لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ [بقره:٢٥٦]
 
مزاح
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : جمعه 8 اردیبهشت 1396 

بیهوده گویی و مزاح ، سخنان لذت بخش بی خردان و کارنادانان است.

انوارالبهیه(حاج شیخ عباس قمی) صفحه 314



:: ادامه مطلب
داستانی از امام هادی (ع)
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : جمعه 7 خرداد 1395 
جام‏ های شراب پیروزی
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : یک شنبه 15 آذر 1394 

پاییز، اندک اندک دامان زرین خود را بر می‏چیند و تک برگ‏های شاخساران را با بادهای سرد زمستانی تنها می‏گذارد. سال دویست و پنجاه و پنج هجری قمری فرا می‏رسد. بحران همچنان بر سامرا حاکم است. درگیری میان فرماندهان ترک، قربانیان بسیاری می‏گیرد. کاخ خلافت از تباهی و غارت رنج می‏برد. از دندان‏های گرگ‏های عباسی، پلیدی می‏چکد. دولتمردان یا به کیش مسیحیت پای می‏فشارند و یا به انگیزه‏ی بهره و طمعی اسلام را پذیرفته‏اند. 



:: ادامه مطلب
مقام امام حسین
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : یک شنبه 15 آذر 1394 

بی‏ هدف در کوچه قدم می‏زدم. چند روزی می‏شد که «یار خرد پیشه‏ی نورانی» ام را ندیده بودم و از حال و روزش خبر نداشتم. طوری به او عادت کرده بودم که اگر یک روز نمی‏دیدمش، تمام روز بی‏قرار بودم. او را مثل برادر، حتی بیش‏تر دوست داشتم. هر چه داشتم از او بود. چیزهای زیادی از او آموخته بودم. سر کوچه به «محمد بن حمزه» بر خوردم. بعد از سلام و علیک پرسید: 
- ابوهاشم! بی‏حالی! نکند خدای نکرده مریض باشی! 
- نه! حالم خوب است؛ فقط... 
- فقط چه؟ بی ‏پولی؟ 



:: ادامه مطلب
استجابت بعد از سه روز
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : یک شنبه 15 آذر 1394 

مرحوم شیخ حر عاملی به نقل از مرحوم طبرسی رضوان الله تعالی علیهما آورده است: 
شخصی به نام حسن بن محمد حکایت کند: 



:: ادامه مطلب
همنام گل‏های بهاری
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : یک شنبه 15 آذر 1394 

لحظه‏ای که چشم نرگس به جمال امام حسن عسکری (ع) آشنا می‏شود، رؤیاهای شگفت انگیز گذشته، در خاطرش زنده می‏شوند؛ رؤیای دیدار پیامبر عربی با چهره‏ای تابناک، و خواستگاری آن جناب از حضرت مسیح (ع) اینک، جوانی را که در رؤیایی شیرین دیده بود، برابرش ایستاده است. دل دختر از عشقی زلال می‏تپد، از شرم سر فرو می‏فکند. جوان رو به حکیمه می‏کند: 
- از وی در شگفتم. 
- از چه رو؟ 



:: ادامه مطلب
تجدید نظر
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : یک شنبه 15 آذر 1394 

با دلو از چاه آب کشیده بود و دست و پایش را می‏شست. جلو رفتم و پرسیدم: 
- کارت تمام شد؟ 
- آری، تمام تمام. حالا، پول مرا چه کسی می‏دهد؟ تو یا صاحب خانه؟ 
- من خدمتگزارم. وقتی که سرورم آمد، پولت را می‏دهد. راستی با دستمزدت چه کار می‏کنی؟ می‏خواهی پس‏انداز نمایی یا همه را خرج می‏کنی؟ 
- نمی‏دانم. هنوز تصمیم نگرفته‏ام. شاید نیمی از آن را پارچه بخرم تا همسرم برای بچه‏ها لباس بدوزد، نصفه‏ی دیگر را هم خرما. 
- آن همه خرما به چه دردت می‏خورد؟ می‏خوری؟ 



:: ادامه مطلب
هدایت شخص منحرف و مریض
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : یک شنبه 15 آذر 1394 

عبدالله بن هلال از جمله افرادی است که معتقد بود به امامت عبدالله أفطح بود، او گوید: 
سفری به شهر سامراء رفتم و سپس از این عقیده‏ی باطل خود دست برداشته و هدایت یافتم، با این توضیح که: هنگامی که به شهر سامراء وارد شدم، خواستم بر حضرت ابوالحسن، امام هادی علیه‏السلام حضور یابم و موضوع امامت عبدالله أفطح؛ و نیز عقیده‏ی خودم را با آن حضرت در میان بگذارم، ولی موفق به دیدار آن حضرت نشدم. 
 



:: ادامه مطلب
 

 


 
» تعداد مطالب : 239
» کل نظرات : 23
» بازديد کل : 47395
» تاریخ ایجاد وبلاگ :
پنج شنبه 4 اردیبهشت 1393 
» آخرين بروز رساني :
جمعه 8 اردیبهشت 1396 
پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون حدیث موضوعی
دعای فرج ذکر روزهای هفته