها بدهيم بنزين يا چيزهاي ديگر وارد كنيم؛ براي اينكه بخشي از ملت ما مي‌خواهند ريخت و پاش كنند؟! (21/7/86)

 

اسراف در مصرف آب

* كنار گذاشتن اسراف در چيزهايي كه به نظر كوچك مي‌آيد؛ ضروري است، مثل اسراف در مصرف آب، امسال بارندگي كمتر بوده؛ اقتضا مي‌كند صرفه جويي بيشتر شود. (1/1/76)

* يكي از موارد اسراف، اسراف در آب است؛ نه فقط آب مصرف شرب در خانه‌ها بلكه آبياري كشاورزي ما هم از نوع مسرفانه است و آب را هدر مي‌دهيم. (11/2/87)

* ايران كشور كم آبي است؛ در مصرف آب اسراف نكنيم؛ اما اگر با عقل و تدبير و روحيه‌ي خستگي ناپذير پيش برويم، با كار علمي و مدبرانه مي‌شود آبها را كه هرز مي‌رود، مهار كنيم و از آب موجود استفاده بهينه كرد. (14/10/82)

* يكي از چيزهايي كه نتوانستيم اصلاح كنيم، مسئله اسراف است و يكي از موارد اسراف، اسراف در آب است؛ كشور ما جزو مناطقي است كه از لحاظ آب غني نيست. (15/2/87)

* در صورتي كه اسراف نكنيم و روش كار عاقلانه و درستي در پيش بگيريم، با همين آب موجود مي‌توانيم نياز كشور را برآورده كنيم. اين وظيفه همه مردم ايران است. (15/2/87)

 

تشريفات در ازدواج

* ازدواج‌ها در دوران انقلاب و به بركت آن آسان شد؛ چون تشريفات و سختگيري‌ها كم شد. نگذاريد دوباره به خانه اول برگرديم. (26/10/68)

* پدران و مادران، نسبت به مقدمات غيرلازم ازدواج سختگيري نكنند؛ بگذارند ازدواج اسلامي انجام بگيرد، مثل ازدواج فاطمه زهرا(س) باشد؛ ازدواجي با پيوند عشقي معنوي و الهي (26/10/68)

* مهريه‌هاي گرانقيمت براي عقد دخترها، خطاست. نمي‌گويم حرام است؛ اما پديده زشتي در جامعه است؛ زيرا ارزشهاي انساني را تحت الشعاع ارزش طلا و پول قرار مي‌دهد. اينكار، عاقلانه و منطبق بر مصلحت اسلامي نيست. (26/1/70)

* جهيزيه حضرت زهرا(ص) چيزهايي بود كه اشك انسان با شنيدن آن جاري مي‌شود؛ مگر نمي‌گويم كه اين زن والا مقام، براي دنيا و زيور دنيا ارزشي قائل نبود؟ مگر مي‌شود تجمل گرايي و چيزهاي پوچ زندگي را روز به روز بيشتر كنيم و مهريه دخترانمان را زيادتر نماييم؟ (15/10/70)

* اگر ازدواج را صحنه تفاخر قرار بدهيم، غلط اندر غلط است؛

1. محيط ازدواج را آلوده به ماديات مي‌كند.

2. اين صحنه پاك و لطيف وجداني را صحنه تفاخرها و تنافسها مي‌كند.

3. دختر و پسر اول عادت مي‌كنند كه بايستي زندگي آنان بر تجمل و تشريفات بگذرد؛ (بگذاريد از اول به يك زندگي متوسط عادت كنند.)

* قصيه ازدواج، يك امر انساني، عاطفي است؛ نه يك امر مادي؛ نقش ماديات در آن بايد خيلي ضعيف باشد.

* بعضي ازدواج را به صحنه تفاخر و تنافس تبديل مي‌كنند. مراسم عقد خود را براي تفاخر در هتلها مي‌گيرند! مي‌گويند جهيزيه ما اين چيزها را داشت يا عقد را در فلان سالن گرفتيم.

* اسلام مهريه را قرار داده؛ اما ازدواج را به صورت يك داد و ستد نمي‌كند؛ بلكه هر دو نفر موجودي خود را در صندوق مشتركي مي‌گذارند و از آن استفاده مي‌كنند.

* بعضي‌ها چند ميليون تومان مهريه مي‌گذارند؛ يعني ازدواج را كه يك امر انساني است، به يك داد و ستد تبديل مي‌كنند. اين، تحقير و توهين به شأن انسانيت در ازدواج است.

