online stats ژرفای مصرف

سه شنبه 11 اسفند 1388  ساعت 10:31 PM
 

۱ ) چیدن نان های داغ بر روی هم، كپك زدگی را تسریع، فساد زدگی را تسهیل و ضایعات نان را تشدید می كند؛

۲ ) قبل از سرد شدن كامل نان ها، آنها را دسته نكنید. نان سرد شده را نیز در پلاستیك در بسته بگذارید .

۳ ) حرارت نان سبب كپك زدگی زودرس آن می شود بنابراین از دسته كردن نان داغ جدا بپرهیزید؛

۴ ) نان خوب مستلزم داشتن آرد با كیفیت، نانوای خوب و نگهداری صحیح است .

۵ ) همان گونه كه بعضی از برنج ها پخت خوبی ندارند، آرد نامرغوب نیز پخت خوبی نخواهد داشت؛

۶ ) دادن نان كپك زده به گاوها مضر و سرطان زا است. در ضمن موجب آلوده شدن شیر آنها می شود؛

۷ ) در ایجاد ضایعات نان، مردم ۲۰ درصد، نانوایان ۳۰ درصد و آرد مصرفی ۵۰ درصد تاثیرگذارند؛

۸ ) خرید نان مازاد بر نیاز روزانه، یكی از علل افزایش ضایعات نان است. از خرید نان اضافی خودداری كنید؛

۹ ) از خوردن نان سبوس دار در وعده های غذای خود غافل نشوید؛ مصرف نان سبوس دار در هر وعده غذایی ۳۰ تا ۴۰ درصد خطر ابتلا به بیماری های قلبی و گوارشی را كاهش می دهد؛

۱۰ ) خوردن نان سبوس دار مانع از جذب سریع قند و چربی در خون می شود .

۱۱ ) نان های تیره (حاوی سبوس بیشتر) ارزش غذایی بالاتری نسبت به نان های سفید و روشن دارند؛

۱۲ ) قرار دادن نان در یخچال، بیات شدن نان را تسریع می كند .

۱۳ ) هنگام خرید نان حتما یك سفره پارچه ای یا پلاستیكی به همراه داشته باشید؛ نانی كه پس از سرد شدن با سفره حمل و نگهداری شود، مطبوع تر و ماندگارتر خواهد بود .

۱۴ ) بین حرارت، رطوبت و كپك زدگی رابطه مستقیم وجود دارد؛ در نتیجه نان هایی كه به صورت داغ بر روی هم دسته شوند، محیط مناسبی را برای فساد میكروبی و كپك زدگی فراهم می سازند؛

۱۵ ) آرد حاصل از گندم تازه و نارس، سبب تولید نان های سفت و بدهضم خواهد شد؛

۱۶ ) نان خوب نانی است كه آرد آن خوب، خمیر آن تخمیر شده، نانوایش ماهر و مصرف كننده آن واقف به اصول نگهداری صحیح باشد .  



 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
سه شنبه 11 اسفند 1388  ساعت 10:27 PM
 

شايد همين نكته كافي باشد كه بر اساس تازه ترين تحقيقات به‌عمل آمده در اين زمينه، استفاده از شيوه‌هاي نوين مصرف انرژي نظير شيشه‌هاي دوجداره، درزگيري شكاف چارچوب درها و پنجره‌ها و عايق بندي سيستم‌هاي لوله كشي و گرمايش و سرمايش مي‌توان تا 30 درصد در مصرف انرژي صرفه‌جويي كرد و اگر اين رقم را در صدها هزار منزل مسكوني ضرب كنيم، اهميت آن بيشتر نماي يك «بايد غيرقابل اجتناب» پيدا خواهد كرد.

به باور بسياري از كارشناسان و متخصصان امور فني سازه‌سازي، استفاده از شيوه‌هاي بهتر و مؤثرتر مصرف چه در منازل مسكوني و چه در ادارات عمدتا در قالب مصرف بهينه انرژي خلاصه مي‌شود و نمود پيدا مي‌كند.

