«خیرة» به معنی برگزیده است.
خداوند متعال با علم ازلی که دارد از بین گذشتگان و آیندگان، بهترین آنان را برگزیده که ذات مقدّس چهارده معصوم علیهم السلام، برگزیدگان خداوند هستند. اوّلین آنها پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله است که ایشان برگزیده خداوند در بین تمام انبیا و بندگان خاص خدا میباشد و در زیارت جامعه نیز ائمّه اطهار علیهم السلام را عترت و خاندان «خیرة ربّ العالمین» خواندیم که منظور پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله میباشد. کسی خدمت امام رضا علیه السلام عرضه داشت چگونه پیامبر صلی الله علیه وآله را زیارت کنم امام فرمودند: میگویی:
«اَلسَّلامُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ السَلامُ عَلَیکَ وَ رَحمَةُ اللَّهِ و بَرَکاتُهُ... اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا خِیرَةَ اللّهِ».[1] .
سلام بر فرستاده خداوند و سلام بر تو و رحمت و برکتهای خدا بر تو باد. و سلام بر تو ای برگزیده خداوند. ائمّه معصومین علیهم السلام نیز «خیرة اللّه» هستند و برگزیدگان خداوند از میان تمام خلق خدا محسوب میشوند.
ائمّه معصومین علیهم السلام، خود را برگزیده خداوند و شیعیان را برگزیدگانِ امّت رسول خدا صلی الله علیه وآله معرّفی کردهاند.
قال الصادق علیه السلام: «نَحنُ خِیرَةُ اللَّهِ مِنْ خَلْقِهِ وَ شیعَتُنا خِیرةُ اللَّهِ مِنْ اُمَّةِ نَبِیهِ صلی الله علیه وآله».[2] . امام صادق علیه السلام فرمودند: ما برگزیدگان خداوند از میان خلق خداوند هستیم و شیعیان ما برگزیدگان خدا، از امّت پیامبر صلی الله علیه وآله هستند.
پی نوشت ها:
[1] کاملالزیارات، ص 58.
[2] امالی شیخ مفید، ص 308.
:: ادامه مطلب
قال الصادق علیه السلام: «نَحْنُ وَرَثَةُ الاَنْبیاءَ و وَرَثَةُ کِتابِ اللّهِ و نَحْنُ صِفوتُهُ».[1] .
امام صادق علیه السلام میفرمایند: ما وارثان انبیا و میراثبران کتاب الهی و برگزیدگان خداییم.
ابو بصیر میگوید: از امام صادقعلیه السلام سؤال کردم: شما وارثان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم هستید؟ فرمودند: آری عرض کردم: پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وارث تمام پیامبران بود و هر چه آنها میدانستند، میدانست؟ فرمودند: آری.[2] .
پی نوشت ها:
[1] مختصر البصائر، ص 216.
[2] کافی، ج 1، ص 470.
:: ادامه مطلب
یعنی ملائکه آسمانی و فرشتگان به محضر ائمّه معصومین علیهم السلام رفت و آمد داشته و دارند و این مقام علاوه بر ائمّه معصومین علیهم السلام، بر اساس آیه سیام سوره فصّلت، برای مؤمنینی که بر ایمان خود ثابت قدم باشند، بر حسب رتبه ایمان و استقامت در راه آن، حتمی و مسلّم است.
«إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ الْمَلا َئِکَةُ».[1] .
به یقین کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است»، سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل میشوند.
ائمّه علیهم السلام که دارای کاملترین ایمانها و در راه خدا پا برجاترین افراد بودند، حتماً ملائکه به صورت مرتّب بر آنان وارد میشوند.
عن ابی حمزه الثمالی عن علی بن الحسین علیهما السلام - قال قلت له: «جُعِلتُ فِداکَ و إِنَّهُم لَیأتُونَکُم؟ فَقالَ: یا أَبا حَمْزَةَ إِنَّهُم لَیزاحِمُونا عَلی تُکَأَتِنا».[2] .
