«مساکن» جمع مسکن، به معنی منزل و قرارگاه است. «برکة» عبارت است از سودِ نعمت و موهبتِ زیاد و پایدار. مقصود این است که ائمّه طاهرینعلیهم السلام منزلها و قرارگاههای نعمتها و سودها و موهبتهای فراوان و پایدار الهی هستند و این منازل است که پس از دریافتِ موهبتها و نعمتهای فراوان الهی، به مقتضای طلب و ظرفیت هر یک از مردم، به آنها ارزاق دنیوی، معارف حقیقی و علوم الهی را عطا میکنند و آنان مقصد نزولِ برکات الهی و مبدأ اعطای برکات الهی به مردماند.
:: ادامه مطلب
قال الصادق علیه السلام: «الراسِخُونَ فِی العِلْمِ اَمیرُالمُؤمِنینَ و الاَئِمَةُ مِن بَعْدِهِ».[1] .
امام صادق علیه السلام فرمودند: ثابتقدمها و صاحبنظرها (راسخان) در دانش، امیرالمؤمنین و امامان پس از او هستند.
پی نوشت ها:
[1] کافی، ج 1، ص 213.
پی نوشت ها:
[1] کافی، ج 1، ص 213.
:: ادامه مطلب
عصمت ائمه - علیهمالسلام - از عناصر مهم اندیشهی شیعی بشمار میرود گروهی به گمان محال بودن عصمت، آن را منکر شدهاند! لیکن ما در مباحث مربوط به ائمه آن را اثبات کرده و نادرستی دلایل مخالفین را نشان دادهایم و نه تنها امکان بلکه وقوع آن را نیز ثابت نمودهایم.
اگر کسی سرگذشت ائمه را بخواند کمترین شکی نسبت به عصمت آنان برایش باقی نخواهد ماند و یقین خواهد کرد که آنان نه عمدا و نه سهوا مرتکب هیچ صغیرهای هم نشدهاند. زندگی امامان، ثبات قدم، وحدت قول و عمل و بر صراط مستقیم بودن آنها را به خوبی نشان میدهد تمام ائمه با شدت و برندگی کامل وظیفه دفاع از معتقدات دینی را به عهده گرفته و کمترین انحرافی از خود نشان ندادند. طاغوت زمان، متوکل عباسی با تمام وسایل ممکنه درصدد برآمد تا امام هادی - علیهالسلام - را بفریبد و او را از راه راست منحرف کند و به محافل لهو و لعب و فسق و فجور بکشاند لیکن امام با تمام وجود امتناع کرده مقاومت ورزید و با مواضع خود دلیلی روشن بر عصمت خود و اجداد بزرگوار خویش ارائه کرد و حقانیت شیعه را دربارهی عصمت ایشان به وضوح بیان نمود.
:: ادامه مطلب
امامت از بنیادهای اساسی دین اسلام است که بدون آن تمامیت و کمال این دیانت محقق نمیشود و هرگز از آن بینیاز نخواهد شد. احتیاج به امامت تنها برای اداره امور دینی نیست بلکه امامت در تمامی بخشهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی اسلام نقش تعینکنندهای دارد و استقلال، سیادت، امنیت، آزادی و آرامش امت مسلمان را تضمین میکند. شاید اساسیترین علت نیاز به امامت، مسأله انسانسازی باشد. امام و امامت است که فضیلت و نیکی را در جامعه گسترش میدهد و روحهایی به استواری کوه میپروراند، امامت است که خودمحوری، غرور، طمع، حسد و دیگر انحرافات را از ریشه میخشکاند و با تمامی کجرویها نبرد میکند.
سرمنشأ تمامی نیکیها و عامل دوام جوامع انسانی و امالفضائل، ایمان به خداوند است که امام تجسم حقیقی این اعتقاد و مبلغ آن در تمام حرکات و سکنات خود است. ایمان به خدا است که عالم را از مصائب جنگ، نابودی و دیگر تنشهای ناخواسته حفظ میکند و این ائمه بودهاند که تلاش عمدهشان مصروف تعمیق آن در میان مردم بوده است، امامان بودند که پرچم ایمان را در بلندای آسمان به اهتزاز درآوردند و برای اعلای کلمه توحید تن به دشواریهای جنگ، زندان، خانهنشینی و.. دادند و آثار درخشانی در این زمینه از خود به یادگار گذاشتند.
