توصيه هاي بابا برقي رو جدي بگيريد
 
 
 
 


 نگاشته شده توسط مرجان ب در یک شنبه 9 اسفند 1388  ساعت 6:02 PM نظرات 0 | لينک مطلب

ثروت و امكانات ، براى تامين رفاه معيشتى و آرامش روحى و سكون خاطر است و نبايد گذاشت به مايه تشنج و ماده اختلاف تبديل شود.

به كار گيرى عقل و تدبير در تنظيم اقتصادى خانواده ، ايجاب مى كند كه از چشم و هم چشمى و رقابت هاى كمر شكن يا حسادت هاى خانمان برانداز، پرهيز كنند و اجازه ندهند هوس به جاى عقل بنشيند و صفاى زندگى را از ميان بردارد.

قناعت يكى از شيوه هاى خردمندانه در مصرف و خرج است .

 به تعبير حضرت على (عليه السلام ): القناعة مال لا ينفد؛ (1) قناعت ، ثروتى پايان ناپذير است .

نقطه مقابل قناعت و ميانه روى و اعتدال اقتصادى ، ولخرجى و اسراف است كه هم ناسپاسى به نعمت هاى خداست ، هم زمينه ساز بروز فقر و تنگدستى است و هم هدر دادن امكانات است كه نابخردانه است . خرج هاى اسرافكارانه هرگز ستوده نيست و كسى كه خردمند باشد ، كس ديگر را بر ولخرجى نمى ستايد ، بلكه ملامت هم مى كند و اگر هم كسى در اثر اسراف و تبذير و ريخت و پاش به فقر و افلاس كشيده شد ، دل كسى بر او نمى سوزد و جاى ترحم نيست ، چرا كه هر چه كرده خود كرده است .

 

اين مضمون كلام امير المومنين (عليه السلام ) است كه فرموده است : اسرافكار را واگذار كه نه بخشش او ستايش انگيز است ، نه تنگدستى اش ترحم انگيز. (2)

تجمل گرايى ، بيش از آنكه راحتى بياورد ، ناراحتى مى آفريند و به جاى آرامش ، زندگي ها را دستخوش آشفتگي ها و زلزله هاى ويرانگر مى سازد. در وراى بسيارى از چهره هاى به ظاهر شاد و شنگول طبقات مرفه و تشريفاتى ، غمى سنگين و اضطرابى دايمى نهفته است .

كيست كه نداند درون اين گونه خانواده ها كه با هم به رقابت و چشم و هم چشمى پرداخته اند ، چه مصيبت ها و مشكلات و كدورت ها  پنهانند كه گاهى هم سرباز كرده و به بيرون درز مى كنند!...

پول

 

نه اسراف ، نه بخل

مديريت اقتصادى خانه ، نيازمند ايجاد توازن در دخل و خرج و به كار گيرى عقل و مصلحت به جاى هوس و اسراف و تبذير است . در اين مسئله ، زن و مرد سهيم و شريكند ، و بايد براى رسيدن به سطح معتدل در معيشت ، همكارى داشته باشند و بكوشند ، نگذارند مسايل مالى در زندگى مشترك ، عواطف انسانى و مهر و صفا را تحت الشعاع قرار دهند.

 

حركت در مرز تعادل دشوار است . مواظبت بر اينكه نه گرفتار بخل و امساك شود و نه در دامن اسراف و ولخرجى بيفتد، هوشيارى و منطق مى طلبد. برخى به عنوان اينكه بايد قناعت كرد و حسابگر بود  ، بر خانواده خود سخت مى گيرند و گاهى حق آنان را هم تضييع مى كنند. برخى هم به عنوان اينكه بايد دست و دل باز و بخشنده و كريم بود ، مال خود را هدر مى دهند و ولخرجى مى كنند.

حضرت امير (عليه السلام ) در سخن حكيمانه اى به رعايت مرزى معتدل ميان اين افراط و آن تفريط دستور مى دهد و مى فرمايد:

كن سمحا و لا تكن مبذرا، و كن مقدرا و لا تكن مقترا(3)؛

بخشنده باش ، ولى نه ولخرج و اسرافكار، و اندازه گير باش ، ولى نه سختگير و بخيل .

 

آنچه در آغاز زندگى و تشكيل خانواده و در هنگامه ي خواستگارى و عقد و عروسى به نظر نا چيز و غير مهم جلوه مى كند ، گاهى در آينده سبب بروز مشاجرات و اختلاف مى شود.

در گرما گرم اول ازدواج ، شايد هر دو طرف براى پا گرفتن يك وصلت ، چنين وانمود كنند كه با هر شرطى موافقند و در هر شرايطى سازگارند و هر مهريه اى را مى پذيرند. ولى در بستر زمان ، وقتى به نتوانستن برخورد كنند ، ناسازگارى چهره زشت و ناهنجار خود را نشان مى دهد.

