online stats ژرفای مصرف

پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 9:14 PM
 

الف: گاهي از اين فقر تعريف و تمجيد شده است. پيامبر اكرم مي‌فرمايد: الفقر فخري و به افتخر علي سائر الانبياء؛ فقر افتخار من است و به آن بر ساير انبياء افتخار مي‌ورزم.»يا: الفقر راحة و الغني عقوبة؛ فقر راحتي است و غني عقوبت است و عذاب.»

ب: گاهي از ثروت و ثروتمند بدگويي شده است پيامبر اكرم (ص) مي‌فرمايد: «و دخول جملٍ في سمِّ الخِباطِ اَيسَرُ مِن دُخُولِ غِنيً اَلجَنّة؛ رد شدن شتري از سوراخ سوزن آسان‌تر از داخل شدن غني در بهشت است.»

همچنين مي‌فرمايد: «من پس از خود بر امتم از سه ويژگي در هراسم: يكي از آن سه اينكه: … او يظهر فيهم المال حتي يطغوا او يبطروا؛ مال و ثروت بر ايشان حاصل شود و اين موجب طغيان و سرمستي آنان گردد.»

قرآن مي­فرمايد: « و ما اموالكم و لا اولادكم بالتي تقربكم عندنا زلفي؛ اموال و اولاد شما چيزي نيستند كه شما را به ما نزديك سازند.»و در مقابل: گاهي از ثروت و ثروتمند ستايش شده است و از مال به عناويني چون نعمت الهي، فضل، رحمة، طيبات و … ياده شده و از مردم خواسته شده تا از اين نعمتها بهره‌مند گردند. در قرآن آمده: «قل من حرّم زينة الله التي اخرج لعباده و الطيبات من الرزق؛ بگو اي پيامبر چه كسي زينتهاي الهي را كه براي بندگانش آفريده و نيز روزيهاي پاكيزه را تحريم كرده است؟»

امام صادق (ع) در مورد درهم و دينار مي‌فرمايد: «هي خواتيم الله في ارضه جعلها الله مصلحة لخلقه و بها تستقيم شئونهم و مطالبهم؛ خداوند دينار و درهم را جهت مصالح خلق قرار داده كه به وسيل? آن، امور و خواستهايشان برآورده گردد»

در بعضي موارد، از فقر و ناداري نكوهش به عمل آمده است و فقر در زمر? كفر قلمداد گشته است؛ پيامبر اكرم مي‌فرمايد: «كاد الفقر ان يكون كفرا؛ فقر در قلمرو كفر است.»«اللهم اين اعوذبك من الكفر و الفقر. فقال رجل: ايعدلان؟ قال نعم؛ خدايا من از فقر و كفر به تو پناه مي‌برم. كسي پرسيد: آيا اين دو، همطرازند؟ حضرت فرمود: بلي.»



 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 9:12 PM
 

تنها کارمندي که هم از انگيزه و هم از توانايي لازم برخوردار باشد، مي‌تواند بهره‌وري سازمان خود را افزايش دهد؛ ولي اگر فردي، بدون استحقاق لازم و تخصّص کافي براي انجام کاري، ارتقا يافته باشد، علاوه بر اين که باعث رنجش خاطر و نارضايتي ساير کارکنان شايسته‌تر مي‌شود، خود نيز احساس ناامني مي‌کند و دائماً در دلهره به سر خواهد بُرد که همه اين موارد، باعث فعّاليت کمتر و کاهش بهره‌وري خواهد شد .

بدون شک، پول، تنها عامل انگيزش افراد نيست؛ امّا اگر حقوق کارکنان، خيلي نازل باشد، باعث از بين رفتن انگيزه آنها مي‌شود. در نتيجه، پاداش مالي، همچنان به صورت يک انگيزش قوي براي آنها باقي مي‌ماند و بايد توجّه داشت که پاداش‌هاي پرداختي يا سهيم کردن کارگران در بهره‌وري کارشان، بايد عادلانه باشد، در غير اين صورت، ممکن است نتيجه عکس بدهد. به عبارت ساده‌تر، بايد گفت ثمرات و مزاياي حاصل از بهره‌وري، بايد به طور عادلانه، بين مديران و کاگران، تقسيم شود .