ابوحمزه ثمالی میگوید: به امام سجاد علیه السلام عرض کردم: جانم به فدایت، آیا ملائکه بر شما وارد میشوند؟ فرمودند: ای ابا حمزه آنها (آنچنان فراوان بر ما وارد میشوند که) روی متکّاها (و تکیهگاهها) جا را بر ما تنگ میکنند. آمد و شد ملائکه بر وجود امام معصوم بدان خاطر است که ملائکه مدبّران امور خداوند هستند.[3] از طرفی امام معصوم علیه السلام واسطه فیوضات الهی به مردم است. لذا ملائکه تدبیرکننده عالَم، باید خدمت واسطه فیوضات رسیده و از وی کسب فیض نموده و عالم را تدبیر نمایند. قال ابوالحَسَن علیه السلام: «ما مِن مَلک یهْبِطُهُ اللّهُ فی أَمرِ ما یهْبِطُهُ إلاَّ بَدَأَ بِالاِمامِ فَعَرَضَ ذلک عَلَیهِ وَ انَّ مُختَلَفَ الملائِکةِ مِن عِندِ اللّهِ تَبارَکَ و تَعالی اِلی صاحِبِ هذَا الأَمْرِ».[4] .
امام کاظم علیه السلام میفرمایند: فرشتهای نیست که خداوند برای امری به زمین فرو فرستد، مگر آنکه اول نزد امام آید و آن امر را به او عرضه کند، که رفت و آمد ملائکه از نزد خدای تبارک و تعالی به سوی صاحب الامر است.
پی نوشت ها:
[1] سوره مبارکه فصّلت، آیه 30.
[2] کافی، ج 1، ص 394.
[3] فالمدبرات امراً: و آنها که امور را تدبیر میکنند.» (سوره مبارکه نازعات، آیه 5).
[4] کافی، ج 1، ص 394.
:: ادامه مطلب
«بقیة» صفت مشبهه به معنی باقیمانده و باقیگذاردهشده است.
«بقیة اللّه» یعنی باقیماندگان و حجّتهای خداوند بر روی زمین.
این فراز برگرفته از این آیه قرآن است که میفرماید:
«بَقِیتُ اللَّهِ خَیرٌ لَّکُمْ».[1] .
آنچه خداوند برای شما باقی گذارده، برایتان بهتر است.
پس از رحلت نبی مکرّم اسلام صلی الله علیه وآله یکی از ائمّه معصومین علیهم السلام بقیة اللّه و باقیمانده و باقیگذاردهشده و حجّتِ خداوند بر روی زمین است.
امام باقر علیه السلام هنگامی که به همراه فرزند بزرگوارشان حضرت صادق علیه السلام از سفری که هشام بن عبدالملک ایشان را به شام احضار کرده بود، بازمیگشتند، بر فراز بلندیای رفته و آیات هشتاد و چهارم تا هشتاد و ششم سوره هود را تلاوت کرده و سپس دست بر سینه نهادند و فرمودند: «اَنا وَاللَّه بَقیةُ اللّهِ، اَنا وَاللَّهِ بَقیةُ اللَّهِ»: «به خدا سوگند من باقیمانده و حجّت خداوند هستم». به همین خاطر اصحاب امام باقر علیه السلام وقتی میخواستند امام را به افرادی (که در مکّه اظهار بیاطلاعی از امام میکردند) معرفی نمایند، گفتند:
«اَلا اِنّ هذا باقِرُ عِلْمِ الرسلِ... هذا ابْن فاطِمةُ... هذا بَقیةُ اللّهِ فی اَرْضهِ».
آگاه باشید او شکافنده علم انبیا و فرزند حضرت فاطمه و باقیمانده و حجّت خداوند در روی زمین است.[2] . «نجمه» مادر گرامی امام رضا علیه السلام میگوید: آنگاه که حضرت رضا علیه السلام به دنیا آمد حضرت کاظم علیه السلام تشریف آوردند و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفتند و فرمودند: ای نجمه، کرامت الهی بر تو مبارک باد. سپس آب فرات به کامش ریخته، فرمودند: «خُذْیه فَاِنَّهُ بَقیةُ اللّهِ عزَّ وَ جَلَّ فی اَرضِهِ».[3] . طفل را بردار که او بقیة اللّه در روی زمین است. یکی از القاب پر افتخار حضرت صاحبالزمان نیز «بقیة اللّه الاعظم» است. چرا که وقتی ظهور مینمایند، پشت به کعبه نهاده، در حالی که اطراف حضرت سیصد و سیزده یار ایستادهاند، میفرمایند: «بَقِیةُ اللَّهِ خَیرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ»[4] سپس میفرمایند:
«اَنَا بَقیةُ اللّهِ وَ حُجَّتُه».[5] . من باقیمانده خداوند و حجّت او بر مردم هستم. پس از آن هیچ کس بر حضرت سلام نمیکند مگر آنکه میگوید: «اَلسَّلام عَلَیک یا بَقیة اللّهِ فی اَرْضِه».[6] .