 

در ايجاد تفاهم اقتصادى در زندگى مشترك ، دو جانب مؤثر است :

يك طرف قضيه به بانو مربوط مى شود ، طرف ديگر به آقا.

يكى بايد قناعت به خرج دهد ، يكى هم بايد بر تلاش بيفزايد.

زن بايد كم توقع و صبور باشد ، مرد هم بايد از بخل و سختگيرى بى مورد و بيش از حد دست بردارد.


 نگاشته شده توسط مرجان ب در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 5:13 PM نظرات 0 | لينک مطلب

سیدشهیدان اهل قلم، شهید سيد مرتضي آويني در ميان نوشته‌هاي فراوان خود، اثر ارزشمندي به يادگار گذاشته است به نام "توسعه و مباني تمدن غرب".

البته وجه اشتراک مجموعه نوشته‌هاي آويني اين است که همه در راستاي تبيين مباني انقلاب اسلامي در حوزه‌هاي مختلف است، (البته تا جايي که مجال پيدا کرد)اما توسعه و مباني تمدن غرب از آن جهت براي اين مقاله برگزيده شد،که به طور مفصل در آن به بررسي و ريشه يابي پديده مصرف گرايي و تب تند مدرنيزه شدن در جوامع عصر حاضر پرداخته است.

آويني کتابش را در سال‌هايي مي‌نويسد، که تازه شعارهاي توسعه اقتصادي و مدرنيزه شدن در فضاي عمومي جامعه مطرح شده است.او با بينشي عميق از وضعيت جوامع عصر خود و به ويژه شناخت دقيق از دين اسلام و آداب و رسوم مردم کشورش ناهمخواني و عدم تطابق ملزومات توسعه غربي را با دين و فرهنگ مردم خود تشخيص داده بود.اينگونه بود که احساس خطر مي‌کرد و اين احساس را با ضميمه عقل و منطق به رشته تحرير در مي‌آورد،تا گرچه به مذاق برخي خوش نمي‌آيد،اما شايد تلنگري باشد.

قسمت‌هاي کوتاهي از مقاله "تمدن اسراف و تبذير" کتاب توسعه و مباني غرب او در ادامه مي‌آيد:

«آرمان توسعه‌يافتگي از اصالت دادن به رشد اقتصادي و غلبه‌ي اقتصاد بر ساير وجوه حيات بشر زاييده شده و آنچه باعث شده تا بشر براي اقتصاد اينچنين مقام و اهميتي قايل باشد ماده‌گرايي و نسيان حق است.

 

نگرشي که انسان امروز نسبت به خود و جهان يافته است اينچنين اقتضا دارد که او خود و نيازهاي ماديش را اصل بينگارد و همه‌ي عزم و همت خويش را در جهت برآورده ساختن اين نيازها متمرکز کند، و از آنجا که بشر، مادام که در محدوده‌ي حيواني وجود خويشتن توقف دارد و بر عادات خود غلبه نکرده است، تنها حوايج مادي است که او را به جانب خود مي‌کشد، اين توهم رخ نموده که نيازهاي مادي بشر داراي اصالت است، حال آنکه اينچنين نيست.

مهم‌ترين علتي که جامعه‌ي غرب را به اتراف و اسراف و تبذير کشانده است همين است که اراده‌ي او را در جهت ارضاي شهوات و تبعيت از غرايز و اهواي خويش هيچ چيز جز قراردادهاي اجتماع محدود نمي‌کند.

چه علتي باعث شده است تا بشر غربي اعمالي اينچنين را براي خود مجاز بشمارد؟ وقتي اراده‌ي بشر را در جهت ارضاي شهوات و اهواي خويش هيچ چيز محدود نکند، انسان در مسير تمتع از لذايذ دنيايي به آنچنان زياده‌طلبي و تکاثري دچار مي‌شود که از آن بايد به خدا پناه برد. بشر غربي از آنجا که براي وجود انسان قايل به حقيقتي غايي نيست و به حيوانيت بشر اصالت مي‌دهد، براي اهوا و تمايلات حيواني خود نيز هيچ محدوديتي جز قراردادهاي اجتماعي نمي‌شناسد و قراردادهاي اجتماعي را نيز صرفا به منافع فردي باز مي‌گرداند.

در تمدن غرب قراردادهاي اجتماعي ـ و به تعبير خودشان قانون ـ جانشين اخلاق شده است و سعي بشر غربي در اين است که با اصالت دادن به قوانين مدني و مقررات اجتماعي از اخلاق مذهبي و شريعت بي‌نياز شود؛ يعني به عبارت بهتر، جامعه‌اي بسازد که در آن هيچ کس نيازي به خوب‌بودن نداشته باشد، و در عين حال که هيچ کس التزام اخلاقي در برابر وجدان خويش ندارد، همه بتوانند بدون تجاوز به حقوق يکديگر از حداکثر آزادي و ولنگاري براي ارضاي شهوات حيواني و تمتع از لذايذ مادي برخوردار باشند ـ و الحق بهترين نظام سياسي که مي‌تواند اهداف مذکور را تأمين کند، سيستم دموکراسي است.»

