online stats ژرفای مصرف

یک شنبه 9 اسفند 1388  ساعت 9:16 PM
 
قند : قندهاي مصنوعي كه امروزه در آزمايشگاه ها سنتز مي شوند. از جمله مواد غذايي هستند كه از چغندر قند به دست مي آيند و پس از تصفيه آماده مصرف مي شوند. از جمله اين قندهاي مضر مي توان به قند ساخارين اشاره نمود كه افراد ديابتي بيشتر از آن براي مصرف چاي استفاده مي كنند. همچنين شيريني جات قنادي ها، شكلات ها، آبنبات ها و ساير شيريني هاي خانگي كه از قند و شكر تهيه مي شوند در اين زمره به شمار مي روند. حال بايد بياييم و بررسي كنيم چگونه خرما و كشمش و... را جايگزين قند كنيم تا مصرف قند و به دنبال آن بيماريهاي قندي كاهش يابد.
    اما بايد به اين نكته نيز توجه نمود كه سرانه مصرف شكر در ايران 29 كيلوگرم است در حالي كه ميانگين مصرف شكر در جهان 22 كيلوگرم مي باشد.
    
    
   راهكار:باتوجه به ناموفق بودن طرح ملزم نمودن ادارات به استفاده از كشمش و توت خشك و خرما به جاي قند مشخص است كه مردم همچنان مزه قند را بيشتر مي پسندند و چاره اين است كه بياييم از تحولي كه در جهان در زمينه ساخت قند به وجود آمده و آن ساخت قندهاي طعم دار با طعم هاي خرما، مويز، عسلي، انجير، كشمش و توت خشك مي باشد استفاده كرد. كه به مرور بتوانيم با جايگزين نمودن اين موضوع ضمن خارج كردن مزه قند به مرور زمان اين صنعت غذايي را نيز گسترش دهيم كه مطمئناً به دلايل زير استقبال زيادي از اين طرح خواهد شد.
    الف) در نگاه ها از نظر شكل و شمايل قند تغييري به وجود نمي آوريم.
    ب) راحت بودن استفاده مردم از اين موارد (چسبناك نبودن قند، حمل و نقل خانگي).
    ج) ايجاد اشتغال را در پي خواهد داشت.
    د) كاهش مضرات قند و افزايش ارزش غذايي و ويتامين هاي موجود در قند.


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
یک شنبه 9 اسفند 1388  ساعت 9:15 PM
 
سوخت: كيفيت خودروهاي داخلي بهتر از خارجي است، يا قيمت خودروهاي خارجي با كيفيت بالاتر از قيمت هاي خودروهاي داخلي است كه مصرف سوختمان را با آنها مقايسه مي كنيم چرا خودروسازان داخلي با در اختيار قرار دادن انرژي بسيار ارزان جنس بونجل آن هم با قيمت هاي بالاتحويل مردم مي دهند؟ در صورتي كه سازندگان خودروهاي خارجي ضمن ارائه اتومبيل هاي برخوردار از كيفيت مطلوب به قيمت مناسب آن نيز توجه مي كنند و اين اسراف نيست كه اين همه انرژي و منابع خودمان را صرف خودروسازيي كنيم، در حالي كه در اين صنعت در جا مي زنيم اما مي گوييم براساس گزارش ها، ايران از نظر ارائه بنزين ارزان سومين كشور و از نظر ميزان يارانه پرداختي به اين كالانخستين كشور در ميان كشورهاي جهان است و در اين بين بيش از 36 درصد كل مصرف بنزين خاورميانه در سال 2007 در ايران مصرف گرديده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني در كشورمان حدود 11 ليتر در روز است در حالي كه متوسط مصرف سوخت در كشورهاي ديگر نظير آلمان و ژاپن 5/2، در انگليس 5/3، در فرانسه 9/1 و در كانادا 5/6 ليتر در روز است. هر 10 سال يك بار ميزان مصرف سوخت در ايران 2 برابر مي شود اما اين ميزان نرخ رشد در مقايسه جهاني يك تا 2 درصد بيشتر نيست و ميزان سوخت مصرفي جهان در حدود هر 50 سال يك بار 2 برابر مي شود. يعني ايران در مقايسه با ميانگين جهاني 4 تا 5 برابر بيشتر سوخت مصرف مي كند. هم اكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و توسط تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف مي شود و هر ساله بيش از 38 درصد از بودجه سالانه دولت ايران به يارانه بنزين اختصاص مي يابد در حالي كه در صورت مصرف استاندارد، ايران مي تواند يكي از صادركنندگان بنزين باشد.
    