پی نوشت ها:
[1] سوره مبارکه هود، آیه 86.
[2] بحارالانوار، ج 46، ص 259.
[3] تفسیر نور الثقلین، ج 2، ص 391.
[4] سوره مبارکه هود، آیه 86.
[5] بحارالانوار، ج 24، ص 212.
[6] بحارالانوار، ج 24، ص 212.
:: ادامه مطلب
«کهف» حفرهای بزرگ در کوه است. اگر حفره کوه کوچک باشد، به آن «غار» گفته میشود.[1] ولی بعضی بین غار و کهف فرقی قائل نیستند و هر دو را به یک معنی میدانند.[2] ابن منظور (م 711(ضمن تأیید نظر اول گفته اگر کهف اطلاق بر فرد شود، به معنی آن است که او پناه و ملجأ دیگران است، همانگونه که کهف پناهگاه مردمان است.
«وری» به معنی آفریدگان و مردم میباشد. ائمّه طاهرین علیهم السلام پناهگاه و ملجأ مردم هستند و همانگونه که اصحاب کهف پس از تحمّل مشقّتهای فراوان، به غار پناه برده، در آن آسایش یافتند، هر که به معصومین پناه برد، از همّ و غم و ناملایمات روحی و جسمی نجات خواهد یافت. قال الجواد علیه السلام: «نَحْنُ کَهْفَکُم کَاَصْحابِ الْکَهْفِ».[3] .
حضرت جواد الائمه علیه السلام فرمودند: ما پناهگاه شما هستیم، همانگونه که اصحاب کهف به غار پناه بردند، (شما به ما پناه آورید).
در توصیف حضرت علیعلیه السلام که ملجأ یتیمان و پناه بیپناهان بوده، آمده است: «کُنْتَ لِلْمُؤمِنینَ کَهْفًا».[4] . شما برای مؤمنین پناهگاه بودید. در صلوات ماه شعبان، امامان معصوم علیهمالسلام را به «کهف حصین» توصیف کرده، میخوانیم: «اللَّهُمَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و الِ مُحَمَّد الکَهْفِ الحَصین...».[5] . خداوند بر محمّد و خاندانش درود فرست همانها که ملجاء و پناهگاه استوار خداوند هستند.
در حدیثی نیز پیرامون همین مطلب آمده است:
عن جابر بن عبداللّه قال: «خَرَجَ عَلَینا رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه وآله وسلم یومًا وَ مَعَهُ عَلی و الحسنُ و الحسینُ علیهم السلام فَخَطَبَنا فَقالَ: اَیهَا النَّاسُ اِنَّ هولاءِ اَهْلُ بَیتِ نَبیکُمُ... هُم الکَهْفُ الحَصین لِلمُؤمِنینَ و نورُ اَبْصارِ المُهتَدینَ...».[6] .
جابر بن عبداللّه میگوید: روزی حضرت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به همراه حضرت علی، امام حسن و امام حسین علیهم السلام از خانه خارج شدند. پیامبر مردم را مخاطب قرار داد و فرمود: ای مردم اینان اهل بیت پیامبر شما هستند... اینان ملجأ و پناهگاه استوار برای مؤمنان و نور چشمی برای هدایتیافتگانند...
پی نوشت ها:
[1] العین.
[2] مقابیس اللغة.
[3] مستدرک سفینة البحار، ج 9، ص 204.
[4] بحارالانوار، ج 42، ص 305.
[5] مفاتیح الجنان و نیز بحارالانوار، ج 87، ص 67.
[6] جامع احادیث الشیعه، ج 1، ص 71.
:: ادامه مطلب
«موضع» به معنای جایگاه و مرکز است.
«رسالة» به معنای پیغامبری و پیامبری میباشد.
علاّمه مجلسی قدس سره در توضیح این فراز میفرماید: «منظور از موضع الرسالة آن است که ائمّه معصومین علیهم السلام، گنجینه تمامی علوم پیامبران بودند و از خاندانی هستند که تمامی پیامبران از بین آنان مبعوث شدند و آنان مرکز و جایگاه رسالت الهی بودهاند.»[1] .