راهش پر رهرو باد .

منبع: سايت برنا

نقل از راسخون



 نگاشته شده توسط مرجان ب در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 5:10 PM نظرات 0 | لينک مطلب

گفتيم كه از اساسي ترين احكام عقلي و مقولات و مفاهيم ديني مورد تاكيد ائمه اطهار (عليهم السلام) و مرشدان و هاديان ديني، حفظ و رعايت اعتدال و ميانه‌روي در تمامي امور و اجتناب شديد از افراط و تندروي يا تفريط و كندروي بوده است. نيز گريزي به بحث اسراف و زياده روي و بررسي معناي لغوي، حدود و عوامل اسراف پرداخته و سپس به بررسي و تبيين عوامل اسراف مبادرت ورزيديم. تاكنون چهار عامل خودنمايي، تربيت غلط خانوادگي، فساد اخلاقي و تقليد را مورد بررسي قرار داده و هم‌اينك به بررسي عامل پنجم يعني وسواس اقدام مي نماييم.

 وسواس

حضرت امام خميني(ره) در كتاب چهل حديث خويش در بيست و پنجمين حديث به “ وسواس” و علاج اين حالت مي‌پردازند. ايشان، اين مبحث از چهل حديث را با روايتي از امام صادق (ع) چنين آغاز مي كند:

عبدالله بن سنان مي گويد: ” براي امام صادق‌(ع) از مردي كه در وضو و نماز به وسواس مبتلا بود، ياد كردم و گفتم كه او مردعاقلي است، امام صادق(ع) فرمود: چه عقلي براي اوست و حال آن كه از شيطان پيروي مي كند؟ از آن حضرت پرسيدم كه چگونه شيطان را پيروي مي كند؟ حضرت فرمود: ” از او سوال كن اين حالت كه به او دست مي دهد از كجا مي آيد؟ خواهد گفت: [ اين حالت] از عمل شيطان است. ”‌

وسواس يكي از شايع ترين اختلالات و بيماري‌هاي رواني است و متخصصان روان شناسي و روان پزشكان تعاريف گوناگوني را از اين بيماري ارائه داده اند. اين بيماري شامل فكر، احساس يا تصورات عود كننده و مزاحم براي شخص است كه در او ايجاد اضطراب مي كند. در نتيجه تعادل فرد به دنبال اين بيماري به هم مي خورد و او در سازگاري با محيط دچار مشكل مي شود. از نظر روانكاوان نيز وسواس يك بيماري ناخودآگاه است كه اختيار و آزادي را از فرد سلب مي كند و او را وامي دارد تا رفتاري را برخلاف ميل و خواسته اش انجام دهد. اگرچه اكثر بيماران به بيمارگونه بودن رفتارشان آگاهي دارند ولي قادر به رها شدن از آن نيستند. ‌

علامت اساسي اختلال شخصيت وسواسي- جبري شامل نظم گرايي، كمال گرايي و كنترل رواني است. افراد مبتلا به اين اختلال تلاش مي كنند تا از طريق توجه دقيق به موازين، جزئيات ريز، فهرست‌ها و برنامه ها بر همه امور كنترل داشته باشند. آنها داراي دقت افراطي اند، كارها را تكرار مي كنند، به جزئيات توجه فوق العاده دارند و به طور مكرر اشتباه احتمالي را كنترل مي كنند. آنها نسبت به اين حقيقت كه اطرافيانشان در برابر تاخيرها و ناراحتي‌هايي كه از اين رفتار ناشي مي شود دلخور مي شوند، توجهي ندارند. مثلا وقتي چنين افرادي فهرستي از كارهايي را كه بايد انجام دهند گم مي كنند به جاي اين كه با كمك گرفتن از حافظه لحظاتي را صرف بازنويسي فهرست آن كارها كنند و به انجام آن كارها بپردازند، زمان زيادي را صرف جستجوي آن فهرست مي كنند. براي كارها زمان كافي تخصيص نمي دهند و مهمترين كارها براي لحظه آخر گذاشته مي شود. افراد مبتلا به اين اختلال به بهانه كنار گذاشتن فعاليت هاي تفريحي، اوقات خود را به طور مفرط وقف كار و بهره وري مي كنند، ممكن است تمركز زيادي بر كارهاي روزمره خانگي داشته باشند (مثلا تميز كردن مفرط و تكراري منزل.) اين افراد در مورد مسائل اخلاقي يا ارزش ها به طور افراطي وظيفه شناس، جدي و انعطاف ناپذير هستند و ممكن است خود و ديگران را مجبور كنند كه در عملكرد از اصول اخلاقي خشك و معيارهاي خيلي سخت پيروي كنند. آنها در مورد اشتباهات خود از خود به طور بي رحمانه انتقاد مي كنند. اين افراد گرفتار نظم افراط گونه اي هستند كه بر تمام روابطشان سايه مي اندازد.

