لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ [بقره:٢٥٦]
 
واشهد انکم الائمة الراشدون
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : سه شنبه 6 خرداد 1393 
«راشدون» جمع «راشد»، صفت مشبهه از ماده رُشد و آن صفتی است که انسان را صلاحْ و راهنمایی کرده، از تباهی و سیاهی به دور می‏دارد و مقابل صفت «غی» که به معنی بی‏هدفی در کار است، به کار می‏رود. قرآن کریم می‏فرماید: 
«قَد تَّبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی».[1] . (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. 
بعضی «رشد» را به معنی هدایت دانسته‏اند، در صورتی که هدایت در مقابل ضلالت است. قرآن کریم می‏فرماید: «قُل رَّبِّی أَعْلَمُ مَن جَآءَ بِالْهُدَی وَ مَنْ هُوَ فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ».[2] . 
بگو: پروردگار من از همه بهتر می‏داند چه کسی (برنامه) هدایت آورده و چه کسی در گمراهی آشکار است. «راشد» کسی است که راه صلاح و فلاح انسان‏ها را مشخص کرده، آنها را راهنمایی می‏کند و با این تشخیص آنان را از تباهی و سیاهی دور می‏کند. 
بنابراین ائمّه معصومین علیهم السلام ذات‏های پاکی هستند که راه صلاح و فلاح انسان‏ها را مشخص کرده، آنان را به آن راه راهنمایی و از تباهی و سیاهی به دور می‏دارند. 
برخی «راشد» را به معنی کسی دانسته‏اند که رشد به او قیام دارد. یعنی رشد به واسطه و به وسیله او صورت می‏گیرد. بنابراین معنا، ائمّه معصومین علیهم السلام کسانی هستند که به وسیله آنان راه رشد و پیمودن مسیرِ ترقی، مشخص می‏شود. بعضی «راشد» را به معنی راه یافته در مسیر حق و پایدار در آن مسیر ترجمه کرده‏اند. بنابراین ائمّه معصومین علیهم السلام راه‏یافتگان و پابرجایان مسیر حق می‏باشند. در هر حال این واژه اشاره به آیه هفتم سوره حجرات دارد که می‏فرماید: «أُولئِکَ هُمُ الرَّاشِدُونَ» آنان همان رشدیافتگان هستند. در روایات فراوانی ائمّه علیهم السلام با صفت راشدون، خوانده شده‏اند. حضرت علی علیه السلام می‏فرمایند پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به من فرمود: «یا عَلی الاَئِمَّةُ الراشِدُونَ المَهدیونَ المغصُوبُونَ حُقوقُهُم مِنْ وُلُدِک اَحَدَ عَشَرَ اِمامًا وَ اَنْتَ».[3] . ای علی، امامانْ راه‏یافتگان و هدایت‏شدگانی که حقوقشان غصب گردیده، از فرزندان تو هستند که آنان یازده نفراند و تو. 
پیامبر صلی الله علیه وآله نیز ائمّه علیهم السلام را با لقب راشد یاد کرده‏اند. زید بن ارقم می‏گوید: روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بر ما خطبه خواند و پس از حمد الهی و سفارشات، فرمودند: «مَعاشِرَ النَّاسِ اوصیکُم فی عِتْرتی وَ اَهل بَیتی خَیرًا فَاِنَّهُم مَع الحَقِ و الحَقُ مَعهم و هُم الاَئِمَّةُ الراشِدُونَ بَعدی وَ الاُمَناءُ المَعْصُومُونَ».[4] . 
ای مردم شما را درباره خاندانم و اهل‏بیتم سفارش به خیر می‏کنم. آنان با حق هستند و حق همیشه با آنان است. آنان امامانی هستند که راه‏یافتگان بعد از من هستند و امین‏های معصومی که پس از من می‏باشند. 

پی نوشت ها:
[1] سوره مبارکه بقره، آیه 256. 
[2] سوره مبارکه قصص، آیه 85. 
[3] بحارالانوار، ج 36، ص 259. 
[4] بحارالانوار، ج 36، ص 321. 