* مراسم عقد را در اتاق خانه و حياط منزل خودتان و يا همسايه‌تان بگيريد؛ اينگونه محيطها، يك محيط انس خانوادگي است. (20/4/70)

* ميهماني‌هاي پر سر و صدا و هتل گرفتن و خرجهاي زياد، كار طاغوتي‌ها بود؛ اگر ما كار آنها را تكرار بكنيم، مثل آنها مي‌شويم.

* جهيزيه اگر نيازهاي دختر را تأمين مي‌كند، خوب است؛ اما به سمت تجملات نرود؛ بايد بنا را بر سادگي گذاشت.

* تجملات براي يك جامعه، مضر است؛ البته در حد معقول ايرادي ندارد؛ اما اگر رقابت به ميان آمد، از حد خودش تجاوز مي‌كند و به جاهاي ديگر مي‌رود؛ آوردن «تجملات» در عرصه ازدواج غلط اندر غلط است. (20/4/70)

* تشريفات ازدواج، پدر مردم را درآورده است، تشريفات ازدواج از موضوع‌هاي زنده‌اي است كه طرح آن حقيقتاً در وضع زندگي مردم تأثير مي‌گذارد. (29/11/70)

* ازدواج را بايد آسان بگيرند و دنبال تشريفات نباشند؛ تا راحت بتوانند جوانان را به مرحله ازدواج نزديك كنند. بايد در خانواده‌ها و در جوانان و دختران و پسران، همت بوجود آيد. (7/2/77)

 

 



 نگاشته شده توسط مرجان ب در جمعه 7 اسفند 1388  ساعت 3:19 PM نظرات 0 | لينک مطلب

انسانهایی‌ که‌ دچار یک‌ چنین‌ عارضة‌ روانی‌ هستند برای‌ سعادت‌ معنایی‌ جز سعادت‌ دنیا قائل‌ نیستند و برای‌ سعادت‌ دنیا هم‌ معنایی‌ جز، خوردن‌ و سرگرم‌ بودن‌ به‌ لذات‌ مادی‌ و دلخوش‌ داشتن‌ به‌ صرف‌ آرزوها و خیالات‌ واهی‌، نمی‌فهمند. این‌ سنت‌ خدای‌ تعالی‌ در خلقت‌ بشر و اسکانش‌ در زمین‌ و زینت‌ دادن‌ زمین‌ و لذایذ مادی‌ آن‌ است‌ که‌ بدین‌ وسیله‌ فردفرد بشر را امتحان‌ کند، سعادتمندان‌ از دیگران‌ متمایز شوند و به‌ همین‌ منظور نسلها را یکی‌ پس‌ از دیگری‌ به‌ وجود می‌آورد و متاعهای‌ زندگی‌ که‌ در زمین‌ است‌ در نظرشان‌ جلوه‌ می‌دهد؛ آن‌ گاه‌ آنان‌ را به‌ اختیار خود وامی‌گذارد تا آزمایش‌ شوند. آیة‌ 7 از سوره‌ کهف‌ بیانگر این‌ واقعیت‌ است‌.

انا جعلنا ما الارض‌ زینة‌ لها لنبلوهم‌ ایهم‌ احسن‌ عملاً.

«آنچه‌ را که‌ بر روی‌ زمین‌ قرار دادیم‌ زینتی‌ برای‌ آن‌ است‌ تا اینکه‌ آزمایش‌ کنیم‌ آنها را که‌ کدامشان‌ نیکوتر عمل‌ می‌کنند.»

شهید بزرگوار آیت‌ الله‌ صدر دربارة‌ کالاهای‌ تجملی‌ و به‌ کار گرفتن‌ آنها می‌گوید: (24)

«اقتصاد اسلامی‌ با تولید وسایل‌ تجملی‌ یا موادی‌ که‌ موجب‌ اسرافکاری‌ در جامعه‌ شود، شدیداً مبارزه‌ می‌کند و هرگونه‌ حرکت‌ اقتصادی‌ را در این‌ جهت‌ محکوم‌ می‌کند، بدین‌ معنی‌ که‌ اولاً باید لوازم‌ و وسایلی‌ که‌ برای‌ یک‌ زندگی‌ سالم‌ به‌ دور از اسراف‌ و بیهوده‌ کاری‌ لازم‌ است‌ تأمین‌ کند. ثانیاً از تولید وسایلی‌ که‌ موجب‌ انحراف‌ اخلاقی‌ و اسرافکاری‌ در جامعه‌ می‌شود جلوگیری‌ شود.»