در حال حاضر يكي از مهم‌ترين شاخصه‌هاي ساخت بناهاي استاندارد در زمينه مصرف بهينه انرژي استفاده از پنجره‌هاي دوجداره است. گرچه استفاده از اين نوع پنجره‌ها در مقايسه با پنجره‌هاي معمولي كمي پرهزينه‌تر است؛ اما اگر صرفه‌جويي درازمدت ناشي از پرداخت هزينه كمتر حامل‌هاي انرژي را در همان ابتدا محاسبه كنيم، استفاده نكردن از آنها اقدامي اشتباه و حتي خنده‌دار جلوه خواهد كرد.

بررسي‌هاي آزمايشگاهي نشان داده است كه تبادل گرمايي و سرمايي در سازه‌هايي كه با استفاده از اين نوع پنجره‌ها ساخته شده‌اند، بسيار كمتر است. تا آنجا كه در دوره‌هاي سرد سال نياز كمتري به استفاده از سيستم‌هاي گرمايشي احساس مي‌شود.

يكي ديگر از مزاياي استفاده از پنجره‌هاي دو جداره، كاهش راه يافتن آلودگي صوتي كوچه و خيابان به محيط ساكت منازل و ادارات است كه اين خود نتيجه‌اي جز آسايش بيشتر و انجام كارها با تمركز بهتر و استرس كمتر ندارد.

يكي ديگر از راهكارهاي مؤثر در زمينه كاهش مصرف انرژي بخصوص در منازل مسكوني، استفاده از نسل جديد عايق‌هاي پوششي براي پشت بام‌هاست كه در سال‌هاي اخير پيشرفت‌هاي جالب توجهي در زمينه دانش ساخت آنها صورت گرفته است.

به عقيده كارشناسان استفاده از نوعي از اين پوشش‌ها كه لايه رويي آنها قابليت انعكاس نور خورشيد را دارد، مي‌تواند يكي از راهكارهاي مؤثر در مصرف بهينه انرژي به خصوص در فصول گرم سال شود.

اين نوع پوشش‌ها به دليل ساختار خاص و مواد مخصوصي كه در بافت سازنده آنها به كار گرفته شده است، در فصول سرد سال مانع از تبادل گرمايي با محيط مي‌شود واز اين رو در مصرف سوخت و توليد حرارت صرفه‌جويي قابل توجهي صورت مي‌گيرد.

از آن گذشته نه تنها استفاده از اين پوشش‌ها بسيار راحت و سريع است، بلكه ضريب نفوذ آب باران نيز در آنها تقريبا به صفر رسيده است كه اين نكته نيز در افزايش طول عمر مفيد ساختمان‌ها بسيار مهم است.

در عين حال، بررسي‌هاي آزمايشگاهي نشان داده‌اند كه در فصول گرم سال كه تابش مستقيم نور خورشيد به ميزان قابل توجهي افزايش مي‌يابد، مانع از گرم شدن بي دليل ساختمان مي‌شوند و در نتيجه سيستم‌هاي سرمايشي منازل از جمله كولرها فعاليت كمتري خواهند داشت.

فعاليت كمتر سيستم‌هاي سنتي و رايجي نظير كولرهاي آبي معادل مصرف كمتر آب و الكتريسيته است و اين يعني اصلاح الگوي مصرف.

تجربه و بررسي‌هاي آزمايشگاهي نشان داده اند كه استفاده از شومينه به عنوان منبع توليد حرارت در منازل با صرف انرژي قابل توجهي همراه است.

در حقيقت مشكلي كه درخصوص شومينه وجود دارد، نبود سيستم به جريان انداختن گرماي توليد شده در محيط و همچنين خارج شدن حجم قابل توجهي از گرماي توليدي به همراه گازهاي ناشي از سوخت و سوز از مجراي دودكش آن است. اين هم اكنون عمدتا از شومينه به عنوان يكي از عناصر تزئيني و دكوري منازل ياد مي‌شود تا بخشي از سيستم حرارتي منازل.