 



:: ادامه مطلب
وذریة رسول الله
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : سه شنبه 6 خرداد 1393 
«ذرّیة» به معنی فرزند انسان و جمع آن «ذراری» است. 
ائمّه اطهار علیهم السلام فرزندان رسول گرامی اسلام هستند. در زمان حکومت بنی عباس، خلفای عباسی که از عموزادگان رسول خدا صلی الله علیه وآله بودند و از خویشان آن حضرت به شمار می‏آمدند، اصرار داشتند ائمّه طاهرین علیهم السلام را به عنوان فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله معرفی نکنند، بلکه به عنوان خویشاوندان رسول اللّه معرفی نمایند تا مردم برای آنان فضائلی برتر از بنی عباس قائل نباشند. استدلال آنان این بود که فرزندِ دخترِ شخص، فرزند شخص نیست. یعنی امام حسن و امام حسین‏علیهما السلام از آنجایی که فرزندان دختر پیامبرصلی الله علیه وآله هستند، فرزند رسول خدا و از صُلب و نژاد او نخواهند بود. لذا هیچ یک از ائمّه اطهار علیهم السلام، فرزندان و نژاد و نسل پیامبر صلی الله علیه وآله نیستند و فقط حضرت زهرا علیها السلام فرزند پیامبر صلی الله علیه وآله است. در مقابل این سخنان، ائمّه معصومین علیهم السلام ایستادگی کرده با دلائل واضح ثابت نمودند که آنان فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله هستند و بنی عباس حق ندارد در قرابت با رسول خدا صلی الله علیه وآله، خود را با آنان در یک سطح قرار دهند. 
روزی هارون‏الرشید (خلیفه مقتدر عباسی)، حضرت موسی بن جعفرعلیه السلام را خواست و با عتاب رو به آن حضرت کرد و گفت: چرا به مردم و پیروان خود اجازه می‏دهید که شما را منسوب به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و از نسل آن حضرت بدانند، در حالی که شما از نسل حضرت علی‏علیه السلام هستید و شخص، به پدرش نسبت داده می‏شود نه به مادرش. و فاطمه فقط ظرفی برای حمل شما بود و پیامبر صلی الله علیه وآله از طرف مادر جدّ شماست (بنابراین شما از نسل او نیستید و فرزندان رسول خدا به شمار نمی‏آیید). امام کاظم علیه السلام فرمودند: اگر پیامبر صلی الله علیه وآله زنده شود و دختر تو را خواستگاری کند، آیا دخترت را به عقد او در می‏آوری؟ هارون جواب داد: سبحان اللّه، چرا چنین نکنم. با این خواستگاری، بر عرب و قریش تفاخر می‏کنم. حضرت فرمودند: ولی پیامبر صلی الله علیه وآله از من چنین خواستگاری‏ای نمی‏کند و من هم دخترم را به نکاح پیامبر صلی الله علیه وآله در نمی‏آورم. چرا که ما فرزندان رسول خدا صلی الله علیه وآله هستیم و از نسل او به شمار می‏رویم. هارون که خود را در مقابل این استدلال منکوب یافت، گفت: آفرین بر تو ای موسی بن جعفرعلیه السلام.[1] . 
محمّد بن مسلم از امام باقر یا امام صادق‏علیهما السلام روایت کرده که حضرت فرمودند: اگر ازدواج با همسران پیامبر صلی الله علیه وآله به سبب نص صریح (آیه 53 سوره احزاب که می‏فرماید: «شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید و نه هرگز همسران او را بعد از او، به همسری خود در آورید») بر مردم، حرام نشده بود، باز ازدواج با آنها برای امام حسن و امام حسین علیهما السلام حرام بود. زیرا خداوند (در آیه 22 سوره نساء) می‏فرماید: «ازدواج نکنید با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‏اند.» زیرا شخص حق ندارد و نمی‏تواند با همسر جدّش ازدواج کند. پس جدّ او نیز پدر او محسوب شده است.[2] . 
حضرت علی علیه السلام نیز فرزند معنوی رسول خدا صلی الله علیه وآله است. چرا که او از سنین کودکی تحت تربیت آن حضرت قرار گرفت. 

پی نوشت ها: 
[1] الاحتجاج، ج 2، ص 391. 
[2] تفسیر البرهان، ج 3، ص 344. 