اسلام‌ نگرش‌ افراد را در شیوة‌ مصرف‌ اموال‌ دگرگون‌ کرده‌ و رقابتهای‌ تب‌آلود شهوی‌ که‌ جز ارضاء نیازهای‌ جنسی‌ و تن‌ دادن‌ به‌ خواهشهای‌ شیطانی‌ نفس‌ در سایة‌ اسرافکاری‌ و زیاده‌روی‌ است‌ را بکلی‌ واژگون‌ می‌سازد.

یکی‌ دیگر از انگیزه‌های‌ منفی‌ مصرف‌، رقابت‌ و هم‌چشمی‌ است‌، حال‌ آنکه‌ هر قدر ارزشهای‌ اسلامی‌ در جامعه‌ای‌، بیشتر حاکم‌ شود، این‌ انگیزه‌ تأثیر خود را بیشتر از دست‌ می‌دهد ؛ زیرا ارزش‌ انسانها در جامعة‌ اسلامی‌ براساس‌ مقدار مصرف‌ ارزیابی‌ نمی‌شود، و این‌ گونه‌ نیست‌ که‌ کسی‌ که‌ بیشتر مصرف‌ می‌کند، ارزش‌ اجتماعی‌ او نیز افزون‌ می‌شود.



 نگاشته شده توسط مرجان ب در جمعه 7 اسفند 1388  ساعت 3:18 PM نظرات 0 | لينک مطلب

1 ـ تفاخر و تکاثر

اگر انسان‌ مصرف‌ چیزی‌ را به‌ انگیزة‌ تفاخر بر دیگران‌ و ابراز امتیاز و خودنمایی‌ انجام‌ دهد، و یا به‌ خاطر رقابت‌ و هم‌ چشمی‌ مصرف‌ کند، مورد نکوهش‌ اسلام‌ است‌ و از انگیزه‌های‌ منفی‌ مصرف‌ به‌ شمار می‌رود.

تفاخر در مصرف‌ تا آنجا محکوم‌ است‌ که‌ پیشوایان‌ الهی‌ از مصادیق‌ پایین‌ آن‌ نیز نهی‌ کرده‌اند. خداوند متعال‌ در قرآن‌ کریم‌ می‌فرماید:

تلک‌ الدار الاخرة‌ نجعلها للذین‌ لا یریدون‌ علوا فی‌ الارض‌ و لافسادا و العاقبة‌ للمتقین‌. (19)

«ما این‌ دار آخرت‌ (بهشت‌ ابدی‌) را برای‌ آنانکه‌ در زمین‌، اراده‌ علو و فساد و سرکشی‌ ندارند مخصوص‌ می‌گردانیم‌ و حسن‌ عاقبت‌، خاص‌ پرهیزکاران‌ است‌.»

نقل‌ شده‌ که‌ حضرت‌ امیر مؤمنان‌ علی‌ (ع‌) در تفسیر فرموده‌ است‌: (20)

ان‌ الرجل‌ لیعجبه‌ ان‌ یکون‌ شراک‌ نعله‌ اجود من‌ شراک‌ نعل‌ صاحبه‌ فیدخل‌ تحتها.

«همانا فردی‌ را این‌ موضوع‌ به‌ خرسندی‌ وامی‌ دارد که‌ بند کفشش‌ بهتر از بند کفش‌ دوستش‌ می‌باشد و بدین‌ جهت‌، داخل‌ عنوان‌ آیه‌ می‌شود یعنی‌ او از کسانی‌ به‌ شمار می‌رود که‌ در زمین‌، اراده‌ علو فساد دارد.»

روایات‌ متعددی‌ در مذمت‌ مصرف‌ به‌ انگیزة‌ تفاخر وارد شده‌ است‌ که‌ ذیلاً به‌ یک‌ نمونه‌ اشاره‌ می‌شود.

رسول‌ گرامی‌ اسلام‌ (ص‌) می‌فرماید: (21)

مامن‌ احد یلبس‌ ثوبا لیباهی‌ به‌ فینظر الناس‌ الیه‌ الا لم‌ینظرالله‌ الیه‌ حتی‌ ینزعه‌.

«هر کس‌ لباس‌ بپوشد که‌ بدان‌ مباهات‌ کند و مردم‌ به‌ او نگاه‌ کنند، خداوند به‌ او نظر نمی‌کند تا آن‌ لباس‌ را از تن‌ درآورد.»

در تفاخر به‌ حسب‌ و نسب‌ و تکاثر در اموال‌، خداوند در آیة‌ 20 از سوره‌ حدید می‌فرماید:

اعملوا انما الحیوة‌ الدنیا لعب‌ و لهو و...

و ما الحیوة‌ الدنیا الا متاع‌ الغرور.

«بدانید که‌ زندگانی‌ دنیا به‌ حقیقت‌، بازیچه‌ای‌ است‌ کودکانه‌ و لهو و عیاشی‌ و آرایش‌ و تفاخر و فزون‌طلبی‌ در مال‌ و فرزندان‌، در مثل‌ مانند بارانی‌ است‌ که‌ به‌ موقع‌ ببارد و گیاهی‌ در پی‌ آن‌ از زمین‌ بروید که‌ برزگر را به‌ شگفت‌ آرد و سپس‌ بنگری‌ که‌ زرد و خشک‌ شود و بپوسد و در آخرت‌، عذاب‌ سخت‌ جهنم‌ و آمرزش‌ و خشنودی‌ حق‌ نصیب‌ است‌ و بدانید که‌ دنیا جز متاع‌ فریب‌ و غرور، چیزی‌ نیست‌.»

تفاخر به‌ معنای‌: مباهات‌ کردن‌ به‌ حسب‌ و نسب‌ است‌ و تکاثر در اموال‌ و اولاد به‌ این‌ که‌ شخصی‌ به‌ دیگری‌ فخر بفروشد که‌ من‌ مال‌ و فرزند بیشتری‌ دارم‌.

زندگی‌ دنیا عرضی‌ است‌ زائل‌، و سرابی‌ است‌ باطل‌، که‌ از خصال‌ پنجگانة‌ ذیل‌ خالی‌ نیست‌.

یا لعب‌ و بازی‌ است‌، یا لهو و سرگرمی‌ کننده‌، یا زینت‌ است‌، یا تفاخر و یا تکاثر است‌. همة‌ اینها همان‌ موهوماتی‌ است‌ که‌ نفس‌ آدمی‌ بدان‌ و یا به‌ بعضی‌ از آنها تعلق‌ خاطر و وابستگی‌ پیدا می‌کند. اموری‌ خیالی‌ و زائلی‌ است‌ که‌ برای‌ انسان‌ باقی‌ نمی‌ماند و هیچیک‌ از آنها برای‌ انسان‌ کمالی‌ نفسانی‌، و خیری‌ حقیقی‌ جلب‌ نمی‌کند. از شیخ‌ بهایی‌ نقل‌ شده‌ که‌ گفته‌ است‌: «این‌ پنج‌ خصلتی‌ که‌ در آیة‌ شریفه‌ ذکر شده‌، از نظر سنین‌ عمر آدمی‌ و مراحل‌ حیات‌ او مترتب‌ یکدیگرند؛ چون‌ تا کودک‌ است‌ حریص‌ در لعب‌ و بازی‌ است‌ و همین‌ که‌ به‌ حد بلوغ‌ رسید، به‌ آرایش‌ خود و زندگیش‌ می‌پردازد و همواره‌ به‌ فکر این‌ است‌ که‌ لباس‌ فاخری‌ تهیه‌ کند. مرکب‌ جالب‌ توجهی‌ سوار شود، منزل‌ زیبایی‌ بسازد و همواره‌ به‌ زیبایی‌ و آرایش‌ خود بپردازد، و بعد از این‌ سنین‌ به‌ حد کهولت‌ می‌رسد، آن‌ وقت‌ است‌ که‌ بیشتر به‌ فکر تفاخر به‌ حسب‌ و نسب‌ می‌افتد».

2 ـ مصرف‌ گرایی‌ افراطی

یکی‌ دیگر از انگیزه‌های‌ منفی‌ مصرف‌، مصرف‌گرایی‌ افراطی‌ می‌باشد که‌ از آن‌ در متون‌ اسلامی‌ به‌ بطر یاد شده‌ است‌.