روي آوردن به چنين راهكارهايي در مرحله نخست با صرف هزينه بيشتري همراه است؛ اما همان‌طور كه گفته شد در طولاني مدت بازگشت سرمايه قابل توجهي دارد. اما در كنار اين نكات، راهكارهاي ديگري نيز وجود دارد كه نه تنها از بعد صرف هزينه هيچ تفاوتي نمي‌كنند بلكه در پايين آمدن هزينه‌هاي مربوط به حامل‌هاي انرژي تأثير غيرقابل انكاري دارند.

يكي از اين راهكارها، استفاده از پرده‌هاي ضخيم در زمستان‌ها به منظور ايجاد لايه‌هاي بيشتر عايق در كنار ديوارها و پنجره‌هاست تا به اين ترتيب تبادل گرمايي منازل با محيط باز و سرد خارج به حداقل برسد.

به نظر مي‌رسد استفاده از مجموعه‌اي از اين راهكارها به عنوان گامي مهم و اساسي در كاهش مصرف انرژي در منازل و ادارات سرآغاز خوبي براي دستيابي به اهداف نهفته در راهبرد اصلاح الگوي مصرف در جامعه باشد. البته دستيابي به چنين اهدافي چندان هم سخت به نظر نمي‌رسد.

يكي از مهم‌ترين راهبردهايي كه بايد در زندگي روزمره مورد توجه قرار گيرد، تعمير و نگهداري علمي و اصولي از وسايل و سيستم‌هاي مختلفي است كه در منازل به كار گرفته مي‌شوند.

به عنوان مثال، وسايلي همچون يخچال و فريز از جمله مصرف‌كنندگان اصلي انرژي در منازل به حساب مي‌آيند كه با كمي دقت و توجه ضمن آن‌كه مي‌توان سرانه مصرف انرژي آنها را پايين آورد ، مي‌توان طول عمر مفيد بيشتري نيز به آنها بخشيد.

همواره توجه داشته باشيد كه فنرهاي پشت يخچال در صورت تميز ماندن امكان بهتري براي جريان آزادانه هوا ايجاد مي‌كنند و اين يعني افزايش ضريب بازدهي يخچال و در نتيجه افزايش طول عمر مفيد آن.

 ماشين لباسشويي نيز از جمله اين وسايل است كه با كمي دقت و توجه به اصول اوليه علمي مي‌توان صرفه‌ جويي قابل توجهي در مصرف انرژي در اين دستگاه داشت. هيچ‌گاه ماشين لباسشويي را بيشتر از حجم متناسب مملو از لباس‌هاي چرك نكنيد، چون احتمالا لباس‌ها به خوبي شسته نمي‌شود و در نتيجه با شستشوي مجدد شما هم در هدر رفتن انرژي سهيم خواهيد بود.

از آن گذشته، تجربه ثابت كرده است با قرار دادن چند تكه پارچه حوله‌اي يا حتي همان حوله دست و صورت در ميان لباس‌ها در زماني كه مرحله خشك كردن آغاز مي‌شود، آب اضافي لباس‌ها به راحتي گرفته مي‌شود.

تمامي اين راهكارهاي ساده از اصول اوليه علمي نشأت گرفته‌اند و از اين رو مي‌توان گفت توجه به همين اصول پيش‌پا افتاده نقش قابل توجهي در كاهش هزينه‌هاي زندگي خواهد داشت.

در حقيقت زماني كه نگاهي توام با مباني بنيادين و ساده علمي در قبال چگونه زندگي كردن داشته باشيم بي‌شك، اصلاح الگوي مصرف به صورت خودكار در زندگي نمود پيدا خواهد كرد و در نتيجه بهبود كيفيت زندگي را شاهد خواهيد بود.