 



:: ادامه مطلب
وقادة الامم
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : سه شنبه 6 خرداد 1393 
«قادة» جمع «قائد» به معنای رهبر و پیشوا است. 
ائمّه معصومین علیهم السلام رهبران و پیشگامان و پیشوایان امّت‏ها می‏باشند. وسعت پیشوایی و رهبری آنها از آغازین لحظاتی که خداوند نور آنان را آفرید آغاز گشت و با خلقت جسمشان ادامه یافت و تا قیامت در صحرای محشر و حتّی در بهشت و رضوان الهی گسترده است. دامنه رهبری آنها تمامی موجودات عالم اعم از ملائکه، جنّ‏ها و انسان‏ها و حتّی حیوانات را دربر گرفته است. چرا که آنان بودند که تسبیح خداوند گفتند و خدا را پرستش کردند. سپس ملائکه از آنان فراگرفتند و به تسبیح و پرستش خداوند مشغول شدند. 
عَنْ جابِرِ بْنِ عَبداللّهِ الاَنْصاری قالَ: «سَمِعْتُ رسولُ اللّه صلی الله علیه وآله یقُولُ:...ثُمّ خَلَقَ السَّماواتَ و الاَرضینَ و خَلَقَ المَلائِکةُ فَمَکَثَتْ المَلائِکَةُ مِاَئةَ عامٍ لا تَعْرُفُ تَسْبیحاً و لا تَقْدیساً فَسَبَّحْنا فَسَبَّحَتْ شیعَتُنا فَسَبَّحَتْ المَلائِکَةُ و کَذلِکَ فی البَواقی فَنَحْنُ المُوَحِّدُونَ حَیثُ لا مُوَحِدَ غَیرنا...».[1] . 
جابر بن عبداللّه انصاری می‏گوید: از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله شنیدم (که ایشان پس از توصیف خلقت نور خود و حضرت علی و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین علیهم السلام فرمودند): خداوند آسمان‏ها و زمین را آفرید و صد سال بود که فرشتگان آفریده شده بودند، ولی هیچ یک تسبیح و تقدیس الهی نمی‏دانستند و چون ما خداوند را تسبیح گفتیم، شیعیان ما تسبیح‏گوی خدا گشتند و زمانی که ما و شیعیانِ ما تسبیح گفتیم، فرشتگان نیز تسبیح گفتند و خداوند را به بزرگی و یکتایی ستودند. پس ما یکتاپرست بودیم، زمانی که هیچ یکتاپرستی غیر از ما نبود. در حدیثی دیگر پیامبر صلی الله علیه وآله تسبیح‏گویی خود را، بعد از خَلق نورشان در عرش می‏داند. 
فقال رسول اللّه صلی الله علیه وآله: «اَنَا وَ عَلی و فاطِمَةُ و الحَسَنُ و الحُسَینُ کُنَّا فی سَرادقِ العَرشِ نُسبِّحُ اللّهَ و تَسْبیحَ المَلائِکَةُ بِتَسْبیحنا قَبلَ اَنْ یخْلُقَ اللّهُ آدَمَ بِاَلفی العام...».[2] . 
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: من و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام در سرادق عرش به تسبیح خداوند مشغول بودیم و تسبیح‏گویی ملائکه به واسطه تسبیح‏گویی ما بود، دو هزار سال قبل از آنکه خداوند آدم را خلق نماید.... 
ایشان در زمین نیز روش درست زندگی کردن را در گفتار و کردار به همگان فرادادند و اگر دشمنان، حقوق آنان را غصب نمی‏کردند، با پیشوایی کاملِ خود، انسان‏ها را به کمال رسانده با مجاهدت این چنین انسان‏هایی کامل، اسلام را در سراسر گیتی گسترش می‏دادند و در آخرت با شفاعت کبری، رهبری تمام اهل محشر را به عهده دارند و در بهشت و رضوان خداوند، مقصد و مقصود بهشتیان هستند. 
عن أبی عبداللّه جعفر بن محمّد علیهما السلام قال: «إذا کانَ یوْمَ القیامَةِ نادی مُنادٍ مِن بَطْنانِ العَرشِ: أَینَ خَلیفَةُ اللّهِ فی أَرْضِه؟... فَیقُومُ أمیرُالمؤمنین علی بنُ أبیطالبِ علیه السلام، فَیأتی النِّداء مِنْ قِبَلِ اللّهِ عزَّ و جلَّ: یا مَعْشَرَ الخَلائِقِ، هذا عَلی بنُ أبی‏طالبِ خلیفةُ اللّهِ فی أرضِهِ و حجَّتَهُ عَلی عِبادِه، فَمَنْ تَعَلَّقَ بِحَبْلِهِ فی دارِ الدُنْیا فَلْیتَعَلَّقَ بِحَبْلِه فی هذا الیومِ یسْتَضی‏ءُ بِنُورِهِ وَلَیتبَعه إلی الدَرَجاتِ العُلی مِنَ الجَنَّاتِ، قالَ: فَیقُومُ النّاسُ الّذینَ قَد تَعَلَّقُوا بِحَبْلِهِ فی الدُّنْیا فَیتّبعونه إلی الجَنَّةِ».[3] . 
امام صادق علیه السلام می‏فرمودند: در روز قیامت منادی از عرش ندا می‏کند: کجاست جانشین خداوند در روی زمین؟... امیرالمؤمنین علی علیه السلام به پا می‏خیزد. از جانب خداوند ندا می‏آید: ای مخلوقات، این علی بن ابی‏طالب است. جانشین خدا در روی زمین و گواه خداوند بر بندگان. هر کس در دنیا به ریسمان ولایت او چنگ زده، اکنون نیز در کنار اوست و از نور او نورانی می‏شود و تا رسیدن به درجات بالای بهشت از او پیروی می‏کند. سپس امام فرمودند: در این هنگام هر کس در دنیا پیرو حضرت علی علیه السلام بوده، به دنبال آن حضرت به بهشت وارد می‏شود... 
علاوه بر آن، ائمّه علیهم السلام، رهبران و پیشوایان علمی، اخلاقی، باطنی و سیاسی جامعه هستند که علم را به مردم فراداده،[4] با عمل خود اخلاق نیکو را در بین انسان‏ها گسترش می‏دهند و باعث می‏شوند مردم از اعماق جان به آنها محبّت داشته باشند و پس از آن بر مردم حکومت (پیشوایی سیاسی) می‏کنند. 