    
    راهكار: هر چند به همت دولت نهم سهميه بندي بنزين و مديريت سوخت به عنوان يك گام اساسي و مهم در اين زمينه بسيار موثر بوده و بستر مناسب و فضاي روشني را در فرهنگ صحيح استفاده از بنزين نهادينه نمود اما براي برداشتن گام هاي بعدي نيازمند چند كار اساسي هستيم اولا) توسعه مناسب سيستم حمل و نقل عمومي در اكثر نقاط كشور و به صورت زنجيره اي و شبكه اي. ثانياً) تلاش براي فرهنگ سازي در مصرف صحيح سوخت و عدم استفاده از سفرهاي غيرضروري و محدود كردن حضور ماشين هاي تك سرنشين در خيابانها، مخصوصا خيابانهاي پرترافيك كلان شهري مانند تهران. ثالثا) توليد خودروهاي استاندارد باحداقل مصرف و توليد خودروهاي گازوئيل سوز دراين مورد مي تواند اثرگذار باشد.
    ازطرفي سود خودروسازي در ايران به طور متوسط 22 درصد است درحالي كه در كشورهاي صادركننده حداكثر 6 درصد است و بايد اين ميزان سود ضمن كاهش صرف كيفيت خودروهاي توليدي گردد. همچنين آماده سازي زمينه رقابت با خودروهاي خارجي نيز مي تواند براي خودروسازان داخلي از ابعاد مختلف همچون افزايش كيفيت، كاهش مصرف سوخت، قيمت مناسب و... بسيار اثرگذار باشد. در مرحله آخر بايد به فرهنگ سازي و رساندن كاهش مصرف سوخت نسبت به مصارف جهاني فكر كرد.


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
یک شنبه 9 اسفند 1388  ساعت 9:14 PM