این نهجالبلاغه است که عمیقترین مفاهیم اعتقادی را برای ما شرح میدهد و ما را دعوت میکند تا در آفریدههای خداوندی اندیشمندانه بنگریم و زیباییهای فضائل را چنان به رخ ما میکشد که شیفتهی اخلاق اولیاءالله میشویم و آرزو میکنیم که خود، در این سلک درآییم و حقیقت گرایشهای حیوانی را چنان دقیق به تصویر میکشد که ما را از مفاسد و رذائل اخلاقی متنفر میسازد.
صحیفه سجادیه یا انجیل آلمحمد - صلوات الله علیهم - نیز نقش مهمی در لطیف کردن روحها دارد و مرغزار سرسبز ایمان است و سرچشمهی زلال تشنگان معارف و اخلاق. تمامی ادعیه مأثوره از ائمه در این نکته مشترک بوده و تزکیه نفس و پالایش روان را مدنظر قرار میدهند و درصدد نجات آدمیان از وادی جهل و غرور میباشند. در کتب احتجاجی و کلامی دلایل استواری از ائمه در دفع شبهات معاندین حق و منکرین خدا روایت شده است.
امام هادی در زیارت خود موسوم به «جامعه» به بخشهایی از کوشش و تلاش اجداد خود برای تحکیم ایمان اشاره میکند در این جا به فرازهایی از این زیارتنامه اشاره میکنیم:
«السلام علی الدعاة الی الله، الادلاء علی مرضاة الله، و المستقرین فی امر الله، و التامین فی محبة الله، و المخلصین فی توحید الله، و المظهرین لأمر الله..».
«سلام بر دعوتکنندگان به سوی حق و راهنمایان به خوشنودی خداوند، درود بر استواران در اجرای امر الهی و مستغرقان در محبت الهی، سلام بر موحدان مخلص و آشکارکنندگان امر خدایی...». امام سپس خطاب به اجداد خویش میگوید: «شما شأن، جلال و مجد خداوندی را بزرگ داشتید و نام او را برقرار نمودید و میثاق او را استوار کردید و پیمان اطاعت او را محکم نمودید. برای خدا در نهان و آشکار به نصیحت پرداختید و با حکمت و پند نیکو به راه خدا دعوت کردید و جانهایتان را در راه خوشنودی حضرت باریتعالی فدا نموده و دشواریهای ناشی از دعوت به سوی خدا را تحمل کردید و صبر نمودید. نماز را بپای داشتید، زکات دادید و امر به معروف و نهی از منکر نمودید و در راه حق به بهترین وجه به جهاد برخاستید تا آن که دعوت حق را آشکار کرده واجباتش را بیان نمودید و حدود الهی را برپا کردید. شرایع و احکامش را گستردید و سنتهای خدای را تعیین کردید و خشنودی حق را به دست آوردید تسلیم قضای حق بودید و رسولان پیشین را تصدیق کردید...». در فرازهای بالا نقش پیکارگرانه ائمه را برای به اهتزاز درآوردن پرچم توحید و دفاع از ارزشهای دینی و اسلامی به خوبی مشاهده میکنیم. آنان مخلصانه جان و مال خود را فدای حق و راه حق کردند و در این راه چشمداشتی جز از ذات مقدس خداوندی نداشتند.
این نهجالبلاغه است که عمیقترین مفاهیم اعتقادی را برای ما شرح میدهد و ما را دعوت میکند تا در آفریدههای خداوندی اندیشمندانه بنگریم و زیباییهای فضائل را چنان به رخ ما میکشد که شیفتهی اخلاق اولیاءالله میشویم و آرزو میکنیم که خود، در این سلک درآییم و حقیقت گرایشهای حیوانی را چنان دقیق به تصویر میکشد که ما را از مفاسد و رذائل اخلاقی متنفر میسازد.