 القاي شيطان

وسوسه و شك از القائات شيطان است، همان طور كه طمانينه و خلوص و ثبات از الطاف خداوند رحمان مي باشد.

توضيح آنكه قلب انسان داراي دو وجه مي‌باشد: وجهي به دنيا مربوط است و وجهي به آخرت. هر گاه وجه دنيايي در قلب، نيرومند شد و يكسره به آباداني دنيا پرداخت و به لذت هاي دنيايي مشغول گرديد، القائاتي شيطاني در آن پيدا مي شود كه همه منشا خيال ها و گمان هاي باطل خواهند بود، دراين حالت اراده نيز تابع اين القائات مي شود و در ادامه، اعمال انسان نيز شيطاني مي شوند و طبعا وسوسه، شك، ترديد و خيال هاي باطل در بدن موثر واقع مي شوند. متقابلا هر گاه انسان متوجه آباداني امور آخرت گردد و به عالم غيب و ملكوت توجه نمايد، حالت استغاثه، اطمينان و طمانينه در قلب ايجاد مي شود و در نتيجه اعمال ظاهر و باطن بر موازين حكمت و عقل صورت خواهند گرفت. متناسب اين مقوله روايتي از امام صادق(ع) به نقل از رسول خدا (ص) است: “ نيست مومني مگر اينكه براي قلبش دو گوش است، گوشي كه در آن فرشته مي‌دمد و گوشي كه در آن شيطان وسوسه كن مي دمد، خداوند مومن را به فرشته تائيد مي كند. ”

 

مغايرت با احكام ديني

وسوسه و وسواس از القائات و اعمال شيطان است، شاهد بر اين ادعا آن است كه اين كار با احكام دين و آثار و اخبار اهل بيت سلام الله عليهم اجمعين، مغايرت دارد.

مثلا هنگامي كه كيفيت وضوي رسول خدا(ص) را در روايات مورد بررسي قرار داده، و اين نحوه وضو گرفتن را با وضو گرفتن افراد مبتلا به وسواس مقايسه كنيم، چگونه مي توان اين دو را منطبق نمود؟ وضوي افراد وسواسي بر فتواي كدام فقيه منطبق است؟

نكته جالب اينكه بسياري از افراد وسواسي در امور دين و اعتقادات مذهبي، اين وسواس را تنها در امور غير مالي كه هيچ هزينه يا هزينه مستقيم براي ايشان ندارد اعمال نموده و در مسائلي چون خمس، زكات، ديات، كفارات و نذر ها و... بدون هيچ‌گونه وسواسي از پرداخت ريالي بيشتر امتناع ورزيده و مدعي شرع و عمل دقيق بدان مي‌شوند. !!!‌

چگونه است كه افراد وسواسي از هر گونه طعامي استفاده كرده و در استفاده از طعام و طهارت و پاكي آن و شبهه ناك بودن يا نبودن آن دقت لازم را مبذول نمي‌كنند اما پس از خوردن غذا دست و دهان خود را به خاطر همان حالت وسواس آب مي‌كشند! اگر اهل طهارت واقعي هستند، چرا به حلال و حرام بودن غذا مقيد نيستند؟

لذا همان‌طور كه گفته شد، وسواسي بودن از بيماريهاي رواني است كه اضافه بر هدر دادن عمر و فرسودن اعصاب و قواي روحي و جسمي، از موجبات و ريشه هاي اسراف محسوب مي شود.

به عنوان نمونه، ممكن است كسي در موضوع ضيافت و پذيرايي از ميهمان، دچار وسواس باشد كه با وجود تهيه غذايي مناسب براي ميهمان، باز هم مرتب از اينكه نكند به طور شايسته از او پذيرايي به عمل نياورده باشد، دچار ناراحتي شود و به دنبال آن در جهت فراهم كردن سفره اي پر‌خرج و سنگين، به ورطه اسراف و تبذير درافتد.

و نيز كسي كه در نوع پوشش، از كفش و لباس و يا وسايل و لوازم منزل دچار وسواس است، همواره در انديشه تعويض و تبديل به احسن به سر مي برد و با مشكل، از داشتن نوع معيني از لباس و يا وسيله زندگي راضي مي شود و هميشه فكر مي كند، آنچه دارد در خور او نيست و با شان او مناسبتي ندارد. اين گونه افراد، وقتي براي خريد هم به بازار مي روند، تا جان خود و همراهانشان را به لب نرسانند، به چيزي براي خريداري رضايت نمي دهند و مجبورند اوقاتي از عمر گرانبهاي خود را در پاساژها و مغازه ها و در حال خريد به سر ببرند و ناگفته پيداست كه در اين ميان چه بلايي بر سر اموال و سرمايه زندگي خويش وارد مي آورند.