 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 9:09 PM
 

يكپارچگي در اقتصاد بين المللي علاوه بر اينكه فرصت هايي را به وجود مي آورد، مشكلاتي را نيز به همراه دارد. به رغم اينكه مشاغل جديد به مراتب از مشاغل پيشين بهتر هستند، اين تغيير همراه با دشواري و پيچيدگي هايي است. بسياري از كشورهاي فقير، حمايت هاي موثري براي افرادي كه شغلشان را از دست داده اند و هنوز شغل جديدي پيدا نكرده اند، فراهم نمي كنند. علاوه بر اين، شمار زيادي از مردم مستضعف در مزارع كوچك خود و يا در كسب وكاري بسيار حقيرانه مشغول به كار مي شوند. اساسي ترين محدوديت هايي كه با آن روبه رو مي شوند داخلي است، مثل عدم كسب اعتبار مالي، زيربناي اقتصادي ضعيف، مسوولان رشوه خوار دولتي و حقوق بي ثبات زمين داري. كشورهاي ضعيف، حكومت هاي غيرقابل اعتماد، تقسيم نابرابر ثروت و رفاه در ميان اقشار ملت و سياستمداران و مقامات نالايق و فاسد گاهي عواملي هستند كه دست به دست هم داده و فرصت ها و امكانات جامعه مستضعف را مسدود مي كنند. بازارهاي آزاد بدون آزادكردن محدوديت ها و موانع مذكور، مردم را وادار مي سازد تا در رقابت جهاني با دست بسته شركت كنند، نتيجه آن فقيرتر شدن آنها خواهد بود.

در عوض، به منظور آزاد نمودن تجارت و به جريان افتادن سرمايه درازمدت، اگر رويكردهاي داخلي مناسبي اتخاذ شود و سازمان هاي مناسب جايگزين شوند، خصوصا در جهت بهينه سازي كيفيت توليد و كاريابي، فقر افزايش نخواهد يافت.

مطالعات ميداني در كشورها اين موضوع را آشكار مي كند. اگرچه اقتصاد جزيره موريس و جامائيكا در اوايل دهه ?? درآمد سرانه برابر داشتند، از آن زمان به بعد عملكرد اقتصاديشان به طور مشخصي از يكديگر متمايز شد به طوري كه جزيه موريس سازمان هاي مبتني بر مشاركت افراد و قانون و مقررات بهتري داشت و جامائيكا درگير جنايت ها و خشونت ها بود. كره جنوبي و فيليپين در اوايل دهه ?? درآمد سرانه برابر داشتند، اما فيليپين به خاطر وضع اقتصادي و سياسي ضعيف (به خصوص جمع شدن رفاه و ثروت در دست تعدادي محدود)، يك كشور در حال توسعه باقي ماند، در حالي كه كره جنوبي به جمع كشورهاي توسعه يافته پيوست. بوتسوانا و آنگولا هر دو كشورهاي صادركننده الماس در جنوب آفريقا هستند، بوتسوانا به دليل وجود مشاركت همگاني به سرعت پيشرفت كرد، اما آنگولا به خاطر جنگ هاي داخلي و به تاراج رفتن ها، تخريب شد.

تجربه و بررسي اين كشورها و سايران نشان مي دهد كه برنامه هاي مبارزه با فقر مستلزم اين است كه نيروهاي «جهاني سازي» ايجاد محدوديت نكنند. هيچ قانوني وجود ندارد كه طبق آن، كشورها بايد برنامه هاي اجتماعيشان را محدود كنند تا به اهداف اقتصادي برسند، در واقع، اهداف اقتصادي و اجتماعي بايستي حمايت هاي دوجانبه داشته باشند. اصلاحات عرضي، توسعه اعتبارات و خدمات براي توليدكنندگان كوچك، طرح هاي كار و اموراجتماعي براي بيكاران و تدارك آموزش هاي اوليه و بهداشت مي تواند بهره وري كارگران و كشاورزان را ارتقا دهد و كشور را براي شركت در ميدان رقابت هاي بين المللي آماده سازد. چنين برنامه هايي مستلزم بررسي و مطالعه مجدد بودجه و تعيين اولويت ها در آن كشورها و تعيين چارچوب اجرايي و سياسي باثبات است، اما موانع اساسا داخلي هستند. در عوض، بستن مرزها به روي تجارت بين المللي، قدرت صاحبان زمين، سياستمداران و مقامات دولتي و پولدارهايي كه از يارانه دولت لذت مي برند را كم نمي كند. بنابراين، «جهاني سازي» برخلاف ادعاي منتقدان، دليل اصلي مشكل كشورها نيست، البته برخلاف ادعاي شيفتگان اين حركت، «جهاني سازي» تنها راه حل هم نخواهد بود.

در مورد محيط زيست چه فكر مي كنيد؟ بسياري از طرفداران حفاظت از محيط زيست اصرار دارند كه يكپارچگي جهاني مردم را تشويق به بهره برداري بيش از حد از منابع ضعيف طبيعي مثل جنگل و شيلات مي كنند كه به وسيله امرارمعاش قشر ضعيف آسيب وارد مي شود. يكي ديگر از مشكلات اين است كه شركت هاي چندمليتي با استاندارد هاي زيست محيطي ضعيف و سست، در كشورهاي فقير تجمع مي كنند.