مصرف گرايي يكي از پديده هاي اقتصادي است كه پس از انقلاب صنعتي در غرب به منظور پيدا كردن بازار مصرف مطمئن براي كالاها و صنايع توليدي دول غربي و كسب سود بيشتر رونق چشمگيري پيدا كرد و كشورهاي مختلف جهان به ويژه ملل جهان سوم به عنوان منبع مهم تامين كننده موادخام اوليه كارخانجات صنعتي كشورهاي غربي و بازار مصرفي آنان مبدل گرديد و بي لياقتي و وابستگي حكام و كارگزاران اين كشورها طي قرون متمادي مصرف گرايي را روز به روز گسترش بيشتري داد.
    امروزه متاسفانه اين بيماري مزمن اجتماعي داراي پيامدها و آثار سوء بسيار زيادي است كه از جمله آنان مي توان به اتلاف و تهديد منابع ملي، آلودگي هاي زيست محيطي، فاصله اجتماعي، تشديد رفتارهاي غلط فردي و اجتماعي و از همه مهمتر فشار و در تنگنا قرار گرفتن كشور توسط قدرت هاي بزرگ اشاره نمود.
    در مورد مصرف گرايي تنها حرف مي زنيم (مي زنند) اين قدر مصرف مي كنيم، اين قدر هدر مي دهيم، اين قدر اسراف مي كنيم، چه انتقادها كه نمي كنند، چه پيشنهادها كه نمي دهند، علت يابي ها به مردم برمي گردد، مي گويند نفر اول هستيم در فلان مورد، ولي نمي گويند چرا؟ و راهكار چيست؟ و ريشه را بررسي كنند، مخاطب مان مردم هستند نه تصميم گيران.
    مي گويند در مصرف سوخت، نان، قند، گاز، دارو، آب و برق و... نفر چندم هستيم، بايد درست مصرف كنيم، خوب هست اما دلايل مصرف بالاي ما چيست، چاره عملي چيست؟
    اگر كمي به عقب برگرديم و زندگي گذشتگان خود را مطالعه كنيم، مي بينيم در آن زمان، حتي با نبودن امكانات و تجهيزات بهداشتي امروز، مردم از سلامت جسم و روح بهتري برخوردار بودند و كمتر دچار بيماري مي شدند و بدنشان نسبت به انسان هاي امروزي بيشتر مقاوم بود و اگر احيانا دچار بيماري مي شدند مي دانستند چه بخورند و چگونه بخورند!
    كمي كه به عقب برمي گرديم مي بينيم مردم خودشان توليد كننده وسائل زندگي بودند، خودشان گندم مي كاشتند، نان درست مي كردند و قدر اين زحمات را مي دانستند، خودشان با پشم گوسفندان نمد، جاجيم، گليم، زيلو يا فرش هايي كه با پشم يا كرك حيوانات بافته مي شد و از رنگ هاي طبيعي استفاده مي شد و يك شادابي و نشاط خاصي را به محيط منزل مي داد، آب خود را از سرچشمه ها تامين مي كردند، برقشان گردسوز بود، گازشان بود هيزم و خاكسترهاي گلوله شده مثل خمير در كرسي زيرپايشان، روغن و لبنيات شان از دام هاي غيرهورموني، ميوه و سبزي هايشان از باغ ها و مزارع خودشان و...
    و اما امروز متاسفانه بايد اين را بپذيريم كه مردم ما مصرفي تر از گذشته شده اند، همان چيزي كه غرب را خوشحال مي كند.
    در ادامه قصد داريم به نمونه هايي كه امروزه به لحاظ آماري در زندگي روزانه ما از مصرف نسبتاً بالايي برخوردارند اشاره نموده و در حد امكان براي نزديكتر شدن به الگوي اصلاحي در مصرف و افزايش بهره وري در ارتباط با هر مورد به ايراد راهكار اختصاراً اشاره شود.
    نان:نان به دليل اينكه قوت غالب مردم كشورمان به شمار مي رود و مردم 70درصد انرژي مورد نياز روزانه خود را از اين ناحيه تامين مي سازند، از اهميت- حساسيت و جايگاه والايي برخوردار است. 65درصد نان هاي توليدي در كشور از نوع مسطح (40 درصد لواش و 25درصد تافتون) مي باشند كه به دليل نامرغوبي آرد، نواقص فرآيند پخت، نارضايتي نانوايان و تصميمات نادرست و سليقه اي برخي دست اندركاران عمدتاً با افت كيفيت مواجه است. 60درصد نان هاي توليدي در كشور را سنگك تشكيل مي دهد كه هر چند تخمير چند ساعته را طي مي كنند ولي به دليل استفاده از آردهاي سبوس گيري شده (حدود 12درصد) و عدم استفاده از مخمر در تركيب خمير فاقد پوكي، ماندگاري و ارزش غذايي لازم است. 29% باقيمانده نيز 25درصد مربوط به بربري و 4درصد متعلق