همين طور شخصي كه دروضو يا غسل گرفتار وسواس است، خيال مي كند با اين عمل وضو و غسلش بهتر و كامل تر انجام مي گيرد و چه بسا اعمال ديگران را نيز باطل فرض مي كند؛ ولي توجه ندارد كه خود اين عمل، مخالف سيره رسول اكرم است؛ زيرا بر طبق روايات معتبر، آن حضرت براي تمام اعمال وضو، تنها سه مشت آب به مصرف مي رسانيد.  و نيز مفاد روايات درباره غسل، حاكي است كه صرف رسيدن آب و جريان آن بر پوست بدن كفايت مي كند. ولذا آنچه را وسواسي اعمال مي كند، چيزي جز اسراف و تبذير نخواهد بود و در حديثي حضرت امام صادق (ع) مي فرمايند:.

خداوند فرشته اي دارد، كه اسراف در وضو را مانند دشمني با خدا ثبت مي نمايد. 

و همچنين ممكن است، بعضي در مورد نظافت شخصي دچار اين عذاب روحي باشند و در حال استحمام و يا شستن لباس ها و ظروف غذا و مانند آن، گرفتار حالت وسواس باشند و بدين وسيله، اين نعمت عظيم خداوندي و مايه حيات را به نابودي بكشانند.

بنابراين، اسراف و تبذير بخصوص در مصرف آب، كه امروزه صرفه جويي كامل در آن، از ضرورتهاي حيات انساني است، از ثمره هاي تلخ وسواس و از نتيجه هاي ناگوار آن به شمار مي آيد.



 نگاشته شده توسط مرجان ب در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 5:09 PM نظرات 0 | لينک مطلب

قرآن كريم مي‌فرمايد: «متقين كساني هستند كه در مقام انفاق و بخشش نه تند روي مي‏كنند و نه‏ كند روي، راه اعتدال و ميانه را پيش مي‏گيرند.» در آيات زيادي از قرآن نهي مي‏كند از اسراف و تند روي در بذل و بخشش‏، همان طور كه از بخل و خست نهي مي‏كند، قرآن براي اين كار حد وسط و ميانه روي را تعيين كرده است، نه اينكه انسان هر چه دارد به ديگران‏ بخشد، و خودش تهي دست بماند، آنگاه دست به دعا بردارد كه خدايا به‏ من روزي بده. خداوند اين چنين دعايي را هرگز مستجاب نمي‏كند.(داستان راستان، جلد اول، ص44)

 از اسراف 2 . نهي پيامبر

پيغمبر از سه چيز نهي كرده است:

قيل و قال و حرف بيهوده، ديگر تضييع و اسراف و افساد مال، سوم كثرت سؤال.(بيست گفتار، ص273)

3. اسراف شرعاً حرام و عقلاً ممنوع است

كشور ما، كشور ثروتمندى است و مى‌تواند خود را به‌خوبى اداره كند و بسازد. حتى مى‌تواند به غير از زمان حال، زمان آينده را هم پايه‌ريزى كند و تضمين و تأمين نمايد؛ اما مشروط بر اين‌كه موارد ثروت، به شكل صحيحى مورد ملاحظه قرار گيرد و در آن، اسراف و زياده‌روى نشود. اسراف بد است و از نظر شرعى، گناه و حرام محسوب مى‌شود. از نظر منطق عقلانى و اداره‌ى كشور هم، يك كار ممنوع و زشت است و مخصوص كسان خاصى نيست. همه موظفند اسراف نكنند- هم مسؤولان و كارگزاران و كسانى كه مأمور انجام كارهايى در دولت هستند و هم آحاد مردم- بنابراين، اگر ما توصيه مى‌كنيم از اسراف جلوگيرى شود و به تعبير بهتر، با اسراف مبارزه شود؛ مخاطب ما همه- هم مسؤولان و هم آحاد مردم- هستند.



 نگاشته شده توسط مرجان ب در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 5:08 PM نظرات 0 | لينک مطلب
 

اهميت اصلاح الگوي مصرف

نظر به جايگاه ممتاز جمهوري اسلامي ايران در معادلات جهاني به عنوان يگانه حكومتي كه بر پايه مردمسالاري ديني بنا شده است و نيز وجود مواردي همچون: بحران عظيم اقتصادي جهان، تداوم تحريم‌ها، سند چشم‌انداز 20 سال كشور (ايران 1404)، تصويب لايحه برنامه پنجم و تداوم نوآوري و شكوفايي و... شرايطي را حاكم نموده كه نخبگان و‌انديشمندان حوزه و دانشگاه بيانات رهبر گرانقدر انقلاب را فصل الخطاب خود قرار دهند و با ارائه راهكارهاي مستند و علمي، علاوه بر تاكيد بر اهميت اين‌ايده مهم و ارزشمند، سهم شايان توجهي را در تحقق افق‌هاي بي بديل آن بر عهده گيرند.