صحیفه سجادیه یا انجیل آلمحمد - صلوات الله علیهم - نیز نقش مهمی در لطیف کردن روحها دارد و مرغزار سرسبز ایمان است و سرچشمهی زلال تشنگان معارف و اخلاق. تمامی ادعیه مأثوره از ائمه در این نکته مشترک بوده و تزکیه نفس و پالایش روان را مدنظر قرار میدهند و درصدد نجات آدمیان از وادی جهل و غرور میباشند. در کتب احتجاجی و کلامی دلایل استواری از ائمه در دفع شبهات معاندین حق و منکرین خدا روایت شده است.
امام هادی در زیارت خود موسوم به «جامعه» به بخشهایی از کوشش و تلاش اجداد خود برای تحکیم ایمان اشاره میکند در این جا به فرازهایی از این زیارتنامه اشاره میکنیم:
«السلام علی الدعاة الی الله، الادلاء علی مرضاة الله، و المستقرین فی امر الله، و التامین فی محبة الله، و المخلصین فی توحید الله، و المظهرین لأمر الله..».
«سلام بر دعوتکنندگان به سوی حق و راهنمایان به خوشنودی خداوند، درود بر استواران در اجرای امر الهی و مستغرقان در محبت الهی، سلام بر موحدان مخلص و آشکارکنندگان امر خدایی...». امام سپس خطاب به اجداد خویش میگوید: «شما شأن، جلال و مجد خداوندی را بزرگ داشتید و نام او را برقرار نمودید و میثاق او را استوار کردید و پیمان اطاعت او را محکم نمودید. برای خدا در نهان و آشکار به نصیحت پرداختید و با حکمت و پند نیکو به راه خدا دعوت کردید و جانهایتان را در راه خوشنودی حضرت باریتعالی فدا نموده و دشواریهای ناشی از دعوت به سوی خدا را تحمل کردید و صبر نمودید. نماز را بپای داشتید، زکات دادید و امر به معروف و نهی از منکر نمودید و در راه حق به بهترین وجه به جهاد برخاستید تا آن که دعوت حق را آشکار کرده واجباتش را بیان نمودید و حدود الهی را برپا کردید. شرایع و احکامش را گستردید و سنتهای خدای را تعیین کردید و خشنودی حق را به دست آوردید تسلیم قضای حق بودید و رسولان پیشین را تصدیق کردید...». در فرازهای بالا نقش پیکارگرانه ائمه را برای به اهتزاز درآوردن پرچم توحید و دفاع از ارزشهای دینی و اسلامی به خوبی مشاهده میکنیم. آنان مخلصانه جان و مال خود را فدای حق و راه حق کردند و در این راه چشمداشتی جز از ذات مقدس خداوندی نداشتند.
:: ادامه مطلب
این فراز پس از پایان هر سلام آمده است، لذا زائر در این زیارت پنج بار به امامان معصوم علیهم السلام سلام داده و پنج بار نیز رحمت و برکتهای خداوند را به آنان نثار مینماید.
روش مؤمنین در آن است که پس از هر سلام بر ائمّه علیهم السلام، رحمت و برکت را نیز برای آنان طلب نمایند. همچنان که امام سجّاد علیه السلام بر پیامبر، اینگونه درود نثار میکند:
«وَ السَّلا َمُ عَلَیهِ وَ عَلَی آلِهِ الطَّیبِینَ الطَّاهِرِینَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ».[1] .
و درود و رحمت و برکات فزاینده خداوند بر پیامبر صلی الله علیه وآله و بر خاندان او که پاکیزگان و پاکانند باد. مؤمنان از خداوند میخواهند نه تنها برکتها و رحمتهایش را بر ائمّه علیهم السلام ارزانی دارد، بلکه بهترینها را نثار ایشان نماید.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ، وَ أَهْلِ بَیتِهِ الطَّاهِرِینَ، وَ اخْصُصْهُمْ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِکَ وَ رَحْمَتِکَ وَ بَرَکَاتِکَ وَ سَلا َمِکَ».[2] .