حكايت هاي زيادي از اين باب وجود دارد، اما محققان بررسي هاي كمتري را انجام داده اند. يكي از آنها در مورد گزارش گونار اسكلاند از بانك جهاني در سال ???? منتشر شد و آن هريسون از دانشگاه بركلي در مورد سواحل مكزيك، مراكش، ونزوئلا و ساحل عاج بود. اين تحقيق، اسناد و شواهدي در مورد شركت هاي چندمليتي ارائه مي دهد كه آنها براي فرار از هزينه كاهش آلودگي كه در كشورهاي مرفه مي پردازند، در كشورهاي فوق الذكر سرمايه گذاري مي كنند، ميزان سرمايه گذاري شان بستگي به حجم بازار محلي دارد. در يك صنعت مشابه، كارخانه هاي خارجي كمتر از هم ترازان بومي خود آلودگي ايجاد نمودند.

عدم وجود حقوق و قوانين مشخص براي زمين هاي عمومي، معمولا به بهره برداري بيش از حد از اين زمين ها مي انجامد. در پاسخ فشارهاي گروه هاي قدرتمند سياسي، دولت ها به عمد قيمت منابع طبيعي را پايين آوردند: آب آبياري در هند، انرژي سوخت در روسيه، امتياز منابع چوب جنگل در اندونزي و فيليپين. نتيجه آن همان طور كه انتظار مي رفت كاهش منابع طبيعي بود. هر كشوري كه قصد دارد بازار خود را آزاد كند، در صورتي كه تكليف منابع خود را مشخص نكرده باشد، ممكن است مشكلات زيست محيطي مشابهي را شاهد باشد.