شناخت مولفه‌هاي اصلاح الگوي مصرف

با نگاهي به ‌انديشه اصلاح الگوي مصرف، سه مولفه عمده را در آن مي‌يابيم كه از مجموع آنها، اصلاح الگوي مصرف حاصل مي‌شود. اولين مولفه، بي گمان «مصرف» مي‌باشد. كه به زعم كارشناسان، به معناي بهره برداري و استفاده از امكانات موجود به قصد برطرف كردن نيازهاست.

مولفه دوم، «الگو» است. الگو به عنوان استاندارد و نرم تعريف شده بر اساس معيارها و شاخص‌ها تبيين گرديده، اما مهمترين مولفه، «اصلاح» مي‌باشد، كه معاني‌اي از جمله: تصحيح، بازنگري، پالايش، زدودن معايب و افزودن راهكارهاي جديد را در بر مي‌گيرد.

لذا با بررسي اين مولفه‌ها، در مي‌يابيم كه مواردي همچون: عدم مصرف، كم مصرف كردن و مصرف مطابق الگوهاي ناكارآمد، هرگز در آن جايي ندارد. بلكه مصرف صحيح و مطابق الگوهاي خردمندانه بر پايه پشتوانه‌هاي ديني، علمي، عرفي و كارآمد، هدف نهايي و غايت تعريف شده اين راهبرد استراتژيك مي‌باشند.



 نگاشته شده توسط مرجان ب در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 5:03 PM نظرات 0 | لينک مطلب
 

زمان هاي قديم البته نه چندان دور،حدود بيست سي سال گذشته رسم و رسومات جشن عروسي و ازدواج با کمترين هزينه و به دور از چشم و هم چشمي هاي آشنا و فاميل برگزار مي شد اما امروزه برپايي مراسم جشن عروسي و فراهم کردن امکانات اوليه ازدواج به دغدغه اصلي جوانان و خانواده هاي آنان تبديل شده است.

نه تنها معيارهاي ازدواج در حال حاضر تغيير کرده اند بلکه اين تغييرات تمام آيين ها ، و سنت آغاز يک زندگي مشترک را در برگفته است تا حدي که معيار يک مراسم ساده شب عروسي به مجلل ترين جشن با هزينه هاي ميلياردي تبديل شده است.

از خريد حلقه تا آيينه و شمعدان و لباس عروس و داماد تا تالار عروسي بحث و جدل بين زوجين و خانواده هاي آنان تا حدي است که به گفته کارشناسان امور خانواده اين مسائل در بين زوجين در دوران نامزدي به جدايي منجر مي شود. بعضی مواقع ، زوجين به حدي مسائل مادي و هزينه هاي مراسم عروسي برايشان مهم مي شود که يادشان مي رود براي چه هدفي تصميم به زندگي مشترک گرفتند.

با توجه به فرامين مقام معظم رهبري که شعار امسال را اصلاح الگوي مصرف برشمردند بايد جوانان در شرف ازدواج اين شعار را در در آغاز ازدواج خود در نظر بگيرند تا بتوانند بر همين اصل در دوران زندگي مشترک به اهداف بالاتر دست پيدا کنند.

تضمين کننده ازدواج پايدار چيست؟

هر بنايي با پي ريزي محکم آن دوام خواهد داشت و بناي ازدواج با تغيير در الگوهاي مصرف به خصوص در دوران نامزدي و خريد عروسي و فرهنگ درست خريد کردن در بين زوج ها دوام زندگي مشترک را مستحکم تر و تضميني براي روزهاي سخت خواهد بود.

مهيا کردن شرايط ازدواج و مراسم عروسي بايد با تغيير فرهنگ غلطي که در سال های گذشته در بين زوجين و خانواده ها با چشم و هم چشمي رواج يافته به فرهنگ صحيح و بر اساس اصلاح الگوي مصرف تبديل شود تا مشكلات اقتصادي ،بالابودن هزينه تهيه جهيزيه، ميزان مهريه ، اجاره و خريد خانه، بالابودن هزينه مراسم عروسي موانع سد راه ازدواج جوانان نشود.

درست است که براي تأمين اکثر نيازهاي بشريت، پول مهم است، اما همه آن نيست . حتي اين که پول فراوان، ممکن است سودي نداشته باشد که هيچ ، بلکه درد سر آفرين نيز شود .