به نان هاي فانتزي يا حجيم مي باشد كه آنها نيز علي رغم رعايت تخمير كامل به دليل استفاده از آرد سفيد (حدود 18درصد سبوس گيري شده اند) و حذف فيبر و بخش زيادي از املاح (آهن- كلسيم- روي- منيزيم- فسفر و...) حياتي گندم در جريان آسياباني ارزش چنداني ندارد. براساس تحقيقات به عمل آمده مصرف مداوم آن در ابتلابه بيماري هاي غيرواگير به ويژه ديابت- چاقي- چربي خون و بيماري هاي قلبي- عروقي سهم به سزايي دارند. ولي مي گوييم: هر اروپايي در سال حدود 70 كيلوگرم نان مصرف مي نمايد در حالي كه هر ايراني در سال 210 كيلوگرم نان مصرف مي كند يعني 3 برابر؟!
    راهكار: پيشنهاد مي گردد ضمن توجه مسئولين و متوليان امر به سامان دهي و نظارت دقيق و بهداشتي بر مراكز و محل هاي عرضه نان در راستاي برخورداري از نان داراي كيفيت مناسب و برخوردار از ارزش غذايي مطلوب (نان غني شده) به جهت جلوگيري از اسراف و كفران نعمت تلاش و مساعدت لازم نموده و به نوآوري و خلاقيت توجه نمايند.
    دارو: بيماري و استفاده از دارو معمولادر بين اكثر افراد به صورت كاملاعادي درآمده و با كمترين سرماخوردگي، شخص با داروهاي شيميايي اقدام به خوددرماني مي كند؛ اين در حالي است كه خوددرماني عواقب بسيار خطرناكي به دنبال خواهد داشت. اكثر سرماخوردگي هاي رايج در واقع سرماخوردگي نيست بلكه عكس العمل بدن در مقابل غذاهاي ناجور است؛ زيرا بدن انسان طوري ساخته شده كه مي تواند خود را ترميم كند. اگر بدن بيمار شود و ما به نداي دروني خود جواب مثبت دهيم، بدن حتماً خود را درمان مي كند. ولي متاسفانه ما در هنگام بيماري، انواع غذاهاي گوناگون، به خصوص غذاهاي گوشتي به بيمار مي خورانيم، و از اين طريق بيماري او را حادتر مي كنيم. همچنين متاسفانه شيوه درمان متداول در كشور مبتني بر دارو درماني است، به طوري كه بيمار تصور مي كند با مراجعه به پزشك، هرچه داروي بيشتري براي او تجويز شود، روند درمان هم بهتر پيش مي رود و اين امر باعث مي شود چنانچه بيماري به پزشك مراجعه كند و پزشك تشخيص دهد نيازي به دارو ندارد، بيمار اعتماد خود را به او از دست مي دهد و به پزشك ديگري مراجعه نمايد. ولي مي گوييم: مصرف دارو در ايران در مقايسه با بسياري از كشورهاي جهان بالاست و الگوي مصرف دارويي در كشور نيازمند تغيير و تحول است. همچنين فرهنگ غلط مصرف دارو در كشور در كنار ارزان بودن داروها باعث شده است، ايران در مقايسه با بسياري از كشورها، مصرف داروي بيشتري را داشته باشد.
    راهكار:شايسته است در صورتي كه خداي ناكرده به كسالتي مبتلاشديم، سريعاً اقدام به دارو درماني نكنيم و اجازه بدهيم بدن خود اقدامات لازم را انجام دهد و اگر موفق نشديم به پزشك مراجعه كنيم.توليد و توسعه صنعتي داروهاي گياهي كه مورد علاقه و پسند مردم نيز مي باشد و عوارض بسيار كم و تاثير بسزايي دارد.
    روغن:بيشترين مصرف روغن صرف سرخ كردن مي شود بايد گفت: با سرخ كردن، موادغذايي و ويتامين هاي موجود آن ها از بين مي رود؛ زيرا در اثر سرخ كردن غذا در درجه حرارت زياد ويتامين هاي آنها به مرور از بين رفته و در واقع، موادغذايي تبديل به كربن مي شود و اين امر به نوبه خود موجب انواع بيماري ها مي گردد. لذا تركيب شيميايي غذا تغيير كرده و پيچيده مي شود طوري كه هر قدر اين تركيب پيچيده تر شود به همان نسبت نيز سيستم گوارشي بدن را مختل و آن را خسته و فرسوده مي كند و نتيجه آن شده است كه امروز گسترش بيماري هاي كبدي از جمله هپاتيت بيداد مي كند.
    بايد به اين نكته توجه داشت كه سرخ كردني ها موجب توليد «هيستامين» در سلول ها مي شود و اين امر خود موجب عوارضي همچون آلرژي هاي فصلي مي گردد. بنابراين بايد به اين نكته همواره توجه نماييم كه استفاده مستمر از غذاهاي سرخ كردني همواره موجب تضعيف سيستم ايمني بدن مي شود.