علاوه بر آن، ائمّه معصومین علیهم السلام، جایگاه اسرار پیامبران و واسطه میان پیامبران (که دریافتکننده وحی) و مردم (که انتشار وحی باید در بین آنان صورت گیرد) هستند. آنها به وسیله روایات و اخبار، بعضی از وحیهایی که به پیامبران رسیده را برای بعضی از مردم (که گیرندگان وحی هستند) بیان میکنند.
قال امیرالمؤمنین علیه السلام: «و قد کُنتُ اَدْخُلُ عَلی رَسُولِ اللّهِ صلی الله علیه وآله کُلَّ یومٍ دَخَلة و کُلَّ لَیلةٍ دَخْلَةً فَیخَلّینی فیها أَدُورُ مَعَهُ حَیثُ دارَ، وَ قَد عَلِمَ اَصْحابُ رَسُولِ اللّهِ صلی الله علیه وآله أَنّهُ لم یصْنَعْ ذلِک بَأحَدٍ مِنَ النَّاسِ غَیری فَرُبَّما کانَ فی بَیتی یأتینی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه وآله أکثَرُ ذلِکَ فی بَیتی و کنت إذا دخَلتُ عَلیهِ بَعْضَ مَنازِلِهِ اَخْلانی و أقامَ عنّی نِسائه. فلا یبْقی عندَه غَیری و إذا أتانی لِلْخَلْوَةِ مَعِی فی مَنْزلی لَمْ تَقُم عَنّی فاطمةُ و لا أحدٌ مِن بَنِی».[2] . حضرت علی علیه السلام میفرماید: من هر روز یک نوبت و هر شب یک نوبت بر پیامبر صلی الله علیه وآله وارد میشدم. پیامبر صلی الله علیه وآله با من خلوت میکرد و درباره هر موضوعی با من سخن میگفت (چرا که محرم رازش و حافظ اسرارش بودم). اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله میدانستند جز با من، با هیچ کس چنین رفتاری نمیکرد. بسا بود که در خانهام بودم و پیامبر صلی الله علیه وآله نزد من میآمد. همنشینی با پیامبر در خانه من بیشتر از خانه پیغمبر صلی الله علیه وآله واقع میشد و آنگاه که در بعضی از منازل (همسران پیامبر) بر آن حضرت وارد میشدم، زنان خود را بیرون میکرد و باقی نمیماند نزد او جز من و تنها با من بود (چرا که آنان محرمدار اسرار نبودند) ولی زمانی که برای خلوت به منزل من میآمد، فاطمه علیها السلام و هیچ یک از پسرانم را بیرون نمیکرد (زیرا آنان اسراردار پیامبر و از خاندان او بودند).
پی نوشت ها:
[1] بحارالانوار، ج 102، ص 134.
[2] کافی، ج 1، ص 64.
:: ادامه مطلب
«اولی» اسم جمع به معنی صاحبان است که در حالت رفع، «اولوا» و در حالت نصب و جر، «اولی» خوانده میشود و مفرد ندارد.
«امر» به معنی فرمان، کار و شأن میآید.
«اولی الامر» به معنای فرمانروایان، فرمانداران، کارداران، صاحبان امر و صاحبان شأن است. این فراز نیز همانند فرازهای قبل بر گرفته از قرآن میباشد. قرآن کریم میفرماید:
«أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنکُمْ».[1] . از خداوند اطاعت کنید و از رسول خدا و از اولیالامر نیز اطاعت نمایید. در روایات فراوانی این آیه را به ائمّه اطهار علیهم السلام تفسیر نمودهاند. ابوبصیر میگوید: از امام صادق علیه السلام درباره آیه شریفه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنکُمْ» پرسش کردم. حضرت فرمودند: «این آیه درباره علی بن ابیطالب و امام حسن و امام حسین علیهم السلام نازل شده است». به ایشان عرض کردم مردم میگویند، پس چرا نامی از علی علیه السلام و اهلبیت او در کتاب خدا نیامده است؟ حضرت فرمودند: به آنها بگویید بر پیامبر نماز نازل شد در حالی که پیامبر سه و چهار رکعت بودن آن را برای مردم تفسیر کرد. زکات بر پیامبر نازل شد و تصریح نشد که از هر چهل درهم، به یک درهم زکات تعلق میگیرد و پیامبر آن را تفسیر کرد، حجّ بر پیامبر نازل شد و گفته نشد هفت بار طواف کنید و پیامبر آن را تفسیر نمود و بر او «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنکُمْ» نازل شد و در حقیقت در شأن علی و حسن و حسین نازل شده است (که پیامبر آن را تفسیر کرد).[2] .