بطر، حالت‌ هیجان‌ روانی‌ و سبکسری‌ است‌ که‌ به‌ انسان‌ در اثر بدرفتاری‌ با نعمتها و بی‌توجهی‌ در ادای‌ حق‌ نعمت‌ و بکارگیری‌ آن‌ در غیر جهت‌ مصرفش‌ عارض‌ می‌شود.

راغب‌ می‌گوید: (22) و البطر دهش‌ یعتری‌ الانسان‌ من‌ سوء احتمال‌ النعمة‌ و قله‌ القیام‌ بحقها و صرفها الی‌ غیر وجهها.

یعنی‌: بطر عارضه‌ای‌ است‌ روانی‌ که‌ ناشی‌ از بی‌ظرفیتی‌ انسان‌ در مقابل‌ نعمت‌ و کوتاهی‌ در انجام‌ وظیفه‌ در قبال‌ آن‌ و بکارگیری‌ نعمت‌ در غیر محل‌ آن‌ است‌، بطر در قرآن‌ کریم‌ در دو آیه‌ استعمال‌ شده‌ است‌: نخست‌ در آیة‌ 58 از سورة‌ قصص‌ که‌ خداوند سرگذشت‌ قومی‌ را نقل‌ می‌کند که‌ در استفاده‌ از نعمتها دچار طغیان‌ و کفران‌ شدند پس‌ خداوند آنها را به‌ سبب‌ اعمالشان‌ هلاک‌ گرانید.

و کم‌ اهلکنا من‌ قریة‌ بطرت‌ معیشتها فتلک‌ مسکنهم‌ لم‌ تسکن‌ من‌ بعدهم‌ الا قلیلاً و کنا نحن‌ الوارثین‌.

«و چه‌ بسیار از شهرها و آبادیهایی‌ را که‌ بر اثر فراوانی‌ نعمت‌، مست‌ و مغرور شده‌ بودند هلاک‌ کردیم‌! این‌ خانه‌های‌ ویران‌ آنهاست‌ و بعد از آنان‌ جز اندکی‌ سکونت‌ نکرده‌ و تنها ما وارث‌ و یار آنها بودیم‌.»

همچنین‌ در آیة‌ 47 از سوره‌ انفال‌ خداوند، مسلمانان‌ را نهی‌ می‌کند که‌ در هنگام‌ قتال‌ با دشمنان‌ دین‌، با خودنمایی‌ و خودآرایی‌ به‌ تجملات‌ دنیوی‌ بیرون‌ شوند، و مردم‌ را با گفتار و کردار ناپسند خود به‌ ترک‌ تقوا و فرو رفتن‌ در گناهان‌ و خروج‌ از اطاعت‌ اوامر و دستورات‌ او دعوت‌ کنند و بدین‌ وسیله‌ مانع‌ راه‌ خدا شوند که‌ اگر چنین‌ کنند زحمتشان‌ بی‌اثر گشته‌ و نور ایمان‌ در دلهایشان‌ خاموش‌ می‌شود و آثار ایمان‌ از اجتماع‌ مسلمین‌، رخت‌ برمی‌بندد.

شیطان‌ این‌ گونه‌ اعمال‌ زشت‌ را نزد انسانها زینت‌ می‌بخشد، نعمتهای‌ الهی‌ را آن‌ گونه‌ که‌ شایسته‌ و سزاوار است‌ به‌ کار نگیرند و بیش‌ از آنچه‌ که‌ مورد نیاز است‌ مصرف‌ کنند.



 نگاشته شده توسط مرجان ب در جمعه 7 اسفند 1388  ساعت 3:16 PM نظرات 0 | لينک مطلب

مسائل‌ مهمی‌ از شریعت‌ اسلام‌، به‌ شمردن‌ سی‌ و سه‌ مورد از گناهان‌ بزرگ‌ می‌پردازد، از جمله‌ آنان‌، اسراف‌ و تبذیر را نام‌ می‌برد.» (12)

امام‌ خمینی‌ (ره‌) در این‌ رابطه‌ می‌فرماید:

«اسراف‌ و تبذیر از گناهان‌ کبیره‌ می‌باشد». (13)

انگیزه‌های‌ مصرف‌

خداوند هستی‌ را آفرید تا انسان‌ از آن‌ بهره‌ گیرد. بدین‌ سان‌ استفاده‌ از نعمتهای‌ الهی‌ با رعایت‌ شرایط‌ و ضوابط‌ مقرر، مانند حلال‌ بودن‌ درآمد، عدم‌ اسراف‌ و تبذیر در اموال‌ و غیره‌ و ادای‌ حقوق‌ دیگران‌ از دستورات‌ واجب‌ می‌باشد.