پی نوشت ها: 
[1] کشف الغمه، ج 2، ص 85. 
[2] جنة العاصمة، ص 9. 
[3] بحارالانوار، ج 8، ص 10. 
[4] بِمُوالاتِکُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعالِمَ دِینِنا (زیارت جامعه کبیره). 

 



:: ادامه مطلب
ارسله بالهدی ودین الحق لیظهره علی الدین کله ولو کَره المشرکون
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : سه شنبه 6 خرداد 1393 
 
«یظهر» فعل مضارع باب افعال است و مصدر آن به معنی آشکار گرداندن و روشن ساختن است. 
اظهار دین اسلام بر سایر ادیان، به معنی آن است که با روشنایی دین مبین اسلام، بقیه ادیان تاب نورافشانی ندارند. همچنان که با طلوع خورشید، بقیه ستارگان در حالی که وجود دارند، تاب نوردهی در مقابل خورشید را ندارند. 
«کَرِهَ» در مقابلِ کلمه رضا و محبّت استعمال می‏شود و به معنی ناخوشنودی و بی‏میلی است. 
«مشرکون» جمع مشرک و به معنی کسی است که برای خداوند شریک قائل باشد. 
همان‏گونه که توحید دارای مراتبِ توحید ذات، صفات، افعال و عبادات است، شرک نیز دارای همین مراتب است و هر یک دربردارنده انحطاط انسان از مقام ربّوبی به پستی و فرومایگی حیوانی است و سرعت این فرو افتادن، بسیار با شتاب است. قرآن کریم در این زمینه، مثالی زده می‏فرماید: «وَ مَن یشْرِکْ بِاللَّهِ فَکَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَآءِ...».[1] . 
و هر کس همتایی برای خدا قرار دهد، گویی از آسمان سقوط کرده.... پس مؤمن همیشه به خدا پناه برده و از شرک دوری نموده شعار او چنین است: 
«فَتَبارَک و تَعالیت لا إله إلاَّ أَنت وَحْدک لا شَریک لَک».[2] . پس تو مبارک و برتری. جز تو معبودی نیست. یگانه‏ای هستی که برای تو شریکی نمی‏باشد. 