 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
سه شنبه 11 اسفند 1388  ساعت 10:24 PM

در «جامعه‌ي مصرفي» تأكيد روي سبك و طراحي در نمايش است. اينها هستند كه بر جلوه نمايش مي‌افزايند. اصولاً نمايش در سه حوزه اتفاق مي‌افتد: نمايش كالا و اشيا، نمايش محل خريد و مصرف و نمايش عرضه‌ كننده‌ي كالا، خدمات يا شيء. در نمايش فروشگاه، اندازه ساختمان، دستگاه‌هاي بزرگ توليد برق، توليد غذا، حسابداري، سازمان اداري كلان، تمامي نمايش‌گر بزرگي و جلال و شكوه هستند. اندازه فروشگاه قدرت برتر را نشان مي‌دهد. اقتدار كليسا مردم را به نيايش خدا وامي‌دارد. اقتدار فروشگاه‌هاي بزرگ مردم را به نيايش معبد مصرف‌گرايي مي‌كشاند (ميلر، 1981: 174). تمامي اينها براساس اين ايده شكل گرفته‌اند كه خريدار هرچه مي‌خواهد بايد در زير يك سقف بيابد. ايده يافتن همه چيز زير يك سقف با انديشه‌ي قدرت ارتباط دارد. حاكم قدرتمند مي‌تواند همه چيز براي مردم فراهم كند. نمايش فروشگاه يعني حذف كمبود و كميابي كالا. در اين فروشگاه‌هاي بزرگ حتي ناتوانان در خريد هم مي‌توانند به كالاها نگاه كنند و از چرخيدن و لمس كردن كالاها لذت ببرند. اين را خريد ويتريني مي‌گويند. فراهم كردن زمينه خريد و فروش با نمايش كالا همراه است. يكي از پيچيده‌ترين و رايج‌ترين آن آگهي‌ها هستند. نمايش پوستر، كارت پستال، كاتالوگ و … نيز از ديگر روش‌هاي نمايش كالا هستند (ليرمان، 1993: 90).

همان طور كه گفته شد در نظام خريد كردن قديم، فروشنده عنصر مهمي نبود. اما در شيوه‌ي جديد فروشنده، بخشي از نمايش و ماشين ترغيب به خريد است. بنابراين توسعه‌ي فروش همراه با ارتقاء توان فروشنده است. اين شيء شدن فروشنده مورد نقد برخي جامعه‌شناسان قرار گرفته است. «سي رايت ميلز» مي‌گويد: «كارمندان، بخشي از شكل جديد كار الينه شده هستند». كارمند فروش، تنها يك شخص نيست بلكه ماسك تجاري، قالب متعارف و خوش‌آمدگوي خريدار است. وانمود به مهربان بودن و دوستي با مشتري، جنبه‌هايي از خدمات شخصي شده يا روابط عمومي شركت‌هاي بزرگ است (ميلز، 1956).