خداوند در آیات‌ متعددی‌، نعمتهای‌ خویش‌ را برمی‌شمرد و انسانها را به‌ استفاده‌ از آنها تشویق‌ می‌کند تا بدین‌ وسیله‌ انسان‌ به‌ نعمت‌ دهنده‌ توجه‌ کند. اما اینکه‌ استفاده‌ کردن‌ از نعمتها با چه‌ نیتی‌ و با چه‌ انگیزه‌ای‌ باشد، مورد بحث‌ است‌. چرا که‌ بی‌گمان‌ رفتار انسان‌ ریشه‌ در اندیشه‌ و نیت‌ او دارد. در روایات‌ آمده‌ است‌:

لا عمل‌ الابنیة‌. (14) نیت‌ حقیقت‌ عمل‌ است‌.

و النبة‌ افضل‌ من‌ العمل‌. (15) و نیت‌ برتر از عمل‌ است‌. بدین‌ سان‌ روشن‌ است انسان‌ باید انگیزه‌هایی‌ از مصرف‌ داشته‌ باشد که‌ شکل‌ دهندة‌ چگونگی‌ رفتار اوست‌.

برخی‌ از این‌ انگیزه‌ها در اثر نیازهای‌ معقول‌ و واقعی‌ به‌ وجود می‌آید، مثبت‌ و مورد تأیید و تشویق‌ اسلام‌ است‌ و برخی‌ از این‌ انگیزه‌ها که‌ در اثر نیازهای‌ خیالی‌ و غیر معقول‌ پدید می‌آید، منفی‌ و مورد نهی‌ و منع‌ اسلام‌ می‌باشد، بنابراین‌ برخورد انسانها با نعمتها، ناشی‌ از انگیزه‌ و نیت‌ آنهاست‌. بر این‌اساس‌ انگیزه‌های‌ مصرف‌ به‌ دو قسم‌ تقسیم‌ می‌شود: 1ـ انگیزه‌های‌ مثبت‌، 2 ـ انگیزه‌های‌ منفی‌.

انگیزه ‌های‌ مثبت‌ مصرف‌

1 ـ حب‌ خدا و طلب‌ رضای‌ او

تعالیم‌ اسلامی‌ به‌ انسان‌ به‌ گونه‌ای‌ جهت‌ می‌دهد که‌ تمام‌ حرکات‌ و ابعاد زندگیش‌ در جهت‌ خداوند و برای‌ قرب‌ به‌ حضرت‌ حق‌ باشد. مصرف‌ نیز نوعی‌ از رفتار آدمی‌ است‌ پس‌ از این‌ قاعده‌، مستثنی‌ نیست‌. بنابراین‌، مطلوب‌ اسلام‌ این‌ است‌ که‌ انگیزة‌ غایی‌ مصرف‌ نیز در جهت‌ خدا باشد و انگیزه‌های‌ متوسط‌ به‌ جای‌ هدف‌ غایی‌ قرار نگیرد.

یکی‌ از موارد مصرف‌ با نیت‌ و انگیزه‌ خدایی‌، اتفاق‌ می‌باشد. شرع‌ مقدس‌ اسلام‌ بر مسألة‌ انفاق‌ تأکید فراوانی‌ دارد، و در زمینه‌ آیات‌ متعددی‌ وارد شده‌ است‌ که‌ مردم‌ را به‌ انفاق‌ دعوت‌ می‌کند؛ از جمله‌ آیة‌ 261 از سورة‌ بقره‌ که‌ می‌فرماید:

مثل‌ الذین‌ ینفقون‌ اموالهم‌ فی‌ سبیل‌ الله‌ کمثل‌ حبة‌ انبتت‌ سبع‌ سنابل‌ فی‌ کل‌ سنبلة‌ مائة‌ حبة‌ و الله‌ یضاعف‌ لمن‌ یشاء والله‌ واسع‌ علیم‌

«حکایت‌ آنانی‌ که‌ مالهایشان‌ را در راه‌ خدا مصرف‌ می‌کنند مانند دانه‌ای‌ است‌ که‌ هفت‌ خوشه‌ رویانده‌، در هر خوشه‌ای‌ صد دانه‌ باشد و خدا برای‌ هر کسی‌ بخواهد، چند برابر می‌کند و خدا (از نظر قدرت‌ و رحمت‌) وسیع‌ و (به‌ همة‌ چیز) دانا است‌.»