پی نوشت ها: 
[1] سوره مبارکه حج، آیه 31. 
[2] صحیفه سجّادیه، دعای 52، فراز 5. 

 



:: ادامه مطلب
واوصیاء نبی الله
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : سه شنبه 6 خرداد 1393 
«اوصیاء» جمع وصی به کسانی گفته می‏شود که به آنان وصیت شده است. 
وصیت عبارت است از: دستور به همراه موعظه، بر انجام کار، قبل از آنکه دیگری آن کار را انجام دهد. وصیت گاهی به امور مالی تعلق می‏گیرد و وصی موظّف است امور مالی وصیت‏کننده را حل و فصل نماید و گاهی به انجام امورات اخلاقی که وصیت‏کننده از سَر خیرخواهی، مطالبی را به دیگران تذکّر داده، سفارش کرده و از آنان می‏خواهد عمل و کرداری را انجام دهند. حضرت امیرالمؤمنین می‏فرمایند: 
«اوصیکم بتقوی اللّه».[1] . 
من شما را به تقوای الهی وصیت می‏کنم. 
وصیت گاهی به امور اداری و سیاسی نیز تعلق می‏گیرد. یعنی وصیت‏کننده از وصی می‏خواهد از این پس تمام کارهای او را انجام دهد. 
اهل بیت علیهم السلام در تمامی کارها به ویژه در امور سیاسی، وصی‏های پیامبر صلی الله علیه وآله هستند. و همان‏گونه که پیامبران دارای جانشین و وصی بودند، آنان نیز جانشینان پیامبر صلی الله علیه وآله در تمامی امور می‏باشند. 
قال رسول اللّه صلی الله علیه وآله وسلم لعلی علیه السلام: «یا عَلی اَنْتَ خَلیفَتی عَلی اُمَّتی فی حَیاتی وَ بَعْدَ مَوْتی و اَنتَ کَشَیثِ مِن آدَمٍ و کَسامِ مِن نُوحٍ وَ کَاِسماعیلِ مِنْ اِبْراهیمِ و کَیوشَعٍ مِن مُوسی و کَشَمْعُونِ مِن عیسی یا عَلی اَنتَ وَصیی و وارِثی».[2] . 
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم رو به حضرت علی علیه السلام کرده، فرمودند: ای علی، تو جانشین من بر امّتم در هنگام حیات و پس از مرگم هستی و نسبت تو با من همانند نسبت 
شیث با آدم، سام با نوح، اسماعیل با ابراهیم، یوشع با موسی، و شمعون با عیسی است. ای علی، تو وصی و وارث منی. عَن الرِضا عَن اَبائِهِ‏علیهم السلام قال: قالَ رَسُولُ اللّهِ‏صلی الله علیه وآله وسلم: «لَمّا عَرَجَ بی اِلی السَّماءِ... فَقُلْتُ یا رَبِّ مَن اَوْصیائی؟ فَنُوْدیتْ: یا مُحَمَّدَ اَوصیاؤُکَ المَکْتُوبُونَ عَلی ساقِ عَرشی، فَنَظَرْتُ و اَنَا بَینَ یدَی رَبی (جَلَّ جَلالَهُ) اِلی ساقِ العَرْشِ فَرَاَیتُ اِثْنی عَشَرَ نُوراً فی کُلِّ نُورٍ سَطْرٌ اَخْضَرٌ مَکْتوبٌ عَلَیهِ اِسْمُ وَصی مِنْ اَوْصیائی اَوَّلهُم عَلی بْنِ اَبی‏طالِبِ وَ اخِرُهُم مَهْدی اُمَّتی فَقُلْتُ: یا رَبِّ، هولاءِ اَوْصیائی مِنْ بَعْدی؟ فَنُوْدِیتْ: یا مُحَمَّدُ، هوُلاءِ اَوْلیائی وَ اَحِبَّائی و اَصْفیائی، وَ حُجَجی بَعْدکَ عَلی بَرْیتی و هُم اَوْصیاؤُکَ و خُلَفاؤُکَ وَ خَیرُ خَلْقی بَعْدُکَ».[3] . 
امام رضاعلیه السلام از پدرانشان نقل کرده که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: زمانی که به معراج رفتم... به خداوند عرضه داشتم: بار خدایا، اوصیای من چه کسانی هستند؟ ندا رسید: «ای محمّد، نام اوصیای تو بر پایه عرش من نوشته شده است». من در حالی که در برابر پروردگار قرار داشتم به پایه عرش نگاه کردم و دوازده نور دیدم که در هر نور سطری سبز رنگ بود که نام وصی‏ای از اوصیای من بر آن نوشته شده بود. نخستین آنها علی بن ابیطالب و آخرین ایشان، مهدی امّتم بود. عرض کردم: بارخدایا، اینان اوصیای پس از من هستند؟ ندا رسید: «ای محمّد، اینان اولیا، دوستان، برگزیدگان، و حجّت‏های من بر مردم، پس از تو هستند و ایشان‏اند اوصیا و جانشینان تو و بهترین خلقم پس از تو. 