يكي از مفاهيم جامعه‌شناختي در رابطه با فروشگاه‌هاي بزرگ، مسأله جايگاه طبقه در فروشگاه‌هاي بزرگ است. حادثه‌اي كه با رشد فروشگاه‌هاي بزرگ محقق مي‌شود، چون فروشگاه‌هاي بزرگ با رشد طبقات متوسط شهري رشد كرد، دموكراتيزه شدن لوكس‌گرايي پيش آمد؛ يعني دسترسي گروه‌هاي بيشتري به كالاهاي خاص. اما در اين بين طبقات بالا براي لوكس‌گرايي نيازي به فروشگاه‌هاي بزرگ ندارند. آنها ديگر از مناطق فروش و يا محله‌هايي مخصوص استفاده مي‌كنند (ليرمان، 1993: 7ـ96). در مقابل، طبقات كارگر به فروشگاه‌هاي بزرگ وارد مي‌شوند اما بيشتر نگاه مي‌كنند. بر اين اساس بازار فروشگاه‌هاي بزرگ بر محور طبقات متوسط شهري است. اين طبقات هستند كه توان خريد از فروشگاه‌هاي بزرگ را دارند. اعضاي اين طبقه مي‌خواهند نسبت به ديگران غريبه احساس شوند. آنها دنبال هويت فرهنگي در غرفه‌هاي اين فروشگاه هستند. فروشگاه‌هاي بزرگ، فضاي جديدي براي زنان جوان در حوزه عمومي ايجاد مي‌كند. اين فروشگاه‌ها، محملي براي فرار زنان از چشم‌هاي اجتماع و كارهاي خانگي است تا آنها در ملاقات با غريبه‌ها و افراد جديد از محدوديت خريد محلي آزاد شوند و لذت حس تجربه جديدي را در اين محل‌هاي جديد خريد به دست آورند. فروشگاه‌هاي بزرگ نشانه‌ي آشكار رهايي زنان در شهرهاي مدرن است كه فرصت‌هاي جديد براي آنان چه به مثابه‌ي خريدار و چه فروشنده فراهم مي‌كنند چرا كه در ساخت اقتصادي، زنان فروشنده‌هاي ارزان‌تري هستند و براي تكميل نمايش فروشگاه، زنان نيروي كار ايده‌آل‌تري هستند. درون فروشگاه‌ها هم روز به روز جنسيتي‌تر مي‌شود يعني كالاي مربوط به مردان و زنان هر چه بيشتر متمايز مي‌شود. فروشنده‌ي غرفه‌ي كالاي زنانه، بيشتر زنان هستند، فضاي زنان در تمام طبقات وجود دارد در اين بين، زنان فروشنده‌ي قشر پايين طبقه متوسط (پايين‌تر از طبقه كارگر) در هر دو نقش مي‌توانند به صحنه آيند. البته به علت تغييرات در بازار كار، زنان نيروي كار غيرماهرتري براي اين بخش (خدمات) هستند (سنت، 2001). «ريكي» مي‌گويد سازمان فضاي خرده‌فروشي مدرن، اگرچه مي‌تواند هم مردانه و هم زنانه باشد، اما هر روز بيشتر زنانه مي‌شود. فضاي خريد خانوادگي بيشتر تحت تسلط زنان است و اين ويژگي جنسيتي بر فروشگاه‌هاي بزرگ و خريد كردن مدرن تأثير گذاشته است (ريكي، 1993). زنان از برخي محدوديت‌ها در خريد كردن قديمي آزاد شدند اگرچه اين به دليل تغيير تصور اجتماع از زنان هم بوده است. در اين ميان زنان جوان از طرق گوناگون به ويژه از طريق راه انداختن مجلات زنان، با اشغال بخش وسيعي از دستگاه‌هاي ارتباط جمعي نه تنها بر گسترش نقش خود در فضاهاي «جامعه‌ي مصرفي» افزودند بلكه تأثير به سزايي بر گسترش «جامعه‌ي مصرفي» داشتند (كوريگان، 1997: 95ـ 81). به ويژه زنان جوان، نقش مؤثري در عرضه‌كنندگي كالا و خدمات به عنوان بخش مهم در نمايش «جامعه‌ي مصرفي» بر عهده مي‌گيرند (ليرمان، 1993: 88ـ 87). اين امر با استاندارد كردن نمايش فروشنده همراه است: انضباط، خوش‌رويي و غيره فروشگاه‌هاي مك دونالد نمونه‌اي بارز از استاندارد كردن فروش هستند. (ريترز، 1997). بدين سان، زنان جوان به عنوان نمايش‌گر فروش، بخشي از ماشين ترغيب مصرف‌كننده در «جامعه‌ي مصرفي» هستند.

در «جامعه‌ي مصرفي» نه تنها همه چيز با نمايش اشيا، مرئي مي‌شوند بلكه ما مواجه با رشد مراكز خريد و مصرف، مراكز خريد بزرگ، مراكز تفريحي، پارك‌هاي خريد خرده‌فروشي، مجموعه‌هاي تفريحي و خريد و … هستيم. اين محل‌ها، محل مصرف و خريد و سنتز فراواني و محاسبه هستند. مراكز خريد بزرگ، به صورت معبد نيايش مصرف‌كننده‌ها درآمده‌اند؛ محل اقامت مصرف‌كننده با اشيا. اينها نماينده‌ي «مصرف مدرن» هستند.