انفاق‌ در راه‌ خدا این‌ است‌ که‌ یک‌ خیر با نیت‌ خدایی‌ انجام‌ تا موجب‌ خوشنودی‌ خدا شود، و راه‌ خدا اختصاص‌ به‌ کار خاصی‌ ندارد، زیرا کلمه‌ فی‌ سبیل‌ الله‌ به‌ طور مطلق‌ ذکر شده‌ است‌.

کسی‌ که‌ مقداری‌ از مالش‌ را انفاق‌ می‌کند، گرچه‌ به‌ خاطرش‌ می‌گذرد که‌ این‌ مال‌ بدون‌ عوض‌ از دستش‌ رفته‌، اما با اندکی‌ تأمل‌ درمی‌یابد که‌ جامعه‌ انسانی‌ به‌ منزلة‌ شخص‌ واحدی‌ است‌ که‌ اعضای‌ مختلفی‌ دارد و در عین‌ اختلاف‌ در هدف‌ زندگی‌ مشترک‌ و از لحاظ‌ اثر و فایده‌ با هم‌ مربوطند و از این‌ روی‌ اگر یکی‌ از آنها، فاقد نعمت‌ صحت‌ و سلامت‌ شد و از کار خود بازماند، سایر اعضا نیز متأثر خواهند شد. در اجتماع‌ نیز بواسطة‌ انفاق‌، اگرچه‌ فایده‌ای‌ از دست‌ کسی‌ می‌رود اما در عوض‌ کار دیگری‌ اصلاح‌ می‌شود.

که‌ در آفرینش‌ ز یک‌ گوهرند

دگر عضوها را نماند قرار

نشاید که‌ نامت‌ نهند آدمی‌

بنی‌ آدم‌ اعضای‌ یکدیگرند

چو عضوی‌ بدرد آورد روزگار

تو کز محنت‌ دیگران‌ بی‌ غمی‌

در صورتی‌ که‌ انفاق‌ در راه‌ خدا و به‌ طلب‌ خوشنودی‌ او باشد، افزایش‌ یافتن‌ از لوازم‌ تخلف‌ناپذیر آن‌ است‌. همچنین‌ خداوند متعال‌ در آیة‌ دیگری‌ در این‌ زمینه‌ می‌فرماید:

و مثل‌ الذین‌ ینفقون‌ اموالهم‌ ابتغاء مرضات‌ الله‌ و تثبیتاً من‌ انفسهم‌ کمثل‌ جنة‌ بربوه‌ اصابها وابل‌ فاتت‌ اکلها ضعفین‌ فان‌ لم‌ یصبها وابل‌ فطل‌ و الله‌ بما تعملون‌ بصیر. (16)

«و مثل‌ آنانکه‌ مالشان‌ را در راه‌ خوشنودی‌ خدا انفاق‌ کنند و با کمال‌ اطمینان‌ خاطر، دل‌ به‌ لطف‌ خدا شاد دارند، همچون‌ باغی‌ است‌ که‌ در نقطه‌ بلندی‌ باشد و بر آن‌ باران‌ زیادی‌ به‌ موقع‌ ببارد و ثمره‌ و حاصلی‌ دو چندان‌ که‌ منتظرند دهد و اگر باران‌ بسیار نیاید، اندک‌ اندک‌ بارد تا باز به‌ ثمر رسد و خداوند به‌ آنچه‌ انجام‌ می‌دهد بصیر و داناست‌».

ابتغاء مرضات‌ الله‌ که‌ در آیه‌ به‌ کار رفته‌، یعنی‌: طلب‌ خوشنودی‌ خدا و بازگشت‌ آن‌ به‌ تعبیر معروف‌ لوجه‌ الله‌ است‌، زیرا وجه‌ عبارت‌ است‌ از چیزی‌ که‌ انسان‌ با آن‌ مواجه‌ و روبرو می‌شود و وجه‌ پروردگار نسبت‌ به‌ بنده‌ای‌ که‌ به‌ او امری‌ فرموده‌ این‌ است‌ که‌ از فضل‌ و امتثال‌ وی‌ خوشنود باشد، چون‌ امر کننده‌ نسبت‌ به‌ امتثال‌ کنندة‌ آن‌ امر با خوشنودی‌ روبرو می‌شود.

