چهار فصل گذشت. سال دویست و پنجاه و چهار هجری قمری، همگام با سال هشتصد و شصت و هشت میلادی فرا میرسد. بادهای سرد زمستانی، حبابی از یخ بر سطح جویبارها کشیده و درختان تاک و انار را به چوبهای خشک تبدیل کرده است.
:: ادامه مطلب
با حرکات عجیب و غریب و کارهایی استثنایی مردم را دور خود جمع میکرد. بعضی مریدش شده بودند؛ البته حق داشتند. کارهای غیرعادی انجام میداد. ایستاده بودم و به شعبدهبازی او نگاه میکردم که «ابن سکیت» را
:: ادامه مطلب
طبق آنچه محدثین و مورخین نقل کردهاند:
شخصی به نام بریحهی عباسی از طرف متوکل، مسئولیت امامت نماز جمعهی شهر مدینه و مکه را بر عهده داشت و جیره خوار او بود؛ جهت تقرب به دستگاه، نامهای بر علیه امام علی هادی علیهالسلام به متوکل نوشت که مضمون آن چنین بود:
:: ادامه مطلب
بحران بر سامرا چیره شده است. گردنکشان با نفوذ بازمانده از زمان متوکل، درندهخوتر از پیش، به منصب و دولتمردی گذشتهی خویش بازگشتهاند. انتصاب ابن ابیشوارب به قاضی القضاتی، [1]
:: ادامه مطلب
در مسجد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دایره وار نشسته و موهایشان را پریشان کرده بودند. به حرکات مخصوص سرشان را تکان میدادند و «لا اله الا الله» میگفتند.
:: ادامه مطلب
قایق بادبانی، سینهی آبها را شکافته، پیش میرود. تو گویی چشم اندازها به پشت سر میگریزند. نخلهای کنارهی ساحل، مانند مژگان بلند پریان دریایی به نظر میرسند.
:: ادامه مطلب
1- یکی از اصحاب حضرت ابوالحسن، امام هادی صلوات الله علیه به نام اسحاق بن ابراهیم حکایت کند: روزی به محضر مبارک آن حضرت شرفیاب شدم، شخصی را دیدم که در مجلس حضرت اظهار داشت: مدتی است که مبتلا به سردرد شدیدی گشته ام.
امام علیهالسلام فرمود: ظرفی را با مقداری آب بردار و این آیهی شریفهی قرآن را بر آن بخوان:
:: ادامه مطلب
|
» کل نظرات : 23
» بازديد کل : 47432
» تاریخ ایجاد وبلاگ :
پنج شنبه 4 اردیبهشت 1393
» آخرين بروز رساني :
جمعه 8 اردیبهشت 1396