بايد توجه داشت كه اين مركز از انواع پيشتر خود يعني فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي يا بزرگ كه تنها به مصرف مي‌انديشند متفاوتند.

همان طور كه «جين بودريلارد» مي‌گويد اگرچه فروشگاه‌هاي بزرگ با مراكز خريد بزرگ يا دراگ‌استورها در برابري ارزش پول همه‌ي افراد، فرار افراد از محليت، استفاده افراد از حوزه‌هاي جديد عمومي، انديشه «ورود آزاد»، افزايش حق انتخاب (نقل از فوستر 1988 و چاني، 1983:23) مشتركند اما در فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي يا غرفه‌اي، نوعي تحميل رهيافت فايده‌گرايانه‌تري به مصرف‌كننده را مي‌بينيم كه با رديف كردن اجناس و تحمل انتخاب صورت مي‌گيرد. در مراكز بزرگ خريد، مصرف‌كننده همه چيز را در يك جا، چه كالاي فرهنگي و چه كالاي اقتصادي، مي‌يابد و مرزهاي فرهنگي و اقتصادي از بين مي‌رود (مارك فوستر، 1988: 35 ـ 31). افراد همه چيز را در يك سقف مي‌يابند كالاها و به تعبير اپيكوريان سعادت و خوشي را (بي بي سي، 2002).

«ريچارد سنت» نيز رشد حوزه‌هاي خريد از جمله فروشگاه‌هاي بزرگ را پاسخي به رشد توليدات كارخانه‌اي (توليد انبوه) مي‌داند. وي اين استدلال را مطرح مي‌كند كه رشد توليد مسبب اصلي تغيير نظام قديمي توزيع شد كه پاسخگوي توليدات روزافزون و متنوع نبود. همچنين در كنار اين تغيير مي‌توان از تأثير محدود توسعه‌ي حمل و نقل و تغييرات در زمينه‌ي فيزيكي شهر نام برد. طراحي مجدد شهري (ايجاد بلوارهاي بزرگ) و كاهش طول گردش براي خريد درون شهري با توسعه‌ي ارتباطات و وسايل حمل و نقل به نحوي فراهم گرديد كه امكان دسترسي آسان به حراج‌هاي فصلي فراهم مي‌گرديد (سنت، 1978: 142).

گسترش توليدات كارخانه‌اي و حمل و نقل، مشكلات اصناف را در توزيع محدود، نمايان‌تر كرد و نياز به تغييرات در نحوه‌ي توزيع را بيشتر كرد. همچنين، توسعه حمل و نقل و دسترسي به فروشگاه‌هاي بزرگ، انديشه‌ي محليت را از طريق انهدام خريد كردن محلي مورد تهديد قرار داد. تمامي اين امور با گسترش ايده نمايش در همه‌ي ابعاد امكان‌پذير شد. بنابراين، فروشگاه‌هاي بزرگ براي حل مشكلات روزافزون توزيع در اقتصادهاي صنعتي ايجاد شدند. اما در پي حل مشكلات هويتي طبقه‌ي متوسط جديد نيز بودند. بدين لحاظ فضاي اجتماعي عمومي جديدي براي زنان و جوانان خلق شدند (كوريگان، 1997: 66 ـ 50؛ مك گرانت، 1988).