زندگي هاي با دوام

محسن نامدار کارشناس مسايل خانواده وازدواج در اين باره  می گوید: براي آغاز زندگي مشترک يکي از شروط ، داشتن پول براي فراهم کردن يک زندگي متوسط است اما شرط کافي نيست يعني ماديات نمي تواند جز عواملي باشد که تضمين کننده يک زندگي پايدار است ،چه بسا افرادي بودند که با هزينه هاي بسيار بالا ، مجلل ترين مراسم هاي ازدواج را بر پا کردند ولي متاسفانه دوام زندگي شان به چند ماه بيشتر نينجاميد. آمار ها نشان مي دهد که ازدواج هاي آسان و با صرف هزينه هاي معقول پايدارتر از ازدواج هاي پر زرق وبرق است.

جوانان موانع اقتصادي را مهمترين مشكل ازدواج مي دانند

ديدگاه کارشناسان و صاحب نظران نيز در اين خصوص اين است:"جوانان موانع اقتصادي را مهمترين مشكل ازدواج مي دانند." و به گفته آنان بيش از 70 درصد مشكلات جوانان براي ازدواج مربوط به مسائل اقتصادي است و همچنين عدم گرايش بسياري از افراد در جامعه به امر ازدواج ،‌ الگوبرداري از فرهنگ غرب در برگزاري مراسم ازدواج است. اما با چرخاندن زاويه ديد به مسئله ازدواج و فراهم کردن امکانات و شرايط مراسم ساده جشن و خريد عروسي باعث رواج الگوي صحيح در بين جوانان خواهد شد . 

 ازدواج به دور از افراط و تفريط

اگر در حال حاضر جوانان کمي از سختگيري‏ها بکاهند و با دقت و به آساني به آن بنگرند و فقط به مهيا کردن شرايط ازدواج بينديشند ،ديگر خبري از افزايش سن ازدواج و ترس از ازدواج به دليل مشکلات اقتصادي در ميان جوانان نيست!

البته جوانان بايد از زندگي پدر و مادرها درس بگيرند که زندگي ساده ولي با صبر و گذشت و به دور از افراط و تفريط، توانسته اند يک زندگي خوب داشته باشند.

پی نوشت:

*/ منبع

*/ واقعا مهریه بالا نشانه عزیز بودن زن نیست ! درد اینجاست که بعضی از خانواده های مذهبی هم به این مسئله دچار شده اند و تازه از دین هم مایه میگذارند : ۱۲۴۰۰۰ سکه به نیت ۱۲۴۰۰۰ پیامبر !

*/ کمی به این فکر کنیم که اگر یک میلیارد هم سکه مهریه دخترمان کنیم اگر محبت نباشد هیچ ارزشی ندارد ! و اگر مرد ، مرد نباشد انقدر زن را عذاب می دهد تا مهریه اش را ببخشد .

*/ عروس خانم های فاطمی !
با خدا معامله کنید ... معامله با ثروتمند ترین کسی که وجود دارد ، مطمئناً سود آور است !



 نگاشته شده توسط مرجان ب در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 4:59 PM نظرات 0 | لينک مطلب

farhood-chef.jpg

كلوا واشربوا ولا تسرفوا انه لايحب المسرفين؛.(سوره اعراف،ايه31)

بخوريد و بياشاميد،ولي زياده روي نكنيد؛ چرا كه خداوند اسرافكاران را دوست ندارد
خداوند در اين آيه، يك چهار چوب كلي و اساسي را براي تغذيه ارائه مي‌دهد و آن عبارت است از مصرف به اندازه غذا و جلوگيري از اسراف.

«اسراف» كلمه جامعي است كه هر گونه زياده روي در كميت، كيفيت، بيهوده گرايي، اتلاف و مانند آن را شامل مي‌گردد و مصاديق گوناگوني چون:پرخوري و پرآشامي، تندخوري، زياده روي در خوردن يك نوع غذا و روي آوردن به غذاهاي حرام را، افزون بر خوراكي‌هاي حلال شامل مي‌گردد.

پيامدهاي اسراف در غذا از منظر علم:

1.سوء هاضمه،بزرگ شدن معده و شكم،
2. بالا رفتن غلظت خون (تسلب شرايين)،
3.پيچ خوردن معده،
4. سوزش قلب،
5.آثار رواني مثل كودني و تنبلي و افزايش شهوت،
6.پوسيدگي دندانها،
7.دچار شدن به وبا، تيفوئيد و…،
8.بيماري هاي مفصلي و سنگ كليه (در نتيجه خوردن يك نوع غذا)،
9.چاقي

نمك از دريچه علم:

نمك به دليل داشتن «اسيد» بهترين داروي ضد عفوني كننده است؛ چرا كه هيچ نوع ميكروبي نمي‌تواند در نمك رشد و نمو يا زندگي كند.