    در اين بين براي افرادي كه در زندگي روزمره خود از فعاليت فيزيكي نسبتاً خوبي برخوردار نيستند يا اصطلاحاً تحرك آن چناني ندارند غذاهاي چرب بسيار مضر است. چنين غذاهايي را بيشتر مردم در قديم استفاده مي كردند كه فعاليت هاي فيزيكي زيادي داشتند، ولي امروزه كه اكثريت مردم يا پشت ميز مي نشينند و يا پشت فرمان اتومبيل، نتيجه استفاده از اينگونه تغذيه ها چيزي جز مبتلاشدن به انفاركتوس هاي قلبي و مغزي نخواهد بود.
    اما متاسفانه آنچه آمار جهاني نشان مي دهد چيزي جز اين واقعيت تلخ نيست كه مصرف روغن 40درصد بيشتر از ميانگين جهاني است و تعداد مصرف كنندگان مداوم روغن مايع در دو سال گذشته سه برابر افزايش و به همان نسبت مصرف روغن جامد از 87درصد به 72درصد كاهش يافته است.
    راهكار:نيازمند آموزش مداوم درباره مضرات روغن هاي نباتي هستيم كه در اين ميان توجه به نقش رسانه ها و به ويژه رسانه ملي بسيار ضروري به نظر مي رسد جالب است بدانيد منابع روغن هاي گياهي عبارتند از: زيتون، آفتاب گردان، كنجد، كاوشه، سويا، پنبه دانه، گردو، بادام، فندق، پسته، ذرت، بادام زميني، برزك، تخم كتان و... كه در اين ميان يكي از بهترين و با ارزش ترين روغن هاي گياهي، روغن زيتون است كه از رسوب آهن در جدار داخلي روده جلوگيري مي كند.
    بهترين روش استفاده از روغن هاي گياهي آن است كه به هيچ وجه آنها را حرارت ندهيم و بدترين و مضرترين نحوه مصرف آن به صورت سرخ كردني است. با سرخ كردن غذا بسياري از بيماري ها را به جان مي خريم كه اگر بخواهيم اين موضوع را ريشه يابي كنيم پي خواهيم برد كه اكثر خانم هاي خانه دار چون طرز غذاي خوشمزه و متنوع را نمي دانند، مي خواهند با سرخ كردن غذا را خوشمزه تر كنند. استفاده از غذاهاي بخارپز و طبخ غذاهاي خوشمزه امكان پذير مي شود لذا توصيه مي شود كه جهت بهره مندي مناسب از ارزش هاي غذايي در راستاي تقويت جسم و روح پيشنهاد مي كنم به كتاب ارمغان تندرستي نگاهي بياندازيد.
    نمك:از جمله چاشني هايي كه زياد مورد مصرف ما خانواده هاي ايراني است و در اين بين از طرفداران پر و پا قرصي هم برخوردار است مي توان به وجود نمك، خيارشور و كلم شور، ماهي شور و سبزيجات شور اشاره نمود. بدن انسان نياز به املاح و انواع ويتامين ها دارد، و نمك يكي از اين املاح است و بايد از آن استفاده كرد، ولي نبايد در مصرف آن افراط نمود. در بدن آدمي دو نوع پمپ وجود دارد: پمپ سديم و پمپ پتاسيم. وجود اين پمپ ها و اين املاح موجب تعادل مايعات در بدن آدمي مي شود. حال اگر اين تعادل به هم بخورد مشكلاتي براي انسان به وجود مي آيد اگر سديم يا همان نمك طعام زياد شود، مايعات در بدن تجمع پيدا مي كند و فشار خون بالامي رود و خطرات زيادي متوجه انسان مي شود. و اگر پتاسيم در بدن انسان زياد شود، مايعات بيشتري از بدن دفع مي شود و مايعات بدن غليظ شده و خطرات خاص خود را به دنبال خواهد داشت. شايد يكي از دلايل مصرف بالاي نمك به شرايط محيطي زندگي ما برگردد كه غذاها را شورتر مي پسندند مانند هندي ها كه در مصرف فلفل و غذاهاي تند در دنيا حرف اول را ميزنند. اما بازهم متاسفانه مصرف نمك در ايران به طور متوسط 15گرم در روز به ازاي هر نفر است كه از اين مقدار 6-4گرم از طريق صنايع غذايي و نان و غيره و حدود 11-9گرم از طريق سفره و آشپزخانه است كه اين مقدار مطابق استانداردهاي جهاني رقم بالايي است.
    راهكار:حال با روشن شدن اين مطلب پي مي بريم كه استفاده مدام از چاشني هاي شور مضر است و سلامتي انسان را به خطر مي اندازد لذا بهتر است بيش از مقدار لازم نمك مصرف نشود كه عملي نمودن اين توصيه در سفره هاي ايراني نياز به آموزش مداوم پرمغز و ظريف دارد.