در اين فضاي «خريد كردن مدرن» شاهد مصرف همه چيز: فرهنگ، زمان (صرف اوقات فراغت)، كالا، … هستيم. به بيان ديگر اين مراكز سازمان زندگي روزمره را تشكيل داده‌اند. اين مسأله هنگامي روشن مي‌شود كه مي‌بينيم در «جامعه‌ي مصرفي» خريد به صورت يك پيشه‌ي فراغتي درآمده است (نيكلاي ـ لرد، 1992). رشد «جامعه‌ي مصرفي» همراه است با رشد مبادله و تعامل انساني يا به تعبير «جين بودريلارد» تعامل انسان و نظام كالا و اشيا (فوستر، 1988) كه تمامي از طريق بازار انجام مي‌گيرد (آبركومبي و ديگران، 2002: 351). در اين جامعه، جنبه‌هاي مصرفي در سازمان‌هاي سياسي به صورت مصرف سبز، استفاده از بايكوت و تحريم‌هاي مصرفي رشد چشم‌گيري داشته است. همچنين در اين «جامعه‌ي مصرفي» مواجه با رشد آشكار مصرف ورزش به عنوان نوعي صرف اوقات فراغت هستيم كه همراه است با وقوع انواع حوادث ورزشي و پيامدهاي آن و ظهور حمايت‌كنندگان تجاري از فعاليت‌هاي ورزشي. در اين وضع، جوانان يكي از مهم‌ترين شركت‌كنندگان آن هستند (مورفي، 1988: 242ـ 241 و بررسي روندهاي اجتماعي، 1988: 224).

با دست‌كاري همه در «جامعه‌ي مصرفي»، از زمان گرفته تا مكان مواجه با ظهور دامنه‌ي وسيعي از جرائم مصرفي از اختلاس روي كارت‌هاي اعتباري گرفته تا دزدي از فروشگاه‌ها، نقص كپي‌رايت‌ها، … هستيم (رشد نظارت را از جمله نظارت‌هاي دوربيني يا نظارت متمركز شبكه‌هاي اعتباري و مالي را موجب شده است). به جز جرايم مصرفي در اين نوع جامعه، بيماري‌هاي مصرفي نيز رو به گسترش است كه جاي جوانان در آن چشم‌گير است و از جمله مشكلات جوانان در سياست‌گذاري‌هاي اجتماعي است. اين نوع بيماري‌هاي مصرفي پيامد ناخواسته‌ي گسترش «جامعه‌ي مصرفي» است كه از اعتياد به الكل تا بيماري‌هاي اختلال دستگاه گوارشي چون «انركسيا» و «بوليميا» را دربرمي‌گيرد. اينجا به روشني مي‌توان ديد كه ظهور اين بيماري‌ها تا چه حد به رشد الگوهايي مربوط است كه به عنوان رفتار مصرفي از سوي جوانان و به ويژه زنان جوان بروز كرده است. از يك طرف، «جامعه‌ي فراواني» را داريم كه فرد را به مصرف بيشتر انواع كالاها ترغيب مي‌كند و از سوي ديگر مدل‌هايي كه جوانان را ترغيب مي‌كنند تا براي دستيابي به آن بايد به انواع رژيم‌هاي غذايي متوسل شوند و اين يكي از علل بروز اختلال‌هاي گوارشي مي‌گردد. (گيدنز، 1370).

اما كليدي‌ترين ويژگي اين جامعه را بايد در اجتناب‌ناپذيري افزايش درجه‌ي انتخاب در ساخت و عرضه‌ي كالاها به حساب آورد. در «جامعه‌ي مصرفي» كالايي نيست كه عرضه گردد اما درجه انتخاب و حق انتخاب مصرف‌كننده را در نظر نگرفته باشد. اين مسأله مهم در «جامعه‌ي مصرفي» است كه جوانان از آن بهترين بهره‌برداري را كرده‌اند.

اما آنچه غير از نمايش و خريد كردن مدرن به رشد «جامعه‌ي مصرفي» كمك كرده است رشد غلبه‌ي آگهي است. هدف توليد آگهي در «جامعه‌ي مصرفي» ايجاد يك مصرف‌كننده كارا و نيز مصرف‌كننده‌اي بادوام و قابل اتكا است. اگهي به مصرف‌كننده القا مي‌كند مصرف فلان كالاي به خصوص، كمبود وي را از بين مي‌برد. بنابراين بايد مصرف‌كنند به انحاي مختلف بداند كه كمبود از كالا نيست بلكه از مصرف‌كننده است. هدف ديگر آگهي تمركز بر مصرف‌كننده به عنوان يك موجود اجتماعي است كه به وسيله‌ي مصرف همان كالا در فرايند تعامل اجتماعي قرار مي‌گيرد. آنچه در نهايت آگهي دنبال مي‌كند تغيير جامعه‌ي طبقاتي به جامعه‌ي توده‌اي است؛ جامعه‌اي كه در آن «خود» به «خود كالايي» تبديل شده و فرد با كالاها همنوا و منطبق مي‌شود.