پی نوشت ها: 
[1] نهج‏البلاغه، خطبه 80. 
[2] بحارالانوار، ج 38، ص 103. 
[3] بحارالانوار، ج 52، ص 312. 

 



:: ادامه مطلب
واصول الکَرم
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : سه شنبه 6 خرداد 1393 
«اصول» جمع «اصل» به معنای بنیان و پایه است. 
«کرم» به معنی فضایل و ارزش‏های کامل و نیکوست و کریم کسی است که چنین ارزشی را دارا باشد. قال الحسن بن علی علیه السلام: «لَمَّا سُئِلَ عَنِ الکَرَمِ قالَ: الاِبْتِداءُ بِالعَطیةِ قَبْلَ المَسْأَلَةِ و اِطْعامُ الطَعامِ فی الَمحِلِ».[1] . 
شخصی از امام حسن علیه السلام سؤال کرد: کرم چیست؟ امام فرمودند: دادن شی‏ء به نیازمند قبل از خواهش و اطعام در قحط سالی. 
حضرت علی علیه السلام کرم را تحمّل کردن گناه و تقصیر دیگران، و انتقام نگرفتن از ایشان، 
قال علی علیه السلام: «الکَرَم اِحتمال الجَریرَة».[2] . و به دوش کشیدن بار تاوان‏ها(ی مردم)، 
قال علی علیه السلام: «الکَرَم تَحَمُّل اعباء المغارم».[3] . 
و بخشیدن مال و عمل به وعده، 
قال علی علیه السلام: «الکَرَم بَذْل الجُود و اِنْجارِ المُوعُودِ».[4] . و دوری از گناهان قال علی علیه السلام: «إنّما الکَرَم التَنَزُّه بِالمَعاصی».[5] . 
دانسته‏اند و ائمّه معصومین علیهم السلام اصل و ریشه و بنیان تمامی این صفات نیکو و پسندیده می‏باشند. 

پی نوشت ها: 
[1] بحارالانوار، ج 78، ص 103. 
[2] غررالحکم. 
[3] غرر الحکم. 
[4] همان. 
[5] همان. 

 



