ا وجود تلاش هاي فراواني كه پس از انقلاب براي تربيت افراد شايسته در وزارت آموزش و پرورش صورت گرفته است، متاسفانه هنوز ضعف هاي اساسي وجود دارد كه دلايل عمده اين ضعف ها در دست كم گرفتن نقش آموزش و پرورش در پيشرفت و تعالي جامعه ايراني مي باشد. اين امر سبب گرديده است تا تصميم سازي ها، تصميم گيري ها، هدف گذاري ها و برنامه ريزي هاي اين تاثير گذارترين وزارتخانه در تمامي شئون فردي و اجتماعي، به دست افرادي سپرده شود كه بعضا حتي خود براي اين امور، آموزشي نديده اند. مروري بر محتواي كتاب هاي درسي، امكانات و تجهيزات، توانمندي هاي بعضي معلمان، حقوق و امكانات رفاهي آنان و از همه مهم تر نگاهي به انگيزه آنان، به وضوح اين ادعارا به اثبات مي رساند. با توجه به ضيق فرصت و جهت اجتناب از انحراف در موضوع، بررسي وضعيت آموزش و پرورش را به فرصتي ديگر و ترجيحا به عهده افراد ديگر مي گذارم. البته نبايد فشار هاي روحي و رواني حاكم بر جو، خصوصا در سال هاي آخر دبيرستان را كه نتيجه مستقيم وجود غول بسيار وحشتناك كنكور مي باشد فراموش كرد. غولي كه علاوه بر ايجاد سرگرداني براي مسوولان وزارت آموزش وپرورش، راه سوء استفاده سوداگران را نيز به راحتي باز كرده است. مسووليت به وجود آمدن اين غول، تماما به عهده وزارت علوم، تحقيقات و فناوري مي باشد كه خوشبختانه دولت فعلي تصميم جدي براي از بين بردن آن گرفته است كه اميدوارم با ياري پروردگار متعال موفق گردد.
عامل بعدي و بسيار تاثير گذار براي نيل به هدف تربيت نيروي متخصص و كارآمد، وجود استاد با انرژي و شاداب و داراي دانش علمي و عملي كافي مي باشد. تربيت و به كارگيري استاداني با اين مشخصه ها به عهده وزارت علوم، تحقيقات و فناوري مي باشد. فراهم آوردن امكانات رفاهي، فضاي لازم، تجهيزات و لوازم مورد نياز آموزشي و پژوهشي كه از عوامل ضروري براي تربيت نيروي متخصص با كفايت است، نيز به عهده وزارت علوم، تحقيقات و فناوري مي باشد.
فرايند بعدي در تربيت نيروي متخصص، مرحله اي است كه بايد با صرف عوامل اوليه، منجر به توليد مهندسي با توانمندي ها و كارآيي لازم گردد. هرچند اجراي اين مرحله بايد تحت اداره و نظارت يك سازمان مانند وزارت علوم، تحقيقات و فناوري انجام شود، ولي تدوين برنامه ها بايد با همكاري مستمر و مشاركت موثر ارگان ها و سازمان هايي باشد كه قرار است از خدمات مهندسان بهره مند شوند.
.