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
یک شنبه 9 اسفند 1388  ساعت 9:12 PM
 
یکی از حامل‌های انرژی مهم تعیین‌کننده در یارانه اختصاص یافته توسط دولت در کشور ما بنزین است، به طوری که دولت بطور متوسط سالانه 100 میلیارد دلار یارانه پیدا و پنهان برای حامل‌های انرژی پرداخت می‌کند که بخش عمده‌ای از آن به بنزین اختصاص دارد، چنانکه در این زمینه طی 82 سال گذشته در مجموع 411 میلیارد و 203 میلیون و 195 هزار لیتر بنزین در کشور به مصرف رسیده است.‌

طی سالهای 1306 تا 1309 مصرف بنزین کشور 36 میلیون و 865 میلیون لیتر بوده است. ‌

مجموع مصرف بنزین کشور در فاصله سالهای 1310 تا ابتدای 1320 نیز 625 میلیون و 975 هزار لیتر بوده است. ‌

میزان مصرف بنزین کشور در دهه 20 معادل یک میلیارد و 472 میلیون و 775 هزار لیتر بوده که 135 درصد رشد را نسبت به دهه ماقبل آن نشان می‌دهد. ‌

بر این اساس، در دهه 30 نیز بیش از 4 میلیارد و 135 میلیون و 815 هزار لیتر بنزین در کشور مصرف شد که این رقم در مقایسه با دهه 20 بیش از 180 درصد افزایش داشته است. ‌

در فاصله سالهای 1340 تا ابتدای سال 1350 نیز 8 میلیارد و 351 میلیون و 565 هزار لیتر از این فرآورده در کشور مصرف شده است که حکایت از رشدی 101 درصدی دارد.

مصرف بنزین کشور در دهه 50 نیز 34 میلیارد و 633 میلیون و 755 هزار لیتر گزارش شده که در مقایسه با 10 سال پیش از آن بیش از 314 درصد رشد را نشان می‌دهد. ‌
بطور متوسط سالانه 100 میلیارد دلار یارانه پیدا و پنهان برای حامل‌های انرژی پرداخت می‌کند که بخش عمده‌ای از آن به بنزین اختصاص دارد،

در فاصله سالهای 1360 تا ابتدای سال 1370 بیش از 65 میلیارد و 555 میلیون و 825 هزار لیتر بنزین در کشور به مصرف رسید که 5/18درصد از مصرف 85 ساله کشور را تشکیل می‌دهد. این میزان مصرف در مقایسه با دهه 50 بیانگر بیش از 89 درصد افزایش مصرف است. ‌

در دهه 70 مصرف بنزین کشور به 120 میلیارد و 731 میلیون و 780 هزار لیتر رسید که رشدی 84 درصدی را نسبت به دهه ماقبل آن نشان می‌دهد.