:: ادامه مطلب
واشهد ان محمدا عبده المنتجب ورسوله المرتضی
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : سه شنبه 6 خرداد 1393 
«عبده» پیامبر صلی الله علیه وآله عبد مطلق و بدون قید و شرط خداوند است. لذا در قرآن کریم واژه «عبد» به صورت مطلق درباره پیامبر صلی الله علیه وآله به کار رفته[1] ، در حالی که درباره دیگر پیامبران، همراه با ضمیر آمده است.[2] . 
این مطلب نشان می‏دهد که آن حضرت، در مقام عبودیت به جایی رسیده بود که کسی غیر از ایشان به آن مقام بار نیافته بود و هیچ همتایی در عبودیت الهی نداشته است. تا جایی که خداوند او را به خاطر عبد بودنش به معراج می‏برد. به تعبیر دیگر قبل از آنکه به برّاق معراج سوار شود، بر برّاق عبودیت نشسته بود. سفری که از آغاز تا پایان، بر اساس عبودیت پیامبر صلی الله علیه وآله بوده است. چرا که اوّل حرکت و سفرِ پیامبر صلی الله علیه وآله، خداوند می‏فرماید: «سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَی بِعَبْدِهِ لَیلاً...».[3] . پاک و منزه است خدایی که بنده‏اش را در یک شب بُرد.... و در ادامه سفر نیز می‏فرماید: «فَأَوْحَی إِلَی عَبْدِهِ مَآ أَوْحَی».[4] . و خداوند آنچه را وحی کردنی بود، بر بنده‏اش وحی نمود. «منتجب» یعنی برگزیده و بهترین شده از میان قوم. در حالی که این برگزیدن و بهترین شدن از روی اراده و اختیار است. «عبده المنتجب» یعنی بهترین بندگان خداوند و برگزیده‏ترین آنها یعنی رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله، بنده مخلص و مطلقی است که خداوند او را برگزیده و تمام حجاب‏های میان خود و او را برچیده و او را به نهایت درجه‏ایی که برای ممکن‏الوجود مقدّر بوده، بالا برده است و آن چنان وی را به خود نزدیک نمود، که دو «قوس» بیشتر با خداوند فاصله نداشت. «فَکَانَ قَابَ قَوْسَینِ أَوْ أَدْنَی».[5] . 
تا آنکه فاصله او (با پیامبر) به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر بود. «مرتضی» به معنی برگزیده و پسندیده شده است. در اینجا زائر شهادت می‏دهد که پیامبر اکرم - حضرت محمّد صلی الله علیه وآله -، بنده برگزیده شده از میان بندگان خداوند است و خداوند او را برای «رسالت» پسندیده است و او رسولی است که پسندیده شده خداوند گردیده است. شهادت بر رسالت پیامبر صلی الله علیه وآله بدان خاطر است که زائر اعتقاد خود را بیان نماید که: اگر کمالاتی برای ائمّه علیهم السلام ذکر می‏شود، آنان وارثان و پرورش‏یافتگان مکتب رسول خداوند علیهم السلام و فرزندان و عترت او هستند. 

پی نوشت ها: 
[1] مانند سوره مبارکه بقره، آیه 23، سوره مبارکه کهف، آیه 1 و نیز سوره مبارکه فرقان، آیه 1. 
[2] مانند «عَبْدَنا أَیوب» سوره مبارکه ص، آیه 41، «عَبْدَنا دَاوُد» سوره مبارکه ص، آیه 17، «عَبْدَهُ زَکَرِیا» سوره مبارکه مریم، آیه 2. 
[3] ظسوره مبارکه اسراء، آیه 1. 
[4] سوره مبارکه نجم، آیه 10. 
[5] سوره مبارکه نجم، آیه 9. 

 