 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 8:36 PM
 
هميشه نمي توان با استفاده از مفاهيمي طبقاتي به تحليل رابطه انسانها با خريد و مصرف ناشي از آن پرداخت. به نظر مي رسد اصرار ما به خريد بيشتر و نداشتن آگاهي كافي به چگونگي مصرف اين كالاها بيش از آن كه مفهومي طبقاتي و ناشي از رفاه بيشتر و در نتيجه چشم و هم چشمي متأثر از آن باشد، موضوعي است ناظر به شناخت ناكافي ما از الگوي مصرف. اين شناخت ناكافي را در محيط اطراف خودمان مي توانيم ببينيم. بخشي از اين نا آگاهي به بي توجهي ما به توصيه هاي پزشكي در هنگام مصرف برخي كالاها و بخشي ديگر نيز به ناتواني ما از درك رابطه بين صرفه جويي و مصرف باز مي گردد. فردي را به ياد بياوريد كه به توصيه هاي پزشك خود مبني بر استفاده متناوب و به اندازه دارو توجه نكرده از مبناي مورد علاقه خود تبعيت مي كند. مثلاً با خوردن شربت در يك يا دو وعده به خود اطمينان كاذب مي دهد كه با استفاده از اين روش به تسريع در درمان خود كمك مي كند. فرد ديگري را هم به ياد بياوريد كه هنگام مراجعه به ميوه فروشي سرگذر بدون توجه به ميزان مورد نياز مصرف خود كيسه ها را چند كيلو چند كيلو پر كرده و روانه منزل مي شود.نصف آن ميوه ها مصرف مي شود و نصف ديگر روانه سطل زباله شده تا ميوه تازه دوباره به خانه راه پيدا كند. اين وضعيت درباره گرايش به خريد كالاهاي بزرگ تر در زندگي عده اي رنگ ديگري به خود مي گيرد. گرايش عجيب و غريب عده اي بر تغيير مكرر دكوراسيون منزل، وسايل آن و خريد و فروش مكرر كالاها و وسايلي مثل اتومبيل چيزي جز اشتباه در الگوي مصرف نيست. علي ياسري كارشناس مسائل اقتصادي با تعريف الگوي مصرف به شرح و توضيح آن بر مبناي اصول توسعه پرداخته، مي گويد: «الگوي مصرف در ايران بايد متناسب با شرايط اقتصادي و ميزان توسعه كشور تغيير كند.» وي مي ا فزايد: « از جمله عوامل مؤثر در تعيين الگوي مصرف هر كشور، سطح درآمد مردم آن است. خانوارهاي پردرآمد عمدتاً گرايش به پس انداز و سرمايه گذاري دارند و كمتر مصرف مي كنند ولي در كشورهاي با درآمد پائين (مبتني بر معيارهاي جهاني)، مصرف در اين گونه كشورها بيشتر و سرمايه گذاري و پس انداز در آنها كمتر مي شود.» به اعتقاد وي مسائل فرهنگي نيز در گرايش مردم به مصرف كمتر و صرفه جويي مؤثر است. او در اين باره توضيح مي دهد: «برخي كشورهاي آسياي جنوب شرقي مانند ژاپن، كره جنوبي، مالزي و چين به لحاظ ويژگي هاي فرهنگي، مردم آن بسيار صرفه جو بوده و با عنايت به بالابودن نرخ پس انداز در آن كشورها، اقتصاد آنها نيز بر همين اساس شكل گرفته است. در كشورهاي پيشرفته ديگر هم كه يك جامعه كاملاً مصرفي هستند، پس انداز نسبتاً كم بوده و با عنايت به مصرف زياد مردم، كارخانه هاي آنها به توليد و اشتغالزايي بيشتر مي پردازند.در بين حالت هاي مذكور، ايجاد يك موازنه ظريف مي تواند مفيد فايده به حال كشوري مانند ايران باشد كه از نظر درآمدي در بين كشورهاي با درآمد متوسط تا كم درآمد (متوسط پائين) دسته بندي مي شود. » وي با بيان اين كه هر قدر درآمد كشوري پائين باشد گرايش به سمت مواد غذايي در آنها بيشتر مي شود، مي گويد: «در كشوري مانند ايران آن هم با ميزان درآمد مذكور، گرايش درآمد عمدتاً به سمت مواد غذايي است. البته هر قدر ديد مردم نسبت به آينده كشورشان مطمئن تر و با ثبات تر باشد به شكلي كه بتوانند آينده اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي كشور را با اطمينان پيش بيني كنند، الگوي مصرف مردم نيز منطقي تر خواهد شد. در غير اين صورت الگوي مصرف تحت تأثير بي ثباتي و بي اطميناني نسبت به آينده حالت غير منطقي پيدا مي كند.» وي از ديگر عوامل تأثيرگذار بر الگوي مصرف به تورم اشاره كرده و مي افزايد: «نرخ تورم در ايران به نسبت ساير كشورهاي جهان بالااست كه اين مسأله سبب مي شود تا مردم به سمت خريد برخي كالاها كه در قبال تورم حالت پوشش دهنده دارند (مانند طلا، دلار ) ترغيب شوند كه اين مسأله در خصوص درآمدهاي بالاتر به سمت خريد زمين و مسكن ارزان گرايش مي يابد. در چنين شرايطي با توجه به بالابودن نرخ تورم، امكان رونق امور دلالي و واسطه گري فراهم مي شود كه بدون هرگونه تلاشي افراد از سود ناشي از مابه التفاوت قيمت خريد و فروش بهره مي برند. باز در چنين شرايطي است كه الگوي مصرف تحت تأثير سوء همين تورم و دلال بازي هاي ناشي از آن قرار مي گيرد. با وجود عوامل و دلايل مذكور، امكان اصلاح اين الگو با موانع و مشكلات بسياري روبرو خواهد بود.»
    اگر چنين ديدگاهي را از منظر اقتصاد توسعه در رابطه با نداشتن الگوي منطقي در مصرف مبناي تحليل قرار دهيم، آنگاه بهتر مي توان به ترسيم چشم انداز كنوني حيات اجتماعي پرداخت و به به ارتباط آنها با نحوه مصرفشان پي برد. در اين چشم انداز خريدار بدون هيچ اطلاعي از ارتباط خريد هاي فراوان خود با توسعه كشور، افق آينده را بي ارتباط با نقش خود مي بيند. چندي پيش يكي از مديران وزارت بهداشت حين صحبت از وضعيت كمياب شدن چند قلم دارو در بازار به نكته اي اشاره كرد كه دقيقاً ناظر به تلقي نادرست ما از ارتباط ارگانيك مصرفمان با وضعيت مصرف انبوه و بي ضابطه در كشور است. آن نكته ساده اين بود: «برخي پزشكان دارو ها را به خاطر تأثيرات مشترك در مورد بيماري هاي متعدد به كار مي برند. اين استفاده متعدد باعث مي شود كه در يك دوره زماني آن دارو سريع تر از محاسبه پيش بيني شده تمام شود. اين وضعيت در مورد قرص هاي مسكن و مصرف انبوه آن در كشور نيز صدق مي كند. اينجاست كه در برخي موارد وقتي شخصي واقعاً به آن دارو نياز پيدا مي كند در بازار پيدا نمي شود .» اين وضع را مي توان در گروه هاي تخصصي ديگر نيز پي گرفت. الگوي مصرف سوخت در كشور، الگوي مصرف مواد غذايي، آب ، پوشاك و ديگر كالاهاي مورد نياز... در تمامي اين موارد مي توان آن رگه مشترك فرهنگي را به چشم ديد. اينجاست كه بايد كمي هم كه شده در رسانه ها به اين نكته توجه كرد و براي حل آن از كارشناسان كمك خواست.



 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.