خداوندا بر محمّد بنده خود و فرستادهات و بر خاندان پاکش درود فرست و ایشان را به برترین رحمتها و برکات و سلام خویش، اختصاص ده.
مؤمن که دلش از عشق ائمّه علیهم السلام و پیامبر صلی الله علیه وآله لبریز است، باز آرامش نیافته، برترین درودها و کاملترین برکتها و سودمندترین رحمتها را به پیامبر صلی الله علیه وآله و خاندان او نثار میکند.
«رَبِّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، الْمُنْتَجَبِ الْمُصْطَفَی الْمُکَرَّمِ الْمُقَرَّبِ، أَفْضَلَ صَلَوَاتِکَ، وَ بَارِکْ عَلَیهِ أَتَمَّ بَرَکَاتِکَ، وَ تَرَحَّمْ عَلَیهِ أَمْتَعَ رَحَمَاتِکَ».[3] .
پروردگار من، بر محمّد و خاندان محمّد که برگزیده، اختیار شده، گرامی و مقرّب داشته شدهاند، برترین درودهایت را بفرست و کاملترین برکتهایت را بر او روان ساز و با سودمندترین رحمتهایت، بر او رحمت فرست.
پی نوشت ها:
[1] صحیفه سجادیه، دعای 42، فراز 22.
[2] صحیفه سجادیه، دعای 24، فراز 1.
[3] صحیفه سجادیه، دعای 47، فراز 50.
«وَ السَّلا َمُ عَلَیهِ وَ عَلَی آلِهِ الطَّیبِینَ الطَّاهِرِینَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ».[1] .
و درود و رحمت و برکات فزاینده خداوند بر پیامبر صلی الله علیه وآله و بر خاندان او که پاکیزگان و پاکانند باد. مؤمنان از خداوند میخواهند نه تنها برکتها و رحمتهایش را بر ائمّه علیهم السلام ارزانی دارد، بلکه بهترینها را نثار ایشان نماید.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ، وَ أَهْلِ بَیتِهِ الطَّاهِرِینَ، وَ اخْصُصْهُمْ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِکَ وَ رَحْمَتِکَ وَ بَرَکَاتِکَ وَ سَلا َمِکَ».[2] .
خداوندا بر محمّد بنده خود و فرستادهات و بر خاندان پاکش درود فرست و ایشان را به برترین رحمتها و برکات و سلام خویش، اختصاص ده.
مؤمن که دلش از عشق ائمّه علیهم السلام و پیامبر صلی الله علیه وآله لبریز است، باز آرامش نیافته، برترین درودها و کاملترین برکتها و سودمندترین رحمتها را به پیامبر صلی الله علیه وآله و خاندان او نثار میکند.
«رَبِّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، الْمُنْتَجَبِ الْمُصْطَفَی الْمُکَرَّمِ الْمُقَرَّبِ، أَفْضَلَ صَلَوَاتِکَ، وَ بَارِکْ عَلَیهِ أَتَمَّ بَرَکَاتِکَ، وَ تَرَحَّمْ عَلَیهِ أَمْتَعَ رَحَمَاتِکَ».[3] .
پروردگار من، بر محمّد و خاندان محمّد که برگزیده، اختیار شده، گرامی و مقرّب داشته شدهاند، برترین درودهایت را بفرست و کاملترین برکتهایت را بر او روان ساز و با سودمندترین رحمتهایت، بر او رحمت فرست.
پی نوشت ها:
[1] صحیفه سجادیه، دعای 42، فراز 22.
[2] صحیفه سجادیه، دعای 24، فراز 1.
[3] صحیفه سجادیه، دعای 47، فراز 50.