پس‌ روی‌ خدا نسبت‌ به‌ بنده‌ای‌ که‌ به‌ او تکلیف‌ کرده‌، عبارت‌ است‌ از همان‌ خشنودی‌ خدا از امتثال‌ وی‌ و طلب‌ خشنودی‌ خدا، همان‌ قصد وجه‌ است‌. در این‌ آیه‌، انفاق‌ در راه‌ خدا مورد ستایش‌ قرار گرفته‌ است‌ و البته‌ دو نوع‌ انفاق‌ به‌ شرح‌ ذیل‌ که‌ مورد خشنودی‌ خدا نیست‌، استثنا می‌شود:

1ـ انفاق‌ ریایی‌ که‌ از اصل‌ باطل‌ است‌.

2 ـ انفاقی‌ که‌ بعد از آن‌، منت‌ و آزاری‌ واقع‌ می‌شود و پس‌ از آنکه‌ به‌ طور صحیح‌ انجام‌ یافته‌، باطل‌ شود و علت‌ بطلان‌ این‌ دو آن‌ است‌ که‌ ـ آنها ـ یا از اول‌ برای‌ خشنودی‌ خدا واقع‌ نشده‌ است‌ و یا اینکه‌ پس‌ از وقوع‌ عمل‌، نفس‌ نیت‌ خالص‌ خود را از دست‌ داده‌ است‌. (17)

2 ـ احسان‌ و نیکوکاری‌

و انفقوا فی‌ سبیل‌ الله‌ و لاتلقوا بایدیکم‌ الی‌ التهلکة‌ و احسنوا ان‌ الله‌ یحب‌ المحسنین‌. (18)

«از مال‌ خود در راه‌ خدا انفاق‌ کنید لیکن‌ نه‌ به‌ حد اسراف‌، و خود را به‌ مهلکه‌ نیفکنید و نیکویی‌ کنید ، زیرا خدا نیکوکاران‌ را دوست‌ دارد.»

کلمة‌ حسن‌ و زیبایی‌ را می‌توان‌ بر هر امر محسوس‌ یا معقولی‌ که‌ از نظر عقل‌، تمایلات‌ و دیدار حسی‌ دلپذیر و مطبوع‌ داشته‌ باشد اطلاق‌ کرد.

اما احسان‌ به‌ معنای‌ انعام‌ و نیکی‌ کردن‌ به‌ دیگران‌ است‌ و به‌ قول‌ راغب‌ در صفحة‌ 118 المفردات‌، احسان‌ به‌ معنای‌ این‌ است‌ که‌ خیری‌ را با خیری‌ بیشتر از آن‌ تلاقی‌ کنی‌ و شری‌ را به‌ شری‌ کمتر از آن‌ جواب‌ گویی‌.

احسان‌ امری‌ مافوق‌ عدالت‌ است‌، زیرا در عدالت‌ باید هر آنچه‌ انسان‌ به‌ دیگران‌ می‌دهد در مقابل‌ چیزهایی‌ باشد که‌ قبلاً از آنها گرفته‌ یا بعداً می‌گیرد. اما در احسان‌، انعام‌ و نیکی‌، ابتدایی‌ است‌ و در آن‌ استحقاق‌ به‌ معنی‌ عدالت‌ شرط‌ نیست‌ بلکه‌ بالاتر از عدل‌ است‌.

از این‌ روی‌ احسان‌ و نیکی‌ واجب‌ نیست‌؛ در حالی‌ که‌ اجرای‌ عدالت‌، واجب‌ و لازم‌ است‌. البته‌ واژة‌ احسان‌ به‌ معنای‌ وسیع‌تری‌ نیز استعمال‌ می‌شود مقابل‌ افساد قرار می‌گیرد. چنانچه‌ در آیة‌ 77، سوره‌ قصص‌ می‌فرماید:

و احسن‌ کما احسن‌ الله‌ الیک‌ و لا تبغ‌ الفساد فی‌ الارض‌ ان‌ الله‌ لایحب‌ المفسدین‌.



 نگاشته شده توسط مرجان ب در جمعه 7 اسفند 1388  ساعت 3:16 PM نظرات 0 | لينک مطلب


  • تعداد صفحات :27
  •    
  •   
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  
  • 16  
  • 17  
  • 18  
  • 19  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net