:: ادامه مطلب
وحملة کتاب الله
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : سه شنبه 6 خرداد 1393 
«حَمَلَة» جمع «حامل» به معنی حمل‏کننده است. 
منظور از «کتاب اللّه» در این فراز، قرآن و تمامی کتاب‏های آسمانی است که از طرف خداوند بر پیامبران نازل شده است. 
در هر صورت ائمّه معصومین علیهم السلام حاملان کتاب خداوند که عبارت از قرآن و کلیه کتاب‏های آسمانی است، می‏باشند. 
حملِ «کتاب اللّه»، یا به صورت لفظی است یا معنوی و یا عملی. «حمل لفظی کتاب اللّه» به دنبال داشتن آن کتاب و یا توانایی بر تلاوت یا حفظ و به خاطر سپردن آن است. «حمل معنوی کتاب الله» عبارت است از توانایی بر فهم معانی ظاهری آیات و فرازهای کتاب خداوند و یا قدرت بر تأویل و تفسیر آن آیات و فرازها و فهمیدن اشارات کتاب خداوند و یا علم بر بطون کتاب خداوند و درک لطائف و حقایق نهفته در آن. «حمل عملی کتاب اللّه» یعنی کسی حامل کتاب اللّه است که تمامی آن کتاب را فهمیده و عمل کرده باشد. 
ائمّه اطهار علیهم السلام بالاترین درجه‏های حمل قرآن و کتاب‏های آسمانی را (در همه مراتبِ سه‏گانه نام برده شده،) برخوردارند. آنانند که قرآن و کتاب‏های آسمانی را با دقّت خوانده، فهمیده، بر اشارات آن واقف و لطائف آن را درک کرده، به خداوند و رسولانش ایمان آورده‏اند. 
عَنْ ابی وُلاد قال: «سَأَلْتُ اَبا عَبداللّه علیه السلام عَن قَوْلَ اللّه عَزَّ و جَلَّ «الَّذِینَ آتَینَاهُمُ الْکِتَابَ یتْلُونَهُ حَقَّ تِلا َوَتِهِ أُولئِکَ یؤْمِنُونَ بِهِ...»[1] قال هُمْ الاَئِمَّةُ علیهم السلام».[2] . 
از ابی ولاد روایت شده است که گفت: از حضرت صادق علیه السلام درباره آیه «کسانی که کتاب آسمانی به آنها داده‏ایم، آن را چنان که شایسته آن است می‏خوانند، آنها به پیامبر اسلام ایمان می‏آورند» پرسیدم. حضرت فرمودند: مقصود از آن اشخاص، ائمّه علیهم السلام هستند. 
همان‏گونه که اشاره شد، ائمّه علیهم السلام حاملان لفظ قرآن می‏باشند. 
عن الباقر علیه السلام: «ما اِدَّعی اَحَدٌ مِنَ النَّاسِ اِنَّهُ جَمَعَ القُرآنَ کُلّهُ کَما اَنزَلَ اِلاَّ کَذَّابٌ، وَ ما جَمَعَهُ و حَفَظَهُ کَما نَزَلَهُ اللّه تَعالی اِلاَّ عَلی بن اَبیطالِبِ علیه السلام و الاَئِمَّة مِن بَعْدِه علیهم السلام».[3] . امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی از مردم ادعا نکرده که همه قرآن را چنانکه فرود آمده گرد آورده است، مگر آنکه دروغ می‏گوید. قرآن را آن گونه که خداوند متعال فرو فرستاد، گرد نیاورده و حفظ نکرده، مگر علی بن ابی‏طالب علیه السلام و امامان پس از او. 
و حاملان معنوی کتاب خدا نیز هستند. عن ابی الصباح قال: و اللّه لقد قال لی جعفر بن محمّد علیه السلام: «اِنَّ اللّهَ عَلَّمَ نَبیهُ التَنْزیلَ و التَأویلَ فَعَلَّمَهُ رسولُ اللّه صلی الله علیه وآله عَلیا علیه السلام قالَ وَ عَلَّمَنا وَ اللّه».[4] . 
ابی صباح می‏گوید: به خدا قسم امام صادق علیه السلام به من می‏فرمود: خداوند تنزیل و تأویل قرآن را به پیامبرش آموخت و پیامبر، آن را به علی آموخت و او به خدا سوگند آن را به ما آموخت. 
همچنین ایشان، حاملان عملی قرآنند. ائمّه علیهم السلام آنچنان حامل قرآن بوده و چنان به آن عمل کردند و در اخلاق قرآنی ذوب شدند، که خودْ قرآنِ ناطق شدند. 
قال علی علیه السلام: «اَنَا کَلامُ اللّه الناطِقِ».[5] . امام علی علیه السلام فرمودند: من کلام گویای خداوند هستم. چرا که هر کس صفتی، عملی، و یا حالتی در او به درجه کمال رسید، مانند آن است که او همان صفت یا عمل و یا حالت باشد. 

پی نوشت ها: 
[1] سوره مبارکه بقره، آیه 121. 
[2] کافی، ج 1، ص 215. 
[3] کافی، ج 1، ص 228. 
[4] کافی، ج 7، ص 441. 
[5] بحارالانوار، ج 82، ص 199. 

 



:: ادامه مطلب
 

 


 
» تعداد مطالب : 239
» کل نظرات : 23
» بازديد کل : 47428
» تاریخ ایجاد وبلاگ :
پنج شنبه 4 اردیبهشت 1393 
» آخرين بروز رساني :
جمعه 8 اردیبهشت 1396 
پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون حدیث موضوعی
دعای فرج ذکر روزهای هفته