 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
دوشنبه 10 اسفند 1388  ساعت 10:54 PM


انسانی که در یک ماشین قوی اجتماعی -که لازمه زندگی صنعتی امروز است- به یک مهره تبدیل شده باشد هویت و اصالت فردی خود را از دست می دهد.انسان امروز در درون احساس تنهایی شدیدی می کند و برای فرار از این تنهایی به کل های بزرگ می پیوندد و تکه ای می شود از یک سازمان، باشگاه و...و خود را در آن حل می کند تا آسوده شود. سورن کرکگور فیلسوف دینی دانمارکی در این رابطه می گوید: «... به واسطه بی همتی و بزدلی در برابر هست بودن است که مردم امروز می خواهند ذوب و منحل در جمع و توده بشوند و چون لیاقت این را ندارند که خود کسی بشوند امیدوارند که زیر لوای کثرت و تعدد «چیزی» گردند.»

این احساس تنهایی وجودی همواره انسان را در طول تاریخ رنج داده است و عکس العمل های زیادی را در جوامع گوناگون برانگیخته است که شرح و بسط آن خارج از حوصله این مجال است.

تاکید ما بیشتر بر عکس العملی است که انسان تنهای امروز با پناه بردن به مصرف از خود نشان می دهد. این زیاده خواهی در مصرف که در واقع چراغ سبزی است به زیاده خواهان و طماعان برای سوءاستفاده از انسان، ناشی از این احساس در انسان است که آن آزادی و هویت از دست رفته را می تواند با مصرف کردن به دست بیاورد و با مصرف کردن اطمینان بیابد که هنوز به معنای روحی و روانی کلمه هست و می زید. انتخاب یک محصول در میان محصولات مختلف وی را از داشتن آزادی درونی آسوده می کند و نمی گذارد به کنه انفعال و بی ارادگی خود پی ببرد.


نتیجه گیری

آنچه امروز اتفاق می افتد این است که قدرت های بزرگ صنعتی که فراملیتی و جهانی شده اند برای انسان تصمیم می گیرند که چه چیز خوب است و چه چیز بد و با قدرت عظیم رسانه ای و تبلیغات مجهز به آخرین فنون روانشناختی آنرا به خورد مردم می دهند. شاید مقصر عمده خود ما باشیم که با پناه بردن به مصرف گرایی و مسخ خودخواسته برای فرار از رنج های وجودی و نگرانی های ریشه دار در هستی مان، به این غول های صنعتی و اقتصادی قدرت بخشیده ایم و هر روز نیز از محصولات متنوع و بی فایده شان استقبال می کنیم و سعی داریم پوچی و یکنواختی زندگیمان را با مصرف این محصولات متنوع جدید جبران کنیم. مثال ساده اش را در مدل های جدید تلفن همراه ببینید که در واقع هیچ فرق عمده ای با قبلی ها ندارند و فقط روزمرگی ما را جوابگو هستند.

بازخورد ما در برابر این تولید کنندگان طماع که فقط به فروش محصولاتشان فکر می کنند و البته در راه آن می گویند که ما خود را فدای شما و نیازهایتان کرده ایم !!، بسیار مهم است. شناخت انسان از آنچه می تواند بیافریند، شکوفایی نیروهای خلاقه انسان و احساس هویت و معنا در زندگی می تواند ما را از این تخدیر و خماری مصرف بیرون بکشد و وادارمان کند به نیازهای اساسی خود فکر کنیم و در راستای تحقق آنها گام برداریم. اینگونه می شود که واژه مصرف گرایی برای بسیاری از ما بی معنا خواهد شد


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.