در فاصله سالهای 1380 تا پایان سال 87 نیز بیش از 177 میلیارد و 131 میلیون و 615 هزار لیتر از این فرآورده در کشور مصرف شد. ‌

بر این اساس طی 82 سال گذشته از سال 1306 تا پایان سال گذشته در مجموع 411 میلیارد و 203 میلیون و 195 هزار لیتر بنزین در کشور به مصرف رسیده است. ‌

در سال 1380 حدود 500 میلیون دلار به واردات این فرآورده اختصاص یافت. این رقم در سال 81 به 800 میلیون دلار، سال 82 به یک میلیارد و 200 میلیون، در سال 83 به 2 میلیارد و 700 میلیون دلار، سال 84 به 3 میلیارد و 800 میلیون و در سال 85 نیز به بیش از 5 میلیارد دلار رسید. ‌

بودجه اختصاص یافته برای واردات این فرآورده در سال 86 به حدود 2.5میلیارد دلار و در سال گذشته به 3/3 میلیارد دلار رسید. ‌
ایران بعد از کشورهای آمریکا و روسیه در رتبه سوم مصرف گاز جهان قرار دارد؛

ایران از نظر ارائه بنزین ارزان، سومین کشور و از نظر میزان یارانه پرداختی به این کالا نخستین کشور در میان کشورهای جهان است. متوسط مصرف سوخت خودروهای بنزینی در ایران حدود 11 لیتر در روز است در حالی که متوسط مصرف سوخت در کشورهای دیگر نظیر آلمان و ژاپن 2.5، در انگلیس 3.5، در فرانسه 1.9، در کانادا 6.5و در کشور آمریکا 7.3لیتر در روز است. ‌

هر 10 سال یک بار میزان مصرف سوخت در کشور ما حدود 2 برابر می‌شود اما این نرخ رشد در مقیاس جهانی یک تا 2 درصد بیشتر نیست و میزان سوخت مصرفی جهان در حدود هر 50 سال یک بار 2 برابر می‌شود. یعنی ایران در مقایسه با میانگین جهانی 4 تا 5 برابر بیشتر سوخت مصرف می‌کند. ‌

براساس گزارش صندوق بین‌المللی پول، ایران دومین کشور جهان از نظر پرداخت یارانه انرژی با رقم 37 میلیارد دلار می‌باشد. مصرف سرانه انرژی در ایران به ازای هر نفر بیش از 5 برابر مصرف سرانه کشوری مانند اندونزی با 225 میلیون نفر جمعیت، 2 برابر چین با یک میلیارد و 300 میلیون نفر جمعیت و 4 برابر کشور هند با یک میلیارد و 122 میلیون نفر جمعیت است که با مقایسه شاخص شدت مصرف انرژی در ایران با بسیاری از کشورهای جهان، شاهد وضعیت ناهنجار بهره‌ برداری انرژی هستیم. ‌

ایران بعد از کشورهای آمریکا و روسیه در رتبه سوم مصرف گاز جهان قرار دارد؛ میزان مصرف گاز طبیعی در ایران از 68 میلیارد متر مکعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10درصد به 123 میلیارد متر مکعب در سال 2008 رسیده و پیش بینی می‌شود در سال 2012 میلادی میزان مصرف به 277 میلیارد متر مکعب برسد. ‌

با ادامه این روند در سال‌های آینده ایران به یک مصرف‌کننده بزرگ گاز طبیعی در جهان تبدیل خواهد شد.این در حالی است که دولت در سال گذشته 134هزار میلیارد ریال یارانه گاز به مشترکان بخش خانگی اختصاص داده است.

مقایسه میزان مصرف در بخش‌های مختلف با سایر کشورها، نشان‌دهنده وضعیت نامطلوب مصرف در همه زمینه‌ها است و جالب آنکه سالانه نزدیک به 21.2هزار میلیارد تومان یارانه واقعی و 78 هزار میلیارد تومان یارانه پنهان پرداخت می‌کنیم. که در مجموع مبلغ کل یارانه آشکار و پنهان دولت چیزی در حدود 90 هزار میلیارد تومان است. ‌


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.