:: ادامه مطلب
«سلام» نوعی اعلام تحیت و درود به مخاطب است. در زبان عربی میتوانیم سلام را به صورت «نکره» ذکر کرده و بگوییم: سلامٌ علیک. همچنان که در قرآن کریم میخوانیم: «سَلا َمٌ عَلَیهِ یوْمَ وُلِدَ وَ یوْمَ یمُوتُ».[1] . سلام بر او (یحیی) باد، روزی که تولّد یافت و روزی که میمیرد.
«سَلا َمٌ عَلَی عِبَادِهِ الَّذِینَ اصْطَفَی».[2] . سلام بر بندگان خدا، همانها که برگزیده شدند.
نیز میتوانیم سلام را به صورت «معرفه» بگوییم و شاید وقتی در مقابل مخاطب قرار گرفتهایم و ضمیر «عَلی» را حاضر ذکر مینماییم، به صورت معرفه از جهت لفظ زیبندهتر و از جهت معنا رساتر باشد. «وَ السَّلا َمُ عَلَی یوْمَ وُلِدتُّ وَ یوْمَ أَمُوتُ وَ یوْمَ أُبْعَثُ حَیا».[3] .
و سلام بر منِ (عیسی) باد، روزی که متولّد شدم و روزی که خواهم مُرد و روزی که زنده شده، برانگیخته خواهم شد. «محال» جمع محل و به معنی مکان و جایگاه است. منظور از این جمله آن است که ائمّه اطهار علیهم السلام در اوج خداشناسی واقعی قرار دارند و جایگاه آنان با عبادت و اطاعت خداوند، در مقام رفیع بندگی خداوند و خداپرستی حقیقی قرار دارد و خداوند جز از طریق آنان شناخته نمیشود. چرا که آنان با بیان توحید و صفات خداوند، درس کامل خداشناسی و معرفت به باری تعالی و خداپرستی را به ما آموختهاند.
پی نوشت ها:
[1] سوره مبارکه مریم، آیه 15.
[2] سوره مبارکه نمل، آیه 59.
[3] سوره مبارکه مریم، آیه 33.
نیز میتوانیم سلام را به صورت «معرفه» بگوییم و شاید وقتی در مقابل مخاطب قرار گرفتهایم و ضمیر «عَلی» را حاضر ذکر مینماییم، به صورت معرفه از جهت لفظ زیبندهتر و از جهت معنا رساتر باشد. «وَ السَّلا َمُ عَلَی یوْمَ وُلِدتُّ وَ یوْمَ أَمُوتُ وَ یوْمَ أُبْعَثُ حَیا».[3] .
و سلام بر منِ (عیسی) باد، روزی که متولّد شدم و روزی که خواهم مُرد و روزی که زنده شده، برانگیخته خواهم شد. «محال» جمع محل و به معنی مکان و جایگاه است. منظور از این جمله آن است که ائمّه اطهار علیهم السلام در اوج خداشناسی واقعی قرار دارند و جایگاه آنان با عبادت و اطاعت خداوند، در مقام رفیع بندگی خداوند و خداپرستی حقیقی قرار دارد و خداوند جز از طریق آنان شناخته نمیشود. چرا که آنان با بیان توحید و صفات خداوند، درس کامل خداشناسی و معرفت به باری تعالی و خداپرستی را به ما آموختهاند.
پی نوشت ها:
[1] سوره مبارکه مریم، آیه 15.
[2] سوره مبارکه نمل، آیه 59.
[3] سوره مبارکه مریم، آیه 33.
:: ادامه مطلب
قال رسول اللّه صلی الله علیه وآله: «اَلا اِنَّ اَبْرارَ عِتْرَتی و اَطائِبَ أرومتی اَحْلَمُ النَّاسِ صِغاراً و اَعْلَمُ النَّاسِ کِباراً فَلا تُعَلِّمُوهُم فَاِنَّهُمُ اَعْلَمُ مِنْکُم».[1] .
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند: آگاه باشید نیکان خاندان من و پاکترین تبار من، در خُردسالی خردمندترین مردم و در بزرگسالی داناترین آنها هستند. پس به آنان دانش نیاموزید که داناتر از شمایند.