«دكتر تومانيانس» در كتاب خود به نام «Hygienic ruler in Islam» فايده‌هاي استعمال نمك را در پيش از غذا اين گونه بر مي‌شمارد:

1. بنابر يافته‌هاي علوم پزشكي،دهان محل تجمع انواع ميكروبها مي‌باشد كه در اثر استعمال نمك در پيش از غذا، آنها بر طرف مي‌گردند.

2. آب دهان (بزاق) از چشمه‌هايي به نام غدد بزاقي جاري مي‌باشند كه هرچه با غذا مخلوط شوند،غذا زودتر از گلو پايين مي‌رود و زودتر هضم مي‌شود.ورود نمك در دهان،غده‌هاي اطراف دهان را تحريك و به ترشح آنها سرعت مي‌بخشد.از اين رو،غذا را زودتر هضم و براي فرو بردن حاضر مي‌سازد.

3. زماني كه نمك وارد معده خالي از غذا مي‌گردد، غده معده را تحريك مي‌كند و ترشحات زيادتري به وجود مي‌آورد.پس «اسفيورت» نمك سبب زود فرو بردن و زود هضم شدن غذا مي‌گردد.

4.از آنجا كه نمك پيش از غذا تحريك كننده غده‌هاي هاضمه است،در اثر تحريك آنها،انسان ميل به غذا خوردن مي‌يابد،بنابراين،نمك سبب زياد شدن اشتها مي‌گردد.

5. چنانچه مواد شيميايي،بيش از اندازه معمول در معده ترشح شود، موجب سوء هاضمه مي‌گردد و نمك پيش از غذا،به دليل دارا بودن اثر اسيدي،آن را خنثي و بي‌اثر مي نمايد و سوء هاضمه را برطرف مي كند.

6. در بدن و خون و ساختمان جسم مقدار معيني نمك وجود دارد كه اگر اين مقدار كاهش يابد،موجب امراض مختلفي در اعضاء بدن مي‌گردد،اما وقتي نمك پيش از غذا وارد معده گردد،مقدار مورد نياز را براي كمبود خود نگه مي‌دارد و در حقيقت،مقدار از دست رفته را جبران مي‌سازد.

7. بدن انسان به منظور برطرف كردن نمك،به آب نياز دارد و استعمال نمك، بيش از غذا،آدمي را به نوشيدن آب مجبور مي سازد و اين،خود،سبب افزايش«ادرار» و شستشوي كليه و مثانه مي‌شود.

8. در اثر نمك خوردن،مقداري از آب بدن از روزنه‌هاي پوست بيرون مي‌ايد و به اين ترتيب، سوارخ‌هاي تنفسي پوستي،پاك و پاكيزه مي‌گردند.

9. خوردن نمك در بعد از صرف غذا نيز،غدد بزاقي را تحريك مي‌سازد و باعث زياد شدن آب دهان مي گردد.بنابراين،انسان ناگزير به فرو بردن يا بيرون كردن آن از دهان مي‌شود كه در هر دو صورت،چربي يا غذاي باقي مانده در دهان و بين دندان به همراه آب دهان برطرف مي‌شود.

10. اگر آدمي غذايي بخورد كه نمك آن كم باشد و يا در معده ترشحات مواد نمكي نباشد،غذا ديرتر هضم مي‌شود و اين،سبب بروز سوء هاضمه مي شود.خوردن نمك، پيش از غذا،اين آسيب را برطرف مي‌سازد.


- نمک قبل از غذا

با نمک شروع و ختم کردن: در احادیث فراوانی تأکید شده که غذا را با نمک شروع و ختم نمایید. پرواضح است، این دستورالعمل برای کسانی است که نمک برای آنها زیان آور نباشد. به برخی از این احادیث که از قول پیامبر اکرم صلی الله علیه واله روایت شده اند، توجه فرمایید:


«افتتحوا بالملح، فانّه داوءٌ من سبعین داٍ(1)؛
[تغذیه را] با نمک آغاز کنید! زیرا دوای هفتاد درد است.»


« منْ اکل الملح قبل کلّ شیءٍ و بعد کلّ شیءٍ دفع الله ثلاثمأة و ستّین نوعاً من البلاء اهونها الجذام(2)؛
هر کس قبل و بعد از هر چیز [خوردنی] نمک بخورد، خداوند 360 نوع بلا را از او دور می کند، که سبک ترین [ و ساده ترین] آنها جذام است.»


سه لقمه با نمک قبل از غذا، 72 نوع بلا را که دیوانگی و جذام و پیسی از جمله ی آنهاست، از فرزند آدم بر می گرداند.»

500.jpg



 نگاشته شده توسط مرجان ب در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 4:55 PM نظرات 0 | لينک مطلب


  • تعداد صفحات :27
  •    
  •   
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • 15  
  • 16  
  • 17  
  • 18  
  • 19  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net