همچنین در جایی دیگر از امام صادق علیه السلام پیرامون این آیه سؤال شد. ایشان فرمودند:
«اولوا الاَمْرِ هُمُ الاَئِمَّةِ مِن اَهلِ البَیتِ».[3] . اولی الامر همان امامان از اهلبیت پیامبر هستند.
با توجّه به این آیه درمییابیم که اطاعت از «اولیالامر» از سنخ اطاعت از پیامبر صلی الله علیه وآله است. زیرا در کنار هم و با یک فعل «اطیعوا» بیان شده است. یعنی همان اطاعت بیقید و شرطی که در برابر رسول خدا صلی الله علیه وآله لازم است، در برابر «اولیالامر» نیز واجب میباشد. پس لازم است همانگونه که پیامبر صلی الله علیه وآله دارای مقام عصمت و پاکی از گناه است، «اولیالامر» نیز از هر ناپاکی به دور باشند و امامان معصوم علیهم السلام این چنین هستند.
پی نوشت ها:
[1] سوره مبارکه نساء، آیه 59.
[2] کافی، ج 1، ص 286 و 287.
[3] ینابیع الموده، ج 1، ص 341.
:: ادامه مطلب
«ذوی» و «اولی» به معنی صاحبان است.
«نُهی» جمع «نهیة» به معنی عقل و خرد میباشد. ابن جوزی (لغت شناس قرن ششم) میگوید: «ذونهیه» صاحب عقلی است که عقلش او را از امور قبیح بازدارد و در کارهای نیک داخل گرداند و همچنین به کسی اطلاق میشود که کارهایش منتهی به خرد و عقل او گردد.[1] . «حِجی» به معنی عقل و زیرکی است. حال اگر «ذوی النهی» و «اولی الحجی» را به معنی صاحبان عقل معنی کردیم، عطف توضیحی است. ولی بعضی از مفسرین «نهی» را به معنی عقل معاش گرفتهاند. یعنی صاحبان عقلی که امور دنیایی خود را به زیباترین وجه تدبیر کرده و به امور دنیایی دیگران رسیدگی خردمندانه دارند و «حجی» را به معنی عقل معاد معنی کردهاند. یعنی صاحبان عقلی که در تمام اوقات، به عبادت خداوند مشغول بوده و آخرت خود را آباد نموده با سخنان و رفتار خود به دیگران درس آبادی آخرت میدهند.
به نظر میرسد که «نُهی» و «حجی» هر دو به معنای عقل باشد. ولی «نُهی» به معنای عقل عملی و «حجی» به معنای عقل نظری است. یعنی ائمّه معصومین علیهم السلام در عمل دارای بهترین اعمال و عقل کامل در رفتار و کردار میباشند و در عقل نظری نیز دارای زیرکی و کیاست هستند. لذا پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در روایتی «نُهی» را به مطالبی معنی کردند که حکایت از عقل عملی دارد.
قیلَ: یا رَسول اللّه وَ مَنْ اُولُوا النُهی؟ قالَ: «هُم اُولُوا الاَخْلاقِ الحَسَنَةِ و الاَحْلامِ الرَزینَةِ و صِلَةِ الاَرحامِ و البَرَرَةُ بِالامَّهات و الآباء و المُتعاهدین للفُقراء و الجیران و الیتامی و یطعمُونَ الطَّعام و یفشُون السَّلام فی العالم و یصلون النَّاس نیام غافِلون».[2] .
شخصی از پیامبر صلی الله علیه وآله سؤال کرد، اولی النُهی چه کسانی هستند؟ پیامبر فرمودند: آنها دارای اخلاق حسنه و عقلهای پرُ وزن و صله رحم و نیکی به مادران و پدران و کمککننده به فقیران و همسایگان نیازمند و یتیمان هستند. آنها که گرسنگان را سیر میکنند و صلح در جهان میگسترانند. همانها که نماز میخوانند در حالی که مردم در خواب غفلتند.
پی نوشت ها:
[1] زاد المسیر، ج 5، ص 204.
[2] بحارالانوار، ج 60، ص 71.
:: ادامه مطلب
|
» کل نظرات : 23
» بازديد کل : 47440
» تاریخ ایجاد وبلاگ :
پنج شنبه 4 اردیبهشت 1393
» آخرين بروز رساني :
جمعه 8 اردیبهشت 1396