پی نوشت ها:
[1] احتجاج، ج 2، ص 224.
پی نوشت ها:
[1] احتجاج، ج 2، ص 224.
:: ادامه مطلب
«برهان» به معنی سفید شدن و روشن گشتن شیء است و روشنترین و مؤکّدترین و محکمترین دلیل بر مدّعا را «برهان» مینامند و لذا بایستی همواره مقتضی صدق و درستی مدّعا باشد. یکی از اسماء خداوند، «برهان» است. امام هادی علیه السلام، خداوند را در دعاهای خود اینگونه صدا میکند: «یا سُبْحانُ یا غُفْرانُ یا بُرْهانُ یا سُلْطانُ...».[1] .
ای منزه، ای آمرزنده، ای برهان، ای پادشاه... چرا که به وجود خداوند متعال، حق از ناحق روشن میشود و او روشنترین و مؤکدترین و محکمترین دلیل بر وجودِ خودش است و همواره مقتضی صدق و درستی است. در قرآن کریم میخوانیم: «یآ أَیهَا النَّاسُ قَدْ جَآءَکُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَ أَنزَلْنَآ إِلَیکُمْ نُورًا مُّبِینًا».[2] .
ای مردم، دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمد و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم. در احادیث فراوانی «برهان» به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و «نور» به علی علیه السلام تفسیر شده است. چرا که پیامبر صلی الله علیه وآله، روشنترین و محکمترین دلیل بر وجود خداوند و راه مستقیم است. قال الصادق علیه السلام: «البُرْهانُ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه وآله وَ النُورُ عَلی علیه السلام».[3] . امام صادق علیه السلام فرمودند: برهانْ پیامبر اکرم محمّد صلی الله علیه وآله است و نور، علی علیه السلام میباشد. در بعضی از احادیث «نور» و «برهان» به چهارده معصوم علیهم السلام تفسیر شده است. چرا که ائمّه معصومین علیهم السلام بر کمال ذات خداوند دلالت میکنند و روشنترین و مؤکدترین و محکمترین دلیل بر افعال و صفات خداوند میباشند.
پی نوشت ها:
[1] بحارالانوار، ج 92، ص 376.
[2] سوره مبارکه نساء، آیه 174.
[3] تفسیر العیاشی، ج 1، ص 285.
ای مردم، دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمد و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم. در احادیث فراوانی «برهان» به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و «نور» به علی علیه السلام تفسیر شده است. چرا که پیامبر صلی الله علیه وآله، روشنترین و محکمترین دلیل بر وجود خداوند و راه مستقیم است. قال الصادق علیه السلام: «البُرْهانُ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه وآله وَ النُورُ عَلی علیه السلام».[3] . امام صادق علیه السلام فرمودند: برهانْ پیامبر اکرم محمّد صلی الله علیه وآله است و نور، علی علیه السلام میباشد. در بعضی از احادیث «نور» و «برهان» به چهارده معصوم علیهم السلام تفسیر شده است. چرا که ائمّه معصومین علیهم السلام بر کمال ذات خداوند دلالت میکنند و روشنترین و مؤکدترین و محکمترین دلیل بر افعال و صفات خداوند میباشند.
پی نوشت ها:
[1] بحارالانوار، ج 92، ص 376.
[2] سوره مبارکه نساء، آیه 174.
[3] تفسیر العیاشی، ج 1، ص 285.
:: ادامه مطلب
|
» تعداد مطالب : 239
» کل نظرات : 23
» بازديد کل : 47457
» تاریخ ایجاد وبلاگ :
پنج شنبه 4 اردیبهشت 1393
» آخرين بروز رساني :
جمعه 8 اردیبهشت 1396
» کل نظرات : 23
» بازديد کل : 47457
» تاریخ ایجاد وبلاگ :
پنج شنبه 4 اردیبهشت 1393
» آخرين بروز رساني :
جمعه 8 اردیبهشت 1396
تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به امام علی النقی علیه السلام مي باشد

