بصیرت

شب عاشورا بود و حسین، علی فرزند خود را بفرستاد، با سی سوار و بیست پیاده، تا آب آوردند...

حسین با اصحاب گفت" برخیزید و آب بنوشید_ که آخرین توشه ی شماست _ و وضو بسازید و غسل کنید و جامه های خود را بشویید، تا کفن شما باشد."

چه یارانی داشت حسین. چه شوری و چه ایمانی...

مرگ در برابرشان خجل بود و آسمان به ورودشان مشتاق...

 

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 24 آبان 1393  | 5:35 PM | نویسنده : یحیی طاهرزاده | نظرات 0

عمه....!؟

سؤالی هست....

می‏ترسم بپرسم........

در دیدگان مردمان کوفه گویا...

عمه خیالی هست...

می‏ترسم بپرسم...

***

 

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 24 آبان 1393  | 5:35 PM | نویسنده : یحیی طاهرزاده | نظرات 1

اشک امانم نمیداد

حال خودم رو نمیفهمیدم...

بیچاره ملیحه...

هر ناله ای که میزد و جیغی که میکشید تمام بدنمو به لرزه مینداخت....

صدای گریه های مظلومانش آتیشم میزد....

نمیدونستم باید چیکار کنم...

انگار آوار رو سرم خراب شده بود....

همسایه ها داشتن یکی یکی میومدن تو خونه...


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 23 آبان 1393  | 6:07 PM | نویسنده : یحیی طاهرزاده | نظرات 0

درود

آرزوی سعادت و کمال برای رسیدن به طریق حقیقت …

پادکست فوق العاده زیبا و بسیارشنیدنی

با عنوان ” سلامتیِ آزادی…”

Speech Digital Mastering Seyed Hasan Aghamiri

SALAMATI AZADI

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 15 آبان 1393  | 8:58 PM | نویسنده : یحیی طاهرزاده | نظرات 1
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید